کوروش وسط کنسرت به اون شلوغی زنگ میزنه به هلیا براش اهنگ میخونه، بعد مال ما تایمی که با دوستاش بیرونه یجوری رفتار میکنه انگار اصلا وجود خارجی نداریم.
ببوسمت؟
نگات کنم؟
قهوه دم کنم بغلت بگیرم؟
بگو چیکار کنم که از قاب عکست بلند شی و بیایی و دوباره کنارم بشینی و من دوباره احساس کنم دنیا مال منه.
نگات کنم؟
قهوه دم کنم بغلت بگیرم؟
بگو چیکار کنم که از قاب عکست بلند شی و بیایی و دوباره کنارم بشینی و من دوباره احساس کنم دنیا مال منه.
وقتی از زندگی کسی میرین بیرون، درم پشتتون ببندین؛ محکم، خیلی محکم؛ یه جوری که تمام دیوارای اتاق رو سرش خراب بشن. یه جوری ک دوباره سمت امثال شما کصکشا رفت همون صدا تو سرش اِکو شه.