Ehsan's Notes
175 subscribers
173 photos
29 videos
58 files
296 links
احسان موسوی

بیشتر از اقتصاد، سیاست و کسب‌وکار میگم
-----------------------------------------------

ارتباط : @EhsanMousavi

وبسایت:
ehsanmousavi.com

توییتر:
https://twitter.com/ehsanmousavi4

اینستاگرام:
https://instagram.com/ehsanmousavi__?
Download Telegram
20101005142942_سراب_عدالت_از_دیدگاه.pdf
281.6 KB
مقاله «سراب عدالت اجتماعی از دیدگاه هایک» نوشته دکتر موسی غنی نژاد

☑️ @ehsanmnotes
🔹 چهار یادداشت از هنری هازلیت، درباره مفهوم «تورم»، علت بوجود آمدنش، روش‌های غلطی که برخی دولت‌ها برای درمانش اجرا می‌کنند و روش درمان واقعی آن در اکونوت ترجمه و منتشر کردم که می‌تونید آنها را بخوانید :
🌐 econote.ir

☑️ @ehsanmnotes
🔘 نظریه بازی‌ها ( Game Theory ) :

🔹 بسیاری از اوقات، تصمیمات ما تابعی از تصمیمات سایر افراد است. ما تصمیم a را می‌گیریم، به آن دلیل که دیگری تصمیم b را گرفته و یا انتظار می‌رود که بگیرد، اگرنه ممکن بود طور دیگری رفتار می‌کردیم.

🔸نظریه بازی‌ها، تلاشی برای مدل‌سازی رفتارهای انسان است، در شرایطی که انتخاب‌های او وابسته به انتخاب‌های سایرین می‌باشد.

توضیحی ساده و خلاصه درباره چیستی نظریه بازی‌ها را در اکونوت می‌توانید بخوانید :

🌐 http://econote.ir/posts/game-theory/

☑️ @ehsanmnotes

#نظریه_بازی_ها
#ارزش_ذهنی
🔘 توضیحات بیشتر درباره این نظریه :
http://econote.ir/posts/subjectivevalue/

☑️ @radicall_q
☑️ @ehsanmnotes
22_1_29.pdf
123 KB
مباحثی پیرامون «مهاجرت» و مساله مالکیت دارایی‌های عمومی در آراء هانس هرمان هوپ، موری راتبارد و کینسلا

نویسنده : والتر بلاک

☑️ @ehsanmnotes
AyandeNegar_96.pdf
20.8 MB
🔘 ماهنامه اقتصادی «آینده نگر» از اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران - شماره 96 - خرداد 99

☑️ @ehsanmnotes
◼️ جمشید پژویان، رئیس سابق شورای رقابت، بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت.

◾️ روحش شاد

☑️ @ehsanmnotes
هایک؛ ذهن و انتزاع

‏یکی از مفاهیم اساسی و البته غامض ‎#هایک رابطه "انتزاع و ذهن" هست؛ هایک میگه: "ذهن بیش از آنکه سازنده قواعد باشد، خود از قواعد تشکیل شده است." سعی میکنم یخورده درباره این جمله توضیح بدم شاید بدردتون بخوره.

‏انتزاع یا جداسازی، یه مفهوم کاربردی برای درک کلیات فلسفیه، مثلا ارسطو می‌گفت انسان رو چقدر باید از ویژگی‌های منتزع کنیم تا باز هم انسان بمونه؟ مدام رفت جلو تا جایی که فهمید چیزی که جداسازیش باعث میشه از انسانیت بیفته، "عقله" بخاطر همین گفت: انسان موجودی عاقل است.

‏خب ربط جمله هایک با این حرف ارسطو چی بود؟ هایک بجای عقل، اعتقاد داشت که "عمل" معیار انتزاعه. مثلا وقتی برای اولین بار میخوای از خیابون رد شی رفتار ناشیانه یا حداقل محتاطانه ای داری؛ تا اینکه خودت به یه طرزی از خیابون رد شدن مسلط میشی و اینکار برات قاعده‌مند میشه.

‏این قاعده‌مندی از اون جهت انتزاعیه که راهنمای کلی‌ای برای رد شدن از خیابونه (رد شدن های انضمامی) اما با هیچ رد شدن از خیابون (باز هم بطور انضمامی) عینیت نداره. این روند ادامه پیدا میکنه و شیوه رد شدن از خیابون بطور خودجوش منتقل میشه. "این یعنی فرایند تشکیل قواعد."

‏از این رو هستش که مبانی هایک نزدیک به تجربه‌گرایی هیوم شمرده میشه. حالا که به درک رابطه "انتزاع و ذهن" نزدیک شدیم؛ یه بار دیگه این جمله گهربار هایک رو بخونیم: "ذهن بیش از آنکه سازنده قواعد باشد خود از قواعد تشکیل شده است."

https://twitter.com/__amirhosein__/status/1246168714711531525?s=19
📝 در نقد یک نظریه فایده‌گرایانه درباره مالیات

🌐 http://econote.ir/posts/utilitarianism-tax/

☑️ @ehsanmnotes
🔘 آقای شهریار آل شیخ، معاونت برنامه ریزی و توسعه سرمایه انسانی شهرداری مشهد، از سمت خود استعفا دادند.
با آرزوی موفقیت برای ایشان، درهرجا که هستند.

☑️ @ehsanmnotes
جان گِری برای رد نظریات هایک در خصوص شکل‌گیری خودجوش قواعد حقوقی، مدعی می‌شود که در ترکیه «نظام حقوقی مخلوق یک فرد است، آتاتورک» اما واقعیت این است که آتاتورک نظام حقوقی ترکیه را از نظام‌های حقوقی جوامع مدرن اقتباس کرده است وگرنه آتاتورک یا هیچ نابغه دیگری نمی‌تواند یک نظام حقوقی را از نو خلق کند. صنع‌گرایی ساده‌لوحانه گِری او را دچار خلط مفهومی کرده است. همین خلط مفهومیِ صنع‌گرایانه موجب شده است که گِری پیام هایک را این‌گونه درک کند که گویا وی دعوت به «تسلیم بی‌قیدوشرط به نیروهای بازار و سنت» می‌کند، در حالی‌که در پارادایم هایکی چنین مفاهیمی اساسا بی‌معنا است.

بازار از دیدگاه هایک یک نظم انتزاعی و اعتباری است و نیرویی از آنِ خود ندارد که به آن تسلیم شد یا نشد. عملکرد نظم بازار موجب می‌شود که افراد به حداقل اطلاعات لازم جهت تصمیم‌گیری متناسب با اهداف خود دست یابند. بازار از دیدگاه هایک یک سیستم اطلاعاتی و اکتشافی کارآمد است که افراد می‌توانند از طریق آن از اطلاعاتی استفاده کنند که به بخش بزرگی از آن‌ها دسترسی و آگاهی مستقیم ندارند. محور اصلی علم اقتصاد (مدرن) توضیحشکل‌گیری و عملکرد بازارها است. همچنان که هایک به کرات تاکید می‌ورزد عدم اطلاع از این علم و جدی نگرفتن منطق آن بزرگ‌ترین آفت معرفتی روشنفکران و اندیشمندان اجتماعی است. وقتی جان گِری و امثال او از بازارها و سرمایه‌داری‌های گوناگون انگلیسی، آلمانی، ژاپنی و غیره سخن می‌گویند یعنی این که آن‌ها از مفهوم علمی نظم بازار دور افتاده‌اند و متوجه نیستند که یک نظم انتزاعی مانند بازار را نمی‌توان به چنین صفاتی متصف کرد.

پیشگفتار مترجمان از کتاب قانون، قانون‌گذاری و آزادی
اثر فردریش فون هایک
ترجمه موسی غنی نژاد‌، مهشید معیری

@austrianschool
🔘 امیرحسن موسوی، درباره موضوع مهمی صحبت کرده.

«تورم و چالش روابط عمومی دیجیکالا»

☑️ @ehsanmnotes
◾️ سهیل گوهری، عضو شورای سیاستگذاری حزب ندای ایرانیان و مدیر سابق روابط عمومی باشگاه استقلال، صبح امروز بر اثر ابتلا به کرونا، درگذشت.
چکیده ـ اقتصاد فقیر.pdf
540.3 KB
خلاصه ای از کتاب «اقتصاد فقیر : بازاندیشی بنیادین در شیوه مبارزه با فقر جهانی»* به گزارش مرکز پژوهش های مجلس

☑️ @ehsanmnotes

* Poor Economics (2012) by Abhijit Banerjee & Esther Duflo
Forwarded from بورژوا
اقتصاددانان سال‌های طولانی است تلاش می‌کنند به جامعه و سیاستمداران حالی کنند که خلق تورم همان سرقت از بانک مرکزی است؛ با این تفاوت که اولی کار شریک قافله است و دومی کار سارقان.
داستان سریال مهیج «سرقت پول» خیلی ساده است؛ یک گروه متشکل از سارقان حرفه‌ای به ضرابخانه سلطنتی اسپانیا نفوذ می‌کنند و فرآیند چاپ پول را در دست می‌گیرند و موفق می‌شوند چند میلیارد یورو اسکناس چاپ کنند. در خزانه سلطنتی اسپانیا چند میلیارد یورو اسکناس موجود است اما سارقان به این ذخیره کاری ندارند و برای اینکه از طریق شماره سریال اسکناس‌ها لو نروند، ترجیح می‌دهند پول خودشان را چاپ کنند.
عنوان سریال هم بامسما است؛ در اسپانیا «خانه کاغذی» و در آمریکا «سرقت پول» که هر دو مفاهیم عمیق اقتصادی دارند. در این استعاره، بانک مرکزی همان خانه کاغذی است و سارقان، سیاستمداران‌اند که به آن نفوذ می‌کنند.
سریال در سال 2017 و در اسپانیا ساخته شده و پس از کسب موفقیت در این کشور به بازارهای جهانی راه پیدا کرده است. پس از توفیق جهانی فصل اول و دوم سریال، دو فصل دیگر سریال نیز ساخته شده و بازهم توانسته نظرات را به خود جلب کند. در فصل سوم و چهارم همان گروه سارق، این بار به ذخیره طلای بانک مرکزی اسپانیا حمله می‌کنند تا ده‌ها تن طلا را از بانک خارج کنند.

https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5364&rhash=e210c4be13c5d5
Forwarded from بازار آزاد (Razzagh)
چاپ پول بیشتر اقتصاد را احیا نمیکند
👤فرانک شوستاک
💻سایت اکونوت،احسان موسوی (با تلخیص، متن کامل)

🖋در پی کروناویروس، بانکهای مرکزی جهان درحال خلق پول زیادی هستند بر مبنای این باور که: اگر مردم پول بیشتری داشته باشند، میتوانند بیشتر خرج کنند. در این تفکر، پول ابزاری‌ست برای پرداخت و سرمایه گذاری. اما درواقع، پول فقط این امکان را فراهم میکند تا یک تولیدکننده، محصولش را با محصول تولیدکننده دیگری مبادله کند. ابزارهای پرداخت، درواقع«کالاها وخدمات واقعی» هستند که برای خریدن کالاها و خدمات دیگر پرداخت میشوند. پول فقط این پرداخت را تسهیل میکند

یک نانوا، نانش را با پول مبادله میکند و سپس از پولش برای خرید کفش استفاده میکند. او دراصل، هزینه کفشش را با نانی که تولید کرده پرداخت میکند. پول فقط به او کمک میکند تا این پرداخت را انجام دهد. دقت شود تولید نان توسط نانوا، تقاضای او را برای پول بالا میبرد منظور از تقاضا برای پول، درواقع تقاضا برای «قدرت خرید پول» است. پس مردم تعداد بیشتری از پول در جیبشان نمیخواهند، آنها میخواهند پولشان قدرت خرید بیشتری داشته باشد

در بازار آزاد، مانند هر کالای دیگری، قیمت پول هم از طریق عرضه و تقاضا تعیین میشود. درنتیجه، اگر پول در مقدار کمتری باشد، ارزش مبادله ای آن بالا میرودو بالعکس. در چارچوب «بازار آزاد» هرگز نمیتواند«مقدار بسیار کم» یا«مقدار بسیارزیاد» پول وجود داشته باشد. تا زمانیکه مانعی برای به تعادل رسیدن بازار وجود نداشته باشد، هیچ کمبود پولی نمیتواند رخ دهد درنتیجه، زمانی که بازار کالایی را بعنوان پول انتخاب کند، همیشه موجودی این کالا برای تامین خدماتی که توسط پول ارائه میشوند، کافی خواهد بود

در یک اقتصاد بازار، هدفِ تولید، مصرف است. مردم کالاها و خدماتشان را تولید و مبادله میکنند تا کیفیت زندگیشان را بالا ببرند. یعنی مصرف بدون تولید نمیتواند بیشتر شود. چیزی که امکان میدهد تا نانوا، نان و کفش مصرف کند، تولید نان توسط خودش است. بخشی از نان او برای مصرف خودش و بخشی دیگر برای خرید کفش پرداخت میشود توجه کنید، مصرف او بطور کامل توسط تولیدش پوشش داده شده

پمپاژ پول تقاضایی ایجاد میکند که با هیچ تولیدی پوشش داده نشده. چنین تقاضایی، جریان پس انداز واقعی را تضعیف میکند و درواقع با تضعیف تشکیل سرمایه واقعی، مانع رشد اقتصادی میشود. اگر غیر از این بود، فقر مدتها قبل در دنیا ریشه کن شده بود. این «پس انداز واقعی»است که سرمایه گذاری میشود تا امکان ایجاد ابزارها و ماشین آلات بهتر را فراهم آورد و نه پول. با ابزارها وماشین آلات بهتر، میتوان تولید کالاها وخدمات نهایی را بالا برد

تنها دلیل آنکه بنظر میرسد درگذشته، سیاستهای پولی اشتباه باعث رشد اقتصادی شدند، آنست که سرعت ایجاد پس انداز واقعی به اندازه ای بود که افزایش مصرف بی‌پشتوانه را پوشش دهد. اما سرعت ایجاد مصرف بی‌پشتوانه بالاخره به حدی میرسد که جریانِ پس انداز واقعیِ اقتصاد را تضعیف کرده و آنرا به یک رکود شدید میکشاند. هر تلاش بانک مرکزی برای نجات از این سقوط با چاپ پول، همه چیز را بدتر کرده و باعث تقویت مصرفِ بدون پشتوانه‌ٔ تولید و نابودی الباقی پس انداز واقعی میشود

سقوط منابع واقعی رشد اقتصادی، وام دهی بانکداری«ذخیره کسری» را در معرض خطر قرار داده و ریسک هجوم مردم برای تسویه حساب با بانک را بالا میبرد. درنتیجه، بانکها برای نجات خودشان از «هیچ» پول خلق میکنند چاپ بیشتر پول، پس اندازهای واقعی بیشتری و کسب وکارهای بیشتری را نابود میکند. پس، بانکها نسبت به وام دادن بی میل میشوند

در این شرایط، بانکها فقط حاضر خواهند بود به کسب وکارهای بسیار معتبر وام دهند و هرچقدر که رکود اقتصادی عمیقتر شود، پیدا کردن کسب و کارهای معتبر سختتر میشود و حتی، کسب وکارهای خوب هم بدلیل کاهش قیمتها، کمتر تمایل دارند تا وام بگیرند. علاوه بر این، سیاستهای اشتباه پولی، موجب کاهش سود در کنار افزایش ریسک شده و این سبب کاهش تمایل بانکها برای افزایش اعتبار میشود که اینها فشاری برای کاهش میزان پول است

درنتیجه، بانک مرکزی خواهد دید باوجود تلاشش، عرضه پول درحال سقوط است و این سقوط را با پمپاژ بسیار زیاد پول جبران میکند بانک مرکزی میتواند کسری بودجه دولت را با چاپ پول تامین کند یعنی، از جیب همه شهروندان و این چاپ پول، پس اندازهای واقعی را تضعیف و اقتصاد را ویران میکند

نه دولت و نه بانک مرکزی ثروت خلق نمیکنند و هر اقدام آنها درواقع از کسب وکارهای مولد، هزینه میکند و باعث تضعیف توان اقتصاد در تولید کالا و خدمات میشود منتقدان ما معتقدند که چاپ پول باعث ایجاد توهم موقتی «ثروتمندی» و افزایش تقاضا میشود و افزایش تقاضا، سبب افزایش عرضه کالا و خدمات میشود اما درواقع بدون افزایش پس اندازهای واقعی امکان افزایش تولید کالاها و خدمات وجود ندارد
🆓 @FreemarketEconomy
این روزها تلاش می‌شود تا تورم با کمک سرکوب قیمت‌ها و وضع مالیات کنترل شود.
قبلا در اکونوت، یادداشت‌هایی درباره چیستی تورم منتشر کردم که در آن توضیح داده شده چرا این راه‌حل‌ها هیچ کمکی نمی‌کنند و حتی آثاری مخرب دارند؟ و همچنین درباره راه‌حل صحیح مبارزه با تورم هم گفته شده
Forwarded from Ehsan's Notes
🔹 چهار یادداشت از هنری هازلیت، درباره مفهوم «تورم»، علت بوجود آمدنش، روش‌های غلطی که برخی دولت‌ها برای درمانش اجرا می‌کنند و روش درمان واقعی آن در اکونوت ترجمه و منتشر کردم که می‌تونید آنها را بخوانید :
🌐 econote.ir

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from سوژه (Amir Djawadi)
پایگاه الکترونیکی "پژوهشگاه مالکیّت و بازار" را می‌توانید از طریق زیر دنبال کنید.

و این مطلب با عنوان "سفسطه‌ی بخش عمومی"


T.me/IIFOM_CO

تارنما:
https://iifom.com
اینستاگرام:
https://instagram.com/iifom.co
فیسبوک:
https://facebook.com/IIFOM.CO

⚠️پژوهشگاه مالکیّت و بازار (ایفام) فاقد حساب کاربری در شبکه‌ی اجتماعی توئیتر است⚠️
Forwarded from Ehsan's Notes
📄 چرا ۲۸ مرداد "کودتا" نیست؟
✍️ دکتر محسن برهانی، استادیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران

🔘 "اساسا به کارگیری واژه کودتا درخصوص واقعه ۲۸ مرداد اشتباهی حقوقی است و کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده و آن چه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات مبتنی بر قانون اساسی مشروطه بوده است.

🔘 اول، کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنابر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مؤلفه مهم مورد نیاز است؛
نیروی نظامی و غیرقانونی بودن استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمی توان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی کرد. به عنوان مثال، دکتر ابوالحسن بنی صدر در نوشته ها و گفته های خود ادعا دارد که بر اثر یک کودتا در خردادماه ۱۳۶۰ از ریاست جمهوری خلع شده است و دولت های بعد از او مشروع نیستند. با توجه به مقدمه اول باطل بودن ادعای ایشان به راحتی قابل فهم است؛ چرا که خلع ایشان توسط مجلس شورای اسلامی و در مکانيزمی قانونی صورت گرفته بود و استعمال واژه کودتا در این مورد استعمالی دقیقا غلط است.

🔘 دوم، برای فهم حقیقت یا غیرواقعی بودن کودتا باید بررسی کرد که آیا بر اساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای دولت در برخورد با دکتر مصدق کودتا بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخست وزیر از اختیارات شاه محسوب می شد. به مرور عرف و رویه، یک قید به این اختیار وارد شد و پیش شرط این اختیار«رأی تمایل مجلس» در نظر گرفته شد. بنابراین شاه شخصی را به نخست وزیری منصوب نمی کرد، آن کسی که مجلس به وی به عنوان نخست وزیر رأی تمایل داده بود. این قید منوط به وجود مجلس بود. اما اگر مجلس به هر علتی وجود نداشت، اختیار شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس اعمال می شد. کما این که در فاصله سال های ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، شاه وقت مستقیما به نصب نخست وزیر اقدام کرد و این اختیار، اختیاری قانونی و پذیرفته شده بود.

🔘 سوم، مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد شد؛ چرا که دولت دکتر مصدق با تصویب نامه هیئت دولت در اردیبهشت ۱۳۳۱ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف و از انتخاب شدن ۵۶ نماینده به هر دلیلی و توجیه و بهانه ای) در این حوزه ها جلوگیری کرد. با استعفای یک نماینده دیگر، عملا مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده به تقنین بپردازد، با ۷۹ نماینده به کار خود ادامه داد که در میان این ۷۹ نماینده اکثریت از طرفداران دکتر مصدق بودند که این اکثریت ۵۲ نفری در روزهای آخرتیرماه ۱۳۳۲ از نمایندگی مجلس استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس تسهیل شود. به هر دلیلی با هر توجیهی دکتر مصدق در بیست ودوم تیرماه ۱۳۳۲ زمان بندی خود را برای برگزاری انتخابات در دوازدهم مرداد در تهران و در نوزدهم مرداد در شهرستان ها اعلام کرد. این تصمیم با مخالفت برخی باران دکتر مصدق و مخالفت آیت الله کاشانی و اقلیت هم رأی با ایشان در مجلس همراه شد. انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات روز بیست و دوم مرداد ۱۳۳۲ از رادیو ایران پخش شد. با انحلال مجلس دیگر دست پهلوی دوم جهت عزل مصدق با منع قانونی مواجه نبود.

🔘 دستور محمدرضا پهلوی در ۲۳ مرداد ابلاغ شد و در ۲۴ مرداد به دکتر مصدق به وسيله سرهنگ نصیری اعلام شد. جالب آن که در برابر این دستور عزل، دکتر مصدق رسیدی را تحویل می دهد که در آن این گونه می نویسد:«ساعت یک بعد از نصف شب بیست وپنجم مرداد ۱۳۳۲ دست خط مبارک به این جانب رسید؛ دکتر محمد مصدق». اتفاقا دکتر مصدق در جلسات دادگاه بر این نکته تأکید می کند که دست خط رسید و وی در برابر دستور عزل تمکین کرده. بنابراین دیگر ایشان بعد از ۲۵ مرداد هیچ منصب قانونی در کشور دارا نبود تا علیه آن کسی کودتا یا وی را از شغلی با قدرت نظامی برکنار کند. نگارنده با اتفاقات بعدی این داستان کاری ندارد که چرا دولت در صبح روز ۲۵ مرداد اصرار کرد، نصیری درصدد کودتا بوده است؟ چرا بعد از تمکین به دستور شاه و بدون داشتن سمتی قانونی این اتهام زده شد؟ و جالب آن که متهم کودتا نصیری معرفی می شود و نه شخص دیگری! دکتر مصدق خود نسبت به دستور محمدرضا پهلوی تمکین کرد و اعتراضی نکرد و به طرفداران خود اطلاع نداد که فرمان عزل صادر شده و وی آن را پذیرفته و یا هیئت وزیران را از این مهم مطلع نکرد؛ چرا؟"

☑️ @ehsanmnotes