نوشت تار
بنزین روی آتش؟ سید محمد هادی موسوی بلاخره بحث #سهمیهبندی_بنزین و دو نرخی سازی آن، اجرایی گردید. اولین بار، بنزین، در سال ۸۶ و در جریان اجرای طرح هدفمندی یارانهها، سهمیهبندی و با دو نرخ دولتی و آزاد عرضه شد. قیمت بنزین، طی چند مرحله از لیتری ۸۰ تومان در…
☑️ آیا تورم خواهیم داشت؟
📝 تجربه کشورها و علم اقتصاد نشان داده تورم، ناشی از افزایش نقدینگی و عرضه پول است، پس انتظار تورم بلند مدت ناشی از افزایش قیمت بنزین آنچنان قابل تصور نیست.
اما همزمان با این افزایش قیمت، یارانه های نقدی دولت هم افزایش پیدا کرده است. «محمد خلیقی»، مدیر رسانه «ارانیکو» در توییتی به مقایسه این دو عدد پرداخته که درصورت وقوع این موضوع، میتوان انتظار تورم داشت.
«مطالبه شفافیت بودجه»، این روزها بیش از همیشه ضروریست.
☑️ @ehsanmnotes
📝 تجربه کشورها و علم اقتصاد نشان داده تورم، ناشی از افزایش نقدینگی و عرضه پول است، پس انتظار تورم بلند مدت ناشی از افزایش قیمت بنزین آنچنان قابل تصور نیست.
اما همزمان با این افزایش قیمت، یارانه های نقدی دولت هم افزایش پیدا کرده است. «محمد خلیقی»، مدیر رسانه «ارانیکو» در توییتی به مقایسه این دو عدد پرداخته که درصورت وقوع این موضوع، میتوان انتظار تورم داشت.
«مطالبه شفافیت بودجه»، این روزها بیش از همیشه ضروریست.
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from كانال علی میرزاخانی
بنزین ارزان خوب است یا گران؟*
✍🏻علی میرزاخانی
🔴منشأ گرفتاری اقتصاد ایران در بسیاری از مسائل از جمله بنزین، پاسخ غلط به پرسشهای درست نیست بلکه عموما ریشه در پاسخ درست به پرسشهای غلط دارد. به عنوان مثال، پاسخ این پرسش که بنزین ارزان خوب است یا گران، کاملا بدیهی است: هیچکدام، بنزین مجانی از هر دو بهتر است! طرح دقیقتر صورت مسأله بنزینی کشور مستلزم رجوع به یک اصل بسیار مهم در علم اقتصاد است، اینکه: در اقتصاد ناهار مجانی وجود ندارد. به عبارت دقیقتر، هر جا کالا یا خدمت مجانی یا ارزان دریافت کردید شک نکنید که هزینه آن را در جایی دیگر با شما حساب خواهند کرد و چه بسا گرانتر!
🔴بنابراین، پرسش صحیح درباره بنزین را باید اینگونه مطرح کرد: هزینه بنزین ارزان (مابهالتفاوت قیمت فروش با قیمت واقعی) کجا با مردم تسویه حساب میشود؟ و سؤال مهمتر اینکه: آیا بنزین ارزان ارزش پرداخت این صورت حساب را دارد؟ واقعیت آن است که در یک اقتصاد تورمی همانند اقتصاد ایران، غیرممکن است که بتوان از انتقال فشار تورم به کالا یا سبد کالای خاصی جلوگیری کرد مگر با صرف هزینههای هنگفت. اما حدود نیم قرن است که دولتهای ایران تلاش کردهاند با تبدیل اقتصاد ایران به یک آزمایشگاه بزرگ و تکرار مکرر یک آزمایش غلط، این تئوری غیر قابل خدشه را باطل کنند؛ با این تصور که میتوان در شرایط فشار تورمی، قیمت بنزین یا قیمت سبد کالاهای وارداتی (نرخ ارز) را بدون تحمیل صورت حسابی دیگر به مردم تثبیت کرد و حتی با این اهرم، تورم را هم کنترل کرد!
🔴این سیاست غلط از یک سو باعث جهشهای چند سال یکبار نرخ ارز و شوکدرمانی بنزینی در مقاطع خاص شده و از سوی دیگر، در فواصل زمانی این جهشها و شوکها، فشار تورمی را به کالاهای ضروریتر منتقل کرده است. بیماری هلندی و بادکنک فریدمن توضیح سادهتری از این انتقال فشار تورمی هستند. فریدمن اقتصاد را به بادکنکی تشبیه میکند که افزایش نقدینگی در اقتصاد شبیه فوت کردن در آن بادکنک عمل میکند و قاعدتا همه سطح بادکنک باید به یک اندازه متورم شود اما میتوان با فشار انگشت از تورم بادکنک در نقطه خاصی جلوگیری کرد که این کار اگرچه امکانپذیر است اما تورم آن قسمت را به سطوح دیگر منتقل میکند؛ همان اتفاقی که با تثبیت نرخ بنزین و سایر نرخهای خاص در اقتصاد میافتد و فشار تورم به سایر گروهها منتقل میشود.
🔴به عنوان مثال، اینکه نسبت هزینه خرید یا اجاره مسکن به درآمد سرانه در ایران بسیار بالاتر از سایر نقاط جهان است یا این که دولت میتواند سیاست قیمت چند برابری خودرو (با کیفیت نازل) را با موفقیت اجرا کند تنها بخشی از صورت حسابی است که بابت بنزین ارزان به مردم تحمیل میشود. در عین حال، اگر در صورت حساب بنزین ارزان دقت شود اقلام دیگری را نیز میتوان مشاهده کرد که مهمترین آن تأمین کسری بودجه ناشی از ارزانفروشی بنزین از محل چاپ پول (بخوانید بیارزشسازی پول داخل جیب مردم) است که چرخه خبیثه تورم و عوارض پیشگفته را تقویت میکند.
🔴حال که صورت حساب سنگین بنزین ارزان شفاف شد سوال این است که چرا ارادهای برای خارج شدن از این باتلاق وجود ندارد؟ سیاستگذاران میگویند مردم نمیپذیرند! این ادعا اگر درست هم باشد توجیه قابل قبولی برای بیعملی دولت نیست؛ دولتی که نتواند مردم را با یک سیاست صحیح همراه کند قابل ملامت است نه مردم. اما اگر فرض بر این است که مردم نمیپذیرند سوال این است که پس چرا در سال ۹۳ افزایش ۵۰ درصدی قیمت بنزین را به رغم حجم انبوه جوسازی منتقدان دولت پذیرفتند؟
🔴ممکن است تغییر نظر مردم در این مقطع و مقاومت برخی گروهها به این دلیل باشد که احساس میکنند صورتحساب بنزین ارزان را این بار بر خلاف سال ۹۳ پیشاپیش پرداخت کردهاند (به دلیل تلاطمات اقتصادی دو سال اخیر)که اینجا هم سیاستگذار مقصر است. کلید خروج از این وضعیت در دست دولت است و آن چیزی نیست جز جلب اعتماد مردم از مسیر طرح صادقانه و شفاف مسائل کشور و تلاش برای همراهسازی مردم.
🔴دولتمردان باید بدانند حتی اگر به بهانه عدم پذیرش عمومی، نتوانند اصلاحات اقتصادی را به پیش ببرند، مقصر آنها هستند نه مردم. چرا که سیاستگذاران اقتصادی یا نمیدانند که اصلاحات اقتصادی چیست که از لحاظ اخلاقی مردودند؛ چون جایی نشستهاند که بزرگتر از قامت آنهاست. یا میدانند و به بهانه موانع، از پیشبرد آن خودداری میکنند که در این صورت، از نظر حرفهای مردودند؛ چراکه طبق تعریف، مدیر موفق کسی است که موانع را میشناسد و مهارت لازم برای عبور از آن را دارد.
*خلاصه سرمقاله سهشنبه ۴ تیر
t.me/eghtesademirzakhani
✍🏻علی میرزاخانی
🔴منشأ گرفتاری اقتصاد ایران در بسیاری از مسائل از جمله بنزین، پاسخ غلط به پرسشهای درست نیست بلکه عموما ریشه در پاسخ درست به پرسشهای غلط دارد. به عنوان مثال، پاسخ این پرسش که بنزین ارزان خوب است یا گران، کاملا بدیهی است: هیچکدام، بنزین مجانی از هر دو بهتر است! طرح دقیقتر صورت مسأله بنزینی کشور مستلزم رجوع به یک اصل بسیار مهم در علم اقتصاد است، اینکه: در اقتصاد ناهار مجانی وجود ندارد. به عبارت دقیقتر، هر جا کالا یا خدمت مجانی یا ارزان دریافت کردید شک نکنید که هزینه آن را در جایی دیگر با شما حساب خواهند کرد و چه بسا گرانتر!
🔴بنابراین، پرسش صحیح درباره بنزین را باید اینگونه مطرح کرد: هزینه بنزین ارزان (مابهالتفاوت قیمت فروش با قیمت واقعی) کجا با مردم تسویه حساب میشود؟ و سؤال مهمتر اینکه: آیا بنزین ارزان ارزش پرداخت این صورت حساب را دارد؟ واقعیت آن است که در یک اقتصاد تورمی همانند اقتصاد ایران، غیرممکن است که بتوان از انتقال فشار تورم به کالا یا سبد کالای خاصی جلوگیری کرد مگر با صرف هزینههای هنگفت. اما حدود نیم قرن است که دولتهای ایران تلاش کردهاند با تبدیل اقتصاد ایران به یک آزمایشگاه بزرگ و تکرار مکرر یک آزمایش غلط، این تئوری غیر قابل خدشه را باطل کنند؛ با این تصور که میتوان در شرایط فشار تورمی، قیمت بنزین یا قیمت سبد کالاهای وارداتی (نرخ ارز) را بدون تحمیل صورت حسابی دیگر به مردم تثبیت کرد و حتی با این اهرم، تورم را هم کنترل کرد!
🔴این سیاست غلط از یک سو باعث جهشهای چند سال یکبار نرخ ارز و شوکدرمانی بنزینی در مقاطع خاص شده و از سوی دیگر، در فواصل زمانی این جهشها و شوکها، فشار تورمی را به کالاهای ضروریتر منتقل کرده است. بیماری هلندی و بادکنک فریدمن توضیح سادهتری از این انتقال فشار تورمی هستند. فریدمن اقتصاد را به بادکنکی تشبیه میکند که افزایش نقدینگی در اقتصاد شبیه فوت کردن در آن بادکنک عمل میکند و قاعدتا همه سطح بادکنک باید به یک اندازه متورم شود اما میتوان با فشار انگشت از تورم بادکنک در نقطه خاصی جلوگیری کرد که این کار اگرچه امکانپذیر است اما تورم آن قسمت را به سطوح دیگر منتقل میکند؛ همان اتفاقی که با تثبیت نرخ بنزین و سایر نرخهای خاص در اقتصاد میافتد و فشار تورم به سایر گروهها منتقل میشود.
🔴به عنوان مثال، اینکه نسبت هزینه خرید یا اجاره مسکن به درآمد سرانه در ایران بسیار بالاتر از سایر نقاط جهان است یا این که دولت میتواند سیاست قیمت چند برابری خودرو (با کیفیت نازل) را با موفقیت اجرا کند تنها بخشی از صورت حسابی است که بابت بنزین ارزان به مردم تحمیل میشود. در عین حال، اگر در صورت حساب بنزین ارزان دقت شود اقلام دیگری را نیز میتوان مشاهده کرد که مهمترین آن تأمین کسری بودجه ناشی از ارزانفروشی بنزین از محل چاپ پول (بخوانید بیارزشسازی پول داخل جیب مردم) است که چرخه خبیثه تورم و عوارض پیشگفته را تقویت میکند.
🔴حال که صورت حساب سنگین بنزین ارزان شفاف شد سوال این است که چرا ارادهای برای خارج شدن از این باتلاق وجود ندارد؟ سیاستگذاران میگویند مردم نمیپذیرند! این ادعا اگر درست هم باشد توجیه قابل قبولی برای بیعملی دولت نیست؛ دولتی که نتواند مردم را با یک سیاست صحیح همراه کند قابل ملامت است نه مردم. اما اگر فرض بر این است که مردم نمیپذیرند سوال این است که پس چرا در سال ۹۳ افزایش ۵۰ درصدی قیمت بنزین را به رغم حجم انبوه جوسازی منتقدان دولت پذیرفتند؟
🔴ممکن است تغییر نظر مردم در این مقطع و مقاومت برخی گروهها به این دلیل باشد که احساس میکنند صورتحساب بنزین ارزان را این بار بر خلاف سال ۹۳ پیشاپیش پرداخت کردهاند (به دلیل تلاطمات اقتصادی دو سال اخیر)که اینجا هم سیاستگذار مقصر است. کلید خروج از این وضعیت در دست دولت است و آن چیزی نیست جز جلب اعتماد مردم از مسیر طرح صادقانه و شفاف مسائل کشور و تلاش برای همراهسازی مردم.
🔴دولتمردان باید بدانند حتی اگر به بهانه عدم پذیرش عمومی، نتوانند اصلاحات اقتصادی را به پیش ببرند، مقصر آنها هستند نه مردم. چرا که سیاستگذاران اقتصادی یا نمیدانند که اصلاحات اقتصادی چیست که از لحاظ اخلاقی مردودند؛ چون جایی نشستهاند که بزرگتر از قامت آنهاست. یا میدانند و به بهانه موانع، از پیشبرد آن خودداری میکنند که در این صورت، از نظر حرفهای مردودند؛ چراکه طبق تعریف، مدیر موفق کسی است که موانع را میشناسد و مهارت لازم برای عبور از آن را دارد.
*خلاصه سرمقاله سهشنبه ۴ تیر
t.me/eghtesademirzakhani
Telegram
كانال علی میرزاخانی
سردبیر «فردای اقتصاد»
@mir1350
اینستاگرام:
Instagram.com/alimirzakhani1400
@mir1350
اینستاگرام:
Instagram.com/alimirzakhani1400
Ehsan's Notes
اسماعیل میرفخرایی - دکتر مکری – جهان شگفت انگیز مغز 1
اگر میخواید وارد دنیای شگفت انگیز «علوم شناختی» ( cognitive science ) بشید، شنیدن و دنبال کردن این پادکست رو پیشنهاد میکنم
Forwarded from Webna News
بیانیه سازمان نظام صنفی رایانهای کشور در رابطه با قطع اینترنت؛
سازمان نظام صنفی رایانهای تلاش دارد آگاهی حاکمیت در خصوص تصمیماتی نظیر قطع اینترنت را بالا ببرد
https://bit.ly/33iDabw
@webnanews
سازمان نظام صنفی رایانهای تلاش دارد آگاهی حاکمیت در خصوص تصمیماتی نظیر قطع اینترنت را بالا ببرد
https://bit.ly/33iDabw
@webnanews
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
🔹 دولتها از کدام «مردم» رای میگیرند و منافع کدام «مردم» را نمایندگی میکنند؟
✍️ پرویز گیلانی
تلقی عمومی این است که آدمهای خیرخواه کلید حل مشکلات هستند و اگر منابع کشور به سیاستمداران پاک و عاری از انگیزه سودجویی سپرده شود، به بهترین شکل تخصیص داده خواهد شد. اما در اقتصاد سیاسی اصل بر این است که سیاستمدار اصولاً نمیتواند خیرخواه باشد و هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم انتخابهای او مبتنی بر خیرخواهی برای همه جامعه است. سیاستگذار هم مثل همه انسانها و گروههای اجتماعی اهداف و منافع خودش را دارد و به انگیزهها و سازوکارهای انگیزشی واکنش نشان میدهد. بنابراین اگر میخواهیم ببینم سیاستگذار چگونه یک گزینه را انتخاب و گزینه دیگر را رد میکند باید به انگیزههای او توجه کنیم.
مثلاً برای فرآیند اصلاح قیمت انرژی که یکی از مصادیق شکست سیاستگذاری در کشور ما قلمداد میشود هیچگاه به صورت اصولی چارهای اندیشیده نشده و باید ببینیم سیاستگذار چرا گزینه «اصلاح بازار انرژی» را رد و هزینه گزافی میکند تا قیمت آن را به صورت دستوری پایین نگه دارد.
به اعتقاد اقتصاددانان اینجا با دو مساله مواجه هستیم؛ یکی منافع سیاستمدار است که اصولاً نمیتواند خیرخواه باشد و دیگری منافع افراد یا جامعهای است که سیاستمداران را انتخاب میکنند.
به نظر میرسد اقتصاد ایران در نیمقرن گذشته در چنین تلهای گرفتار شده که خارج شدن از آن به این آسانیها نیست. چرا؟ چون نتایجی که ممکن است اصلاحات اقتصادی به دنبال داشته باشد به مذاق سه گروه خوش نمیآید:
گروه اول سیاستمدارانی هستند که تنها در کوران انتخابات وعده اصلاح ساختار میدهند و زمانی که به قدرت میرسند مدافع «وضع موجود» میشوند.
گروه دوم آن بخش از جامعه هستند که منتفع این وضع هستند و رفاه خود را در تداوم آن میبینند و به کسی رای میدهند که تعادل موجود را حفظ کند.
گروه سوم را بروکراتهایی تشکیل میدهند که بهبود کیفیت سیاستگذاری و اصلاحات اقتصادی، آینده کاریشان را به خطر میاندازد.
به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که دولتها معمولا خود را نماینده مرفهین شهرنشین میدانند و مداخله در اقتصاد را بر اساس منافع این طبقه تعریف میکنند و از دل این همپیمانی، مقاومت در برابر اصلاحات اقتصادی بیرون میآید. خلاصه اینکه اقتصادمان به ظاهر برای حمایت از اقشار کم درآمد سازماندهی شده اما به صورت سیستماتیک و نظاممند به پولدارها یارانه میدهد و جهتگیریاش به گونهای بوده که عمدتاً اقشار پردرآمد از آن منتفع شدهاند. در واقع ساختار اقتصادی ما نهتنها فقر را کاهش نداده که آن را عمیقتر هم کرده است.
زمان آن رسیده که افسانه خیرخواه بودن سیاستمدار را فراموش کنیم و شراکت با سیاستمداران را کنار بگذاریم و بدانیم دفاع سیاستمدار از اقتصاد دولتی یکی از موانع اصلی توسعه نیافتگی کشور است. بدانیم عدالت اجتماعی سرابی است که سیاستمداران وعدهاش را میدهند و این سراب در تعارض با آزادی اقتصادی است که دنیا به پشتوانه آن پیشرفت کرده است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
✍️ پرویز گیلانی
تلقی عمومی این است که آدمهای خیرخواه کلید حل مشکلات هستند و اگر منابع کشور به سیاستمداران پاک و عاری از انگیزه سودجویی سپرده شود، به بهترین شکل تخصیص داده خواهد شد. اما در اقتصاد سیاسی اصل بر این است که سیاستمدار اصولاً نمیتواند خیرخواه باشد و هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم انتخابهای او مبتنی بر خیرخواهی برای همه جامعه است. سیاستگذار هم مثل همه انسانها و گروههای اجتماعی اهداف و منافع خودش را دارد و به انگیزهها و سازوکارهای انگیزشی واکنش نشان میدهد. بنابراین اگر میخواهیم ببینم سیاستگذار چگونه یک گزینه را انتخاب و گزینه دیگر را رد میکند باید به انگیزههای او توجه کنیم.
مثلاً برای فرآیند اصلاح قیمت انرژی که یکی از مصادیق شکست سیاستگذاری در کشور ما قلمداد میشود هیچگاه به صورت اصولی چارهای اندیشیده نشده و باید ببینیم سیاستگذار چرا گزینه «اصلاح بازار انرژی» را رد و هزینه گزافی میکند تا قیمت آن را به صورت دستوری پایین نگه دارد.
به اعتقاد اقتصاددانان اینجا با دو مساله مواجه هستیم؛ یکی منافع سیاستمدار است که اصولاً نمیتواند خیرخواه باشد و دیگری منافع افراد یا جامعهای است که سیاستمداران را انتخاب میکنند.
به نظر میرسد اقتصاد ایران در نیمقرن گذشته در چنین تلهای گرفتار شده که خارج شدن از آن به این آسانیها نیست. چرا؟ چون نتایجی که ممکن است اصلاحات اقتصادی به دنبال داشته باشد به مذاق سه گروه خوش نمیآید:
گروه اول سیاستمدارانی هستند که تنها در کوران انتخابات وعده اصلاح ساختار میدهند و زمانی که به قدرت میرسند مدافع «وضع موجود» میشوند.
گروه دوم آن بخش از جامعه هستند که منتفع این وضع هستند و رفاه خود را در تداوم آن میبینند و به کسی رای میدهند که تعادل موجود را حفظ کند.
گروه سوم را بروکراتهایی تشکیل میدهند که بهبود کیفیت سیاستگذاری و اصلاحات اقتصادی، آینده کاریشان را به خطر میاندازد.
به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که دولتها معمولا خود را نماینده مرفهین شهرنشین میدانند و مداخله در اقتصاد را بر اساس منافع این طبقه تعریف میکنند و از دل این همپیمانی، مقاومت در برابر اصلاحات اقتصادی بیرون میآید. خلاصه اینکه اقتصادمان به ظاهر برای حمایت از اقشار کم درآمد سازماندهی شده اما به صورت سیستماتیک و نظاممند به پولدارها یارانه میدهد و جهتگیریاش به گونهای بوده که عمدتاً اقشار پردرآمد از آن منتفع شدهاند. در واقع ساختار اقتصادی ما نهتنها فقر را کاهش نداده که آن را عمیقتر هم کرده است.
زمان آن رسیده که افسانه خیرخواه بودن سیاستمدار را فراموش کنیم و شراکت با سیاستمداران را کنار بگذاریم و بدانیم دفاع سیاستمدار از اقتصاد دولتی یکی از موانع اصلی توسعه نیافتگی کشور است. بدانیم عدالت اجتماعی سرابی است که سیاستمداران وعدهاش را میدهند و این سراب در تعارض با آزادی اقتصادی است که دنیا به پشتوانه آن پیشرفت کرده است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
مرگ تدریجی یک رویا
✍️ افزایش قیمت بنزین نیز همانند سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی به شکل نامناسبی اجرا شد و حوادثی را پیش آورد که بیش از پیش توانایی سیاستگذاران اقتصادی کشور را با شک و تردید روبهرو کرد.
✍️ سادهانگارانه خواهد بود اگر این اتفاقات را تنها در قالب نتیجه سیاست دلار ۴۲۰۰ یا نتیجه افزایش قیمت بنزین یا حتی فراتر از آن نتیجه ناکارآیی مشهود دولت حاضر تحلیل کرد.
✍️ باید پذیرفت که هنوز بعد از چند دهه، سیاستگذاران کشور نمیدانند به دنبال چه هستند. این سردرگمی را میتوان به سادگـی در تناقض بین گفتار و عمل و حتی در گفتار امروز و دیروز آنها دید و «خود درستپنداری» آنها در مواجهه با مشکلات نیز شاهدی دیگر از آن است.
✍️ هنوز نمیدانند که آیا به دنبـال اقتصادی پویا هستند که در آن تخصیص منابع بر مبنای رقابت صورت میگیرد و با بازارهای جهانی تعامل دارد یا اقتصادی را میپسندند که در آن دولت منابع را تخصیص میدهد و سعی در تامین حداقل مایحتاج مردم در درون مرزهای خود دارد؟ همچنان سیاستگذاری کشور بر مدار اعمال گزینه دوم اما در لفافه قلب مفاهیم گزینه اول میچرخد.
✍️ خالی کردن واژهها از معانی و وفادار نبودن به اصول و تعاریف علمی با بهکارگیری پیشوند و پسوندهای خود ساخته و توسل به توجیه محدودیتهای زمانی و مکانی همه ابزارهایی هستند که در جهت رنگ کردن گنجشک اقتصاد دولتی و فروش آن به جای قناری اقتصاد رقابتی صورت میگیرد، غافل از اینکه بالاخره این گنجشک رنگشده باید بخواند و خریدار نیز به تدریج متوجه صدای آن میشود.
✍️ درحالیکه نرخ فقر از نسبت 5.2 درصد در سال ۸۴ با جهشی ۷ برابری به 34.9 درصد در سال ۹۷ رسیده، نباید تعجب کرد که چرا مردم افزایش قیمت بنزین را که در صلاح آن شکی نیست، به راحتی برنتابند.
✍️ در تمام پانزده سال گذشته نرخ تورم دو رقمی، کم و بیش، مهمان سفره این مردم بوده است و آنهـا با متوسط نرخ بیکاری ۱۱ درصدی و کمکاری گسترده دست به گریبان بودهاند؛ اما در تمام این دوران راهکار سیاستگذار و پشتوانه فکری آن، تنها و تنها توزیع فقـر بوده است.
✍️ اگر سیاستگذار چشم به درآمدهای مالیاتی دارد باید بداند جریان درآمدهای مالیاتی تنها در مقابل شفافیت در هزینهها و پاسخگویی سیاستگذار نسبت به انتخاب سیاستها و به عبارت دیگر «تخصیص منابع» و همچنین انتخاب بدون محدودیت سیاستگذاران جاری میشود.
✍️ آیا به واقع سیاستگذار حاضر به تامین شرایط جاری شدن درآمدهای مالیاتی هست؟ که اگر نباشد انتظار وی از درآمدهای مالیاتی نیز محقق نخواهد شد. باید پذیرفت که فعال شدن بیشتر سیاستگذار در تخصیص منابع به قیمت به انفعال کشیدن هر چه بیشتر مردم و فعالان اقتصادی به شکافی عمیق بین سیاستگذار و فعالان اقتصادی منجر شده که به تدریج اجرای سیاستهای مورد نظر سیاستگذار را با عدم همراهی مردم و فعالان اقتصادی مواجه میکند.
✍️ رویای تخصیص کارآی منابع توسط دولتی حتی با «یک دو جین عنوان مثبت» تنها رویایی شیرین است که در نهایت برای مردم به جز مسینهای کم حجم، سنگین و با نشتی فراوان (رانت) چیزی به ارمغان نمیآورد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3598091
✍️ افزایش قیمت بنزین نیز همانند سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی به شکل نامناسبی اجرا شد و حوادثی را پیش آورد که بیش از پیش توانایی سیاستگذاران اقتصادی کشور را با شک و تردید روبهرو کرد.
✍️ سادهانگارانه خواهد بود اگر این اتفاقات را تنها در قالب نتیجه سیاست دلار ۴۲۰۰ یا نتیجه افزایش قیمت بنزین یا حتی فراتر از آن نتیجه ناکارآیی مشهود دولت حاضر تحلیل کرد.
✍️ باید پذیرفت که هنوز بعد از چند دهه، سیاستگذاران کشور نمیدانند به دنبال چه هستند. این سردرگمی را میتوان به سادگـی در تناقض بین گفتار و عمل و حتی در گفتار امروز و دیروز آنها دید و «خود درستپنداری» آنها در مواجهه با مشکلات نیز شاهدی دیگر از آن است.
✍️ هنوز نمیدانند که آیا به دنبـال اقتصادی پویا هستند که در آن تخصیص منابع بر مبنای رقابت صورت میگیرد و با بازارهای جهانی تعامل دارد یا اقتصادی را میپسندند که در آن دولت منابع را تخصیص میدهد و سعی در تامین حداقل مایحتاج مردم در درون مرزهای خود دارد؟ همچنان سیاستگذاری کشور بر مدار اعمال گزینه دوم اما در لفافه قلب مفاهیم گزینه اول میچرخد.
✍️ خالی کردن واژهها از معانی و وفادار نبودن به اصول و تعاریف علمی با بهکارگیری پیشوند و پسوندهای خود ساخته و توسل به توجیه محدودیتهای زمانی و مکانی همه ابزارهایی هستند که در جهت رنگ کردن گنجشک اقتصاد دولتی و فروش آن به جای قناری اقتصاد رقابتی صورت میگیرد، غافل از اینکه بالاخره این گنجشک رنگشده باید بخواند و خریدار نیز به تدریج متوجه صدای آن میشود.
✍️ درحالیکه نرخ فقر از نسبت 5.2 درصد در سال ۸۴ با جهشی ۷ برابری به 34.9 درصد در سال ۹۷ رسیده، نباید تعجب کرد که چرا مردم افزایش قیمت بنزین را که در صلاح آن شکی نیست، به راحتی برنتابند.
✍️ در تمام پانزده سال گذشته نرخ تورم دو رقمی، کم و بیش، مهمان سفره این مردم بوده است و آنهـا با متوسط نرخ بیکاری ۱۱ درصدی و کمکاری گسترده دست به گریبان بودهاند؛ اما در تمام این دوران راهکار سیاستگذار و پشتوانه فکری آن، تنها و تنها توزیع فقـر بوده است.
✍️ اگر سیاستگذار چشم به درآمدهای مالیاتی دارد باید بداند جریان درآمدهای مالیاتی تنها در مقابل شفافیت در هزینهها و پاسخگویی سیاستگذار نسبت به انتخاب سیاستها و به عبارت دیگر «تخصیص منابع» و همچنین انتخاب بدون محدودیت سیاستگذاران جاری میشود.
✍️ آیا به واقع سیاستگذار حاضر به تامین شرایط جاری شدن درآمدهای مالیاتی هست؟ که اگر نباشد انتظار وی از درآمدهای مالیاتی نیز محقق نخواهد شد. باید پذیرفت که فعال شدن بیشتر سیاستگذار در تخصیص منابع به قیمت به انفعال کشیدن هر چه بیشتر مردم و فعالان اقتصادی به شکافی عمیق بین سیاستگذار و فعالان اقتصادی منجر شده که به تدریج اجرای سیاستهای مورد نظر سیاستگذار را با عدم همراهی مردم و فعالان اقتصادی مواجه میکند.
✍️ رویای تخصیص کارآی منابع توسط دولتی حتی با «یک دو جین عنوان مثبت» تنها رویایی شیرین است که در نهایت برای مردم به جز مسینهای کم حجم، سنگین و با نشتی فراوان (رانت) چیزی به ارمغان نمیآورد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3598091
روزنامه دنیای اقتصاد
مرگ تدریجی یک رویا
افزایش قیمت بنزین نیز همانند سیاست دلار 4200 تومانی به شکل نامناسبی اجرا شد و حوادثی را پیش آورد که بیش از پیش توانایی سیاستگذاران اقتصادی کشور را با شک و تردید روبهرو کرد. همچـون دلار 4200، افزایش قیمت بنزین نیز سیاستی غریبه برای مردم و نظام اجرایی کشور…
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein Khaleqi)
پنج اشتباه بزرگ در تحلیل اوضاع امروز!
۱. اعتراض های اخیر فقط اقتصادی است. افزایش قیمت سوخت تنها جرقه اعتراض هاست، نه علت آن. یک اشتباه رایج وجود دارد که همه چیز به اقتصاد و افزایش قیمت سوخت تقلیل داده می شود، این پیش فرض به کل خطاست، شلوغی در خیابان بیش از اینکه دلیل اقتصادی داشته باشد، دلیل سیاسی دارد. اعتراض کور در کف خیابان نشانه به بن بست رسیدن سیاست است، این هم یعنی سیاست ورزی به شکل کنونی کارکرد خود را از دست داده است. کار اهالی سیاست گفتگو و یارگیری از گروه های مختلف شهروندان و آماده کردن آنها برای تغییرات درست است، وقتی گروه های سیاسی در انجام این نقش خود ناتوان بمانند، بدیهی است که نارضایتی خود را کف خیابان نشان می دهد. بعید است اعتراض ها و آشوب های کنونی بالا بگیرد، به احتمال زیاد به زودی فرو خواهد نشست، ولی بدون پروژه موجه سیاسی دوباره باید منتظر رویدادهای مشابه بود. تدوین یک پروژه سیاسی مناسب از نان شب هم برای اهالی سیاست ایران واجب تر است، ولی متاسفانه حتی نشانه هایی از آن هم در افق دیده نمی شود.
۲. آدم های عادی چیزی از اوضاع و صلاح جهان نمی فهمند. شهروندان اگر چیزی از علم اقتصاد هم ندانند، در امور شخصی خود بسیار هوشمند عمل می کنند، خیلی ها این حرف درست که تورم (شاخص کلان) پدیده ای پولی است و با افزایش قیمت سوخت به تنهایی تورم رخ نخواهد داد را شاید متوجه نشوند، ولی کاهش قدرت خرید (شاخص خرد) خود را به خوبی حس می کنند. کسی اقتصاد هم نخوانده باشد اینقدر درایت دارد که وقتی قیمت سوخت اش به هزار دلیل موجه جهانی محاسبه می شود، بفهمد قیمت خودرویی (کالایی تجارت پذیر) که می خواهد سوار شود و بسیاری کالاهای دیگر هم باید از همین منطق پیروی کند. اگر چیزی را از کسی می گیریم، باید مشوقی مناسب و کارآمد (و نه پرداخت حق السکوت های یارانه ای به برخی اقشار) را در ازای آن به همه شهروندان ارائه کنیم، چیزی که در درازمدت به بهبود وضعیت همه شهروندان بینجامد.
۳. تئوری مال کتاب هاست، در واقعیت باید "عمل گرا" بود. پیش نیاز یک اصلاح جدی وجود تئوری مناسب است، بدون این تئوری فقط مجموعه ای از اقدامات پراکنده و به اصطلاح "مقتضی" خواهیم داشت که فقط مشکل را بدتر می کنند. وقتی قیمت سوخت اصلاح می شود، باید اجازه داد قیمت ها در بازارهای دیگر هم خود را اصلاح کنند، از یک طرف قیمت سوخت را آزاد می کنیم، ولی با راه انداختن گشت های نظارت بر بازار دنبال سرکوب قیمت هاییم و هر روز ماده و تبصره جدیدی برای کنترل اوضاع وصل می کنیم، طبیعی است که این "عمل گرایی" بعید است به کار بیاید.
۴. اقناع شهروندان عملی نیست، کار را پیش می بریم، مردم عادت می کنند. کشوری وسیع و پرجمعیت مانند ایران با هر میزان منابع در دسترس تنها با زور و اقتدار دولتی اداره نمی شود، نیاز به درجاتی از اقناع و همکاری افکار عمومی وجود دارد. هیچ دولتی نمی تواند واقعیت را شبیه خواسته های خود کند. باید این اطمینان را داد که اصلاحات به نفع آدمهاست، والا خیرخواهانه ترین طرح ها هم کاری پیش نمی برند. شاید کار دولت اعتدال در قضیه اخیر شجاعت تلقی شود، ولی وقتی با اعلام یکباره آن همه را غافلگیر می کند، بعید است جز آب ریختن به آسیاب رقبای داخلی و دشمنان خارجی حاصلی داشته باشد. با مردم گفتگو کردن و اقناع آنها به معنی دوره گرفتن و راه افتادن از این شهر به آن شهر و نمایش عمومی نیست، هرچند گاهی این هم به عنوان یک تاکتیک می تواند موثر باشد. باید با لشکر اندیشه و اثرگذاران بر اندیشه مردم به گفتگو نشست. دولت اعتدال در این زمینه خوب عمل نکرد، استراتژی روابط عمومی نداشت، ندارد و از قرار نخواهد داشت. حتی بسیاری از کسانی که به نوعی حامی واقعی کردن قیمت سوخت بودند، در مواجهه با این شکل از اجرا چندان امکان دفاع از یک سیاست درست را پیدا نکردند. وقتی در تریبون های عمومی با نوعی تحقیر به اهالی اقتصاد گفته می شد که دوباره درس هایشان را بخوانند تا واقعیت های اقتصاد ایران را دریابند، باید فکر روزهای سخت را هم می کردیم.
۵. در "شرایط حساس کنونی" روال با اوضاع عادی تفاوت دارد و دولت می تواند خیلی کارها انجام دهد. اجازه دهید مورد خاص قطع اینترنت را مثال بزنم، هرچند به بهانه امنیت ملی و حفظ نظم صورت گرفته باشد، در تحلیل نهایی چیزی جز تضییع حقوق مالکیت افراد نیست. در واقع یادآور یک اتوریته بی مهار هست که هر وقت صلاح بداند (به بهانه "شرایط حساس کنونی") مردم را از امکاناتشان محروم می کند و نیازی به توضیح هم نمی بیند و شهروندان هم ابزاری هم برای کنترل آن ندارند. طبیعی است که سرمایه گذاران داخلی و خارجی هم نسبت به دولت هایی همواره "درگیر شرایط حساس کنونی" با تردید نگاه می کنند، کاهش سرمایه گذاری هم به معنای تکرار همین مصائب اخیر در آینده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
۱. اعتراض های اخیر فقط اقتصادی است. افزایش قیمت سوخت تنها جرقه اعتراض هاست، نه علت آن. یک اشتباه رایج وجود دارد که همه چیز به اقتصاد و افزایش قیمت سوخت تقلیل داده می شود، این پیش فرض به کل خطاست، شلوغی در خیابان بیش از اینکه دلیل اقتصادی داشته باشد، دلیل سیاسی دارد. اعتراض کور در کف خیابان نشانه به بن بست رسیدن سیاست است، این هم یعنی سیاست ورزی به شکل کنونی کارکرد خود را از دست داده است. کار اهالی سیاست گفتگو و یارگیری از گروه های مختلف شهروندان و آماده کردن آنها برای تغییرات درست است، وقتی گروه های سیاسی در انجام این نقش خود ناتوان بمانند، بدیهی است که نارضایتی خود را کف خیابان نشان می دهد. بعید است اعتراض ها و آشوب های کنونی بالا بگیرد، به احتمال زیاد به زودی فرو خواهد نشست، ولی بدون پروژه موجه سیاسی دوباره باید منتظر رویدادهای مشابه بود. تدوین یک پروژه سیاسی مناسب از نان شب هم برای اهالی سیاست ایران واجب تر است، ولی متاسفانه حتی نشانه هایی از آن هم در افق دیده نمی شود.
۲. آدم های عادی چیزی از اوضاع و صلاح جهان نمی فهمند. شهروندان اگر چیزی از علم اقتصاد هم ندانند، در امور شخصی خود بسیار هوشمند عمل می کنند، خیلی ها این حرف درست که تورم (شاخص کلان) پدیده ای پولی است و با افزایش قیمت سوخت به تنهایی تورم رخ نخواهد داد را شاید متوجه نشوند، ولی کاهش قدرت خرید (شاخص خرد) خود را به خوبی حس می کنند. کسی اقتصاد هم نخوانده باشد اینقدر درایت دارد که وقتی قیمت سوخت اش به هزار دلیل موجه جهانی محاسبه می شود، بفهمد قیمت خودرویی (کالایی تجارت پذیر) که می خواهد سوار شود و بسیاری کالاهای دیگر هم باید از همین منطق پیروی کند. اگر چیزی را از کسی می گیریم، باید مشوقی مناسب و کارآمد (و نه پرداخت حق السکوت های یارانه ای به برخی اقشار) را در ازای آن به همه شهروندان ارائه کنیم، چیزی که در درازمدت به بهبود وضعیت همه شهروندان بینجامد.
۳. تئوری مال کتاب هاست، در واقعیت باید "عمل گرا" بود. پیش نیاز یک اصلاح جدی وجود تئوری مناسب است، بدون این تئوری فقط مجموعه ای از اقدامات پراکنده و به اصطلاح "مقتضی" خواهیم داشت که فقط مشکل را بدتر می کنند. وقتی قیمت سوخت اصلاح می شود، باید اجازه داد قیمت ها در بازارهای دیگر هم خود را اصلاح کنند، از یک طرف قیمت سوخت را آزاد می کنیم، ولی با راه انداختن گشت های نظارت بر بازار دنبال سرکوب قیمت هاییم و هر روز ماده و تبصره جدیدی برای کنترل اوضاع وصل می کنیم، طبیعی است که این "عمل گرایی" بعید است به کار بیاید.
۴. اقناع شهروندان عملی نیست، کار را پیش می بریم، مردم عادت می کنند. کشوری وسیع و پرجمعیت مانند ایران با هر میزان منابع در دسترس تنها با زور و اقتدار دولتی اداره نمی شود، نیاز به درجاتی از اقناع و همکاری افکار عمومی وجود دارد. هیچ دولتی نمی تواند واقعیت را شبیه خواسته های خود کند. باید این اطمینان را داد که اصلاحات به نفع آدمهاست، والا خیرخواهانه ترین طرح ها هم کاری پیش نمی برند. شاید کار دولت اعتدال در قضیه اخیر شجاعت تلقی شود، ولی وقتی با اعلام یکباره آن همه را غافلگیر می کند، بعید است جز آب ریختن به آسیاب رقبای داخلی و دشمنان خارجی حاصلی داشته باشد. با مردم گفتگو کردن و اقناع آنها به معنی دوره گرفتن و راه افتادن از این شهر به آن شهر و نمایش عمومی نیست، هرچند گاهی این هم به عنوان یک تاکتیک می تواند موثر باشد. باید با لشکر اندیشه و اثرگذاران بر اندیشه مردم به گفتگو نشست. دولت اعتدال در این زمینه خوب عمل نکرد، استراتژی روابط عمومی نداشت، ندارد و از قرار نخواهد داشت. حتی بسیاری از کسانی که به نوعی حامی واقعی کردن قیمت سوخت بودند، در مواجهه با این شکل از اجرا چندان امکان دفاع از یک سیاست درست را پیدا نکردند. وقتی در تریبون های عمومی با نوعی تحقیر به اهالی اقتصاد گفته می شد که دوباره درس هایشان را بخوانند تا واقعیت های اقتصاد ایران را دریابند، باید فکر روزهای سخت را هم می کردیم.
۵. در "شرایط حساس کنونی" روال با اوضاع عادی تفاوت دارد و دولت می تواند خیلی کارها انجام دهد. اجازه دهید مورد خاص قطع اینترنت را مثال بزنم، هرچند به بهانه امنیت ملی و حفظ نظم صورت گرفته باشد، در تحلیل نهایی چیزی جز تضییع حقوق مالکیت افراد نیست. در واقع یادآور یک اتوریته بی مهار هست که هر وقت صلاح بداند (به بهانه "شرایط حساس کنونی") مردم را از امکاناتشان محروم می کند و نیازی به توضیح هم نمی بیند و شهروندان هم ابزاری هم برای کنترل آن ندارند. طبیعی است که سرمایه گذاران داخلی و خارجی هم نسبت به دولت هایی همواره "درگیر شرایط حساس کنونی" با تردید نگاه می کنند، کاهش سرمایه گذاری هم به معنای تکرار همین مصائب اخیر در آینده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
Forwarded from KhatamiMedia
🎙واکنش سیدمحمد خاتمی به وقایع اخیر کشور: نیازمند بهبود حکمرانی هستیم/ در سیاستها و رویکردها بازنگری شود
سیدمحمد خاتمی عصر روز سهشنبه، پنجم آذرماه ۱۳۹۸، در جمع فعالان سیاسی و اجتماعی با ابراز تاسف عمیق از وقایع اخیر کشور و جان باختن عدهای از هموطنان، بررسی منصفانه این حوادث، اقدام دولت برای کاهش فشار به اقشار محروم، بازنگری در سیاستها و رویکردها و باز شدن فضای گفتوگو برای ترمیم پیوند آسیب دیده میان جامعه و حاکمیت را خواستار شد.
🔘 عمیقاً از جانباختن عدهای از هموطنانم متأسف و دردمندم و به مردم ایران تسلیت میگویم
🔘 سهم عوامل مختلف در حوادث اخیر از جمله ریشههای نارضایتی باید مشخص شود
🔘 هیچ حکومتی حق ندارد در مواجهه با معترضان به خشونت و سرکوب متوسل شود
🔘 در مورد افزایش قیمت بنزین، میشد مسؤولین تدبیر مناسبتری اتخاذ کنند
🔘 دولت باید برای کاهش فشار به اقشار محروم بیش از پیش بکوشد
🔘 اعتراضها ریشهدار است و برای کاهش آن نیازمند بهبود شیوههای حکمرانی هستیم
🔘 صف معترضان مسالمتجو را باید از کسانی که طالب آشوباند جدا نمود
🔘 برای ترمیم پیوند آسیب دیده میان جامعه و حاکمیت لازم است فضای گفتوگو باز شود
🔘 باید با انصاف و عدالت و رحمت، سریعاً به وضع بازداشتشدگان رسیدگی کرد
🌐 با بازنشر این پست رسانه رسمی سیدمحمد خاتمی را به دیگران معرفی کنید
رسانه شمایید📱
🇮🇷 @khatamimedia
سیدمحمد خاتمی عصر روز سهشنبه، پنجم آذرماه ۱۳۹۸، در جمع فعالان سیاسی و اجتماعی با ابراز تاسف عمیق از وقایع اخیر کشور و جان باختن عدهای از هموطنان، بررسی منصفانه این حوادث، اقدام دولت برای کاهش فشار به اقشار محروم، بازنگری در سیاستها و رویکردها و باز شدن فضای گفتوگو برای ترمیم پیوند آسیب دیده میان جامعه و حاکمیت را خواستار شد.
🔘 عمیقاً از جانباختن عدهای از هموطنانم متأسف و دردمندم و به مردم ایران تسلیت میگویم
🔘 سهم عوامل مختلف در حوادث اخیر از جمله ریشههای نارضایتی باید مشخص شود
🔘 هیچ حکومتی حق ندارد در مواجهه با معترضان به خشونت و سرکوب متوسل شود
🔘 در مورد افزایش قیمت بنزین، میشد مسؤولین تدبیر مناسبتری اتخاذ کنند
🔘 دولت باید برای کاهش فشار به اقشار محروم بیش از پیش بکوشد
🔘 اعتراضها ریشهدار است و برای کاهش آن نیازمند بهبود شیوههای حکمرانی هستیم
🔘 صف معترضان مسالمتجو را باید از کسانی که طالب آشوباند جدا نمود
🔘 برای ترمیم پیوند آسیب دیده میان جامعه و حاکمیت لازم است فضای گفتوگو باز شود
🔘 باید با انصاف و عدالت و رحمت، سریعاً به وضع بازداشتشدگان رسیدگی کرد
🌐 با بازنشر این پست رسانه رسمی سیدمحمد خاتمی را به دیگران معرفی کنید
رسانه شمایید📱
🇮🇷 @khatamimedia
🚫 آقای معاون وزیر بهداشت مطرح کرده اند که : «
مافیای سیگار اجازه نداد مالیات بر سیگار ۱۰ درصد افزایش پیدا کند / اگر این اتفاق می افتاد، سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد برای کشور داشت.»
☑️ با مراجعه به قانون بودجه سال 98، میشود فهمید که پیش بینی مالیاتی از سیگار 2,200 میلیارد تومانه. پس اگر قرار باشد درآمد 20,000 میلیارد تومانی محقق شود، باید مالیات آن 10 برابر شود نه 10 درصد.
🌐 https://www.entekhab.ir/fa/news/515105/%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B2%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA
☑️ @ehsanmnotes
مافیای سیگار اجازه نداد مالیات بر سیگار ۱۰ درصد افزایش پیدا کند / اگر این اتفاق می افتاد، سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد برای کشور داشت.»
☑️ با مراجعه به قانون بودجه سال 98، میشود فهمید که پیش بینی مالیاتی از سیگار 2,200 میلیارد تومانه. پس اگر قرار باشد درآمد 20,000 میلیارد تومانی محقق شود، باید مالیات آن 10 برابر شود نه 10 درصد.
🌐 https://www.entekhab.ir/fa/news/515105/%D9%85%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%B2%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA
☑️ @ehsanmnotes
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب | Entekhab.ir
مافیای سیگار اجازه نداد مالیات بر سیگار ۱۰ درصد افزایش پیدا کند / اگر این اتفاق می افتاد، سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد برای…
اظهارات اخیر معاون بهداشت وزارت بهداشت نشان میدهد، اگر به جای گرانی بنزین، فقط ۱۰ درصد مالیات سیگار افزایش مییافت، درصد قابل توجهی از درآمد ناشی از گرانی بنزین به دست میآمد و طبیعتا نیازی به گرانی بنزین نبود. اما به گفته او، مافیای سیگار این اجازه را نداده…
Forwarded from Webna News
یادداشت شایان شلیله، عضو هیئت مدیره انجمن صنفی کسبوکارهای اینترنتی در رابطه با قطع اینترنت؛
در مورد این اوضاع با اینترنت و بیاینترنتی
dlvr.it/RKRncv
@webnanews
در مورد این اوضاع با اینترنت و بیاینترنتی
dlvr.it/RKRncv
@webnanews
Forwarded from تفکر
معرفتِ ما از راهِ آزمون و حذفِ خطا رشد میکند، و تفاوتِ عمده بین رشد معرفت در دورهی پیش از علوم جدید و رشد علمی در این دوره این است که ما آگاهانه در تراز علمی خطاهایمان جستوجو کنیم، و اختیارِ آگاهانهی روش انتقادی، ابزار عمدهی رشد میشود. روش انتقادی-یا رویکرد انتقادی-بهطور کلی به جستوجوی مشکلات یا تناقضات، و حل و رفعِ موقتی آنها بستگی دارد. خصلتِ خاص این رویکرد، همان آزمونهای انتقادی است، و میتواند به دوردست و به فراسوی علم راه یابد.
یکی از بهترین معانی «خرد» و «خردمندی» آن است که نسبت به انتقاد و منتقد، سعهی صدر داشته باشیم-و آماده شویم که از ما انتقاد کنند و هر کسی نیز با اشتیاق از خودش انتقاد کند.
کارل پوپر/جستوجوی بیپایان
@tafakkor
یکی از بهترین معانی «خرد» و «خردمندی» آن است که نسبت به انتقاد و منتقد، سعهی صدر داشته باشیم-و آماده شویم که از ما انتقاد کنند و هر کسی نیز با اشتیاق از خودش انتقاد کند.
کارل پوپر/جستوجوی بیپایان
@tafakkor
Forwarded from انجمن صنفی کسب و کار اینترنتی (حمید رضا اعتدال مهر)
اطلاعیه تغییر دبیر انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی
هیات مدیره انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی، به اتفاق آراء آقای عادل طالبی را به عنوان دبیر جدید انجمن برگزید.
مطالعه متن کامل:
🔗 https://ffo.ir/eAnjoman2
▪️ @eanjoman
هیات مدیره انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی، به اتفاق آراء آقای عادل طالبی را به عنوان دبیر جدید انجمن برگزید.
مطالعه متن کامل:
🔗 https://ffo.ir/eAnjoman2
▪️ @eanjoman
تحلیل مناظره دکتر سعدوندی و دکتر مدنیزاده
پویا ناظران
بودجه ما همیشه کسری داشته. اما بخاطر تحریمها، الان با کسری بودجه شدیدتری مواجه هستیم. این چالش، موضوع گزارش ویژه خبری چند روز پیش شد. در این برنامه، مناظرهای بین دکتر علی سعدوندی و دکتر سیدعلی مدنیزاده درگرفت.
تو این پست، نکات محوری دکتر سعدوندی و دکتر مدنیزاده رو مرور میکنیم، و با هم به بهترین و موثرترین راهکارها برای رفع این چالش، فکر میکنیم.
۸ دقیقه - ۵ مگ
@Economics_and_Finance
تو این پست، نکات محوری دکتر سعدوندی و دکتر مدنیزاده رو مرور میکنیم، و با هم به بهترین و موثرترین راهکارها برای رفع این چالش، فکر میکنیم.
۸ دقیقه - ۵ مگ
@Economics_and_Finance
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
🔹 بار کسری بودجه 99 را مردم تحمل کنند یا دولت؟
برآوردهای گوناگونی درباره درآمدهای نفتی ایران به گوش میرسد که بالاترین ارقامش، پایینترین میزان فروش نفت در50 سال گذشته است. با این توصیف بودجه 99 به داستان «نان بیقاتِق» شباهت دارد و خانوادهای که لقمه خود را به شیشه پنیر میکشیدند.
🔹 پیام این بودجه ریاضت است، اما چه کسی باید بیشتر ریاضت بکشد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
برآوردهای گوناگونی درباره درآمدهای نفتی ایران به گوش میرسد که بالاترین ارقامش، پایینترین میزان فروش نفت در50 سال گذشته است. با این توصیف بودجه 99 به داستان «نان بیقاتِق» شباهت دارد و خانوادهای که لقمه خود را به شیشه پنیر میکشیدند.
🔹 پیام این بودجه ریاضت است، اما چه کسی باید بیشتر ریاضت بکشد؟
#تجارت_فردا
@tejaratefarda
📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘قسمت اول
آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم.
به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات.
خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.
سال ۹۶ بود که پولم را از بانک خارج کردم و با ارز ۳۷۰۰ تومانی، ۶ میلیون دلار خریدم. تازه از اون سکههای ارزون حراجی بانک مرکزی هم خریدم و درجا تو بازار فروختم. در سال ۹۷ هم توی همون بحبوحه با ارز ۱۴۰۰۰ تومان فروختم و ماحصلش شد ۸۴ میلیارد تومان. پول حاصله را وارد بورس کردم و با یک چرخی که در بورس زدم و شاخص هم به خاطر سیاستهای داهیانه دولت دوبرابر شد و خوشبختانه رسیدم به ۱۷۰ تا. یکی دو تا خرید و فروش ماشین لوکس کردم و تا الان رساندمش به ۲۰۰ میلیارد تا.
ولی لذتبخشترین قسمت اینجاست که تو این سالها، دیگه لازم نبود که مثل زمانی که تو کار تولید بودم با مالیات درگیر باشم و هم مالیات سود نکرده را بدهم به اسم یک موجودی به نام علیالراس و هم مالیات ارزش افزوده را. تازه این مامورهای مالیاتی که سودشان در بیشتر مالیات گرفتنه، اسناد هزینههای من رو قبول نمیکردند و من رو مجبور به دغلبازی میکردند. عوضش، از سال ۹۳ تا الان به لطف معافیتهای متعدد روی تمام درآمدهایی که به دست آوردم و قصه اش را براتون گفتم، یک ریال هم مالیات ندادهام، کاملا هم قانونی.
راستی دفتر واقعی وارداتمون تهران بود؛ ولی دفتر اصلی را در یکی از استانهای محروم ثبت کردم که بگذارید اسمش را نگویم. خوشبختانه معاف از مالیات شدم و شرمنده شما شدم. اون چند واحد آپارتمانی هم که گفتم خریدم رو هم اجاره دادهام و خوشبختانه برای اجاره اینها هم از مالیات معاف هستم. خداییش شماها خیلی خوبین.
اما طفلک رانندهام که عصرها بعد از ساعت ۴ از سر کار میآد دنبال من و کارهام. چهار میلیون تومان حقوق قراره بگیره، ولی بدبخت بینوا قبل از اینکه حقوقش را بدهند، اول مالیاتش را ازش میگیرند. خیلی گناه داره، نکنین تورو خدا!
خلاصه، داشتم میگفتم. در گیر و دار جهش ارزی ۹۷-۹۶ بودیم که خدا رو شکر ارز ۴۲۰۰ رسید. عجب نعمتی بود. البته برای من که تونستم بگیرمش. بعدا هم که درش رو بستین و فقط برای کالاهای اساسی باز نگه داشتین، زدم تو خط واردات کالاهای اساسی!!!. عالی بود، عالی! خیلی اساسی بود!!. وارد میکردیم و با دو دست چرخاندن، تقریبا با قیمت بازار میفروختیم. سود دلچسبی بود. تازه خدای ناکرده فکر نکنید رشوه دادیما! همهاش کاملا قانونی بود!
تازه من مثل بعضی رفقا نرفتم از بورس کالا جنس بخرم و سر کوچه با قیمت بازار بفروشم و دو برابر سود کنم؛ چرا که شما بورس رو هم با ارز ۴۲۰۰ قیمتگذاری کرده بودین. اگر وارد این بیزینس شده بودم که خدا میدونه الان اوضاعم چی بود.
ولی این ارز ۴۲۰۰ای یک خوبی دیگهای هم داشت. خانم بچهها بعضی چیزا رو ارزونتر میخریدند، هم خانواده ما و هم این راننده بدبختم. ولی خب، اون بیچاره پولی نداشت که چیز زیادی بخره ولی جای شما خالی، از چای و شکر و کره و پنیر صبحمون گرفته تا شیشلیک ظهر و کیک و بیسکویت عصر و جوجه کباب شبمون، به برکت شما خیلی خوب و ارزون بود.
فقط نمیدانم چی شد که این همسایه ما که تولیدی دارو داشت به خاک سیاه نشسته الان. عجیب بود. آخه شما که داشتی ارز ۴۲۰۰ای به واردات میدادی، نمیدونم چرا این طفلک بدبخت شد! خب دیگه، بالاخره چوب نفهمیش رو میخوره. هر چی بهش گفتم تولید رو ول کن و بیا پیش خودم، گوشش بدهکار نبود. الانم داره سبد کالا میگیره چون درآمد ماهش، زیر ۵ میلیون شده.
با وجودیکه از ۹۷ تا الان واردات خیلی سخت شده ولی خب، از یه بعدی خوب هم شده. به هر کسی اجازه نمیدن و دست زیاد نیست و بازار دست خودمه. خدا الهی خیرتون بده. تازه، تعرفه گمرکی رو هم با ارز ۴۲۰۰ای حساب میکنین. خیلی خوبین، خیلی. رقبای داخلیمون خیلی شاکین. دلم براشون میسوزه ولی خب من چه کنم، قانونه مملکته دیگه.
راستی یادم رفت بگم. از چند سال پیش توی یکی از موسسات مالی که همهاش این بانک مرکزی بیسواد میگفت اینها غیرمجازند، پول داشتم. غیر مجاز کدومه؟!! ساختمون داشت شیک و تر و تمیز و کاملا هم علنی. یعنی چی غیر مجاز؟!! مگه توی این مملکت یک دکه غیرمجاز هم میشه بزنی؟! خداییش سودآوریشون خوب بود. نمیدونم توی چه بیزینسی بودند؛ ولی به ما که سود ۴۸ درصد میدادند.
☑️ @ehsanmnotes
👤 رضا خسروشاهی
🔘قسمت اول
آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم.
به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات.
خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.
سال ۹۶ بود که پولم را از بانک خارج کردم و با ارز ۳۷۰۰ تومانی، ۶ میلیون دلار خریدم. تازه از اون سکههای ارزون حراجی بانک مرکزی هم خریدم و درجا تو بازار فروختم. در سال ۹۷ هم توی همون بحبوحه با ارز ۱۴۰۰۰ تومان فروختم و ماحصلش شد ۸۴ میلیارد تومان. پول حاصله را وارد بورس کردم و با یک چرخی که در بورس زدم و شاخص هم به خاطر سیاستهای داهیانه دولت دوبرابر شد و خوشبختانه رسیدم به ۱۷۰ تا. یکی دو تا خرید و فروش ماشین لوکس کردم و تا الان رساندمش به ۲۰۰ میلیارد تا.
ولی لذتبخشترین قسمت اینجاست که تو این سالها، دیگه لازم نبود که مثل زمانی که تو کار تولید بودم با مالیات درگیر باشم و هم مالیات سود نکرده را بدهم به اسم یک موجودی به نام علیالراس و هم مالیات ارزش افزوده را. تازه این مامورهای مالیاتی که سودشان در بیشتر مالیات گرفتنه، اسناد هزینههای من رو قبول نمیکردند و من رو مجبور به دغلبازی میکردند. عوضش، از سال ۹۳ تا الان به لطف معافیتهای متعدد روی تمام درآمدهایی که به دست آوردم و قصه اش را براتون گفتم، یک ریال هم مالیات ندادهام، کاملا هم قانونی.
راستی دفتر واقعی وارداتمون تهران بود؛ ولی دفتر اصلی را در یکی از استانهای محروم ثبت کردم که بگذارید اسمش را نگویم. خوشبختانه معاف از مالیات شدم و شرمنده شما شدم. اون چند واحد آپارتمانی هم که گفتم خریدم رو هم اجاره دادهام و خوشبختانه برای اجاره اینها هم از مالیات معاف هستم. خداییش شماها خیلی خوبین.
اما طفلک رانندهام که عصرها بعد از ساعت ۴ از سر کار میآد دنبال من و کارهام. چهار میلیون تومان حقوق قراره بگیره، ولی بدبخت بینوا قبل از اینکه حقوقش را بدهند، اول مالیاتش را ازش میگیرند. خیلی گناه داره، نکنین تورو خدا!
خلاصه، داشتم میگفتم. در گیر و دار جهش ارزی ۹۷-۹۶ بودیم که خدا رو شکر ارز ۴۲۰۰ رسید. عجب نعمتی بود. البته برای من که تونستم بگیرمش. بعدا هم که درش رو بستین و فقط برای کالاهای اساسی باز نگه داشتین، زدم تو خط واردات کالاهای اساسی!!!. عالی بود، عالی! خیلی اساسی بود!!. وارد میکردیم و با دو دست چرخاندن، تقریبا با قیمت بازار میفروختیم. سود دلچسبی بود. تازه خدای ناکرده فکر نکنید رشوه دادیما! همهاش کاملا قانونی بود!
تازه من مثل بعضی رفقا نرفتم از بورس کالا جنس بخرم و سر کوچه با قیمت بازار بفروشم و دو برابر سود کنم؛ چرا که شما بورس رو هم با ارز ۴۲۰۰ قیمتگذاری کرده بودین. اگر وارد این بیزینس شده بودم که خدا میدونه الان اوضاعم چی بود.
ولی این ارز ۴۲۰۰ای یک خوبی دیگهای هم داشت. خانم بچهها بعضی چیزا رو ارزونتر میخریدند، هم خانواده ما و هم این راننده بدبختم. ولی خب، اون بیچاره پولی نداشت که چیز زیادی بخره ولی جای شما خالی، از چای و شکر و کره و پنیر صبحمون گرفته تا شیشلیک ظهر و کیک و بیسکویت عصر و جوجه کباب شبمون، به برکت شما خیلی خوب و ارزون بود.
فقط نمیدانم چی شد که این همسایه ما که تولیدی دارو داشت به خاک سیاه نشسته الان. عجیب بود. آخه شما که داشتی ارز ۴۲۰۰ای به واردات میدادی، نمیدونم چرا این طفلک بدبخت شد! خب دیگه، بالاخره چوب نفهمیش رو میخوره. هر چی بهش گفتم تولید رو ول کن و بیا پیش خودم، گوشش بدهکار نبود. الانم داره سبد کالا میگیره چون درآمد ماهش، زیر ۵ میلیون شده.
با وجودیکه از ۹۷ تا الان واردات خیلی سخت شده ولی خب، از یه بعدی خوب هم شده. به هر کسی اجازه نمیدن و دست زیاد نیست و بازار دست خودمه. خدا الهی خیرتون بده. تازه، تعرفه گمرکی رو هم با ارز ۴۲۰۰ای حساب میکنین. خیلی خوبین، خیلی. رقبای داخلیمون خیلی شاکین. دلم براشون میسوزه ولی خب من چه کنم، قانونه مملکته دیگه.
راستی یادم رفت بگم. از چند سال پیش توی یکی از موسسات مالی که همهاش این بانک مرکزی بیسواد میگفت اینها غیرمجازند، پول داشتم. غیر مجاز کدومه؟!! ساختمون داشت شیک و تر و تمیز و کاملا هم علنی. یعنی چی غیر مجاز؟!! مگه توی این مملکت یک دکه غیرمجاز هم میشه بزنی؟! خداییش سودآوریشون خوب بود. نمیدونم توی چه بیزینسی بودند؛ ولی به ما که سود ۴۸ درصد میدادند.
☑️ @ehsanmnotes
📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘 قسمت دوم
علیای حال، این بانک مرکزی مزاحم یه مدت اومد جلوشون وایساد؛ ولی ما به شما اعتماد داشتیم که شما پول ما رو نمیخوری. خوشبختانه آخرش هم حق به حق دار رسید و ما هم پولمون رو گرفتیم. دستتون درد نکنه! چی بود الکی میگفتن بحران بانکی. کدوم بحران؟ ما که بحرانی ندیدیم. همه چیز عالی بود و خوشبختانه با کمک همین بانکها ثروت ما چند ۱۰ برابر شده تا الان.
ولی از همه جالبتر قصه شریکمه که بعد از فروش تولیدی تو سال ۹۳، پا شد رفت توی یکی از این کشورهای بد که بذارین اسمش رو نگم. اول از همه، با چه بدبختیای تونست پولش رو بذاره توی بانک اونجا. میگفتند پولشویی و این سوسول بازیا. آخه مگه شستن پول بده؟ بهتره که، تمیز میشه! خلاصه بعد از یک سال فهمید که سود سپردهاش نیم درصده و نه ۵۰ درصد. بیچاره ۵/ ۰ درصد رو فکر کرده بود ۵۰ درصد منظورشونه. به تخیلش هم نمیرفت که کسی واسه کمتر از یک درصد پولش رو بذاره بانک.
آخر سال هم که شد، یک نامه بهش دادند و گفتند فلان مقدار مالیات همین نیم درصده. آخ آخ! چقدر دلم براش سوخت. بعد خواست بره سهام بخره دید متوسطش ۸ درصده. دید نه بابا نمیارزه. گفت بره تو کارهایی که ما اینجا خیلی روتین و قانونی میکنیم. ۶ماه نگذشته بود اومدن سراغش و به جرم پولشویی الان تو زندانه. پولش هم نه تنها زیاد نشد که فعلا بلوکه شده. آخه اونجا حسابهای ملت رو چک میکنن و نمیذارن که کسی زیرآبی بره.
خلاصه اینکه خدا میدونه این چند سال به ما چه گذشت. البته بگمها، این مسائل فقط مال دوره شما نبودهها. قبلیها هم تقریبا همینجوری بوده با کمی تفاوت توی هر دوره. ولی خب، وظیفه ما تشکره ومن از صمیم قبل از شما سپاسگزارم.
در ضمن، فکر نکنی ما زحمات شما رو هم نمیبینیما. بیمه سلامت که معرکه است. یک ریال نمیدم برای درمان. بامزه اش اینجا بود که خودشون زنگ زدند که آقا شما نمیخواهید عضو بیمه سلامت دولتی شوید. من هم از همه جا بیخبر گفتم چرا که نه.
راستی بابت یارانههای ماهانه هم خیلی سپاسگزارم. هر بار که خواستند قطع کنند، دوباره وصل شد.
تازه، بابت دانشگاههای دولتی خوبتون هم سپاسگزارم. بچه هام رو که حسابی خرج کتاب و کلاس کنکورشون کردم فرستادمشون پزشکی و وکالت توی یه دانشگاه دولتی. ماشاا.. هر دو الان خوب پول در میآرند. یه ریال هم به شما ندادهاند، نه برای تحصیل و نه برای مالیات درآمدشون.
از بابت آب و برق و گاز هم که تقریبا مفتی بهمون میدین خیلی خیلی مدیونتونم. جالبه که شنیدم تولیدکنندههای برق هم ورشکستهاند، درسته؟ از اون بامزهتر میگن شرکت نفت هم ورشکستهاست و حسابی به بانکها بدهکاره. آخه چقدر بی عرضهاند این مدیراشون. گازوییلی که هزینه تمام شدهاش میگن نزدیک هزار تومنه رو دارند میدن ۳۰۰ تومان. به نظرتون اینا یه مشکلی ندارن؟!
یه چیز خوب دیگه هم این سیستم بانکیه که مثل آب خوردن هر چی پول میخوام جابهجا کنم، بهصورت تقریبا مفت و بی دردسر انجام میشه. نه کارمزدش عددیه، نه مالیاتی داره، نه معلوم میشه برای چی جابهجا میکنیم. همینجوریا بود که تونستیم پارسال کلی ارز خرید و فروش کنیم و سود کنیم دیگه.
فقط سوالی که برام مونده اینه که این همه خدماتی که ارائه میدین و این دم و دستگاه بزرگ دولتی رو با چه پولی میگردونین؟ اگه میشه به ما هم یاد بدین. چون تا جایی که حساب و کتاب میتونم بکنم، پولی که از ما به شما رسیده خیلی خیلی کمتر از پولیه که از شما به ما رسیده. یه چیزی با یه چیزی نمیخونه که من نمیفهمم. خداییش اقتصاددونایی که دوروبرتون هستند، خوب کلکهایی یادتون دادنا!! من که نفهمیدم.
در نهایت اینکه، خیلی خیلی دوستتون دارم، آقای رئیسجمهور. دعا میکنم شما همیشه باشین و خیرتون به ما جاری باشه.
ارادتمند: محب الدوله حسندوست
☑️ @ehsanmnotes
👤 رضا خسروشاهی
🔘 قسمت دوم
علیای حال، این بانک مرکزی مزاحم یه مدت اومد جلوشون وایساد؛ ولی ما به شما اعتماد داشتیم که شما پول ما رو نمیخوری. خوشبختانه آخرش هم حق به حق دار رسید و ما هم پولمون رو گرفتیم. دستتون درد نکنه! چی بود الکی میگفتن بحران بانکی. کدوم بحران؟ ما که بحرانی ندیدیم. همه چیز عالی بود و خوشبختانه با کمک همین بانکها ثروت ما چند ۱۰ برابر شده تا الان.
ولی از همه جالبتر قصه شریکمه که بعد از فروش تولیدی تو سال ۹۳، پا شد رفت توی یکی از این کشورهای بد که بذارین اسمش رو نگم. اول از همه، با چه بدبختیای تونست پولش رو بذاره توی بانک اونجا. میگفتند پولشویی و این سوسول بازیا. آخه مگه شستن پول بده؟ بهتره که، تمیز میشه! خلاصه بعد از یک سال فهمید که سود سپردهاش نیم درصده و نه ۵۰ درصد. بیچاره ۵/ ۰ درصد رو فکر کرده بود ۵۰ درصد منظورشونه. به تخیلش هم نمیرفت که کسی واسه کمتر از یک درصد پولش رو بذاره بانک.
آخر سال هم که شد، یک نامه بهش دادند و گفتند فلان مقدار مالیات همین نیم درصده. آخ آخ! چقدر دلم براش سوخت. بعد خواست بره سهام بخره دید متوسطش ۸ درصده. دید نه بابا نمیارزه. گفت بره تو کارهایی که ما اینجا خیلی روتین و قانونی میکنیم. ۶ماه نگذشته بود اومدن سراغش و به جرم پولشویی الان تو زندانه. پولش هم نه تنها زیاد نشد که فعلا بلوکه شده. آخه اونجا حسابهای ملت رو چک میکنن و نمیذارن که کسی زیرآبی بره.
خلاصه اینکه خدا میدونه این چند سال به ما چه گذشت. البته بگمها، این مسائل فقط مال دوره شما نبودهها. قبلیها هم تقریبا همینجوری بوده با کمی تفاوت توی هر دوره. ولی خب، وظیفه ما تشکره ومن از صمیم قبل از شما سپاسگزارم.
در ضمن، فکر نکنی ما زحمات شما رو هم نمیبینیما. بیمه سلامت که معرکه است. یک ریال نمیدم برای درمان. بامزه اش اینجا بود که خودشون زنگ زدند که آقا شما نمیخواهید عضو بیمه سلامت دولتی شوید. من هم از همه جا بیخبر گفتم چرا که نه.
راستی بابت یارانههای ماهانه هم خیلی سپاسگزارم. هر بار که خواستند قطع کنند، دوباره وصل شد.
تازه، بابت دانشگاههای دولتی خوبتون هم سپاسگزارم. بچه هام رو که حسابی خرج کتاب و کلاس کنکورشون کردم فرستادمشون پزشکی و وکالت توی یه دانشگاه دولتی. ماشاا.. هر دو الان خوب پول در میآرند. یه ریال هم به شما ندادهاند، نه برای تحصیل و نه برای مالیات درآمدشون.
از بابت آب و برق و گاز هم که تقریبا مفتی بهمون میدین خیلی خیلی مدیونتونم. جالبه که شنیدم تولیدکنندههای برق هم ورشکستهاند، درسته؟ از اون بامزهتر میگن شرکت نفت هم ورشکستهاست و حسابی به بانکها بدهکاره. آخه چقدر بی عرضهاند این مدیراشون. گازوییلی که هزینه تمام شدهاش میگن نزدیک هزار تومنه رو دارند میدن ۳۰۰ تومان. به نظرتون اینا یه مشکلی ندارن؟!
یه چیز خوب دیگه هم این سیستم بانکیه که مثل آب خوردن هر چی پول میخوام جابهجا کنم، بهصورت تقریبا مفت و بی دردسر انجام میشه. نه کارمزدش عددیه، نه مالیاتی داره، نه معلوم میشه برای چی جابهجا میکنیم. همینجوریا بود که تونستیم پارسال کلی ارز خرید و فروش کنیم و سود کنیم دیگه.
فقط سوالی که برام مونده اینه که این همه خدماتی که ارائه میدین و این دم و دستگاه بزرگ دولتی رو با چه پولی میگردونین؟ اگه میشه به ما هم یاد بدین. چون تا جایی که حساب و کتاب میتونم بکنم، پولی که از ما به شما رسیده خیلی خیلی کمتر از پولیه که از شما به ما رسیده. یه چیزی با یه چیزی نمیخونه که من نمیفهمم. خداییش اقتصاددونایی که دوروبرتون هستند، خوب کلکهایی یادتون دادنا!! من که نفهمیدم.
در نهایت اینکه، خیلی خیلی دوستتون دارم، آقای رئیسجمهور. دعا میکنم شما همیشه باشین و خیرتون به ما جاری باشه.
ارادتمند: محب الدوله حسندوست
☑️ @ehsanmnotes
📝 اعترافات یک رانتخوار / سرمقاله دنیای اقتصاد در 1398/10/1
👤 رضا خسروشاهی
🔘 آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم، به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات. خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.....
🌐 متن کامل :
https://bit.ly/2SjVWxd
☑️ @ehsanmnotes
👤 رضا خسروشاهی
🔘 آقای رئیسجمهور دوستت دارم. آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟ در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم، به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد. علاوه بر اون، از سال ۹۳، رفتم توی کار واردات. خوشبختانه با نرخ دلار تقریبا ثابت تا قبل سال ۹۶، سود خوبی داشتم و همهاش رو ملک میخریدم و اجاره میدادم.....
🌐 متن کامل :
https://bit.ly/2SjVWxd
☑️ @ehsanmnotes
روزنامه دنیای اقتصاد
اعترافات یک رانتخوار
آقای رئیسجمهور دوستت دارم.
آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟
در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم. به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد.…
آقای رئیسجمهور دوستت دارم، میدانی چرا؟
در سال ۹۳ تولیدی کوچکی داشتم. به دلیل اوضاع بد بازار، آن را ۱۰ میلیارد تومان فروختم و پولم را با نرخ سی و چند درصد توی چند بانک و موسسه مالی اعتباری گذاشتم و در سال ۹۶، شد ۲۲ میلیارد.…