بیگانه
15.1K subscribers
5.43K photos
124 videos
57 files
2.59K links
🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.

لینک‌های مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me
Download Telegram
مِن باب روز جهانی زیبایی.
همه انسان‌ها همه‌چیز خوارن اما هیچ انسانی پیدا نمی‌کنید که همه‌چیز را بخورد. فرهنگ همواره نقش کلیدی‌ای در آنچه که ما می‌خوریم بازی می‌کند‌.
- انسان‌شناسی خورد و خوراک
Forwarded from بیگانه
بفرمایید توی دام خانوم.
https://t.me/+RwI7HU3n2_1iMjVk
پ‌ن: فقط برای کسایی که خانوم دلش بکشه.
پ‌ن۲: اگر‌ جنبه رد شدن درخواست ورود رو ندارید، از اول رکوئست ندید تا شک و شبهه‌ای ایجاد نشه.
همه‌ی زن‌های خونه‌دار، دانشمندن.
Forwarded from کومه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کومه
Video message
من چجوری عاشق آوا نباشم آخه :))
بذار برن. بعدا کم کم با خودت می‌گی چه خوب شد که رفتن.
چی توی دل بارونه که اینجوری وقتی میاد، می‌شوره می‌بره؟
ناامید شدن بعد از تلاش‌های بسیار، یه غم و حسرت خاصی رو توی خودش داره.
من عاشق آدم‌هایی‌ام که کنار تمام ارزش و در نظر گرفتن‌هایی که برای خودشون قائلن برای تو هم قائلش می‌شن و حواسشون به جزئیات اموراتت هست. نه لزوما برای همه‌ها. برای تو. برای تو که نزدیک و مهمی. توی سرشون فقط با خودشون زندگی نمی‌کنن. توی سرشون با همه‌ی آدم‌های مهم زندگیشون زندگی می‌کنن. مثل تصویر تیپیکالی که از یه مادر انتظار می‌ره. مادرانه مراقب آدم‌های مهم زندگیشون و زبان عشقشون هم همینه. نشون دادن اینکه ببین من با تو زندگی می‌کنم. چون تو خیلی نزدیکی. چون تو خیلی مهمی‌. و این دیده شدن‌ها، کوچیک و مداوم و روزمره، دل آدم رو خیلی گرم می‌کنه. خیلی.
من رو؟ من رو آدم وقت‌نشناس کله کیری می‌کنه.
آدم وقت‌نشناس فقط کسی نیست که قول می‌ده دیر میاد بلکه کسیه که موقعیت رو نمی‌فهمه و کار نامناسب با موقعیت انجام می‌ده. این رفتار موقعیت نشناسی و وقت نشناسی، واقعا من رو بهم می‌ریزه. حتی اهمیت دادن و مهر برای من توی همین خلاصه می‌شه. توی اینکه آقا من می‌فهمم شرایطت‌رو‌.
من؟ من اگر می‌دونستم چطور حالمو بهتر کنم چه احتیاجی به تو داشتم؟
گاهی وقت‌ها حس می‌کنم به جوری که بزرگ می‌شیم خیلی ربط داره. دخترها اغلب دیفالت باید مسئول چندنفر باشن. از نظر عاطفی. مسئول خواهر و برادر مخصوصا اگر کوچیک‌ترن، مسئول بهبود احساسات مادر و بعد مسئول شرایط حسی دوست‌های صمیمیشون. یه جورایی انتظار می‌ره. توی موقعیت قرارشون می‌دن. این کارو با پسرها نمی‌کنن. یا خیلی کمتر می‌کنن. گزینه و اول همیشه دختره. مخصوصا دختر بزرگ. باید مسئول عاطفی شرایط دیگران باشه. پسرها برخیشون بسته به شرایط، برای چیزهای دیگه‌ای مسئول دونسته می‌شن. نان‌آوری یا هرچیزی. خیلی کسی انتظار مسئولیت عاطفی روی دوششون نمی‌ذاره. نهایتا هم اگر نتونستن موقعیتی رو هندل کنن چشم‌پوشی می‌شه. اما دررابطه با دخترها کار ظریف‌تره. آموزش و تنبیه برای این مسئولیت عاطفی وجود داره. این می‌شه که توی بزرگ‌سالی اغلب زن‌هایی که دیدم از اینکه مردهایی که باهاشون در ارتباطن مسئولیت عاطفی رو نمی‌پذیرن شاکی‌ان و دائما براشون سواله چطور می‌تونن انقدر بی‌توجه یا انقدر سمبل کن کار باشن؟ به نظر من ابدا این تفاوت ذاتی نیست. بلکه بسته به انتظارات جامعه و موقعیت‌هاییه که ایجاد می‌کنه. توبیخ شدن زن‌ها بابت پذیرفتن مسئولیت عاطفی و هندل کردنش خیلی بیشتره در صورتی که اگر پسری انجامش نداد، عمدتا، در عمده موارد (بخدا منظورم همه نیست)، چشم‌پوشی می‌شه ازش. در کل بگم. وظیفه‌ایه که به بزرگ‌سالی محول شده. اگر قصد ساختن روابطی هست که درش آرامش برقرار باشه، این هندل کردن مسئولیت عاطفی رو باید توی بزرگ‌سالی یاد گرفت. کار خیلی سختیه. نا راحتی داره. باید از عادت‌های همیشگی دراومد و یک بار جدید هم روی دوش برد. مسئولیته بالاخره. مثل توی بزرگ‌سالی ختنه کردنه. اما چه می‌شه کرد؟ نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود. مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.
به نظر من زن‌ها حرف می‌زنن، کافیه فقط بهشون با دقت گوش داد
گفت چرا بعد همه این اتفاقا، بازهم اینجایی؟ و من فقط به همین فکر کردم.
بعضی آدم‌ها انقدر با رفتارشون تراوماتایزدم کردن که شدن شکل ریسمون سیاه و سفید، از هرکسی که شباهت اسمی باهاشون داره می‌گرخم و فراری‌ام.
نیاز دارم وقتی خسته می‌رسم خونه یکی تخت رو گرم کرده باشه و لحاف رو بده بالا و بگه بیا بغل تا من فقط برم قد جنین کوچیک شم توی بغلش و بعد همین برای حس خوشبختی کافیه.