Ehsan's Notes
175 subscribers
173 photos
29 videos
58 files
296 links
احسان موسوی

بیشتر از اقتصاد، سیاست و کسب‌وکار میگم
-----------------------------------------------

ارتباط : @EhsanMousavi

وبسایت:
ehsanmousavi.com

توییتر:
https://twitter.com/ehsanmousavi4

اینستاگرام:
https://instagram.com/ehsanmousavi__?
Download Telegram
🔘 چرا g/gdp برای سنجش اقتصاد دولت‌زده ایران مناسب نیست؟
👤 مهران خسروزاده


🔸 برای اندازه گیری ابعاد دخالت یک دولت در اقتصاد می‌توان شیوه‌های مختلفی را به کار گرفت. در حالی که برخی از شناخته‌شده ترین روش‌ها مقادیر پولی مداخلات مستقیم دولت‌ها از طریق بودجه عمومی کشور نسبت به کل تولید ناخالص داخلی را ملاک کار خود قرار می‌دهند، باید توجه کرد که نتایج حاصل از این نوع نگاه تا چه حد می‌تواند گمراه کننده باشد.

🔸 آن چه مسلم است، صحت این نکته است که آن دسته از مداخلاتی که آثار پولی مستقیم ندارند و در حساب‌های ملی تحت عنوان  «مخارج دولت» ذکر نمی‌شوند همچنان به قوت خود باقی هستند و تبعات آن زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

🔸 برای مثال ممنوعیت واردات خودرو یک دخالت آشکار دولت در اقتصاد ایران به شمار می‌رود، اما این محدودیت در حساب‌های ملی و در نتیجه، نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص ملی منعکس نمی‌شود. جالب اینجاست که این اقدام از طريق دو کانال کاهش واردات و از گسترش تولید خودروساز داخلی میتواند به افزایش تولید ناخالص داخلی، بدون افزایش مخارج دولت منتهی شود. این بدان معناست که این دخالت آشکار می‌تواند نه تنها ابعاد و مداخله‌گری دولت در اقتصاد را بالا نبرد بلکه براساس شاخص متداول سنجش ابعاد دولت، دولت ایران کوچکتر نیز شده‌ است!!

🔸 از سوی دیگر تفکیک بنگاه‌های خصوصی از بنگاه‌های دولتی و وابسته به حکومت از مناقشه برانگیزترین مسائلی است که اقتصادی مانند اقتصاد ایران با آن مواجه است. در حالی که بسیاری از صنایع کشور  با مدیرانی منصوب شده دولتی اداره می‌شوند یا بر اساس بخشنامه‌های صادر شده از سوی وزارتخانه‌ها فعالیت می‌کنند و یا تحت تملک نهادهای حکومتی  هستند، تولیدات آن‌ها نه ذیل بخش دولتی اقتصاد بلکه تحت عنوان فعالیت بخش خصوصی محاسبه و رده‌بندی می‌شود.

🔸 برای مثال، شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) یک ابربنگاه اقتصادی به حساب می‌آید که تقریبا در تمام صنایع کشور مشغول به فعالیت‌است و واحدهای تولیدی متعددی را در اختیار دارد. با این حال با وجود این‌که مديرعامل شستا از سوی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی تعيين می‌شود، فعالیت شستا و تمام بنگاه‌های زيرمجموعه آن تحت عنوان فعالیت‌های بخش خصوصی در اقتصاد کشور رده‌بندی می‌شوند.

🔸 صندوق بازنشستگی کشوری مثال دیگری در این زمینه است. با وجود این‌که مدیریت این صندوق در اختیار دولت است، اما ارزش افزوده آن در بخش خصوصی محاسبه می‌شود.
بانک سینا نمونه دیگری از این موارد است. در حالی که بنیاد مستضعفان مالک اصلی بانک سینا محسوب می‌شود و این نهاد نیز مستقیما زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی به فعالیت می‌پردازد، بانک سینا یک بنگاه خصوصی در نظر گرفته می‌شود و تولیدات آن ذیل تولید بخش خصوصی محاسبه می‌شود.

🔸 علاوه بر اینها وجود منابع سرشار انرژی موجب شده تا از طریق کنترل قیمت حامل‌های انرژی در کنار تورم‌های بالا، بی‌سروصدا مخارج دولتی هنگفت و گسترده‌ای در اقتصاد ایران در جریان باشد، که به دلیل عدم ثبت پولی در ترازنامه‌ها معمولا از آن چشم‌پوشی می‌شود. همین مسئله موجب شده تا سطح مخارج دولت در اقتصاد ایران به شکل قابل توجهی کوچک‌تر از آنچه هست نمایانده شود.

🔸 در حالی که تفکیک روشن بنگاه‌های دولتی و خصوصی در کشورهای غربی و محدودیت در اعطای یارانه‌های قیمتی مختلف باعث شده تا نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی درک ملموسی از ابعاد دخالت دولت در اقتصاد بدهد، با توجه به گستردگی وجود  فعالیت‌های دولتی ذیل عنوان بخش خصوصی، همچنین مقررات و قواعد به شدت مداخله‌گر و یارانه‌های قیمتی مختلف که فاقد آثار پولی هستند، این شاخص تصویری به شدت گمراه‌کننده از اقتصاد ایران و ابعاد مداخلات دولت ارائه می‌دهد.
فصلنامۀ_مالکیّت_و_بازار_شمارۀ_دوم.pdf
32.7 MB
اگر کسی،لسه‌فر(آزادی‌ انتخاب،آزادی اقتصادی و عدم مداخله در کنش افراد) را با استناد به عقلانیت ناقص، جایزالخطا بودن و‌ ضعف اخلاقی انسان‌ها رد کند؛ قطعاً باید به همان دلیل تمامی اقدامات دولت را هم رد کند.

⚜️لودویگ فون میزس⚜️


🔰حمایت مالی از پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام):

🟡 https://hamibash.com/iifom

🔶 @IIFOM_CO

🌐 iifom.com

⚫️ instagram.com/iifom.co
Forwarded from جناب گاو
در باب مداخلات وطن‌پرستانه
بخش۲: مداخلات اقتصادی

ادامه‌ی رشته توییت آقای علا:
۳. رشد اقتصادی شوروی در دورۀ استالین تا زمان خودش سابقه نداشت! زمانی شوروی دومین اقتصاد بزرگ دنیا پس از ممالک متحد آمریکا بود. اینگونه رشدهای اقتصادی، همچون رشد اقتصادی ایران در دهۀ پنجاه خورشیدی، یا آلمان در دهۀ سی میلادی (دوران هیتلر)، یا عراق در دهۀ هفتاد میلادی (دوران البکر-صدام)، مصداق‌های بارز پدیده‌ای است که لودویگ فون میزس آن را "mal-investment" می‌نامد. به طور مختصر یعنی سرمایه‌گذاری غلط بر مبنای قیمت‌های دستکاری شده که در نهایت به اتلاف منابع می‌انجامد، و اگر متوقف نشود، بحران‌های ادواری را موجب می‌شود. اغراق نکرده‌ایم اگر انقلاب ۵۷ را به همان رشدِ بیمار نسبت دهیم. پهلوی کوشید با روی کار آوردن جمشید آموزگار مسیر را اصلاح کند، ولی علیرغم تمام اولدروم بلدروم‌های دوران حکومتش، آدم روزهای سخت و اهل ایستادن نبود. فرار را بر قرار ترجیح داد و عرصه را به آدم فرصت‌طلبی مثل بختیار واگذار کرد. ردۀ میانی دستگاه بروکراسی ایران پس از انقلاب و تا دو دهه پس از آن فرق عمده‌ای با پیش از انقلاب نداشت. «میزان حال افراد است» را اتفاقاً برای به کارگیری مجدد همان بروکرات‌ها ساخته بودند. پیامدهای آن پروژه‌های صنعتی دولتی - که تعدادی از آنها بعداً در دورۀ رفسنجانی اجرا شدند - هنوز گریبان محیط زیست ایران را رها نکرده است و رها هم نخواهد کرد. در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ رشد اقتصاد ایران منفی بود. ۱۹۷۹ انقلاب شد. پس از آن، تا چند سال ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی دوباره رشد مثبت شد. کوتاه سخن: این عددها بیانگر هیچ چیز نیستند. هر کس به نفع خود از آن استفاده می‌کند و آن بخشی را که به نفعش نیست نمی‌بیند.

اقتصاد اما بازی با عدد و آمار نیست. اقتصاد «اینجا تونل ساختم اونجا ذوب‌آهن ساختم» نیست. اقتصاد تأمین نیاز انسان است با استفادۀ بهینه از منابع کمیاب؛ و به جز استفاده از قیمت‌ها در بازار آزاد هیچ مکانیسم دیگری برای تشخیص نیاز آدم‌ها و تشخیص چگونگی تخصیص بهینۀ منابع در سطح کلان وجود ندارد.

هرچه برنامه‌ریزی دولت در اقتصاد افزایش یابد، قیمت‌ها غیرواقعی‌تر می‌شوند و منابع به شکل غلط‌تری سرمایه‌گذاری می‌شوند، تا آنجا که کل سیستم فرو می‌پاشد؛ مگر آنکه با ریاضت‌کشی چرخه متوقف شود.
هیچ مغز متفکر و تکنوکرات و نابغه‌ای و هیچ ابرکامپیوتری نمی‌تواند جای قیمت در بازار آزاد را بگیرد. شوروی را کمبود نابغۀ ریاضی نابود نکرد، بلکه کمبود آزادی نابود کرد. بازار آزاد هم به نوبۀ خود نیاز به پایۀ حقوقی دارد که حق مالکیت و آزادی فرد در آن تثبیت شود و ملی‌گرایی (که اسلام‌گرایی هم صورت دیگری از آن است) و چپ‌گرایی به یک اندازه و از اساس در نفی این حق شکل گرفته‌اند.
بی‌تناقض‌ترین و صادق‌ترین حزب سیاسی دشمن آزادی در تاریخ «حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» بود. در تحلیل نهایی هیچ تفاوتی میان ناسیونالیسم و سوسیالیسم وجود ندارد.

جنبش کنونی در ایران هم اگر می‌خواهد کشور را به مسیر درست یا دست‌کم درست‌تری بیاندازد، باید در نفی این دو ایدئولوژی در تمام اشکال آن و در تأکید بر آزادی حداکثری شکل بگیرد. یک جنبۀ امیدوار کننده آن است که کشور اساساً ظرفیت مادی برای ارتکاب بیشتر حماقت ندارد. اصرار بر تداوم منطق صد ساله کشورداری در نهایت به بالکانیزه شدن کشور می‌انجامد و این به نفع هیچ‌کس نیست. خود دانید!

@jenabegav
بانک #فدرال_رزرو بوستون و دانشگاه #MIT پروژه مشترکی را در زمینه #CBDC با نام پروژه همیلتون انجام داده اند که گزارشات اولیه آن توسط بانک منتشر شده است.
این پروژه بعنوان #رمزارز با پشتوانه بانک مرکزی از نوع #متن_باز (#OpenCBDC)‌ است و به نظر می آید اولین از نوع خودش باشد.

منبع خبر:
https://www.bostonfed.org/news-and-events/news/2022/12/project-hamilton-boston-fed-mit-complete-central-bank-digital-currency-cbdc-project.aspx

لینک گزارشات پروژه:
https://www.bostonfed.org/publications/one-time-pubs/project-hamilton-phase-1-executive-summary.aspx

لینک سورس کد در گیت هاب:
https://github.com/mit-dci/opencbdc-tx

منبع: کافه بلاکچین (@CafeBlockchain)
Forwarded from جناب گاو
مالیات عایدی سرمایه و دلال‌ها!
محمود اولاد

من قصد دارم خانه‌ام را بفروشم و خانه دیگری بخرم. خانه‌ی موردِ نظرم را پیدا کرده‌ام، اما مشتری برای خانه‌ام هنوز پیدا نشده. نگرانم آن خانه به فروش برسد. بیعانه داده‌ام و باید تا 1 ماه بقیه‌ی پول را بدهم. اما مشتری برای خانه‌ام نیست. یک دلال حاضر است خانه‌ی 5 میلیاردی را 4.8 بخرد!  200 میلیون ضرر می‌کنم. اما اگر قبول نکنم بابت فسخ اون معامله، تقریبا همین مقدار باید ضرر و زیان دهم. ضمن اینکه باز باید چند ماه بگردم تا خانه دلخواهم را پیدا کنم که هزینه‌ی زمانی بالائی برام داره و مهمتر اینکه اون خونه که خیلی دلم می‌خواست بخرم را از دست می‌دم، و تازه توی این فاصله، ممکنه خونه باز گرون بشه و نتونم بخرم! با رضایت خاطر، حاضر می‌شم 200 زیر قیمت بفروشم به دلال. اگر این دلال نبود، قطعا ضررم زیاد می‌شد؛ مهم‌ترینش، خونه‌ی مورد دلخواهم از دست می‌رفت و باید باز چند ماه کفش آهنی به پا از این بنگاه به اون بنگاه سر می‌زدم و خونه می‌دیدم.

من دلالم! اون خونه را 4.8 می‌خرم و جای اون فرد، پول من منتظر مشتری برای خانه می‌مانَد. در فاصله‌ای که مشتری پیدا بشه، اگر پولم را توی بانک می‌گذاشتم، از سود بانکی 20 درصد برخوردار بودم. یعنی ماهی حدود 80 میلیون! اینجا ریسک داره! ممکنه یک‌ماهه مشتری پیدا بشه و ممکنه 3 ماه طول بکشه! اگر بیش از 3 ماه شود، عملاً ضرر می‌کنم. حتی اگر ماهی 2  درصد هم قیمت بره بالا و تورم هم ماهی1.5درصد باشه! اما اگر بتونم سریع بفروشم، سود خوبی می‌کنم. من هم مثل هر فعالیت دیگری دارم ریسک می‌کنم. ممکنه در چند معامله سود و در برخی ضرر کنم. سود، پاداش ریسک کردنم است.

من دولتم! دلالی را شغل کاذب می‌دونم. اونها دارند از عدم تقارن اطلاعات سود می‌برن. معاملات سوداگرانه می‌کنند. من باید با تنظیم‌گری بازار، دست اینها را از بازار قطع کنم. سرمایه‌ی اینها باید بره سمت تولید نه سوداگری! هرکسی که در کمتر از یک‌سال مدام خونه بخره و بفروشه، سوداگر محسوب می‌شه و باید مالیات عایدی سرمایه بده! با این راه، باعث می‌شم اینها سرمایه را بردارند برن سمت تولید.

من اقتصاددانم! اقدام دولت را تنظیم‌گری نمی‌دانم، بلکه مداخله‌ی غلط در بازار می‌دانم. چون اگر اون دلال نباشد، اون فروشنده و خریدار متحمل هزینه‌ی مبادلاتی سنگین می‌شن. می‌شه هزینه مبادلاتی را کم کرد. مثلاً از طریق همین سایت‌های اینترنتی فروش خونه، که این کار را کرده. البته لزومی به دخالت دولت هم نیست و اگر بذاره، خود بازار از همین شیوه‌ها با رشد تکنولوژی استفاده می‌کند. اما نمیشه کلاً هزینه مبادلاتی را حذفش کرد. در نتیجه، دلالی کمتر میشه، ولی از بین نمیره. دلالی فعالیت سودمندی برای جامعه است. هرچند، اینجا هم مثل همه بخش‌های اقتصادی، مشکل داریم. اما اون مشکل دلیل بر کلاً بی‌فایده و غیرمولد دانستن این فعالیت نیست. اینجا باید دید دولت چه نقشی در پیچیده شدن فرآیند معاملات در بازار دارد! خود دولت خیلی مواقع، با قوانین و مقرراتی که می‌ذاره، باعث میشه هزینه‌ی مبادلاتی به شدت افزایش یابد و اون هم خُب، باعث گسترده شدن فعالیت دلالی میشه. به دولت می‌گم: اگر میخواهی بخشی از سرمایه‌ی دلالها به سمت تولید بره، ببین چه نقشی در افزایش هزینه‌ی مبادله داری و اون را کم کن! ضمنا به دولت می‌گم: طرف دیگر قضیه را هم ببین! سرمایه را بخوان ببرن سمت تولید، آیا فضای کسب و کار مناسب است؟ ریسک سرمایه گذاری تولیدی پائین و قابل پذیرش هست؟ با قوانین عجیب و غریبت حقوق مالکیت سرمایه‌گذار را زیر پا نمیذاری؟ با انواع مجوزها، زمینه‌ی ایجاد انحصارها را باعث نشدی؟ سیستمت رانتی نیست؟ اینها را باید حل کنی تا بشه گفت داری تنظیم‌گری می‌کنی!
http://t.me/maolad

@jenabegav
Forwarded from بومرنگ
🔰 پرونده‌ای برای «فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی»


🗨«ریشه‌های اقتصادی فروپاشی شوروی»، محمد طبیبیان و موسی غنی‌نژاد در هفته‌نامه تجارت فردا
https://t.me/BoomrangInstitute/611

🗨«سرانجام انسان طراز نوین، فروریختن توهمات» -
نوشته سوتلانا الکسیویچ، ترجمه مهشید معیری، موسی غنی‌نژاد، انتشارات مینوی خرد
https://t.me/BoomrangInstitute/252
https://t.me/BoomrangInstitute/494
https://t.me/BoomrangInstitute/186

🗨«سوسیالیسم، فقدان عقلانیت اقتصادی - امکان‌ناپذیری سوسیالیسم»، شلاله صحافی
https://t.me/BoomrangInstitute/6

🗨«دلایل اقتصادی فروپاشی سوسیالیسم» - شهـــرام اتفـــاق - سه جلسه:
https://t.me/BoomrangInstitute/271
https://t.me/BoomrangInstitute/269
https://t.me/BoomrangInstitute/272

🗨«اقتصاد سیاسی محیط زیست»، نوشته شهـــرام اتفـــاق
https://t.me/BoomrangInstitute/81

🗨«بلشویسم» - نوشته برتراند راسل، ترجمه امیر سلطان زاده
https://t.me/BoomrangInstitute/326

🗨 معرفی کتاب «امید علیه امید» نوشته «نادژدا ماندلشتام» و ترجمه «بیژن اشتری» - ابراهیم صحافی
https://t.me/BoomrangInstitute/63


🆔 @ghaninejad_mousa
✔️ @BoomrangInstitute
Forwarded from Ehsan's Notes
🔷 آیا با پیشرفت تکنولوژی، مساله ناممکن بودن محاسبه سوسیالیستی حل میشه؟

🔶 بنظرم خیر! و اگر بهش دقت نکنیم، فاجعه‌آفرینه.

📝 آیا امکان ایجاد یک سیستم برنامه‌ریزی مرکزی با پیشرفت تکنولوژی وجود داره؟

👤 احسان موسوی

🌐 http://econote.ir/posts/techsocialism/

☑️ @ehsanmnotes
📚 Hayek: A Life, 1899-1950

📌 کتاب جدید Bruce Caldwell و Hansjoerg Klausinger درباره زندگی هایک (50 سال اول زندگی هایک)

بنظر جالب و خوندنی میاد.

فهرست کتاب و معرفیش به قلم وبسایت دانشگاه شیکاگو رو در پیام بعدی قرار میدم 👇

☑️ @ehsanmnotes
📖 Hayek: A Life, 1899-1950

🔎 TABLE OF CONTENTS


🔹 Introduction

🔹 Part I. A Viennese Youth
1. A Fin-de-Siècle Wedding
2. Family Life
3. At School
4. Austrian Politics and Anti-Semitism
5. At War

🔹 Part II. A Broadening of Horizons
6. Back at Home in Postwar Austria
7. The University of Vienna
8. The Peripatetic Student: Fritz at University
9. Mises and the Geistkreis
10. Changes of Scene
11. The Trip to America

🔹 Part III. The Making of an Economist
12. Return to Vienna
13. Hella Joins the Family
14. At the Institute for Business Cycle Research
15. The Young Academic

🔹 Part IV. Hayek in 1930s England
16. Hayek Comes to LSE
17. The Encounter with Keynes
18. Defending Economic Theory and Interpreting Hitler
19. Socialism and Knowledge
20. Academic Life at LSE
21. The Battle for Young LSE Minds
22. Hayek and Austria
23. Domestic Affairs
24. The Hayek Family Debates Politics

🔹 Part V. Fighting the Spirit of the Age
25. Liberalism: Its Adversaries and Allies
26. Hayek and London Go to War: The Abuse and Decline of Reason
27. Cambridge
28. A Sixpence Penguin Volume: The Road to The Road to Serfdom
29. Scientism and Popper
30. The Publication(s) of The Road to Serfdom

🔹 Part VI. Changing Worlds
31. War’s End
32. Postwar Austria
33. Mont Pèlerin 1947
34. Hayek Looks for a Job
35. 1949—Hayek’s Annus Horribilis
36. Hayek versus Hayek

🔹 Acknowledgments

🔹 References

🔹 Index


☑️ @ehsanmnotes
📖 Hayek: A Life, 1899-1950
(The University of Chicago Press)

🌐 https://press.uchicago.edu/ucp/books/book/chicago/H/bo136253636.html


🔘 Few twentieth-century figures have been lionized and vilified in such equal measure as Friedrich Hayek—economist, social theorist, leader of the Austrian school of economics, and champion of classical liberalism. Hayek’s erudite arguments in support of individualism and the market economy have attracted a devout following, including many at the levers of power in business and government. Critics, meanwhile, cast Hayek as the intellectual forefather of “neoliberalism” and of all the evils they associate with that pernicious doctrine.

🔘 In Hayek: A Life, historians of economics Bruce Caldwell and Hansjörg Klausinger draw on never-before-seen archival and family material to produce an authoritative account of the influential economist’s first five decades. This includes portrayals of his early career in Vienna; his relationships in London and Cambridge; his family disputes; and definitive accounts of the creation of The Road to Serfdom and of the founding meeting of the Mont Pèlerin Society.

🔘 A landmark work of history and biography, Hayek: A Life is a major contribution both to our cultural accounting of a towering figure and to intellectual history itself.


☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from محمود اولاد (محمود اولاد)
قیمت‌ها در اقتصاد

در اقتصاد هیچ چیزی به اندازه “قیمت” واقعی نیست. برای فردی که سه روز در کویر تشنگی کشیده، قیمت یک لیوان آب میتونه برابر با قیمت الماس داخل جیبش باشد! این مفهوم کمیابی است. حتی وقتی حباب وجود دارد، یعنی در اثر کمیابی یا پیش‌بینی کمیابی در آینده، تقاضا به صورت سفته‌بازی بالا رفته، و برخی بیش از رفع نیاز تقاضا دارند تا در آینده از فرصت کمیابی پیش‌بینی شده بیشتر نفع ببرند یا خودشان به مشکل ناتوانی در تأمین نخورند، باز آن قیمت واقعی است. حتی اگر به زو‌دی فراوانی ایجاد شود یا پیش‌بینی فراوانی شود و عده‌ای تقاضای خود را به آینده موکول کنند و قیمت‌ها فرو ریزد باز هم قیمت واقعی است و دارد نقش اصلی خود یعنی سیگنال به عرضه و تقاضا کننده را به درستی انجام می‌دهد.
پس هرکسی گفت قیمت‌ها واقعی نیست، به نظر باید دوباره کتاب‌های اولیه اقتصاد را به دستش داد تا بخواند و آزمون مجدد بدهد! هرکس بخواهد با این حرف که قیمت‌ها واقعی نیست، دستکاری قیمت کند، صرفا بحران را تشدید می‌کند چون کمیابی یا فراوانی کاذب ایجاد می‌کند یا به دروغ می‌خواهد پیش‌بینی عوامل اقتصادی را تغییر دهد که در آینده با عدم تحققش، همگان بیشتر به مشکل خواهند خورد. اگر چشم‌انداز واقعی آینده کمیابی بیشتر باشد و عامل‌های اقتصادی در همین راستا اقدام کنند به تقاضای سفته‌بازی، در واقع دارند بخشی از مشکل آینده را به امروز منتقل می‌کنند. نوعی توزیع مشکل در زمان که خیلی مواقع رنج یک‌مرتبه رخ دادن آن را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، اگر دولت دست به تثبیت قیمت بزند، در حال انتقال بیشتر مشکل به آینده است. حتی اگر اقدام به چشم‌انداز سازی غیرواقعی از آینده کند و این باور کذب را تسری دهد که در آینده فراوانی خواهد بود، اگر حتی بخشی از مردم باور کنند، تقاضای کنونی نیز به آینده موکول خواهد شد. در این‌صورت واقعیت کمیابی آینده، بسیار بحرانی‌تر خواهد بود.
امروزه مدیریت زنجیره عرضه (Supply Chain Management) برای رفع این مشکلات کمیابی و فراوانی‌های مقطعی زمانی است. آنچه ما آن را در تعریفی غلط، احتکار می‌نامیم و عامل گرانی!
Http://t.me/maolad
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
انتشار کتاب استاندارد دستوری

بعد از مدتها این کتاب خواندنی حضرت سیف‌الدین عموص به ترجمه بنده مخلص به بازار آمد. کتابی است جالب و جنجالی در باب  مهمترین اسلحه لویاتان دولت: پول!

این کتاب را تقدیم می‌کنیم به ضیاء صدر که زحمت زیادی برای معرفی بیت‌کوین و رمزارزها به جامعه ایرانی کشیده است.

به نظر خودم کاری خوبی از آب درآمده؛ بخوانید و به بقیه هم پیشنهاد کنید، والله اعلم.

نکته مهم: کتاب توزیع عمومی ندارد و فقط از لینک‌های زیر قابل خریداری است.

لینک۱
لینک ۲
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
🔖 مدرسه زمستانی اقتصاد توسعه شریف
📌
«چرا برخی کشورها توسعه‌یافته‌ هستند و برخی دیگر توسعه نیافته؟»

🔸 این سوال، پرسش دیرینه انسان در طول تاریخ بوده است و اغراق نیست اگر بگوییم که یافتن پاسخ آن، سرنوشت بشر را دگرگون خواهد کرد. پیچیدگی این مسأله مانع از این شده است که پاسخی صریح و جهان‌شمول از سوی متفکران ارائه شود و هر پاسخی تنها توانسته است قطعه‌ای از هزاران قطعه‌ی پازل توسعه را بر ما بشناساند.

🔸 مدرسه زمستانی اقتصاد توسعه شریف، با حضور برترین اقتصاددانان کشور و مبتنی بر مهم‌ترین مقالات اقتصاد توسعه، تصویری به‌روز و جامع از مسائل متنوع این حوزه به شما ارایه می‌دهد. در کنار مباحث نظری، مطالعات موردی مختلف از تجربیات سایر کشورها ارائه و ارتباط آنها با چالش‌های کشورمان ترسیم خواهد شد. در انتهای دوره شما با مهم‌ترین موضوعات و روش‌های تحلیلی اقتصاد توسعه آشنا خواهید بود.

📅 ۱۰ الی ۱۶ بهمن
🕧 ساعت ۹ الی ۱۶
📍دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف
📱کانال تلگرام مدرسه زمستانی اقتصاد توسعه

📖 برای دریافت اطلاعات بیشتر و مطالعه بروشور دوره به این لینک مراجعه کنید.

@SharifEconAA
اقتصاد سیاسی محیط زیست
جلسه ششم: نظریه انتخاب عمومی، ناسیونالیسم و محیط زیست

شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱ (۲۸ ژانویه) ساعت ۲۰:۳۰ ایران

📌 محل ارائه (اسکای روم) - بدون نیاز به فیلترشکن، نصب و یا ایجاد حساب کاربری میتوانید روی لینک زیر کلیک کرده و وارد جلسه شوید.
https://www.skyroom.online/ch/ettefagh/avaemohitzist

📌 پخش همزمان (کلاب هاوس):
https://www.clubhouse.com/club/محیط-زیست_صنعتی-شریف

⭐️ حامی معنوی: انجمن دانشگاه صنعتی شریف

⬅️ برای شنیدن جلسات قبلی به پادکست «آوای محیط زیست» در گوگل پادکست و یا کستباکس مراجعه نمایید.
https://podcasts.google.com/feed/aHR0cHM6Ly9tZWRpYS5yc3MuY29tL2F2YWVtb2hpdHppc3QvZmVlZC54bWw

⬅️ برای اطلاع از زمان برگزاری جلسات آتی به تلگرام آوای محیط زیست مراجعه نمایید.
https://t.me/AvaeMohitZist
🔹 در بحث درباره پول خصوصی، آنچه اهمیت زیادی داره فقط این نیست که ناشر خصوصی باشه، بلکه مساله «رقابت بین پول ها» و «عدم مداخله دولت در نحوه عرضه پول های رقیب» هست.

خیلی اوقات استدلالی میشه مبنی بر اینکه سپرده های بانکی هم نوعی پول خصوصی اند (بعنوان پول بانکی) پس پول خصوصی هست و پیرامون اون بحث هایی مثل چهار قیمت پول و... مطرح میشه.

نمیشه الزاما این استدلال رو رد کرد، بلکه مساله متفاوته: آیا پولی میتونه بدون نیاز به رعایت ضوابط دولتی و (مسلما) با اسم و رسمی کاملا متفاوت با پول دولتی منتشر بشه؟ سازوکارهای خلق و امحا رو نه دولت، که ناشر تماما براش طراحی کنه؟ شامل مقرراتی مثل ذخیره قانونی نشه؟

در بازار رقابت پول ها، پول دولت هم یک رقیبه. پولیست که دولت عرضه کننده (ناشر) اون هست و با سایرین رقابت میکنه و میتونه برای اهداف مختلفی که براش درنظر گرفته شده، با سازوکارهای خاص خودش خلق و امحا بشه.

🔸 پ.ن: هایک به درستی اسم کتابش رو درواقع
"The denationalization of money"
گذاشت.

@ehsanmnotes
2022-Geography-of-Cryptocurrency.pdf
4.3 MB
The 2022 Geography of Cryptocurrency Report

🔹 https://www.chainalysis.com

@ehsanmnotes
اختلاف نظرات جدی میتونه بین خیلی از ما با دکتر طباطبایی وجود داشته باشه، اما درعین حال، ایشون رو فردی موثر میدونم و بنظرم دیدگاه های ایشون بسیار ارزش بررسی و مداقه داره و حتما میشه از ایشون یاد گرفت.

روحشان شاد
Forwarded from Value Investing (Neman Aghpour)
روش‌های بدست آوردن ذخایر و ارتباط نرخ‌های بهره

در این نوشته ابتدا مروری بر انواع روش‌های بدست آوردن ذخایر (Bank Reserves) توسط بانک‌ها خواهیم داشت و سپس نگاهی به تعدادی از نرخ‌های بهره موجود در اقتصاد و روابط آنها می‌اندازیم.
در سیستم پولی امروز، مردم نزد بانک‌های تجاری حساب دارند و بانک‌های تجاری نیز نزد بانک مرکزی حساب دارند (به علت کوچک بودن سهم اسکناس، در این نوشته کلا از آن گذر می‌کنیم).
به پول مردم نزد بانک‌های تجاری «سپرده بانکی» گفته می‌شود. خالق این پول، بانک تجاری بوده و جزو بدهی‌های بانک تجاری محسوب می‌شود. مردم از این پول در مبادلات خود استفاده می‌کنند.
به پول بانک‌های تجاری نزد بانک مرکزی نیز «ذخایر» گفته می‌شود. خالق این پول بانک مرکزی بوده و صرفا بانک‌ها و دولت به این پول دسترسی دارند (اسم دیگر این پول، پایه پولی می‌باشد).

ادامه این نوشته را در «این لینک» (دکمه INSTANT VIEW در دستگاه‌های موبایل) یا در سایت ویرگول در لینک زیر بخوانید.


«این فهم من است. من دنیا را اینطور می‌شناسم. شما سعی کنید آن را بهتر بشناسید»
@Graham_Investing