يَهْدِي بِهِ اَللّٰهُ مَنِ اِتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ اَلسَّلاٰمِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَى اَلنُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۶﴾
خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند، به وسیلهء آن [کتاب ] به راه هاى سلامت رهنمون مى شود، و به توفیق خویش، آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى برد و به راهى راست هدایتشان مى کند. (۱۶)
خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند، به وسیلهء آن [کتاب ] به راه هاى سلامت رهنمون مى شود، و به توفیق خویش، آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى برد و به راهى راست هدایتشان مى کند. (۱۶)
🌹 راحتـی در دنیـا🌹
خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام فرمودند: من راحتی را در بهشت قرار داده ام، ولی این ها در دنیا دنبالش می گردند، اصلا نمی شود، دنیا دار راحتی نیست، تا می آیی بگی جوان هستی، ریش هایت سفید می شود، تا می آیی بگی سلامت، مریض می شوی، اصلا شما یک آدم بی درد در این عالم پیدا کن، اگر پول داراست، می گوید نمی توانم بخورم مرض قند دارم، اگر سالم است،می گوید ندارم بخورم(پول ندارم)،
درهم داران عالم را گفت کرم نیست
کرم داران عالم را درهم نیست
اگر همه چیز بهش داده است، اولاد نداده،
اگر اولاد دارد، اولادش مشکل دارد؛ اصلا بگردید در زندگی مردم یک بی درد بی درد پیدا کنید، اصلا نمی شود، « الدنیا دار بالبلاء محفوفه » اصلا شاکله ی دنیا این طور هست که فقدان دارد،رتا می آیی یک مقدار سر و سامان بدهی،می بینی یک دفعه پدر خانواده از دنیا رفت،بچه خانواده تصادف کرد افتاد درخانه،
لذا فرمود: من راحتی را در بهشت گذاشتم، نمی گویم در دنیا راحت نباش، اما نگاهت به دنیا، نگاه راحتی دائم نباشد، « انی وضعت راحته الجنه » آن جا « لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا. »نه لغو است و نه گناه است و نه عصیان است،وعده ی نسیه هم نیستا، این عمر محدود، مزرعه ای است، زمینه ای است انسان خوب زندگی کند،
واقعا شما در این روز نامه ها نگاه کنید ببینید، چقدر کلک، چقدر جنایت، چقدر آدم کشی،برای یک سرقت، برای رسیدن به یک هوس،برای رسیدن به یک عشق، طرف مادرش را از بین برده،پدرش را از بین برده، هر روز تقریبا من خودم دنبال می کنم، کمتر روزی است که دوتا سه تا از این خبرها در کشور در روزنامه ها نباشد، حالا این ها چیزهایی است که مطرح می شود، و الا صدتا از این هام لو نمیرود؛
برای اینکه به یک عشق هوسی برسد، می بینید همسرش را از بین برد، مادرش را پا دراورد،
سر یک پول، سر یک… ؛ این ها نشان دهنده ی همین است که انتخاب اشتباه است، عزیز من، فرمود: من راحتی را دربهشت قرار دادم، در دنیا دنبالش نگرد.
خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام فرمودند: من راحتی را در بهشت قرار داده ام، ولی این ها در دنیا دنبالش می گردند، اصلا نمی شود، دنیا دار راحتی نیست، تا می آیی بگی جوان هستی، ریش هایت سفید می شود، تا می آیی بگی سلامت، مریض می شوی، اصلا شما یک آدم بی درد در این عالم پیدا کن، اگر پول داراست، می گوید نمی توانم بخورم مرض قند دارم، اگر سالم است،می گوید ندارم بخورم(پول ندارم)،
درهم داران عالم را گفت کرم نیست
کرم داران عالم را درهم نیست
اگر همه چیز بهش داده است، اولاد نداده،
اگر اولاد دارد، اولادش مشکل دارد؛ اصلا بگردید در زندگی مردم یک بی درد بی درد پیدا کنید، اصلا نمی شود، « الدنیا دار بالبلاء محفوفه » اصلا شاکله ی دنیا این طور هست که فقدان دارد،رتا می آیی یک مقدار سر و سامان بدهی،می بینی یک دفعه پدر خانواده از دنیا رفت،بچه خانواده تصادف کرد افتاد درخانه،
لذا فرمود: من راحتی را در بهشت گذاشتم، نمی گویم در دنیا راحت نباش، اما نگاهت به دنیا، نگاه راحتی دائم نباشد، « انی وضعت راحته الجنه » آن جا « لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا. »نه لغو است و نه گناه است و نه عصیان است،وعده ی نسیه هم نیستا، این عمر محدود، مزرعه ای است، زمینه ای است انسان خوب زندگی کند،
واقعا شما در این روز نامه ها نگاه کنید ببینید، چقدر کلک، چقدر جنایت، چقدر آدم کشی،برای یک سرقت، برای رسیدن به یک هوس،برای رسیدن به یک عشق، طرف مادرش را از بین برده،پدرش را از بین برده، هر روز تقریبا من خودم دنبال می کنم، کمتر روزی است که دوتا سه تا از این خبرها در کشور در روزنامه ها نباشد، حالا این ها چیزهایی است که مطرح می شود، و الا صدتا از این هام لو نمیرود؛
برای اینکه به یک عشق هوسی برسد، می بینید همسرش را از بین برد، مادرش را پا دراورد،
سر یک پول، سر یک… ؛ این ها نشان دهنده ی همین است که انتخاب اشتباه است، عزیز من، فرمود: من راحتی را دربهشت قرار دادم، در دنیا دنبالش نگرد.
❓ چرا_امام_حسین_تنها_ماند؟!
♨️رنگین تر بودن سفره جبهه باطل
معمولاً پول، قدرت و ثروت و مظاهر دنیا در طرف جبهه باطل است، سفره معاویه بسیار رنگین تر از سفره امیرالمومنین علی (ع)، یزیدیان به هر قیمتی که شده می خواهند مردم را جمع کنند. سران اقوام را که با رشوه و پول و وعده و عید بر اساس انگیزه های مادی خریدند از طریق آنها مردم خود به خود جمع می شدند. آری! خیانت خواص و تبعیت عوام ریشه تمام مشکلات در تاریخ اسلام است از بعثت نبی اکرم (ص) تا هم اکنون! ولی امام حسین (ع) نمی خواست لشکرش بر اساس انگیزه های مادی پر شود بلکه می خواست آنهایی که در رکابش شمشیر می زنند با این جنگ به بلوغ و رشد برسند و این اندیشه انسان ساز تنهایی نوه ی پیامبر و سید جوانان اهل بهشت را به دنبال داشت.🌺
♨️رنگین تر بودن سفره جبهه باطل
معمولاً پول، قدرت و ثروت و مظاهر دنیا در طرف جبهه باطل است، سفره معاویه بسیار رنگین تر از سفره امیرالمومنین علی (ع)، یزیدیان به هر قیمتی که شده می خواهند مردم را جمع کنند. سران اقوام را که با رشوه و پول و وعده و عید بر اساس انگیزه های مادی خریدند از طریق آنها مردم خود به خود جمع می شدند. آری! خیانت خواص و تبعیت عوام ریشه تمام مشکلات در تاریخ اسلام است از بعثت نبی اکرم (ص) تا هم اکنون! ولی امام حسین (ع) نمی خواست لشکرش بر اساس انگیزه های مادی پر شود بلکه می خواست آنهایی که در رکابش شمشیر می زنند با این جنگ به بلوغ و رشد برسند و این اندیشه انسان ساز تنهایی نوه ی پیامبر و سید جوانان اهل بهشت را به دنبال داشت.🌺
وقتی شکم ها پر از حرام شد،
گوش ها نمیشنود
سخت است فهماندن چیزی به کسی
که بابت نفهمیدنش پول میگیرد . . . !
#احمد_شاملو
گوش ها نمیشنود
سخت است فهماندن چیزی به کسی
که بابت نفهمیدنش پول میگیرد . . . !
#احمد_شاملو
در هر شرایطی که باشی
مردم برای تو حرف درمیارن
اگه قرار باشه حرف مردم روی تو تاثیر بذاره
شک نکن نمیتونی زندگی کنی
چرا فکر میکنی باید همه رو راضی نگه داری!
تو خودت باش!
هر فرد دوست نداشت که نداشت
اگه خودت رو بازیچه
دست حرف مردم بدهی!
این می شود "نقطه ضعف تو"
و تو را اذیت میکنند
چون دیگر نقطه ضعف تو را پیداکرده اند.
آخرش فکر میکنی چی می شه
یک من ناراحت به وجود میاد
که خودت و نیز خانواده ات رو نابود میکنی
مردم برای تو حرف درمیارن
اگه قرار باشه حرف مردم روی تو تاثیر بذاره
شک نکن نمیتونی زندگی کنی
چرا فکر میکنی باید همه رو راضی نگه داری!
تو خودت باش!
هر فرد دوست نداشت که نداشت
اگه خودت رو بازیچه
دست حرف مردم بدهی!
این می شود "نقطه ضعف تو"
و تو را اذیت میکنند
چون دیگر نقطه ضعف تو را پیداکرده اند.
آخرش فکر میکنی چی می شه
یک من ناراحت به وجود میاد
که خودت و نیز خانواده ات رو نابود میکنی
♻️ اگر تحقیرمان کردند ؛
ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان
و اعتماد بهنفسمان را تقویت کنیم...!
🍃 اگر تنگ نظران کارمان را بیارزش شمارند ؛
ما مصممتر شویم که داریم کاری میکنیم
که مورد تنگ نظری واقع شده و این خود دستاورد کمی نیست...!
🍃 اگر کجاندیشان دلسردمان کنند ، ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم و انگیزهها را مرور میکنیم...!
🍃 اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند ؛
ما خوداتکایی را تمرین کنیم و خوشبین و صبور باشیم...!
🍃 گاهی حسادت های برخی، مهر تاییدی است بر درستی کارمان...!
ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان
و اعتماد بهنفسمان را تقویت کنیم...!
🍃 اگر تنگ نظران کارمان را بیارزش شمارند ؛
ما مصممتر شویم که داریم کاری میکنیم
که مورد تنگ نظری واقع شده و این خود دستاورد کمی نیست...!
🍃 اگر کجاندیشان دلسردمان کنند ، ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم و انگیزهها را مرور میکنیم...!
🍃 اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند ؛
ما خوداتکایی را تمرین کنیم و خوشبین و صبور باشیم...!
🍃 گاهی حسادت های برخی، مهر تاییدی است بر درستی کارمان...!
💠🌷💠🌷💠🌷💠🌷💠🌷
یاور انبیاء...
فردی خدمت امیرالمومنین صلوات الله علیه عرض کرد : آیا شما بالاتری یا ابراهیم که خداوند او را آتش نجات داد و یا نوح که او را از غرق[شدن] نجات داد و یا موسی که از فرعون نجاتش داد و به او تورات عطا فرمود و یا از عیسی بالاتری که خداوند در گهواره به او سخن گفتن و حکمت و نبوّت آموخت، و یا از سلیمان که باد و اَجِنّه و اِنسیان را مطیعش ساخته و نیز تمام مخلوقات را؟!
پس امیرالمومنین فرمودند: به خدا قسم من با ابراهیم در آتش بودم و آن را خنک و سالم ساختم ، و من با نوح در کشتی بودم و او را از غرق شدن نجات دادم و به موسی تورات را یاد دادم و عیسی را در مهد گویا ساخته و انجیل را به او یاد دادم و یوسف را از چاه و مکر برادرانش نجات دادم و با سلیمان روی فرشش بودم و باد را مطیعش کردم.
انوار نعمانیه: جلد ۱، باب نور علوی؛ صفحه ۲۸
💠🌷💠🌷💠🌷💠🌷💠🌷
یاور انبیاء...
فردی خدمت امیرالمومنین صلوات الله علیه عرض کرد : آیا شما بالاتری یا ابراهیم که خداوند او را آتش نجات داد و یا نوح که او را از غرق[شدن] نجات داد و یا موسی که از فرعون نجاتش داد و به او تورات عطا فرمود و یا از عیسی بالاتری که خداوند در گهواره به او سخن گفتن و حکمت و نبوّت آموخت، و یا از سلیمان که باد و اَجِنّه و اِنسیان را مطیعش ساخته و نیز تمام مخلوقات را؟!
پس امیرالمومنین فرمودند: به خدا قسم من با ابراهیم در آتش بودم و آن را خنک و سالم ساختم ، و من با نوح در کشتی بودم و او را از غرق شدن نجات دادم و به موسی تورات را یاد دادم و عیسی را در مهد گویا ساخته و انجیل را به او یاد دادم و یوسف را از چاه و مکر برادرانش نجات دادم و با سلیمان روی فرشش بودم و باد را مطیعش کردم.
انوار نعمانیه: جلد ۱، باب نور علوی؛ صفحه ۲۸
💠🌷💠🌷💠🌷💠🌷💠🌷
🎬ماجرای زن ارمنی و زیارت حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
🎼با روایت گری صابر خراسانی
🍃 پیشنهاد ویژه برای دانلود
💐به اندازه ارادتت به حضرت امام رضا علیه السلام فوروارد کن و به اشتراک بزار 💐
#کوتاه_شنیدنی
#امام_رضا ع
#برای_دیگران_ارسال_کنید
🎼با روایت گری صابر خراسانی
🍃 پیشنهاد ویژه برای دانلود
💐به اندازه ارادتت به حضرت امام رضا علیه السلام فوروارد کن و به اشتراک بزار 💐
#کوتاه_شنیدنی
#امام_رضا ع
#برای_دیگران_ارسال_کنید
🌸🍃🌸
سلام😊✋
صبحتون پر از عطر خدا 💖🌸
سلامی به گرمی خورشید🥰🌤
دلتون پر از شادی و آرامش😌
لبهاتون خندون☺️امروزتون
پر از اتفاقای خوب☕️🙏🌺
امروز غصه ها رو کنار بذاریم☺️
بی دلیل شاد باشیم😉✋
#صبحتون_در_پناه_خدا🌺🍃🌺
سلام😊✋
صبحتون پر از عطر خدا 💖🌸
سلامی به گرمی خورشید🥰🌤
دلتون پر از شادی و آرامش😌
لبهاتون خندون☺️امروزتون
پر از اتفاقای خوب☕️🙏🌺
امروز غصه ها رو کنار بذاریم☺️
بی دلیل شاد باشیم😉✋
#صبحتون_در_پناه_خدا🌺🍃🌺
ارزش ندارد که آدمی
برای مبارزه کردن با
کوتهفکران خود را آزرده سازد؛
زیرا پیروزی بر آنان هیچ افتخاری ندارد.
برای مبارزه کردن با
کوتهفکران خود را آزرده سازد؛
زیرا پیروزی بر آنان هیچ افتخاری ندارد.
1..اگر به میهمانی گرگ میروی سگت را همراهت ببر ..
2..قله ای که چند بار فتح شود؛ بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود !
مواظب دلت باش..
3..گاهی لب های خندان بیشتر از
چشم های گریان”درد”می کشند ..
4..“پایِ “معرفت که میاد وسط
“دستِ “خیلیا کوتاه میشه. .
5..وقتی حرف راست میزنید
فقط انسان هایی از دستتان عصبانی می شوند
که تمام زندگیشان بر دروغ استوار است ..
6..یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت..
اگه خودتو بگیری میندازنت !
7..مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم
اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :
معذرت میخوام ..
8..مزرعه را موریانه خورد،
ولی ما برای گنجشک ها مترسک ساختیم
،لعنت به این حماقت!
9..آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار
نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند ..
10.“زمان” وفاداری آدما رو ثابت میکنه نه “زبان”
2..قله ای که چند بار فتح شود؛ بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود !
مواظب دلت باش..
3..گاهی لب های خندان بیشتر از
چشم های گریان”درد”می کشند ..
4..“پایِ “معرفت که میاد وسط
“دستِ “خیلیا کوتاه میشه. .
5..وقتی حرف راست میزنید
فقط انسان هایی از دستتان عصبانی می شوند
که تمام زندگیشان بر دروغ استوار است ..
6..یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت..
اگه خودتو بگیری میندازنت !
7..مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم
اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :
معذرت میخوام ..
8..مزرعه را موریانه خورد،
ولی ما برای گنجشک ها مترسک ساختیم
،لعنت به این حماقت!
9..آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار
نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند ..
10.“زمان” وفاداری آدما رو ثابت میکنه نه “زبان”
درسي اخلاقی از سهراب سپهری💐
سخت آشفته و غمگین بودم
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند،
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم،
عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
«سهراب سپهرى »
✨✨
سخت آشفته و غمگین بودم
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند،
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم...
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم...
سومی می لرزید...
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود...
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید...
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
" به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را...
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد...
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد...
همچنان می گریید...
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم،
عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند...
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک...
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را...
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
با خشونت هرگز...
«سهراب سپهرى »
✨✨
روایت حاج قاسم از جنایات عراق:
بگذارید بگویم اگر نعمت امنیت نباشد چه میشود. فرمانده نیروی قدس سپاه 4 روایت تکان دهندهای از جنایات داعش در عراق و سوریه، مطرح کرد . سردار سرلشکر قاسم سلیمانی با اشاره به فارغ التحصیلی ۱۲۰۰ نفر از دانشجویان بیگناه پادگان تکریت، گفت: به همه این
افراد توسط داعش تیر خالص زده شده و سر آنها بریده شد و به رودخانه انداخته شدند. وی همچنین افزود: »داعش بیش از ۲۰۰۰ زن جوان ایزدی را بین خود دست به دست به فروش رساند؛ از دخترهای نوجوان گرفته تا زنان جوان بدون اینکه حدود شرعی را بدانند.« وی
در روایت سوم به فیلم معروفی از جنایت تروریستها در حلب اشاره کرد که یک کودک با تفریح و خنده گروههای تروریستی سر بریده میشود. وی افزود: از این کودک سؤال می کردند سرت را ببریم یا با تیر تو را بکشیم؟ و در نهایت سر این طفل را بریدند. سردار سلیمانی در ادامه افزود
: من دیدم که در همین دیاله کودکی را از سینه مادر گرفتند و روی آتش سرخ کردند و لای پلو گذاشتند و برای مادر فرستادند. وی تأکید کرد: این جنایت وحشتناک در سابقه تاریخی بشریت نایاب است.
بله. نعمت امنیت در سایه مقاومت و تسلیم نشدن در برابر زورگویان و متجاوزان به دست می آید. اگر ما مقاومت نکرده بودیم آلان باید میزبان داعشی های گرگ صفت در شهرهای ایران میبودیم؛ ولی به لطف رهبر حکیم و مدبر و خانوادههای شهدا الحمدلله در سایه لطف
امام زمان با امنیت داریم زندگی میکنیم.
بگذارید بگویم اگر نعمت امنیت نباشد چه میشود. فرمانده نیروی قدس سپاه 4 روایت تکان دهندهای از جنایات داعش در عراق و سوریه، مطرح کرد . سردار سرلشکر قاسم سلیمانی با اشاره به فارغ التحصیلی ۱۲۰۰ نفر از دانشجویان بیگناه پادگان تکریت، گفت: به همه این
افراد توسط داعش تیر خالص زده شده و سر آنها بریده شد و به رودخانه انداخته شدند. وی همچنین افزود: »داعش بیش از ۲۰۰۰ زن جوان ایزدی را بین خود دست به دست به فروش رساند؛ از دخترهای نوجوان گرفته تا زنان جوان بدون اینکه حدود شرعی را بدانند.« وی
در روایت سوم به فیلم معروفی از جنایت تروریستها در حلب اشاره کرد که یک کودک با تفریح و خنده گروههای تروریستی سر بریده میشود. وی افزود: از این کودک سؤال می کردند سرت را ببریم یا با تیر تو را بکشیم؟ و در نهایت سر این طفل را بریدند. سردار سلیمانی در ادامه افزود
: من دیدم که در همین دیاله کودکی را از سینه مادر گرفتند و روی آتش سرخ کردند و لای پلو گذاشتند و برای مادر فرستادند. وی تأکید کرد: این جنایت وحشتناک در سابقه تاریخی بشریت نایاب است.
بله. نعمت امنیت در سایه مقاومت و تسلیم نشدن در برابر زورگویان و متجاوزان به دست می آید. اگر ما مقاومت نکرده بودیم آلان باید میزبان داعشی های گرگ صفت در شهرهای ایران میبودیم؛ ولی به لطف رهبر حکیم و مدبر و خانوادههای شهدا الحمدلله در سایه لطف
امام زمان با امنیت داریم زندگی میکنیم.
هر کسی را می بینید که انگ و ننگ به این و اون می چسبونه بدونید خودش اینکاره هست! حدیث هم داریم، یک کسی به امیرالمومنین گفت: فلانی چشم چران است. حضرت فرمود: تو برو خودتو اصلاح کن! تو خودت هم چشم چران هستی که چشم چران را میشناسی.
حالا ما خودمان خیلی مبتلا هستیم به خیلی کارها، ولی به راحتی این و اون را متهم می کنیم. و الا آدم مومنی که پاک هست، همه را پاک می بینه. قدیمی ها چقدر قشنگ حرف میزدند، یک وقت یه نفر به آدم میگفت من شما را خیلی دوست دارم و شما خیلی بزرگواری، در جواب میگفتن که چشماتون بزرگوار می بینه، خودتون آقایین که مارو آقا می بینید.
✍ #استاد_دانشمند
حالا ما خودمان خیلی مبتلا هستیم به خیلی کارها، ولی به راحتی این و اون را متهم می کنیم. و الا آدم مومنی که پاک هست، همه را پاک می بینه. قدیمی ها چقدر قشنگ حرف میزدند، یک وقت یه نفر به آدم میگفت من شما را خیلی دوست دارم و شما خیلی بزرگواری، در جواب میگفتن که چشماتون بزرگوار می بینه، خودتون آقایین که مارو آقا می بینید.
✍ #استاد_دانشمند
@karballa_ir
آبرودار اهل بیت باشیم
🎧🎧
⏰ 4 دقیقه
#حتما_گوش_کنید👆
✅ آبرودار اهل بیت باشیم
🔹 داستان جالب ابوحمزه ثمالی
🔸 چقدر خوبه ادم همه جا انصاف داشته باشه حتی توی دعوا...
═══✼🍃🌹🍃✼═══
🎤 #حاج_اقا_دانشمند
⏰ 4 دقیقه
#حتما_گوش_کنید👆
✅ آبرودار اهل بیت باشیم
🔹 داستان جالب ابوحمزه ثمالی
🔸 چقدر خوبه ادم همه جا انصاف داشته باشه حتی توی دعوا...
═══✼🍃🌹🍃✼═══
🎤 #حاج_اقا_دانشمند
ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ...
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺯﺧﻤﯽﺍﻧﺪ...
ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ،
ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ،
ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺍﺭﺩ،
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺫﻫﻦﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ،
ﻗﻠﺐﻫﺎ ﺯﺧﻤﯽ ﺍﻧﺪ،
ﺯﺑﺎﻥﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪﺍﻧﺪ!!
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺯﻭ کنیم بهترﯾﻦﻫﺎ ﺭﺍ...
ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺭﺍ...
ﻫﻤﻪ ﮔﻢ ﺷﺪﻩایم!
یاﺭﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻟﺬﺗﺒﺨﺶ ﺷﻮﺩ...
ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﭘﯿﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪ...
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﻠﻔﻦ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺗﻔﺎﻕ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺩﯾﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ...
ﺑﺎ ﯾﮏ "ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﯾﻢ..."
ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ "ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﯿﻢ..."
ﭘﯿﺮ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ،
ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺳﻌﻲ ڪﻨﯿﻢ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﻝ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ بیشتر ﺩﺍشته ﺑﺎﺷﯿﻢ.
ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺮ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺯﺧﻤﯽﺍﻧﺪ...
ﻫﺮﮐﺲ ﺩﺭﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ،
ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ،
ﻣﺸﻐﻠﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺍﺭﺩ،
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺫﻫﻦﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪﺍﻧﺪ،
ﻗﻠﺐﻫﺎ ﺯﺧﻤﯽ ﺍﻧﺪ،
ﺯﺑﺎﻥﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪﺍﻧﺪ!!
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺯﻭ کنیم بهترﯾﻦﻫﺎ ﺭﺍ...
ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺭﺍ...
ﻫﻤﻪ ﮔﻢ ﺷﺪﻩایم!
یاﺭﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ
ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻟﺬﺗﺒﺨﺶ ﺷﻮﺩ...
ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﭘﯿﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪ...
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﻠﻔﻦ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺗﻔﺎﻕ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ...
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺩﯾﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ...
ﺑﺎ ﯾﮏ "ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﯾﻢ..."
ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ "ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﯿﻢ..."
ﭘﯿﺮ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ،
ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﺳﻌﻲ ڪﻨﯿﻢ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﻝ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ بیشتر ﺩﺍشته ﺑﺎﺷﯿﻢ.
ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺮ ﻧﮑﻨﯿﻢ.