بیگانه
15.2K subscribers
5.31K photos
118 videos
57 files
2.53K links
🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.

لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me
Download Telegram
V: Because while the truncheon may be used in lieu of conversation, words will always retain their power. Words offer the means to meaning, and for those who will listen, the enunciation of truth. And the truth is, there is something terribly wrong with this country, isn't there? Cruelty and injustice, intolerance and oppression. And where once you had the freedom to object, to think and speak as you saw fit, you now have censors and systems of surveillance coercing your conformity and soliciting your submission. How did this happen? Who's to blame? Well certainly there are those more responsible than others, and they will be held accountable, but again truth be told, if you're looking for the guilty, you need only look into a mirror. I know why you did it. I know you were afraid. Who wouldn't be? War, terror, disease. There were a myriad of problems which conspired to corrupt your reason and rob you of your common sense.
There were a myriad of problems which conspired to corrupt your reason and rob you of your common sense. Fear got the best of you, and in your panic you turned to the now high chancellor, Adam Sutler. He promised you order, he promised you peace, and all he demanded in return was your silent, obedient consent. Last night I sought to end that silence. Last night I destroyed the Old Bailey, to remind this country of what it has forgotten. More than four hundred years ago a great citizen wished to embed the fifth of November forever in our memory. His hope was to remind the world that fairness, justice, and freedom are more than words, they are perspectives. So if you've seen nothing, if the crimes of this government remain unknown to you, then I would suggest you allow the fifth of November to pass unmarked. But if you see what I see, if you feel as I feel, and if you would seek as I seek, then I ask you to stand beside me one year from tonight, outside the gates of Parliament, and together we shall give them a fifth of November that shall never, ever be forgot.

Ps. This is our fifth of November
کانفیگ V2Ray رایگان هر روز توی چنل گذاشته میشه.
تو این روزای سخت لازم نیست هزینه بدی یا فیلترشکن بخری.
چنل: @xixv2ray
این چنل مخاطبینش اکثرا در ایرانن و من این رو می‌نویسم تا وقتی برگشتید بخونید. این فکرهای این روزهای منه: در این سال‌ها خیلی از آدم‌هایی که منو می‌خوندن به من گفتن از من یاد گرفتن. این روزها، شما معلم من بودید. چیزی بیش از معلم. الهام. قهرمان. الگو. من از شما آزادی و شجاعت رو یاد گرفتم و یاد می‌گیرم. و با خودم سوگند یاد کردم که در آینده، تلاش کنم در قد و قامتی قرار بگیرم که بتونم از این آزادی و شجاعت همواره صحبت کنم و اونچه که به من یاد دادید رو به دیگران یاد بدم. پایان اینان، ادامه‌ی طلوع شماست و من حالا به خوبی می‌دونم چقدر جا برای یاد گرفتن وجود داره و چقدر باید با صبوری، به رشد کردن ادامه بدم تا روزی بتونم نقشی مهم و حقیقی ایفا کنم. نقشی مهم و حقیقی که به نتایجی مهم و حقیقی دست پیدا کنه و درنهایت، منجر به تغییری بشه. امیدوارم بتونم در این قد و قامت ظاهر بشم.
پ‌ن: این روزها به خودم حق ندادم از احوالاتم بنویسم. کارهایی که از دستم برمیومد رو انجام دادم و باقی رو مثل همه‌ی ایرانی‌های مهاجرت کرده اورتینک کردم و فشار بزرگش رو احساس کردم. این روزها اما چیزی در جریان بود که من بودن من در قبالش اهمیتی نداشت و اون ملت شریف و شجاع بودن شما بود. من حالا دیگه هیچ آرزویی جز آزادی برای ایران ندارم. انگار که هرگز آرزوی دیگری نداشته بوده باشم. بنامِ آزادی. بنامِ ایران.
18
دل قوی‌دار، سحر نزدیک‌است.
21
Western tradition mistakenly assumes that the greatest evils of mankind arise from selfishness. But in our century, evil has proven to be more radical than was previously thought. And we now know that the truest evil, the radical evil, has nothing to do with selfishness or any such understandable, sinful motives. Instead, it is based on the following phenomenon: making human beings superfluous as human beings. The entire concentration camp system was designed to convince the prisoners they were unnecessary before they were murdered. In the concentration camps men were taught that punishment was not connected to a crime, that exploitation wouldn't profit anyone, and that work produced no results. The camp is a place where every activity and human impulse is senseless. Where, in other words, senselessness is daily produced anew. So to summarize: If it is true that in the final stage of totalitarianism, an absolute evil emerges, absolute as it no longer relates to human motives, then it is equally true that without it, without totalitarianism, we would never have known the truly radical nature of evil.
Hannah Arendt 2012


ترجمه (ChatGPT)
سنت فکری غرب به‌اشتباه فرض می‌کند که بزرگ‌ترین شرورهای بشریت از خودخواهی سرچشمه می‌گیرند. اما در قرن ما، شرّ نشان داده است که ریشه‌ای بسی رادیکال‌تر از آن دارد که پیش‌تر تصور می‌شد. و اکنون می‌دانیم که راستین‌ترین شرّ، شرّ رادیکال، هیچ ارتباطی با خودخواهی یا انگیزه‌های قابل‌فهم و گناه‌آلودِ مشابه ندارد. بلکه بر پدیده‌ای استوار است با این مضمون: زائد و بی‌مصرف جلوه دادنِ انسان‌ها به‌عنوان انسان.

تمام نظام اردوگاه‌های کار اجباری برای آن طراحی شده بود که پیش از قتل، زندانیان را متقاعد کند که وجودشان ضرورتی ندارد. در اردوگاه‌های کار اجباری، به انسان‌ها آموخته می‌شد که مجازات هیچ ارتباطی با جرم ندارد، بهره‌کشی سودی برای هیچ‌کس به همراه نمی‌آورد، و کار هیچ نتیجه‌ای تولید نمی‌کند. اردوگاه مکانی است که در آن هر فعالیت و هر انگیزش انسانی بی‌معناست؛ جایی که، به بیان دیگر، بی‌معنایی هر روز از نو تولید می‌شود.

پس در جمع‌بندی: اگر درست باشد که در مرحله نهایی توتالیتاریسم، شری مطلق پدیدار می‌شود—شری مطلق از آن رو که دیگر به انگیزه‌های انسانی مربوط نمی‌شود—به همان اندازه درست است که بدون آن، بدون توتالیتاریسم، هرگز به ماهیت واقعاً رادیکال شرّ پی نمی‌بردیم.
1
ایران آزاد : اولین کانال تولید کانفیگ v2ray توسط هوش مصنوعی در تلگرام فعالیت خودشو شروع کرد.🍓
اگر بنا به گفتن باشه، خیلی چیزها از دموکراسی برای گفتن مهم‌ترن. مثلا مهمه که بفهمیم در نهایت، اغلب دعواها بر سر سیستم سیاسی و حقوق فردی و جمعی از جواب به این سوال نشات می‌گیره: آیا فرد به تنهایی قادره بهترین تصمیم رو برای خودش بگیره؟ آیا فرد به تنهایی، قادره بفهمه چه زمانی منافعش و آزادیش به خطر افتاده؟ اینکه جواب شما به این سوالات چیه، تعیین کننده‌ی اینه که در مباحث سیاسی، به کدوم سمت تمایل دارید و چه سیستمی رو می‌خواید برگزینید. هرچیزی هم جوابتون باشه، قابل اثبات نیست. شما اگر به این دو سوال، نه بگید یا بله بگید، نمی‌تونید اثباتی بیارید بلکه یک سری پیش‌فرض ابتدایی هستن. یک‌سری پیش‌فرضی که عینکی می‌شن تا باهاش جهان رو ببینید. هیچ خط وسط، هیچ سنتزی ندارن. شما یا بله می‌گید و یا خیر و این پیش‌فرض که جنسش از اعتقاد و شرط‌بندیه (چون قابل اثبات و پیش‌بینی نیست) تازه یک عینک اولیه می‌شه برای اینکه باهاش بشریت رو نگاه کنید و از طریف اون لنز رفتارهای انسانی رو می‌سنجید و همه‌ی اون رفتارها، با اعتقاد پیشین شما جور درمیاد. چرا؟ چون تفکر انسانی و نظام معنایی انسان، مثل ویدئوگیم‌ها، به جایی داره که وقتی بهش برسید از اون فراتر نمی‌تونید برید. دیگه از اون ریزترش نمی‌تونید بکنید. سنگ بنای اولیه‌ی تفکره. همچین گزاره‌ای، یک گزاره‌ایه که شما نمی‌تونید ازش عبور کنید و عقب‌تر برید و ریزترش کنید. هراستدلالی که براش بخواید بیارید، باز خودش از همین پیش‌فرض و اعتقاد شما و جواب شما به این سوال پیشروی می‌کنه. راهی نیست که از دست این دو خلاص شیم. از طرفی ادعای اینکه طیف وجود داره به دلیل اینکه قابل اندازه‌گیری نیست و قابل اثبات نیست صرفا راه رو برای این باز می‌ذاره که اگر کسی خواست سواستفاده کنه، بکنه. به عبارتی هروقت هرکسی زور بیشتری داشت و صدای بلندتری، می‌تونه مرز اینکه انسان کجا به صورت فردی می‌فهمه و که نمی‌فهمه رو تغییر بده و این تضمینی رو درپی نداره. از اونجایی که یک اعتقاده، یک صفر و یک مطلقه. جواب شما یا بله‌است و یا خیر. اگر جواب شما بله باشه، با این حساب با حقوق مالکیت فردی موافقت دارید چرا که تصور می‌کنید هر فرد، به عنوان یک اقلیت منحصر به فرد، قادره برای خودش تصمیم بگیره و نیازمند واسطه، گروه و یا یک سیستم بزرگتری نیست که براش تصمیم بگیرن. اما اگر جواب شما این باشه که خیر، فرد قادر نیست خوب خودش رو به تنهایی بشناسه و یک سیستم، قادره خیرجمعی رو شناسایی کنه و کاری کنه که در راستای بهتر شدن باشه حتی اگر برای فرد خوشایند نباشه، اونوقت معتقدید فرد مالک تصمیماتش روی زندگیش، بدنش، حساب و کتابش و... نیست و به یک رستگاری زوری نیاز داره که این رستگاری رو سیستم تشخیص می‌ده حتی اگر برخلاف میل فردی باشه. جواب شما به این سوال، یک اعتقاد و پیش‌فرضه. یک شرط بندیه. غیرقابل اثباته. غیرقابل اندازه‌گیریه و غیرقابل بحثه. جواب یا بله‌است یا خیر. و این جواب از جنس مسائل پزیتیویستی نیست. پایه‌ی تمام تفکرات و نظام فکری شخصیه. از این رو باید دید روی کدوم یک از این دو می‌خوایم شرط ببندیم؟ کدومش احتمال خطارو کم می‌کنه؟ توی کدومش دست بازتری داریم که اگر خطا رفت تغییری ایجاد کنیم؟ و بعد تصمیم بگیریم به کدوم معتقدیم. باید درک کنیم این تصمیم‌گیری، از جنس شواهد، اعداد و حیث ساینتیفیک نیست که براش دنبال اثبات بگردیم بلکه یک گفتمانی با خود و خویشتنه. یک آینده‌نگری و مصلحت‌بینیه. کاری به واقعیت نداره. بیشتر به بایدها و اخلاقیات اجتماعی بستگی داره. مابقیش هم برای آیندست. امروز بحث دریای خونه.
3231
Many small people who in many small places do many small things that can alter the face of the world. Berlin, Germany. Mural in East Side Gallery.
هیچ کتاب تاریخی از کِش اومدن لحظات و سختی فردا کردن امروزها ننوشته بود. عمدتا اتفاقات مهم تاریخی در دو خط و نهایت دو پاراگراف می‌افتند و کسی برای ما نمی نویسه چی به سر آدمها اومد؟ آدم ها چطور گذروندن ؟ استراتژی بقاشون در شرایط سخت چی بود؟ اون غم بزرگ، اون فلج شدن و اون عذاب وجدان هارو چطور از سر گذروندن؟
با این حال فقط میشه متوسل شد به این مهم که تاریخ، تاریخ ایران به طور خاص، بارها و بارها مردمی رو به خودش دیده که باید از چنین شرایطی عبور میکردن گویی مردم همواره به صورت فعال راهی برای بقا پیدا کردن و حتی در دراز مدت فراتر از بقای ساده رفتن و نور بر سیاهی رو پیروز کردن. پس در این مورد، نه کتابها، نه تکنیک های روانشناسی و نه شرح اتفاقات میتونه به ماه راه حلی بده بلکه تک تک افراد جامعه به سختی قلقی از خودشون انگار قادر می‌شن پیدا کنن که فردی و جمعی، تاب بیارن.
یک مقاله ای می خوندم از زیست افراد در شرایط بحرانی جنگ که به صورت یک تحقیق انسان شناسی انجام شده بود: توی شرایط بحرانی بزرگترین سوال افراد جامعه این بود که آیا این نرماله؟ دائما وضعیت خودشون رو با حالت شوک تعریف میکردن و در نهایت می پرسیدن آیا این نرماله؟ و بعد در طی روایتها از زیستشون میشد دید چطور نرمال قدیم، جای خودش رو به نرمال جدید داده و آدم ها برای نپذیرفتن این نرمال جدید دائما مورد پرسش قرارش میدادن که آیا این نرماله؟ و بعد در نهایت برای گذر از بحران چون که مدتی طول میکشید، به این نتیجه رسیدن که این یک نرمال جدیده.
به رسمیت شناختن احساساتی که داریم و پیدا کردن قلق خودمون برای اینکه دوم بیاریم و بتونیم نور رو بر تاریکی پیروز کنیم خیلی مهمه گاهی قلق ما ممكنه ضد اون شرایط جمعی باشه که همه داریم طی می کنیم. ممکنه بهمون این حس رو بده که وای نکنه داریم نسبت به شرایط خیانت می کنیم و عذاب وجدان نیابتی میگیریم اما باید بین توان ادامه دادن و زیست کردنمون با فرسودگی و در سیاهچاله‌ی افسردگی پایین و پایین تر رفتن یکی رو انتخاب کنیم. دست کم شاید این برای عده‌ای از ما هنوز یک انتخاب باشه و بتونیم خودمون رو نجات بدیم.
یک زمانی اوایل کرونا، خواهرم مبتلا شده بود و تمایلی به غذا خوردن نداشت چون میگفت اون غذا نه تنها براش بیمزه است بلکه بوی خیلی بدی داره. اون لحظه فقط به ذهنم می رسید که این دقیقا مکانیزم ویروسه. اینکه نذاره فرد مبتلا غذا بخوره تا ضعیف تر بشه و راحت تر تکثیر بشه. پس آدمی هرچند سخت و به زحمت، باید غذارو بخوره تا اجازه نده مکانیزم دلخواه ویروس اتفاق بیفته و مبادا جونش در خطر جدی بیفته. درباره ی وضعیت کنونی هم که فکر میکنم می‌بینم غم و ناامیدی مکانیزم شرایطه و نمیشه خرده ای گرفت و گفت نباید اینطور باشه چرا که انقدر بزرگ و انقدر گسترده است که آدمی باید فقط رذل باشه تا اینجوری بگه. اما سرپا نگهداشتن خود توی این شرایط تصمیمیه که اجازه نده ویروس راحت تر تکثیر بشه.
بنده این روزها در پر فشارترین عذاب وجدان های زندگیم گیر کردم و بابت همچیز و همه کس عذاب وجدان دارم بابت نوشتن این کلمات عذاب وجدان دارم. بابت اینکه به آدم ها میگم در این سختی و بگایی لطفا بمون و کمتر بگا برو عذاب وجدان دارم. اما این حجم از ناامیدی و شکستگی ای که در آدمها می بینم تمام وجودم رو نگران میکنه. دوست دارم از همه بپرسم: مراقب خودت هستی؟ میدونی این روزها مراقب خودت بودن و امروز رو فردا کردن رو من می‌بینم و میدونم آسون بدست نیومده و لطفا و لطفا و لطفا ادامه بده که تو تنها نیستی. دیگرانی پیش از ما تونستن، می‌شه متوصل شد به قدرت اونها و گفت ما هم می‌تونیم.
حجم چیزی که تجربه می کنیم رو گاه فقط با خدا مارو حفظ کنه" می‌گذرونم و فکر می کنم حتی در این سیاهی، روزنه نوری میبینم. ایرانی ها سالیان سال آتشی مقدس رو از این صد سال به صد سال بعدی، پرشور و زنده منتقل می‌کردن و هزاران سال آتش رو شعله‌ور نگه می داشتن. برای من این روزها اون شعله آتیش سمبل امیده. انگار که در سخت ترین برهه‌ها امید رو از تمامی بادها و بوران‌ها حفظ کنی و به نسل بعدی بسپاری و نسل بعدی همین مسیر رو ادامه بده و ما هر سال و ما هر روز این شعله رو به فردا می‌رسونیم و این شعله رو به سال بعد می‌رسونیم و انگار گاهی در این حجم سیاهی کار ما همینه: مراقبت از این شعله. آدم هایی که کشته شدن و دیگه بین ما نیستن، اون‌ها شعله امیدی رو به ما دادن، اونها زندگی خواه بودن و حالا امروز ما وارث این شعله های امیدیم.
و در نهایت فکر می کنم مردم تا چیزکی نباشه چیزهایی نمی‌گن. مثلا نمی‌گن شاهنامه آخرش خوشه. ایرانی ها، حتما بین هزاره ها تجربه اش رو دارن، یه چیزی می‌دونن که می‌گن. باید اعتماد کرد. باید اعتقاد داشت. ما سر آینده شرط بستیم و جميع اوامر می‌گه حق با ایرانی‌هاست.
11
🕊 نسل شیک پاسارگادی 🕊
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
"چقدر قوی‌اید که این روزهارو فردا می‌کنید."
Forwarded from کتاب بیگانه
اوزبیو جیامبونه، کارگری اهل تورین که در ۵ آوریل ۱۹۴۴ در تورین به همراه کمیته نظامی ژنرال پروتی تیرباران شد، در نامه‌ای به همسرش نوشت: "... آیا کسانی که ما را محکوم کردند، اینقدر آرام هستند؟ مطمئناً نه! آنها معتقدند که با محکومیت‌های ما می‌توانند مسیر تاریخ را متوقف کنند؛ آنها اشتباه می‌کنند! هیچ چیز مانع پیروزی آرمان ما نخواهد شد. آنها فکر می‌کنند می‌توانند با ترور، لشکر بی‌شماری از مبارزان آزادی را متوقف کنند؟ آنها اشتباه می‌کنند! اما من باور ندارم که آنها این توهمات را داشته باشند: آنها مطمئناً می‌دانند که نمی‌توانند مسیر عادی وقایع را متوقف کنند، اما با ترور عمل می‌کنند تا لحظه حساب را تا حد امکان طولانی‌تر کنند."
#وصیتنامه‌های‌جبهه‌مقاومت‌ایتالیا
توضیحی کوتاه در باب تست جایگاه سیاسی
این روزها امکان داره با این تست و امثالش که جایگاه سیاسی شما رو در دو محور (اقتدارگرا - آزادی‌خواه) و (راست اقتصادی - چپ اقتصادی) بررسی می‌کنه رو به رو شده باشید و صحبت‌های مختلفی من‌باب آنالیز جایگاه افراد شنیده باشید اما این صحبت‌ها و آنالیزها پیچیده باشن و قابل درک نباشن و نتونید درک کنید چرا جایگاهی رو در این تست ممکنه کسب کنید. از این رو تصمیم گرفتم یادداشت کوتاه و ساده و روانی بنویسم که به دور از گفتمان‌های پیچیده‌ی آکادمیک، توضیح بده چی می‌شه که این می‌شه. برای خیلی‌ها ممکنه بدیهی و ساده باشه اما یه دوره‌ی کوتاه شاید بد نباشه:
محور اقتدارگرا - آزادی‌خواه: برای اینکه مشخص بشه شما کجا در این رِنج قرار دارید، باید دید چقدر شما حاضرید اختیار بلامانع به دولت بدید. هرچقدر شما بیشتر این اختیار بلامانع رو به دولت بدید، به سمت اقتدارگرایی حرکت می‌کنید. عمدتا در سوال‌ها، ممکنه دلایل بسیار خوبی مطرح بشه که در نگاه اول بنظر منطقی بیاد اینکه در شرایطی بحرانی و زمانی که مسئله‌ی خیرجمعی مطرحه، شما به دولت، یک اختیار بلامانع بدید. اینجا می‌شه از خود سوالاتی منطقی پرسید: آیا خیرجمعی‌ای قابل تعریفه؟ اگر بله ارتباطش با حقوق مالکیت فردی چیه؟ اگر بله، ارتباطش با خیر فردی چیه؟ اصلا این خِیر چیه؟ آیا این خیر جمعی، قابلیت این رو داره که به یک کلان روایت تبدیل شه تا صرفا ازش سواستفاده بشه؟ و در نهایت یک سوال بنیادین وجود داره که جواب تمامی این‌هارو مشخص می‌کنه: آیا جمع بر فرد برتری داره یا بلعکس؟ مشخصا جواب این سوال، همونطور که پیش از این نوشتم، قابلیت اثبات نداره بلکه یک باور بنیادینه و شما چه بله بگید یا چه خبر بگید، چون عینکش رو به چشم می‌زنید، قادرید شواهدی برای باورتون پیدا کنید. جایی در وسط هم وجود نداره. یک اعتقاد بنیادین، اعتقادیه که اساس فکری مارو تعیین می‌کنه و هرچیزی که پس از اون رو بگیم، حتی اگر قرار باشه استدلالی برای جوابمون به این سوال باشه، به طرز پارادوکسیکالی از خود این جواب نشات گرفته.
محور چپ اقتصادی - راست اقتصادی: اگر توی محور اول، شما درباره‌ی اختیارات قانونی و اجرایی بحث می‌کردید، توی این نمودار صرفا به بحث اقتصادیش می‌پردازیم. هرچقدر شما بیشتر موافق این باشید که دولت، در ساز و کار اقتصادی، بازار و تعیین قیمت‌ها دست داشته باشه، شما بیشتر به سمت چپ اقتصادی تمایل دارید. دوباره، ممکنه سوالات و موقعیت‌ها به طرزی چیده بشن که بنظر بیاد برای این مهم دلایل خوبی وجود داشته باشه، مثل زمان‌های بحرانی، گرانی و ... اما دوباره سوال‌های محور پیشین باید پرسیده بشه. حائز اهمیته که با دقت به این سوال جواب بدیم: کدوم یکی از این دو، ممکنه فرصت بیشتری رو برای سواستفاده ایجاد کنه؟ مسلما هیچ‌کدوم بی‌ایراد نیستن اما باید دید در دراز مدت، کدوم یک ممکنه امکان سواستفاده رو بوجود بیاره و کدوم یک ممکنه دست مارو از دادخواهی و نقد و به چالش کشیدن و کاری عملی در راستای حفظ حقوق کردن کوتاه کنه.
ما می‌تونیم همواره بر روی ذات خوب افراد، سیستم‌ها و دولت شرط‌بندی کنیم اما این شرط‌بندی تضمینی در جهت اینکه اگر این ذات خوب، وجود نداشت و رفته رفته به قهقهرا ممکنه بره وجود نداره. از این رو من شخصا، بیش از هرچیز، به این اهمیت می‌دم که در کدوم یک از این حالت‌ها، دست من به عنوان فرد بازه تا بتونم حقم رو مطالبه کنم و بتونم کاری عملی و حقیقی و فردی در قبال چیزی که مورد رضایتم نیست انجام بدم که منجر به تحقق خواسته باشه. به عبارت دیگه، در کدوم یکی از این سیستم‌ها، دست خالی ندارم و می‌تونم در گفتمانی شرکت کنم که فاصله‌ی من از نهاد قدرت، در کمترین فاصله‌ی خودش باشه تا بتونم کاری درقبال مطالبه‌ام انجام بدم. مسلما این درباره‌ی صرفا شخص من نخواهد بود و من دوست‌دارم برای تک تک انسان‌هایی که با من، روی این زمین زیست می‌کنن، صادق باشه چرا که من به مالکیت فردی بر روی بدن، تفکر، زندگی، زمین و دارایی اعتقاد دارم. امیدوارم این توضیح کوتاه کارآمد باشه تا بتونیم متوجه شیم چه تفکری از ما، موجب بدست آوردن چه جایگاهی در نمودار شده.
نکته مهم: این تست برای هر فرهنگ و هر نوع جمعی باید کمی آداپت بشه تا جواب سوالات دقیق‌تر در بیاد. الان صرفا به عنوان یک حالت کلی می‌شه دربارش صحبت کرد. ممکنه در فرهنگ ما مفاهیمی که ازش سوال شده کمی متفاوت‌تر نگاه بشه و لازمه سوالاتی جزئی‌تر داخلش گذاشته بشه. پس لازمه همواره نگاه شکاک خودمون رو حفظ کنیم اما صرفا برای اینکه از خودمون یه شناختی بدست بیاریم که چطور به این سوالات پاسخ می‌دیم، اتفاق بدی نیست.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ما قوم و خویش هم هستیم و خانواده ما، خانواده بزرگ ایران است. ما متعهدیم در یک ایران یکپارچه و دموکراتیک، در سایه حاکمیت قانون و پرچم شیروخورشید، به هرگونه تبعیضی پایان دهیم و آزادی‌های فردی و برابری شهروندان در برابر قانون را تضمین کنیم. ما برای آزادی و امنیت ایران ایستاده‌ایم.

پیام به هم‌میهنان همراه با نمایندگان «کنگره اقوام ملی‌گرای ایران»

@OfficialRezaPahlavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فوری 🚨💢🇺🇸 پرزیدنت ترامپ: لحظاتی پیش عملیات رزمی گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی را آغاز کردیم. (خطاب به مردم ایران) ساعت آزادی شما نزدیک است، از خانه خارج نشوید چون بمب‌ها همه جا خواهند بود. وقتی کارمان تمام شد، به شما اعلام می‌کنیم و شما کنترل را به دست خواهید گرفت - این فرصت شماست. هدف ما دفاع از مردم آمریکا از طریق از بین بردن تهدیدهای قریب‌الوقوع از سمت جمهوری اسلامی است. ما موشک‌های ‎ایران را نابود خواهیم کرد و صنعت موشکی آن را کاملا از بین خواهیم برد. ما تضمین می‌کنیم که گروه‌های تروریستی وابسته به ایران نتوانند ثبات منطقه و جهان را مختل کرده و به نیروهای ما حمله کنند. ما ناوگان دریایی ‎ایران را نابود خواهیم کرد.
ویدئو با هوش مصنوعی زیرنویس شده. ممکنه ترجمه دقیق و درست نباشه.


👑 @ParhamKingSPM_official 👑
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from رصدخونه (𝑀𝑎𝑛𝑑𝑦)
🚨 مفتخرم اعلام کنم علی خامنه‌ای به درک واصل شد.
ای موش کثیف، گفته بودیم بر گور تو خواهیم رقصید، امروز بلاخره فرا رسید و تو دچار مرگی دردناک شدی.
زنده باد #ملت_ایران، زنده باد آزادی، زنده باد عشق. 👑👑

📱 𝕏/ParhamKingSPM
👑 @ParhamKingSPM_official 👑
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ایرانی ها حماسه آفریدند.

«اینترنت آزاد حق همه مردمه»

رستم وی پی ان وصل.

« لینک دانلود با نت ملی »

روی DNSTT و TOR وصل بشید.

🍓@xixv2ray