Ehsan's Notes
175 subscribers
173 photos
29 videos
58 files
296 links
احسان موسوی

بیشتر از اقتصاد، سیاست و کسب‌وکار میگم
-----------------------------------------------

ارتباط : @EhsanMousavi

وبسایت:
ehsanmousavi.com

توییتر:
https://twitter.com/ehsanmousavi4

اینستاگرام:
https://instagram.com/ehsanmousavi__?
Download Telegram
در زمانی، فرصت یک امتیازی برای سفیدپوستان وجود داشته. امروز به بهانه رفع تبعیض، فرصت دیگری رو به نفع سیاهپوستان ایجاد میکنیم.
حالا گروهی از سفیدپوستان که از امتیاز قبلی بدلایل مختلف استفاده نکردن، از دریافت امتیازی که به نفع سیاهپوستان ایجاد شده، محرومند. این تبعیض نیست؟

🔹 این فقط یکی از ایراداتی‌ست به برخی ایده‌هایی که عنوان «تبعیض مثبت» را یدک میکشند.

☑️ @ehsanmnotes
🔘 درس هایی از اقتصاد اتریشی برای کسب و کارها – ارزش پیشنهادی

🔷 سلسله یادداشتی در اکونوت شروع کردم، در این یادداشت‌ها قراره بررسی کنیم که مکتب اتریشی اقتصاد برای کارآفرینان چه آموزه‌هایی دارد؟ این یادداشت، دومین یادداشت از این سلسله است.

🔶 در این یادداشت، به مبحث «ارزش پیشنهادی» ( Value Proposition ) نگاهی انداختیم. از این گفته شده که ارزش چیست؟ عناصر ارزش پیشنهادی کسب‌وکار چیست؟ و در هنگام طراحی کسب‌وکار باید به چه مواردی در موضوع «ارزش پیشنهادی» توجه کنیم؟

🌐 http://econote.ir/posts/austrian-valueproposition/

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from جناب گاو
بهشت روی زمین!
قسمت۱

چند وقت پیش، در یک گروه دانشگاهی یک دانشگاه کشورمان، شخصی کلیپی گذاشت که کمونیست‌های وطنی در مورد کوبا تهیه کرده بودند، در مورد اینکه آنجا بیکاری وجود ندارد و همه تقریباً حقوقشان برابر است و چه قدر وضعیت پزشکی خوب است و چه قدر مردم شادند و چه قدر آمارهای خوبی دارند! یکی از اساتید ریاضی دانشگاه، در واکنش خاطرات خودش را از سفری به کوبا بیان کرد که در زیر می‌آید.

"من یکبار (سال ۱۳۸۴) برای یک کنفرانس به مدت دوازده روز در هاوانا بودم، و فلاکت و فقر مردم پایتخت را دیدم.سایر شهرهای دوردست قاعدتاً وضعشان بدتر است. در آنجا حزبی‌ها (اعضای حزب کمونیست کوبا) بطور تقریبا رسمی درآمدی تا قریب صد برابر مردم عادی دارند. این افراد (حزبی) حدود پانصد هزار نفرند و امتیاز داشتن هتل و یا کرایه دادن منزل‌شان به توریست‌ها، فروش سیگار برگ به خارجیان با دلار آمریکا و ... را دارند. اغلب آنها عکسی با چه‌گوارا و یا فیدل کاسترو به عنوان اثبات حزبی بودن در منزل و یا محل کارشان دارند.

درآمد ماهیانه یک فرد عادی حدود شش دلار آمریکا بود. اما محل اقامت من و همکاران از دانشگاه کنکوردیای کانادا متعلق به یکی از این حزبی‌ها بود که خودش اعتراف کرد در ماه حدود ششصددلار درآمد دارد! البته از طرف حزب هم دریافتی داشت که مبلغ آن را اعلام نکرد، ولی مشخص بود که چون بیش از سایر مردم است اعلام نکرد.

افرادی که در این گونه کلیپ‌ها در حال نواختن موسیقی‌اند، در همه رستورانها و محل های شلوغ بودند و درآمدشان بعد از شش دلار، احتمالاً، از اعانه مشتریان بود و صاحب رستوران هیچ پرداختی به آنها نداشت. این موارد را من شخصاً پرسیدم.

ساحل زیبای هاوانا موج می زد از زنانی که برای ارباب بزرگ کار جنسی می کردند و اگر در ساحل تکان می‌خوردی دو سه نفرشان برای سرویس دادن به طرفت می‌آمدند. دیدن این وضع به حدی ناراحت کننده بود که به جز همان یک مرتبه در این دوازده روز دیگر به ساحل نرفتم.

کاسترو بعد از فروپاشی شوروی، محلهایی برای ایجاد هتل و خوشگذرانی خارجیان از جمله آمریکاییان تهیه کرده بود و کارگران جنسی (دولتی) کوبایی در این هتل ها روزگار می‌گذرانند.

یک استاد در دانشگاه هاوانا که دو دختر داشت در آن سال ابراز ناراحتی و ناامیدی از آینده فرزندانش داشت و خیلی علاقه‌مند بود که آنها را به روسیه و یا آمریکا بفرستد تا از جو خفقان کوبا نجات پیدا کنند.

اتفاقا در یکی از روزهای اقامت در هاوانا عصر رفتیم در شهر گردشی کنیم.
از دور صدای موسیقی می‌آمد و رفته رفته نزدیکتر شدیم.
خوب که نزدیک شدیم یک تریلر ۱۶ متری بود که روی آن یک بلندگو به ارتفاع بیش از دو متر و سایر لوازم تقویت صوت برای پخش از این بلند گو گذاشته بودند. به نوبت یا از داخل کامبون
موسیقی پخش می‌شد و یا خواننده‌ها و نوازنده‌های بالای این تریلر می‌نواختند و مردم بینوا و لاغر اندام که بیشتر به افراد آفریقایی دارای سو تغذیه شبیه بودند، می‌رقصیدند و ده دقیقه‌ای سرگرم بودند.
بعد تریلر می‌رفت به دسته دیگری در محله دیگری می‌پیوست.
بعد از آن خاموشی مردم بود.
واقعا مشخص بود که حکومت برای سرگرمی ساعاتی از آن روز مردم چنین کارناوالی راه انداخته و شاید برای جلوگیری از انفجار خشم مردم.

راننده تاکسی جوانی که وظیفه نقل و انتقال ما از فرودگاه و در شهر را داشت، پس از دریافت کرایه تقاضای پرداخت بیشتر داشت. به او گفتم مسیر فرودگاه تا هتل از ما ۲۵ دلار گرفتی، برگشت هم ۲۵ دلار، میشود پنجاه دلار دیگر چیزی کم نداری چون روزی چند سرویس رفت و برگشت داری.
گفت من هر دفع که به طرف فرودگاه و یا سرویس داخل شهر می‌روم در دفتر ثبت می شود و باید کل دریافتی را به دولتی‌ها تحویل دهم.
از او سوال کردم درآمد ماهیانه اش چقدر است.
گفت شش دلار! باور نمی کردم.
گفت اگر در دست ما دلار ببینند بسیار عاقبت بدی دارد.

در آنجا سه نوع اسکناس رواج داشت.
اول اسکناسی که مخصوص همه شهروندان کوبایی بود.
دوم اسکناسی که اغلب در هتلها در مقابل دلار آمریکا و یا ارزهای دیگر به توریستها می دادند تا بتوانند در شهر خرید کنند.
سوم دلار و ارزهای خارجی که در هتل‌های هاوانا از توریستها می‌گرفتند.
آن راننده تاکسی گفت شش دلار درآمد ما حدود ده درصدش به اسکناس نوع اول (که کمتر از یکصدم دلار ارزش داشت) به آنها پرداخت می‌شود و باقیمانده بصورت کوپن کالاهای مصرفی وغیره (که در این کلیپ مجانی اعلام می شود) به آنها پرداخت می شود.

از آن راننده تاکسی سوال کردم چقدر کاسترو را دوست داری؟
برافروخته جواب داد آرزوی مرگ او را دارم!
روز بعد به همکاران در دانشگاه هاوانا گفتم نگران نباش تا قبل از اینکه دختران شما دانشگاهی شوند وضع کوبا تغییر می‌کند و قصه راننده تاکسی را برایش تعریف کردم.
فقط خندید. مثل اینکه بهتر می‌دانست آن حکومت چه نقشه‌هایی برای جانشینی دارد.

ودیگر ابداً دوست ندارم به کوبا سفر کنم!"
Ehsan's Notes
🔘 ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟ 🌐 https://twitter.com/ehsanmousavi4/status/1350819248524808192?s=19 ☑️ @ehsanmnotes
🔘‏ ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟


🔷 اصلا «ارزش ذاتی» چیه؟ مثلا طلا ارزش ذاتی داره؟ درواقع ارزش طلا هم ذهنیه و در معادلاتی در ذهن ما ارزشش تعیین میشه. حالا چون تقریبا همه آدم‌ها طلا رو ارزشمند میدونن، اشتباه میکنیم که فکر میکنیم ارزش طلا ذاتیه.

🔶 ‏اگر چیزی کشف بشه که بنظر عده‌ای بسیار زیباتر از طلا باشه، شاید طلا کمی ارزشش رو در ذهن بعضیا ازدست بده. همچنین اینکه عده زیادی اونو بعنوان یک کالای باارزش پذیرفته‌اند، خودش باعث میشه درنظر عده دیگری کالای باارزشی بشه چرا که قابل معامله است و این در معادلات در ذهن ما اثر گذاشته.

🔷 ‏وقتی میگیم ارزش ذهنی‌ه، عوامل متعددی برروی این ارزشگذاری ما اثر میذارن‌. مثلا، مطلوبیتی که استفاده از اون کالا برای ما ایجاد میکنه، میزان وقتی که برای ساخت اون کالا گذاشتیم، وضعیتی که در گذشته دچارش بودیم، وضعیتی که امروز درگیرش هستیم و پیشبینی ما از آینده و... .

🔶 ‏در مورد هر چیزی و در هر موقعیتی، وزن اینها تغییر میکنن و ارزشگذاری ها رو میتونن دچار دگرگونی کنن که درنتیجه ارزش‌های نسبی چیزها در ذهن ما رو تغییر میدن.
اینها روی عرضه و تقاضا اثر میذارن و قیمت‌های بازاری رو هم میتونن دچار تغییر کنن.

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from بخشی از حقیقت نزد دیگری است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☑️ کارگران هفت‌تپه چقدر حقوق می‌گیرند؟

این ویدیوی دو دقیقه‌ای را ببینید.
کارگران، مدیران، کارشناسان و اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران به این سوال‌ پاسخ داده‌اند.

🔹 بخشی از حقیقت نزد دیگری است...
https://t.me/Bahaqiqat
Forwarded from sujet
رمزارزها_در_نظریۀ_پول_و_اعتبار؛_یک_رویکرد_اتریشی.pdf
325 KB
رمزارزها در نظریۀ پول و اعتبار؛ یک رویکرد اتریشی.pdf
🔘 ‏از نظریه «پولطلا» تا «خصوصی سازی پول»

🔷 چهارشنبه 8بهمن99 ساعت 22

🔶 یک گفتگوی تخصصی آنلاین بین آقای محمد غلامی و آقای امیر جوادی

در پیج اندیشکده پولطلا :
https://instagram.com/pooltala

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◽️معرفي اقتصاد اتريشي - قسمت اول

مكتب اقتصاد اتريشي توسط اقتصاددان قرن نوزدهم، كارل منگر تاسيس شد.
مهم‌ترين وجه اين مكتب تمركزش بر انسان‌هاست. در حالي كه ديگر مكاتب اقتصادي تمايل دارند اقتصاد را نوعي ماشين جلوه دهند، اقتصاددانان مكتب اتريش بر طبيعت هميشه در حال تغيير، پيچيده و تطابق‌پذير اقتصاد تاكيد مي‌كنند.

🔖 در سایت مشاهده کنید

📺 @ecoiran_webtv
🔘 برخی اشتباهات درباره افرادی که تمایل به حضور پررنگ دولت در اقتصاد دارند.

🔷 ‏افرادی که تمایل به حضور پررنگ دولت در اقتصاد دارن و انتظار دارن دولت در موضوعات مختلف، سیاستگذاری کنه، بنظرم دچار یکسری خطا هستن.

1⃣ اول اینکه، تصور میکنن به اندازه کافی اطلاعات از جامعه دارن که میتونن بفهمن واقعا چی برای اعضای جامعه خوبه

2⃣ ‏و دیگر اینکه، فکر میکنن همه چیو میتونن در کنترل خودشون داشته باشن. همه آثار کارشون رو میفهمند و میتونن مدیریتش کنن. آثار منفیش رو هم یا میتونن حل کنن یا بنظرشون براساس اطلاعات کافی که از جامعه دارن، این اثر میارزه به نتایج مثبت.

3⃣ ‏دیگر اینکه، خیلیاشون هم یک تصور مبهم از مفهوم «جامعه» دارن و تکلیفشون روشن نیست که وقتی میگن «جامعه» درواقع دارن درباره کی صحبت میکنن؟ اکثریت افراد؟ گروه خاصی؟ یا واقعا همه آدما؟

4⃣ ‏و در نهایت، دچار ابهامند درباره اینکه باید با چه ارزش‌هایی انتخاب کرد بازنده یک سیاست کی باید باشه و برنده کی؟ نفع جامعه واقعا چه شکلیه؟ وقتی ارزش‌های اعضای جامعه میتواند حتی در تضاد باهم باشند، چطور اینها را جمع میکنند؟ چرا الزاما ارزش‌هایشان برای همگان بهتر است؟

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 معرفى اقتصاد اتريشى - قسمت دوم: تفكر مارژينال

◽️یکی از مهم ترین دستاوردهای کارل منگر، بنیان گذار مکتب اتریش بسط مفهومی به نام تفکر مارجینال بود.
منگر به همراه اقتصاددانان دیگر که مستقلاً در اقصی نقاط اروپا فعالیت می‌کردند، معمایی دیرینه در اقتصاد را حل کردند: پارادوکس آب و الماس.
◽️چرا آب که مایه حیات و بقاست تا این اندازه ارزان است، در حالی که الماس که استفاده های عملی محدودی دارد تا این اندازه گران؟
◽️تفکر مارژينال نه تنها مسئله ی پارادوکس آب و الماس را حل کرد، بلکه تا حد زیادی مشخص کرد که مردم در زندگی روزمره چگونه دست به تصمیم گیری و انتخاب می‌زنند.


🔖 در سایت مشاهده کنید

📺 @ecoiran_webtv
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞معرفی اقتصاد اتريشی - قسمت سوم: سازوكار قيمت‌ها

یک کارآفرین یا تولید کننده چگونه می‌تواند بفهمد کدام ماده اولیه برای ساخت محصولی مثل دوچرخه بهترین انتخاب است؟ پاسخ، اطلاعات نهفته در قیمت‌هاست. اتریشی‌ها متوجه نقش حساس قیمت‌ها در تخصیص بهینه‌ منابع محدود شدند و این که چه طور جامعه از این قاعده منتفع می‌گردد.

🔖 در سایت مشاهده کنید

📺 @ecoiran_webtv
🔘 درباره سنت‌ها و عرف‌ها در جامعه و شکل‌گیری و تغییر آنها

🔷 ‏معمولا اینطوره که این سنت‌ها و عادات بدلایلی ایجاد شدن و زندگی و هم‌زیستی ما رو تسهیل و ممکن کردن در دورانی از زمان که درواقع نتیجه کنش‌های ما بوده(یا دخالت دولت‌ها)
اما برخی از عادات ممکنه دیگه بدرد زندگی امروز ما نخورن یا حتی براش بد باشن (طبق ارزش‌های ذهنی ما)

🔶 ‏که خب اگر احساس کنیم باید مقابله کنیم و این مقابله هزینه زیادی برای ما نداره و میارزه، معمولا این کار رو میکنیم تا بازهم وضعیت اجتماعی رو تحت تاثیر قرار بدیم.

🔷 حتی بیان کردن و گفتن موضوع و هیچ عمل دیگه ای انجام ندادن هم خودش یک کنش در جهت مقابله با مساله هست. ‏شاید ببینیم هنوز عمل کردن به توصیه خودمون هزینه زیادی داره، فعلا باید این دیدگاه طرفدارای بیشتری جمع کنه تا حس کنیم اقدام کردن بهش کم هزینس و مشکلی در روابط اجتماعیمون ایجاد نمیکنه.

🔶 بنظرم برای تغییر عرف ها دست به دامن دولت نشیم خیلی خوبه و ازش بخوایم بیشتر از این دخالت نکنه.

☑️ @ehsanmnotes
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘 پول چیست؟ - به زبان خیلی ساده

🔷 پول واقعا چیه و تورم چطور بوجود میاد؟

☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹معرفى اقتصاد اتريشى - قسمت چهارم: مداخله‌گرايى
هر آنچه لازم است در مورد اقتصاد اتریشی بدانید

یکی از مهم‌ترین آموزه‌های مکتب اتریشی لزوم محدودیت مداخله دولت در اقتصاد است.
اقتصاددانان مکتب اتریش استدلال می‌کنند که چون سیاست‌گذاران توانایی پیش بینی عواقب مداخلاتشان را ندارند، اولین مداخله در اقتصاد با نیتی خیر و به قصد کمک به افراد، منجر به رشته‌ای از مداخلات ‌شده که در نهایت وضعیت فرد و جامعه را به مراتب از وضعیت قبل از آن مداخله‌، بدتر می‌کند.
#مکاتب_اقتصادی

🔖 در سایت مشاهده کنید
🔖
در یوتیوب مشاهده کنید

📺 @ecoiran_webtv
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 معرفى اقتصاد اتريشى - قسمت پنجم: چرخه‌هاى تجارى

◽️بنابر نظر اقتصاددانان مکتب اتریش، نزول و صعود اقتصاد یا آنچه که به چرخه تجاری شهرت یافته، عموما نشأت گرفته از مداخلات بانک‌های مرکزی برای تغییر نرخ بهره از مقدار حقیقی آن است.
◽️بزرگان مکتب اتریش مانند اکثر اقتصاددانان، نرخ بهره را عاملی برای متعادل کردن میزان سپرده‌های بانکی و میزان دریافت وام می‌دانند.
◽️ارتباط این موضوع با چرخه تجاری این است که وقتی بانک‌های مرکزی نرخ بهره را نسبت به مقدار حقیقی سپرده‌های بانکی پایین می‌آورند، باعث می‌شوند میزانِ سرمایه‌گذاری به طور مصنوعی افزایش یابد که سرمایه‌گذاری‌ ناپایداری است.
◽️از منظر اقتصاد اتریشی، بازی با نرخ بهره دلیل اصلی رونق‌ و رکودهای پر نوسان است.

🔖 در سایت مشاهده کنید


📺 @ecoiran_webtv
🔘 ‏درباره تشکل‌ها و سندیکاها:

🔷 تشکل‌ها یکی از نهادهایی هستند که درون بازار امکان شکل‌گیری اونا وجود داره و اگر گروهی تمایلی به ایجادش داشتند، بنظرم باید مجاز باشند که چنین کنند.
اما توصیه‌ام اینه که از ورود دولتی‌ها جلوگیری کنند و ‏نهایتا اینکه سندیکاها و تشکل‌ها نباید با کمک مقررات دولتی انحصار بدست بیارن

🔶 مجوز و عضویت در هر تشکلی "نباید" الزام قانونی داشته باشد.
نباید امتیازی دولتی داشته باشند
کارفرما موظف به رعایت مقررات تشکل نیست، چرا که او عضو آن نیست. اعضای این تشکل باید هزینه-فایده ‏کنند. عضویت در یک تشکل با پذیرش محدودیت‌هایش و کسب منافعش، یا همکاری با کارفرمایی بدون عضویت در تشکل.

🔷 البته آنچه در بازار صورت میگیره و به موجب هزینه-فایده‌هایی که بازیگران بازار انجام میدن، ممکنه افراد از جمله کارفرماهایی که عضو مثلا یک سندیکای کارگری نیستند، ‏حاضر به پذیرش برخی چیزها بشند.اما تا پیش از پذیرش داوطلبانه از سوی آنها، الزام دولتی بیجاست.

☑️ @ehsanmnotes