این روزها تلاش میشود تا تورم با کمک سرکوب قیمتها و وضع مالیات کنترل شود.
قبلا در اکونوت، یادداشتهایی درباره چیستی تورم منتشر کردم که در آن توضیح داده شده چرا این راهحلها هیچ کمکی نمیکنند و حتی آثاری مخرب دارند؟ و همچنین درباره راهحل صحیح مبارزه با تورم هم گفته شده
قبلا در اکونوت، یادداشتهایی درباره چیستی تورم منتشر کردم که در آن توضیح داده شده چرا این راهحلها هیچ کمکی نمیکنند و حتی آثاری مخرب دارند؟ و همچنین درباره راهحل صحیح مبارزه با تورم هم گفته شده
Forwarded from Ehsan's Notes
🔹 چهار یادداشت از هنری هازلیت، درباره مفهوم «تورم»، علت بوجود آمدنش، روشهای غلطی که برخی دولتها برای درمانش اجرا میکنند و روش درمان واقعی آن در اکونوت ترجمه و منتشر کردم که میتونید آنها را بخوانید :
🌐 econote.ir
☑️ @ehsanmnotes
🌐 econote.ir
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from سوژه (Amir Djawadi)
پایگاه الکترونیکی "پژوهشگاه مالکیّت و بازار" را میتوانید از طریق زیر دنبال کنید.
و این مطلب با عنوان "سفسطهی بخش عمومی"
T.me/IIFOM_CO
تارنما:
https://iifom.com
اینستاگرام:
https://instagram.com/iifom.co
فیسبوک:
https://facebook.com/IIFOM.CO
⚠️پژوهشگاه مالکیّت و بازار (ایفام) فاقد حساب کاربری در شبکهی اجتماعی توئیتر است⚠️
و این مطلب با عنوان "سفسطهی بخش عمومی"
T.me/IIFOM_CO
تارنما:
https://iifom.com
اینستاگرام:
https://instagram.com/iifom.co
فیسبوک:
https://facebook.com/IIFOM.CO
⚠️پژوهشگاه مالکیّت و بازار (ایفام) فاقد حساب کاربری در شبکهی اجتماعی توئیتر است⚠️
Telegram
پژوهشگاه مالکیّت و بازار
⚜️مکتب اطریشی اقتصاد⚜️
Austrian School Of Economics
تارنما:
https://iifom.com
اینستاگرام:
https://instagram.com/iifom.co
فیسبوک:
https://facebook.com/IIFOM
ایکس:
https://x.com/IIFOM_CO
تماس با ما:
contact@iifom.com
Austrian School Of Economics
تارنما:
https://iifom.com
اینستاگرام:
https://instagram.com/iifom.co
فیسبوک:
https://facebook.com/IIFOM
ایکس:
https://x.com/IIFOM_CO
تماس با ما:
contact@iifom.com
Forwarded from Ehsan's Notes
📄 چرا ۲۸ مرداد "کودتا" نیست؟
✍️ دکتر محسن برهانی، استادیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران
🔘 "اساسا به کارگیری واژه کودتا درخصوص واقعه ۲۸ مرداد اشتباهی حقوقی است و کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده و آن چه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات مبتنی بر قانون اساسی مشروطه بوده است.
🔘 اول، کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنابر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مؤلفه مهم مورد نیاز است؛
نیروی نظامی و غیرقانونی بودن استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمی توان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی کرد. به عنوان مثال، دکتر ابوالحسن بنی صدر در نوشته ها و گفته های خود ادعا دارد که بر اثر یک کودتا در خردادماه ۱۳۶۰ از ریاست جمهوری خلع شده است و دولت های بعد از او مشروع نیستند. با توجه به مقدمه اول باطل بودن ادعای ایشان به راحتی قابل فهم است؛ چرا که خلع ایشان توسط مجلس شورای اسلامی و در مکانيزمی قانونی صورت گرفته بود و استعمال واژه کودتا در این مورد استعمالی دقیقا غلط است.
🔘 دوم، برای فهم حقیقت یا غیرواقعی بودن کودتا باید بررسی کرد که آیا بر اساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای دولت در برخورد با دکتر مصدق کودتا بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخست وزیر از اختیارات شاه محسوب می شد. به مرور عرف و رویه، یک قید به این اختیار وارد شد و پیش شرط این اختیار«رأی تمایل مجلس» در نظر گرفته شد. بنابراین شاه شخصی را به نخست وزیری منصوب نمی کرد، آن کسی که مجلس به وی به عنوان نخست وزیر رأی تمایل داده بود. این قید منوط به وجود مجلس بود. اما اگر مجلس به هر علتی وجود نداشت، اختیار شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس اعمال می شد. کما این که در فاصله سال های ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، شاه وقت مستقیما به نصب نخست وزیر اقدام کرد و این اختیار، اختیاری قانونی و پذیرفته شده بود.
🔘 سوم، مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد شد؛ چرا که دولت دکتر مصدق با تصویب نامه هیئت دولت در اردیبهشت ۱۳۳۱ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف و از انتخاب شدن ۵۶ نماینده به هر دلیلی و توجیه و بهانه ای) در این حوزه ها جلوگیری کرد. با استعفای یک نماینده دیگر، عملا مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده به تقنین بپردازد، با ۷۹ نماینده به کار خود ادامه داد که در میان این ۷۹ نماینده اکثریت از طرفداران دکتر مصدق بودند که این اکثریت ۵۲ نفری در روزهای آخرتیرماه ۱۳۳۲ از نمایندگی مجلس استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس تسهیل شود. به هر دلیلی با هر توجیهی دکتر مصدق در بیست ودوم تیرماه ۱۳۳۲ زمان بندی خود را برای برگزاری انتخابات در دوازدهم مرداد در تهران و در نوزدهم مرداد در شهرستان ها اعلام کرد. این تصمیم با مخالفت برخی باران دکتر مصدق و مخالفت آیت الله کاشانی و اقلیت هم رأی با ایشان در مجلس همراه شد. انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات روز بیست و دوم مرداد ۱۳۳۲ از رادیو ایران پخش شد. با انحلال مجلس دیگر دست پهلوی دوم جهت عزل مصدق با منع قانونی مواجه نبود.
🔘 دستور محمدرضا پهلوی در ۲۳ مرداد ابلاغ شد و در ۲۴ مرداد به دکتر مصدق به وسيله سرهنگ نصیری اعلام شد. جالب آن که در برابر این دستور عزل، دکتر مصدق رسیدی را تحویل می دهد که در آن این گونه می نویسد:«ساعت یک بعد از نصف شب بیست وپنجم مرداد ۱۳۳۲ دست خط مبارک به این جانب رسید؛ دکتر محمد مصدق». اتفاقا دکتر مصدق در جلسات دادگاه بر این نکته تأکید می کند که دست خط رسید و وی در برابر دستور عزل تمکین کرده. بنابراین دیگر ایشان بعد از ۲۵ مرداد هیچ منصب قانونی در کشور دارا نبود تا علیه آن کسی کودتا یا وی را از شغلی با قدرت نظامی برکنار کند. نگارنده با اتفاقات بعدی این داستان کاری ندارد که چرا دولت در صبح روز ۲۵ مرداد اصرار کرد، نصیری درصدد کودتا بوده است؟ چرا بعد از تمکین به دستور شاه و بدون داشتن سمتی قانونی این اتهام زده شد؟ و جالب آن که متهم کودتا نصیری معرفی می شود و نه شخص دیگری! دکتر مصدق خود نسبت به دستور محمدرضا پهلوی تمکین کرد و اعتراضی نکرد و به طرفداران خود اطلاع نداد که فرمان عزل صادر شده و وی آن را پذیرفته و یا هیئت وزیران را از این مهم مطلع نکرد؛ چرا؟"
☑️ @ehsanmnotes
✍️ دکتر محسن برهانی، استادیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران
🔘 "اساسا به کارگیری واژه کودتا درخصوص واقعه ۲۸ مرداد اشتباهی حقوقی است و کودتایی در این روز تحقق پیدا نکرده و آن چه در این روز واقع شده، اعمال اختیارات مبتنی بر قانون اساسی مشروطه بوده است.
🔘 اول، کودتا در عرف علوم سیاسی به معنای به دست آوردن قدرت به صورت غیرقانونی از طریق قوای نظامی است. بنابر این تعریف، جهت تحقق کودتا در یک کشور دو مؤلفه مهم مورد نیاز است؛
نیروی نظامی و غیرقانونی بودن استفاده از نیروی نظامی. اگر یکی از این دو رکن متزلزل باشد، نمی توان اقدام انجام گرفته را کودتا تلقی کرد. به عنوان مثال، دکتر ابوالحسن بنی صدر در نوشته ها و گفته های خود ادعا دارد که بر اثر یک کودتا در خردادماه ۱۳۶۰ از ریاست جمهوری خلع شده است و دولت های بعد از او مشروع نیستند. با توجه به مقدمه اول باطل بودن ادعای ایشان به راحتی قابل فهم است؛ چرا که خلع ایشان توسط مجلس شورای اسلامی و در مکانيزمی قانونی صورت گرفته بود و استعمال واژه کودتا در این مورد استعمالی دقیقا غلط است.
🔘 دوم، برای فهم حقیقت یا غیرواقعی بودن کودتا باید بررسی کرد که آیا بر اساس قانون اساسی مشروطه، رفتارهای دولت در برخورد با دکتر مصدق کودتا بوده است یا خیر؟ در قانون اساسی مشروطه، عزل و نصب نخست وزیر از اختیارات شاه محسوب می شد. به مرور عرف و رویه، یک قید به این اختیار وارد شد و پیش شرط این اختیار«رأی تمایل مجلس» در نظر گرفته شد. بنابراین شاه شخصی را به نخست وزیری منصوب نمی کرد، آن کسی که مجلس به وی به عنوان نخست وزیر رأی تمایل داده بود. این قید منوط به وجود مجلس بود. اما اگر مجلس به هر علتی وجود نداشت، اختیار شاه بدون نیاز به رأی تمایل مجلس اعمال می شد. کما این که در فاصله سال های ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۹ که سه دوره در ایران مجلس وجود نداشت، شاه وقت مستقیما به نصب نخست وزیر اقدام کرد و این اختیار، اختیاری قانونی و پذیرفته شده بود.
🔘 سوم، مجلس دوره هفدهم از ابتدا ناقص متولد شد؛ چرا که دولت دکتر مصدق با تصویب نامه هیئت دولت در اردیبهشت ۱۳۳۱ برگزاری انتخابات را در ۳۳ حوزه متوقف و از انتخاب شدن ۵۶ نماینده به هر دلیلی و توجیه و بهانه ای) در این حوزه ها جلوگیری کرد. با استعفای یک نماینده دیگر، عملا مجلسی که قرار بود با ۱۳۶ نماینده به تقنین بپردازد، با ۷۹ نماینده به کار خود ادامه داد که در میان این ۷۹ نماینده اکثریت از طرفداران دکتر مصدق بودند که این اکثریت ۵۲ نفری در روزهای آخرتیرماه ۱۳۳۲ از نمایندگی مجلس استعفا دادند تا مسیر برگزاری رفراندوم انحلال مجلس تسهیل شود. به هر دلیلی با هر توجیهی دکتر مصدق در بیست ودوم تیرماه ۱۳۳۲ زمان بندی خود را برای برگزاری انتخابات در دوازدهم مرداد در تهران و در نوزدهم مرداد در شهرستان ها اعلام کرد. این تصمیم با مخالفت برخی باران دکتر مصدق و مخالفت آیت الله کاشانی و اقلیت هم رأی با ایشان در مجلس همراه شد. انتخابات برگزار شد و نتیجه انتخابات روز بیست و دوم مرداد ۱۳۳۲ از رادیو ایران پخش شد. با انحلال مجلس دیگر دست پهلوی دوم جهت عزل مصدق با منع قانونی مواجه نبود.
🔘 دستور محمدرضا پهلوی در ۲۳ مرداد ابلاغ شد و در ۲۴ مرداد به دکتر مصدق به وسيله سرهنگ نصیری اعلام شد. جالب آن که در برابر این دستور عزل، دکتر مصدق رسیدی را تحویل می دهد که در آن این گونه می نویسد:«ساعت یک بعد از نصف شب بیست وپنجم مرداد ۱۳۳۲ دست خط مبارک به این جانب رسید؛ دکتر محمد مصدق». اتفاقا دکتر مصدق در جلسات دادگاه بر این نکته تأکید می کند که دست خط رسید و وی در برابر دستور عزل تمکین کرده. بنابراین دیگر ایشان بعد از ۲۵ مرداد هیچ منصب قانونی در کشور دارا نبود تا علیه آن کسی کودتا یا وی را از شغلی با قدرت نظامی برکنار کند. نگارنده با اتفاقات بعدی این داستان کاری ندارد که چرا دولت در صبح روز ۲۵ مرداد اصرار کرد، نصیری درصدد کودتا بوده است؟ چرا بعد از تمکین به دستور شاه و بدون داشتن سمتی قانونی این اتهام زده شد؟ و جالب آن که متهم کودتا نصیری معرفی می شود و نه شخص دیگری! دکتر مصدق خود نسبت به دستور محمدرضا پهلوی تمکین کرد و اعتراضی نکرد و به طرفداران خود اطلاع نداد که فرمان عزل صادر شده و وی آن را پذیرفته و یا هیئت وزیران را از این مهم مطلع نکرد؛ چرا؟"
☑️ @ehsanmnotes
🔘 گفتگوی «اندیشه پویا» با حسامالدین آشنا ( مشاور رئیس جمهور ):
🔹 میتوانید در شماره آخر این مجله ( شماره 68 ) آنرا بخوانید و یا از طریق کانال آقای آشنا :
🌐 https://t.me/hesmashena/3452
☑️ @ehsanmnotes
🔹 میتوانید در شماره آخر این مجله ( شماره 68 ) آنرا بخوانید و یا از طریق کانال آقای آشنا :
🌐 https://t.me/hesmashena/3452
☑️ @ehsanmnotes
Telegram
حسام الدین آشنا
گفتوگو با دکتر حسامالدین آشنا
ماهنامه اندیشهپویا . شماره 68
آقای آشنا، تشکر میکنیم که حضور در این گفتوگو را پذیرفتید. این روزها کمتر دولتمردی با توجه به شرایط جاری حاضر میشود خود را در معرض پرسش قرار دهد و همکاران شما در دولت معمولا از گفتوگو پرهیز…
ماهنامه اندیشهپویا . شماره 68
آقای آشنا، تشکر میکنیم که حضور در این گفتوگو را پذیرفتید. این روزها کمتر دولتمردی با توجه به شرایط جاری حاضر میشود خود را در معرض پرسش قرار دهد و همکاران شما در دولت معمولا از گفتوگو پرهیز…
Forwarded from پژوهشکده اقتصاد اتریشی
فون هایک
تفاوت قانون با قانونگذاری
«نهادها نتیجهٔ کنش انسانها هستند نه محصول طراحی انسانی» یک مثال خوب زبان است که هیچ شخص یا شورایی آن را طراحی و اختراع نکرده است هر زبانی در طول نسلها به شکل خاصی از لغات و گرامر تکامل می یابد و نتیجهٔ تلاشهای افراد بیشماری در انتقال معانی به دیگران است. اگر جانسون در فرهنگ لغت معروفش کلمه "صندلی" را به معنی "کشتن با خونسردی" نوشته بود مردم ناگهان شروع به استفاده از کلمه "صندلی" به عنوان مترادف "قتل" نمیکردند بلکه تنها اعتمادشان را به لغتنامه دکتر جانسون از دست میدادند آنچه در مورد زبان صدق میکند برای قانون هم صادق است. اغلب قوانینی که ادارهکننده تعاملات میان انسانهاست، توسط تعدادی قانوننویس ماهر طراحی و اختراع نشده است، بلکه قوانین بدون طراحی مرکزی پدید آمده و تکامل یافته اند بطور مثال قانون ممنوعیت قتل و دزدی در هیچ جامعه ای محصول تصمیم رهبران جامعه نیست. مردم قتل را تحمل نمیکنند حتی اگر دولتی رسمی وجود نداشته باشد تا علیه قتل قانونگذاری کند. قوانین طبیعی ممکن است ریشه ژنتیک داشته باشند (والدین برای حفاظت از فرزندانشان هرکاری میکنند و قتل آنها را تحمل نمیکنندباشیمریشه عرفی...تصور کنید که شما و رانندگان دیگری، در جستجوی فضایی برای پارک کردن در یک پارکینگ شلوغ هستید. سرانجام ماشینی را مشاهده میکنید که در حال بیرون آمدن از پارک است. شما در فاصله چند متری از آن مکان توقف کرده و چراغ راهنمای اتومبیل خود را در جهت آن روشن میکنید. وقتی رانندهای دیگر که او هم در پی پارک کردن است، اتومبیل شما را در این حالت ببیند، فورا میفهمد که شما زودتر از او خواستار توقف در آن فضا شده اید لذا از آنجا رد شده و به جستجو برای یافتن فضایی دیگر ادامه خواهد داد؛ در واقع هر دوی شما تابع قانونی نانوشته هستید که بصورت خودجوش پدید آمده مثال جالبتر قانون تجارت است هزاران سال پیش هنگامی که تجارت در منطقه مدیترانه بهسرعت شروع به گسترش کرد، بهطور طبیعی جدل در بین تاجران نیز افزایش یافت. با این حال، هیچ قدرت فرمانروایی واحدی وجود نداشت و هرکدام از تاجران از یک منطقه و دولت متفاوت بودند. با وجود این، سیستمی پیچیده و متحد از قانون پدیدار شد تا مجادلات بازرگانی را حل کند. دو ویژگی مهم قانون تجارت از این قرارند: اول این که این قانون به صورت خودجوش از اعمال تاجران تکامل پیدا کرد نه اینکه توسط یک پادشاه یا پارلمان طراحی و اعمال شود. تجربه و عرف عادی در تجارت، توسط تاجران، فراگیر و پذیرفته شد و این عرف عادی، انتظاراتی را در همه تاجران در مورد اینکه خودشان و همکارانشان در شرایط مختلف چگونه عمل خواهند کرد، ایجاد کرد. تاجران خودشان دادگاههایی را برای حل و فصل تعارضات تاسیس نمودند. این دادگاهها عموما مطابق با تجارب و عرف ثابت و استقرار یافته حکم صادر میکردند همانطور که لغتنامه نویسان، در جستجوی معانی مقبول و استقرار یافته در بین عموم برای کلمات هستند و از خود چیزی ابداع نمیکنند، دادگاههای قانون تجارت نیز برای اعلام احکام قانونی به عرف تجاری پذیرفته شده در بین عموم نگاه میکردند. این قوانین توسط تعاملات انسانی مرتبا بهبود یافته و اصلاح میشود. ویژگی دوم اینکه اگرچه هیچ دولتی وجود نداشت تا قانون تجارت را به صورت اجباری به اجرا درآورد، اما این قانون به صورت عمومی اطاعت میشد. تخلف کردن از قانون تجارت و احکام دادگاهها، خسارت شدیدی به شهرت حرفهای تاجران وارد میکرد و با ریسک زیادی همراه بود و سبب از دست رفتن فرصتهای آتی برای اخذ وام و تجارت با دیگران میشدقوانینی که توسط دولتها ابداع میشوند "قانونگذاری" هستند و از آنها پیروی میکنیم چون در غیر اینصورت دولت ما را جریمه، زندانی یا اعدام میکند. اما تنها قانونگذاری لزوما به ارادهٔ قانونگذار جبر قانونی و اعتبار نمیبخشد. برای مثال، بر اساس قانون کیفری ماساچوست، داشتن رابطه جنسی بین دو بزرگسال که با هم ازدواج نکردهاند خلاف قانون است با وجود این، داشتن این نوع رابطه در ماساچوست در واقع غیر قانونی و خلاف تلقی نمیشود. هیچ افسر پلیس یا دادگاهی متخلفان از این قانون را بازداشت نمیکند در غیر اینصورت با خشم عمومی مواجه شده و در واقع اوست که قانون شکن شناخته خواهد شد!احکام و قوانین سودمند برای جامعه، اغلب مستقل از دولت پدید آمده و اجرا میشوند. اینکه قانون لزوما حاصل طراحی عمدی دارندگان قدرت حاکمیت است، افسانهای بیش نیست. ضمنا جدا از استحقاق یا عدم استحقاق دولت در به کار بردن وسیع قانونگذاری، احترامی که بطور طبیعی برای قانون قائلیم بی تردید نباید به قانونگذاری تعمیم داده شود. یک دولت فاسد، قانونگذاریهای مخربی خواهد کرد. ما نباید چنین دستورات دولتی را با قانون اشتباه بگیریم و برایشان احترام قائل باشیم.
@austrianschool
تفاوت قانون با قانونگذاری
«نهادها نتیجهٔ کنش انسانها هستند نه محصول طراحی انسانی» یک مثال خوب زبان است که هیچ شخص یا شورایی آن را طراحی و اختراع نکرده است هر زبانی در طول نسلها به شکل خاصی از لغات و گرامر تکامل می یابد و نتیجهٔ تلاشهای افراد بیشماری در انتقال معانی به دیگران است. اگر جانسون در فرهنگ لغت معروفش کلمه "صندلی" را به معنی "کشتن با خونسردی" نوشته بود مردم ناگهان شروع به استفاده از کلمه "صندلی" به عنوان مترادف "قتل" نمیکردند بلکه تنها اعتمادشان را به لغتنامه دکتر جانسون از دست میدادند آنچه در مورد زبان صدق میکند برای قانون هم صادق است. اغلب قوانینی که ادارهکننده تعاملات میان انسانهاست، توسط تعدادی قانوننویس ماهر طراحی و اختراع نشده است، بلکه قوانین بدون طراحی مرکزی پدید آمده و تکامل یافته اند بطور مثال قانون ممنوعیت قتل و دزدی در هیچ جامعه ای محصول تصمیم رهبران جامعه نیست. مردم قتل را تحمل نمیکنند حتی اگر دولتی رسمی وجود نداشته باشد تا علیه قتل قانونگذاری کند. قوانین طبیعی ممکن است ریشه ژنتیک داشته باشند (والدین برای حفاظت از فرزندانشان هرکاری میکنند و قتل آنها را تحمل نمیکنندباشیمریشه عرفی...تصور کنید که شما و رانندگان دیگری، در جستجوی فضایی برای پارک کردن در یک پارکینگ شلوغ هستید. سرانجام ماشینی را مشاهده میکنید که در حال بیرون آمدن از پارک است. شما در فاصله چند متری از آن مکان توقف کرده و چراغ راهنمای اتومبیل خود را در جهت آن روشن میکنید. وقتی رانندهای دیگر که او هم در پی پارک کردن است، اتومبیل شما را در این حالت ببیند، فورا میفهمد که شما زودتر از او خواستار توقف در آن فضا شده اید لذا از آنجا رد شده و به جستجو برای یافتن فضایی دیگر ادامه خواهد داد؛ در واقع هر دوی شما تابع قانونی نانوشته هستید که بصورت خودجوش پدید آمده مثال جالبتر قانون تجارت است هزاران سال پیش هنگامی که تجارت در منطقه مدیترانه بهسرعت شروع به گسترش کرد، بهطور طبیعی جدل در بین تاجران نیز افزایش یافت. با این حال، هیچ قدرت فرمانروایی واحدی وجود نداشت و هرکدام از تاجران از یک منطقه و دولت متفاوت بودند. با وجود این، سیستمی پیچیده و متحد از قانون پدیدار شد تا مجادلات بازرگانی را حل کند. دو ویژگی مهم قانون تجارت از این قرارند: اول این که این قانون به صورت خودجوش از اعمال تاجران تکامل پیدا کرد نه اینکه توسط یک پادشاه یا پارلمان طراحی و اعمال شود. تجربه و عرف عادی در تجارت، توسط تاجران، فراگیر و پذیرفته شد و این عرف عادی، انتظاراتی را در همه تاجران در مورد اینکه خودشان و همکارانشان در شرایط مختلف چگونه عمل خواهند کرد، ایجاد کرد. تاجران خودشان دادگاههایی را برای حل و فصل تعارضات تاسیس نمودند. این دادگاهها عموما مطابق با تجارب و عرف ثابت و استقرار یافته حکم صادر میکردند همانطور که لغتنامه نویسان، در جستجوی معانی مقبول و استقرار یافته در بین عموم برای کلمات هستند و از خود چیزی ابداع نمیکنند، دادگاههای قانون تجارت نیز برای اعلام احکام قانونی به عرف تجاری پذیرفته شده در بین عموم نگاه میکردند. این قوانین توسط تعاملات انسانی مرتبا بهبود یافته و اصلاح میشود. ویژگی دوم اینکه اگرچه هیچ دولتی وجود نداشت تا قانون تجارت را به صورت اجباری به اجرا درآورد، اما این قانون به صورت عمومی اطاعت میشد. تخلف کردن از قانون تجارت و احکام دادگاهها، خسارت شدیدی به شهرت حرفهای تاجران وارد میکرد و با ریسک زیادی همراه بود و سبب از دست رفتن فرصتهای آتی برای اخذ وام و تجارت با دیگران میشدقوانینی که توسط دولتها ابداع میشوند "قانونگذاری" هستند و از آنها پیروی میکنیم چون در غیر اینصورت دولت ما را جریمه، زندانی یا اعدام میکند. اما تنها قانونگذاری لزوما به ارادهٔ قانونگذار جبر قانونی و اعتبار نمیبخشد. برای مثال، بر اساس قانون کیفری ماساچوست، داشتن رابطه جنسی بین دو بزرگسال که با هم ازدواج نکردهاند خلاف قانون است با وجود این، داشتن این نوع رابطه در ماساچوست در واقع غیر قانونی و خلاف تلقی نمیشود. هیچ افسر پلیس یا دادگاهی متخلفان از این قانون را بازداشت نمیکند در غیر اینصورت با خشم عمومی مواجه شده و در واقع اوست که قانون شکن شناخته خواهد شد!احکام و قوانین سودمند برای جامعه، اغلب مستقل از دولت پدید آمده و اجرا میشوند. اینکه قانون لزوما حاصل طراحی عمدی دارندگان قدرت حاکمیت است، افسانهای بیش نیست. ضمنا جدا از استحقاق یا عدم استحقاق دولت در به کار بردن وسیع قانونگذاری، احترامی که بطور طبیعی برای قانون قائلیم بی تردید نباید به قانونگذاری تعمیم داده شود. یک دولت فاسد، قانونگذاریهای مخربی خواهد کرد. ما نباید چنین دستورات دولتی را با قانون اشتباه بگیریم و برایشان احترام قائل باشیم.
@austrianschool
🔶 این رشته توییت بنظرم خواندنیست... درباره ضرورت تغییر پارادایم اقتصاد، پیشبینیهای میزس در رابطه با اقتصاد و فرایندی که بواسطه پول خصوصی شروع شده.
🔘 امروز دیگه پول خصوصی و رقابتی یک انتخاب نیست. این فرایندیست که شروع شده و این تغییر پارادایم رو هرچه زودتر باید بفهمیم و در تئوریهای نادرست جریان متعارف اقتصاد بازنگری کنیم.
👤 امیر جوادی
🌐 https://twitter.com/AmirDjawadi/status/1299110335392161797?s=19
☑️ @ehsanmnotes
🔘 امروز دیگه پول خصوصی و رقابتی یک انتخاب نیست. این فرایندیست که شروع شده و این تغییر پارادایم رو هرچه زودتر باید بفهمیم و در تئوریهای نادرست جریان متعارف اقتصاد بازنگری کنیم.
👤 امیر جوادی
🌐 https://twitter.com/AmirDjawadi/status/1299110335392161797?s=19
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
Amir Djawadi
#رشتو سخنرانی پاول رو احتمالا در جریان هستین. قبلاً هم این نتیجهگیری تئوریک از مباحث اقتصاد پول و اعتبار اتریشی(بهزعم خودم) رو با شما به اشتراک گذاشته بودم که: #هایک #پول_خصوصی #بیت_کوین #بیتکوین #ریپل #اتریوم #پولطلا #فینتک
🔹 بالاخره فرصتی پیدا کردم تا دستی به روی اکونوت بکشم و یادداشت هایی رو تکمیل کنم.
🔘 به بهانه ماجرای سیاتل آمریکا، به ترجمه یادداشتی پرداختم که سه دیدگاه درباره مالکیت دارایی های عمومی رو بررسی میکنه. در اینجا میتونید بخونید :
🔺 چازِ سیاتل: وطن قانونی یا متجاوزان غیرقانونی
🌐 http://econote.ir/posts/chaz/
☑️ @ehsanmnotes
🔘 به بهانه ماجرای سیاتل آمریکا، به ترجمه یادداشتی پرداختم که سه دیدگاه درباره مالکیت دارایی های عمومی رو بررسی میکنه. در اینجا میتونید بخونید :
🔺 چازِ سیاتل: وطن قانونی یا متجاوزان غیرقانونی
🌐 http://econote.ir/posts/chaz/
☑️ @ehsanmnotes
🔘 مقررات راهبران کیف الکترونیک پول توسط شورای پول و اعتبار تصویب شد.
برای خواندن متن کامل مصوبه، میتونید از سایت آپلا آنرا دریافت کنید :
🌐 uplaw.ir
☑️ @ehsanmnotes
برای خواندن متن کامل مصوبه، میتونید از سایت آپلا آنرا دریافت کنید :
🌐 uplaw.ir
☑️ @ehsanmnotes
☑️ قانون حداقل دستمزد و آثار اقتصادی آن به زبان ساده – قسمت اول
🔘 سری دوم از سلسله یادداشتهای اقتصاد به زبان ساده، درباره آثار قانون حداقل دستمزد است و به بررسی نتایج این سیاست در اقتصاد و وضعیت زندگی شاغلین میپردازد.
اولین قسمت از یادداشت «قانون حداقل دستمزد و آثار اقتصادی آن به زبان ساده» :
🌐 http://econote.ir/posts/minimum-wage1/
☑️ @ehsanmnotes
🔘 سری دوم از سلسله یادداشتهای اقتصاد به زبان ساده، درباره آثار قانون حداقل دستمزد است و به بررسی نتایج این سیاست در اقتصاد و وضعیت زندگی شاغلین میپردازد.
اولین قسمت از یادداشت «قانون حداقل دستمزد و آثار اقتصادی آن به زبان ساده» :
🌐 http://econote.ir/posts/minimum-wage1/
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from SYDB
سالنامه مهاجرتی ایران ۱۳۹۹.pdf
6.8 MB
Forwarded from SYDB
World-Payments-Report-2019.pdf
1.8 MB
Forwarded from ISPA مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران
♦️ میزان لزوم دخالت دولت در برخی از امور اقتصادی از دیدگاه شهروندان
🔷 یافته های نظرسنجی نشان می دهد اکثریت مردم، یعنی بیش از 80 درصد آنها معتقدند دولت باید در برخی از امور اقتصادی از جمله «نظارت بر قیمت کالاها» (87.2 درصد)، «نظارت بر دستمزد کارگران» (86.7 درصد) و «رونق کسب و کار» دخالت زیادی داشته باشد. 65.2 درصد از شهروندان گفتند «دولت برای عادلانه کردن درآمد از طریق توزیع یارانه» باید در حد زیادی دخالت کند. 31.2 درصد موافق مداخله زیاد دولت در «حساب های بانکی» و 32.8 درصد مخالف آن هستند.
🔷 نظرسنجی با جامعه آماری شهروندان بالای 18 سال کل کشور و تعداد نمونه 1590 در تاریخ 29 تیر تا 5 مرداد 1399 به شیوه مصاحبه تلفنی توسط ایسپا اجرا شده است.
📲با ما در ارتباط باشید
| اینستاگرام | توئیتر | سایت
📊 مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)
🆔 @ispa_polling
🔷 یافته های نظرسنجی نشان می دهد اکثریت مردم، یعنی بیش از 80 درصد آنها معتقدند دولت باید در برخی از امور اقتصادی از جمله «نظارت بر قیمت کالاها» (87.2 درصد)، «نظارت بر دستمزد کارگران» (86.7 درصد) و «رونق کسب و کار» دخالت زیادی داشته باشد. 65.2 درصد از شهروندان گفتند «دولت برای عادلانه کردن درآمد از طریق توزیع یارانه» باید در حد زیادی دخالت کند. 31.2 درصد موافق مداخله زیاد دولت در «حساب های بانکی» و 32.8 درصد مخالف آن هستند.
🔷 نظرسنجی با جامعه آماری شهروندان بالای 18 سال کل کشور و تعداد نمونه 1590 در تاریخ 29 تیر تا 5 مرداد 1399 به شیوه مصاحبه تلفنی توسط ایسپا اجرا شده است.
📲با ما در ارتباط باشید
| اینستاگرام | توئیتر | سایت
📊 مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)
🆔 @ispa_polling
ISPA مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران
♦️ میزان لزوم دخالت دولت در برخی از امور اقتصادی از دیدگاه شهروندان 🔷 یافته های نظرسنجی نشان می دهد اکثریت مردم، یعنی بیش از 80 درصد آنها معتقدند دولت باید در برخی از امور اقتصادی از جمله «نظارت بر قیمت کالاها» (87.2 درصد)، «نظارت بر دستمزد کارگران» (86.7…
🔘 چالش اقتصاد و سیاست؛
اقتصاددان، برنامهای به سیاستمدار ارائه میکند که عملا در تضاد با اهداف سیاسی سیاستمدار است. طبیعتا در اینصورت اقتصاددان راه به جایی نمیبرد.
سیاستمدار، زمین بازی سیاست را درنظر دارد، اهداف سیاسی خودش را میداند. اما اقتصاددان پیشنهادی میدهد که در تضاد با همه اهداف سیاستمدار است و یا بدتر، حتی اگر بر اهداف او منطبق هم باشند، اما در زمین بازی سیاست شدنی نیستند. ابزارها دردسترس نیستند، محدودیتهای سیاستمدار، پایگاه رای او و بسیاری موارد از موانع هستند.
حل کردن برخی چیزها به ظاهر سادهاند، اما در عمل دنیایی از مشکلات بر سر راه است.
#اقتصادسیاسی
☑️ @ehsanmnotes
اقتصاددان، برنامهای به سیاستمدار ارائه میکند که عملا در تضاد با اهداف سیاسی سیاستمدار است. طبیعتا در اینصورت اقتصاددان راه به جایی نمیبرد.
سیاستمدار، زمین بازی سیاست را درنظر دارد، اهداف سیاسی خودش را میداند. اما اقتصاددان پیشنهادی میدهد که در تضاد با همه اهداف سیاستمدار است و یا بدتر، حتی اگر بر اهداف او منطبق هم باشند، اما در زمین بازی سیاست شدنی نیستند. ابزارها دردسترس نیستند، محدودیتهای سیاستمدار، پایگاه رای او و بسیاری موارد از موانع هستند.
حل کردن برخی چیزها به ظاهر سادهاند، اما در عمل دنیایی از مشکلات بر سر راه است.
#اقتصادسیاسی
☑️ @ehsanmnotes
🔘 بالاخره چه محتوایی باید در مدارس آموزش داده شوند؟
🔹 یکی از دعواهای همیشگی در موضوع آموزش، محتوای آموزشه.
اینکه به بچه ها در چه سنینی چه چیزی آموزش داده شود.
موضوعی که ازش غافل میشیم در بحث پیرامون این موضوعات، اینه که توجه نداریم ارزش ذهنیست. ارزش چیزها برای افراد مختلف متفاوته
توجه نداریم ارزش یادگیری یک موضوع از نگاه یک نفر با فردی دیگر متفاوته.
🔸 آیا باید مسائل مذهبی آموزش داده شوند؟ اگر بله، چه مذهبی؟ مسلمان باشید میگویید اسلام، مسیحی باشید، میگویید مسیحیت و بماند که هر گروه مذهبی در داخل خود گروه های مختلف دارند.
اینکه کودک باید چه چیزی یاد بگیرد، چقدر از آنها را یاد بگیرد، بخش زیادیش مربوط است به ارزشها و اولویتهای ذهنی هرکدوم از ما
🔹 یکی برایش اهمیت دارد کودکی ریاضیدان تربیت کند، دیگری کودکی ورزشکار (منظورم میزان عمق آموزشهاست)
یکی علم را اولویت بر آموزههای دینی میداند و دیگری برعکس.
ارزشهای اخلاقی در ترازوی ذهن هرکس تفاوت های بزرگی با دیگری دارند و بنظرم تا زمانی که بدنبال آموزش دولتیِ همگانیِ اجباری باشیم، مدام درگیر خواهیم بود که بالاخره در مدارس دولتی چه تدریس شود.
آموزش خصوصی حق ماست. انتخاب اینکه چه چیز آموزش ببینیم و برای چه چیز حتی تره هم خرد نکنیم، حق ماست.
🔻 بنظرم باید آموزشهای غیر دولتی و خصوصی را پذیرفت. بگذاریم انسانها انتخاب کنند.
#آموزش_خصوصی
☑️ @ehsanmnotes
🔹 یکی از دعواهای همیشگی در موضوع آموزش، محتوای آموزشه.
اینکه به بچه ها در چه سنینی چه چیزی آموزش داده شود.
موضوعی که ازش غافل میشیم در بحث پیرامون این موضوعات، اینه که توجه نداریم ارزش ذهنیست. ارزش چیزها برای افراد مختلف متفاوته
توجه نداریم ارزش یادگیری یک موضوع از نگاه یک نفر با فردی دیگر متفاوته.
🔸 آیا باید مسائل مذهبی آموزش داده شوند؟ اگر بله، چه مذهبی؟ مسلمان باشید میگویید اسلام، مسیحی باشید، میگویید مسیحیت و بماند که هر گروه مذهبی در داخل خود گروه های مختلف دارند.
اینکه کودک باید چه چیزی یاد بگیرد، چقدر از آنها را یاد بگیرد، بخش زیادیش مربوط است به ارزشها و اولویتهای ذهنی هرکدوم از ما
🔹 یکی برایش اهمیت دارد کودکی ریاضیدان تربیت کند، دیگری کودکی ورزشکار (منظورم میزان عمق آموزشهاست)
یکی علم را اولویت بر آموزههای دینی میداند و دیگری برعکس.
ارزشهای اخلاقی در ترازوی ذهن هرکس تفاوت های بزرگی با دیگری دارند و بنظرم تا زمانی که بدنبال آموزش دولتیِ همگانیِ اجباری باشیم، مدام درگیر خواهیم بود که بالاخره در مدارس دولتی چه تدریس شود.
آموزش خصوصی حق ماست. انتخاب اینکه چه چیز آموزش ببینیم و برای چه چیز حتی تره هم خرد نکنیم، حق ماست.
🔻 بنظرم باید آموزشهای غیر دولتی و خصوصی را پذیرفت. بگذاریم انسانها انتخاب کنند.
#آموزش_خصوصی
☑️ @ehsanmnotes
🔘 آیا پیشنهاد کار دادن به کسی که مشغول در شرکتی هست، غیراخلاقی، غیرحرفهای و ناپسند است؟
🔺 دوستی در توییتر پرسید : «لینکدین یه گزینه داره، به اسم open for new opportunities، که هرکس بخواد بهش پیشنهاد کار بشه میزنه اونه. حالا، با این وجود، بازم میگید پیام دادن به کارمند یه شرکت دیگه حرفهایه؟ اگر کارمند دنبال آفر بهتره، چرا نزنه اونو؟»
https://twitter.com/1samira3/status/1305575875950317580
🔺 و سوال دیگر اینست : «آیا تبانی کردن کارفرماها برای پیشنهاد بهتر ندادن به افراد غیراخلاقی نیست؟»
🔹 نمیدونم! اما بنظرم بحث اخلاق رو پیش نکشیم، بنظرم اخلاق اونقدرا مطلق و ثابت نیس و خیلی بحث دربارش به جایی نمیرسه، چون پیشزمینههای ذهنی و نظری متفاوتی ما آدما باهم داریم.
آنچه که واقعا در بازار اتفاق میافته، متفاوت از این بحثهاست.
آنجا کنشهای انسانها خیلی بیشتر هزینه-فایدهطوره بنظرم.
همیشه این سوال مطرح میشه. آیا اگر به کارمند شرکت x پیشنهاد کاری بهتری بدم، برام مشکلی پیش میاد؟ ازنظر حقوقی، تجاری و اعتبار معمولا بررسیش میکنیم.
🔸 رابطه کارمند با شرکت، رابطه عاشق و معشوق نیست. هرچند حتی در آن رابطه هم، وفاداری و علاقه دوطرفه هست و اگر یکطرف به دیگری توجه نکند، رابطه به سردی میرود.
اما اینجا چیزهای دیگری هم مطرحاند. مث دستمزد، امتیازات و ... .
من به کارمندی که هردوماه یکبار شغلش را عوض کند اعتماد نمیکنم.
کارمندان هم آن سه موضوعی را که بالاتر گفتم بررسی میکنند. مدیران هم عرفها و مسائل خودشان را دارند. احتمال اینکه اگر من کارمند دیگری را جذب کنم سبب میشود تا با آن شرکت به مشکل بخورم، در جمع کارفرمایان اعتبارم به خطر بیوفتد.
🔹 و این چنین مواردی همیشه بررسی میشوند و ارزشها که ذهنیاند، نتیجه تحلیلهای هر فرد طبیعتا متفاوت از دیگریست. بنظرم فرایندهایی که در بازار رخ میدن پیچیدهتر از چند گزاره مطلق اخلاقیاند و سوال اینجاست، این اخلاقیات از کجا میاد؟
از ارزشهای ذهنی ما که در فرد به فرد آدمها متفاوت است و منافع افراد هم در آنها دخیلاند و عرفهای جامعه که الزاما در بین همه گروههای انسانها یکسان نیستند. بنظرم مهمتر از اینکه آیا رفتار فلانی اخلاقیست یا نه که موضوعیست بنظرم بسیار شخصی
🔻 باید دید برروی هرکدام از ما چه اثری دارد و برای خودمان تصمیم بگیریم و پیرامون آنها بحث کنیم. ممکن است نتیجهاش ایجاد نهادهایی خودجوش، راهحلهایی قانونی و اینچنین مواردی باشد.
☑️ @ehsanmnotes
🔺 دوستی در توییتر پرسید : «لینکدین یه گزینه داره، به اسم open for new opportunities، که هرکس بخواد بهش پیشنهاد کار بشه میزنه اونه. حالا، با این وجود، بازم میگید پیام دادن به کارمند یه شرکت دیگه حرفهایه؟ اگر کارمند دنبال آفر بهتره، چرا نزنه اونو؟»
https://twitter.com/1samira3/status/1305575875950317580
🔺 و سوال دیگر اینست : «آیا تبانی کردن کارفرماها برای پیشنهاد بهتر ندادن به افراد غیراخلاقی نیست؟»
🔹 نمیدونم! اما بنظرم بحث اخلاق رو پیش نکشیم، بنظرم اخلاق اونقدرا مطلق و ثابت نیس و خیلی بحث دربارش به جایی نمیرسه، چون پیشزمینههای ذهنی و نظری متفاوتی ما آدما باهم داریم.
آنچه که واقعا در بازار اتفاق میافته، متفاوت از این بحثهاست.
آنجا کنشهای انسانها خیلی بیشتر هزینه-فایدهطوره بنظرم.
همیشه این سوال مطرح میشه. آیا اگر به کارمند شرکت x پیشنهاد کاری بهتری بدم، برام مشکلی پیش میاد؟ ازنظر حقوقی، تجاری و اعتبار معمولا بررسیش میکنیم.
🔸 رابطه کارمند با شرکت، رابطه عاشق و معشوق نیست. هرچند حتی در آن رابطه هم، وفاداری و علاقه دوطرفه هست و اگر یکطرف به دیگری توجه نکند، رابطه به سردی میرود.
اما اینجا چیزهای دیگری هم مطرحاند. مث دستمزد، امتیازات و ... .
من به کارمندی که هردوماه یکبار شغلش را عوض کند اعتماد نمیکنم.
کارمندان هم آن سه موضوعی را که بالاتر گفتم بررسی میکنند. مدیران هم عرفها و مسائل خودشان را دارند. احتمال اینکه اگر من کارمند دیگری را جذب کنم سبب میشود تا با آن شرکت به مشکل بخورم، در جمع کارفرمایان اعتبارم به خطر بیوفتد.
🔹 و این چنین مواردی همیشه بررسی میشوند و ارزشها که ذهنیاند، نتیجه تحلیلهای هر فرد طبیعتا متفاوت از دیگریست. بنظرم فرایندهایی که در بازار رخ میدن پیچیدهتر از چند گزاره مطلق اخلاقیاند و سوال اینجاست، این اخلاقیات از کجا میاد؟
از ارزشهای ذهنی ما که در فرد به فرد آدمها متفاوت است و منافع افراد هم در آنها دخیلاند و عرفهای جامعه که الزاما در بین همه گروههای انسانها یکسان نیستند. بنظرم مهمتر از اینکه آیا رفتار فلانی اخلاقیست یا نه که موضوعیست بنظرم بسیار شخصی
🔻 باید دید برروی هرکدام از ما چه اثری دارد و برای خودمان تصمیم بگیریم و پیرامون آنها بحث کنیم. ممکن است نتیجهاش ایجاد نهادهایی خودجوش، راهحلهایی قانونی و اینچنین مواردی باشد.
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
یک سمیرا
یه سوال؛ لینکدین یه گزینه داره، به اسم open for new opportunities، که هرکس بخواد بهش پیشنهاد کار بشه میزنه اونه. حالا، با این وجود، بازم میگید پیام دادن به کارمند یه شرکت دیگه حرفهایه؟ اگر کارمند دنبال آفر بهتره، چرا نزنه اونو؟ (صرفاً سواله خونسرد باشید)
🔘 رفاه پدیدهای ذهنیه که به ریاضی کشوندن اون چیز درستی منعکس نمیکنه.
🔹 آیا این به معنی اینه که همه مسائل کلان اقتصاد، از جمله تورم رو باید نادیده گرفت؟ نه! اما اینها همه چیز را درباره رفاه منعکس نمیکنند.
مقایسه و محاسبه پدیده رفاه، چون به عوامل ذهنی متعددی در هر فرد بستگی داره، شدنی نیست.
☑️ @ehsanmnotes
🔹 آیا این به معنی اینه که همه مسائل کلان اقتصاد، از جمله تورم رو باید نادیده گرفت؟ نه! اما اینها همه چیز را درباره رفاه منعکس نمیکنند.
مقایسه و محاسبه پدیده رفاه، چون به عوامل ذهنی متعددی در هر فرد بستگی داره، شدنی نیست.
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from Uplaw - آپلا، مرجع حقوقی کسب و کارها
همه چیز درباره مالیات اشخاص حقوقی
📎سرفصل های این محتوا📎
📌انواع مالیاتی که یک شرکت باید بپردازد
📌مالیات بر سرمایه
📌مالیات بر عملکرد شرکت
📌مالیات بر ارزش افزوده
📌نحوه تشکیل پرونده مالیاتی برای اشخاص حقوقی
📌مدارک لازم
📌تکمیل دفترچه ثبت نام اشخاص حقوقی
📌اخذ کد اقتصادی
📌مدارک مورد نیاز
📌تشکیل پرونده مالیات بر ارزش افزوده
📌مدارک لازم
📌پلمپ دفاتر تجاری
برای خواندن این نکات مهم وارد بلاگ آپلا بشید و این مقاله رو مطالعه کنید 👇
https://blog.uplaw.ir/همه-چیز-درباره-مالیات/
📎سرفصل های این محتوا📎
📌انواع مالیاتی که یک شرکت باید بپردازد
📌مالیات بر سرمایه
📌مالیات بر عملکرد شرکت
📌مالیات بر ارزش افزوده
📌نحوه تشکیل پرونده مالیاتی برای اشخاص حقوقی
📌مدارک لازم
📌تکمیل دفترچه ثبت نام اشخاص حقوقی
📌اخذ کد اقتصادی
📌مدارک مورد نیاز
📌تشکیل پرونده مالیات بر ارزش افزوده
📌مدارک لازم
📌پلمپ دفاتر تجاری
برای خواندن این نکات مهم وارد بلاگ آپلا بشید و این مقاله رو مطالعه کنید 👇
https://blog.uplaw.ir/همه-چیز-درباره-مالیات/
🔷 امروز به معرفی یک کتاب از دکتر موسی غنینژاد در اکونوت پرداختم.
کتاب به نام «گفتارهایی در معرفتشناسی علم اقتصاد» است که به بررسی موضوع مهمی در اقتصاد از نگاه چندین متفکر میپردازد.
🔸 ما چگونه به شناخت میرسیم؟ منابع رسیدن ما به شناخت چیست؟ محدوده شناخت ما تا کجاست؟
🌐 http://econote.ir/posts/ghaninezhad-epistemology/
☑️ @ehsanmnotes
کتاب به نام «گفتارهایی در معرفتشناسی علم اقتصاد» است که به بررسی موضوع مهمی در اقتصاد از نگاه چندین متفکر میپردازد.
🔸 ما چگونه به شناخت میرسیم؟ منابع رسیدن ما به شناخت چیست؟ محدوده شناخت ما تا کجاست؟
🌐 http://econote.ir/posts/ghaninezhad-epistemology/
☑️ @ehsanmnotes