ترنم احساس🌺🍃
1.35K subscribers
11.4K photos
6.5K videos
37 files
4.42K links
غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو…
https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
Download Telegram
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غمی بود رستم بیازید چنگ
گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ

خم آورد پشت دلیر جوان
زمانه بیامد نبودش توان

زدش بر زمین بر به کردار شیر
بدانست کاو هم نماند به زیر

سبک تیغ تیز از میان برکشید
بر شیر بیدار دل بردرید

بپیچید زان پس یکی آه کرد
ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد

نشان داد مادر مرا از پدر
ز مهر اندر آمد روانم به سر

کنون گر تو در آب ماهی شوی
و گر چون شب اندر سیاهی شوی

بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خاکست بالین من

ازین نامداران گردنکشان
کسی هم برد سوی رستم نشان

چو بشنید رستم سرش خیره گشت جهان پیش چشم اندرش تیره گشت

بپرسید زان پس که آمد به هوش
بدو گفت با ناله و با خروش

که اکنون چه داری ز رستم نشان
که کم باد نامش ز گردنکشان

بدو گفت ار ایدونکه رستم تویی
بکشتی مرا خیره از بدخویی

چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو رخ مادرم

همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست

مرا گفت کاین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید به کار

چو بگشاد خفتان و آن مهره دید
همه جامه بر خویشتن بردرید

همی ریخت خون و همی کند موی
سرش پر ز خاک و پر از آب روی

📙 #شاهنامه
💔4
👈 زنی بنگالی که یک تاجر بریتانیایی را بر پشت خود حمل می‌کند❗️

این عکس در سال ۱۹۰۳ میلادی ( ۱۲۸۲ خورشیدی ) ، در اوج سلطه استعمار بریتانیا بر شبه‌قاره هند ثبت شده است.

این تنها یک عکس نیست؛ روایتی تکان‌دهنده از مناسبات نابرابر قدرت در دوران استعمار است. تصویری که نشان می‌دهد چگونه کرامت و نیروی انسان‌های تحت سلطه، در خدمت رفاه و برتری استعمارگران قرار می‌گرفت.

استعمار فقط تصرف سرزمین‌ها نیست، بلکه یک  سیستم نظام مندی که بر پایه بهره‌کشی، تحقیر و نابرابری بنا شده است از همین رو، این تصویر را نمی‌توان صرفا یک قاب تاریخی دانست، بلکه سندی از رنج میلیون‌ها انسانی است که هزینه قدرت و ثروت امپراتوری‌ها را پرداختند، همان گونه که اکنون هم میپردازند.

تاریخ را باید با همه ابعادش دید، نه آن‌گونه که قدرت‌ها روایت می‌کنند، بلکه آن‌گونه که قربانیانش تجربه کرده‌اند.
👍3🤔1
2
🔹کاریکلماتور

علیرضا جمشیدی:

🔹گوسفندی که دُم در آورد، زودتر از همه قربانی شد.

🔹پای قرارمان هستم، اما با پای بی قرارم چه کنم.

🔹فردوسی از تورم هم گفته بود، گرز گران را می گویم.

🔹خط فقر در ایستگاه فلاکت، مسافرینش را پیاده می کند.

🔹درخت با دیدن تابلوی ایستادن ممنوع، برگ هایش ریخت.

🔹کفن، هیچ وقت از مد نمی افتد.

🔹چشمِ شوهر روزگار روشن، هر روز آبستنِ حوادث است،

🔹دماغِ بزرگ که عیب نیست، مشکل از گوش های دراز است

🔹کلماتِ پاورقی را به جرم حاشیه نشینی، اخراج کردند

»»»»»»
محمد بابایی:

🔹دروازه بان، بوی گُل می دهد.

🔹مسافرخانه دار، خوب جاخالی می دهد.

🔹جوراب هم عرق خور قّهّاریست.

»»»»»»
علیرضا معصومی:

🔹زن، با دل ِ پُر وارد زایشگاه می‌شود.

🔹بیرون بودن تار ِ مو، صدای قانون را در می آوزَد

🔹شعرهای وحشی را با ترس و لرز می‌خوانم.

»»»»»»

رضا وارسته:

🔹چک ها بیشتر از کتاب ها " نقد " میشوند !!!

»»»»»»
فریده اسماعیلی:

🔹چشم سفید هم گاهی چشمانش سیاهی می رود.

🔹سلاح سرد، آدمها را به زمین گرم می‌زند.

🔹زور مداد فشاری به کلمات نمی رسد.

»»»»»»
سعید دهفولی :

🔹عروس دریایی سر همه ی خواستگار ها را زیر آب می کند.
👍3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح از پرده به در می‌آید
اثر آه سحر می‌آید

یا کسی مشک ختن می‌بیزد
یا نسیم گل تر می‌آید

خیز ای ساقی و می‌ده به صبوح
که حریف چو شکر می‌آید


#عطار

درود بر یاران جان

پگاهتان پدرام

دلتان به یاد دوست آرام
🌺
3
Audio
#نای_و_نوا

🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

#مولانا
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند

که به بالای چَمان از بُن و بیخَم بَرکَنْد

حاجتِ مطرب و مِی نیست تو بُرقَع بِگُشا

که به رقص آوَرَدَم آتشِ رویت چو سپند

هیچ رویی نشود آینهٔ حجلهٔ بخت

مگر آن روی که مالَند در آن سُمِّ سمند

گفتم اسرارِ غمت هر چه بُوَد گو می‌باش

صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند؟

مَکُش آن آهویِ مُشکینِ مرا ای صیّاد

شرم از آن چشمِ سیه دار و مَبَندَش به کمند

منِ خاکی که از این در نَتَوانَم برخاست

از کجا بوسه زنم بر لبِ آن قصرِ بلند؟

بازمَستان دل از آن گیسویِ مُشکین حافظ

زان که دیوانه همان به که بُوَد اندر بند



میان این همه آشفتگی ذهنی ، زیبایی ببینیم 😍😍

.
😍32
۳ کارو حذف کنیم:

- مقایسه
- توجیه
-  تعویق
👍6
برای همدیگه دعا کنید؛
و مطمئن باشید جایی در این جهان برای شما خیری فرستاده میشه.


🍃🪴
5
در ستایش روزمرگی های زندگی🌱
2💯1
✍️  هیچ بحران انرژی، بحران غذا یا بحران محیط زیستی در کار نیست!

بحران، "بحران نادانی" است!

👤  ریچارد فولر
.
👍4
دوش این دل خون‌چکیده پهلوی تو بود
وین دیده‌ی حیرت‌زده بر روی تو بود

آواره‌سری که این زمان دربه‌در است
روزی دو از این پیش، به زانوی تو بود

#بی‌دل_دهلوی
2
عطر گل یاس و بوی شب بو زده ام
صد شانه به پیچ و خم گیسو زده ام

لبخند نداشتم برایت ای عشق
ناچار شدم به سیب ها رو زده ام!


#رحیمی_رامهرمزی
👍31
استفاده حداکثری از حداقل امکانات😍

.
2😁2👎1