احسان رعیت
968 subscribers
67 photos
13 videos
5 files
25 links
آبی تیره

@ehsan_rayat
Download Telegram
سلام
وقت به خیر
جلسه ششم دوره «بینش و آفرینش هنر» امروز ساعت ١٩ تا ٢١ برگزار می‌شه
موضوع جلسه:

چگونه بهترین واژه را از بین میلیاردها واژه انتخاب کنیم؟

لینک ورود به جلسه:

https://meet.google.com/ewy-sjut-mwg

به امید دیدارتون ❤️

@ehsanrayat
8
آینه وقتی روبروشی
باغ گیلاس و اناره
وقتی نیستی یه کویره

پشت ِ پوستت رگ و خون... نــــه
خمره‌ی شراب ِ گیلاس
ته دریاچه‌ی شیره

پیرهنت درخت باشه،
دکمه‌های روش پرنده‌ن
ده تا سنگه توی مشتم!

بپرون پرنده‌ها رو
تا با کودک درونم
تک‌تک‌شون‌و نکشتم...

حجم زیباییت عزیزم
یه هیولای درنده‌ست
که نمی‌مونه تو زندون

مثل یه انار وحشی
می‌دره پوست تن‌شو
از قفس می‌زنــــه بیرون...

#احسان_رعیت

@ehsanrayat
38
سلام
وقت به خیر
جلسه هفتم دوره «بینش و آفرینش هنر» امروز ساعت ١٩ تا ٢١ برگزار می‌شه
موضوع جلسه:

چگونه آثار ادبی را بازنویسی و ویرایش کنیم؟

لینک ورود به جلسه:

https://meet.google.com/ewy-sjut-mwg

به امید دیدارتون ❤️

@ehsanrayat
6
سلام
وقت به خیر
جلسه هشتم و آخر دوره «بینش و آفرینش هنر» امروز ساعت ١٩ تا ٢١ برگزار می‌شه
موضوع جلسه:

ایده‌یابی و اجرا

تو این جلسه چند روش ایده‌یابی ذو معرفی می‌کنم و یه بخشی از جلسه هم به اجرای اون ایده اختصاص می‌دیم.

لینک ورود به جلسه:

https://meet.google.com/ewy-sjut-mwg

به امید دیدارتون ❤️

@ehsanrayat
4
حس می‌کنم عمرم به دنیا نیست
اون رفته و روح من این‌جا نیست
گفته بهم تنهاست اما... نیست
هرکی یه سایه با خودش داره

من شک ندارم با یکی دیگه...
از من گذشته تا یکی دیگه...
عشق منه اما یکی دیگه...
بغضم نمی‌ذاره بگم چی شد

عطر غریب تو شب ِ موهاش...
چلچله‌های طاق ابروهاش...
چشماش، اون دو تا پرستوهاش...
کوچیده‌ن از من! بر نمی‌گردن

عین خوره افتاده به جونم
این‌که من عشق چندم اونم؟
با این‌که می‌دونم... نمی‌دونم
این گله ر‌و تا چند بشمارم؟

موهاش انگشتامو دزدیده
سایه‌ش دو تا پاهامو دزدیده
با بوسه‌هاش، ‌صدامو دزدیده
بغضم بذاره حرف‌ها دارم

▪️

لعنت به من! فکر خیانت باش
من دوستت دارم، تو راحت باش!
اما فقط با دوستام ای کاش...
هر آرزو یه حسرت تازه‌ست...

#احسان_رعیت

@ehsanrayat
48🔥6🕊2
انقد ِ زخم خوردم از همه که
دیگه جای شکایت و گله نیست
من یه عمره که قبرم آماده‌ست
زندگی ول‌کن ِ معامله نیست

هرجا دنبال مرهمی گشتم
چندتا زخم عمیق‌تر دیدم
بین زخمای دوست تا دشمن
دشمنامو رفیق‌تر دیدم!

عشق تو زخمی روی قلبم بود
زخمی که عاقبت عفونی شد
روزگارم سیاه بود اما
از شب رفتن تو خونی شد

رفتنت قلبمو درید اما
رفتنت ضربه‌ی خلاص نبود
لبه‌ی تیغی که تو قلبم رفت
با ته‌ش قابل قیاس نبود

شونه‌هات که یه روز پناهم بود
حالا زیر سر رفیقامه
این‌که از کتف من زده بیرون
بال نـــــه... خنجر رفیقامه

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

@ehsanrayat
46🔥6👍4🕊2
دیدی که پای سفره‌ی عیشت
از شیشه‌ها گلاب در اومد؟
ماهی‌گلی گوشه‌ی تنگت
تمساح پیر از آب در‌اومد؟

دیدی که صبح روشن امید
کبریت سوخته بود عزیزم؟
هر کی به فکر ارزشمون بود
ما رو فروخته بود عزیزم...

تنها بمون و مال خودت باش
دیوار همزبون بدی نیست
با غم رفیق باش عزیزم
تلخه ولی جوون بدی نیست...

#احسان_رعیت

@ehsanrayat
25👍6🔥5
Soroode Zan
Mehdi Yarrahi
روزی ما دوباره كبوترهای‌مان را پیدا خواهیم كرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی كه كمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری‌ست...

#احمد_شاملو
#زن_زندگی_آزادی

@ehsanrayat
22👎8🕊7
شعر تازه‌ای نیست اما بازنشر و تقدیمش می‌کنم به زن‌ها و دخترای ایران که دارن به شجاعانه‌ترین و شریف‌ترین شکل ممکن زندگی می‌کنن، تو زمونه‌ای که تنها چیزی که به سهم برابر قسمتمون می‌شه، مرگه...

آخرین گونه‌ی نسل خودمم
من نهنگی‌ام که خودکشی نکرد
اون‌که هر جوری می‌شد ادامه داد
تتوی گلم رو پوست پیرمرد

جنجگویی‌ام که تسلیم نشد
قهرمانی که تو هیچ کتابی نیست
اسب بی‌سوار پاشکسته‌ای
که رسونده خودش‌و تا ته پیست

چی می‌خوای بهت بگم از حالم؟
خون رو دستای آخرین نئاندرتالم
مرگ سایه‌ی منه
نیفتاده دنبالم
هرکی داره تخـ...شو بیاد به استقبالم!

زندگیم یه بمب خنثی‌نشده‌ست
زندگیم می‌خواد من‌و ترور کنه
زندگیم یه قاتل حرفه‌ایه
اما می‌ترسه خشاب‌و پر کنه

حسرت چاقوی تیز خیلیام
اما هیشکی قد این حرفا نیست
خیلیا رفتن و اومدن ولی
هیچ رد پایی رو دریا نیست

چی می‌خوای بهت بگم از حالم؟
خونِ رو دستای آخرین نئاندرتالم
مرگ سایه‌ی منه
نیفتاده دنبالم
هرکی داره تخـ...شو بیاد به استقبالم!

#احسان_رعیت

@ehsanrayat
33👎13🕊4🔥3👍1
می‌تونستی حالمو کمی مراعات کنی
نری و قولایی که دادی‌و اثبات کنی

منو هم گاهی به خلوت خودت راه بدی
به من و رابطه‌مون یه شانس کوتاه بدی

می‌شد از دغدغه‌هات منم خبردار کنی
نه که هرچی هستو تو دلت تلنبار کنی

می‌تونستی لااقل محترمانه‌تر بری
جای این‌که بی‌خداحافظ و بی‌خبر بری

می‌دونم این‌جا دلت اونقدا خوشبخت نبود
ولی خب محترمانه رفتنم سخت نبود...

#احسان_رعیت

@ehsanrayat
49👎7👍3🔥3
من رسیدم ولی خب
هیشکی چش به رام نبود
یا کسی هم اگه بود
اون‌که من بخوام نبود

کسی پشت پنجره
کوچه رو نگا نکرد
جز کلیدای خودم
درو هیشکی وا نکرد

غیر تنهایی و من
کسی تو خونه‌م نیست
عاقلم شکر خدا
هیشکی دیوونه‌م نیست...

#احسان_رعیت

@ehsanrayat
39👍4🕊4🔥2👎1
عمرش گذشته بود و عزیز کسی نبود
حالش خراب بود و مریض کسی نبود

رو شونه‌ی کسی سر راحت زمین نذاشت
حتی به روز واقعه هم گریه‌کن نداشت

افتاد هر دفعه احدی اعتنا نکرد
حتی خدا به گوشه‌ی چشمی نگا نکرد

از جا بلند شد به مسیرش ادامه داد
به رنج وحشی همه‌گیرش ادامه داد

ترسید رنجشو به کسی منتقل کنه
هرکس که دید روحشو دستاشو ول کنه

از قرص‌های بی‌اثرش هیچ‌چی نگفت
از عنکبوت توی سرش هیچ‌چی نگفت

گوشه‌نشین ساکت تنها میون جمع
غمگین‌تر از نماز فرادی میون جمع

از یاد رفته بود و حواس کسی نبود
این روزها مخاطب خاص کسی نبود

دور از نگاه سرد و طلبکار جمعیت
بی‌اعتنا به تلخی رفتار جمعیت

هرشب چراغ خونه رو خاموش کرد و بعد
رو تخت‌ خواب عشقو فراموش کرد و بعد...

◼️

-بعدش به حال زار خودش سخت گریه کرد؟

-آره مث یه مرد!

-بسه دروغگو! کی؟ کِی؟ کجا؟ چشای منو دیده خیس آب؟ اونم پس نقاب؟

-انگار داره صدای یکی دیگه هم میاد؟

-حتما یه برگ زرده که افتاده دست باد

-بعدش ادامه داد...

◼️

هر صبح توی غربت آیینه خیره بود
یار کسی نبود، اگه بودم ذخیره بود

روی دلش همیشه یه زخم عمیق داشت
تنها نبود، بین رقیبا رفیق داشت

سیمرغ گم‌شده توی شهر کلاغ‌ها
سرو خمیده‌ی وسط هرزه‌باغ‌ها

بالش رو بست تا توی ویرونه بند شه
دائم نشست، قد رفیقا بلند شه

حالا سلامتی غمش نوش می‌کنن
بازنده‌ها رو زود فراموش می‌کنن

مغلوب سربلند تمام قمارها
بنیانگذار فرقه‌ی بی‌افتخارها

جز قلب خسته نعمتی از زندگی نداشت
با این همه شکایتی از زندگی نداشت

اونی که غیر عشق مریض کسی نبود
عمرش گذشته بود و عزیز کسی نبود

-این‌جا سکوت کرد
بعدش چراغو کشت
تا قصه توی قعر سیاهی فرو بره
اما هنوز سایه‌ای از پشت پنجره...



#احسان_رعیت


تو کامنت این پست توضیحاتی راجع‌به روایتش نوشتم. اگه دوست داشتید بخونید.

@ehsanrayat
52🔥8👍2🕊1
چشم من به دکمه‌های پیرهن توئه
قلب من
تــو جیب چپ لباس تــو تنِ توئه
لبامو هــر کجا که گــم می‌کنم
روی نبض گردن توئه

ببند درو ولی خودت نرو
بسپرش به من
دکمه‌های آخرو
وقت‌شه بازم بغل کنم
مثل یه قفس پرنده رو

من کی‌ام؟
مال تـو اگه نباشــــم، هیچ‌کس
یه جسم سرد و بی‌نفس
همین و بس
من کجام؟
اگه تو قلب تو نباشم، هیچ‌جا
علت وجود و هستی منی شما
خانم خدا

عطرو وقتی دوس دارم که رو تن توئه
رنگو وقتی رنگ پوست گردن توئه
خودم رو وقتی دوس دارم که می‌بینم،
من توئه

من کنار تو یه مرد دیگه‌ای شدم
عاشق تموم آدمایی‌ام که عاشق توئن
مخصوصاً خودم...

#احسان_رعیت

آلبوم سوم بهروز پایگان در راهه و من چند تا ترانه‌ی عاشقانه توش دارم که «خانم خدا» یکی از اون‌هاست.
امیدوارم بشنوید و دوسش داشته باشید ❤️

@ehsanrayat
28
تولد خورشید مبارک رفقا ❤️
امیدوارم یلدای امسال به‌ معنای واقعی، شروع پیروزی نور بر تاریکی باشه و یلدای سال دیگه رو با حال بهتری جشن بگیریم.
به امید عشق، آزادی و رفاه برای همه‌ ❤️
34👎2🕊2👍1
🕊153👎2👍1
Siah Poosha
Ebi
هنوزم
می‌شه قربانی این وحشت منحوس نشد…

ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز: سیاوش قمیشی
خواننده: ابی
@ehsanrayat
6👎2
Man Va To
Habib
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم؟
از‌ کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم…؟

چه کسی می‌خواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه‌اش ویران باد!


شاعر: حمید مصدق
آهنگساز و خواننده: حبیب

@ehsanrayat
13👎2👍1
Katibeh
Akhavan Sales
به زندگی، به غم جاودانه برگشتیم
به صف شدیم و به سلاخ‌خانه برگشتیم...

#احسان_رعیت

شعر کتیبه با قلم و صدای #اخوان دقیق‌ترین شرح حال این روزهاست...

@ehsanrayat
🕊6👍42
Forwarded from احسان
Khane Sorkh
Ebi
ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز و تمظیم‌کننده: آندرانیک
خواننده: ابی

خانه سرخ و
کوچه سرخ است و
خیابان سرخ است…

@ehsanrayat
11
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی
من مرده‌ام!
اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی
بلند می‌شوم
با هم صبحانه می‌خوریم
گپ می‌زنیم
بعد هم می‌روم
سری به خاک دوستانم بزنم برگردم
اگر هم حوصله‌ام نشد
شاید همان دور و برها خودم را چال کنم
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی
اگر گلوله‌ای به سمتم شلیک شود
سرم را هم
خم نخواهم کرد
یعنی اگر برای بریدنِ این رگ
تیغ در خانه نباشد
تا مغازه هم نخواهم رفت
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
اگر به خانه‌ام بیایی
تمامِ خانه را گل خواهم کاشت
اگر نیایی هم
تمام خانه را گل خواهم کاشت
اگر بروی هم
اگر بمیری هم!
چرا که دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!
یعنی زمان را از دستم باز کرده‌ام
چاقو را از جیب درآورده‌ام
و رابطه‌ی علت و معلول را
بریده‌ام
چرا که می‌خواهم
بی‌دلیل تنها باشم
درست چون نوازنده‌ای
که در میان اجرا
سازش را زمین می‌گذارد
تا موسیقی‌اش تمام نشود
درست چون خدایی
که انسان‌اش را زمین گذاشته
تا بر آسمان بنویسد:
دیگر
نه اصراری به زندگی دارم
نه اصراری به مرگ!

#گروس_عبدالملکیان

@ehsanrayat
25🕊3👎2