Ehsan's Notes
175 subscribers
173 photos
29 videos
58 files
296 links
احسان موسوی

بیشتر از اقتصاد، سیاست و کسب‌وکار میگم
-----------------------------------------------

ارتباط : @EhsanMousavi

وبسایت:
ehsanmousavi.com

توییتر:
https://twitter.com/ehsanmousavi4

اینستاگرام:
https://instagram.com/ehsanmousavi__?
Download Telegram
«همکاری اجتماعی هیچ ارتباطی با علاقه‌ی شخصی یا فرمانی عام برای دوست داشتن یکدیگر ندارد. مردم تحت نظام تقسیم کار به‌خاطر اینکه دیگری را دوست دارند یا باید دوست داشته باشند، باهم همکاری نمی‌کنند. آن‌ها بدین خاطر همکاری می‌کنند که این امر به بهترین شکل منافع‌شان را تأمین می‌کند. نه عشق، نه خیرخواهی، نه هرگونه احساس دلسوزانه‌ی دیگر، بلکه در اصل خودخواهی به‌درستی-درک‌شده است که انسان را وادار به سازگار کردن خود با الزامات جامعه، وادار به احترام به حقوق و آزادی‌های هم‌نوعان خود، و وادار به جایگزین کردن همکاری مسالمت‌آمیز با دشمنی و ستیز کرد.»

❈ لودویگ فون میزس، کنش انسانی
@Notes_On_Liberty
📌انتشار گزارش تفریغ بودجه ۹۸ از سوی دیوان محاسبات

دیوان محاسبات اعلام کرد:
🔹میزان ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص یافته در سال ۹۸ برابر با ۱۵ میلیارد دلار بوده‌ است.
🔹بدهی‌های قطعی دولت تا پایان سال ۹۷ به ۵۷۸ هزار میلیارد تومان رسید.
🔹کسری بودجه تحقق یافته دولت در سال ۱۳۹۸ برابر ۱۳۵ هزار میلیارد تومان است.

@ibenanews
The Myth of Efficiency_2.pdf
27.4 KB
📝 The Myth of Efficiency

👤 Murray N. Rothbard

☑️ @ehsanmnotes
🔘 اگر میدانستیم چه میخواهیم، نیازی به «بازار» نبود.
▪️ نظریه «شکست بازار» نتیجه برداشت‌های اشتباه از مفهوم «بازار» است.

🔹 ما اطلاعی از نیازهای انسان‌ها، میزان این نیازها و ارزش‌گذاری‌های افراد، که بطور ذهنی هستند، نداریم. آنچه انسان میخواهد در شرایط و زمان‌های مختلف متفاوت است و دائما میتواند دچار تغییر شود.

🔸 اساسا ما نمیدانیم که هرچیزی چقدر باید واقعا باشد، به هرکسی چه چیزی و به چه مقداری باید برسد. آنچه موجب شکل‌گیری بازار شده، اینست که این سوالات پاسخ داده شوند.

🔹 درنتیجه، صحبت از مفهوم «شکست بازار» که اقتصاددانان جریان اصلی آنرا مطرح کردند غلط است و نتیجه برداشت‌های اشتباه آنان از مفهوم «بازار» و نظریه «بازار رقابت کامل» است.

🔸 اگر میدانستیم وضعیت مطلوب در بازار چگونه است و میتوانستیم کارایی (Efficiency) بازار را اندازه بگیریم و با آن وضعیت مطلوب مقایسه کنیم، اصلا ضرورت وجود بازار چه بود؟

🔹 اشتباه اینست که تصور میکنیم قضاوتی بیطرفانه، دقیق و بدون هیچگونه سوگیری داریم. درحالیکه، قضاوت ما درباره وضعیت مطلوب و نحوه اندازه‌گیری «کارایی» متاثر از ارزش‌های ذهنی ماست.

🔸 در سطح شخصی منطقی‌ست که ارزش‌هایی داشته باشیم و براساس آنها کنش کنیم. طبیعتا ارزش‌های اخلاقی، ترس‌ها و نگرانی‌ها، تمایلات ما درباره افزایش درآمد و موارد مختلفی برروی کنش ما اثرگذارند و سبب میشوند که بازار نیز دچار تغییر و تحول شود.

🔹 اما آیا این ارزش‌ها الزاما باید باشند؟ چرا؟
چطور میتوان کارایی بازار برای جامعه را اندازه گرفت، وقتی ارزش‌های افراد متفاوت، دائما درحال تغییر و حتی خیلی اوقات باهم در تضادند؟

☑️ @ehsanmnotes
👤 امیر جوادی

🔘‏ دفاع از آزادی‌های فردی یک کالای لوکس نیست ک به درد طبقات مرفّه بخوره بلکه نون شب، طرز تفکّر و حیات و رستگاری ما(بویژه فرودست‌ها) ر تضمین می‌کنه.

وقتی نسبت به ضرورت حفاظت از حریم خصوصی حساسیّت کافی ندارید باید منتظر اردوگاه‌های کار اجباری باشید.

بقول مولانا: فهم کن این مسئله را

🌐 https://twitter.com/AmirDjawadi/status/1348074813416468481?s=19
در زمانی، فرصت یک امتیازی برای سفیدپوستان وجود داشته. امروز به بهانه رفع تبعیض، فرصت دیگری رو به نفع سیاهپوستان ایجاد میکنیم.
حالا گروهی از سفیدپوستان که از امتیاز قبلی بدلایل مختلف استفاده نکردن، از دریافت امتیازی که به نفع سیاهپوستان ایجاد شده، محرومند. این تبعیض نیست؟

🔹 این فقط یکی از ایراداتی‌ست به برخی ایده‌هایی که عنوان «تبعیض مثبت» را یدک میکشند.

☑️ @ehsanmnotes
🔘 درس هایی از اقتصاد اتریشی برای کسب و کارها – ارزش پیشنهادی

🔷 سلسله یادداشتی در اکونوت شروع کردم، در این یادداشت‌ها قراره بررسی کنیم که مکتب اتریشی اقتصاد برای کارآفرینان چه آموزه‌هایی دارد؟ این یادداشت، دومین یادداشت از این سلسله است.

🔶 در این یادداشت، به مبحث «ارزش پیشنهادی» ( Value Proposition ) نگاهی انداختیم. از این گفته شده که ارزش چیست؟ عناصر ارزش پیشنهادی کسب‌وکار چیست؟ و در هنگام طراحی کسب‌وکار باید به چه مواردی در موضوع «ارزش پیشنهادی» توجه کنیم؟

🌐 http://econote.ir/posts/austrian-valueproposition/

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from جناب گاو
بهشت روی زمین!
قسمت۱

چند وقت پیش، در یک گروه دانشگاهی یک دانشگاه کشورمان، شخصی کلیپی گذاشت که کمونیست‌های وطنی در مورد کوبا تهیه کرده بودند، در مورد اینکه آنجا بیکاری وجود ندارد و همه تقریباً حقوقشان برابر است و چه قدر وضعیت پزشکی خوب است و چه قدر مردم شادند و چه قدر آمارهای خوبی دارند! یکی از اساتید ریاضی دانشگاه، در واکنش خاطرات خودش را از سفری به کوبا بیان کرد که در زیر می‌آید.

"من یکبار (سال ۱۳۸۴) برای یک کنفرانس به مدت دوازده روز در هاوانا بودم، و فلاکت و فقر مردم پایتخت را دیدم.سایر شهرهای دوردست قاعدتاً وضعشان بدتر است. در آنجا حزبی‌ها (اعضای حزب کمونیست کوبا) بطور تقریبا رسمی درآمدی تا قریب صد برابر مردم عادی دارند. این افراد (حزبی) حدود پانصد هزار نفرند و امتیاز داشتن هتل و یا کرایه دادن منزل‌شان به توریست‌ها، فروش سیگار برگ به خارجیان با دلار آمریکا و ... را دارند. اغلب آنها عکسی با چه‌گوارا و یا فیدل کاسترو به عنوان اثبات حزبی بودن در منزل و یا محل کارشان دارند.

درآمد ماهیانه یک فرد عادی حدود شش دلار آمریکا بود. اما محل اقامت من و همکاران از دانشگاه کنکوردیای کانادا متعلق به یکی از این حزبی‌ها بود که خودش اعتراف کرد در ماه حدود ششصددلار درآمد دارد! البته از طرف حزب هم دریافتی داشت که مبلغ آن را اعلام نکرد، ولی مشخص بود که چون بیش از سایر مردم است اعلام نکرد.

افرادی که در این گونه کلیپ‌ها در حال نواختن موسیقی‌اند، در همه رستورانها و محل های شلوغ بودند و درآمدشان بعد از شش دلار، احتمالاً، از اعانه مشتریان بود و صاحب رستوران هیچ پرداختی به آنها نداشت. این موارد را من شخصاً پرسیدم.

ساحل زیبای هاوانا موج می زد از زنانی که برای ارباب بزرگ کار جنسی می کردند و اگر در ساحل تکان می‌خوردی دو سه نفرشان برای سرویس دادن به طرفت می‌آمدند. دیدن این وضع به حدی ناراحت کننده بود که به جز همان یک مرتبه در این دوازده روز دیگر به ساحل نرفتم.

کاسترو بعد از فروپاشی شوروی، محلهایی برای ایجاد هتل و خوشگذرانی خارجیان از جمله آمریکاییان تهیه کرده بود و کارگران جنسی (دولتی) کوبایی در این هتل ها روزگار می‌گذرانند.

یک استاد در دانشگاه هاوانا که دو دختر داشت در آن سال ابراز ناراحتی و ناامیدی از آینده فرزندانش داشت و خیلی علاقه‌مند بود که آنها را به روسیه و یا آمریکا بفرستد تا از جو خفقان کوبا نجات پیدا کنند.

اتفاقا در یکی از روزهای اقامت در هاوانا عصر رفتیم در شهر گردشی کنیم.
از دور صدای موسیقی می‌آمد و رفته رفته نزدیکتر شدیم.
خوب که نزدیک شدیم یک تریلر ۱۶ متری بود که روی آن یک بلندگو به ارتفاع بیش از دو متر و سایر لوازم تقویت صوت برای پخش از این بلند گو گذاشته بودند. به نوبت یا از داخل کامبون
موسیقی پخش می‌شد و یا خواننده‌ها و نوازنده‌های بالای این تریلر می‌نواختند و مردم بینوا و لاغر اندام که بیشتر به افراد آفریقایی دارای سو تغذیه شبیه بودند، می‌رقصیدند و ده دقیقه‌ای سرگرم بودند.
بعد تریلر می‌رفت به دسته دیگری در محله دیگری می‌پیوست.
بعد از آن خاموشی مردم بود.
واقعا مشخص بود که حکومت برای سرگرمی ساعاتی از آن روز مردم چنین کارناوالی راه انداخته و شاید برای جلوگیری از انفجار خشم مردم.

راننده تاکسی جوانی که وظیفه نقل و انتقال ما از فرودگاه و در شهر را داشت، پس از دریافت کرایه تقاضای پرداخت بیشتر داشت. به او گفتم مسیر فرودگاه تا هتل از ما ۲۵ دلار گرفتی، برگشت هم ۲۵ دلار، میشود پنجاه دلار دیگر چیزی کم نداری چون روزی چند سرویس رفت و برگشت داری.
گفت من هر دفع که به طرف فرودگاه و یا سرویس داخل شهر می‌روم در دفتر ثبت می شود و باید کل دریافتی را به دولتی‌ها تحویل دهم.
از او سوال کردم درآمد ماهیانه اش چقدر است.
گفت شش دلار! باور نمی کردم.
گفت اگر در دست ما دلار ببینند بسیار عاقبت بدی دارد.

در آنجا سه نوع اسکناس رواج داشت.
اول اسکناسی که مخصوص همه شهروندان کوبایی بود.
دوم اسکناسی که اغلب در هتلها در مقابل دلار آمریکا و یا ارزهای دیگر به توریستها می دادند تا بتوانند در شهر خرید کنند.
سوم دلار و ارزهای خارجی که در هتل‌های هاوانا از توریستها می‌گرفتند.
آن راننده تاکسی گفت شش دلار درآمد ما حدود ده درصدش به اسکناس نوع اول (که کمتر از یکصدم دلار ارزش داشت) به آنها پرداخت می‌شود و باقیمانده بصورت کوپن کالاهای مصرفی وغیره (که در این کلیپ مجانی اعلام می شود) به آنها پرداخت می شود.

از آن راننده تاکسی سوال کردم چقدر کاسترو را دوست داری؟
برافروخته جواب داد آرزوی مرگ او را دارم!
روز بعد به همکاران در دانشگاه هاوانا گفتم نگران نباش تا قبل از اینکه دختران شما دانشگاهی شوند وضع کوبا تغییر می‌کند و قصه راننده تاکسی را برایش تعریف کردم.
فقط خندید. مثل اینکه بهتر می‌دانست آن حکومت چه نقشه‌هایی برای جانشینی دارد.

ودیگر ابداً دوست ندارم به کوبا سفر کنم!"
Ehsan's Notes
🔘 ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟ 🌐 https://twitter.com/ehsanmousavi4/status/1350819248524808192?s=19 ☑️ @ehsanmnotes
🔘‏ ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟


🔷 اصلا «ارزش ذاتی» چیه؟ مثلا طلا ارزش ذاتی داره؟ درواقع ارزش طلا هم ذهنیه و در معادلاتی در ذهن ما ارزشش تعیین میشه. حالا چون تقریبا همه آدم‌ها طلا رو ارزشمند میدونن، اشتباه میکنیم که فکر میکنیم ارزش طلا ذاتیه.

🔶 ‏اگر چیزی کشف بشه که بنظر عده‌ای بسیار زیباتر از طلا باشه، شاید طلا کمی ارزشش رو در ذهن بعضیا ازدست بده. همچنین اینکه عده زیادی اونو بعنوان یک کالای باارزش پذیرفته‌اند، خودش باعث میشه درنظر عده دیگری کالای باارزشی بشه چرا که قابل معامله است و این در معادلات در ذهن ما اثر گذاشته.

🔷 ‏وقتی میگیم ارزش ذهنی‌ه، عوامل متعددی برروی این ارزشگذاری ما اثر میذارن‌. مثلا، مطلوبیتی که استفاده از اون کالا برای ما ایجاد میکنه، میزان وقتی که برای ساخت اون کالا گذاشتیم، وضعیتی که در گذشته دچارش بودیم، وضعیتی که امروز درگیرش هستیم و پیشبینی ما از آینده و... .

🔶 ‏در مورد هر چیزی و در هر موقعیتی، وزن اینها تغییر میکنن و ارزشگذاری ها رو میتونن دچار دگرگونی کنن که درنتیجه ارزش‌های نسبی چیزها در ذهن ما رو تغییر میدن.
اینها روی عرضه و تقاضا اثر میذارن و قیمت‌های بازاری رو هم میتونن دچار تغییر کنن.

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from بخشی از حقیقت نزد دیگری است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☑️ کارگران هفت‌تپه چقدر حقوق می‌گیرند؟

این ویدیوی دو دقیقه‌ای را ببینید.
کارگران، مدیران، کارشناسان و اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران به این سوال‌ پاسخ داده‌اند.

🔹 بخشی از حقیقت نزد دیگری است...
https://t.me/Bahaqiqat
Forwarded from sujet
رمزارزها_در_نظریۀ_پول_و_اعتبار؛_یک_رویکرد_اتریشی.pdf
325 KB
رمزارزها در نظریۀ پول و اعتبار؛ یک رویکرد اتریشی.pdf
🔘 ‏از نظریه «پولطلا» تا «خصوصی سازی پول»

🔷 چهارشنبه 8بهمن99 ساعت 22

🔶 یک گفتگوی تخصصی آنلاین بین آقای محمد غلامی و آقای امیر جوادی

در پیج اندیشکده پولطلا :
https://instagram.com/pooltala

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◽️معرفي اقتصاد اتريشي - قسمت اول

مكتب اقتصاد اتريشي توسط اقتصاددان قرن نوزدهم، كارل منگر تاسيس شد.
مهم‌ترين وجه اين مكتب تمركزش بر انسان‌هاست. در حالي كه ديگر مكاتب اقتصادي تمايل دارند اقتصاد را نوعي ماشين جلوه دهند، اقتصاددانان مكتب اتريش بر طبيعت هميشه در حال تغيير، پيچيده و تطابق‌پذير اقتصاد تاكيد مي‌كنند.

🔖 در سایت مشاهده کنید

📺 @ecoiran_webtv
🔘 برخی اشتباهات درباره افرادی که تمایل به حضور پررنگ دولت در اقتصاد دارند.

🔷 ‏افرادی که تمایل به حضور پررنگ دولت در اقتصاد دارن و انتظار دارن دولت در موضوعات مختلف، سیاستگذاری کنه، بنظرم دچار یکسری خطا هستن.

1⃣ اول اینکه، تصور میکنن به اندازه کافی اطلاعات از جامعه دارن که میتونن بفهمن واقعا چی برای اعضای جامعه خوبه

2⃣ ‏و دیگر اینکه، فکر میکنن همه چیو میتونن در کنترل خودشون داشته باشن. همه آثار کارشون رو میفهمند و میتونن مدیریتش کنن. آثار منفیش رو هم یا میتونن حل کنن یا بنظرشون براساس اطلاعات کافی که از جامعه دارن، این اثر میارزه به نتایج مثبت.

3⃣ ‏دیگر اینکه، خیلیاشون هم یک تصور مبهم از مفهوم «جامعه» دارن و تکلیفشون روشن نیست که وقتی میگن «جامعه» درواقع دارن درباره کی صحبت میکنن؟ اکثریت افراد؟ گروه خاصی؟ یا واقعا همه آدما؟

4⃣ ‏و در نهایت، دچار ابهامند درباره اینکه باید با چه ارزش‌هایی انتخاب کرد بازنده یک سیاست کی باید باشه و برنده کی؟ نفع جامعه واقعا چه شکلیه؟ وقتی ارزش‌های اعضای جامعه میتواند حتی در تضاد باهم باشند، چطور اینها را جمع میکنند؟ چرا الزاما ارزش‌هایشان برای همگان بهتر است؟

☑️ @ehsanmnotes