وقتی از زندگی کسی میرین بیرون، درم پشتتون ببندین؛ محکم، خیلی محکم؛ یه جوری که تمام دیوارای اتاق رو سرش خراب بشن. یه جوری ک دوباره سمت امثال شما کصکشا رفت همون صدا تو سرش اِکو شه.
یه حس سردرگمی مثل اینو دارم که نمیدونم کل راهو اشتباه رفتم یا درست،اگه بخوام برگردم سنگ ریزه ها نابودم میکنن و اگه بخوام ادامه بدم همین دور ورا جسدمو پیدا میکنن.
تازگیا به یه درکی رسیدم اینکه کسی ذره ایی تردید واسه رفتن داشت با بلند ترین انگشتم بهش راه سیکشو نشونش بدم.
وقتی داری از تغییر رفتارم ناراحت میشی به اینکه ممکنه دلیلش خودت باشی هم فکر کن!