🔷 دریافت کارتخوان یا درگاه پرداخت از بهمن ماه منوط به تشکیل پرونده مالیاتی میشود.
🔘 وبنا به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی خبر داد:
🌐 https://webna.ir/36800/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8
☑️ @ehsanmnotes
🔘 وبنا به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی خبر داد:
🌐 https://webna.ir/36800/%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from اقتصاد و زندگی، مرتضی کاظمی (Morteza Kazemi)
☑ از اسماعیل بخشی و سلبریتیهای #نیشکرهفتتپه "قهرمانِ خیرخواه" نسازیم!
۱. شرکت کشتوصنعت نیشکر هفتتپه از ابتدای تأسیس دولتی و قبل از خصوصیسازی سالها زیانده بوده است. در دهساله منتهی به عرضه و واگذاری، ارزش بازدهی این شرکت و ارزش ویژه دفتری آن منفی بوده؛ قبل از خصوصیسازی بدهیهای این بنگاه به حدود ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده و همچنین شرکت با زیان انباشتهٔ حدود ۳۵۰ میلیارد تومان مواجه بوده است.
۲. با چنین وصفی، هیأت واگذاری (شامل وزارای اقتصاد و دادگستری و روسای اتاقهای بازرگانی و تعاون و همچنین دو نماینده مجلس و وزیر مربوطه در کنار رییس سازمان برنامهبودجه) تصمیم گرفتهاند این شرکت به بخش خصوصی واگذار شود. سازمان خصوصیسازی برای واگذاری، روالی مشخص و مصوب داشته است. این شیوه، کامل و بیعیب نیست و میتوانسته بسیار بهتر از این باشد اما قانونی است. طی دهسال، هفت مزایده برگزار شده و اطلاعیههایی منتشر شده اما بعد از سالها فقط و فقط یک متقاضی (یعنی آقایان اسدبیگی و شرکا) در این مزایدهها شرکت کردهاند.
۳. آیا کاری خلاف قانون انجام شده؟ ما صحبتهای مسؤولین را شنیدیم و ادعاهای هر دو طرف را در رسانهها مطالعه کردیم؛ به نظر من این خصوصیسازی مطابق با روال قانونی انجام شده است. کسانی که ادعا میکنند کاری غیرقانونی انجام شده سند و مدرکی برای ادعایشان ارائه نکرده و به نظر میرسد فقط با گمانهزنی و اتهامزنی به تهییج و جوسازی بسنده میکنند.
۴. در پایان سال ۹۳ تعداد کارکنان در این شرکت حدود ۲۵۰۰ نفر بوده و همین تعداد در اطلاعیهها و صورتهای مالی منعکس شده است. خریداران خود را برای این تعداد (که احتمالاً بسیاری از همین تعداد، نیروی مازاد بودهاند) آماده کرده بودند اما بنا به گفتهٔ مسؤولین در زمانی که در حال هماهنگی و تنظیم قرارداد بودهاند (احتمالاً در مدت سه ماه) متأسفانه حدود دو هزار نفر به کارگران و کارکنان این بنگاه افزوده شده است. این هجومِ نیروهای مازاد احتمالاً با فشار عوامل سیاسی و اجتماعی و توسط مدیران دولتی (قبل از خصوصی سازی) اتفاق افتاده و باعث شده دهها میلیارد تومان به هزینههای این شرکت تحمیل شود.
۵. فکر میکنم آقایان اسدبیگی اگر با محاسبات دقیق و اطلاعات مناسب تصمیم میگرفتند از تحویل گرفتن این شرکت خودداری میکردند اما در هر حال، درست یا اشتباه، خریداران پس از ورود، صدها میلیارد تومان هزینه و ریسک این سرمایهگذاری را پذیرفتهاند. آنگونه که من مطالعه کردم متوجه شدم قراردادی که با سازمان خصوصیسازی داشتند قانونی بوده و تا زمانی که به تعهدات خود عمل کرده باشند مالک و مدیر این شرکت بوده و هستند.
۶. حداقل حقی که مدیران و مالکان یک بنگاه اقتصادی دارند اخراج نیروی مازاد مطابق با قراردادهایشان است. این حق مدیر و مالکان بوده افرادی مثل آقای اسماعیل بخشی و هزاران کارگر مازاد از این شرکت کنار گذاشته شوند. شرکت نیشکر هفتتپه یک بنگاه "اقتصادی" است و هیچ گاه قرار نبوده یک "خیریه" باشد. لطفاً به کلمه "اقتصادی" دقت کنید. بنگاه اقتصادی یک خیریه یا سازمان برای حمایتهای اجتماعی نبوده و نیست. حتی اگر خیریه هم بوده مجاز و شایسته نبوده افرادی مثل آقای اسماعیل بخشی و حامیانش خود را به این بنگاه یا هر بنگاه دیگری تحمیل کند. ضمن همدلی با این کارگران عزیز؛ امیدوارم این عزیزان بتوانند ضمن حفظ عزتنفس به جای تحمیل و فشار در جستجوی شغلی مناسب باشند.
۷. آنگونه که در رسانهها منعکس شده آقای بخشی و بعضی از کارگران علاقهمند هستند این شرکت را تحویل بگیرند. چه ایدهٔ پرریسک و خوبی! به نظرم لازم است شرکتی (سهامی یا تعاونی) تشکیل و این شرکت را تحویل بگیرند. برای اینکه پوست در بازی داشته باشند لازم است سرمایهگذاری سنگینی در حد صدها میلیارد تومان انجام دهند و با فعالیت شبانهروزی این بنگاه را بعد از دهها سال زیاندهی به بنگاهی سودآور تبدیل کنند. چنین اتفاقی به نفع همه است. آقای بخشی به عنوان یک سلبریتی کارگری میتواند سوسیالیستها، کمونیستها و برابریطلبهای ایران را به منظور سرمایهگذاری و مشارکت در حل مشکلاتی که سالهاست گریبانگیر یک شرکت دولتی بوده بسیج کند و تئوریهای سوسیالیستهای این مملکت را آزمون کند.
به نظرم فرصت خوبی است. بسیار خوشحال میشوم این فرصت تاریخی در اختیار این بزرگواران گذاشته شود تا پساندازهایشان را از طریق خرید سهام در اختیار کارگران بگذارند و با سرمایهگذاری در این بنگاه اثبات کنند خطابههایشان در حمایت از کارگران و عدالتطلبی فقط حرف نبوده است.
✍ @MortezaaKazemii
🗓 دوم دی ۱۳۹۹
۱. شرکت کشتوصنعت نیشکر هفتتپه از ابتدای تأسیس دولتی و قبل از خصوصیسازی سالها زیانده بوده است. در دهساله منتهی به عرضه و واگذاری، ارزش بازدهی این شرکت و ارزش ویژه دفتری آن منفی بوده؛ قبل از خصوصیسازی بدهیهای این بنگاه به حدود ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده و همچنین شرکت با زیان انباشتهٔ حدود ۳۵۰ میلیارد تومان مواجه بوده است.
۲. با چنین وصفی، هیأت واگذاری (شامل وزارای اقتصاد و دادگستری و روسای اتاقهای بازرگانی و تعاون و همچنین دو نماینده مجلس و وزیر مربوطه در کنار رییس سازمان برنامهبودجه) تصمیم گرفتهاند این شرکت به بخش خصوصی واگذار شود. سازمان خصوصیسازی برای واگذاری، روالی مشخص و مصوب داشته است. این شیوه، کامل و بیعیب نیست و میتوانسته بسیار بهتر از این باشد اما قانونی است. طی دهسال، هفت مزایده برگزار شده و اطلاعیههایی منتشر شده اما بعد از سالها فقط و فقط یک متقاضی (یعنی آقایان اسدبیگی و شرکا) در این مزایدهها شرکت کردهاند.
۳. آیا کاری خلاف قانون انجام شده؟ ما صحبتهای مسؤولین را شنیدیم و ادعاهای هر دو طرف را در رسانهها مطالعه کردیم؛ به نظر من این خصوصیسازی مطابق با روال قانونی انجام شده است. کسانی که ادعا میکنند کاری غیرقانونی انجام شده سند و مدرکی برای ادعایشان ارائه نکرده و به نظر میرسد فقط با گمانهزنی و اتهامزنی به تهییج و جوسازی بسنده میکنند.
۴. در پایان سال ۹۳ تعداد کارکنان در این شرکت حدود ۲۵۰۰ نفر بوده و همین تعداد در اطلاعیهها و صورتهای مالی منعکس شده است. خریداران خود را برای این تعداد (که احتمالاً بسیاری از همین تعداد، نیروی مازاد بودهاند) آماده کرده بودند اما بنا به گفتهٔ مسؤولین در زمانی که در حال هماهنگی و تنظیم قرارداد بودهاند (احتمالاً در مدت سه ماه) متأسفانه حدود دو هزار نفر به کارگران و کارکنان این بنگاه افزوده شده است. این هجومِ نیروهای مازاد احتمالاً با فشار عوامل سیاسی و اجتماعی و توسط مدیران دولتی (قبل از خصوصی سازی) اتفاق افتاده و باعث شده دهها میلیارد تومان به هزینههای این شرکت تحمیل شود.
۵. فکر میکنم آقایان اسدبیگی اگر با محاسبات دقیق و اطلاعات مناسب تصمیم میگرفتند از تحویل گرفتن این شرکت خودداری میکردند اما در هر حال، درست یا اشتباه، خریداران پس از ورود، صدها میلیارد تومان هزینه و ریسک این سرمایهگذاری را پذیرفتهاند. آنگونه که من مطالعه کردم متوجه شدم قراردادی که با سازمان خصوصیسازی داشتند قانونی بوده و تا زمانی که به تعهدات خود عمل کرده باشند مالک و مدیر این شرکت بوده و هستند.
۶. حداقل حقی که مدیران و مالکان یک بنگاه اقتصادی دارند اخراج نیروی مازاد مطابق با قراردادهایشان است. این حق مدیر و مالکان بوده افرادی مثل آقای اسماعیل بخشی و هزاران کارگر مازاد از این شرکت کنار گذاشته شوند. شرکت نیشکر هفتتپه یک بنگاه "اقتصادی" است و هیچ گاه قرار نبوده یک "خیریه" باشد. لطفاً به کلمه "اقتصادی" دقت کنید. بنگاه اقتصادی یک خیریه یا سازمان برای حمایتهای اجتماعی نبوده و نیست. حتی اگر خیریه هم بوده مجاز و شایسته نبوده افرادی مثل آقای اسماعیل بخشی و حامیانش خود را به این بنگاه یا هر بنگاه دیگری تحمیل کند. ضمن همدلی با این کارگران عزیز؛ امیدوارم این عزیزان بتوانند ضمن حفظ عزتنفس به جای تحمیل و فشار در جستجوی شغلی مناسب باشند.
۷. آنگونه که در رسانهها منعکس شده آقای بخشی و بعضی از کارگران علاقهمند هستند این شرکت را تحویل بگیرند. چه ایدهٔ پرریسک و خوبی! به نظرم لازم است شرکتی (سهامی یا تعاونی) تشکیل و این شرکت را تحویل بگیرند. برای اینکه پوست در بازی داشته باشند لازم است سرمایهگذاری سنگینی در حد صدها میلیارد تومان انجام دهند و با فعالیت شبانهروزی این بنگاه را بعد از دهها سال زیاندهی به بنگاهی سودآور تبدیل کنند. چنین اتفاقی به نفع همه است. آقای بخشی به عنوان یک سلبریتی کارگری میتواند سوسیالیستها، کمونیستها و برابریطلبهای ایران را به منظور سرمایهگذاری و مشارکت در حل مشکلاتی که سالهاست گریبانگیر یک شرکت دولتی بوده بسیج کند و تئوریهای سوسیالیستهای این مملکت را آزمون کند.
به نظرم فرصت خوبی است. بسیار خوشحال میشوم این فرصت تاریخی در اختیار این بزرگواران گذاشته شود تا پساندازهایشان را از طریق خرید سهام در اختیار کارگران بگذارند و با سرمایهگذاری در این بنگاه اثبات کنند خطابههایشان در حمایت از کارگران و عدالتطلبی فقط حرف نبوده است.
✍ @MortezaaKazemii
🗓 دوم دی ۱۳۹۹
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
⚜️معنای رقابت⚜️
فردریش آگوست فون هایک
مترجم: دکتر محسن رنجبر
در میان اقتصاد دانان نشانه هایی را از افزایش آگاهی نسبت به این نکته می بینیم که آنچه که در سال های اخیر تحت نام «رقابت» (competition) بررسی می کرده اند، همان چیزی نیست که در زبان معمول از این واژه مراد می شود، اما…
هر چند تلاش هایی دلیرانه به ویژه از سوی جی.ام.کلارک و اف.ماکلوپ برای معطوف کردن توجهات به مسائل زندگی واقعی و باز گرداندن بحث ها از مکانی خیالی به جایی روی زمین انجام گرفته اند،(۱) به نظر می آید که دید گاه عمومی کماکان برداشتی از رقابت را که اکنون از سوی اقتصاد دانان به کار گرفته می شود، برداشت مهم می پندارد و آنچه را که در ذهن تجارت پیشگان وجود دارد، راه و رسمی غلط می انگارد.
ظاهرا این باور به گونه ای عمومی پذیرفته شده که نظریه موسوم به «رقابت کامل»، مدل مناسب را برای داوری درباره اثر گذاری رقابت در دنیای واقعی به دست می دهد و هر قدر که تفاوت رقابت واقعی با این مدل بیشتر باشد، نا مطلوب تر و حتی زیان بار تر خواهد بود.از نگاه من توجیه بسیار نا چیزی برای این نگرش وجود دارد. در این مقاله تلاش می کنم تا نشان دهم که آنچه نظریه رقابت کامل از آن بحث می کند، اصلادعوای چندانی برای آنکه «رقابت» نامیده شود، ندارد و نتایج این نظریه، کاربرد زیادی در جایگاه راهنمای سیاستی ندارند....
🌐 https://iifom.com/eco19/
فردریش آگوست فون هایک
مترجم: دکتر محسن رنجبر
در میان اقتصاد دانان نشانه هایی را از افزایش آگاهی نسبت به این نکته می بینیم که آنچه که در سال های اخیر تحت نام «رقابت» (competition) بررسی می کرده اند، همان چیزی نیست که در زبان معمول از این واژه مراد می شود، اما…
هر چند تلاش هایی دلیرانه به ویژه از سوی جی.ام.کلارک و اف.ماکلوپ برای معطوف کردن توجهات به مسائل زندگی واقعی و باز گرداندن بحث ها از مکانی خیالی به جایی روی زمین انجام گرفته اند،(۱) به نظر می آید که دید گاه عمومی کماکان برداشتی از رقابت را که اکنون از سوی اقتصاد دانان به کار گرفته می شود، برداشت مهم می پندارد و آنچه را که در ذهن تجارت پیشگان وجود دارد، راه و رسمی غلط می انگارد.
ظاهرا این باور به گونه ای عمومی پذیرفته شده که نظریه موسوم به «رقابت کامل»، مدل مناسب را برای داوری درباره اثر گذاری رقابت در دنیای واقعی به دست می دهد و هر قدر که تفاوت رقابت واقعی با این مدل بیشتر باشد، نا مطلوب تر و حتی زیان بار تر خواهد بود.از نگاه من توجیه بسیار نا چیزی برای این نگرش وجود دارد. در این مقاله تلاش می کنم تا نشان دهم که آنچه نظریه رقابت کامل از آن بحث می کند، اصلادعوای چندانی برای آنکه «رقابت» نامیده شود، ندارد و نتایج این نظریه، کاربرد زیادی در جایگاه راهنمای سیاستی ندارند....
🌐 https://iifom.com/eco19/
پژوهشگاه مالکیت و بازار
معنای رقابت - پژوهشگاه مالکیت و بازار
رقابت اساسا یک فرآیند شکل گیری ایده است. این فرآیند از طریق پخش اطلاعات، یکدستی و وحدتی را در نظام اقتصادی خلق می کند که وقتی آن را به مثابه یک بازارواحد..
Forwarded from Dar Fanlaand | در فنلاند
یک همچین آگهی شغلی در فنلاند ممنوعه. کارفرما حق نداره رسما اعلام کنه که چه جنسیتی میخواد (مگر به طور موقت برای برقراری تساوی جنسیتی در محل کار) حق نداره بپرسه متاهلی یا مجرد. حق نداره بپرسه بچه داری، یا قراره بچه دار بشی. و موقع استخدام هم وقتی کسی درخواست میفرسته، کارفرما حق نداره بره در اینترنت یا دوست و آشناهاش راجع به فرد علاقمند به شغل اطلاعات جمع کنه. فقط بر اساس اطلاعاتی که خود فرد داده باید تصمیم بگیره که استخدام بکنه یا نه.
(اینا رو بدون ذکر منبع نوشتم، اگر خواستید جای مهمی مطرح کنید برید بگردید قوانینش رو پیدا کنید خودتون)
@darfanland
(اینا رو بدون ذکر منبع نوشتم، اگر خواستید جای مهمی مطرح کنید برید بگردید قوانینش رو پیدا کنید خودتون)
@darfanland
Ehsan's Notes
🔘 مرخصی برای زایمان و عادت ماهانه؛ چرا کارفرما نیروی کار خانم استخدام کند با این شرایط؟ 🔸 سوال اینه که یک کارفرما چرا باید در یک موقعیت خانمی را به آقایی ترجیح دهد، وقتی آن خانم هم مرخصی ماهیانه میخواهد و هم مرخصی زایمان؟ 🔹 بنظرم نباید در خود تنظیمگری بازار…
در این یادداشت (البته با محوریت موضوع عادت ماهانه و مرخصی زایمان) توضیح دادم که چرا مقررات و اجبارهای قانونی در حوزه کار، معمولا بجای آنکه از شخص مورد نظر دفاع کنند، بیشتر به ضرر او تمام میشوند.
بنظرم وجود چنین مقرراتی که شرکت نتواند درخصوص این مسائل پرس و جود کند، میتواند سبب شود که کمتر اقدام به استخدام افراد خاصی نماید و همچنین امکان برنامهریزی برای شرکتها سلب میکنند.
البته، افراد میتوانند نسبت به پاسخگویی به این سوالات (سوالات مربوط به پست فورواردی درباره فنلاند) اقدام نکنند و طبیعتا هزینه آنرا ( که ممکن است عدم استخدام شدن باشد) خواهند پرداخت.
اینکه این سوالات پرسیده شوند یا خیر و چگونه پرسیده شوند و چگونه به آنها پاسخ داده شود، بسیار برمیگردند به عرفهای جامعه و تمایلات طرفین که در مذاکراتشان تاثیر میگذارد. منع قانونی در چنین مواردی، معمولا نتیجهاش خسران است.
بنظرم وجود چنین مقرراتی که شرکت نتواند درخصوص این مسائل پرس و جود کند، میتواند سبب شود که کمتر اقدام به استخدام افراد خاصی نماید و همچنین امکان برنامهریزی برای شرکتها سلب میکنند.
البته، افراد میتوانند نسبت به پاسخگویی به این سوالات (سوالات مربوط به پست فورواردی درباره فنلاند) اقدام نکنند و طبیعتا هزینه آنرا ( که ممکن است عدم استخدام شدن باشد) خواهند پرداخت.
اینکه این سوالات پرسیده شوند یا خیر و چگونه پرسیده شوند و چگونه به آنها پاسخ داده شود، بسیار برمیگردند به عرفهای جامعه و تمایلات طرفین که در مذاکراتشان تاثیر میگذارد. منع قانونی در چنین مواردی، معمولا نتیجهاش خسران است.
Forwarded from On Liberty | دربارهی آزادی
«همکاری اجتماعی هیچ ارتباطی با علاقهی شخصی یا فرمانی عام برای دوست داشتن یکدیگر ندارد. مردم تحت نظام تقسیم کار بهخاطر اینکه دیگری را دوست دارند یا باید دوست داشته باشند، باهم همکاری نمیکنند. آنها بدین خاطر همکاری میکنند که این امر به بهترین شکل منافعشان را تأمین میکند. نه عشق، نه خیرخواهی، نه هرگونه احساس دلسوزانهی دیگر، بلکه در اصل خودخواهی بهدرستی-درکشده است که انسان را وادار به سازگار کردن خود با الزامات جامعه، وادار به احترام به حقوق و آزادیهای همنوعان خود، و وادار به جایگزین کردن همکاری مسالمتآمیز با دشمنی و ستیز کرد.»
❈ لودویگ فون میزس، کنش انسانی
➣ @Notes_On_Liberty
❈ لودویگ فون میزس، کنش انسانی
➣ @Notes_On_Liberty
Forwarded from ایبِنا-رسانه بانک مرکزی و بانکها
📌انتشار گزارش تفریغ بودجه ۹۸ از سوی دیوان محاسبات
دیوان محاسبات اعلام کرد:
🔹میزان ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص یافته در سال ۹۸ برابر با ۱۵ میلیارد دلار بوده است.
🔹بدهیهای قطعی دولت تا پایان سال ۹۷ به ۵۷۸ هزار میلیارد تومان رسید.
🔹کسری بودجه تحقق یافته دولت در سال ۱۳۹۸ برابر ۱۳۵ هزار میلیارد تومان است.
@ibenanews
دیوان محاسبات اعلام کرد:
🔹میزان ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص یافته در سال ۹۸ برابر با ۱۵ میلیارد دلار بوده است.
🔹بدهیهای قطعی دولت تا پایان سال ۹۷ به ۵۷۸ هزار میلیارد تومان رسید.
🔹کسری بودجه تحقق یافته دولت در سال ۱۳۹۸ برابر ۱۳۵ هزار میلیارد تومان است.
@ibenanews
🔘 اگر میدانستیم چه میخواهیم، نیازی به «بازار» نبود.
▪️ نظریه «شکست بازار» نتیجه برداشتهای اشتباه از مفهوم «بازار» است.
🔹 ما اطلاعی از نیازهای انسانها، میزان این نیازها و ارزشگذاریهای افراد، که بطور ذهنی هستند، نداریم. آنچه انسان میخواهد در شرایط و زمانهای مختلف متفاوت است و دائما میتواند دچار تغییر شود.
🔸 اساسا ما نمیدانیم که هرچیزی چقدر باید واقعا باشد، به هرکسی چه چیزی و به چه مقداری باید برسد. آنچه موجب شکلگیری بازار شده، اینست که این سوالات پاسخ داده شوند.
🔹 درنتیجه، صحبت از مفهوم «شکست بازار» که اقتصاددانان جریان اصلی آنرا مطرح کردند غلط است و نتیجه برداشتهای اشتباه آنان از مفهوم «بازار» و نظریه «بازار رقابت کامل» است.
🔸 اگر میدانستیم وضعیت مطلوب در بازار چگونه است و میتوانستیم کارایی (Efficiency) بازار را اندازه بگیریم و با آن وضعیت مطلوب مقایسه کنیم، اصلا ضرورت وجود بازار چه بود؟
🔹 اشتباه اینست که تصور میکنیم قضاوتی بیطرفانه، دقیق و بدون هیچگونه سوگیری داریم. درحالیکه، قضاوت ما درباره وضعیت مطلوب و نحوه اندازهگیری «کارایی» متاثر از ارزشهای ذهنی ماست.
🔸 در سطح شخصی منطقیست که ارزشهایی داشته باشیم و براساس آنها کنش کنیم. طبیعتا ارزشهای اخلاقی، ترسها و نگرانیها، تمایلات ما درباره افزایش درآمد و موارد مختلفی برروی کنش ما اثرگذارند و سبب میشوند که بازار نیز دچار تغییر و تحول شود.
🔹 اما آیا این ارزشها الزاما باید باشند؟ چرا؟
چطور میتوان کارایی بازار برای جامعه را اندازه گرفت، وقتی ارزشهای افراد متفاوت، دائما درحال تغییر و حتی خیلی اوقات باهم در تضادند؟
☑️ @ehsanmnotes
▪️ نظریه «شکست بازار» نتیجه برداشتهای اشتباه از مفهوم «بازار» است.
🔹 ما اطلاعی از نیازهای انسانها، میزان این نیازها و ارزشگذاریهای افراد، که بطور ذهنی هستند، نداریم. آنچه انسان میخواهد در شرایط و زمانهای مختلف متفاوت است و دائما میتواند دچار تغییر شود.
🔸 اساسا ما نمیدانیم که هرچیزی چقدر باید واقعا باشد، به هرکسی چه چیزی و به چه مقداری باید برسد. آنچه موجب شکلگیری بازار شده، اینست که این سوالات پاسخ داده شوند.
🔹 درنتیجه، صحبت از مفهوم «شکست بازار» که اقتصاددانان جریان اصلی آنرا مطرح کردند غلط است و نتیجه برداشتهای اشتباه آنان از مفهوم «بازار» و نظریه «بازار رقابت کامل» است.
🔸 اگر میدانستیم وضعیت مطلوب در بازار چگونه است و میتوانستیم کارایی (Efficiency) بازار را اندازه بگیریم و با آن وضعیت مطلوب مقایسه کنیم، اصلا ضرورت وجود بازار چه بود؟
🔹 اشتباه اینست که تصور میکنیم قضاوتی بیطرفانه، دقیق و بدون هیچگونه سوگیری داریم. درحالیکه، قضاوت ما درباره وضعیت مطلوب و نحوه اندازهگیری «کارایی» متاثر از ارزشهای ذهنی ماست.
🔸 در سطح شخصی منطقیست که ارزشهایی داشته باشیم و براساس آنها کنش کنیم. طبیعتا ارزشهای اخلاقی، ترسها و نگرانیها، تمایلات ما درباره افزایش درآمد و موارد مختلفی برروی کنش ما اثرگذارند و سبب میشوند که بازار نیز دچار تغییر و تحول شود.
🔹 اما آیا این ارزشها الزاما باید باشند؟ چرا؟
چطور میتوان کارایی بازار برای جامعه را اندازه گرفت، وقتی ارزشهای افراد متفاوت، دائما درحال تغییر و حتی خیلی اوقات باهم در تضادند؟
☑️ @ehsanmnotes
👤 امیر جوادی
🔘 دفاع از آزادیهای فردی یک کالای لوکس نیست ک به درد طبقات مرفّه بخوره بلکه نون شب، طرز تفکّر و حیات و رستگاری ما(بویژه فرودستها) ر تضمین میکنه.
وقتی نسبت به ضرورت حفاظت از حریم خصوصی حساسیّت کافی ندارید باید منتظر اردوگاههای کار اجباری باشید.
بقول مولانا: فهم کن این مسئله را
🌐 https://twitter.com/AmirDjawadi/status/1348074813416468481?s=19
🔘 دفاع از آزادیهای فردی یک کالای لوکس نیست ک به درد طبقات مرفّه بخوره بلکه نون شب، طرز تفکّر و حیات و رستگاری ما(بویژه فرودستها) ر تضمین میکنه.
وقتی نسبت به ضرورت حفاظت از حریم خصوصی حساسیّت کافی ندارید باید منتظر اردوگاههای کار اجباری باشید.
بقول مولانا: فهم کن این مسئله را
🌐 https://twitter.com/AmirDjawadi/status/1348074813416468481?s=19
❓ در زمانی، فرصت یک امتیازی برای سفیدپوستان وجود داشته. امروز به بهانه رفع تبعیض، فرصت دیگری رو به نفع سیاهپوستان ایجاد میکنیم.
حالا گروهی از سفیدپوستان که از امتیاز قبلی بدلایل مختلف استفاده نکردن، از دریافت امتیازی که به نفع سیاهپوستان ایجاد شده، محرومند. این تبعیض نیست؟
🔹 این فقط یکی از ایراداتیست به برخی ایدههایی که عنوان «تبعیض مثبت» را یدک میکشند.
☑️ @ehsanmnotes
حالا گروهی از سفیدپوستان که از امتیاز قبلی بدلایل مختلف استفاده نکردن، از دریافت امتیازی که به نفع سیاهپوستان ایجاد شده، محرومند. این تبعیض نیست؟
🔹 این فقط یکی از ایراداتیست به برخی ایدههایی که عنوان «تبعیض مثبت» را یدک میکشند.
☑️ @ehsanmnotes
🔘 درس هایی از اقتصاد اتریشی برای کسب و کارها – ارزش پیشنهادی
🔷 سلسله یادداشتی در اکونوت شروع کردم، در این یادداشتها قراره بررسی کنیم که مکتب اتریشی اقتصاد برای کارآفرینان چه آموزههایی دارد؟ این یادداشت، دومین یادداشت از این سلسله است.
🔶 در این یادداشت، به مبحث «ارزش پیشنهادی» ( Value Proposition ) نگاهی انداختیم. از این گفته شده که ارزش چیست؟ عناصر ارزش پیشنهادی کسبوکار چیست؟ و در هنگام طراحی کسبوکار باید به چه مواردی در موضوع «ارزش پیشنهادی» توجه کنیم؟
🌐 http://econote.ir/posts/austrian-valueproposition/
☑️ @ehsanmnotes
🔷 سلسله یادداشتی در اکونوت شروع کردم، در این یادداشتها قراره بررسی کنیم که مکتب اتریشی اقتصاد برای کارآفرینان چه آموزههایی دارد؟ این یادداشت، دومین یادداشت از این سلسله است.
🔶 در این یادداشت، به مبحث «ارزش پیشنهادی» ( Value Proposition ) نگاهی انداختیم. از این گفته شده که ارزش چیست؟ عناصر ارزش پیشنهادی کسبوکار چیست؟ و در هنگام طراحی کسبوکار باید به چه مواردی در موضوع «ارزش پیشنهادی» توجه کنیم؟
🌐 http://econote.ir/posts/austrian-valueproposition/
☑️ @ehsanmnotes
🔘 معاون بین الملل سابق هولدینگ سرآوا دستگیر شد.
🌐 https://www.yjc.ir/fa/news/7630270/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D9%87%D9%88%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%A7-%D8%AD%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1
🌐 https://www.yjc.ir/fa/news/7630270/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84-%D9%87%D9%88%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%A7-%D8%AD%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1
خبرگزاری باشگاه خبرنگاران | آخرین اخبار ایران و جهان | YJC
معاون بین الملل هولدینگ سرآوا، حین فرار از کشور دستگیر شد+ تصاویر
عماد ادوارد شرقی معاون بینالملل سرآوا، در حین فرار و خروج غیر قانونی از مرزهای غربی کشور دستگیر شد.
Forwarded from جناب گاو
بهشت روی زمین!
قسمت۱
چند وقت پیش، در یک گروه دانشگاهی یک دانشگاه کشورمان، شخصی کلیپی گذاشت که کمونیستهای وطنی در مورد کوبا تهیه کرده بودند، در مورد اینکه آنجا بیکاری وجود ندارد و همه تقریباً حقوقشان برابر است و چه قدر وضعیت پزشکی خوب است و چه قدر مردم شادند و چه قدر آمارهای خوبی دارند! یکی از اساتید ریاضی دانشگاه، در واکنش خاطرات خودش را از سفری به کوبا بیان کرد که در زیر میآید.
"من یکبار (سال ۱۳۸۴) برای یک کنفرانس به مدت دوازده روز در هاوانا بودم، و فلاکت و فقر مردم پایتخت را دیدم.سایر شهرهای دوردست قاعدتاً وضعشان بدتر است. در آنجا حزبیها (اعضای حزب کمونیست کوبا) بطور تقریبا رسمی درآمدی تا قریب صد برابر مردم عادی دارند. این افراد (حزبی) حدود پانصد هزار نفرند و امتیاز داشتن هتل و یا کرایه دادن منزلشان به توریستها، فروش سیگار برگ به خارجیان با دلار آمریکا و ... را دارند. اغلب آنها عکسی با چهگوارا و یا فیدل کاسترو به عنوان اثبات حزبی بودن در منزل و یا محل کارشان دارند.
درآمد ماهیانه یک فرد عادی حدود شش دلار آمریکا بود. اما محل اقامت من و همکاران از دانشگاه کنکوردیای کانادا متعلق به یکی از این حزبیها بود که خودش اعتراف کرد در ماه حدود ششصددلار درآمد دارد! البته از طرف حزب هم دریافتی داشت که مبلغ آن را اعلام نکرد، ولی مشخص بود که چون بیش از سایر مردم است اعلام نکرد.
افرادی که در این گونه کلیپها در حال نواختن موسیقیاند، در همه رستورانها و محل های شلوغ بودند و درآمدشان بعد از شش دلار، احتمالاً، از اعانه مشتریان بود و صاحب رستوران هیچ پرداختی به آنها نداشت. این موارد را من شخصاً پرسیدم.
ساحل زیبای هاوانا موج می زد از زنانی که برای ارباب بزرگ کار جنسی می کردند و اگر در ساحل تکان میخوردی دو سه نفرشان برای سرویس دادن به طرفت میآمدند. دیدن این وضع به حدی ناراحت کننده بود که به جز همان یک مرتبه در این دوازده روز دیگر به ساحل نرفتم.
کاسترو بعد از فروپاشی شوروی، محلهایی برای ایجاد هتل و خوشگذرانی خارجیان از جمله آمریکاییان تهیه کرده بود و کارگران جنسی (دولتی) کوبایی در این هتل ها روزگار میگذرانند.
یک استاد در دانشگاه هاوانا که دو دختر داشت در آن سال ابراز ناراحتی و ناامیدی از آینده فرزندانش داشت و خیلی علاقهمند بود که آنها را به روسیه و یا آمریکا بفرستد تا از جو خفقان کوبا نجات پیدا کنند.
اتفاقا در یکی از روزهای اقامت در هاوانا عصر رفتیم در شهر گردشی کنیم.
از دور صدای موسیقی میآمد و رفته رفته نزدیکتر شدیم.
خوب که نزدیک شدیم یک تریلر ۱۶ متری بود که روی آن یک بلندگو به ارتفاع بیش از دو متر و سایر لوازم تقویت صوت برای پخش از این بلند گو گذاشته بودند. به نوبت یا از داخل کامبون
موسیقی پخش میشد و یا خوانندهها و نوازندههای بالای این تریلر مینواختند و مردم بینوا و لاغر اندام که بیشتر به افراد آفریقایی دارای سو تغذیه شبیه بودند، میرقصیدند و ده دقیقهای سرگرم بودند.
بعد تریلر میرفت به دسته دیگری در محله دیگری میپیوست.
بعد از آن خاموشی مردم بود.
واقعا مشخص بود که حکومت برای سرگرمی ساعاتی از آن روز مردم چنین کارناوالی راه انداخته و شاید برای جلوگیری از انفجار خشم مردم.
راننده تاکسی جوانی که وظیفه نقل و انتقال ما از فرودگاه و در شهر را داشت، پس از دریافت کرایه تقاضای پرداخت بیشتر داشت. به او گفتم مسیر فرودگاه تا هتل از ما ۲۵ دلار گرفتی، برگشت هم ۲۵ دلار، میشود پنجاه دلار دیگر چیزی کم نداری چون روزی چند سرویس رفت و برگشت داری.
گفت من هر دفع که به طرف فرودگاه و یا سرویس داخل شهر میروم در دفتر ثبت می شود و باید کل دریافتی را به دولتیها تحویل دهم.
از او سوال کردم درآمد ماهیانه اش چقدر است.
گفت شش دلار! باور نمی کردم.
گفت اگر در دست ما دلار ببینند بسیار عاقبت بدی دارد.
در آنجا سه نوع اسکناس رواج داشت.
اول اسکناسی که مخصوص همه شهروندان کوبایی بود.
دوم اسکناسی که اغلب در هتلها در مقابل دلار آمریکا و یا ارزهای دیگر به توریستها می دادند تا بتوانند در شهر خرید کنند.
سوم دلار و ارزهای خارجی که در هتلهای هاوانا از توریستها میگرفتند.
آن راننده تاکسی گفت شش دلار درآمد ما حدود ده درصدش به اسکناس نوع اول (که کمتر از یکصدم دلار ارزش داشت) به آنها پرداخت میشود و باقیمانده بصورت کوپن کالاهای مصرفی وغیره (که در این کلیپ مجانی اعلام می شود) به آنها پرداخت می شود.
از آن راننده تاکسی سوال کردم چقدر کاسترو را دوست داری؟
برافروخته جواب داد آرزوی مرگ او را دارم!
روز بعد به همکاران در دانشگاه هاوانا گفتم نگران نباش تا قبل از اینکه دختران شما دانشگاهی شوند وضع کوبا تغییر میکند و قصه راننده تاکسی را برایش تعریف کردم.
فقط خندید. مثل اینکه بهتر میدانست آن حکومت چه نقشههایی برای جانشینی دارد.
ودیگر ابداً دوست ندارم به کوبا سفر کنم!"
قسمت۱
چند وقت پیش، در یک گروه دانشگاهی یک دانشگاه کشورمان، شخصی کلیپی گذاشت که کمونیستهای وطنی در مورد کوبا تهیه کرده بودند، در مورد اینکه آنجا بیکاری وجود ندارد و همه تقریباً حقوقشان برابر است و چه قدر وضعیت پزشکی خوب است و چه قدر مردم شادند و چه قدر آمارهای خوبی دارند! یکی از اساتید ریاضی دانشگاه، در واکنش خاطرات خودش را از سفری به کوبا بیان کرد که در زیر میآید.
"من یکبار (سال ۱۳۸۴) برای یک کنفرانس به مدت دوازده روز در هاوانا بودم، و فلاکت و فقر مردم پایتخت را دیدم.سایر شهرهای دوردست قاعدتاً وضعشان بدتر است. در آنجا حزبیها (اعضای حزب کمونیست کوبا) بطور تقریبا رسمی درآمدی تا قریب صد برابر مردم عادی دارند. این افراد (حزبی) حدود پانصد هزار نفرند و امتیاز داشتن هتل و یا کرایه دادن منزلشان به توریستها، فروش سیگار برگ به خارجیان با دلار آمریکا و ... را دارند. اغلب آنها عکسی با چهگوارا و یا فیدل کاسترو به عنوان اثبات حزبی بودن در منزل و یا محل کارشان دارند.
درآمد ماهیانه یک فرد عادی حدود شش دلار آمریکا بود. اما محل اقامت من و همکاران از دانشگاه کنکوردیای کانادا متعلق به یکی از این حزبیها بود که خودش اعتراف کرد در ماه حدود ششصددلار درآمد دارد! البته از طرف حزب هم دریافتی داشت که مبلغ آن را اعلام نکرد، ولی مشخص بود که چون بیش از سایر مردم است اعلام نکرد.
افرادی که در این گونه کلیپها در حال نواختن موسیقیاند، در همه رستورانها و محل های شلوغ بودند و درآمدشان بعد از شش دلار، احتمالاً، از اعانه مشتریان بود و صاحب رستوران هیچ پرداختی به آنها نداشت. این موارد را من شخصاً پرسیدم.
ساحل زیبای هاوانا موج می زد از زنانی که برای ارباب بزرگ کار جنسی می کردند و اگر در ساحل تکان میخوردی دو سه نفرشان برای سرویس دادن به طرفت میآمدند. دیدن این وضع به حدی ناراحت کننده بود که به جز همان یک مرتبه در این دوازده روز دیگر به ساحل نرفتم.
کاسترو بعد از فروپاشی شوروی، محلهایی برای ایجاد هتل و خوشگذرانی خارجیان از جمله آمریکاییان تهیه کرده بود و کارگران جنسی (دولتی) کوبایی در این هتل ها روزگار میگذرانند.
یک استاد در دانشگاه هاوانا که دو دختر داشت در آن سال ابراز ناراحتی و ناامیدی از آینده فرزندانش داشت و خیلی علاقهمند بود که آنها را به روسیه و یا آمریکا بفرستد تا از جو خفقان کوبا نجات پیدا کنند.
اتفاقا در یکی از روزهای اقامت در هاوانا عصر رفتیم در شهر گردشی کنیم.
از دور صدای موسیقی میآمد و رفته رفته نزدیکتر شدیم.
خوب که نزدیک شدیم یک تریلر ۱۶ متری بود که روی آن یک بلندگو به ارتفاع بیش از دو متر و سایر لوازم تقویت صوت برای پخش از این بلند گو گذاشته بودند. به نوبت یا از داخل کامبون
موسیقی پخش میشد و یا خوانندهها و نوازندههای بالای این تریلر مینواختند و مردم بینوا و لاغر اندام که بیشتر به افراد آفریقایی دارای سو تغذیه شبیه بودند، میرقصیدند و ده دقیقهای سرگرم بودند.
بعد تریلر میرفت به دسته دیگری در محله دیگری میپیوست.
بعد از آن خاموشی مردم بود.
واقعا مشخص بود که حکومت برای سرگرمی ساعاتی از آن روز مردم چنین کارناوالی راه انداخته و شاید برای جلوگیری از انفجار خشم مردم.
راننده تاکسی جوانی که وظیفه نقل و انتقال ما از فرودگاه و در شهر را داشت، پس از دریافت کرایه تقاضای پرداخت بیشتر داشت. به او گفتم مسیر فرودگاه تا هتل از ما ۲۵ دلار گرفتی، برگشت هم ۲۵ دلار، میشود پنجاه دلار دیگر چیزی کم نداری چون روزی چند سرویس رفت و برگشت داری.
گفت من هر دفع که به طرف فرودگاه و یا سرویس داخل شهر میروم در دفتر ثبت می شود و باید کل دریافتی را به دولتیها تحویل دهم.
از او سوال کردم درآمد ماهیانه اش چقدر است.
گفت شش دلار! باور نمی کردم.
گفت اگر در دست ما دلار ببینند بسیار عاقبت بدی دارد.
در آنجا سه نوع اسکناس رواج داشت.
اول اسکناسی که مخصوص همه شهروندان کوبایی بود.
دوم اسکناسی که اغلب در هتلها در مقابل دلار آمریکا و یا ارزهای دیگر به توریستها می دادند تا بتوانند در شهر خرید کنند.
سوم دلار و ارزهای خارجی که در هتلهای هاوانا از توریستها میگرفتند.
آن راننده تاکسی گفت شش دلار درآمد ما حدود ده درصدش به اسکناس نوع اول (که کمتر از یکصدم دلار ارزش داشت) به آنها پرداخت میشود و باقیمانده بصورت کوپن کالاهای مصرفی وغیره (که در این کلیپ مجانی اعلام می شود) به آنها پرداخت می شود.
از آن راننده تاکسی سوال کردم چقدر کاسترو را دوست داری؟
برافروخته جواب داد آرزوی مرگ او را دارم!
روز بعد به همکاران در دانشگاه هاوانا گفتم نگران نباش تا قبل از اینکه دختران شما دانشگاهی شوند وضع کوبا تغییر میکند و قصه راننده تاکسی را برایش تعریف کردم.
فقط خندید. مثل اینکه بهتر میدانست آن حکومت چه نقشههایی برای جانشینی دارد.
ودیگر ابداً دوست ندارم به کوبا سفر کنم!"
🔘 ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟
🌐 https://twitter.com/ehsanmousavi4/status/1350819248524808192?s=19
☑️ @ehsanmnotes
🌐 https://twitter.com/ehsanmousavi4/status/1350819248524808192?s=19
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
Ehsan Mousavi
ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟ اصلا «ارزش ذاتی» چیه؟ مثلا طلا ارزش ذاتی داره؟ درواقع ارزش طلا هم ذهنیه و در معادلاتی در ذهن ما ارزشش تعیین میشه. حالا چون تقریبا همه آدمها طلا رو ارزشمند میدونن، اشتباه میکنیم که فکر میکنیم ارزش طلا…
Ehsan's Notes
🔘 ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟ 🌐 https://twitter.com/ehsanmousavi4/status/1350819248524808192?s=19 ☑️ @ehsanmnotes
🔘 ارزش، ذهنیه و تصور وجود ارزش ذاتی، یک خطاست. اما چرا؟
🔷 اصلا «ارزش ذاتی» چیه؟ مثلا طلا ارزش ذاتی داره؟ درواقع ارزش طلا هم ذهنیه و در معادلاتی در ذهن ما ارزشش تعیین میشه. حالا چون تقریبا همه آدمها طلا رو ارزشمند میدونن، اشتباه میکنیم که فکر میکنیم ارزش طلا ذاتیه.
🔶 اگر چیزی کشف بشه که بنظر عدهای بسیار زیباتر از طلا باشه، شاید طلا کمی ارزشش رو در ذهن بعضیا ازدست بده. همچنین اینکه عده زیادی اونو بعنوان یک کالای باارزش پذیرفتهاند، خودش باعث میشه درنظر عده دیگری کالای باارزشی بشه چرا که قابل معامله است و این در معادلات در ذهن ما اثر گذاشته.
🔷 وقتی میگیم ارزش ذهنیه، عوامل متعددی برروی این ارزشگذاری ما اثر میذارن. مثلا، مطلوبیتی که استفاده از اون کالا برای ما ایجاد میکنه، میزان وقتی که برای ساخت اون کالا گذاشتیم، وضعیتی که در گذشته دچارش بودیم، وضعیتی که امروز درگیرش هستیم و پیشبینی ما از آینده و... .
🔶 در مورد هر چیزی و در هر موقعیتی، وزن اینها تغییر میکنن و ارزشگذاری ها رو میتونن دچار دگرگونی کنن که درنتیجه ارزشهای نسبی چیزها در ذهن ما رو تغییر میدن.
اینها روی عرضه و تقاضا اثر میذارن و قیمتهای بازاری رو هم میتونن دچار تغییر کنن.
☑️ @ehsanmnotes
🔷 اصلا «ارزش ذاتی» چیه؟ مثلا طلا ارزش ذاتی داره؟ درواقع ارزش طلا هم ذهنیه و در معادلاتی در ذهن ما ارزشش تعیین میشه. حالا چون تقریبا همه آدمها طلا رو ارزشمند میدونن، اشتباه میکنیم که فکر میکنیم ارزش طلا ذاتیه.
🔶 اگر چیزی کشف بشه که بنظر عدهای بسیار زیباتر از طلا باشه، شاید طلا کمی ارزشش رو در ذهن بعضیا ازدست بده. همچنین اینکه عده زیادی اونو بعنوان یک کالای باارزش پذیرفتهاند، خودش باعث میشه درنظر عده دیگری کالای باارزشی بشه چرا که قابل معامله است و این در معادلات در ذهن ما اثر گذاشته.
🔷 وقتی میگیم ارزش ذهنیه، عوامل متعددی برروی این ارزشگذاری ما اثر میذارن. مثلا، مطلوبیتی که استفاده از اون کالا برای ما ایجاد میکنه، میزان وقتی که برای ساخت اون کالا گذاشتیم، وضعیتی که در گذشته دچارش بودیم، وضعیتی که امروز درگیرش هستیم و پیشبینی ما از آینده و... .
🔶 در مورد هر چیزی و در هر موقعیتی، وزن اینها تغییر میکنن و ارزشگذاری ها رو میتونن دچار دگرگونی کنن که درنتیجه ارزشهای نسبی چیزها در ذهن ما رو تغییر میدن.
اینها روی عرضه و تقاضا اثر میذارن و قیمتهای بازاری رو هم میتونن دچار تغییر کنن.
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from بخشی از حقیقت نزد دیگری است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☑️ کارگران هفتتپه چقدر حقوق میگیرند؟
این ویدیوی دو دقیقهای را ببینید.
کارگران، مدیران، کارشناسان و اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران به این سوال پاسخ دادهاند.
🔹 بخشی از حقیقت نزد دیگری است...
https://t.me/Bahaqiqat
این ویدیوی دو دقیقهای را ببینید.
کارگران، مدیران، کارشناسان و اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران به این سوال پاسخ دادهاند.
🔹 بخشی از حقیقت نزد دیگری است...
https://t.me/Bahaqiqat
Forwarded from sujet
رمزارزها_در_نظریۀ_پول_و_اعتبار؛_یک_رویکرد_اتریشی.pdf
325 KB
رمزارزها در نظریۀ پول و اعتبار؛ یک رویکرد اتریشی.pdf