شاید وقتی یه آدم که بهتون خیلی نزدیک بوده براتون تموم بشه، پیامش رو دیر سین کنید، دیر جواب بدید، باهاش حرف نزنید، یا حتی حذفش کنید. ولی اگه کسی برای من تموم بشه سرعت جواب دادنم به پیامش تغییر نمیکنه یا حتی حذف نمیشه، به جاش دیگه غر نمیزنم، دیگه عکسای جدیدمو با ذوق نشونش نمیدم، دیگه تند تند و با هیجان از روزمرگیام براش نمیگم، جواب همه ی چه خبر ها میشه سلامتی، جواب همه ی چیکار میکنی ها میشه هیچی و جواب همه ی چطوری ها حتی اگه خوب نباشم هم میشه خوبم تو چطوری؟ من ممکنه تو دلم آدمارو بذارم کنار و اونا هیچ وقت متوجهش نشن، ممکنه با خیلیا در ارتباط باشم ولی اون آدم برای من تموم شده باشه و بلعکس.
همزمان هم دلم میخاد بلندشم برای آیندم بجنگم هم میخام بلند شم برم خودمو از رو پشت بوم بندازم پایین، میفهمین چی میگم؟ نه نه نه نمیفهمین!
تو مدرسه هر وقت از درس عقب بودیم زنگ ورزش، هنر رو از ما میگرفتن چون اون زنگها حالمون خیلی خوب بود؛ شادی تو خندههای اون زنگها بود که برامون معنا میداد. زندگی ام مثل مدرسه بود هروقت زورش بهمون نمیرسید، میومد آدمها و لحظههایی رو ازمون میگرفت که میدونست لحظههامون با وجود هموناست که معنا داره.
Eyde Emsal
Amir Tataloo
امسالکنشدولیخپسالدیگدوسدارمهرجاکهستیباشم=).