اونجایی که کلاه قرمزی هر کاری کرد نتونست به چیزی که بخواد برسه و دیگه خسته و ناامید کفشاش رو درآورد و رفت روی صندوق عقبِ یه ماشین نشست.امشب فقط همون.
من هم برای پیدا کردن دوستای جدید پیر شدم، هم برای نگه داشتن روابطم به کیفیت قبل؛
بهتره بکشم بیرون کلا.
بهتره بکشم بیرون کلا.
دلم تنگ شده یکی به جای روحم به جسمم زخم بزنه.دلم تنگ شده دهنم مزه ی خون و شیرینی وانیلی بده، اما قلبم بوی فاضلاب نده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
^ Твои руки стали моей киблой 🥃.
اکسم انقدر دروغگو بود ک یبار بهم گفت صبح بخیر مجبور شدم برم بيرون ببینم صبحه یا نه😂.
دلم میخاد یه طومار درمورد احساسات تخمیای ک دارم بنویسم بکوبمش تو صورت هرکی ک رفتارای تخمیش رو عصابمه.ولی خپ یه مشکلی اینجاست حتی ارزش اینکارم ندارن=)