من درحال نگاه کردن به عکسش و فکر کردن به اینکه یه پسر چقدر میتونه احمق باشه که دختری مثل منو از دست بده .
رابطه بامن اینجوریه که یهو توی فضای رمانتیک بهت میگم عه تنهایی آدامس خرسی خوردی تک خور ؟
دهنت بوی آدامس خرسی میده .
دهنت بوی آدامس خرسی میده .
𝘽𝙪𝙗𝙗𝙡𝙚
سلام . به جان خودم هنوزم منتظرم بگی این شوخیه بچهگانه رو تموم میکنی و میای .
سلام .
دیگه هیچ اصراری به آدم خوبی بودن ندارم بهم سیلی بزنی قلبتو تیکه پاره میکنم .
دیگه هیچ اصراری به آدم خوبی بودن ندارم بهم سیلی بزنی قلبتو تیکه پاره میکنم .
دیگه نه دلم دور زدن میخواد ، نه جمع های شلوغ . نه داد و بیداد و بیدار کردن ، نه حتی قدم زدن و کافه رفتن ، حتی دیگه همه سیب زمینی های سرخ شدمم مال شما .
خستس ؛ روحمو میگم خستس منو بذارید همین گوشه بمونم و حرف نزنم .
خستس ؛ روحمو میگم خستس منو بذارید همین گوشه بمونم و حرف نزنم .
سلام .
حقیقتا هنوز برام هضم نشدی .
هنوز بهت فکر میکنم هنوز وقتی از خواب پا میشم ناخود آگاه میرم سمت گوشی که بهت زنگ بزنم تا صدای تو اولین صدایی باشه که میشنوم توو این مدتی که دیگه با هم نیستیم با آدمای زیادی آشنا شدم با آدمای خیلی زیادی حرف زدم هرکاری که میدونستم دوست نداشتی بکنم و رو کردم هرجایی که میدونستم دوست نداشتی برم و رفتم هر حرفی که میدونستم دوست نداشتی بزنم و زدم . مثل تو من میدونم تو میدونی من چقدر هر لحظمو با فکر کردن به تو میگذرونم میدونم از گفتنشم خجالت نمیکشم تو ولی فکر میکردی میکشم ولی نمیکشیدم و نمیکشم خیلی سعی کردم عادت کنم .
خیلی سعی کردم فکر نکنم .
بهتم گفته بودم هیچوقت عادت نمیکنم نه به بودنت نه نبودنت .
تو ولی باور نمیکردی به یه جایی رسیدم که دیگه نمیدونم باید کی یا چی رو به عنوان مقصر توو ذهنم بشناسم انگار همه مقصرن و هیچکس مقصر نیست دوباره گم شدم به همه گفتم دیگه هرگز نمیخوام با هیچکس وارد رابطه شم به همه گفتم جلومو بگیرن به همه گفتم دیگه بیشتر از این تنها نمیشم و این خوبه .
من همیشه مهم بودنو دوست داشتم مهم بودن پیش تورو دوست داشتم دارم . نمیتونم دست بردارم از عوضی بودن منزوی بودن بی رحم بودن بی حس بودن و هزار تا بودنه دیگه که بعد از تو توی من زیادتر از قبل شدن نمیتونم دست بردارم .
از نگاه کردن به عکسات حرفات موهات چشمات چشمات چشمات نمیتونم دست بردارم .
ولی خب این دفعه دیگه زورم نرسید بخون و مثل همیشه هیچکاری نکن شببخیر .
حقیقتا هنوز برام هضم نشدی .
هنوز بهت فکر میکنم هنوز وقتی از خواب پا میشم ناخود آگاه میرم سمت گوشی که بهت زنگ بزنم تا صدای تو اولین صدایی باشه که میشنوم توو این مدتی که دیگه با هم نیستیم با آدمای زیادی آشنا شدم با آدمای خیلی زیادی حرف زدم هرکاری که میدونستم دوست نداشتی بکنم و رو کردم هرجایی که میدونستم دوست نداشتی برم و رفتم هر حرفی که میدونستم دوست نداشتی بزنم و زدم . مثل تو من میدونم تو میدونی من چقدر هر لحظمو با فکر کردن به تو میگذرونم میدونم از گفتنشم خجالت نمیکشم تو ولی فکر میکردی میکشم ولی نمیکشیدم و نمیکشم خیلی سعی کردم عادت کنم .
خیلی سعی کردم فکر نکنم .
بهتم گفته بودم هیچوقت عادت نمیکنم نه به بودنت نه نبودنت .
تو ولی باور نمیکردی به یه جایی رسیدم که دیگه نمیدونم باید کی یا چی رو به عنوان مقصر توو ذهنم بشناسم انگار همه مقصرن و هیچکس مقصر نیست دوباره گم شدم به همه گفتم دیگه هرگز نمیخوام با هیچکس وارد رابطه شم به همه گفتم جلومو بگیرن به همه گفتم دیگه بیشتر از این تنها نمیشم و این خوبه .
من همیشه مهم بودنو دوست داشتم مهم بودن پیش تورو دوست داشتم دارم . نمیتونم دست بردارم از عوضی بودن منزوی بودن بی رحم بودن بی حس بودن و هزار تا بودنه دیگه که بعد از تو توی من زیادتر از قبل شدن نمیتونم دست بردارم .
از نگاه کردن به عکسات حرفات موهات چشمات چشمات چشمات نمیتونم دست بردارم .
ولی خب این دفعه دیگه زورم نرسید بخون و مثل همیشه هیچکاری نکن شببخیر .