بلاک کردنت کافی نیست شماره مامان بابات بده زنگ بزنم بگم ریدن با این بچه تربیت کردنشون.
من از راهی اومدم که نه نور داشت نه رد پایی؛
بعدش فهمیدم که نه تاریکی ترس داره نه تنهایی!
بعدش فهمیدم که نه تاریکی ترس داره نه تنهایی!
حالم مثل شبیه که برف تا صبح آب شد و مدرسه تعطیل نشد، مثل وقتی که حرفتو نزدی چون بغضت شکست، مثل وقتیه ک بودم ولی تو نبودی، مثل دروغهایی که قلبمو باهاش تیکه تیکه کردی.همینقدر غمگین همینقدر حس بد.