حقوق به زبون خودمونی
62 members
6 photos
14 videos
8 files
82 links
این کانال و وبسایت "حقوق به زبون خودمونی"، یک پلتفرم آموزشی برای یادگیری مهارت های حرفه¬ای رشته حقوق است.

www.haghamooz.com
اِلدار خیاوی
Download Telegram
to view and join the conversation
سفر به درون ذهن قاضی و داور ۵ (زبان بدن)

در پست قبل تأکید کردم که باید مراقب رفتارهای ناخودآگاه خود در دادگاه باشیم. مثلاً، در پایان صحبتهامون، برای طرف مقابل یا وکیل او پشت چشم نازک نکنیم یا بدتر از آن چشم غره نریم. رفتاری نداشته باشیم که حاکی از فروخوردن خشم یا حتی بروز خشم باشه. مثلاً، هنگام صحبت یا حتی هنگام استماع دفاعیات طرف مقابل، مشتها رو گره نکنیم یا پاهامون رو نجنبانیم. رفتارهای حاکی از بی اعتنایی مفرط نسبت به قاضی و داور و نیز طرف مقابل هم ناخوشایند هستن. مثلا، تکیه دادن به پشتی صندلی به صورت شل و ول یا خمیازه کشیدن با صدای بلند. پوزخند زدن به صحبتهای طرف مقابل و مسخره کردن نحوه گفتار و کردار او یا وکیلش یکی از مهلکترین رفتارهاست. بدانید که گفتار طعنه آمیز، توهین آمیز یا تهدید آمیز نه تنها هیچ کمکی به شما نمیکنه بلکه ممکنه به درخواست طرف مقابل یا وکیل او در صورتجلسه قید بشه و به عنوان دلیل برای شکایت کیفری مورد استفاده قرار بگیره.
دست به سینه نشستن، اصولاً به معنی گارد گرفتن و محافظت از خود در مقابل حمله است اما در دادگاه و در مقابل قاضی میتونه به عنوان رفتاری ناشایست و حاکی از بی اعتنایی به مقام قضایی تلقی بشه. بعضی قضات هم به چیزای عجیبی حساس هستند. مثلاً، اگر خانمی در حضور اونها پا روی پا بیندازه بهش تشر میزنن. بعضی قضات پا فراتر میگذارن و به نحوه لباس پوشیدن و وضعیت ظاهری اصحاب دعوا یا وکلا معترض میشن و این موضوع رو در اتخاذ تصمیم تأثیر میدن. البته حساسیت قضات در این مورد میتونه موجه باشه چون پوشیدن لباس غیرمتعارف به منزله بی احترامی به دادگاه است. اما بعضی حساسیتها مبتنی بر دیدگاه شخصی یا اعتقادات مذهبی قضات است. مثلاً، اگر آقایی صورتش رو اصطلاحاً سه تیغ کرده باشه برخی قضات مورد عتاب و خطاب قرار میدن.
وضعیت ظاهر برای وکلا خیلی مهمه اما در مورد ارباب رجوع عادی، به نظرم همین که لباس مرتب و تمیز پوشیده باشن کافیه.
از طرف دیگر، از حق نباید گذشت که رفتار برخی از مردم و وکلا هم غیرعادی و غیر قابل تحمل است. بشخصه، وکیلی رو دیدم که وقتی همکارش برای توضیح مطلبی در مقابل میز قاضی ایستاده بود، از پشت کتاب قانون رو به سمت سر او پرتاب کرد و قاضی هم او را از جلسه اخراج کرد که به نظر من مجازات خیلی سبکی برای چنین سبک مغزی بود. همچنین در جلسه رسیدگی مردی دیدم که خواهر بزرگتر را با کلمات سخیفی مورد خطاب قرار میداد که با تذکر جدی قاضی روبرو شد.
در یک مورد، در جلسه دادگاه تجدیدنظر، قضات محترم تلاش میکردن که شاکی رو برای گذشت قانع کنند. من وکیل شاکی بودم اما به همراهی قضات محترم، سعی میکردم نظر موکل رو تغییر بدم. محکوم علیه مردی بود متأهل که سالها برای شاکی کار کرده بود و پس از جلب اعتماد شاکی و گرفتن وکالت از وی برای خرید یک واحد مسکونی به نام شاکی، اقدام به انتقال اون به نام همسرش کرده بود و ر دادگاه بدوی محکوم به سه سال زندان شده بود. بعد از همه تلاشها، شاکی بلند شد و گفت فقط به یک شرط گذشت میکنم: محکوم علیه مثل سگ برام پارس کنه و پامو ببوسه. سکوت کشنده ای بر فضای دادگاه حاکم شد. خواسته عجیب و بیشرمانه ای بود اما قبل از این که کسی بتونه واکنشی نشون بده، آقای محکوم روی زمین نشست و مثل سگ شروع به عو عو کرد. صحنه بسیار زشت و دلخراشی بود.
در سایت، میتونید ویدئویی در مورد رفتارهای عجیب مردم در دادگاه های آمریکا ببینید.
t.me/eldarkhiavi
http://www.haghamooz.com/pages/176120/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1-4/
Hopeless
@music_lights -Roman Voloznev
پیانو ارکسترالی بسیار زیبا .. با ریتمهای احساسی و پر شور که ترکیبی از بیان احساسات درونی ست .. اثری از آهنگساز و پیانیست جوان بلاروسی "رومان ولوزنف"
لذت ببرید..
#با_هم_بشنویم
🎼 @music_lights
حقوق به زبون خودمونی
در پست قبلی اشاره کردم به سوگیری ناخودآگاه توسط قاضی و داور. این سوگیری ممکن است مثبت یا منفی باشه. این سری پستها رو با مثال دعواهای فرضی آقایان قلی و ولی ادامه خواهیم داد. www.haghamooz.com t.me/eldarkhiavi فرض کنید اول صبح روز شنبه است و قاضی محترم با…
سفر به درون ذهن قاضی و داور 5 (معجزه کلمات)
در مورد تأثیر ریزه کاریهای زبانی در مسائل حقوقی مثال معروفی وجود دارد. همان که راجع به لحظه اعدام شخصی است و تلگرافی از دادگاه میرسدبا این مضمون "بخشش لازم نیست اعدامش کنید". نمیدانم این داستان چقدر واقعی است، به نظرم میرسد توصیف اغراق آمیزی است چون معمولا اگر کسی به پای چوبه دار رسیده باشد، بسیار بعید است که با یک تلگراف بخشوده شود.
اما اصل این موضوع باید به صورت جدی مورد توجه افرادی باشد که به هر شکل، در مقابل قاضی یا داور قرار میگیرند.
استفاده به‌جا از کلمات و اصطلاحات حقوقی و خودداری از به‌کارگیری کلمات ثقیل و غیرمتعارف مهارتی است که با تمرین به دست می‌آید. اصطلاحات حقوقی برای رساندن مفاهیم مشخصی وضع شده‌اند و استفاده بی‌جا از آنها، تصویر مضحکی ایجاد میکند. برخی وکلا و قضات پا را فراتر میگذارند و سعی میکنند با استفاده از بابهای افعال عربی، مصادر عجیب و غریب تولید کنند. مثلاً باب افتعال برای ساختن افعال متعدی است و به خوبی هم به فارسی راه یافته است. مثلاً کلمات ابتدا، انتها، اشتباه و ... از مصادیق پرکاربرد این باب و امتثال و انتفا و احتساب و ... در گفتار و نوشتار عمومی کم‌کاربردتر هستند. اما همین سه مثال اخیر در متون حقوقی بسیار استفاده می‌شوند. از لحاظ تئوریک هر ریشه‌ای را میتوان وارد این باب کرد و از آن مصدر ساخت اما حقیقت این است که در واقع حتی خود اعراب هم این کار را نمی‌کنند و افعال و مصادر مشخصی از هر باب می‌سازند. چندی پیش دیدم که وکیل محترمی در لایحه خود از واژه ابتقا استفاده کرده بود. چند بار جمله را خواندم و دیدم مقصود او همان کلمه بقا (البته در معنای حقوقی آن: ادامه یک وضعیت حقوقی، پابرجا ماندن یک حق یا تکلیف) است.
این کار تلاشی متظاهرانه است برای این که وانمود کند از سواد عربی بالایی برخوردار است اما مشخصاً نتیجه ای عکس آن حاصل می‌شود.
همانگونه که در فارسی مثلاً مصدر پختن، نمی‌تواند به شکل پزیدن استفاده شود اما میدانیم که برای زمان حال استمراری، این فعل به صورت میپزم و میپزی و ... و برای امر به صورت «پز» استفاده میشود. حال اگر کسی ناآشنا به این بی‌قاعدگی باشد احتمالا خواهد گفت: «می‌پخم» که قطعا موجب خنده شنونده خواهد شد.
استفاده ناآگاهانه از ابواب عربی هم چنین وضعیتی دارند و اگر نگویم اثر منفی بر ذهن و ضمیر قاضی باسواد میگذارد اما حتما تأثیر مثبتی نخواهد داشت.
t.me/eldarkhiavi
www.haghamooz.com
سفر به درون ذهن قاضی و داور ۶ (معجزه کلمات)
فارغ از این که چه کسی روی صندلی قضاوت و داوری نشسته، خود منصب قضا سزاوار احترام است.
این احترام باید در رفتار و گفتار طرفین اختلاف و وکلای آنان مشهود باشد. جنس این احترام متفاوت از خودشیرینی و چاپلوسی است و در عین حال مشروط به رفتار محترمانه شخص قاضی و داور رسیدگی کننده نیست. ممکن است قاضی یا داور رسیدگی کننده رفتار خارج از نزاکتی داشته باشد اما این امر ما را مجاز به بی احترامی به وی نمیکند چون مخاطب رفتار محترمانه ما در مرحله اول منصب قضا و داوری و در مرحله بعد به شخصی است که روی آن صندلی نشسته است.
روزی مردی را دیدم که رفتار بسیار محترمانه و متواضعانه‌ای در دادگاه داشت. برای هر سخن و حرکتش از قاضی اجازه می‌گرفت و اسناد و مدارک خود را دودستی تقدیم می‌کرد. در مقابل، آقای قاضی بی‌اندازه بی‌حوصله بود و رفتار تندی نسبت به هر دو طرف دعوا داشت. جزئیات در خاطرم نیست اما جایی بود که آن مرد محترم چند بار بر سر چیزی مثلاً استماع شهادت شهود اصرار کرد و ناگهان آقای قاضی با الفاظی بی‌ادبانه وی را خطاب قرار داده و تهدید به اخراج از جلسه کرد و نهایتاً از لفظ «خفه شو» استفاده کرد. ناگهان همه چیز عوض شد، چهره آن مرد برافروخته شد و گفت:
« شما داری از مالیات بازنشستگی من حقوق میگیری برای این که من بتونم حرفمو بزنم. چرا خفه شم؟ احترام خودتو حفظ کن. من سه میلیون هزینه دادرسی ندادم که خفه شم و ...»
قاضی گفت:
کسی برات دعوتنامه نفرستاده که بیایی به دادگستری پول بدی
مرد: اگر دعوتم میکردن و میدونستم قراره امثال شما به کارم برسند حتما نمیومدم ولی بدبختی اینه که حقمو خوردن و جای دیگه‌ای نیست که شکایت کنم ...
این مکالمه رفته رفته زشت‌تر شد و نهایتاً مرد برای شکایت از قاضی راهی اتاق معاون قضایی شد.
اینجاست که تفکیک میان احترام شخص قاضی و احترام منصب قضا مشخص می‌شود و معلوم بود که آن مرد به این تفکیک آگاه است.
t.me/eldarkhiavi
www.haghamooz.com
"جیب بُری"

www.haghamooz.com

خود جیب برها معتقدند پول جیب بُری یک راست راهی سُرنگ تزریق میشود و پاخوری بالایی دارد چون به راحتی، حاصل زحمت و رنج دیگران را سرقت میکنند.
چند شگرد جیب بری را بر اساس مکان جیب توضیح میدهم تا طعمه ی این شیادین بی وجدان نشوید.
مکانهای پرجمعیت و پر ازدحام بهشت ‏جیب برها محسوب می شوند.

الف) جیب برهای ایستگاه بی آر تی و مترو این جیب برها معمولا سه نفر هستند،یک نفر قوی هیکل که ابتدای صف می ایستد و با سد کردن راه ورود مسافران باعث ازدحام و تراکم جمعیت میشود و کار رای برای جیب بر اصلی آماده می کند. جیب بر با چسبیدن به طعمه، کیف وی را از جیب پشتی ‏ بر می دارد و تحویل نفر پشت سری که همان همدست سومش است می دهد و وی نیز محل را به سرعت ترک می کند. نفر سوم باید از میان جیب برهای باخدا و پاک دست انتخاب شود تا رفقایش را دور نزند.
www.haghamooz.com
ب)جیب برهای کثیف مال ، متشکل از گروهی دو نفره که مقداری بیسکوییت را در آب خمیر می کنند تا شبیه کثافت ‏شود سپس با انتخاب سوژه ی مناسب یک نفر از جیب برها با نزدیک شدن به سوژه مقداری از خمیر را با زدن تنه روی کت سوژه می مالد. نفر دوم با تیپی موجهه به سوژه نزدیک می شود و به او اطلاع می دهد کتش کثیف شده، قربانی با دیدن کت قصد تمیز کردن را دارد که جیب بر وانمود می کند می خواهد به او کمک کند‏؛ در چشم برهم زدنی جیب های کت عابر خوش پوش را خالی می کند.

ج) جیب برهای سیاه کن متشکل از گروهی دو یا سه نفره که با راه انداختن دعوای صوری زمینه را برای همدست جیب بر فراهم می کنند.
در مکان های شلوغ از دعوا کردن با افرادی که بی دلیل به شما گیر می دهند پرهیز کنید. از میان دعوا کنندگان ‏جیب بر فردی است که قصد وساطت و جداسازی دارد.

t.me/eldarkhiavi
د)جیب برهای جیب پیراهن که مارمولک ترین جیب برها هستند و به تنهایی اقدام به سرقت می کنند ابزار اصلی آنها یک روزنامه ی چهارتا شده است و در ایستگاه های اتوبوس می پلکند. با زدن زاغِ جیب پیراهن عابران، مادر مرده ای را انتخاب می کنند و با ‏نزدیک شدن به وی روزنامه را در حد فاصل چشم های وی و جیبش قرار می دهند. بطوریکه دید قربانی سرقت نسبت به جیب پیراهنش کور می شود و با دست دیگر جیبش را خالی میکنند، حتی گاها برای مشاهده ی محتویات جیب سوژه به داخل جیب وی فوت می کنند.

ه) جیب برهای خانم که به معنای واقعی جیب یا کیف طرف ‏ را با تیغ می برند این شگرد مختص خانم ها در اتوبوس های شهری است، زمانی که یک خانم کیفش را به دوشش آویزان کرده، خانم جیب بر از پشت با نزدیک شدن به وی با تیغ هایی که دارد انتهای کیف را پاره می کند و محتویات کیف را در می آورد در این مواقع شلوغی مانع از جلب توجه می شود (عوضی ها از جراح هم ماهرتر هستن)
روش خاص دیگری نماند تا جایی که یادم است، مواظب باشید دیگه.
و اینم در آخر بگم مراسم سالگرد ارتحال خمینی بزرگترین گردهمایی جیب برهای ایران است. چون اکثر شرکت کننده ها شهرستانی هستند و سر درگم به راحتی طعمه جیب برها می شوند ‏روزهای آخر سال بره کُشون جیب برها است چون اکثر افراد پول نقد به همراه دارند و همه جا نیز شلوغ است. / کانال ستوان کلمبو
www.haghamooz.com

t.me/eldarkhiavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاشار سلطانی: قاضی بیژن قاسم زاده کیست؟ نام او با دستور فیلتر تلگرام گره خورده و بسیاری از مردم ایران با این دستور تاریخی با نام وی آشنا شدند. یاشار سلطانی در مورد ظهور و سقوط این قاضی جوان و پرحاشیه تحقیق کرده و این ویدئو را تولید کرده است. سلطانی در پایان ویدئو دو سوال مطرح کرده: آیا باید قاسم زاده را نماد فساد در دستگاه قضایی دانست یا نماد قضاوتهای فرمایشی؟ به نظر من یک سوال مهمتر جا افتاده است: چند قاضی مثل قاسم زاده هنوز در بدنه قوق قضائیه مشغول کار هستند که باید با آنها برخورد شود؟

https://www.aparat.com/v/j7oKV
مطالب مرتبط:
👇👇👇
www.haghamooz.com
Forwarded from حقوق به زبون خودمونی (ائلدار خیاوی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
t.me/eldarkhiavi
#فن_دفاع
🎥این یک تست هوشیاری است و برای وکلا بسیار مهم است. ما در مواجهه با اسناد و مدارک موکل و نیز در جریان رسیدگی به پرونده، باید ماکسیمم هوشیاری را حفظ کنیم.
#آزمون_وکالت
🔺حتما ببینید و در انتها در مورد درصد هوشیاری خودتان خوب فکر کنید❗️

www.eldarkhiavi.com
🉑 ‍ بر اساس بخشنامه جدید بانک مرکزی، از اول آبان 98، کلیه چکهای برگشتی فاقد شکایت پس از 3 سال رفع سوءاثر می شوند.
www.haghamooz.com

دکتر یاسر مرادی از صدور بخشنامه جدید بانک مرکزی خبر داد که بر اساس آن کلیه بانکها از اول آبان 98 مکلف به رفع سوءاثر از چکهای برگشتی فاقد شکایت ، 3 سال پس از صدور گواهی عدم پرداخت شدند.


یاسر مرادی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با اشاره به در دستور کار قرار گرفتن اجرای قانون جدید چک در بانک‌ها اظهارداشت: قانون سابق چک درمورد رفع سوء اثر چک سکوت کرده بود اما بانک مرکزی در قالب دستورالعمل حساب جاری به این مساله پرداخته بود و براساس آن چک‌هایی که 7 سال از تاریخ برگشت خوردن آنها گذشته باشد، نسبت به رفع سوء اثر آن اقدام می‌شد.

وی افزود: طبق تبصره 3 ماده 5 مکرر قانون جدید چک، اگر سه سال از تاریخ صدور چک گذشته باشد، مشروط به عدم طرح دعوی حقوقی یا کیفری توسط دارنده، بانک‌ها مکلف به رفع سوء اثر آن هستند.

مسئول شبکه اطلاع رسانی و مشاوره حقوق بانکی با اشاره به مشروط شدن اجرای این امتیاز به عدم طرح دعوی حقوقی و کیفری تصریح کرد: این امر محل اختلاف بین بانک‌ها، مشتریان و در مواردی سیستم قضایی شده بود؛ چراکه بانک‌ها می‌گفتند قوه قضائیه حتما باید عدم طرح دعوی حقوقی یا کیفری را به ما اعلام کند اما شیوه و مکانیزم استعلام این امر از مجموعه قضایی در شرایط کنونی تعریف نشده بود.

👈وی با بیان اینکه در قانون چک سامانه‌ای پیش بینی شده بود که بین بانک مرکزی و قوه قضائیه این اطلاعات تبادل شود، گفت: با وجود گذشت 10 ماه از ابلاغ قانون این سامانه راه‌اندازی نشده و به همین دلایل این تکلیف قانون قانونی بلاتکلیف و روی زمین مانده بود و کماکان از چک‌های برگشتی پس از 7 سال رفع سوء اثر می‌شد.

مرادی اظهارداشت: روز گذشته بالاخره بانک مرکزی بخشنامه‌ای را به شبکه بانکی ابلاغ کرد که براساس آن بانک‌ها تا زمان راه اندازی سامانه استعلام طرح دعاوی مذکور از سوی قوه قضاییه، مکلف هستند همه چک‌هایی را که سه سال از تاریخ صدور آنها گذشته منوط به عدم طرح دعوای حقوقی و کیفری باید با کد 6 در داخل سامانه خودشان رفع سوء اثر کنند؛ بر این اساس بانک‌ها برای اطمینان از عدم طرح دعوی در محاکم قضایی مکلف شدند مراتب را مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضائیه استعلام کنند و صورت دریافت پاسخ، سوءاثر مربوطه را رفع کنند.

🔹این کارشناس حقوقی بانکی بیان اینکه از این به بعد به صورت رسمی رفع سوء اثر از چک‌ها از 7 سال به 3 سال کاهش می‌یابد، گفت: بنابراین از امروز بانک‌ها مکلف هستند در صورت مراجعه مشتریان دارای چک برگشتی، درخواست رفع سوء اثر از چک را از آنان دریافت و بعد از استعلام از مرکز اطلاعات قوه قضائیه و احراز عدم شکایت توسط دارنده، نسبت به رفع سوء اثر از چک‌‌های برگشتی مشتریان اقدام کنند.

T.me/eldarkhiavi
#حقوق_شرکتها
هیات وزیران امکان تبدیل انواع شرکت‌های تجاری به یکدیگر را تصویب کرد

پس از تصویب امکان تبدیل انواع شرکت‌های تجاری موضوع ماده 20 قانون تجارت به یکدیگر در شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی، هیات وزیران نیز این موضوع را تصویب کرد.

براساس ماده ۲۰ قانون تجارت، شرکت‌های تجارتی بر هفت قسم است:
۱ - شرکت سهامی
۲ - شرکت بامسئولیت محدود
۳ - شرکت تضامنی
۴ - شرکت مختلط غیرسهامی
۵ - شرکت مختلط سهامی
۶ - شرکت نسبی
۷ - شرکت تعاونی تولید و مصرف

این مصوبه از سوی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور برای اجرا به وزارتخانه‌های دادگستری و امور اقتصادی و دارایی، معاونت حقوقی رئیسجمهور و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ابلاغ شده است.

حق آموز
T.me/eldarkhiavi
www.haghamooz.com
Forwarded from "صدای ملّت"
💢‏دکتر حامد رحمانیان دادرس شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری رودهن حکم درخشانی صادر کرده؛ شهروندی را که از خودرو او ۳ لیتر مشروب کشف شده تبرئه کرده چون بنابر ماده ۱۳۷ قانون آیین دادرسی، تفتیش خودروی شهروندان به صورت خودسرانه ممنوع و تنها با حکم قضایی ممکن است و ماموران چنین حکمی نداشته‌اند.

مازیار خسروی، روزنامه‌نگار

👇👇👇
@sedayeslahat
Forwarded from کانال دفتر خدمات قضایی شماره 3 تبریز (rahim D)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آموزش نحوه ثبت دادخواست از کارتابل وکلا

https://t.me/tabriz94302003

@tabriz94302003
حقوق کارشناسان رسمی دادگستری.pdf
329.2 KB
📥 اخیرا درگیر پرونده ای هستم در زمینه قرارداد پیمانکاری مخابرات و کنترل لوله‌های یکی از خطوط انتقال گاز کشور. داور محترم بخشهایی از موضوع را به کارشناسی ارجاع کرده است. سوالاتی برایم پیش آمد در مورد دامنه اختیارات و تعهدات کارشناس و این مقاله علمی پژوهشی با عنوان
" بررسی حقوق کارشناسان رسمی دادگستری در حقوق ایران" نظرم را جلب کرد.

t.me/eldarkhiavi

نگارنده: سید رسول صمدی


🌐 www.haghamooz.com

t.me/eldarkhiavi
#حقوق_پیمانکاری
فایل صوتی: مروری بر نظام فنی - اجرایی کشور
t.me/eldarkhiavi
www.haghamooz.com
یکی از حوزه های حقوقی که منابع بسیار محدودی به آن پرداخته اند، حقوق پیمانکاری ساخت و نصب (CONSTRUCTION) است. شاید کلمه احداث، معادل مناسبی برای کانستراکشن باشد که شامل همه انواع ساخت و نصب میشود. حقوق پیمانکاری، یکی از بزرگترین زمینه های حقوقی است که محل اتصال جزئیات فنی مهندسی با ریزه کاریهای حقوق تعهدات است و با وجود گستردگی کاربرد آن در پروژه های عمرانی بخش عمومی و خصوصی، اما مورد توجه و استقبال حقوقدانان و وکلا نبوده است. با توجه به این که بخش مهمی از آموزشهای وبسایت حق آموز WWW.HAGHAMOOZ.COM به این دسته از قراردادها میپردازد لذا با کمک آقای مهندس پویا نوجه دهیعزیز تصمیم گرفتیم پادکستهایی دراین زمینه تولید کنیم. این پادکستها با آموزش کلیاتی راجع به نظام فنی - اجرایی کشور و انواع قراردادهای پیمانکاری آغاز میشود و به تدریج وارد جزئیات ریز قراردادهای پیمانکاری و مسائل و مشکلات مبتلابه این حوزه و نحوه پیش گیری یا حل و فصل آنها میگردد.


http://www.eldarkhiavi.com/shop/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C/
http://www.eldarkhiavi.com/articles/177527/
حقوق پیمانکاری: نحوه واگذاری پروژه به پیمانکاران 2
در ادامه بررسی نظام فنی _ اجرایی کشور، به این موضوع میپردازیم که پیمانکاران با چه مکانیزمی پروژه های عمرانی را اخذ میکنند از روشهای مرسوم برای اخذ پروژه توسط پیمانکاران، شرکت در فرآیند مناقصات برگزار شده توسط سازمانها و نهادهای دولتی است.

t.me/eldarkhiavi
Audio
Muslum Gurses

Šu daglarda kar olsaydim

@eldarkhiavi
Forwarded from سالار صفایی (Salar)
از رنج بودا تا اضطراب درونی هایدگر

اگه بخوام باهات رو راست باشم باید بگم که زندگی یک جورایی سخته.
یعنی به شکل گریز ناپذیری سخته و این ربطی به جایی که هستی و جوری که زندگی می کنی نداره.
من بهش میگم اصل بقای سختی. یعنی سختی از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه ولی نابود نمیشه. برای همین هم توی یک زندگی خیلی خوب و عادی، جایی که هیچ کی به هیچ کی به خاطر عقایدش شلیک نمی کنه و همه چی آرومه؛ آدمهای زیادی مشت مشت قرص ضد افسردگی می‌خورن که بتونن خودشون رو هر روز صبح از توی رختخواب بکشن بیرون . آدمهای پف کرده، آدمهای بد حال؛ آدمهای روی لبه.
خیلی ‌ها معتقدن که پیشرفت تکنولوژی، اینترنت، نخودفرنگیِ غیر ارگانیک و گلوتن، ما‌ ها رو اینجوری کرده و قدیم‌ها مردم خوشبخت‌تر بودن. تو بشنو و باور نکن.
حتی هزار‌ها سال پیش شاهزاده‌ای هندی به نام سیزارتا –یا همون بودا– گفت که زندگی رنجه. رنج، یا به زبون بودا «دوکا». هایدگر بهش می‌گه «اضطراب وجودی».

این ها رو نگفتم که نا امیدت کنم. چیزهای خوب و دلنشین هم توی دنیا کم نیست. می تونی ازشون توی راه کمک بگیری و هر وقت داشتی توی چاه غم فرو می رفتی مثل "رسن" (طناب) بهشون چنگ بندازی و بیای بیرون. یکی از این طناب ها؛ موسیقیه.
اگه تونستی سازی بزن؛ اگه نتونستی بهش گوش کن. وقتهایی که شادی موسیقی گوش کن و وقتهایی که غمگین بودی بیشتر، و اونجا که از هرحرکتی عاجز موندی؛ برقص. رقصیدن بهترین و مفید‌ترین کاریه که می‌تونی برای روحت بکنی. عموما موقع جشن و شادی می‌رقصن اما تو مثل زوربای یونانی برای رقصیدن منتظر بهانه نمون. «رقص هم ارتعاش شدن با جریان هستیه».
راستی اگه صدای خوبی داشتی موقع رقصیدن یک کم هم آواز بخون، اما اگه نداشتی هم مهم نیست،می‌تونی برای خودت بخونی.
چیز دیگه‌ای که می‌تونی بخونی کتابه. خوندن بهت کمک می‌کنه زندگی‌های دیگه‌ای رو که هیچ وقت نمی‌تونستی تجربه کنی رو تجربه کنی. فیلم هم همین کار رو توی یک ابعاد دیگه‌ای می‌کنه اما کتاب همیشه یک سر و گردن بالا‌تر از فیلمه چون قوهٔ تخیلت رو به کار می‌گیره؛ و روند ذهنی‌تر و عمیق تریه.
تا می‌تونی بخون. وسط کتابهات حتما چند صفحه هم در مورد ستاره‌ها و کهکشان‌ها بگذار چون کمکت می‌کنه که ابعاد چیز‌ها رو بهتر درک کنی و یادت نره که توی کل هستی کجا وایسادی. برای همین قدیم‌ها بیشتر فیلسوف‌ها ستاره‌شناس هم بودن. شاید نخوای یا نتونی منجم بشی، ولی همیشه می‌تونی وقتهایی که غمگینی به آسمون نگاه کنی و ببینی که غم‌هات در برابر عظمت کهکشان چقدر کوچیکه.
طناب‌های دیگه‌ای هم هست؛ چیزهایی مثل نقاشی کردن، کاشتن یک درخت؛ آشپزی با ادویه‌های جدید، سفر کردن، حرکت. ما برای نشستن خلق نشدیم. صندلی یکی از خطرناک‌ترین اختراعات بشریه. به جای نشستن قدم بزن؛ بدو؛ شنا کن.
اگر مجبور شدی بشینی؛ برای خودت همنشین‌هایی پیدا کن و از مصاحبتشون لذت ببر. پیدا کردن دوست خوب خیلی هم آسون نیست اما اگه دوست خوبی باشی؛ دیر یا زود چند تا آدم خوب دورت جمع خواهند شد. در ضمن، دایرهٔ دوستات رو به آدم‌ها محدود نکن. تو می‌تونی تقریباً با همهٔ موجودات زندهٔ دنیا دوست باشی؛ گل‌ها، علف‌ها، ماهی‌ها، پرنده‌ها.اونا گاهی حتی از آدم‌ها هم دوستهای بهتری هستن.

توی زندگی چاه غم زیاده ولی طناب هم هست؛ سر رسن رو ول نکن. اما مراقب باش که به طناب های پوسیده مثل الکل، دود، پول و حتی موفقیت، آویزون نشی چون از توی چاه بیرونت نمیاره و بدتر ولت می کنه ته چاه.
بگرد و طنابهای خودت رو پیدا کن و اگه نتونستی پیداش کنی؛ «ببافش». آدمهای انگشت شماری طناب بافی رو بلدن.
دانشمند ها، کاشفها، مربی های فوتبال، کمدین ها، و هنرمندها همه طناب باف هستن و طنابهایی رو بافتن که آدمهای دیگه هم می تونن سرش رو بگیرن و باهاش از توی چاه بیرون بیان. اگه ما امروز از سیاه سرفه نمی میریم برای اینه که طنابی رو گرفتیم که لویی پاستور سالها پیش بافته، سمفونی شماره پنج طنابیه که بتهوون با نتها به هم پیوند زده، صد سال تنهایی طنابیه که مارکز با کلمه و خیال به هم بافته.
بیشتر طنابها رو یک روزی کسی که شاید ته چاه زندونی بوده بافته.
مولانا در دفتر پنجم میگه:
آه کردم، چون رسن شد آه من
گشت آویزان رسن در چاه من
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم
شاد و زفت و فربه و گلگون شدم.

کسی چه میدونه، شاید تو هم یه روزی طناب خودت رو بافتی

@salarsafaie