تو با حرفات، نگاهت، کارات، یه چاقوی بزرگ و تیز و فرو کردی بارها تو قلبم به قصد کشت، اما وقتی قلبم داشت خونریزی میکرد و نفس های اخرم بود.دستت و گذاشتی رو قلب خودت و وانمود کردی خونی که ریخته، از وجود تو میاد.ببین چقدر کصکشی تو😂.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👩🏻🎤' منحالمباطُحتیبیدلیلهمخوبه❕
به راستی،خستهتر از آنیم که تن به مرگ
دهیم
هنوز بیداریم و زنده، اما در گورخانهها!
دهیم
هنوز بیداریم و زنده، اما در گورخانهها!