تحلیل مناظره دکتر سعدوندی و دکتر مدنیزاده
پویا ناظران
بودجه ما همیشه کسری داشته. اما بخاطر تحریمها، الان با کسری بودجه شدیدتری مواجه هستیم. این چالش، موضوع گزارش ویژه خبری چند روز پیش شد. در این برنامه، مناظرهای بین دکتر علی سعدوندی و دکتر سیدعلی مدنیزاده درگرفت.
تو این پست، نکات محوری دکتر سعدوندی و دکتر مدنیزاده رو مرور میکنیم، و با هم به بهترین و موثرترین راهکارها برای رفع این چالش، فکر میکنیم.
۸ دقیقه - ۵ مگ
@Economics_and_Finance
تو این پست، نکات محوری دکتر سعدوندی و دکتر مدنیزاده رو مرور میکنیم، و با هم به بهترین و موثرترین راهکارها برای رفع این چالش، فکر میکنیم.
۸ دقیقه - ۵ مگ
@Economics_and_Finance
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
🔹 بار کسری بودجه 99 را مردم تحمل کنند یا دولت؟
برآوردهای گوناگونی درباره درآمدهای نفتی ایران به گوش میرسد که بالاترین ارقامش، پایینترین میزان فروش نفت در50 سال گذشته است. با این توصیف بودجه 99 به داستان «نان بیقاتِق» شباهت دارد و خانوادهای که لقمه خود را به شیشه پنیر میکشیدند.
🔹 پیام این بودجه ریاضت است، اما چه کسی باید بیشتر ریاضت بکشد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
برآوردهای گوناگونی درباره درآمدهای نفتی ایران به گوش میرسد که بالاترین ارقامش، پایینترین میزان فروش نفت در50 سال گذشته است. با این توصیف بودجه 99 به داستان «نان بیقاتِق» شباهت دارد و خانوادهای که لقمه خود را به شیشه پنیر میکشیدند.
🔹 پیام این بودجه ریاضت است، اما چه کسی باید بیشتر ریاضت بکشد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘قسمت اول
آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم.
به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات.
خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.
سال ۹۶ بود که پولم را از بانک خارج کردم و با ارز ۳۷۰۰ تومانی، ۶ میلیون دلار خریدم. تازه از اون سکههای ارزون حراجی بانک مرکزی هم خریدم و درجا تو بازار فروختم. در سال ۹۷ هم توی همون بحبوحه با ارز ۱۴۰۰۰ تومان فروختم و ماحصلش شد ۸۴ میلیارد تومان. پول حاصله را وارد بورس کردم و با یک چرخی که در بورس زدم و شاخص هم به خاطر سیاستهای داهیانه دولت دوبرابر شد و خوشبختانه رسیدم به ۱۷۰ تا. یکی دو تا خرید و فروش ماشین لوکس کردم و تا الان رساندمش به ۲۰۰ میلیارد تا.
ولی لذتبخشترین قسمت اینجاست که تو این سالها، دیگه لازم نبود که مثل زمانی که تو کار تولید بودم با مالیات درگیر باشم و هم مالیات سود نکرده را بدهم به اسم یک موجودی به نام علیالراس و هم مالیات ارزش افزوده را. تازه این مامورهای مالیاتی که سودشان در بیشتر مالیات گرفتنه، اسناد هزینههای من رو قبول نمیکردند و من رو مجبور به دغلبازی میکردند. عوضش، از سال ۹۳ تا الان به لطف معافیتهای متعدد روی تمام درآمدهایی که به دست آوردم و قصه اش را براتون گفتم، یک ریال هم مالیات ندادهام، کاملا هم قانونی.
راستی دفتر واقعی وارداتمون تهران بود؛ ولی دفتر اصلی را در یکی از استانهای محروم ثبت کردم که بگذارید اسمش را نگویم. خوشبختانه معاف از مالیات شدم و شرمنده شما شدم. اون چند واحد آپارتمانی هم که گفتم خریدم رو هم اجاره دادهام و خوشبختانه برای اجاره اینها هم از مالیات معاف هستم. خداییش شماها خیلی خوبین.
اما طفلک رانندهام که عصرها بعد از ساعت ۴ از سر کار میآد دنبال من و کارهام. چهار میلیون تومان حقوق قراره بگیره، ولی بدبخت بینوا قبل از اینکه حقوقش را بدهند، اول مالیاتش را ازش میگیرند. خیلی گناه داره، نکنین تورو خدا!
خلاصه، داشتم میگفتم. در گیر و دار جهش ارزی ۹۷-۹۶ بودیم که خدا رو شکر ارز ۴۲۰۰ رسید. عجب نعمتی بود. البته برای من که تونستم بگیرمش. بعدا هم که درش رو بستین و فقط برای کالاهای اساسی باز نگه داشتین، زدم تو خط واردات کالاهای اساسی!!!. عالی بود، عالی! خیلی اساسی بود!!. وارد میکردیم و با دو دست چرخاندن، تقریبا با قیمت بازار میفروختیم. سود دلچسبی بود. تازه خدای ناکرده فکر نکنید رشوه دادیما! همهاش کاملا قانونی بود!
تازه من مثل بعضی رفقا نرفتم از بورس کالا جنس بخرم و سر کوچه با قیمت بازار بفروشم و دو برابر سود کنم؛ چرا که شما بورس رو هم با ارز ۴۲۰۰ قیمتگذاری کرده بودین. اگر وارد این بیزینس شده بودم که خدا میدونه الان اوضاعم چی بود.
ولی این ارز ۴۲۰۰ای یک خوبی دیگهای هم داشت. خانم بچهها بعضی چیزا رو ارزونتر میخریدند، هم خانواده ما و هم این راننده بدبختم. ولی خب، اون بیچاره پولی نداشت که چیز زیادی بخره ولی جای شما خالی، از چای و شکر و کره و پنیر صبحمون گرفته تا شیشلیک ظهر و کیک و بیسکویت عصر و جوجه کباب شبمون، به برکت شما خیلی خوب و ارزون بود.
فقط نمیدانم چی شد که این همسایه ما که تولیدی دارو داشت به خاک سیاه نشسته الان. عجیب بود. آخه شما که داشتی ارز ۴۲۰۰ای به واردات میدادی، نمیدونم چرا این طفلک بدبخت شد! خب دیگه، بالاخره چوب نفهمیش رو میخوره. هر چی بهش گفتم تولید رو ول کن و بیا پیش خودم، گوشش بدهکار نبود. الانم داره سبد کالا میگیره چون درآمد ماهش، زیر ۵ میلیون شده.
با وجودیکه از ۹۷ تا الان واردات خیلی سخت شده ولی خب، از یه بعدی خوب هم شده. به هر کسی اجازه نمیدن و دست زیاد نیست و بازار دست خودمه. خدا الهی خیرتون بده. تازه، تعرفه گمرکی رو هم با ارز ۴۲۰۰ای حساب میکنین. خیلی خوبین، خیلی. رقبای داخلیمون خیلی شاکین. دلم براشون میسوزه ولی خب من چه کنم، قانونه مملکته دیگه.
راستی یادم رفت بگم. از چند سال پیش توی یکی از موسسات مالی که همهاش این بانک مرکزی بیسواد میگفت اینها غیرمجازند، پول داشتم. غیر مجاز کدومه؟!! ساختمون داشت شیک و تر و تمیز و کاملا هم علنی. یعنی چی غیر مجاز؟!! مگه توی این مملکت یک دکه غیرمجاز هم میشه بزنی؟! خداییش سودآوریشون خوب بود. نمیدونم توی چه بیزینسی بودند؛ ولی به ما که سود ۴۸ درصد میدادند.
☑️ @ehsanmnotes
👤 رضا خسروشاهی
🔘قسمت اول
آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم.
به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات.
خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.
سال ۹۶ بود که پولم را از بانک خارج کردم و با ارز ۳۷۰۰ تومانی، ۶ میلیون دلار خریدم. تازه از اون سکههای ارزون حراجی بانک مرکزی هم خریدم و درجا تو بازار فروختم. در سال ۹۷ هم توی همون بحبوحه با ارز ۱۴۰۰۰ تومان فروختم و ماحصلش شد ۸۴ میلیارد تومان. پول حاصله را وارد بورس کردم و با یک چرخی که در بورس زدم و شاخص هم به خاطر سیاستهای داهیانه دولت دوبرابر شد و خوشبختانه رسیدم به ۱۷۰ تا. یکی دو تا خرید و فروش ماشین لوکس کردم و تا الان رساندمش به ۲۰۰ میلیارد تا.
ولی لذتبخشترین قسمت اینجاست که تو این سالها، دیگه لازم نبود که مثل زمانی که تو کار تولید بودم با مالیات درگیر باشم و هم مالیات سود نکرده را بدهم به اسم یک موجودی به نام علیالراس و هم مالیات ارزش افزوده را. تازه این مامورهای مالیاتی که سودشان در بیشتر مالیات گرفتنه، اسناد هزینههای من رو قبول نمیکردند و من رو مجبور به دغلبازی میکردند. عوضش، از سال ۹۳ تا الان به لطف معافیتهای متعدد روی تمام درآمدهایی که به دست آوردم و قصه اش را براتون گفتم، یک ریال هم مالیات ندادهام، کاملا هم قانونی.
راستی دفتر واقعی وارداتمون تهران بود؛ ولی دفتر اصلی را در یکی از استانهای محروم ثبت کردم که بگذارید اسمش را نگویم. خوشبختانه معاف از مالیات شدم و شرمنده شما شدم. اون چند واحد آپارتمانی هم که گفتم خریدم رو هم اجاره دادهام و خوشبختانه برای اجاره اینها هم از مالیات معاف هستم. خداییش شماها خیلی خوبین.
اما طفلک رانندهام که عصرها بعد از ساعت ۴ از سر کار میآد دنبال من و کارهام. چهار میلیون تومان حقوق قراره بگیره، ولی بدبخت بینوا قبل از اینکه حقوقش را بدهند، اول مالیاتش را ازش میگیرند. خیلی گناه داره، نکنین تورو خدا!
خلاصه، داشتم میگفتم. در گیر و دار جهش ارزی ۹۷-۹۶ بودیم که خدا رو شکر ارز ۴۲۰۰ رسید. عجب نعمتی بود. البته برای من که تونستم بگیرمش. بعدا هم که درش رو بستین و فقط برای کالاهای اساسی باز نگه داشتین، زدم تو خط واردات کالاهای اساسی!!!. عالی بود، عالی! خیلی اساسی بود!!. وارد میکردیم و با دو دست چرخاندن، تقریبا با قیمت بازار میفروختیم. سود دلچسبی بود. تازه خدای ناکرده فکر نکنید رشوه دادیما! همهاش کاملا قانونی بود!
تازه من مثل بعضی رفقا نرفتم از بورس کالا جنس بخرم و سر کوچه با قیمت بازار بفروشم و دو برابر سود کنم؛ چرا که شما بورس رو هم با ارز ۴۲۰۰ قیمتگذاری کرده بودین. اگر وارد این بیزینس شده بودم که خدا میدونه الان اوضاعم چی بود.
ولی این ارز ۴۲۰۰ای یک خوبی دیگهای هم داشت. خانم بچهها بعضی چیزا رو ارزونتر میخریدند، هم خانواده ما و هم این راننده بدبختم. ولی خب، اون بیچاره پولی نداشت که چیز زیادی بخره ولی جای شما خالی، از چای و شکر و کره و پنیر صبحمون گرفته تا شیشلیک ظهر و کیک و بیسکویت عصر و جوجه کباب شبمون، به برکت شما خیلی خوب و ارزون بود.
فقط نمیدانم چی شد که این همسایه ما که تولیدی دارو داشت به خاک سیاه نشسته الان. عجیب بود. آخه شما که داشتی ارز ۴۲۰۰ای به واردات میدادی، نمیدونم چرا این طفلک بدبخت شد! خب دیگه، بالاخره چوب نفهمیش رو میخوره. هر چی بهش گفتم تولید رو ول کن و بیا پیش خودم، گوشش بدهکار نبود. الانم داره سبد کالا میگیره چون درآمد ماهش، زیر ۵ میلیون شده.
با وجودیکه از ۹۷ تا الان واردات خیلی سخت شده ولی خب، از یه بعدی خوب هم شده. به هر کسی اجازه نمیدن و دست زیاد نیست و بازار دست خودمه. خدا الهی خیرتون بده. تازه، تعرفه گمرکی رو هم با ارز ۴۲۰۰ای حساب میکنین. خیلی خوبین، خیلی. رقبای داخلیمون خیلی شاکین. دلم براشون میسوزه ولی خب من چه کنم، قانونه مملکته دیگه.
راستی یادم رفت بگم. از چند سال پیش توی یکی از موسسات مالی که همهاش این بانک مرکزی بیسواد میگفت اینها غیرمجازند، پول داشتم. غیر مجاز کدومه؟!! ساختمون داشت شیک و تر و تمیز و کاملا هم علنی. یعنی چی غیر مجاز؟!! مگه توی این مملکت یک دکه غیرمجاز هم میشه بزنی؟! خداییش سودآوریشون خوب بود. نمیدونم توی چه بیزینسی بودند؛ ولی به ما که سود ۴۸ درصد میدادند.
☑️ @ehsanmnotes
📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘 قسمت دوم
علیای حال، این بانک مرکزی مزاحم یه مدت اومد جلوشون وایساد؛ ولی ما به شما اعتماد داشتیم که شما پول ما رو نمیخوری. خوشبختانه آخرش هم حق به حق دار رسید و ما هم پولمون رو گرفتیم. دستتون درد نکنه! چی بود الکی میگفتن بحران بانکی. کدوم بحران؟ ما که بحرانی ندیدیم. همه چیز عالی بود و خوشبختانه با کمک همین بانکها ثروت ما چند ۱۰ برابر شده تا الان.
ولی از همه جالبتر قصه شریکمه که بعد از فروش تولیدی تو سال ۹۳، پا شد رفت توی یکی از این کشورهای بد که بذارین اسمش رو نگم. اول از همه، با چه بدبختیای تونست پولش رو بذاره توی بانک اونجا. میگفتند پولشویی و این سوسول بازیا. آخه مگه شستن پول بده؟ بهتره که، تمیز میشه! خلاصه بعد از یک سال فهمید که سود سپردهاش نیم درصده و نه ۵۰ درصد. بیچاره ۵/ ۰ درصد رو فکر کرده بود ۵۰ درصد منظورشونه. به تخیلش هم نمیرفت که کسی واسه کمتر از یک درصد پولش رو بذاره بانک.
آخر سال هم که شد، یک نامه بهش دادند و گفتند فلان مقدار مالیات همین نیم درصده. آخ آخ! چقدر دلم براش سوخت. بعد خواست بره سهام بخره دید متوسطش ۸ درصده. دید نه بابا نمیارزه. گفت بره تو کارهایی که ما اینجا خیلی روتین و قانونی میکنیم. ۶ماه نگذشته بود اومدن سراغش و به جرم پولشویی الان تو زندانه. پولش هم نه تنها زیاد نشد که فعلا بلوکه شده. آخه اونجا حسابهای ملت رو چک میکنن و نمیذارن که کسی زیرآبی بره.
خلاصه اینکه خدا میدونه این چند سال به ما چه گذشت. البته بگمها، این مسائل فقط مال دوره شما نبودهها. قبلیها هم تقریبا همینجوری بوده با کمی تفاوت توی هر دوره. ولی خب، وظیفه ما تشکره ومن از صمیم قبل از شما سپاسگزارم.
در ضمن، فکر نکنی ما زحمات شما رو هم نمیبینیما. بیمه سلامت که معرکه است. یک ریال نمیدم برای درمان. بامزه اش اینجا بود که خودشون زنگ زدند که آقا شما نمیخواهید عضو بیمه سلامت دولتی شوید. من هم از همه جا بیخبر گفتم چرا که نه.
راستی بابت یارانههای ماهانه هم خیلی سپاسگزارم. هر بار که خواستند قطع کنند، دوباره وصل شد.
تازه، بابت دانشگاههای دولتی خوبتون هم سپاسگزارم. بچه هام رو که حسابی خرج کتاب و کلاس کنکورشون کردم فرستادمشون پزشکی و وکالت توی یه دانشگاه دولتی. ماشاا.. هر دو الان خوب پول در میآرند. یه ریال هم به شما ندادهاند، نه برای تحصیل و نه برای مالیات درآمدشون.
از بابت آب و برق و گاز هم که تقریبا مفتی بهمون میدین خیلی خیلی مدیونتونم. جالبه که شنیدم تولیدکنندههای برق هم ورشکستهاند، درسته؟ از اون بامزهتر میگن شرکت نفت هم ورشکستهاست و حسابی به بانکها بدهکاره. آخه چقدر بی عرضهاند این مدیراشون. گازوییلی که هزینه تمام شدهاش میگن نزدیک هزار تومنه رو دارند میدن ۳۰۰ تومان. به نظرتون اینا یه مشکلی ندارن؟!
یه چیز خوب دیگه هم این سیستم بانکیه که مثل آب خوردن هر چی پول میخوام جابهجا کنم، بهصورت تقریبا مفت و بی دردسر انجام میشه. نه کارمزدش عددیه، نه مالیاتی داره، نه معلوم میشه برای چی جابهجا میکنیم. همینجوریا بود که تونستیم پارسال کلی ارز خرید و فروش کنیم و سود کنیم دیگه.
فقط سوالی که برام مونده اینه که این همه خدماتی که ارائه میدین و این دم و دستگاه بزرگ دولتی رو با چه پولی میگردونین؟ اگه میشه به ما هم یاد بدین. چون تا جایی که حساب و کتاب میتونم بکنم، پولی که از ما به شما رسیده خیلی خیلی کمتر از پولیه که از شما به ما رسیده. یه چیزی با یه چیزی نمیخونه که من نمیفهمم. خداییش اقتصاددونایی که دوروبرتون هستند، خوب کلکهایی یادتون دادنا!! من که نفهمیدم.
در نهایت اینکه، خیلی خیلی دوستتون دارم، آقای رئیسجمهور. دعا میکنم شما همیشه باشین و خیرتون به ما جاری باشه.
ارادتمند: محب الدوله حسندوست
☑️ @ehsanmnotes
👤 رضا خسروشاهی
🔘 قسمت دوم
علیای حال، این بانک مرکزی مزاحم یه مدت اومد جلوشون وایساد؛ ولی ما به شما اعتماد داشتیم که شما پول ما رو نمیخوری. خوشبختانه آخرش هم حق به حق دار رسید و ما هم پولمون رو گرفتیم. دستتون درد نکنه! چی بود الکی میگفتن بحران بانکی. کدوم بحران؟ ما که بحرانی ندیدیم. همه چیز عالی بود و خوشبختانه با کمک همین بانکها ثروت ما چند ۱۰ برابر شده تا الان.
ولی از همه جالبتر قصه شریکمه که بعد از فروش تولیدی تو سال ۹۳، پا شد رفت توی یکی از این کشورهای بد که بذارین اسمش رو نگم. اول از همه، با چه بدبختیای تونست پولش رو بذاره توی بانک اونجا. میگفتند پولشویی و این سوسول بازیا. آخه مگه شستن پول بده؟ بهتره که، تمیز میشه! خلاصه بعد از یک سال فهمید که سود سپردهاش نیم درصده و نه ۵۰ درصد. بیچاره ۵/ ۰ درصد رو فکر کرده بود ۵۰ درصد منظورشونه. به تخیلش هم نمیرفت که کسی واسه کمتر از یک درصد پولش رو بذاره بانک.
آخر سال هم که شد، یک نامه بهش دادند و گفتند فلان مقدار مالیات همین نیم درصده. آخ آخ! چقدر دلم براش سوخت. بعد خواست بره سهام بخره دید متوسطش ۸ درصده. دید نه بابا نمیارزه. گفت بره تو کارهایی که ما اینجا خیلی روتین و قانونی میکنیم. ۶ماه نگذشته بود اومدن سراغش و به جرم پولشویی الان تو زندانه. پولش هم نه تنها زیاد نشد که فعلا بلوکه شده. آخه اونجا حسابهای ملت رو چک میکنن و نمیذارن که کسی زیرآبی بره.
خلاصه اینکه خدا میدونه این چند سال به ما چه گذشت. البته بگمها، این مسائل فقط مال دوره شما نبودهها. قبلیها هم تقریبا همینجوری بوده با کمی تفاوت توی هر دوره. ولی خب، وظیفه ما تشکره ومن از صمیم قبل از شما سپاسگزارم.
در ضمن، فکر نکنی ما زحمات شما رو هم نمیبینیما. بیمه سلامت که معرکه است. یک ریال نمیدم برای درمان. بامزه اش اینجا بود که خودشون زنگ زدند که آقا شما نمیخواهید عضو بیمه سلامت دولتی شوید. من هم از همه جا بیخبر گفتم چرا که نه.
راستی بابت یارانههای ماهانه هم خیلی سپاسگزارم. هر بار که خواستند قطع کنند، دوباره وصل شد.
تازه، بابت دانشگاههای دولتی خوبتون هم سپاسگزارم. بچه هام رو که حسابی خرج کتاب و کلاس کنکورشون کردم فرستادمشون پزشکی و وکالت توی یه دانشگاه دولتی. ماشاا.. هر دو الان خوب پول در میآرند. یه ریال هم به شما ندادهاند، نه برای تحصیل و نه برای مالیات درآمدشون.
از بابت آب و برق و گاز هم که تقریبا مفتی بهمون میدین خیلی خیلی مدیونتونم. جالبه که شنیدم تولیدکنندههای برق هم ورشکستهاند، درسته؟ از اون بامزهتر میگن شرکت نفت هم ورشکستهاست و حسابی به بانکها بدهکاره. آخه چقدر بی عرضهاند این مدیراشون. گازوییلی که هزینه تمام شدهاش میگن نزدیک هزار تومنه رو دارند میدن ۳۰۰ تومان. به نظرتون اینا یه مشکلی ندارن؟!
یه چیز خوب دیگه هم این سیستم بانکیه که مثل آب خوردن هر چی پول میخوام جابهجا کنم، بهصورت تقریبا مفت و بی دردسر انجام میشه. نه کارمزدش عددیه، نه مالیاتی داره، نه معلوم میشه برای چی جابهجا میکنیم. همینجوریا بود که تونستیم پارسال کلی ارز خرید و فروش کنیم و سود کنیم دیگه.
فقط سوالی که برام مونده اینه که این همه خدماتی که ارائه میدین و این دم و دستگاه بزرگ دولتی رو با چه پولی میگردونین؟ اگه میشه به ما هم یاد بدین. چون تا جایی که حساب و کتاب میتونم بکنم، پولی که از ما به شما رسیده خیلی خیلی کمتر از پولیه که از شما به ما رسیده. یه چیزی با یه چیزی نمیخونه که من نمیفهمم. خداییش اقتصاددونایی که دوروبرتون هستند، خوب کلکهایی یادتون دادنا!! من که نفهمیدم.
در نهایت اینکه، خیلی خیلی دوستتون دارم، آقای رئیسجمهور. دعا میکنم شما همیشه باشین و خیرتون به ما جاری باشه.
ارادتمند: محب الدوله حسندوست
☑️ @ehsanmnotes
📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘 آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم، به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات. خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.....
🌐 متن کامل :
https://bit.ly/2SjVWxd
☑️ @ehsanmnotes
👤 رضا خسروشاهی
🔘 آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم، به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات. خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.....
🌐 متن کامل :
https://bit.ly/2SjVWxd
☑️ @ehsanmnotes
روزنامه دنیای اقتصاد
اعترافات یک رانتخوار
آقای رئیسجمهور دوستت دارم.
آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟
در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم. به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد.…
آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟
در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم. به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد.…
Forwarded from Webna News
گزارش وبنا از وضعیت کسبوکارهای آنلاین، یک ماه پس از قطع اینترنت؛
با گذشت یک ماه از قطع اینترنت برخی کسبوکارها هنوز با کاهش فروش مواجهاند
https://bit.ly/2QgeqO1
@webnanews
با گذشت یک ماه از قطع اینترنت برخی کسبوکارها هنوز با کاهش فروش مواجهاند
https://bit.ly/2QgeqO1
@webnanews
وبنا
با گذشت یک ماه از قطع اینترنت برخی کسبوکارها هنوز با کاهش فروش مواجهاند | وبنا
بیش از یک ماه از روزهای قطع اینترنت در ایران میگذرد. اتفاقی که ابرآروان آن را کابوس خواند و دیجیکالا، بزرگترین فروشگاه اینترنتی ایران را در لجستیک،
🔘 سه سال پیش، وقتی که ترجمه «افسانه های تجربه کاربری» را به پایان رساندم و منتشر کردم، یکی از مجموعه های دیگری که تمایل داشتم ترجمه اش کنم " 52 weeks of ux " بود، که البته انجامش ندادم.
🔘 و حالا پیشنهاد میکنم که آقای موسی زاده را دنبال کنید، اگر به تجربه کاربری علاقه مندید که ایشان ترجمه این مجموعه باارزش را شروع کرده اند.
🌐 https://www.instagram.com/p/B6iOegMAIcB/?igshid=1qr8chhezw9dn
☑️ @ehsanmnotes
🔘 و حالا پیشنهاد میکنم که آقای موسی زاده را دنبال کنید، اگر به تجربه کاربری علاقه مندید که ایشان ترجمه این مجموعه باارزش را شروع کرده اند.
🌐 https://www.instagram.com/p/B6iOegMAIcB/?igshid=1qr8chhezw9dn
☑️ @ehsanmnotes
Instagram
Hamid R Mousazade
کپشن حتما مطالعه شود. ابتدا - یادم نمیاد چطوری به این مطالب برخورد کردم ولی یادمه در همون نگاه اول جذبم کرد و همونجا تصمیم گرفتم یه روزی با بقیه به اشتراک بذارمش که شروعش امروزه . ۵۲هفته با تجربه کاربری ، متن های کوتاهی از Josh Brewer وJoshua Porter که در…
🔘 اقتصاد چیست؟ (به گفته Percy L. Greaves Jr ) :
🌀 اقتصاد یک مبحث خشک نیست. اقتصاد درباره آمارها نیست. درباره زندگی انسان هاست. درباره چگونگی برانگیختگی انسان هاست. درباره آنست که انسان از تولد تا مرگ، چگونه رفتار میکند. درباره مهمترین و جذاب ترین نمایش جهان است؛ عمل انسان.
☑️ @ehsanmnotes
🌀 اقتصاد یک مبحث خشک نیست. اقتصاد درباره آمارها نیست. درباره زندگی انسان هاست. درباره چگونگی برانگیختگی انسان هاست. درباره آنست که انسان از تولد تا مرگ، چگونه رفتار میکند. درباره مهمترین و جذاب ترین نمایش جهان است؛ عمل انسان.
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
🔘 اقتصاد چیست؟ (به گفته Percy L. Greaves Jr ) : 🌀 اقتصاد یک مبحث خشک نیست. اقتصاد درباره آمارها نیست. درباره زندگی انسان هاست. درباره چگونگی برانگیختگی انسان هاست. درباره آنست که انسان از تولد تا مرگ، چگونه رفتار میکند. درباره مهمترین و جذاب ترین نمایش جهان…
🔘 What Is Economics? ( Based On Percy L. Greaves Jr) :
🌀 Economics is not a dry subject. It is not about statistics. It is about human life. It is about the ideas that motivate human beings. It is about how men act from birth until death. It is about the most important and interesting drama of all — human action.
☑️ @ehsanmnotes
🌀 Economics is not a dry subject. It is not about statistics. It is about human life. It is about the ideas that motivate human beings. It is about how men act from birth until death. It is about the most important and interesting drama of all — human action.
☑️ @ehsanmnotes
🎯 اگر میخواهید در نمایشگاه استارتاپهای جشنواره وب و موبایل ایران شرکت کنید، در این لینک اطلاعات تکمیلی را بخوانید:
🌐 https://iwmf.ir/startups/
☑️ @ehsanmnotes
🌐 https://iwmf.ir/startups/
☑️ @ehsanmnotes
جشنواره وب و موبایل ایران
استارتاپ های برتر - جشنواره وب و موبایل ایران
◾️ ظاهرا دختر و داماد دکتر سرائیان، دبیرکل سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور، در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی، درگذشتند
▪️ عرض تسلیت به آقای دکتر سرائیان
☑️ @ehsanmnotes
▪️ عرض تسلیت به آقای دکتر سرائیان
☑️ @ehsanmnotes
◼️ آیت الله رسولی محلاتی دار فانی را وداع گفتند.
عرض تسلیت به آقای دکتر عباس آخوندی و خانواده ایشان
☑️ @ehsanmnotes
عرض تسلیت به آقای دکتر عباس آخوندی و خانواده ایشان
☑️ @ehsanmnotes
◾ این روزها چقدر به پیام های تسلیت میگذرند...
قلبمان از این حجم خبرهای ناگوار همگی به درد آمده، هوای همدیگر را بیش از پیش داشته باشیم.
امیدوارم عاقبت همهمان بخیر باشد...
قلبمان از این حجم خبرهای ناگوار همگی به درد آمده، هوای همدیگر را بیش از پیش داشته باشیم.
امیدوارم عاقبت همهمان بخیر باشد...
🔶 توضیحات کوتاه و ساده امروز من در قالب استوریهای اینستاگرامی درباره «نظریه بازیها و معمای زندانی»
☑️ @ehsanmnotes
☑️ @ehsanmnotes
🔶 امشب خونه پدربزرگ مرحومم بودم، رفتم و چندساعتی غرق در دنیاش شدم...
نشستم و شروع کردم ورق زدن کتابهاش
کتابهایی از سالیان دور، از اندیشه های کهن، بعضیهاشون حتی میراث پدرش بودند
و لابهلاشون برخی اسناد حقوقی از ۵۰-۶۰ سال پیش
عجیب دنیایی داشته و فهمیدم، دریغا، چقدر کم میشناختمش...
نشستم و شروع کردم ورق زدن کتابهاش
کتابهایی از سالیان دور، از اندیشه های کهن، بعضیهاشون حتی میراث پدرش بودند
و لابهلاشون برخی اسناد حقوقی از ۵۰-۶۰ سال پیش
عجیب دنیایی داشته و فهمیدم، دریغا، چقدر کم میشناختمش...
✍️ آنچه در ادامه میخوانید، بخشی از کتاب «افسونزدگی جدید»، اثر داریوش شایگان است، درباره دنیای امروز، درباره هویت چهلتکه است :
📝 «آنچه فیالواقع در جمیع مراتب جهان و همه سطوح شناخت خودنمایی میکند اصل همبستگی متقابل همهجانبه است.
این اصل در کلیه سطوح فرهنگی، فلسفی، اجتماعی و تکنولوژیک منعکس است و بیشک جهانی رنگارنگ، شهر فرهنگوار و به غایت متلون پدید آورده، بهطوری که اولین نتیجه محتوم آن، ظهور حوزه اختلاط و دو رگهسازی همگانی است. یعنی ما، خواهناخواه، در شرف تکوین انسان «چهلتکه» هستیم که دیگر به یک هویت خاص و ویژه تعلق ندارد و مآلاً چندهویتی است. به عبارت دیگر معادلات دوقطبی پیشین که مرزهای فرهنگی را مشخص و از هم جدا میکرد، مانند ما و دیگران، خودی و غیرخودی، شرق و غرب، شمال و جنوب، عمیقا رنگ باخته است زیرا همه در ترکیبات گوناگون، در نسبتهای متغیر، در منظومههایی که هر دم فرو میپاشند و دوباره شکل میگیرند، از میان میروند و دوباره لعاب میبندند، ظاهر میشوند.»
👤 داریوش شایگان ( افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار )
---
به مناسبت سالروز تولد او (۱۳۹۸/۱۱/۰۴)
روحش شاد 🌷
☑️ @ehsanmnotes
📝 «آنچه فیالواقع در جمیع مراتب جهان و همه سطوح شناخت خودنمایی میکند اصل همبستگی متقابل همهجانبه است.
این اصل در کلیه سطوح فرهنگی، فلسفی، اجتماعی و تکنولوژیک منعکس است و بیشک جهانی رنگارنگ، شهر فرهنگوار و به غایت متلون پدید آورده، بهطوری که اولین نتیجه محتوم آن، ظهور حوزه اختلاط و دو رگهسازی همگانی است. یعنی ما، خواهناخواه، در شرف تکوین انسان «چهلتکه» هستیم که دیگر به یک هویت خاص و ویژه تعلق ندارد و مآلاً چندهویتی است. به عبارت دیگر معادلات دوقطبی پیشین که مرزهای فرهنگی را مشخص و از هم جدا میکرد، مانند ما و دیگران، خودی و غیرخودی، شرق و غرب، شمال و جنوب، عمیقا رنگ باخته است زیرا همه در ترکیبات گوناگون، در نسبتهای متغیر، در منظومههایی که هر دم فرو میپاشند و دوباره شکل میگیرند، از میان میروند و دوباره لعاب میبندند، ظاهر میشوند.»
👤 داریوش شایگان ( افسونزدگی جدید: هویت چهلتکه و تفکر سیار )
---
به مناسبت سالروز تولد او (۱۳۹۸/۱۱/۰۴)
روحش شاد 🌷
☑️ @ehsanmnotes