وبینار سلف کانشسنس احتمال زیاد پنجشنبهی دیگهاست :) برنامههاتونو خالی بذارید ^^.
زندگی وقتی سخته که تو حرف درست رو بزنی ولی راه اثباتی برات نذارن. همه درهارو ببندن. اونجاست که دیگه نمیدونی چیکار کنی.
Forwarded from Flora
هر وقت فکر کردید دنیا جای وحشتناکیه و شما حتی به اندازهی یک اپسیلون نمیتونید تغییر ایجاد کنید، بازخوردهایی که به گروه نیکا میدن رو ببینید(:
امیدبخشترین موجودات دنیان.
سر این وبینارهای نوروزی من انقدر قشنگی ازشون دیدم که تا مدتها حالم قراره خوب بمونه.
از لمس کردن کیفیت حرف میزنم.
چندین دوست که نه با تبلیغات و نه پدر پولدار، چقدر باعث رشد خودشون و بقیه شدن.
بارمان و نیکا و ثمین اینجا هستن، از همینجا بوسه به زیباییهاتون🫂
این مدت نه فقط قشنگی بلکه اضطراب و عصبانیتتون رو هم دیدم تا جایی که اشتراک گذاشتید، و برای گذر از همهشون بهتون افتخار میکنم.
هرچقدر بیشتر فکر میکنم چیزهای بیشتری برای قدردانی میبینم(:
هیچ محدودیتی نذاشتید شما.
خستهی امروز نباشید، بینظیرترینید.❤️
امیدبخشترین موجودات دنیان.
سر این وبینارهای نوروزی من انقدر قشنگی ازشون دیدم که تا مدتها حالم قراره خوب بمونه.
از لمس کردن کیفیت حرف میزنم.
چندین دوست که نه با تبلیغات و نه پدر پولدار، چقدر باعث رشد خودشون و بقیه شدن.
بارمان و نیکا و ثمین اینجا هستن، از همینجا بوسه به زیباییهاتون🫂
این مدت نه فقط قشنگی بلکه اضطراب و عصبانیتتون رو هم دیدم تا جایی که اشتراک گذاشتید، و برای گذر از همهشون بهتون افتخار میکنم.
هرچقدر بیشتر فکر میکنم چیزهای بیشتری برای قدردانی میبینم(:
هیچ محدودیتی نذاشتید شما.
خستهی امروز نباشید، بینظیرترینید.❤️
Forwarded from مهاجر ویلآن
بعضی وقتا با آدما معاشرت میکنی و خستگیش میمونه به جونت. بعضی وقتا میری و کلی چیزی یاد میگیری و تموم میشه.
ولی امروز انرژی کل هفتهی من شد. نیکا به شدت زیبا بود. به شدت قشنگ صحبت میکرد و حواسش به همه چیز بود. کاملا حرفهای و سنجیده برخورد میکرد. و انقدر زیبا تموم شد که فکر کنم به تمام استرس و اضطرابی که تحمل کرد میارزید و اون فوقالعاده بود برای امروز(:
وووو کل مدت ذهن من درگیر این بود که بارمان چقدر آدم خفنیه و این همه هماهنگی و اسلایدهای زیبا و پروسه های طولانی و سخت و... اون کامل و زیبا انجامش داده بود.
و برای امروز فقط میتونم بگم خوشحالم که با این آدمهای زیبا و به شدت باکیفیت معاشرت میکنم. خستگی از تن منکه رفت. از تن و روح خودشون هم بره✨
ولی امروز انرژی کل هفتهی من شد. نیکا به شدت زیبا بود. به شدت قشنگ صحبت میکرد و حواسش به همه چیز بود. کاملا حرفهای و سنجیده برخورد میکرد. و انقدر زیبا تموم شد که فکر کنم به تمام استرس و اضطرابی که تحمل کرد میارزید و اون فوقالعاده بود برای امروز(:
وووو کل مدت ذهن من درگیر این بود که بارمان چقدر آدم خفنیه و این همه هماهنگی و اسلایدهای زیبا و پروسه های طولانی و سخت و... اون کامل و زیبا انجامش داده بود.
و برای امروز فقط میتونم بگم خوشحالم که با این آدمهای زیبا و به شدت باکیفیت معاشرت میکنم. خستگی از تن منکه رفت. از تن و روح خودشون هم بره✨
میخوام بگم این هماهنگی و کیفیت، صدقه سری اضطرابه. به حدی بارها چک میشه و با حساسیت بررسی میشه که باعث داشتن این فیدبکها در مقادیر زیاد میشه. وقتی بیش از حد شه بده ولی اضطراب در اصل، قراره منجر به همین بشه. منجر به بهتر بودن.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وبینار فردیت
نیرا
توی این وبینار تلاش شده به سوال "من کی هستم؟" پاسخی داده بشه، فردیت رو تعریف کنیم و در نهایت، مسیری رو برای رسیدن بهش مشخص کنیم. این وبینار نیازمند پیشنیاز خاصی نیست و نکات به صورت کاربردی گفته شده و درمباحث تخصصی ورود نکردیم.
- اسلایدهای این وبینار
- قسمت پرسش و پاسخ وبینار
- لینک دونیت نیرا
- هایلایت اخلاق
- هایلایت ساینس
- مکری: طرد اجتماعی
@emicalll
نیرا
توی این وبینار تلاش شده به سوال "من کی هستم؟" پاسخی داده بشه، فردیت رو تعریف کنیم و در نهایت، مسیری رو برای رسیدن بهش مشخص کنیم. این وبینار نیازمند پیشنیاز خاصی نیست و نکات به صورت کاربردی گفته شده و درمباحث تخصصی ورود نکردیم.
- اسلایدهای این وبینار
- قسمت پرسش و پاسخ وبینار
- لینک دونیت نیرا
- هایلایت اخلاق
- هایلایت ساینس
- مکری: طرد اجتماعی
@emicalll
بیگانه
بچهها این هفتهی دوم عید خیلی خالیترم اگر وقت مشاوره میخواید می تونید از طریق این لینک براش اقدام کنید. تاالان با بچهها گفتوگوهایی که داشتیم درباره تصمیمگیری و تغییر طرز فکرشون به دلیل اضطراب، درس یا حتی گپ و گفت درمورد پروژههاشون بوده. اگرم سوال…
اون مشاورههایی که سر پروژههاتون و ایده خواستن برای کارهایی که دارید میکنید رو میذاریم رو خیلی دوستدارم. جز اون، اون مشاورههایی که گفت و گوی عمیق دربارهی مفاهیم و طرز فکره برام خیلی جذابه >>>
با مامان نشستیم یه چیزی دیدیم هردو وسطش زدیم زیر گریه و مثل ابر باهار زار زدیم. هرکدوم برای دلایل و بدبختیای خودمون، به خنده و شوخی، اما زار زدیم.
آدم نمیدونه برای یه سری حرفا و بحثا بخنده یا برای حماقت نهفته درشون تاسف بخوره.