ي نفر با صداى بلند موسيقى گوش ميكنه، مردى مدام سيگار ميكشه، زنى هنگام آشپزى ترانه اى غمگين زمزمه میكنه، دخترى به بهونهى فيلم اشك ميريزه، پسرى نيمه شب در خيابون پرسه ميزنه...
همه دلتنگيم..
همين.
همه دلتنگيم..
همين.
برای بدست اوردنت خیلی چیزارو از دست دادم ولی در اخر نه تورو بدست اوردم و نه از دست داده هام برگشتن!
تو یه وضعیت نامتعادل روحی قرار دارم که به اندازهی تمام وقتایی که با جنبه بودم و بهم برنخورده الان داره بهم برمیخوره.
حسایی که من با تو تجربه کردم رو حتی دیگه نمیتونم با خودت باز تجربه کنم چه برسه به یه نفر دیگه.
One Mood (Ft Liona)
Vinak
میخاستمبدیمونفهمینری
تَشفهمیدمخودتبدترینبدی؛عوضیترین!-
تَشفهمیدمخودتبدترینبدی؛عوضیترین!-
با تو بودن یعنی؛ شکستن و خورد شدن خودم، له شدن غرور و احساساتم، از بین رفتن هر چی حس خوب، فراموش کردن لبخند واقعی. آره، همیشه فک میکردم با تو بودن شیرینه!
اما نیست، با تو بودن یعنی از بین بردن خودم=).
اما نیست، با تو بودن یعنی از بین بردن خودم=).
مثل کسی که وانمود میکنه قلبش درد میگیره و وقتی میبینه برای کسی مهم نیست، قلبش درد میگیره!