عمادالدین باقی
6.31K members
83 photos
13 videos
35 files
427 links
Download Telegram
to view and join the conversation
Forwarded from اتچ بات
دیروز فصلنامه علمی تخصصی #کانون_وکلا شماره 241(بهار1398) را مطالعه می کردم. سرمقاله اش به قلم اقای #صالح_نقره کار از حقوقدان ها و حقوق بان های ارجمند بود با عنوان" سیل و حق ایمنی".  مقاله" احیای اصل27 قانون اساسی" از مقالات کاربردی و نیاز امروز بود به قلم اقای #عبدالفتاح_سلطانی از وکلای درد شناس. همه مقالات این شماره سودمند و خواندنی هستند. یکی از آنها مقاله اقای #سیدعباس_بلادی از قضات فرزانه دیوانعالی کشور درباره مجازات اعدام و دلایل موافقان و مخالفان است. هرچند این مقاله با رأی پژوهشی این قلم درباره مجازات اعدام که بر مبنای قران و فقه سنتی و فقه حقوق بشر و اصول حقوق بشری است مغایرت دارد اما مقاله اش عالمانه بود و درباره آن بیشتر خواهم نوشت.
مقاله دیگر با عنوان" فرایند رشد مغز نوجوانان و مجازات اعدام" است. این مقاله، خلاصه تحقیقات دانشمندان مرکزسلامت روان امریکا است که منجر به لغو #مجازات_اعدام برای نوجوانان زیر18 سال شده است. سال گذشته در گفتاری به این نوع تحقیقات و لزوم ترجمه انها در ایران و توجه قانونگذار و قضات به یافته های علمی برای تعطیل اعدام زیر18 سال اشاره کرده بودم و اکنون موجب خشنودی بود که این اتفاق افتاده و چنین مقاله مهمی ترجمه شده است هرچند این مقاله بسیار کوتاه ولی حجم یافته های دانشمندان بسیار گسترده است.
اقای #سعید_دهقان که چندی است سردبیر فصلنامه کانون وکلا شده بخاطر پیشینه قلم زدنش در مطبوعات، این را آموخته است که فضای مجله ولو اینکه تخصصی باشد نباید انقدر انتراعی باشد که با یک کتاب تخصصی و نظری فرقی نکند و مطلوب است که جنبه کاربردی و #ژورنالیسم_تحقیقی داشته باشد. آرزوی کامیابی های روزافزون برای این مجله علمی- تخصصی و دست اندرکارانش را دارم.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام   emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک         Emadbaqi@
Forwarded from اتچ بات
آمار تفکیکی ۲۱۳۲۵۵ شهید جنگ تحمیلی و یک سرقت ادبی
https://t.me/emadbaghi
در سالهای اخیر به کرات نمونه هایی از سرقت های ادبی و‌پژوهشی را دیده ام و یا دیگران گزارش کرده اند. در مورد نگارنده نیز مقالات ونوشته هایی عینا وگاهی با اندکی تصرف بدون توجه به اینکه بعضا بسیاری از آنها حاصل کار نویسنده بوده، گستاخانه به نام خود منتشر کردند. گاهی هم شیوه #سرقت_ادبی این است که نوشته های افراد را بدون ذکر منبع بازنشر می نمایند که در مواردی از اعتبار و سندیت می افتد. اگر بخواهم مجموعه این سرقت ها را گردآوری کنم شاید خودش یک کتاب شود.
تازه ترین نمونه ای که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود آمار مفصلی از شهدای جنگ تحمیلی است که فاقد منبع بوده و ارزش استنادی ندارد. در واقع این #آمارشهدای_جنگ_تحمیلی را در دوری ای که دکتر رحیم عبادی معاون پژوهشی بنیاد شهید بود(1375) و من برای مدت کوتاهی سردبیری نشریه بنیاد را برعهده داشتم می خواستیم در نشریه چاپ کنیم اما نشریه با مدیریت ما از کار بازماند ولی برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی در 4 شهریور 1384 در مقاله ای در روزنامه شرق به صورت جداول تفکیکی منتشر کردم و بعد عیناً در صفحات ۱۷۹ تا ۱۸۱ کتاب "#جنگ_وصلح با رهیافت حقوق بشر" آورده ام. ارقامی که داده شده تماماً و عیناً در این کتاب آمده است اما متاسفانه ذکر مأخذ نکرده اند.
مطلبی که از کتاب جنگ و صلح، نوشته #عمادالدین_باقی(#انتشارات_سرایی) برگرفته شده ولی منبع آن ذکر نگردیده در زیر می آید:
https://t.me/emadbaghi
ﺁﻣـــﺎﺭ ﮐــﻠﯽ ﺷــﻬﺪﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ منتشر شد:
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۲۱۳۲۵۵ ﻧﻔــﺮ شهید ﮐﻪ ﺷــﺎﻣﻞ؛
۱۵۵۰۸۱ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻦ،
۱۶۱۵۴ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺣﻤﻼﺕ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎ،
۱۱۸۱۴ ﻧﻔﺮ ﺩﺭﺣﻮﺍﺩﺙ ﻣﺘﻔﺮﻗﻪ
ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﻮﺍﺭﺩ ۹۸۸۹ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ۱۵۵۲۵۹ ﻧﻔﺮ ﻣﺠﺮﺩ،
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۵۵۹۹۶ ﻧﻔﺮ ﻣﺘﺄﻫﻞ،
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۷۰۵۴ ﻧﻔﺮ ۱۴ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﮐﻤﺘﺮ،
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۶۵۵۷۵ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﻦ ۱۵ ﺗﺎ ۱۹ ﺳﺎﻟﻪ،
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۸۷۱۰۶ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﻦ ۲۰ ﺗﺎ ۲۳ ﺳﺎﻟﻪ،
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۲۲۷۰۳ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﻦ ۲۴ ﺗﺎ ۲۹ ﺳﺎﻟﻪ،
ﺗﻌﺪﺍﺩ ۳۰۸۱۷ ﻧﻔﺮ ۳۰ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩ
ﺳﭙﺎﻩ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭﺍﻥ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﯽ:
ﮐــﺎﺩﺭ: ۲۳۱۹۹ ﻧﻔﺮ
ﺳﺮﺑﺎﺯ: ۱۶۷۳۸ ﻧﻔﺮ
ﺍﺭﺗﺶ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ:
ﮐــﺎﺩﺭ: ۹۰۸۹ ﻧﻔﺮ
ﺳﺮﺑﺎﺯ: ۳۶۹۶۵ ﻧﻔﺮ
ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﯽ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ:
ﮐــﺎﺩﺭ: ۲۹۲۶ ﻧﻔﺮ
ﺳﺮﺑﺎﺯ: ۵۶۷۲ ﻧﻔﺮ
ﺷﻐﻞ ﺁﺯﺍﺩ: ۳۱۶۷۴ ﻧﻔﺮ
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ: ۳۲۲۷۵ ﻧﻔﺮ
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ: ۲۶۰۸ ﻧﻔﺮ
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ: ۲۷۴۲ ﻧﻔﺮ
ﺑﯿﮑﺎﺭ: ۶۱۲۸ ﻧﻔﺮ
ﺩﻭﻟﺘﯽ : ۲۶۲۹۳ ﻧﻔﺮ
ﺑﺴﯿﺞ ﻭﯾﮋﻩ: ۲۳۲۹ ﻧﻔﺮ
ﺧﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭ : ۳۱۳۶ ﻧﻔﺮ
ﮐﻮﺩﮎ : ۲۹۰۶ ﻧﻔﺮ
ﻏﯿﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ: ۴۵۶۴ ﻧﻔﺮ
ﺟﻤـــﻊ ﮐــﻞ : ۲۱۳۲۵۵ ﻧــﻔﺮ …...
ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ:
۴۴ ﺩﺭﺻﺪ ﺷﻬﺪﺍ ﺳﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ۱۶ ﺗﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ
۳۰ ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺯ ۲۱ ﺗﺎ ۲۶ ﺳﺎﻝ
۸ ﺩﺭﺻﺪ ۲۶ ﺗﺎ ۳۰ ﺳﺎﻝ
۱۸ ﺩﺭﺻﺪ ﺑﺎﻻﯼ ۳۰ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

کانال گفتارهای باقی
https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک Emadbaqi@
دکان مبارزه با فساد
در کشوری که هیچ چیز بر منهج عدل نباشد خود مبارزه با فساد هم می شود شکل دیگری از #فساد. عده ای آن را دکان می کنند و هدف شان جمع کردن فالور است نه کشف حقیقت و ازبین بردن فساد لذا دنبال دقت و اطمینان از درستی خبر هم نیستند، عده ای دنبال تسویه حساب سیاسی اند و عده ای دنبال سرپوش گذاشتن بر کارنامه خود و دست آخر آنچه بر جای می ماند فساد در شکلی پیچیده تر است. بی دلیل نیست که صدسال است شعار مبارزه با فساد در دولتهای ایران، تکراری بی حاصل داشته.
شکل مبتذل تر مبارزه با فساد این است که اگر بستگان شخصی هم مرتکب فساد شده باشند علیه فرد دیگری ولو پاکدست باشد استفاده می شود. کسانی که بر فرزند خودشان هم کنترلی ندارند(و اصولا فرزندان هم ممکن است راه پدران و مادران را نروند) ناگهان می گویند برادر زاده خانم دکتر#سلحشوری از معدود نمایندگان ارزشمند مجلس در جریان برخورد با یک باند فساد دستگیر شده ولی در واقع از موضعگیری او در موضوع مرگ دردناک #سحرخدایاری انتقام می گرفتند که خبر فوق هم البته دروغ از آب درآمد. گاهی نیز اتهاماتی را به افراد وارد می کنند که حتی در کیفرخواست شان هم مطرح نیست.
در این سال ها پیوسته علیه انواع فساد نوشته ام اما این شیوه مبارزه با فساد که هیچ حریمی و حرمتی باقی نمی گذارد و همه را حتی اگر پاکدست باشند در معرض اتهام قرار می دهد آیا خودش فساد نیست؟ آیا روشی برای لوث کردن مبارزه با فساد و پنهان کردن فسادهای بزرگتر نیست؟

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
Forwarded from اتچ بات
بهشت پیشکش، دوزخ را خاموش کنید

همیشه بر این عقیده بودم که غیبت مرد از خانه و حتی زندان او قابل تحمل تر از غیبت زن است. سه روزی که همسرم فاطمه بستری بود گویی سه ماه گذشت و خلاء وجودش نه تنها حال ما که گویی هوای خانه را هم تنگ و تار کرده بود. جراحی پروتز زانوی همسر و همسفرم به دست توانای دکتر حمیدرضا یزدی انجام شد و امروز به خانه بازگشت و این خلاء وجود او با امید بهبودی اش گذشت اما این سختی زمان، برایم یادآور مادرانی بود که مدت هاست در زندانند و جای شان در خانه خالی است و مدت هاست چه فضای تلخ و تیره ای بر آن کاشانه حاکم است. یاد مادرانی افتادم چون شکوفه یداللهی(که دو فرزندش نیز زندانی اند)، نسرین ستوده، نرگس محمدی، نازنین زاغری، مریم عسگری، مریم اکبری منفرد، هنگامه شهیدی، غزاله باقری‌و دیگرانی که سوگمندانه نام شان از قلم افتاده است و یا مادرانی که با دریافت احکام زندان، منتظر این دوزخ اند حال آنکه همیشه می گفتیم بهشت زیر پای مادران است. اینها مادرانی هستند که بخاطر اتهامات سیاسی و عقیدتی می شناسیم و چه بسیار مادرانی هستند که اتهامات یا جرائم دیگری دارند و بیرون از آغوش خانه و خانواده چون ماهیِ بیرون از آب افتاده اند و چه حال و هوایی دارد خانه هاشان. همانجا که مهمترین کانون پرورش آیندگان و مهمترین کانون خلق آرامش روانی جامعه است.
بدون شک اگر در قوه قضائیه و امنیتیه، کمی مادر و خواهر خویش را درسیمای این زنان زندانی ببینند و عاطفه انسانی شان برانگیخته شود، می توان در چارچوب قانون، راه های حقوقی و معقولی برای رهایی این مادران جست و دل های زیادی را شاد کرد.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام   emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک       Emadbaqi@
Forwarded from اتچ بات
تاریخ و تبار روشنفکری دینی، نقد روشنفکری دینی و مزیت پژوهشگری بر روشنفکری

در گفتگوی دکترحسن_اکبری از #مجله_خاطرات_سیاسی با #عمادالدین_باقی
https://t.me/emadbaghi
برخی محورهای گفتگو:
*جریان روشنفکری دینی هرچند بیش از یک‌صد سال سابقه دارد اما از وقتی‌که در این دهه‌های اخیر مثلاً از دهه 70 به بعد در ایران مساوی شد با یک جمع و جریان خاص، سرنوشتی شبیه سرنوشت #اصلاح‌طلبی پیدا کرد
* چرا امروز به‌راحتی شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» سر داده می شود؟
* چرا جامعه به همان اندازه‌ای که از اصلاح‌طلبی عدول می کند، از روشنفکری دینی عدول می کند؟
*در مورد #حقوق_بهاییان #آیت_الله_منتظری به این نظر رسید که #بهایی هم به‌عنوان یک شهروند همان حقی را دارد که غیر بهایی دارد... آقای منتظری این فتوا را داد نه به خاطر این که یک پوزیشن روشنفکرانه است بلکه به دلیل اینکه با ادله اصولی و فقهی به این نظر رسیده بود.
*این شکاف عمیق پر ناشدنی که بین سنّت و مدرنیته قائل‌اند شکافی کاملاً جعلی و کاذب است؛
* روشنفکران ما روش شان به استحسان بیشتر شباهت دارد.
* روشنفکر دینی دغدغه رأی دارد، رأی مردم، نگاه مردم، قضاوت مردم، چون خودش هم نقش خطیب را دارد برایش مهم است که چگونه قضاوت شود. #روشنفکر_دینی برایش رأی مردم مهم است؛ ولی یک #پژوهشگر_دینی دغدغه‌اش رأی مردم نیست، او استانداردهایی علمی دارد و دغدغه‌اش «حقیقت» است؛ چه جامعه قبول داشته باشد چه قبول نداشته باشد. اینجا که بحث انتخابات نیست بحث علم است. اگر شما بتوانید همراه با پژوهشگریِ_دینی، استانداردهای علمی را رعایت کنید یعنی مسأله¬تان «حقیقت» است ولواینکه خشنودی و رضایت عامه مردم در آن نباشد. بله اگر جامعه هم به آن اقبال نشان بدهد، نورٌعلی نور می شود؛ اما اگر رأی جامعه با این نباشد دلیلی بر بطلانش نیست.
*برخی همه‌چیز را در دوگانه طباطبایی، #سروش تحلیل می کنند و فکر می کنند که این احتمالا یا باید سروشیست باشد یا طباطباییست باشد، چون دوگانه‌های بسته‌ای برای خودشان اعتبار می کنند و می خواهند همه‌چیز را در این دوگانه‌ها بفهمند؛ پس دچار بدفهمی می شوند
برای مطالعه متن کامل روی فایل زیر بزنید:
مقام رهبری دردیدار بااعضای مجلس خبرگان:نگاه نظام اسلامی به حقوق عمومی آحاد مردم فارغ از مذهب وطایفه آنان یکسان است وفارغ از اینکه یک فرد مسلمان است یا غیرمسلمان،ویا به نظام اسلامی وفادار است یا نیست،حقوق عمومی آن باید محفوظ باشد...باید آزادی ونگاه عادلانه برای همه مردم یکسان باشد.(پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبری،پنج شنبه4مهر98).
با توجه به قید"غیر مسلمان"،"موافقت وعدم موافقت با نظام"،"حفظ حقوق همگانی"و یکسان بودن ونگاه عادلانه به همه،آیا این سخن شامل همه دگراندیشان و یا رفتاربا #بهاییان هم میشود که گزارشهای مستندی درباره نادیده گرفتن حقوق آنها ومحروم کردن شان از تحصیل دردانشگاه وجود دارد؟آیا شامل #ندا_ناجی،#عاطفه_رنگریز و#مرضیه_امیری که گناهی جزشرکت درتجمع ارام روز جهانی کارگر طبق اصل27 قانون اساسی نداشتند ولی الان در #زندان بسر می برند میشود؟اگر این فهرست را ادامه دهم مطول میشود ولی نهادهایی که موظفند این آزادی ها را تامین کنند خودشان از لیست زندانیانی که مشمول این حقوق وبهره مندی از آزادی ها هستند آگاهی کامل دارند.آیا اراده وعزمی برای عملی کردن این سخن وجود دارد؟

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
سه شنبه9مهر98 همایش "اخلاق و حقوق" بود که به بهانه اعلام موجودیت"بنیاد حقوقی بهمن کشاورز" در دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد. همایش با شکوهی بود. اساتید برجسته حقوق و وکلا حضوری چشمگیر داشتند و روح استاد کشاورز شاد شد.
تصویر، مربوط به نخستین جلسه تدوین اساسنامه توسط هیات امنا و مدیره است که بجز نگارنده، بقیه از وکلای ارجمند و برجستگان حقوق اند. البته سرکار خانم فریده غیرت از ارکان بنیاد در این جلسه غایب بودند. همگی از دوستان و علاقمندان مرحوم کشاورز و منش اخلاقی اویند. تحقق اهداف مندرج در اساسنامه بنیاد خدمت شایانی به حوزه حقوقی در ایران خواهد بود.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
چگونه نهاد زندان در ایران با عدالت ناسازگاری می کند؟
https://t.me/emadbaghi
اعتمادآنلاین شنبه13مهر1398 گفتگویی را که یکماه پیش درباره طرح جدا کردن سازمان زندان ها از قوه قضاییه انجام شده بود منتشر کرد. در فرازهایی از آن آمده است:
در سال 92 وقتی مجلس یک گام خوب برداشت و تبصره ماده 125 قبلی حذف شد و حضور #وکیل در همه مراحل دادرسی الزامی شد- البته قبلش هم در قانون برنامه توسعه تصویب شده بود- شورای نگهبان آن را تصویب کرد، اما بلافاصله با فشارهای #نهادهای_امنیتی مبنی بر اینکه در مرحله تحقیقات نباید حضور وکیل الزامی شود، قوه قضاییه یک اصلاحیه داد و این تبصره‌ای که به ماده 48 زده شد، حضور وکیل را حذف کرد و دوباره مشکل بزرگی به وجود آورد...
* قدرت در ذات خود بی‌رحم است و باید مهار شود وگرنه آتشی به ‌پا می‌کند که هم #شهروندان در آن می‌سوزند و هم خود قدرت را تباه می‌کند. یکی از مؤلفه‌های قدرت، نهاد قضا و جزاست. در دنیا، در طول سده‌ها، به مرور این قدرت را محدودتر کردند،...
* زندانی یا متهم، نه تنها در نهادی مستقل تحمل مجازات نمی‌کند، بلکه همزمان دادگاه، #دادستانی و #ضابطان بر مقدرات زندانی حاکم هستند که این خیلی فاجعه‌بار است و پس از صدور حکم هم می‌توانند تا پایان دوره محکومیت زندانی درباره آن تصمیم بگیرند....
* وابستگی #سازمان_زندان‌ها به #قوه_قضاییه منشاء نقض عدالت است که اتفاقاً قرار بر این است که ماموریت اصلی نهاد قضایی تحقق عدالت باشد...
* سال گذشته وقتی نمایندگان مجلس به زندان رفتند؛ گفتم بیشتر شبیه تور گردشگری برای نمایندگان است. چون هر وقت حادثه تکان‌دهنده‌ای در زندان‌ها رخ می‌دهد یک گروه از نمایندگان می‌روند و کاملاً هم کانالیزه‌شده است؛ یعنی آنها را فقط به جاهایی می‌برند که از قبل تصمیم گرفته شده و امکان بازدید از مثلاً بند 2 الف یا 209 یا گفت‌وگو با زندانیان آنها را ندارند. حتی در آن بخشی هم که در اختیار خود سازمان زندان‌هاست، امکان بازدید از همه قسمت‌ها وجود ندارد.
کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام   emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
برای مطالعه متن کامل گفتگو روی لینک زیر کلیک کنید:

https://etemadonline.com/content/342952
تتلو، صدای دگردیسی
عمادالدین باقی
https://t.me/emadbaghi
در شرایطی که رسانه های غول پیکر حکومتی که با پول شهروندان اداره می شوند و تک تک آنها در صدا و سیما حق دارند و عدم رضایت شهروندان سبب حرام بودن صرف وجوه است و امثال ما علیرغم ذیحق بودن بایکوت هستیم اما دلخوش به محافلی انجمنی، دوشنبه 8مهر در نشستی از فعالان سیاسی و مدنی یکی ازشهرهای نزدیک شرکت کردم. قرار بود پیرامون موضوع عاشورا صحبت کنم. پرسش و پاسخ ها نیز در زمینه حقوق بشر بود. آنچه توجهم را جلب کرد این بود که از جمعیتی که عصاره فعالان حزبی و مدنی شهر بودند یک چهارمش جوان و بقیه میان سال به بالا بود. درست است که جمعیت ایران در حال پیر شدن است اما این تفاوت محسوس یک دلیل مهم تر هم دارد و آن عدم زایندگی نیروی های سیاسی نسل پیش است. آنچه این موضوع را در ذهنم برجسته تر می کرد این بود که همزمان با این نشست، خبرهایی در فضای مجازی درباره رکورد شکنی کامنت های تتلو در اینستاگرام پیچیده بود.
امیر مقصود تتلو چندی پیش از هوادارانش درخواست کرد برای انتشار قطعه جدیدش او را با 10 میلیون کامنت تشویق کنند و حالا این تعداد از مرز 18 میلیون هم گذشته است. حساب قبلی او در اینستاگرام 4میلیون و100هزار فالور داشت که بخاطر ادبیات او و خشونت علیه زنان، اینستاگرام حسابش را بست و حساب جدید او نزدیک به 2 میلیون فالور گرفته است. نمی دانم چقدر امکان دارد که بخشی از کامنت ها فیک باشند اما بدون شک آمار واقعی بالا خواهد بود و این پدیده به گمانم یک زلزله اجتماعی است. اکنون در مقام تفسیر معنای آن نیستم. اینکه چرا این اتفاق می افتد و این جمعیت فالور و کامنت گذار چه انگیزه ای دارند و آیا لزوما معنای سیاست گریزی یا دین گریزی دارد یا ندارد؟ اینها پرسش های درخور پژوهش اند اما رفتار آنها به یک رفراندوم شبیه است شاید هم رفراندوم ناخواسته. آنها عمدتا جوان هستند که فردای کشور متعلق به آنهاست، دارند اعلام موجودیت می کنند، دارند اعلام تفاوت می کنند، دارند به متولیانی که یکسره از جوانان مؤمن انقلابی می گویند با صدای بلند اعلام می کنند که اینقدر آنها را انکار نکنید. از تتلو تشکر می کنم بخاطر اینکه سبب شد آنچه زیر پوست و در دل جامعه می گذرد و پیوسته انکار می شود فرصتی بیابد که خودنمایی کند شاید متولیانی که همچنان اسیر نوستالژی های سیاسی و عقیدتی خویش اند یا باورهای رسوبی شده شان که به آن خو گرفته اند موجب شده واقعیت را آنچنانکه دوست دارند ببینند نه آنچنانکه هست بیدار شوند. آنها دوست دارند واقعیت را آنچنان بنگرند که آرامش شان را بهم نمی زند و با پنداشته هایشان همنواست و حس خوشتری از این همنوایی القا می کند.
بازهم شگفت انگیزتر اینکه وقتی تتلو در کنسرت تازه اش از ادبیاتی استفاده می کند که ما از بیان کردنش عرق شرم بر جبین مان می نشیند اما مخاطبانش از آن کلمات رکیک نه تنها رنجیده نمی شوند که لذت می برند.
در چنین شرایط و شکافی عده ای چنان پیله ای گرد خویش تنیده اند که مسئله شان منع کنسرت و منع نشان دادن ساز در تلویزیون و منع حضور زنان در ورزشگاه و فتوای حرام بودن ساخت فیلم درباره مولوی، عارف بزرگ و جهانی است. منع موسیقی خیابانی و موسیقی اصیل و شادی های مشروع خلایی را ایجاد می کند که هرکسی ممکن است آن را پر کند.
در جامعه شناسی، همه اینها بیانگر مقدمات و اجزای شکل گیری تحولات آینده اند، نشانه های انقراض یک نسل و یک تفکری است که منجمد شده و از انعطاف می گریزد و خود را تصحیح نمی کند. اینها برای چندمین بار نشان می دهند نظریه مهندسی اجتماعی نظریه ای شکست خورده است. نشان می دهد همانطور که راست روی افراطی حکومت شاه به چپ روی افراطی دامن زد، چگونه چهاردهه چپ روی افراطی حکومت کنونی منجر به پیدایش راست افراطی در جامعه می شود. چهل سال است از در و دیوار و کتاب درسی و رادیو و تلویزیون و منابر و تریبون ها و... ارزش های رسمی می بارند اما جامعه قانونمندی مستقلی دارد و جدای از این مهندسی راه خودش را می رود. دهشتناک تر از همه اینکه متولیان هنوز به همان شیوه ادامه می دهند و بلکه دستگاه های رسمی رسانه ای همچنان بسته تر، فرقه ای تر و واقع گریزتر عمل می کنند. ولی معلوم نیست در گام بعدی مانور قدرت مجازی در حد اتمام اعلام موجودیت و اتمام حجت بماند.
( این یادداشت در تاریخ9 مهر در اختیار روزنامه سازندگی قرار گرفت و در شماره490 یکشنبه14مهر1398ص2 با اندک تغییری منتشر شد).

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام   emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک         Emadbaqi@
روزنامه‌جوان سه‌شنبه | ۱۶ مهر ۱۳۹۸
javann.ir/fa/pb/1/1/2700

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
روز بازی ایران و کامبوج( پنج شنبه18مهر) که برای نخستین بار زنان هرچند به صورت مدیریت شده در استادیوم حضور می یابند با پیش بینی یک احتمال ولو ضعیف، امید است همه هوشیار و مراقب دو گروه باشند: یکی تکرار ماجرای کارناوال عاشورای سال 76 و عاشورای 88 که کافی است چند پرستو مأمور شوند کاری انجام دهند که بهانه لازم برای مخالفان حضور بانوان در استادیوم تدارک شود و دوم مخالفان آنها که نان ممنوعیت زنان را می خورند.
با رفتارهایی درخور وقار و خردورزی ایرانیان، تیرهای اتهام به سنگ می خورند.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
بازخورد
در پی انتشار مقاله" تتلو، صدای دگردیسی" و بازتاب های وسیع آن، آقای رضا آشفته از روزنامه نگاران ارجمند شرق تماس گرفته و پیشنهاد کردند یادداشت را درشرق بازنشر کنند یا اینکه درباره آن یادداشت دیگری بنویسم که نتیجه اش شد نوشته کوتاه زیر:

بازخوردهای تتلو صدای دگردیسی
عمادالدین باقی
روزنامه شرق شماره 3545 چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸ص1و16
یادداشت" تتلو صدای دگردیسی" در شبکه های اجتماعی که منتشر شد بازخوردهایی داشت که خود نیازمند بررسی و تحلیل محتواست. گاهی به عنوان نوبسنده متن از نظرهای کاربران خود بیشتر بهره می گیرم. حتی ناسزاها نیز بیانگر چهره هایی از واقعیت اجتماعی اند که در شبکه های اجتماعی مجال بروز و ظهور یافته اند. البته فضای توییتر و اینستاگرام و تلگرام تفاوت های زیادی از نظر تیپولوژی مخاطب و کاربر دارند و اکنون در مقام سنجش آنها نیستم اما اجمالا می توان گفت به دلایل ویژه ای فضای توییتر رادیکالتر است و گاهی بدزبان ها دست برتر پیدا می کنند به گونه ای که فرهیختگان یا کمتر حضور می یابند یا جواب بدزبان ها را با سکوت می دهند.
وقتی یک پاراگراف از یادداشت، توییت شد این اشکال را داشت که کسانیکه متن کامل مقاله را نخوانده و فقط یک جمله اش در توییت را دیده اند نکات اصلی را رها کرده و به یک جمله "چپ روی و راست روی افراطی" چسبیده و می تازند و سخن اصلی مقاله را لوث می کنند.
یکی می گوید حکومت کدام چپ روی را داشته و سیاست های آن همگی راست روانه بوده دیگری می گوید حکومت شاه کدام راست روی را داشته و اصلا شاه خود را سوسیالیست می دانست. حتی بحث چپ کشی و راست کشی را به میان آوردند در حالی که آن یادداشت هیچ ربطی به این موضوع نداشت. این نوع برخوردها با مقالات آسیب شناسانه خودش یک آسیب است زیرا اذهان را از توجه به مسئله دور می سازد به ویژه که بحث در این زمینه ها نیازمند بازنگری در تاریخ صدساله اخیر ایران است. اینکه نشان داده شود انقلابیگری در ایران نیمه دوم قرن بیستم چگونه از چپ روسی الهام گرفت و میان چپ روسی و اروپایی و سلوک و تئوری هایش چه تفاوت هایی وجود دارد؟ اینکه جریان چپ مذهبی و مارکسیست از موج مصادره ها دفاع کرد و هنوز دفاع می کند و اشغال سفارت امریکا اول توسط فداییان خلق و بعد توسط دانشجویان خط امام انجام شد که همگی هنوز از ان دفاع می کنند و اینکه غرب ستیزی هنوز ایران را رها نکرده و یک روزنامه رسمی نسخه اشغال سفارت امریکا را برای عراقی های امروز می پیچد و...
ازطرفی باوجود اینکه گفته شده بود محصول چپ روی افراطی، راست روی افراطی است و این سخن به فضای کلی ناشی از چپ روی اشاره کرده بود نه اینکه تتلو را مظهر ان بداند اما برخی اعتراض و تعرض داشتند که چرا او را مصداق راست روی دانسته ام در حالی که در واقع جامعه شناسان چپ تحلیلی مشابه دارند چنانکه دکتر اباذری از اساتید برجسته جامعه شناس و چپگرا درباره پاشایی که خیلی قابل تحمل تر از تتلو بود ان را مبتذل‌ترين نوع موسيقي، مبتذل محض، احمقانه‌ترين،مسخره‌ترين وشعر مسخره‌تر و مانندخواننده كوچه و بازاري زمان شاه خوانده و گفتند «سرانجام اين موسيقي، فاشيزم است.»
یکی از کاربران گفته بود ماجرای تتلو نه تنها نشانه زلزله اجتماعی نیست بلکه نیم ریشتر هم نیست و چون شما درکی از او و امثال او ندارید دچار توهم زلزله شده اید. اما به گمان من مسئله فقط تتلو نیست فراتر از تتلو است. مروری بر صفحات معروف در شبکه های اجتماعی در دیگر کشورها و نقدهای جامعه شناسان به فوران خودشیفتگی و آسیب نمایی های گوناگون در شبکه های اجتماعی نشان می دهد این سخن یکی از کاربران که فدریکا موگرینی گفته است "جامعه بشری آشفته و دیوانه شده" به واقعیت نزدیک تر است.
به هر حال وظیفه جامعه شناسان، کاویدن رخدادها و چندوچون و ریشه های آن و پیش بینی اینده بر پایه عناصر و رخدادهای اکنونی و هشدارهای پیشگیرانه است.
کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
اینستاگرام   emadeddinbaghi
وبسایت www.emadbaghi.com
فیس بوک         Emadbaqi@
عمادالدین_باقی_درباب_کاهش_اعدام.docx
580.1 KB
10اکتبر بزرگترین یادآوری برای بزرگترین آزمون اخلاقی بشریت است.روزجهانی برای وداع با اعدام. سال1386کتاب 2جلدی"حق حیات"که امکان تعطیل کامل مجازات اعدام بارویکرد فقه حقوق بشر را بررسی کرده و درایران مجوز انتشار نگرفت،به همت شبکه عربی حقوق بشر قاهره وکمپین بین المللی حقوق بشر ایران در مصر به عربی منتشر شد.به همین مناسبت نسخه فارسی آنها نیز نشر اینترنتی پیدا کرد.باگذشت13سال،ویرایش تازه ای انجام وگفتارهایی درباره مجازات اعدام،سومین جلد آن را تشکیل دادو از چند ماه پیش آماده سازی آنها به منظور انتشار در 10اکتبر را آغاز کردم اما تراکم وتنوع کارها اجازه نداد این مهم به فرجام رسد.
همچنین پیش بینی میشد نسخه انگلیسی کتاب"جان"به همین مناسبت انتشار یابد اما آن نیز قرین کامیابی نبود.امیدست درسال جاری این نوشته ها دوباره جامه حیات بپوشند.
اکنون بمناسبت10اکتبر مبادرت به انتشار متن کامل سخنان خود درمیزگرد"بررسی زمینه‌های کاهش یا حذف مجازات اعدام ازمنظر سیاست‌گذاری کیفری نظام حقوقی ایران"دركميسيون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز مینمایم.
برای دیدن متن کامل فایل پیوست را باز کنید.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
نسخه فارسی مقاله بالا را ببینید👇👇
4_5854901896103331667.mp3
113.2 MB
در آستانه اربعین تقدیم می شود:
فایل صوتی سخنرانی دوشنبه8مهر1398در جمع فعالان اصلاح طلب ورامین در دفتر حزب اتحاد ملت به مناسبت ایام محرم و با موضوع" پس ازعاشورا" و پرسش و پاسخ های نشست با محوریت حقوق بشر.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
مدتی است همه ابراز نگرانی می کنند که بازداشت زم مقدمه اعتراف گیری علیه این و آن باشد ولی فارغ از جرائم مشهود این شخص، به این نکته کمتر می پردازند که اساسا بجز خلاف شرع بودن،طبق ماده1278قانون مدنی ایران ونیز اسناد حقوق بشر اقرار هرکس فقط علیه خود او نافذ است و علیه فرد دیگری معتبر و نافذ نیست بلکه اقدام براساس ان مجرمانه است چه برسد که اقرار در شرایط زندان باشد. قانون نیز بخاطر غیر قابل اعتماد بودن اقرار متهم در بازجویی، تکرار ان در دادگاه و نزد قاضی و پذیرش آن اقاریر توسط قاضی مستقل را شرط کرده است اما متاسفانه بخاطر رویه غلط گذشته این نگرانی همچنان وجود دارد.
توسل مکرر به این شیوه غیراخلاقی و غیر قانونی موجب احساس ناامنی و خطر سو استفاده از قدرت و استفاده از نهادهای قضایی برای اهداف غیر قضایی شده است. نهادهای حکومتی و قضایی برای دفاع از مشروعیت اخلاقی و قانونی خود باید رسما استفاده از اقرار فردی علیه دیگری را که در نص شرع و قانون بی اعتبار قلمداد شده است، مردود اعلام کنند.

کانال گفتارهای باقی
 https://t.me/emadbaghi
فرازهایی از متن سخنرانی:
*یکی از پرسش ها این است که چرا 14قرن است بزرگداشت امام حسین در حکومت های مختلف و در شرایط مختلف ادامه داشته و شیعیان از این تکرار خسته نمی شوند؟....
* موضوع بحث من رازجاودانگی امام حسین است اما یکی از مظلومیت های امام حسین این است که امروزه سخن گفتن درباره او در سایه حکومت دینی دشوار شده است. در شرایطی که حکومتی خود را مبلغ و مدافع امام حسینِ مظلوم می داند و احکام حیرت انگیزی صادر می کند جامعه ای که به بی عدالتی حساس است را ناخوداگاه به مقایسه می کشاند و عده ای می گویند وقتی که همین امروز مظلومانی داریم چرا برای مظلومان قرن ها پیش بگرییم و با این گزاره های شبهه ناک هرنوع بحث تاریخی یا مذهبی یا حتی جامعه شناختی را با مشکل و واکنش منفی مواجه می کنند.
* نکته پایانی و نتیجه گیری اینکه انچه حسین(ع) را در این جایگاه نشاند نه بخت و شانس بود، نه صرف فرزند پیامبر بودن، نه اراده حکومت ها بود. تصادفا مطالعه سوگواری ها نشان می دهد هرجا رسمی با اراده حکومت پا گرفته، وقتی سایه حکومت سست یا برچیده شده، ان رسم هم منقرض شده است. جایگاه حسین از زور و شمشیر هم نبود که برعکس در دوره هایی زور و شمشیر علیه بزرگداشت امام بود اما نتوانست ان را از بین ببرد. آنچه امام حسین را در این جایگاه نشانده ین بود که حرکت او پتانسیل کسب این جایگاه را داشت. شبکه ای از عوامل و نیازهای اجتماعی بوده که سه عنصر "الگویی جویی" و"نمادین شدن" و"خلوص" آنها را پشتیبانی می کرد و اتفاقا بزرگترین آسیب ها را به گرامیداشت امام حسین، تحریف و کارهای خلاف شئون انسانی به نام حسین و ستم به نام حسین زده است. در گذشته جامعه هرگاه وضع موجود را با نمونه آرمانی علی و حسین مقایسه کرده و تضادها را دریافته بر آن شوریده است و امروز ممکن است زیرپرده نام انها مردم دیر بفهمند اما وقتی فهمیدند مسائلی رخ می دهد که خوشایند هیچکس نیست. انسان علی الاغلب وفطرتا عدالت جوست و ظلم حتی به گناهکار هم مطبوع طبع او نیست. بیایید به نام حسین عدالت بورزید و دست از زندان ابزاری بردارید و احکام زنان و کارگران و ومعلمان و دگراندیشان صوفی و سیاسی را بخاطر امام حسین و بخاطر انسانیت وبه حرمت این ماه محرم نقض کنید. اینکه می گویم در ماه محرم به دلیل این است که محرم یکی از چهارماه حرام است که جنگ و خشونت و خصومت در آن حرام و ممنوع است. در شرایط جنگی قرآن می گوید« أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم » که قطعا منظور از کفار کفار حربی و درحال جنگ هستند. وقتی در شرایط جنگی باید با مردم و با هم مهربان باشیم درشرایط غیر جنگی مانند محرم که حتی جنگ با دشمن هم ممنوع است ما باید بیشتر با هم مهربان باشیم. به همین دلیل است که در تاریخ پدیده های جالبی می بینیم. در محرم دسته های سینه زنی راه می افتادند جلوی زندان و سینه می زدند و خواستار ازادی زندانیان می شدند و حکومت هم عده ای از زندانیان ر ا آزاد می کرد. تازه آنها مجرم بودند ولی ما می گوییم زندانیان گناهگار هم آزاد شوند چه رسد به زندانیان وجدان که جرمی هم نکرده اند. والله شبی نیست که بی اندوه زندانیان سر بر بالین بگذاریم. نمی دانم چرا متوجه رنجی که پدرو مادرها از حبس فرزندشان می کشند نیستند...
https://bit.ly/2OVnmYN