من چشمایی رو میخواستم که در حاشیه ی جهان منو ببینه ، در میون جمعیت منو پیدا کنه ، با همه ی جزئیات منو بشناسه و شکستگیامو طوری دوست داشته باشه که انگار هیچ مرهمی لیاقت زخمامو نداره . ولی انگار راجبت اشتباه میکردم من معذرت میخوام .
وقتی رفاقتتون با یکی تموم میشه همهی رازهاتون رو پیش خودتون نگهدارید ؛ پایان رفاقته ، پایان شرافت که نیست .
بدجور بین دختر لوس که دلش میخواد یکی ازش مراقبت کنه و نمیشه بغلش کنه و یه دختر سلیطه که هیچ جوره دلش نمیخواد تنهاییش رو با کسی تقسیم کنه گیر کردم .
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
یه بار دیگه اورثینک کنم بعدش فقط خواب خواب خواب .
مواقعی هست که با آدم درست تو زمان اشتباه آشنا میشی و بعدش فقط حسرت حسرت حسرت !
من آدمی هستم که همهی تلاشم و برای نگهداشتنت میکنم ؛ صدم رو برات میذارم ، اما وقتی که ببینم قدر نمیدونی ؛ دیگه خسته میشم ازت ، دیگه میبُرم ؛ میذارم هرجا که میخوای بری ، بری ...