Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
⚜️بانک سافیک: مطالعهای در مورد سیستم تسویۀ بانکی خصوصی و آزاد⚜️
نویسنده: جورج تریولی
دکتر جورج تریولی در نخستین تکنگاری از مجموعه گزارشها وتکنگاریها برای مؤسسه آدام اسمیت، به تاریخ سیستم بانک سافیک پرداخته است تا نشان دهد در دورهای از تاریخ آمریکا که به «هرج و مرج» شهره شده است، یک سیستم تسویۀ بینبانکی در بنگاهداری بخش خصوصی شکل گرفت و عملکرد موفقیّتآمیزی داشت. این سیستم به عنوان مقرّراتگذار بانکی در منطقۀ بوستون عمل کرد، بر انبساط ارزهایی بانکی نظارت داشت، و بانکهای کوچک خارج از مناطق پرجمعیّت شهری یا همان بانکهای حومه را ملزم میکرد اندوختههای کافی به عنوان پشتوانۀ ارزهایی که منتشر کردهاند، سپردهگذاری کنند.
🔶@IIFOM_CO
🌐 https://iifom.com/eco66/
نویسنده: جورج تریولی
دکتر جورج تریولی در نخستین تکنگاری از مجموعه گزارشها وتکنگاریها برای مؤسسه آدام اسمیت، به تاریخ سیستم بانک سافیک پرداخته است تا نشان دهد در دورهای از تاریخ آمریکا که به «هرج و مرج» شهره شده است، یک سیستم تسویۀ بینبانکی در بنگاهداری بخش خصوصی شکل گرفت و عملکرد موفقیّتآمیزی داشت. این سیستم به عنوان مقرّراتگذار بانکی در منطقۀ بوستون عمل کرد، بر انبساط ارزهایی بانکی نظارت داشت، و بانکهای کوچک خارج از مناطق پرجمعیّت شهری یا همان بانکهای حومه را ملزم میکرد اندوختههای کافی به عنوان پشتوانۀ ارزهایی که منتشر کردهاند، سپردهگذاری کنند.
🔶@IIFOM_CO
🌐 https://iifom.com/eco66/
پژوهشگاه مالکیت و بازار
بانک سافیک: مطالعهای در مورد سیستم تسویۀ بانکی خصوصی و آزاد - پژوهشگاه مالکیت و بازار
سیستم سافیک بر اساس انگیزههایی که به دلیل کسب سود و منافع شخصی شکل گرفته بود و توانست بسیاری از عملکردهای اصلی بانک مرکزی را برعهده بگیرد و اجرا کند و...
Forwarded from اقتصادینو
استبداد_معیارها.pdf
1.5 MB
🔺فایل پی دی اف کتاب «استبداد معیارها»
نویسنده:جری زد. مولر
مترجم: زهرا تدین
🟥 اپیزود هفتم اقتصادینو را جمعه ۱۶ اردیبهشت ساعت ۱۸ از کانال تلگرامی اقتصادینو و کستباکس اقتصادینو بشنوید.
@eghtesadiino
نویسنده:جری زد. مولر
مترجم: زهرا تدین
🟥 اپیزود هفتم اقتصادینو را جمعه ۱۶ اردیبهشت ساعت ۱۸ از کانال تلگرامی اقتصادینو و کستباکس اقتصادینو بشنوید.
@eghtesadiino
Forwarded from سوژه
این نشریه رو تعدادی از اهالی مکتب اُتریشی اقتصاد درمیارن و زحمت زیادی کشیدن براش.
بهعنوان نخستین نشریهی فارسی در این حوزه، امیدوارم حمایت کنین که دیده بشه.
🌐iifom.com
⚫️instagram.com/iifom.co
🔶@IIFOM_CO
بهعنوان نخستین نشریهی فارسی در این حوزه، امیدوارم حمایت کنین که دیده بشه.
🌐iifom.com
⚫️instagram.com/iifom.co
🔶@IIFOM_CO
🍯 پول خصوصی توسط یک زنبوردار سوئدی بر پایه عسل
🌐 https://twitter.com/wrathofgnon/status/1458005197121212416?t=ehvYVNtiYO_x8ODjS02Wrw&s=19
☑️ @ehsanmnotes
🌐 https://twitter.com/wrathofgnon/status/1458005197121212416?t=ehvYVNtiYO_x8ODjS02Wrw&s=19
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
Wrath Of Gnon
In the 80s a Swedish beekeeper created a local currency to see his little village through cash-strapped times. One Clover (the name of the currency) is worth the same as (and exchangeable for) a 0.7kg jar of honey. Honey stores forever and its value fluctuates…
📌 کانال زنجیره در ده قسمت، کتاب «خصوصی سازی پول» فردریش هایک رو بصورت صوتی منتشر کرده که میتونید در این لینک اونها رو بشنوید:
🌐 https://t.me/zanjire_fa/1066
🌐 https://t.me/zanjire_fa/1066
🔷 گزارشی از وضعیت توسعه CBDC در کشورهای مختلف
🌐 https://twitter.com/sigmamedia_ir/status/1564899257538183171
* CBDC = central bank digital currency
☑️ @ehsanmnotes
🌐 https://twitter.com/sigmamedia_ir/status/1564899257538183171
* CBDC = central bank digital currency
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜بزودی در تابستان۱۴۰۱⚜
سراب توسعه
آیا میتوان جامعه را مهندسی کرد؟
⚜فصلنامهء "مالکیت و بازار"⚜
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
🔶@IIFOM_CO
سراب توسعه
آیا میتوان جامعه را مهندسی کرد؟
⚜فصلنامهء "مالکیت و بازار"⚜
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
🔶@IIFOM_CO
📝 حرکت در جهت بازار آزاد، یک مسیر رادیکال نیست.
مسلما من مخالف این نیستم که بگیم، در کنشگری سیاسی باید ایده آل هایی رو داشته باشیم (یعنی به ارزش هایی پایبند باشیم، مثلا مالکیت، بازار آزاد و ... هرکدام در مختصات خاصی که برای خودمون تعریف میکنیم)
اما باید توجه داشت که حرکت بسوی چنین ارزش هایی، الزاما قرار نیست از مسیر رادیکالی جلو بره.
من به بانکداری آزاد، به رسمیت شناختن انواع قراردادها و آزادی انواع معامله در داخل و خارج تمایل دارم.
اما به این فکر کنیم که
اگر قرار باشه یک اقدام خاص انجام بشه، ممکنه چه چالش هایی برسر راه قرار بگیرن؟
زندگی ما و همه چیز ما آدم ها، همه براساس آنچه که امروز بنا شده صورت گرفتن. حذف و یا تغییر بزرگی به یکباره توسط سیاستمدار چه آثار بزرگی میتونه بر زندگی انسانها داشته باشه؟
مثلا، شخصا تمایلی به مناسبات تحمیل شده توسط قانون کار ندارم، اما بسیاری قراردادها با جزییات بسیار کمی نوشته شدن، فقط به این دلیل که بخش عمده ای از مناسبات بین کارفرما و کارگر در قانون پیشبینی شده و ضرورتی نداشته با جزییات بیشتری درون قرارداد کار بیاد.
حالا با حذف به یکباره قانون کار، چه بلایی سر این توافقات و قراردادها میاد؟ به تبع اون، چه بلایی سر کسب و کارها و زندگی میلیون ها کارفرما و کارگر میاد؟
سازوکارهای پولی و بانکی امروز، چه بخواهیم چه نخواهیم، وابستگی زیادی به بانک های مرکزی داره. اینکه برخی امروز بدنبال ریشه کن کردن بانک های مرکزی هستن، اختلال های زیادی در سیستم پرداخت و زندگی روزمره ما بوجود میاره.
موضوع این نیست که پس نباید اقدامی کرد. موضوع این نیست که نباید مانع مداخلات دولت در زندگی ما شد.
موضوع اصلا این نیست که تلاش نکنیم تا این اجبارهای دولتی کم یا حذف بشن.
موضوع اینه که چه مسیری رو جلو میریم؟ و چطوری این کارها رو میکنیم؟
گمان میکنم خیلی اوقات حذف انحصارها اهمیت بیشتری داره تا اینکه بخوایم به حذف کامل سیستم های موجود اقدام کنیم.
چارچوب قانون کار هست، اما بگذاریم قراردادهای خارج از این چارچوب هم تنظیم بشن.
نهایتا با مناسبات جدید درون بازار، میتونیم زندگیمون رو به شکلی که مایلیم سامان بدیم.
☑️ @ehsanmnotes
مسلما من مخالف این نیستم که بگیم، در کنشگری سیاسی باید ایده آل هایی رو داشته باشیم (یعنی به ارزش هایی پایبند باشیم، مثلا مالکیت، بازار آزاد و ... هرکدام در مختصات خاصی که برای خودمون تعریف میکنیم)
اما باید توجه داشت که حرکت بسوی چنین ارزش هایی، الزاما قرار نیست از مسیر رادیکالی جلو بره.
من به بانکداری آزاد، به رسمیت شناختن انواع قراردادها و آزادی انواع معامله در داخل و خارج تمایل دارم.
اما به این فکر کنیم که
اگر قرار باشه یک اقدام خاص انجام بشه، ممکنه چه چالش هایی برسر راه قرار بگیرن؟
زندگی ما و همه چیز ما آدم ها، همه براساس آنچه که امروز بنا شده صورت گرفتن. حذف و یا تغییر بزرگی به یکباره توسط سیاستمدار چه آثار بزرگی میتونه بر زندگی انسانها داشته باشه؟
مثلا، شخصا تمایلی به مناسبات تحمیل شده توسط قانون کار ندارم، اما بسیاری قراردادها با جزییات بسیار کمی نوشته شدن، فقط به این دلیل که بخش عمده ای از مناسبات بین کارفرما و کارگر در قانون پیشبینی شده و ضرورتی نداشته با جزییات بیشتری درون قرارداد کار بیاد.
حالا با حذف به یکباره قانون کار، چه بلایی سر این توافقات و قراردادها میاد؟ به تبع اون، چه بلایی سر کسب و کارها و زندگی میلیون ها کارفرما و کارگر میاد؟
سازوکارهای پولی و بانکی امروز، چه بخواهیم چه نخواهیم، وابستگی زیادی به بانک های مرکزی داره. اینکه برخی امروز بدنبال ریشه کن کردن بانک های مرکزی هستن، اختلال های زیادی در سیستم پرداخت و زندگی روزمره ما بوجود میاره.
موضوع این نیست که پس نباید اقدامی کرد. موضوع این نیست که نباید مانع مداخلات دولت در زندگی ما شد.
موضوع اصلا این نیست که تلاش نکنیم تا این اجبارهای دولتی کم یا حذف بشن.
موضوع اینه که چه مسیری رو جلو میریم؟ و چطوری این کارها رو میکنیم؟
گمان میکنم خیلی اوقات حذف انحصارها اهمیت بیشتری داره تا اینکه بخوایم به حذف کامل سیستم های موجود اقدام کنیم.
چارچوب قانون کار هست، اما بگذاریم قراردادهای خارج از این چارچوب هم تنظیم بشن.
نهایتا با مناسبات جدید درون بازار، میتونیم زندگیمون رو به شکلی که مایلیم سامان بدیم.
☑️ @ehsanmnotes
🔘 چرا g/gdp برای سنجش اقتصاد دولتزده ایران مناسب نیست؟
👤 مهران خسروزاده
🔸 برای اندازه گیری ابعاد دخالت یک دولت در اقتصاد میتوان شیوههای مختلفی را به کار گرفت. در حالی که برخی از شناختهشده ترین روشها مقادیر پولی مداخلات مستقیم دولتها از طریق بودجه عمومی کشور نسبت به کل تولید ناخالص داخلی را ملاک کار خود قرار میدهند، باید توجه کرد که نتایج حاصل از این نوع نگاه تا چه حد میتواند گمراه کننده باشد.
🔸 آن چه مسلم است، صحت این نکته است که آن دسته از مداخلاتی که آثار پولی مستقیم ندارند و در حسابهای ملی تحت عنوان «مخارج دولت» ذکر نمیشوند همچنان به قوت خود باقی هستند و تبعات آن زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهد.
🔸 برای مثال ممنوعیت واردات خودرو یک دخالت آشکار دولت در اقتصاد ایران به شمار میرود، اما این محدودیت در حسابهای ملی و در نتیجه، نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص ملی منعکس نمیشود. جالب اینجاست که این اقدام از طريق دو کانال کاهش واردات و از گسترش تولید خودروساز داخلی میتواند به افزایش تولید ناخالص داخلی، بدون افزایش مخارج دولت منتهی شود. این بدان معناست که این دخالت آشکار میتواند نه تنها ابعاد و مداخلهگری دولت در اقتصاد را بالا نبرد بلکه براساس شاخص متداول سنجش ابعاد دولت، دولت ایران کوچکتر نیز شده است!!
🔸 از سوی دیگر تفکیک بنگاههای خصوصی از بنگاههای دولتی و وابسته به حکومت از مناقشه برانگیزترین مسائلی است که اقتصادی مانند اقتصاد ایران با آن مواجه است. در حالی که بسیاری از صنایع کشور با مدیرانی منصوب شده دولتی اداره میشوند یا بر اساس بخشنامههای صادر شده از سوی وزارتخانهها فعالیت میکنند و یا تحت تملک نهادهای حکومتی هستند، تولیدات آنها نه ذیل بخش دولتی اقتصاد بلکه تحت عنوان فعالیت بخش خصوصی محاسبه و ردهبندی میشود.
🔸 برای مثال، شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) یک ابربنگاه اقتصادی به حساب میآید که تقریبا در تمام صنایع کشور مشغول به فعالیتاست و واحدهای تولیدی متعددی را در اختیار دارد. با این حال با وجود اینکه مديرعامل شستا از سوی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی تعيين میشود، فعالیت شستا و تمام بنگاههای زيرمجموعه آن تحت عنوان فعالیتهای بخش خصوصی در اقتصاد کشور ردهبندی میشوند.
🔸 صندوق بازنشستگی کشوری مثال دیگری در این زمینه است. با وجود اینکه مدیریت این صندوق در اختیار دولت است، اما ارزش افزوده آن در بخش خصوصی محاسبه میشود.
بانک سینا نمونه دیگری از این موارد است. در حالی که بنیاد مستضعفان مالک اصلی بانک سینا محسوب میشود و این نهاد نیز مستقیما زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی به فعالیت میپردازد، بانک سینا یک بنگاه خصوصی در نظر گرفته میشود و تولیدات آن ذیل تولید بخش خصوصی محاسبه میشود.
🔸 علاوه بر اینها وجود منابع سرشار انرژی موجب شده تا از طریق کنترل قیمت حاملهای انرژی در کنار تورمهای بالا، بیسروصدا مخارج دولتی هنگفت و گستردهای در اقتصاد ایران در جریان باشد، که به دلیل عدم ثبت پولی در ترازنامهها معمولا از آن چشمپوشی میشود. همین مسئله موجب شده تا سطح مخارج دولت در اقتصاد ایران به شکل قابل توجهی کوچکتر از آنچه هست نمایانده شود.
🔸 در حالی که تفکیک روشن بنگاههای دولتی و خصوصی در کشورهای غربی و محدودیت در اعطای یارانههای قیمتی مختلف باعث شده تا نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی درک ملموسی از ابعاد دخالت دولت در اقتصاد بدهد، با توجه به گستردگی وجود فعالیتهای دولتی ذیل عنوان بخش خصوصی، همچنین مقررات و قواعد به شدت مداخلهگر و یارانههای قیمتی مختلف که فاقد آثار پولی هستند، این شاخص تصویری به شدت گمراهکننده از اقتصاد ایران و ابعاد مداخلات دولت ارائه میدهد.
👤 مهران خسروزاده
🔸 برای اندازه گیری ابعاد دخالت یک دولت در اقتصاد میتوان شیوههای مختلفی را به کار گرفت. در حالی که برخی از شناختهشده ترین روشها مقادیر پولی مداخلات مستقیم دولتها از طریق بودجه عمومی کشور نسبت به کل تولید ناخالص داخلی را ملاک کار خود قرار میدهند، باید توجه کرد که نتایج حاصل از این نوع نگاه تا چه حد میتواند گمراه کننده باشد.
🔸 آن چه مسلم است، صحت این نکته است که آن دسته از مداخلاتی که آثار پولی مستقیم ندارند و در حسابهای ملی تحت عنوان «مخارج دولت» ذکر نمیشوند همچنان به قوت خود باقی هستند و تبعات آن زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهد.
🔸 برای مثال ممنوعیت واردات خودرو یک دخالت آشکار دولت در اقتصاد ایران به شمار میرود، اما این محدودیت در حسابهای ملی و در نتیجه، نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص ملی منعکس نمیشود. جالب اینجاست که این اقدام از طريق دو کانال کاهش واردات و از گسترش تولید خودروساز داخلی میتواند به افزایش تولید ناخالص داخلی، بدون افزایش مخارج دولت منتهی شود. این بدان معناست که این دخالت آشکار میتواند نه تنها ابعاد و مداخلهگری دولت در اقتصاد را بالا نبرد بلکه براساس شاخص متداول سنجش ابعاد دولت، دولت ایران کوچکتر نیز شده است!!
🔸 از سوی دیگر تفکیک بنگاههای خصوصی از بنگاههای دولتی و وابسته به حکومت از مناقشه برانگیزترین مسائلی است که اقتصادی مانند اقتصاد ایران با آن مواجه است. در حالی که بسیاری از صنایع کشور با مدیرانی منصوب شده دولتی اداره میشوند یا بر اساس بخشنامههای صادر شده از سوی وزارتخانهها فعالیت میکنند و یا تحت تملک نهادهای حکومتی هستند، تولیدات آنها نه ذیل بخش دولتی اقتصاد بلکه تحت عنوان فعالیت بخش خصوصی محاسبه و ردهبندی میشود.
🔸 برای مثال، شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) یک ابربنگاه اقتصادی به حساب میآید که تقریبا در تمام صنایع کشور مشغول به فعالیتاست و واحدهای تولیدی متعددی را در اختیار دارد. با این حال با وجود اینکه مديرعامل شستا از سوی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی تعيين میشود، فعالیت شستا و تمام بنگاههای زيرمجموعه آن تحت عنوان فعالیتهای بخش خصوصی در اقتصاد کشور ردهبندی میشوند.
🔸 صندوق بازنشستگی کشوری مثال دیگری در این زمینه است. با وجود اینکه مدیریت این صندوق در اختیار دولت است، اما ارزش افزوده آن در بخش خصوصی محاسبه میشود.
بانک سینا نمونه دیگری از این موارد است. در حالی که بنیاد مستضعفان مالک اصلی بانک سینا محسوب میشود و این نهاد نیز مستقیما زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی به فعالیت میپردازد، بانک سینا یک بنگاه خصوصی در نظر گرفته میشود و تولیدات آن ذیل تولید بخش خصوصی محاسبه میشود.
🔸 علاوه بر اینها وجود منابع سرشار انرژی موجب شده تا از طریق کنترل قیمت حاملهای انرژی در کنار تورمهای بالا، بیسروصدا مخارج دولتی هنگفت و گستردهای در اقتصاد ایران در جریان باشد، که به دلیل عدم ثبت پولی در ترازنامهها معمولا از آن چشمپوشی میشود. همین مسئله موجب شده تا سطح مخارج دولت در اقتصاد ایران به شکل قابل توجهی کوچکتر از آنچه هست نمایانده شود.
🔸 در حالی که تفکیک روشن بنگاههای دولتی و خصوصی در کشورهای غربی و محدودیت در اعطای یارانههای قیمتی مختلف باعث شده تا نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی درک ملموسی از ابعاد دخالت دولت در اقتصاد بدهد، با توجه به گستردگی وجود فعالیتهای دولتی ذیل عنوان بخش خصوصی، همچنین مقررات و قواعد به شدت مداخلهگر و یارانههای قیمتی مختلف که فاقد آثار پولی هستند، این شاخص تصویری به شدت گمراهکننده از اقتصاد ایران و ابعاد مداخلات دولت ارائه میدهد.
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
فصلنامۀ_مالکیّت_و_بازار_شمارۀ_دوم.pdf
32.7 MB
اگر کسی،لسهفر(آزادی انتخاب،آزادی اقتصادی و عدم مداخله در کنش افراد) را با استناد به عقلانیت ناقص، جایزالخطا بودن و ضعف اخلاقی انسانها رد کند؛ قطعاً باید به همان دلیل تمامی اقدامات دولت را هم رد کند.
⚜️لودویگ فون میزس⚜️
🔰حمایت مالی از پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام):
🟡 https://hamibash.com/iifom
🔶 @IIFOM_CO
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
⚜️لودویگ فون میزس⚜️
🔰حمایت مالی از پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام):
🟡 https://hamibash.com/iifom
🔶 @IIFOM_CO
🌐 iifom.com
⚫️ instagram.com/iifom.co
Forwarded from جناب گاو
در باب مداخلات وطنپرستانه
بخش۲: مداخلات اقتصادی
ادامهی رشته توییت آقای علا:
۳. رشد اقتصادی شوروی در دورۀ استالین تا زمان خودش سابقه نداشت! زمانی شوروی دومین اقتصاد بزرگ دنیا پس از ممالک متحد آمریکا بود. اینگونه رشدهای اقتصادی، همچون رشد اقتصادی ایران در دهۀ پنجاه خورشیدی، یا آلمان در دهۀ سی میلادی (دوران هیتلر)، یا عراق در دهۀ هفتاد میلادی (دوران البکر-صدام)، مصداقهای بارز پدیدهای است که لودویگ فون میزس آن را "mal-investment" مینامد. به طور مختصر یعنی سرمایهگذاری غلط بر مبنای قیمتهای دستکاری شده که در نهایت به اتلاف منابع میانجامد، و اگر متوقف نشود، بحرانهای ادواری را موجب میشود. اغراق نکردهایم اگر انقلاب ۵۷ را به همان رشدِ بیمار نسبت دهیم. پهلوی کوشید با روی کار آوردن جمشید آموزگار مسیر را اصلاح کند، ولی علیرغم تمام اولدروم بلدرومهای دوران حکومتش، آدم روزهای سخت و اهل ایستادن نبود. فرار را بر قرار ترجیح داد و عرصه را به آدم فرصتطلبی مثل بختیار واگذار کرد. ردۀ میانی دستگاه بروکراسی ایران پس از انقلاب و تا دو دهه پس از آن فرق عمدهای با پیش از انقلاب نداشت. «میزان حال افراد است» را اتفاقاً برای به کارگیری مجدد همان بروکراتها ساخته بودند. پیامدهای آن پروژههای صنعتی دولتی - که تعدادی از آنها بعداً در دورۀ رفسنجانی اجرا شدند - هنوز گریبان محیط زیست ایران را رها نکرده است و رها هم نخواهد کرد. در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ رشد اقتصاد ایران منفی بود. ۱۹۷۹ انقلاب شد. پس از آن، تا چند سال ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی دوباره رشد مثبت شد. کوتاه سخن: این عددها بیانگر هیچ چیز نیستند. هر کس به نفع خود از آن استفاده میکند و آن بخشی را که به نفعش نیست نمیبیند.
اقتصاد اما بازی با عدد و آمار نیست. اقتصاد «اینجا تونل ساختم اونجا ذوبآهن ساختم» نیست. اقتصاد تأمین نیاز انسان است با استفادۀ بهینه از منابع کمیاب؛ و به جز استفاده از قیمتها در بازار آزاد هیچ مکانیسم دیگری برای تشخیص نیاز آدمها و تشخیص چگونگی تخصیص بهینۀ منابع در سطح کلان وجود ندارد.
هرچه برنامهریزی دولت در اقتصاد افزایش یابد، قیمتها غیرواقعیتر میشوند و منابع به شکل غلطتری سرمایهگذاری میشوند، تا آنجا که کل سیستم فرو میپاشد؛ مگر آنکه با ریاضتکشی چرخه متوقف شود.
هیچ مغز متفکر و تکنوکرات و نابغهای و هیچ ابرکامپیوتری نمیتواند جای قیمت در بازار آزاد را بگیرد. شوروی را کمبود نابغۀ ریاضی نابود نکرد، بلکه کمبود آزادی نابود کرد. بازار آزاد هم به نوبۀ خود نیاز به پایۀ حقوقی دارد که حق مالکیت و آزادی فرد در آن تثبیت شود و ملیگرایی (که اسلامگرایی هم صورت دیگری از آن است) و چپگرایی به یک اندازه و از اساس در نفی این حق شکل گرفتهاند.
بیتناقضترین و صادقترین حزب سیاسی دشمن آزادی در تاریخ «حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» بود. در تحلیل نهایی هیچ تفاوتی میان ناسیونالیسم و سوسیالیسم وجود ندارد.
جنبش کنونی در ایران هم اگر میخواهد کشور را به مسیر درست یا دستکم درستتری بیاندازد، باید در نفی این دو ایدئولوژی در تمام اشکال آن و در تأکید بر آزادی حداکثری شکل بگیرد. یک جنبۀ امیدوار کننده آن است که کشور اساساً ظرفیت مادی برای ارتکاب بیشتر حماقت ندارد. اصرار بر تداوم منطق صد ساله کشورداری در نهایت به بالکانیزه شدن کشور میانجامد و این به نفع هیچکس نیست. خود دانید!
@jenabegav
بخش۲: مداخلات اقتصادی
ادامهی رشته توییت آقای علا:
۳. رشد اقتصادی شوروی در دورۀ استالین تا زمان خودش سابقه نداشت! زمانی شوروی دومین اقتصاد بزرگ دنیا پس از ممالک متحد آمریکا بود. اینگونه رشدهای اقتصادی، همچون رشد اقتصادی ایران در دهۀ پنجاه خورشیدی، یا آلمان در دهۀ سی میلادی (دوران هیتلر)، یا عراق در دهۀ هفتاد میلادی (دوران البکر-صدام)، مصداقهای بارز پدیدهای است که لودویگ فون میزس آن را "mal-investment" مینامد. به طور مختصر یعنی سرمایهگذاری غلط بر مبنای قیمتهای دستکاری شده که در نهایت به اتلاف منابع میانجامد، و اگر متوقف نشود، بحرانهای ادواری را موجب میشود. اغراق نکردهایم اگر انقلاب ۵۷ را به همان رشدِ بیمار نسبت دهیم. پهلوی کوشید با روی کار آوردن جمشید آموزگار مسیر را اصلاح کند، ولی علیرغم تمام اولدروم بلدرومهای دوران حکومتش، آدم روزهای سخت و اهل ایستادن نبود. فرار را بر قرار ترجیح داد و عرصه را به آدم فرصتطلبی مثل بختیار واگذار کرد. ردۀ میانی دستگاه بروکراسی ایران پس از انقلاب و تا دو دهه پس از آن فرق عمدهای با پیش از انقلاب نداشت. «میزان حال افراد است» را اتفاقاً برای به کارگیری مجدد همان بروکراتها ساخته بودند. پیامدهای آن پروژههای صنعتی دولتی - که تعدادی از آنها بعداً در دورۀ رفسنجانی اجرا شدند - هنوز گریبان محیط زیست ایران را رها نکرده است و رها هم نخواهد کرد. در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ رشد اقتصاد ایران منفی بود. ۱۹۷۹ انقلاب شد. پس از آن، تا چند سال ابتدای حاکمیت جمهوری اسلامی دوباره رشد مثبت شد. کوتاه سخن: این عددها بیانگر هیچ چیز نیستند. هر کس به نفع خود از آن استفاده میکند و آن بخشی را که به نفعش نیست نمیبیند.
اقتصاد اما بازی با عدد و آمار نیست. اقتصاد «اینجا تونل ساختم اونجا ذوبآهن ساختم» نیست. اقتصاد تأمین نیاز انسان است با استفادۀ بهینه از منابع کمیاب؛ و به جز استفاده از قیمتها در بازار آزاد هیچ مکانیسم دیگری برای تشخیص نیاز آدمها و تشخیص چگونگی تخصیص بهینۀ منابع در سطح کلان وجود ندارد.
هرچه برنامهریزی دولت در اقتصاد افزایش یابد، قیمتها غیرواقعیتر میشوند و منابع به شکل غلطتری سرمایهگذاری میشوند، تا آنجا که کل سیستم فرو میپاشد؛ مگر آنکه با ریاضتکشی چرخه متوقف شود.
هیچ مغز متفکر و تکنوکرات و نابغهای و هیچ ابرکامپیوتری نمیتواند جای قیمت در بازار آزاد را بگیرد. شوروی را کمبود نابغۀ ریاضی نابود نکرد، بلکه کمبود آزادی نابود کرد. بازار آزاد هم به نوبۀ خود نیاز به پایۀ حقوقی دارد که حق مالکیت و آزادی فرد در آن تثبیت شود و ملیگرایی (که اسلامگرایی هم صورت دیگری از آن است) و چپگرایی به یک اندازه و از اساس در نفی این حق شکل گرفتهاند.
بیتناقضترین و صادقترین حزب سیاسی دشمن آزادی در تاریخ «حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» بود. در تحلیل نهایی هیچ تفاوتی میان ناسیونالیسم و سوسیالیسم وجود ندارد.
جنبش کنونی در ایران هم اگر میخواهد کشور را به مسیر درست یا دستکم درستتری بیاندازد، باید در نفی این دو ایدئولوژی در تمام اشکال آن و در تأکید بر آزادی حداکثری شکل بگیرد. یک جنبۀ امیدوار کننده آن است که کشور اساساً ظرفیت مادی برای ارتکاب بیشتر حماقت ندارد. اصرار بر تداوم منطق صد ساله کشورداری در نهایت به بالکانیزه شدن کشور میانجامد و این به نفع هیچکس نیست. خود دانید!
@jenabegav
بانک #فدرال_رزرو بوستون و دانشگاه #MIT پروژه مشترکی را در زمینه #CBDC با نام پروژه همیلتون انجام داده اند که گزارشات اولیه آن توسط بانک منتشر شده است.
این پروژه بعنوان #رمزارز با پشتوانه بانک مرکزی از نوع #متن_باز (#OpenCBDC) است و به نظر می آید اولین از نوع خودش باشد.
منبع خبر:
https://www.bostonfed.org/news-and-events/news/2022/12/project-hamilton-boston-fed-mit-complete-central-bank-digital-currency-cbdc-project.aspx
لینک گزارشات پروژه:
https://www.bostonfed.org/publications/one-time-pubs/project-hamilton-phase-1-executive-summary.aspx
لینک سورس کد در گیت هاب:
https://github.com/mit-dci/opencbdc-tx
منبع: کافه بلاکچین (@CafeBlockchain)
این پروژه بعنوان #رمزارز با پشتوانه بانک مرکزی از نوع #متن_باز (#OpenCBDC) است و به نظر می آید اولین از نوع خودش باشد.
منبع خبر:
https://www.bostonfed.org/news-and-events/news/2022/12/project-hamilton-boston-fed-mit-complete-central-bank-digital-currency-cbdc-project.aspx
لینک گزارشات پروژه:
https://www.bostonfed.org/publications/one-time-pubs/project-hamilton-phase-1-executive-summary.aspx
لینک سورس کد در گیت هاب:
https://github.com/mit-dci/opencbdc-tx
منبع: کافه بلاکچین (@CafeBlockchain)
Forwarded from جناب گاو
مالیات عایدی سرمایه و دلالها!
✍محمود اولاد
✅من قصد دارم خانهام را بفروشم و خانه دیگری بخرم. خانهی موردِ نظرم را پیدا کردهام، اما مشتری برای خانهام هنوز پیدا نشده. نگرانم آن خانه به فروش برسد. بیعانه دادهام و باید تا 1 ماه بقیهی پول را بدهم. اما مشتری برای خانهام نیست. یک دلال حاضر است خانهی 5 میلیاردی را 4.8 بخرد! 200 میلیون ضرر میکنم. اما اگر قبول نکنم بابت فسخ اون معامله، تقریبا همین مقدار باید ضرر و زیان دهم. ضمن اینکه باز باید چند ماه بگردم تا خانه دلخواهم را پیدا کنم که هزینهی زمانی بالائی برام داره و مهمتر اینکه اون خونه که خیلی دلم میخواست بخرم را از دست میدم، و تازه توی این فاصله، ممکنه خونه باز گرون بشه و نتونم بخرم! با رضایت خاطر، حاضر میشم 200 زیر قیمت بفروشم به دلال. اگر این دلال نبود، قطعا ضررم زیاد میشد؛ مهمترینش، خونهی مورد دلخواهم از دست میرفت و باید باز چند ماه کفش آهنی به پا از این بنگاه به اون بنگاه سر میزدم و خونه میدیدم.
➖➖➖➖➖➖
✅من دلالم! اون خونه را 4.8 میخرم و جای اون فرد، پول من منتظر مشتری برای خانه میمانَد. در فاصلهای که مشتری پیدا بشه، اگر پولم را توی بانک میگذاشتم، از سود بانکی 20 درصد برخوردار بودم. یعنی ماهی حدود 80 میلیون! اینجا ریسک داره! ممکنه یکماهه مشتری پیدا بشه و ممکنه 3 ماه طول بکشه! اگر بیش از 3 ماه شود، عملاً ضرر میکنم. حتی اگر ماهی 2 درصد هم قیمت بره بالا و تورم هم ماهی1.5درصد باشه! اما اگر بتونم سریع بفروشم، سود خوبی میکنم. من هم مثل هر فعالیت دیگری دارم ریسک میکنم. ممکنه در چند معامله سود و در برخی ضرر کنم. سود، پاداش ریسک کردنم است.
➖➖➖➖➖➖
❌من دولتم! دلالی را شغل کاذب میدونم. اونها دارند از عدم تقارن اطلاعات سود میبرن. معاملات سوداگرانه میکنند. من باید با تنظیمگری بازار، دست اینها را از بازار قطع کنم. سرمایهی اینها باید بره سمت تولید نه سوداگری! هرکسی که در کمتر از یکسال مدام خونه بخره و بفروشه، سوداگر محسوب میشه و باید مالیات عایدی سرمایه بده! با این راه، باعث میشم اینها سرمایه را بردارند برن سمت تولید.
➖➖➖➖➖➖
✅من اقتصاددانم! اقدام دولت را تنظیمگری نمیدانم، بلکه مداخلهی غلط در بازار میدانم. چون اگر اون دلال نباشد، اون فروشنده و خریدار متحمل هزینهی مبادلاتی سنگین میشن. میشه هزینه مبادلاتی را کم کرد. مثلاً از طریق همین سایتهای اینترنتی فروش خونه، که این کار را کرده. البته لزومی به دخالت دولت هم نیست و اگر بذاره، خود بازار از همین شیوهها با رشد تکنولوژی استفاده میکند. اما نمیشه کلاً هزینه مبادلاتی را حذفش کرد. در نتیجه، دلالی کمتر میشه، ولی از بین نمیره. دلالی فعالیت سودمندی برای جامعه است. هرچند، اینجا هم مثل همه بخشهای اقتصادی، مشکل داریم. اما اون مشکل دلیل بر کلاً بیفایده و غیرمولد دانستن این فعالیت نیست. اینجا باید دید دولت چه نقشی در پیچیده شدن فرآیند معاملات در بازار دارد! خود دولت خیلی مواقع، با قوانین و مقرراتی که میذاره، باعث میشه هزینهی مبادلاتی به شدت افزایش یابد و اون هم خُب، باعث گسترده شدن فعالیت دلالی میشه. به دولت میگم: اگر میخواهی بخشی از سرمایهی دلالها به سمت تولید بره، ببین چه نقشی در افزایش هزینهی مبادله داری و اون را کم کن! ضمنا به دولت میگم: طرف دیگر قضیه را هم ببین! سرمایه را بخوان ببرن سمت تولید، آیا فضای کسب و کار مناسب است؟ ریسک سرمایه گذاری تولیدی پائین و قابل پذیرش هست؟ با قوانین عجیب و غریبت حقوق مالکیت سرمایهگذار را زیر پا نمیذاری؟ با انواع مجوزها، زمینهی ایجاد انحصارها را باعث نشدی؟ سیستمت رانتی نیست؟ اینها را باید حل کنی تا بشه گفت داری تنظیمگری میکنی!
http://t.me/maolad
@jenabegav
✍محمود اولاد
✅من قصد دارم خانهام را بفروشم و خانه دیگری بخرم. خانهی موردِ نظرم را پیدا کردهام، اما مشتری برای خانهام هنوز پیدا نشده. نگرانم آن خانه به فروش برسد. بیعانه دادهام و باید تا 1 ماه بقیهی پول را بدهم. اما مشتری برای خانهام نیست. یک دلال حاضر است خانهی 5 میلیاردی را 4.8 بخرد! 200 میلیون ضرر میکنم. اما اگر قبول نکنم بابت فسخ اون معامله، تقریبا همین مقدار باید ضرر و زیان دهم. ضمن اینکه باز باید چند ماه بگردم تا خانه دلخواهم را پیدا کنم که هزینهی زمانی بالائی برام داره و مهمتر اینکه اون خونه که خیلی دلم میخواست بخرم را از دست میدم، و تازه توی این فاصله، ممکنه خونه باز گرون بشه و نتونم بخرم! با رضایت خاطر، حاضر میشم 200 زیر قیمت بفروشم به دلال. اگر این دلال نبود، قطعا ضررم زیاد میشد؛ مهمترینش، خونهی مورد دلخواهم از دست میرفت و باید باز چند ماه کفش آهنی به پا از این بنگاه به اون بنگاه سر میزدم و خونه میدیدم.
➖➖➖➖➖➖
✅من دلالم! اون خونه را 4.8 میخرم و جای اون فرد، پول من منتظر مشتری برای خانه میمانَد. در فاصلهای که مشتری پیدا بشه، اگر پولم را توی بانک میگذاشتم، از سود بانکی 20 درصد برخوردار بودم. یعنی ماهی حدود 80 میلیون! اینجا ریسک داره! ممکنه یکماهه مشتری پیدا بشه و ممکنه 3 ماه طول بکشه! اگر بیش از 3 ماه شود، عملاً ضرر میکنم. حتی اگر ماهی 2 درصد هم قیمت بره بالا و تورم هم ماهی1.5درصد باشه! اما اگر بتونم سریع بفروشم، سود خوبی میکنم. من هم مثل هر فعالیت دیگری دارم ریسک میکنم. ممکنه در چند معامله سود و در برخی ضرر کنم. سود، پاداش ریسک کردنم است.
➖➖➖➖➖➖
❌من دولتم! دلالی را شغل کاذب میدونم. اونها دارند از عدم تقارن اطلاعات سود میبرن. معاملات سوداگرانه میکنند. من باید با تنظیمگری بازار، دست اینها را از بازار قطع کنم. سرمایهی اینها باید بره سمت تولید نه سوداگری! هرکسی که در کمتر از یکسال مدام خونه بخره و بفروشه، سوداگر محسوب میشه و باید مالیات عایدی سرمایه بده! با این راه، باعث میشم اینها سرمایه را بردارند برن سمت تولید.
➖➖➖➖➖➖
✅من اقتصاددانم! اقدام دولت را تنظیمگری نمیدانم، بلکه مداخلهی غلط در بازار میدانم. چون اگر اون دلال نباشد، اون فروشنده و خریدار متحمل هزینهی مبادلاتی سنگین میشن. میشه هزینه مبادلاتی را کم کرد. مثلاً از طریق همین سایتهای اینترنتی فروش خونه، که این کار را کرده. البته لزومی به دخالت دولت هم نیست و اگر بذاره، خود بازار از همین شیوهها با رشد تکنولوژی استفاده میکند. اما نمیشه کلاً هزینه مبادلاتی را حذفش کرد. در نتیجه، دلالی کمتر میشه، ولی از بین نمیره. دلالی فعالیت سودمندی برای جامعه است. هرچند، اینجا هم مثل همه بخشهای اقتصادی، مشکل داریم. اما اون مشکل دلیل بر کلاً بیفایده و غیرمولد دانستن این فعالیت نیست. اینجا باید دید دولت چه نقشی در پیچیده شدن فرآیند معاملات در بازار دارد! خود دولت خیلی مواقع، با قوانین و مقرراتی که میذاره، باعث میشه هزینهی مبادلاتی به شدت افزایش یابد و اون هم خُب، باعث گسترده شدن فعالیت دلالی میشه. به دولت میگم: اگر میخواهی بخشی از سرمایهی دلالها به سمت تولید بره، ببین چه نقشی در افزایش هزینهی مبادله داری و اون را کم کن! ضمنا به دولت میگم: طرف دیگر قضیه را هم ببین! سرمایه را بخوان ببرن سمت تولید، آیا فضای کسب و کار مناسب است؟ ریسک سرمایه گذاری تولیدی پائین و قابل پذیرش هست؟ با قوانین عجیب و غریبت حقوق مالکیت سرمایهگذار را زیر پا نمیذاری؟ با انواع مجوزها، زمینهی ایجاد انحصارها را باعث نشدی؟ سیستمت رانتی نیست؟ اینها را باید حل کنی تا بشه گفت داری تنظیمگری میکنی!
http://t.me/maolad
@jenabegav
Telegram
محمود اولاد
کارشناس اقتصاد
کانالی برای تولید محتوای تحلیلهای اقتصادی- اجتماعی
طنز اقتصادی
@mahmoudolad
Mahmoud.olad@gmail.com
کانالی برای تولید محتوای تحلیلهای اقتصادی- اجتماعی
طنز اقتصادی
@mahmoudolad
Mahmoud.olad@gmail.com
Forwarded from بومرنگ
🔰 پروندهای برای «فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی»
🗨«ریشههای اقتصادی فروپاشی شوروی»، محمد طبیبیان و موسی غنینژاد در هفتهنامه تجارت فردا
https://t.me/BoomrangInstitute/611
🗨«سرانجام انسان طراز نوین، فروریختن توهمات» -
نوشته سوتلانا الکسیویچ، ترجمه مهشید معیری، موسی غنینژاد، انتشارات مینوی خرد
https://t.me/BoomrangInstitute/252
https://t.me/BoomrangInstitute/494
https://t.me/BoomrangInstitute/186
🗨«سوسیالیسم، فقدان عقلانیت اقتصادی - امکانناپذیری سوسیالیسم»، شلاله صحافی
https://t.me/BoomrangInstitute/6
🗨«دلایل اقتصادی فروپاشی سوسیالیسم» - شهـــرام اتفـــاق - سه جلسه:
https://t.me/BoomrangInstitute/271
https://t.me/BoomrangInstitute/269
https://t.me/BoomrangInstitute/272
🗨«اقتصاد سیاسی محیط زیست»، نوشته شهـــرام اتفـــاق
https://t.me/BoomrangInstitute/81
🗨«بلشویسم» - نوشته برتراند راسل، ترجمه امیر سلطان زاده
https://t.me/BoomrangInstitute/326
🗨 معرفی کتاب «امید علیه امید» نوشته «نادژدا ماندلشتام» و ترجمه «بیژن اشتری» - ابراهیم صحافی
https://t.me/BoomrangInstitute/63
🆔 @ghaninejad_mousa
✔️ @BoomrangInstitute
🗨«ریشههای اقتصادی فروپاشی شوروی»، محمد طبیبیان و موسی غنینژاد در هفتهنامه تجارت فردا
https://t.me/BoomrangInstitute/611
🗨«سرانجام انسان طراز نوین، فروریختن توهمات» -
نوشته سوتلانا الکسیویچ، ترجمه مهشید معیری، موسی غنینژاد، انتشارات مینوی خرد
https://t.me/BoomrangInstitute/252
https://t.me/BoomrangInstitute/494
https://t.me/BoomrangInstitute/186
🗨«سوسیالیسم، فقدان عقلانیت اقتصادی - امکانناپذیری سوسیالیسم»، شلاله صحافی
https://t.me/BoomrangInstitute/6
🗨«دلایل اقتصادی فروپاشی سوسیالیسم» - شهـــرام اتفـــاق - سه جلسه:
https://t.me/BoomrangInstitute/271
https://t.me/BoomrangInstitute/269
https://t.me/BoomrangInstitute/272
🗨«اقتصاد سیاسی محیط زیست»، نوشته شهـــرام اتفـــاق
https://t.me/BoomrangInstitute/81
🗨«بلشویسم» - نوشته برتراند راسل، ترجمه امیر سلطان زاده
https://t.me/BoomrangInstitute/326
🗨 معرفی کتاب «امید علیه امید» نوشته «نادژدا ماندلشتام» و ترجمه «بیژن اشتری» - ابراهیم صحافی
https://t.me/BoomrangInstitute/63
🆔 @ghaninejad_mousa
✔️ @BoomrangInstitute
Forwarded from Ehsan's Notes
🔷 آیا با پیشرفت تکنولوژی، مساله ناممکن بودن محاسبه سوسیالیستی حل میشه؟
🔶 بنظرم خیر! و اگر بهش دقت نکنیم، فاجعهآفرینه.
📝 آیا امکان ایجاد یک سیستم برنامهریزی مرکزی با پیشرفت تکنولوژی وجود داره؟
👤 احسان موسوی
🌐 http://econote.ir/posts/techsocialism/
☑️ @ehsanmnotes
🔶 بنظرم خیر! و اگر بهش دقت نکنیم، فاجعهآفرینه.
📝 آیا امکان ایجاد یک سیستم برنامهریزی مرکزی با پیشرفت تکنولوژی وجود داره؟
👤 احسان موسوی
🌐 http://econote.ir/posts/techsocialism/
☑️ @ehsanmnotes
📌 گفتگو با آقای امیر جوادی درباره آنتروپرونرشیپ در برنامه «تک شاخ: فردای اقتصاد»
🌐 https://fardayeeghtesad.com/x6NX
☑️ @ehsanmnotes
🌐 https://fardayeeghtesad.com/x6NX
☑️ @ehsanmnotes
فردای اقتصاد
تخریب خلاق، واکسن تخریب اقتصاد
امیر جوادی اقتصاددان و مترجم، نخستین میهمان برنامه تک شاخ در فصل جدید این برنامه به بحث پیرامون کارآفرینی و کنشگری کارآفرینانه در اقتصاد پرداخت.
📚 Hayek: A Life, 1899-1950
📌 کتاب جدید Bruce Caldwell و Hansjoerg Klausinger درباره زندگی هایک (50 سال اول زندگی هایک)
بنظر جالب و خوندنی میاد.
فهرست کتاب و معرفیش به قلم وبسایت دانشگاه شیکاگو رو در پیام بعدی قرار میدم 👇
☑️ @ehsanmnotes
📌 کتاب جدید Bruce Caldwell و Hansjoerg Klausinger درباره زندگی هایک (50 سال اول زندگی هایک)
بنظر جالب و خوندنی میاد.
فهرست کتاب و معرفیش به قلم وبسایت دانشگاه شیکاگو رو در پیام بعدی قرار میدم 👇
☑️ @ehsanmnotes
📖 Hayek: A Life, 1899-1950
🔎 TABLE OF CONTENTS
🔹 Introduction
🔹 Part I. A Viennese Youth
1. A Fin-de-Siècle Wedding
2. Family Life
3. At School
4. Austrian Politics and Anti-Semitism
5. At War
🔹 Part II. A Broadening of Horizons
6. Back at Home in Postwar Austria
7. The University of Vienna
8. The Peripatetic Student: Fritz at University
9. Mises and the Geistkreis
10. Changes of Scene
11. The Trip to America
🔹 Part III. The Making of an Economist
12. Return to Vienna
13. Hella Joins the Family
14. At the Institute for Business Cycle Research
15. The Young Academic
🔹 Part IV. Hayek in 1930s England
16. Hayek Comes to LSE
17. The Encounter with Keynes
18. Defending Economic Theory and Interpreting Hitler
19. Socialism and Knowledge
20. Academic Life at LSE
21. The Battle for Young LSE Minds
22. Hayek and Austria
23. Domestic Affairs
24. The Hayek Family Debates Politics
🔹 Part V. Fighting the Spirit of the Age
25. Liberalism: Its Adversaries and Allies
26. Hayek and London Go to War: The Abuse and Decline of Reason
27. Cambridge
28. A Sixpence Penguin Volume: The Road to The Road to Serfdom
29. Scientism and Popper
30. The Publication(s) of The Road to Serfdom
🔹 Part VI. Changing Worlds
31. War’s End
32. Postwar Austria
33. Mont Pèlerin 1947
34. Hayek Looks for a Job
35. 1949—Hayek’s Annus Horribilis
36. Hayek versus Hayek
🔹 Acknowledgments
🔹 References
🔹 Index
☑️ @ehsanmnotes
🔎 TABLE OF CONTENTS
🔹 Introduction
🔹 Part I. A Viennese Youth
1. A Fin-de-Siècle Wedding
2. Family Life
3. At School
4. Austrian Politics and Anti-Semitism
5. At War
🔹 Part II. A Broadening of Horizons
6. Back at Home in Postwar Austria
7. The University of Vienna
8. The Peripatetic Student: Fritz at University
9. Mises and the Geistkreis
10. Changes of Scene
11. The Trip to America
🔹 Part III. The Making of an Economist
12. Return to Vienna
13. Hella Joins the Family
14. At the Institute for Business Cycle Research
15. The Young Academic
🔹 Part IV. Hayek in 1930s England
16. Hayek Comes to LSE
17. The Encounter with Keynes
18. Defending Economic Theory and Interpreting Hitler
19. Socialism and Knowledge
20. Academic Life at LSE
21. The Battle for Young LSE Minds
22. Hayek and Austria
23. Domestic Affairs
24. The Hayek Family Debates Politics
🔹 Part V. Fighting the Spirit of the Age
25. Liberalism: Its Adversaries and Allies
26. Hayek and London Go to War: The Abuse and Decline of Reason
27. Cambridge
28. A Sixpence Penguin Volume: The Road to The Road to Serfdom
29. Scientism and Popper
30. The Publication(s) of The Road to Serfdom
🔹 Part VI. Changing Worlds
31. War’s End
32. Postwar Austria
33. Mont Pèlerin 1947
34. Hayek Looks for a Job
35. 1949—Hayek’s Annus Horribilis
36. Hayek versus Hayek
🔹 Acknowledgments
🔹 References
🔹 Index
☑️ @ehsanmnotes
📖 Hayek: A Life, 1899-1950
(The University of Chicago Press)
🌐 https://press.uchicago.edu/ucp/books/book/chicago/H/bo136253636.html
🔘 Few twentieth-century figures have been lionized and vilified in such equal measure as Friedrich Hayek—economist, social theorist, leader of the Austrian school of economics, and champion of classical liberalism. Hayek’s erudite arguments in support of individualism and the market economy have attracted a devout following, including many at the levers of power in business and government. Critics, meanwhile, cast Hayek as the intellectual forefather of “neoliberalism” and of all the evils they associate with that pernicious doctrine.
🔘 In Hayek: A Life, historians of economics Bruce Caldwell and Hansjörg Klausinger draw on never-before-seen archival and family material to produce an authoritative account of the influential economist’s first five decades. This includes portrayals of his early career in Vienna; his relationships in London and Cambridge; his family disputes; and definitive accounts of the creation of The Road to Serfdom and of the founding meeting of the Mont Pèlerin Society.
🔘 A landmark work of history and biography, Hayek: A Life is a major contribution both to our cultural accounting of a towering figure and to intellectual history itself.
☑️ @ehsanmnotes
(The University of Chicago Press)
🌐 https://press.uchicago.edu/ucp/books/book/chicago/H/bo136253636.html
🔘 Few twentieth-century figures have been lionized and vilified in such equal measure as Friedrich Hayek—economist, social theorist, leader of the Austrian school of economics, and champion of classical liberalism. Hayek’s erudite arguments in support of individualism and the market economy have attracted a devout following, including many at the levers of power in business and government. Critics, meanwhile, cast Hayek as the intellectual forefather of “neoliberalism” and of all the evils they associate with that pernicious doctrine.
🔘 In Hayek: A Life, historians of economics Bruce Caldwell and Hansjörg Klausinger draw on never-before-seen archival and family material to produce an authoritative account of the influential economist’s first five decades. This includes portrayals of his early career in Vienna; his relationships in London and Cambridge; his family disputes; and definitive accounts of the creation of The Road to Serfdom and of the founding meeting of the Mont Pèlerin Society.
🔘 A landmark work of history and biography, Hayek: A Life is a major contribution both to our cultural accounting of a towering figure and to intellectual history itself.
☑️ @ehsanmnotes
University of Chicago Press
Hayek
A 2022 Economist Best Book of the Year. The definitive account of the distinguished economist’s formative years. Few twentieth-century figures have been lionized and vilified in such equal measure as Friedrich Hayek—economist, social theorist, leader of the…