به زور خودشونو تو بغلت جا میدن، به زور کاری میکنن که تو از خودت دور شی، دستاتو باز میکنن و جا باز میکنن. بعد هر بار تکرار اینکار؛ تو نرم تر میشی، راحت تر جا میشن. اما وقتی دستاتو باز میکنی تا اغوشت بگیرن، میرن؛ میرن و تو با دستای باز همون جا و همون حالت خشک میشی بعد از یه مدت دستاتو تو جیبت میکنی
محکم
محکم
محکم
همون بهتر که اصلا دست نداشته باشی؛ قطعشون کنی!
محکم
محکم
محکم
همون بهتر که اصلا دست نداشته باشی؛ قطعشون کنی!
انگار ولم کردن وسط یه زمینی که توش پر شیشست بهم گفتن بدو بدو تا برسی بهش اهمیت نده به دل نگیر که دوست نداره تو که دوسش داری بدو دنبالش از پشت دستشو بگیر. انگار هرچی دوییدم ازم دور تر شد و هیچ وقت دستم بهش نرسید پاهام خستس، زخمیو خونیه؛ توش کلی شیشه خوردس. راستی پا قلب دوم آدمیزاده دیگه مگه نه؟!!