Forwarded from غرࡐࡅِ߲ آࡅ߲ߺܨ
#برای_کسی
واژههایم به ضعف دچارند و چارهای بجز صبر نیست و بختکِ دلتنگی بر حوصلهی من چیره شده است. دیگر آشفتگیهایم رنگی نیستند، نامرئی شدهاند و از هر طرف خفهام میکنند. احتیاجم به تو به عصب رسیده و جهانِ رویایم رو به ویرانیست.
ناتوان از خلق کردنم. چه وسعتی از تو را باید در خود جاری کنم که تمام نشوی؛ به کدام پایان بچسبانمت که هربار آغاز شوی و دوباره تکهای از طلوعت را بر سایهی غمهایم بباری و آغشته شوم به آغوشت! اینها افراط نیست؛ غربتم در قلبِ توست و غمش عجیب در قوارهی من است.
من تمامت نمیکنم، بگذار جملاتم باز بمانند.
شنبه شبی که ماه کامل است.
ـآبیِغَمرنگ
واژههایم به ضعف دچارند و چارهای بجز صبر نیست و بختکِ دلتنگی بر حوصلهی من چیره شده است. دیگر آشفتگیهایم رنگی نیستند، نامرئی شدهاند و از هر طرف خفهام میکنند. احتیاجم به تو به عصب رسیده و جهانِ رویایم رو به ویرانیست.
ناتوان از خلق کردنم. چه وسعتی از تو را باید در خود جاری کنم که تمام نشوی؛ به کدام پایان بچسبانمت که هربار آغاز شوی و دوباره تکهای از طلوعت را بر سایهی غمهایم بباری و آغشته شوم به آغوشت! اینها افراط نیست؛ غربتم در قلبِ توست و غمش عجیب در قوارهی من است.
من تمامت نمیکنم، بگذار جملاتم باز بمانند.
همه چیز را نمیتوان گفت؛ قرارِ ما به وقتِ شانههایت، زمانی که تنبیه چشمانم تمام شد.
شنبه شبی که ماه کامل است.
ـآبیِغَمرنگ
𝓜𝓪𝓻𝓼𝓱𝓫𝓸𝓾𝓷𝓭
البته که به همین چیزای کوچیک دلمون خوشه
کوچک بود مانند سنگی که به شیشه خورد؛
همه گفتن: آخر این که کوچک بود!!
یکی آن وسط گفت: چون سنگ بود.
همه گفتن: آخر این که کوچک بود!!
یکی آن وسط گفت: چون سنگ بود.
💔1
این که من کسی هستم که تو ازم خوشت نمیاد و باهام حال نمیکنی
قابل تحمل تر از وقتیه که،کسی بشم که تو از من خوشت بیاد؛ اما دیگه خودم با خودم حال نکنم....
احسان
قابل تحمل تر از وقتیه که،کسی بشم که تو از من خوشت بیاد؛ اما دیگه خودم با خودم حال نکنم....
احسان
🤝2
عمو احسان{دوبله}
مینی پادکست؛ تو میتونی؟ @ehsundub
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتماد به نفس بچهها
اول از نگاه پدر و مادر شروع میشه...
پدر و مادرای عزیز حواستون باشه
بچهها مثل یک بذر و نهالیان که به دستهای
شما ناتوان یا توانا میشن
ممنون از تماشای این ویدیو؛
اگه خوشت اومد برای بقیه هم بفرست
اول از نگاه پدر و مادر شروع میشه...
پدر و مادرای عزیز حواستون باشه
بچهها مثل یک بذر و نهالیان که به دستهای
شما ناتوان یا توانا میشن
ممنون از تماشای این ویدیو؛
اگه خوشت اومد برای بقیه هم بفرست
@ehsundub
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
╭───────────────╮
🎬 انیمیشن | The Wind Rises
🌬️ باد برمیخیزد
╰───────────────╯
🎙️ Voice: عمو احسان
🎵 Song: No One Noticed — The Marías
🎙️ دوبله | مینیپادکست | روایت
💋برا عمو حتما ری اکشن بزارید
🎬 انیمیشن | The Wind Rises
🌬️ باد برمیخیزد
╰───────────────╯
🎙️ Voice: عمو احسان
🎵 Song: No One Noticed — The Marías
یه چیزی یادتون باشه
توو تلگرام فقط یه عمو احسان داریم🫀!
🎙️ دوبله | مینیپادکست | روایت
@ehsundub
💋برا عمو حتما ری اکشن بزارید
❤3
دلم میخواد لباس تظاهر و سیاستو دروغو از تن ادمای این دنیا در بیارم
عمقی وجود نداره
در ابراز محبتاشون
در وفاداریشون
در صداشون
در رفتارشون
در خنده و گریههاشون
یاد گرفتیم بازیگرای خوبی باشیم
تا یه آدم که خوب و بد بودنش بر اساس صداقت و یک رنگیه.
عمقی وجود نداره
در ابراز محبتاشون
در وفاداریشون
در صداشون
در رفتارشون
در خنده و گریههاشون
یاد گرفتیم بازیگرای خوبی باشیم
تا یه آدم که خوب و بد بودنش بر اساس صداقت و یک رنگیه.
بیراهترین نشانِ ماتمزدهی فردا بود.
چشمهایش را که ورق میزدی، چشمانت خشک میشد...
جادهی نگاهش بارانی بود؛ سفرهی صورتش هم زرد و بیطعام؛ و لبانش پلهی کوچکی به سمت زیرزمینِ تنهایی بود.
تاریکیاش را به روشنی میتوانستی ببینی؛ او، نورِ سیاهِ روزهای خودش بود.
چشمهایش را که ورق میزدی، چشمانت خشک میشد...
جادهی نگاهش بارانی بود؛ سفرهی صورتش هم زرد و بیطعام؛ و لبانش پلهی کوچکی به سمت زیرزمینِ تنهایی بود.
تاریکیاش را به روشنی میتوانستی ببینی؛ او، نورِ سیاهِ روزهای خودش بود.
@ehsundub/عمو احسان
❤1💔1
توضیح نمیدم خودتون ببینید 🙂❤️🩹
: مگه نه؟!
@ehsundub
: مگه نه؟!
گوینده خانم: پرومیسه
مدیر کار؛ گوینده آقا:«عمو» احسان
@ehsundub
❤1❤🔥1💔1