☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی
🖊 (بخش اول؛ توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی )
✍️ به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ( منبع: خراسان )
📝 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو بهصورت رسمی اعلام میشود. بهطور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
اولین تعریف: توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفاً به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی باسواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
دومین تعریف: اضافه شدن یاد داشتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتاً طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما باسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
سومین تعریف: اضافه شدن 12 نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن 21، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلاً ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا میشود، حدود 5 درصد باسواد است. این مهارتها عبارتاند از:
1- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
2- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
3- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخلوخرج.
4- سواد رسانهای: اینکه فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
5- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
6- سواد رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه.
7- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
8- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
9- سواد بومشناختی: دانستن راههای حفاظت از محیطزیست.
10- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیشفرض.
11- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
12- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حلوفصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
ازآنجاکه باسواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتاً سامانه آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متأسفانه فعلاً سامانه آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
جدیدترین تعریف: علم با عمل معنا میشود.
بااینحال و بهتازگی «یونسکو» یکبار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی قرارگرفته است یعنی شخصی باسواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. درواقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفاً دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. درصورتیکه مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آنگاه میتوان گفت این فرد انسانی باسواد است.
چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟
جالب است بدانید که یادگیری در متون روانشناسی، بهصورت ایجاد تغییر پایدار در رفتار تعریف میشود. پس ایجاد تغییر در رفتار، مهمترین مؤلفه باسواد بودن است؛ اما بسیاری از ما، اطلاعات مورد نیاز را داریم اما تأثیری در زندگی عملی ما ندارند. چرا؟ بهطور مثال، چرا بیشتر افراد با علم به اینکه رانندگی خطرناک میتواند موجب مرگ شود، اما باز هم به قوانین راهنمایی و رانندگی عمل نمیکنند؟ در ادامه نکاتی درباره این تعریف جدید و راههای دستیابی به آن مطرح میشود.
☑️ @ehsanmnotes
🖊 (بخش اول؛ توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی )
✍️ به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ( منبع: خراسان )
📝 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو بهصورت رسمی اعلام میشود. بهطور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
اولین تعریف: توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفاً به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردی باسواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
دومین تعریف: اضافه شدن یاد داشتن رایانه و یک زبان خارجی
در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتاً طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما باسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
سومین تعریف: اضافه شدن 12 نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن 21، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلاً ماهیت سواد تغییر یافت. مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا میشود، حدود 5 درصد باسواد است. این مهارتها عبارتاند از:
1- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.
2- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.
3- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخلوخرج.
4- سواد رسانهای: اینکه فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.
5- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.
6- سواد رایانهای: دانستن مهارتهای راهبری رایانه.
7- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
8- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
9- سواد بومشناختی: دانستن راههای حفاظت از محیطزیست.
10- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیشفرض.
11- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.
12- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حلوفصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
ازآنجاکه باسواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتاً سامانه آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متأسفانه فعلاً سامانه آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
جدیدترین تعریف: علم با عمل معنا میشود.
بااینحال و بهتازگی «یونسکو» یکبار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی قرارگرفته است یعنی شخصی باسواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. درواقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفاً دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. درصورتیکه مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آنگاه میتوان گفت این فرد انسانی باسواد است.
چرا سوادمان باعث تغییر در زندگیمان نمیشود؟
جالب است بدانید که یادگیری در متون روانشناسی، بهصورت ایجاد تغییر پایدار در رفتار تعریف میشود. پس ایجاد تغییر در رفتار، مهمترین مؤلفه باسواد بودن است؛ اما بسیاری از ما، اطلاعات مورد نیاز را داریم اما تأثیری در زندگی عملی ما ندارند. چرا؟ بهطور مثال، چرا بیشتر افراد با علم به اینکه رانندگی خطرناک میتواند موجب مرگ شود، اما باز هم به قوانین راهنمایی و رانندگی عمل نمیکنند؟ در ادامه نکاتی درباره این تعریف جدید و راههای دستیابی به آن مطرح میشود.
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی 🖊 (بخش اول؛ توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی ) ✍️ به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ( منبع: خراسان ) 📝 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این…
☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی
🖊 (بخش دوم؛ تفاوت دانش با اطلاعات )
📝 برای پاسخ به سؤال مطرحشده، باید به تفاوت دانش و خرد با اطلاعات و داده اشاره کرد. داده یا دیتا، ورود مطالب به ذهن است. هنگامیکه آنها را طبقهبندی و دستهبندی کنیم، تفسیر کنیم و به آنها معنا بدهیم، به اطلاعات رسیدهایم؛ اما دانش زمانی ایجاد میشود که اطلاعات تجزیهوتحلیل شود، با اطلاعات و دانش قبلی ادغام و تبدیل به یک دانش جدید شود. ایجاد ارتباط با دانش قبلی یک بخش حیاتی در فرایند تبدیل اطلاعات به دانش است.
از ترکیب دانش و تجربه، خرد ایجاد میشود. در این صورت است که برخی از افراد در رشته تخصصی خود خردمند محسوب میشوند اما سامانه آموزشی ما، چه مدرسه چه دانشگاه، صرفاً بر یادگیری و حفظ دادهها و اطلاعات تأکید دارد. هیچ آموزشی برای تبدیل این اطلاعات به دانش ارائه نمیشود.
☑️ @ehsanmnotes
🖊 (بخش دوم؛ تفاوت دانش با اطلاعات )
📝 برای پاسخ به سؤال مطرحشده، باید به تفاوت دانش و خرد با اطلاعات و داده اشاره کرد. داده یا دیتا، ورود مطالب به ذهن است. هنگامیکه آنها را طبقهبندی و دستهبندی کنیم، تفسیر کنیم و به آنها معنا بدهیم، به اطلاعات رسیدهایم؛ اما دانش زمانی ایجاد میشود که اطلاعات تجزیهوتحلیل شود، با اطلاعات و دانش قبلی ادغام و تبدیل به یک دانش جدید شود. ایجاد ارتباط با دانش قبلی یک بخش حیاتی در فرایند تبدیل اطلاعات به دانش است.
از ترکیب دانش و تجربه، خرد ایجاد میشود. در این صورت است که برخی از افراد در رشته تخصصی خود خردمند محسوب میشوند اما سامانه آموزشی ما، چه مدرسه چه دانشگاه، صرفاً بر یادگیری و حفظ دادهها و اطلاعات تأکید دارد. هیچ آموزشی برای تبدیل این اطلاعات به دانش ارائه نمیشود.
☑️ @ehsanmnotes
🔘 شکل گیری اقتصاد دوگانه ( همزیستی اقتصادهای رسمی و غیر رسمی )، مهمترین عامل نظام مند در شکل گیری دروغ گویی در جامعه است.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
🔘بدلیل ماهیت برچیده شدن برخی از کسب و کارها و صنایع موجود بواسطه وقوع نوآوری، جوزف شومپیتر از تعبیر "تخریب خلاق" نیز برای توصیف نوآوری استفاده میکند.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی 🖊 (بخش دوم؛ تفاوت دانش با اطلاعات ) 📝 برای پاسخ به سؤال مطرحشده، باید به تفاوت دانش و خرد با اطلاعات و داده اشاره کرد. داده یا دیتا، ورود مطالب به ذهن است. هنگامیکه آنها را طبقهبندی و دستهبندی کنیم،…
☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی
🖊 (بخش سوم،پایانی؛ دانشجویان سواد دارند یا توهم سواد دارند؟ )
📝 برای مثال همه ما در باره قوانین راهنمایی و رانندگی شناخت داریم (بهعنوان یک داده وارد مغز ما شدهاند، در آزمون آییننامه استفادهشده، سپس صرفاً تبدیل به اطلاعات شدهاند و درنتیجه تابلوها و علائم را تشخیص میدهیم). از سوی دیگر، این اطلاعات با هیچ دانش دیگری ادغام نشده است.
مثلاً تخطی از این قوانین، با صحنههای دلخراش تصادفاتی که دیدهایم ادغام نشدهاند که تبدیل به دانش رانندگی صحیح و ایمن شوند. اطلاعات ریاضی، فیزیک، روانشناسی و غیره وارد ذهن ما شدهاند اما تبدیل به دانش نشدهاند پس فکر میکنیم که همان دو کتابی که درباره روانشناسی خواندهایم ما را تبدیل به روانشناس کرده است اما دانش تشخیص مشکلات خود را نداریم. این دانش و خرد، تکرار یک سری مشکلات در زندگی احتمالاً به علت رفتار نادرست خود ماست، نه اینکه تمام انسانهایی که با آنها برخورد میکنیم انسانهای بدی هستند.
راهکارهای بهبود زندگی بر اساس دانستههایمان
حال به اینجا میرسیم که چگونه باید بر اساس دانستهها تغییر ایجاد کرد؟ اولین قدم برای ایجاد تغییر؛ درک عمیق، تجزیهوتحلیل دانستههاست چه این اطلاعات ناشی از تجربه باشند یا آموزش رسمی. تجزیهوتحلیل اطلاعات به ما اجازه میدهد که موضوع را از زوایای مختلف مشاهده کنیم. سپس باید نتیجه این فرایند را در بقیه اطلاعات ادغام کرد.
وقتی من آخر ماه از نظر مالی دچار مشکل میشوم، از سوی دیگر میشنوم که مهارتی به نام سواد مالی وجود دارد یا مدیریت مالی، باید در ذهن خود این دو را به هم ربط بدهم و نتیجه بگیرم که احتمالاً مشکل من در نبود مدیریت صحیح منابع مالی است. حالا برای یادگیری و ایجاد تغییر در زندگی خود آماده هستم.
دراینبین، بسیاری از افراد هیچگاه خود را مقصر نمیدانند و در هر موضوعی شرایط، اجتماع و دیگران را مسبب شکستها و مشکلات خود میدانند. این افراد هیچگاه تغییر را تجربه نخواهند کرد زیرا شرط اول تغییر، قبول نامساعد بودن شرایط فعلی است. هرگاه قبول کردم که در رفتار و سبک زندگی من مشکلی وجود دارد، آنگاه امکان تغییر هست. تا زمانی که خود را مبرا از اشتباه بدانیم، چیزی عوض نخواهد شد؛ بهعبارتدیگر، تغییر، بدون تغییر من معنا ندارد.
از سوی دیگر، افرادی که خود را همه چیزدان میدانند، هم تغییر نخواهند کرد. لازمه تغییر قبول این اصل است که دیگران، حتی کودکان، فقرا، افراد زیردست و غیره، چیزی برای یاددهی به من دارند. وقتی خود را همه چیزدان بدانیم که البته این ویژگی ناشی از کمبود عزتنفس و عقده حقارت است، هرگز توان تغییر را نیز نخواهیم داشت.
برای تغییر باید قبول کنیم که ما هم مثل هر انسان دیگری کامل نیستیم و نیاز به مشورت و استفاده از تجارب دیگران داریم. یک موضوع دیگر هم بازسنجی عقاید، باورها و اصول خود با شرایط جدید اجتماعی است. هر چند سال یکبار باورهای خود را مورد ارزیابی قرار دهیم. با توجه به تجارب این چند سال اخیر، آیا هنوز این باورها کارآمد هستند یا خیر. در انتها به یاد داشته باشیم که تغییر، بدون تغییر من امکانپذیر نیست. اگر خواستار تغییر موضوعی در کلیت جامعه هستیم، اولازهمه آن تغییر را از خود شروع کنیم.
☑️ @ehsanmnotes
🖊 (بخش سوم،پایانی؛ دانشجویان سواد دارند یا توهم سواد دارند؟ )
📝 برای مثال همه ما در باره قوانین راهنمایی و رانندگی شناخت داریم (بهعنوان یک داده وارد مغز ما شدهاند، در آزمون آییننامه استفادهشده، سپس صرفاً تبدیل به اطلاعات شدهاند و درنتیجه تابلوها و علائم را تشخیص میدهیم). از سوی دیگر، این اطلاعات با هیچ دانش دیگری ادغام نشده است.
مثلاً تخطی از این قوانین، با صحنههای دلخراش تصادفاتی که دیدهایم ادغام نشدهاند که تبدیل به دانش رانندگی صحیح و ایمن شوند. اطلاعات ریاضی، فیزیک، روانشناسی و غیره وارد ذهن ما شدهاند اما تبدیل به دانش نشدهاند پس فکر میکنیم که همان دو کتابی که درباره روانشناسی خواندهایم ما را تبدیل به روانشناس کرده است اما دانش تشخیص مشکلات خود را نداریم. این دانش و خرد، تکرار یک سری مشکلات در زندگی احتمالاً به علت رفتار نادرست خود ماست، نه اینکه تمام انسانهایی که با آنها برخورد میکنیم انسانهای بدی هستند.
راهکارهای بهبود زندگی بر اساس دانستههایمان
حال به اینجا میرسیم که چگونه باید بر اساس دانستهها تغییر ایجاد کرد؟ اولین قدم برای ایجاد تغییر؛ درک عمیق، تجزیهوتحلیل دانستههاست چه این اطلاعات ناشی از تجربه باشند یا آموزش رسمی. تجزیهوتحلیل اطلاعات به ما اجازه میدهد که موضوع را از زوایای مختلف مشاهده کنیم. سپس باید نتیجه این فرایند را در بقیه اطلاعات ادغام کرد.
وقتی من آخر ماه از نظر مالی دچار مشکل میشوم، از سوی دیگر میشنوم که مهارتی به نام سواد مالی وجود دارد یا مدیریت مالی، باید در ذهن خود این دو را به هم ربط بدهم و نتیجه بگیرم که احتمالاً مشکل من در نبود مدیریت صحیح منابع مالی است. حالا برای یادگیری و ایجاد تغییر در زندگی خود آماده هستم.
دراینبین، بسیاری از افراد هیچگاه خود را مقصر نمیدانند و در هر موضوعی شرایط، اجتماع و دیگران را مسبب شکستها و مشکلات خود میدانند. این افراد هیچگاه تغییر را تجربه نخواهند کرد زیرا شرط اول تغییر، قبول نامساعد بودن شرایط فعلی است. هرگاه قبول کردم که در رفتار و سبک زندگی من مشکلی وجود دارد، آنگاه امکان تغییر هست. تا زمانی که خود را مبرا از اشتباه بدانیم، چیزی عوض نخواهد شد؛ بهعبارتدیگر، تغییر، بدون تغییر من معنا ندارد.
از سوی دیگر، افرادی که خود را همه چیزدان میدانند، هم تغییر نخواهند کرد. لازمه تغییر قبول این اصل است که دیگران، حتی کودکان، فقرا، افراد زیردست و غیره، چیزی برای یاددهی به من دارند. وقتی خود را همه چیزدان بدانیم که البته این ویژگی ناشی از کمبود عزتنفس و عقده حقارت است، هرگز توان تغییر را نیز نخواهیم داشت.
برای تغییر باید قبول کنیم که ما هم مثل هر انسان دیگری کامل نیستیم و نیاز به مشورت و استفاده از تجارب دیگران داریم. یک موضوع دیگر هم بازسنجی عقاید، باورها و اصول خود با شرایط جدید اجتماعی است. هر چند سال یکبار باورهای خود را مورد ارزیابی قرار دهیم. با توجه به تجارب این چند سال اخیر، آیا هنوز این باورها کارآمد هستند یا خیر. در انتها به یاد داشته باشیم که تغییر، بدون تغییر من امکانپذیر نیست. اگر خواستار تغییر موضوعی در کلیت جامعه هستیم، اولازهمه آن تغییر را از خود شروع کنیم.
☑️ @ehsanmnotes
🔘 آفت رانت در بومیسازی پلتفرمها
امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات(رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران) مطرح کرد :
▪️ اگر قرار باشد یک مدل بومی، همان مدل کسبوکار رقیب چند ده یا چند صد میلیونی را پیاده کند، در همان لحظه صفر شکستخورده محسوب میشود.
🌐 متن کامل گفتگو : https://bit.ly/2D34nog
🔻 این گفتگو مربوط به آبان 1397 می باشد، اما همچنان توجه به این تفکر ضروریست
☑️ @ehsanmnotes
امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات(رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران) مطرح کرد :
▪️ اگر قرار باشد یک مدل بومی، همان مدل کسبوکار رقیب چند ده یا چند صد میلیونی را پیاده کند، در همان لحظه صفر شکستخورده محسوب میشود.
🌐 متن کامل گفتگو : https://bit.ly/2D34nog
🔻 این گفتگو مربوط به آبان 1397 می باشد، اما همچنان توجه به این تفکر ضروریست
☑️ @ehsanmnotes
🔘 خواسته های انسان اشباع ناپذیر است و تمنای انسان تمامی ندارد. آنچه بر این میل سیری ناپذیر انسان لگام میزند، محدودیت امکانات شخصی از جمله زمان، عمر و بودجه اوست.
درواقع، چون خواست های انسانها نامحدود ولی کالاها و خدمات در جهان محدود است، ناگزیر انسان ها در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند. این تعارض در نظام های غیرمتمدنانه از راه خشونت حل میشود، اما در نظام های متمدنانه قدرت مالی افراد سهم آنها را از این امکانات محدود مشخص میکند.
بنابراین، اگر بخوایم توصیف دقیقتری از رفتار انسانها در مقام مصرف کننده داشته باشیم، باید بگوییم انسانها تلاش میکنند باتوجه به محدودیت بودجه خود، مطلوبیتشان را بیشینه ( maximize ) کنند.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
درواقع، چون خواست های انسانها نامحدود ولی کالاها و خدمات در جهان محدود است، ناگزیر انسان ها در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند. این تعارض در نظام های غیرمتمدنانه از راه خشونت حل میشود، اما در نظام های متمدنانه قدرت مالی افراد سهم آنها را از این امکانات محدود مشخص میکند.
بنابراین، اگر بخوایم توصیف دقیقتری از رفتار انسانها در مقام مصرف کننده داشته باشیم، باید بگوییم انسانها تلاش میکنند باتوجه به محدودیت بودجه خود، مطلوبیتشان را بیشینه ( maximize ) کنند.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت اول ( نظریه بازی ها چیست؟ )
📝 ما در جهان اجتماعی زندگی می کنیم. در زندگی اجتماعی، مواقع متعددی وجود دارد که رفتارهای ما بر رفتار دیگران تاثیرگذار است. در واقع، بسیاری وجود دارد که ما در هنگام تصمیم گیری، نحوه تصمیم گیری دیگران را نیز عامل موثری در تصمیم گیری خود میدانیم.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" برای مثال، یک بنگاه اقتصادی، وقتی میخواهد درمورد تولید خود، بهینه تصمیم بگیرد، ناگزیر است تصمیم بهینه بنگاه های دیگر را نیز در نظر بگیرد. این لحاظ کردن دیگری، بخاطر چشم و هم چشمی نیست، بلکه ناشی از آن است که نتیجه تصمیم من صرفا تابعی از رفتار و تصمیم من نخواهد بود و از تصمیم دیگران نیز پیروی می کند. برای همین در هزینه - فایده، به رفتار دیگران نیز توجه کنم."
🔍 خلاصه آنکه، به رفتارهایی که با لحاظ کردن رفتار دیگران صورت میگیرد، رفتار استراتژیک و بخشی از اقتصاد خرد که به مطالعه این شرایط می پردازد، نظریه بازی ها میگویند.
📌 نظریه بازی ها، اگرچه در اقتصاد خرد بررسی می شود و مثال اولی که درباره آن زده شد، مرتبط با تجارت بود، اما منحصر به اقتصاد و تجارت نیست و در زندگی هم با آن بسیار سروکار داریم. در آینده، مثال هایی خارج از اقتصاد خواهیم داشت.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت اول ( نظریه بازی ها چیست؟ )
📝 ما در جهان اجتماعی زندگی می کنیم. در زندگی اجتماعی، مواقع متعددی وجود دارد که رفتارهای ما بر رفتار دیگران تاثیرگذار است. در واقع، بسیاری وجود دارد که ما در هنگام تصمیم گیری، نحوه تصمیم گیری دیگران را نیز عامل موثری در تصمیم گیری خود میدانیم.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" برای مثال، یک بنگاه اقتصادی، وقتی میخواهد درمورد تولید خود، بهینه تصمیم بگیرد، ناگزیر است تصمیم بهینه بنگاه های دیگر را نیز در نظر بگیرد. این لحاظ کردن دیگری، بخاطر چشم و هم چشمی نیست، بلکه ناشی از آن است که نتیجه تصمیم من صرفا تابعی از رفتار و تصمیم من نخواهد بود و از تصمیم دیگران نیز پیروی می کند. برای همین در هزینه - فایده، به رفتار دیگران نیز توجه کنم."
🔍 خلاصه آنکه، به رفتارهایی که با لحاظ کردن رفتار دیگران صورت میگیرد، رفتار استراتژیک و بخشی از اقتصاد خرد که به مطالعه این شرایط می پردازد، نظریه بازی ها میگویند.
📌 نظریه بازی ها، اگرچه در اقتصاد خرد بررسی می شود و مثال اولی که درباره آن زده شد، مرتبط با تجارت بود، اما منحصر به اقتصاد و تجارت نیست و در زندگی هم با آن بسیار سروکار داریم. در آینده، مثال هایی خارج از اقتصاد خواهیم داشت.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت دوم ( عقلانیت اقتصادی، فرضی مهم در نظریه بازی ها )
📝 فرض مهمی که در نظریه بازی ها وجود دارد، عقلانیت طرفین بازی هست. یعنی هر طرف، با خود می اندیشد که طرف مقابل نیز عاقل است و طرف مقابل نیز برحسب محاسبات عقلانی گزینه ها و انتخاب هایی دارد.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" من میدانم که طرف مقابل عقلانی است و او نیز میداند که من عقلانی ام و همچنین من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و او نیز میداند که من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و ... این سلسله ادامه دارد.
🔍 خلاصه آنکه، فرض بر اینست که طرف مقابل را فردی هوشمند بدانیم به نحوی که او نه تنها محاسبات عقلانی شما را درنظر میگیرد، بلکه از اینکه محاسبات عقلانی خود و محاسبات عقلانی طرف مقابل را درنظر دارید، آگاه است.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت دوم ( عقلانیت اقتصادی، فرضی مهم در نظریه بازی ها )
📝 فرض مهمی که در نظریه بازی ها وجود دارد، عقلانیت طرفین بازی هست. یعنی هر طرف، با خود می اندیشد که طرف مقابل نیز عاقل است و طرف مقابل نیز برحسب محاسبات عقلانی گزینه ها و انتخاب هایی دارد.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" من میدانم که طرف مقابل عقلانی است و او نیز میداند که من عقلانی ام و همچنین من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و او نیز میداند که من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و ... این سلسله ادامه دارد.
🔍 خلاصه آنکه، فرض بر اینست که طرف مقابل را فردی هوشمند بدانیم به نحوی که او نه تنها محاسبات عقلانی شما را درنظر میگیرد، بلکه از اینکه محاسبات عقلانی خود و محاسبات عقلانی طرف مقابل را درنظر دارید، آگاه است.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from ✍️ محسن جلالپور
به احترام شاهرخ ظهیری
برای اینکه دوستت داشته باشند کافی است مهربان،خوشپوش و بذله گو باشی اما برای اینکه همه به احترامت بایستند باید کارهای بزرگ کرده باشی.
دیروز پیرمردی مهربان و خوشپوش از میان ما رفت که هم دوستش داشتیم و هم به احترامش میایستادیم.
او شاهرخ ظهیری بود که دیروز در 89 سالگی درگذشت و فهرست غمها وغصههای فروردینی امسالمان را تکمیل کرد.
اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم باید بگویم در تمام زندگیاش به معنای واقعی عاشق بود. هم عاشق خانه و خانواده و هم عاشق کسب وکارش و جالب اینکه همه موفقیتهای کسب وکارش را هم مدیون عشقی نافرجام بود.
هرکس برای ثروتمند شدن بهانهای میخواهد و چه بهانهای شیرینتر ازعشق؟ شاهرخ ظهیری ابتدا عاشق میشود و پس از آنکه از خانواده دختر جواب رد میشنود تصمیم میگیرد تغییری در وضعیت زندگیاش ایجاد کند.
یک بار برایم تعریف کرد که چگونه عاشق شد و عشق چگونه او را به کسب وکار پیوند زد.
داستانش از این قرار است:
شاهرخ ظهیری معلمی مجرد در محله قلهک تهران است که یکی از دانش آموزانش توجه او را جلب میکند. این توجه رفته رفته به دلبستگی و گرفتاری ظهیری منجر میشود و پس از مدتی میفهمد عاشق دختر شده است. دختر هم به او ابراز علاقه میکند و هر دو سخت عاشق و دلبسته هم میشوند.
اما این عشق سوزان سرانجام سوزانتری دارد. به خواستگاریاش میرود که پدر دختر درباره شغل و حرفه اش سوال میکند. ظهیری میگوید لیسانس حقوق دارم و شغل اصلیام دبیری آموزش وپرورش است. ضمن اینکه در بازار هم کار میکنم. اما پدر دختر در نهایت سنگدلی میگوید به معلم جماعت دختر نمیدهم و ظهیری را به شکلی بد از خانه بیرون میکند.
با مخالفتهای پدر،این دو هرگز به هم نمیرسند و مدتی بعد آن دختر به اجبار پدر به ازدواج سرهنگی درمی آید اما پس از مدتی دست به خودکشی میزند.ظهیری اما خودش را نمیبازد و در حالیکه به شدت از این واقعه متأثر شده،تصمیمی مهم میگیرد.
به خودش قول میدهد که کسب وکاری دست و پا کند و ثروتمند شود.
پس از فراز و فرودهای بسیاری که میبیند سرانجام در سال 1349 شرکت مهرام را راه اندازی میکند. آن روزها درایران کمپوت و رب گوجه فرنگی و برخی محصولات کنسرو شده تولید میشد اما ظهیری تصمیمی جسورانه میگیرد و نخستین خط تولید سس را در ایران راهاندازی میکند.
آن روزها مردم نمیدانستند سس چیست بنابراین جا انداختن فرهنگ مصرف این محصول میان ایرانیان آن زمان به مراتب سخت تر از راه اندازی خط تولید سس بود. به این ترتیب ظهیری و همکارانش تلاش میکنند با ترفندهای مختلف سس را به جامعه معرفی کنند.
ظهیری در خاطراتش گفته: « روزها کارمان این بود که کامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هرکدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می کردند. مغازه دار هم که می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می کرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت کوتاهی رونق گرفت.»
به این ترتیب ظهیری موفق میشود سس را به سفره ایرانیها اضافه کند و برای این کار متحمل زحمت زیادی میشود.به همین دلیل است که در محافل رسانهای به شاهرخ ظهیری «سلطان سس» گفته میشود.
ظهیری دیگر میان ما نیست اما یادش همیشه با ما خواهد بود.
☑️محسن جلالپور
@mohsenjalalpour
برای اینکه دوستت داشته باشند کافی است مهربان،خوشپوش و بذله گو باشی اما برای اینکه همه به احترامت بایستند باید کارهای بزرگ کرده باشی.
دیروز پیرمردی مهربان و خوشپوش از میان ما رفت که هم دوستش داشتیم و هم به احترامش میایستادیم.
او شاهرخ ظهیری بود که دیروز در 89 سالگی درگذشت و فهرست غمها وغصههای فروردینی امسالمان را تکمیل کرد.
اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم باید بگویم در تمام زندگیاش به معنای واقعی عاشق بود. هم عاشق خانه و خانواده و هم عاشق کسب وکارش و جالب اینکه همه موفقیتهای کسب وکارش را هم مدیون عشقی نافرجام بود.
هرکس برای ثروتمند شدن بهانهای میخواهد و چه بهانهای شیرینتر ازعشق؟ شاهرخ ظهیری ابتدا عاشق میشود و پس از آنکه از خانواده دختر جواب رد میشنود تصمیم میگیرد تغییری در وضعیت زندگیاش ایجاد کند.
یک بار برایم تعریف کرد که چگونه عاشق شد و عشق چگونه او را به کسب وکار پیوند زد.
داستانش از این قرار است:
شاهرخ ظهیری معلمی مجرد در محله قلهک تهران است که یکی از دانش آموزانش توجه او را جلب میکند. این توجه رفته رفته به دلبستگی و گرفتاری ظهیری منجر میشود و پس از مدتی میفهمد عاشق دختر شده است. دختر هم به او ابراز علاقه میکند و هر دو سخت عاشق و دلبسته هم میشوند.
اما این عشق سوزان سرانجام سوزانتری دارد. به خواستگاریاش میرود که پدر دختر درباره شغل و حرفه اش سوال میکند. ظهیری میگوید لیسانس حقوق دارم و شغل اصلیام دبیری آموزش وپرورش است. ضمن اینکه در بازار هم کار میکنم. اما پدر دختر در نهایت سنگدلی میگوید به معلم جماعت دختر نمیدهم و ظهیری را به شکلی بد از خانه بیرون میکند.
با مخالفتهای پدر،این دو هرگز به هم نمیرسند و مدتی بعد آن دختر به اجبار پدر به ازدواج سرهنگی درمی آید اما پس از مدتی دست به خودکشی میزند.ظهیری اما خودش را نمیبازد و در حالیکه به شدت از این واقعه متأثر شده،تصمیمی مهم میگیرد.
به خودش قول میدهد که کسب وکاری دست و پا کند و ثروتمند شود.
پس از فراز و فرودهای بسیاری که میبیند سرانجام در سال 1349 شرکت مهرام را راه اندازی میکند. آن روزها درایران کمپوت و رب گوجه فرنگی و برخی محصولات کنسرو شده تولید میشد اما ظهیری تصمیمی جسورانه میگیرد و نخستین خط تولید سس را در ایران راهاندازی میکند.
آن روزها مردم نمیدانستند سس چیست بنابراین جا انداختن فرهنگ مصرف این محصول میان ایرانیان آن زمان به مراتب سخت تر از راه اندازی خط تولید سس بود. به این ترتیب ظهیری و همکارانش تلاش میکنند با ترفندهای مختلف سس را به جامعه معرفی کنند.
ظهیری در خاطراتش گفته: « روزها کارمان این بود که کامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هرکدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می کردند. مغازه دار هم که می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می کرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت کوتاهی رونق گرفت.»
به این ترتیب ظهیری موفق میشود سس را به سفره ایرانیها اضافه کند و برای این کار متحمل زحمت زیادی میشود.به همین دلیل است که در محافل رسانهای به شاهرخ ظهیری «سلطان سس» گفته میشود.
ظهیری دیگر میان ما نیست اما یادش همیشه با ما خواهد بود.
☑️محسن جلالپور
@mohsenjalalpour
🔆 عشق، جادوییست فراتر از جادوی ولدمورت و مرگخوارانش، پس تا عشق و امیدی هست؛ چهباک از بوسهی دیوانهسازان!؟
یادداشت رضای عزیز درباره سرگذشت پاترونوس، همکار و شریک سابق، دوستِ الان. روزمو ساخت.
مرسی رضا ❤️
http://vrgl.ir/rCxkN
یادداشت رضای عزیز درباره سرگذشت پاترونوس، همکار و شریک سابق، دوستِ الان. روزمو ساخت.
مرسی رضا ❤️
http://vrgl.ir/rCxkN
ویرگول
پاترونوس؛ خانهای همیشگی، خانهای بر باد رفته!
درود، رضا شیریننژاد هستم؛ دانشجوی روانشناسی، عاشقِ ادبیات، تجزیهوتحلیل، دیجیتال مارکتینگ و قهوه، (البته بدون شیر و به همراهِ شِکرَش…
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت سوم ( عقلانیت اقتصادی، یک مثال )
📝 « در یک مصاحبه برای جذب در هیئت علمی یک دانشگاه از نگارنده سوال شد که آیا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک است یا خیر. از لحن سوال معلوم شد سوال کننده مخالف این سبک اندیشه است. بنظر شما شیوه هوشمندانه پاسخ چگونه باید میبود؟»
- فرض کنید من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. اگر فرد ساده ای باشم میگویم بله، من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. در اینصورت شاید یک نمره منفی بگیرم.
اگر قدری پیچیده فکر کنم با خود میگویم چون او احتمالا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک نیست، بهتر است جوابی دهم که او را خوشحال کند و بگویم خیر. اگر پیچیده تر تحلیل کنم با خود میگویم او میداند که من چنین حدسی میزنم که ترجیح او اقتصاد نئوکلاسیک نیست، به همین دلیل اگر جوابی منطبق بر نظر او دهم، امتیازی ندارد و حتی ممکن است نشانه وادادگی و بی صداقتی باشد. شاید حتی با این سوال میخواهد صداقت مرا بسنجد. پس باید با شجاعت بگویم بله، طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. شاید حتی سوال کننده مقالات مرا خوانده و از تمایلم به اقتصاد نئوکلاسیک آگاه است. اگر بازهم پیچیده تر فکر کنم، با خود میگویم، او میداند من چنین تحلیلی میکنم، درنتیجه این اعلام نظر من نشانه شجاعت نیست.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت سوم ( عقلانیت اقتصادی، یک مثال )
📝 « در یک مصاحبه برای جذب در هیئت علمی یک دانشگاه از نگارنده سوال شد که آیا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک است یا خیر. از لحن سوال معلوم شد سوال کننده مخالف این سبک اندیشه است. بنظر شما شیوه هوشمندانه پاسخ چگونه باید میبود؟»
- فرض کنید من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. اگر فرد ساده ای باشم میگویم بله، من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. در اینصورت شاید یک نمره منفی بگیرم.
اگر قدری پیچیده فکر کنم با خود میگویم چون او احتمالا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک نیست، بهتر است جوابی دهم که او را خوشحال کند و بگویم خیر. اگر پیچیده تر تحلیل کنم با خود میگویم او میداند که من چنین حدسی میزنم که ترجیح او اقتصاد نئوکلاسیک نیست، به همین دلیل اگر جوابی منطبق بر نظر او دهم، امتیازی ندارد و حتی ممکن است نشانه وادادگی و بی صداقتی باشد. شاید حتی با این سوال میخواهد صداقت مرا بسنجد. پس باید با شجاعت بگویم بله، طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. شاید حتی سوال کننده مقالات مرا خوانده و از تمایلم به اقتصاد نئوکلاسیک آگاه است. اگر بازهم پیچیده تر فکر کنم، با خود میگویم، او میداند من چنین تحلیلی میکنم، درنتیجه این اعلام نظر من نشانه شجاعت نیست.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت چهارم ( جنگ صبر یا جنگ فرسایشی چیست؟ )
📝 در یک رابطه زن و شوهری، فرض کنید یک طرف ( مثلا شوهر ) رفتار مناسبی با همسر خود ندارد. زن بصورت طبیعی هزینه - فایده باقی ماندن در ازدواج را با جدا شدن مقایسه می کند. او احتمالا هزینه درخواست طلاق را از دست دادن مهریه، برچسب مطلقه خوردن و یک عمر تنها ماندن را با منفعت ناشی از رهایی از شر مرد بد اخلاق مقایسه می کند و آن را با گزینه باقی ماندن در ازدواج می سنجد.
نکته جالب این است که وجود مهریه که در ظاهر سازوکاری به نفع زنان است، انگیزه زنان را برای جدایی از زندگی ای که در آن رضایت ندارند کاهش می دهد و کارکردی مخالف با چیزی دارد که در ظاهر متصور می شود.
در این موارد استراتژی بهینه زن این است که چنان بدخویی در پیش گیرد که مرد خود ترجیح دهد او را طلاق دهد و مهریه را بپردازد. مرد نیز چون موجودی عقلانی است، این استراتژی زن را حدس می زند و وی نیز ترجیح می دهد چنان بدخویی در پیش گیرد که زن به ستوه آید و مهرش را ببخشد تا جانش آزاد شود.
تعادل این وضعیت آن است که هردو درنده خویی و خیره سری را در پیش می گیرند. به امید اینکه دیگری زودتر به ستوه آید. آن که طاقت کمتری داشته باشد بازنده است. این حالت را در اصطلاح نظریه بازی ها، جنگ صبر ( جنگ فرسایشی ) می گویند.
نکته جالب تر محاسبات مرد است. مرد وقتی خوش اخلاق باشد، احتمالا با همسری شاد بوربرو می شود ولی وقتی بد اخلاق باشد، با همسری غمناک یا غضبناک مواجه است. وی باید بین هزینه تداوم رفتار و تغییر رفتار دست به مقایسه بزند. اگر تغییر رفتار برای مرد بسیار سخت باشد، شادی مذکور را فدا می کند و غمناکی یا غضبناکی همسر را به جان می خرد و بنظرش پذیرفتن تغییر صرفه ندارد.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت چهارم ( جنگ صبر یا جنگ فرسایشی چیست؟ )
📝 در یک رابطه زن و شوهری، فرض کنید یک طرف ( مثلا شوهر ) رفتار مناسبی با همسر خود ندارد. زن بصورت طبیعی هزینه - فایده باقی ماندن در ازدواج را با جدا شدن مقایسه می کند. او احتمالا هزینه درخواست طلاق را از دست دادن مهریه، برچسب مطلقه خوردن و یک عمر تنها ماندن را با منفعت ناشی از رهایی از شر مرد بد اخلاق مقایسه می کند و آن را با گزینه باقی ماندن در ازدواج می سنجد.
نکته جالب این است که وجود مهریه که در ظاهر سازوکاری به نفع زنان است، انگیزه زنان را برای جدایی از زندگی ای که در آن رضایت ندارند کاهش می دهد و کارکردی مخالف با چیزی دارد که در ظاهر متصور می شود.
در این موارد استراتژی بهینه زن این است که چنان بدخویی در پیش گیرد که مرد خود ترجیح دهد او را طلاق دهد و مهریه را بپردازد. مرد نیز چون موجودی عقلانی است، این استراتژی زن را حدس می زند و وی نیز ترجیح می دهد چنان بدخویی در پیش گیرد که زن به ستوه آید و مهرش را ببخشد تا جانش آزاد شود.
تعادل این وضعیت آن است که هردو درنده خویی و خیره سری را در پیش می گیرند. به امید اینکه دیگری زودتر به ستوه آید. آن که طاقت کمتری داشته باشد بازنده است. این حالت را در اصطلاح نظریه بازی ها، جنگ صبر ( جنگ فرسایشی ) می گویند.
نکته جالب تر محاسبات مرد است. مرد وقتی خوش اخلاق باشد، احتمالا با همسری شاد بوربرو می شود ولی وقتی بد اخلاق باشد، با همسری غمناک یا غضبناک مواجه است. وی باید بین هزینه تداوم رفتار و تغییر رفتار دست به مقایسه بزند. اگر تغییر رفتار برای مرد بسیار سخت باشد، شادی مذکور را فدا می کند و غمناکی یا غضبناکی همسر را به جان می خرد و بنظرش پذیرفتن تغییر صرفه ندارد.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📩 رشته توییت
📝 چرا مصدقی نیستم؟
👤 برگرفته از یادداشتی از امیرحسین خالقی
🌐 https://twitter.com/NotesOnLiberty1/status/1122540190449328128
☑️ @ehsanmnotes
📝 چرا مصدقی نیستم؟
👤 برگرفته از یادداشتی از امیرحسین خالقی
🌐 https://twitter.com/NotesOnLiberty1/status/1122540190449328128
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
On Liberty
✍ | چرا مصدقی نیستم؟ 📃 | برگرفته از یادداشتی از دکتر خالقی #مصدق #دارسی #نفت #عشایر_بختیاری #عشایر_عرب #تیمورتاش #داور #فروغی #دانشکده_صنعت_نفت #رضاشاه
☑️ لیبرالیسم چیست و چه هدفی را دنبال میکند؟
👤 احسان موسوی / فعال تجاری و پژوهشگر
📃 لیبرالیسم بجای آنکه بدنبال هم طبقه کردن افراد جامعه باشد، طبقه را فرصت میداند. میداند که رشد فردی اعضای جامعه به معنای رشد کل جامعه است و میداند افراد برای رشد، نیازمند محرک اند. انسان ها ذاتا در رقابت عملکرد بهتری دارند. پس لیبرالیسم با ایجاد فرصت برای اعضای جامعه، کمک میکند تا آنها با رشد خودشان، جامعه بهتری بسازند. و میداند هم طبقه بودن اعضای جامعه بجای آنکه باعث خوشبختی باشد، باعث افول جامعه به سمت بی انگیزگی می شود.
لیبرالیسم با ایجاد حس مالکیت شخصی، انسان ها را نسبت به داشته هایشان دلسوزتر میکند و به آنها انگیزه میدهد که به بهترین شکلل به فعالیت تجاری بپردازند. اما یک نظام حقوقی مناسب باید جلودار ضایع شدن حقوق مردم باشد.
با کوچک کردن اندازه نهاد دولت، به دنبال جلوگیری از فساد و رانت و جلوگیری از دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد است.
آزادی، مهمترین شعار لیبرالیسم است و معتقد است، انسان آزاد است و هیچ نهادی حق ضایع کردن حق آزادی را ندارد.
و همچنین، یک نظام بروکراسی مناسب، میتواند ضامن حفظ آزادی و شفافیت عملکرد نهادهای دولتی باشد تا از سیاستگذاری هایی به ضرر جامعه جلوگیری کند.
☑️ @ehsanmnotes
👤 احسان موسوی / فعال تجاری و پژوهشگر
📃 لیبرالیسم بجای آنکه بدنبال هم طبقه کردن افراد جامعه باشد، طبقه را فرصت میداند. میداند که رشد فردی اعضای جامعه به معنای رشد کل جامعه است و میداند افراد برای رشد، نیازمند محرک اند. انسان ها ذاتا در رقابت عملکرد بهتری دارند. پس لیبرالیسم با ایجاد فرصت برای اعضای جامعه، کمک میکند تا آنها با رشد خودشان، جامعه بهتری بسازند. و میداند هم طبقه بودن اعضای جامعه بجای آنکه باعث خوشبختی باشد، باعث افول جامعه به سمت بی انگیزگی می شود.
لیبرالیسم با ایجاد حس مالکیت شخصی، انسان ها را نسبت به داشته هایشان دلسوزتر میکند و به آنها انگیزه میدهد که به بهترین شکلل به فعالیت تجاری بپردازند. اما یک نظام حقوقی مناسب باید جلودار ضایع شدن حقوق مردم باشد.
با کوچک کردن اندازه نهاد دولت، به دنبال جلوگیری از فساد و رانت و جلوگیری از دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد است.
آزادی، مهمترین شعار لیبرالیسم است و معتقد است، انسان آزاد است و هیچ نهادی حق ضایع کردن حق آزادی را ندارد.
و همچنین، یک نظام بروکراسی مناسب، میتواند ضامن حفظ آزادی و شفافیت عملکرد نهادهای دولتی باشد تا از سیاستگذاری هایی به ضرر جامعه جلوگیری کند.
☑️ @ehsanmnotes
🔸همچنان معتقدید چپ ها در اقتصاد امروز ایران نقشی ندارند؟
🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد :
حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت عموم خلق، که بر پایه آن بخش دولتی به وجود میآید؛ مالکیت تعاونی یا مالکیت گروهی، که بر پایه آن بخش تعاونی ایجاد میگردد؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی، که بر پایه آن بخش خصوصی تشکیل میشود.
🔺 این جملات آشنا نیستند؟ اصل 44 قانون اساسی ایران را ببینید. همچنان معتقدید چپ ها در شکل گیری اقتصاد امروز ما نقش ندارند؟
☑️ @ehsanmnotes
🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد :
حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت عموم خلق، که بر پایه آن بخش دولتی به وجود میآید؛ مالکیت تعاونی یا مالکیت گروهی، که بر پایه آن بخش تعاونی ایجاد میگردد؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی، که بر پایه آن بخش خصوصی تشکیل میشود.
🔺 این جملات آشنا نیستند؟ اصل 44 قانون اساسی ایران را ببینید. همچنان معتقدید چپ ها در شکل گیری اقتصاد امروز ما نقش ندارند؟
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
🔸همچنان معتقدید چپ ها در اقتصاد امروز ایران نقشی ندارند؟ 🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد : حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت…
سیدمحمد خامنه ای درباره اصل 44 قانون اساسی گفته بود : «متن آن چیزی که صبح بحث و توافق شد، نیست».
مهندس طاهریاصفهانی نیز میگوید: "متن خوانده شد و رأی آورد و این متن غیر از آن است".
آیتالله منتظری هم میگوید: «متنی که ما تنظیم کرده بودیم با این فرق دارد».
✔️ چه بر سر اصل 44 قانون اساسی آمده؟
مهندس طاهریاصفهانی نیز میگوید: "متن خوانده شد و رأی آورد و این متن غیر از آن است".
آیتالله منتظری هم میگوید: «متنی که ما تنظیم کرده بودیم با این فرق دارد».
✔️ چه بر سر اصل 44 قانون اساسی آمده؟