📩 رشته توییت
📝 چرا مصدقی نیستم؟
👤 برگرفته از یادداشتی از امیرحسین خالقی
🌐 https://twitter.com/NotesOnLiberty1/status/1122540190449328128
☑️ @ehsanmnotes
📝 چرا مصدقی نیستم؟
👤 برگرفته از یادداشتی از امیرحسین خالقی
🌐 https://twitter.com/NotesOnLiberty1/status/1122540190449328128
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
On Liberty
✍ | چرا مصدقی نیستم؟ 📃 | برگرفته از یادداشتی از دکتر خالقی #مصدق #دارسی #نفت #عشایر_بختیاری #عشایر_عرب #تیمورتاش #داور #فروغی #دانشکده_صنعت_نفت #رضاشاه
☑️ لیبرالیسم چیست و چه هدفی را دنبال میکند؟
👤 احسان موسوی / فعال تجاری و پژوهشگر
📃 لیبرالیسم بجای آنکه بدنبال هم طبقه کردن افراد جامعه باشد، طبقه را فرصت میداند. میداند که رشد فردی اعضای جامعه به معنای رشد کل جامعه است و میداند افراد برای رشد، نیازمند محرک اند. انسان ها ذاتا در رقابت عملکرد بهتری دارند. پس لیبرالیسم با ایجاد فرصت برای اعضای جامعه، کمک میکند تا آنها با رشد خودشان، جامعه بهتری بسازند. و میداند هم طبقه بودن اعضای جامعه بجای آنکه باعث خوشبختی باشد، باعث افول جامعه به سمت بی انگیزگی می شود.
لیبرالیسم با ایجاد حس مالکیت شخصی، انسان ها را نسبت به داشته هایشان دلسوزتر میکند و به آنها انگیزه میدهد که به بهترین شکلل به فعالیت تجاری بپردازند. اما یک نظام حقوقی مناسب باید جلودار ضایع شدن حقوق مردم باشد.
با کوچک کردن اندازه نهاد دولت، به دنبال جلوگیری از فساد و رانت و جلوگیری از دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد است.
آزادی، مهمترین شعار لیبرالیسم است و معتقد است، انسان آزاد است و هیچ نهادی حق ضایع کردن حق آزادی را ندارد.
و همچنین، یک نظام بروکراسی مناسب، میتواند ضامن حفظ آزادی و شفافیت عملکرد نهادهای دولتی باشد تا از سیاستگذاری هایی به ضرر جامعه جلوگیری کند.
☑️ @ehsanmnotes
👤 احسان موسوی / فعال تجاری و پژوهشگر
📃 لیبرالیسم بجای آنکه بدنبال هم طبقه کردن افراد جامعه باشد، طبقه را فرصت میداند. میداند که رشد فردی اعضای جامعه به معنای رشد کل جامعه است و میداند افراد برای رشد، نیازمند محرک اند. انسان ها ذاتا در رقابت عملکرد بهتری دارند. پس لیبرالیسم با ایجاد فرصت برای اعضای جامعه، کمک میکند تا آنها با رشد خودشان، جامعه بهتری بسازند. و میداند هم طبقه بودن اعضای جامعه بجای آنکه باعث خوشبختی باشد، باعث افول جامعه به سمت بی انگیزگی می شود.
لیبرالیسم با ایجاد حس مالکیت شخصی، انسان ها را نسبت به داشته هایشان دلسوزتر میکند و به آنها انگیزه میدهد که به بهترین شکلل به فعالیت تجاری بپردازند. اما یک نظام حقوقی مناسب باید جلودار ضایع شدن حقوق مردم باشد.
با کوچک کردن اندازه نهاد دولت، به دنبال جلوگیری از فساد و رانت و جلوگیری از دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد است.
آزادی، مهمترین شعار لیبرالیسم است و معتقد است، انسان آزاد است و هیچ نهادی حق ضایع کردن حق آزادی را ندارد.
و همچنین، یک نظام بروکراسی مناسب، میتواند ضامن حفظ آزادی و شفافیت عملکرد نهادهای دولتی باشد تا از سیاستگذاری هایی به ضرر جامعه جلوگیری کند.
☑️ @ehsanmnotes
🔸همچنان معتقدید چپ ها در اقتصاد امروز ایران نقشی ندارند؟
🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد :
حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت عموم خلق، که بر پایه آن بخش دولتی به وجود میآید؛ مالکیت تعاونی یا مالکیت گروهی، که بر پایه آن بخش تعاونی ایجاد میگردد؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی، که بر پایه آن بخش خصوصی تشکیل میشود.
🔺 این جملات آشنا نیستند؟ اصل 44 قانون اساسی ایران را ببینید. همچنان معتقدید چپ ها در شکل گیری اقتصاد امروز ما نقش ندارند؟
☑️ @ehsanmnotes
🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد :
حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت عموم خلق، که بر پایه آن بخش دولتی به وجود میآید؛ مالکیت تعاونی یا مالکیت گروهی، که بر پایه آن بخش تعاونی ایجاد میگردد؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی، که بر پایه آن بخش خصوصی تشکیل میشود.
🔺 این جملات آشنا نیستند؟ اصل 44 قانون اساسی ایران را ببینید. همچنان معتقدید چپ ها در شکل گیری اقتصاد امروز ما نقش ندارند؟
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
🔸همچنان معتقدید چپ ها در اقتصاد امروز ایران نقشی ندارند؟ 🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد : حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت…
سیدمحمد خامنه ای درباره اصل 44 قانون اساسی گفته بود : «متن آن چیزی که صبح بحث و توافق شد، نیست».
مهندس طاهریاصفهانی نیز میگوید: "متن خوانده شد و رأی آورد و این متن غیر از آن است".
آیتالله منتظری هم میگوید: «متنی که ما تنظیم کرده بودیم با این فرق دارد».
✔️ چه بر سر اصل 44 قانون اساسی آمده؟
مهندس طاهریاصفهانی نیز میگوید: "متن خوانده شد و رأی آورد و این متن غیر از آن است".
آیتالله منتظری هم میگوید: «متنی که ما تنظیم کرده بودیم با این فرق دارد».
✔️ چه بر سر اصل 44 قانون اساسی آمده؟
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
فوبیای تورم بنزینی
💠 بحث بر سر اصلاح قیمتی بنزین بار دیگر به نقل محافل تبدیل شده و دیروز نمایندگان مجلس بار دیگر در برابر اصلاحات کارساز اقتصادی در شرایط دشوار کشور مخالفت کردند.
💠 شاید علت اصلی این مخالفتها را بتوان هراس از موج تورمی و افزایش فشار ناشی از گرانی به عموم جامعه دانست. این در حالی است که بررسیهای علمی و عملی از سطوح مختلف اثرگذاری نرخ بنزین بر قیمتها خلاف این موضوع را اثبات میکند.
💠 شواهد آماری از اثر بنزین بر کرایه تاکسی بهعنوان مستقیمترین محل افزایش هزینهها تاکید میکند تغییرات قیمت بنزین انعکاسی به مراتب کوچکتر بر افزایش نرخ کرایهها دارد.
💠 در سوی دیگر، عملکرد واقعی شرکتهای تولیدکننده در صنایع اساسی نیز نشان می دهد حتی جهش قیمت بنزین اثر محدودی بر قیمت کالاها در جامعه دارد (اثری حتی کمتر از یک درصد).
💠 اگر وضعیت کنونی بازار ارز و تورم در اقتصاد کشور در نظر گرفته شود، اصلاح قیمتی بنزین میتواند با افزایش درآمد ارزی و همچنین جبران کسری بودجه سیگنالهای اقتصادی به بازار ارز ارسال کند و با کنترل انتظارات تورمی حتی احتمال نزول قیمت کالاها را در جامعه فراهم آورد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3522884
💠 بحث بر سر اصلاح قیمتی بنزین بار دیگر به نقل محافل تبدیل شده و دیروز نمایندگان مجلس بار دیگر در برابر اصلاحات کارساز اقتصادی در شرایط دشوار کشور مخالفت کردند.
💠 شاید علت اصلی این مخالفتها را بتوان هراس از موج تورمی و افزایش فشار ناشی از گرانی به عموم جامعه دانست. این در حالی است که بررسیهای علمی و عملی از سطوح مختلف اثرگذاری نرخ بنزین بر قیمتها خلاف این موضوع را اثبات میکند.
💠 شواهد آماری از اثر بنزین بر کرایه تاکسی بهعنوان مستقیمترین محل افزایش هزینهها تاکید میکند تغییرات قیمت بنزین انعکاسی به مراتب کوچکتر بر افزایش نرخ کرایهها دارد.
💠 در سوی دیگر، عملکرد واقعی شرکتهای تولیدکننده در صنایع اساسی نیز نشان می دهد حتی جهش قیمت بنزین اثر محدودی بر قیمت کالاها در جامعه دارد (اثری حتی کمتر از یک درصد).
💠 اگر وضعیت کنونی بازار ارز و تورم در اقتصاد کشور در نظر گرفته شود، اصلاح قیمتی بنزین میتواند با افزایش درآمد ارزی و همچنین جبران کسری بودجه سیگنالهای اقتصادی به بازار ارز ارسال کند و با کنترل انتظارات تورمی حتی احتمال نزول قیمت کالاها را در جامعه فراهم آورد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3522884
روزنامه دنیای اقتصاد
فوبیای تورم بنزینی
بحث بر سر اصلاح قیمتی بنزین بار دیگر به نقل محافل تبدیل شده است و دیروز نمایندگان مجلس بار دیگر در برابر اصلاحات کارساز اقتصادی در شرایط دشوار کشور مخالفت کردند. شاید علت اصلی این مخالفتها را بتوان هراس از موج تورمی و افزایش فشار ناشی از گرانی به عموم جامعه…
🔷 با خصولتی سازی، از چاله به چاه افتادیم.
🌀 لغزش به «اقتصاد تیولداری»
از انحرافی «جاده خصوصیسازی»
🔴ماشین اقتصاد ایران اگرچه ظاهرا در سالهای بعد از جنگ در «جاده خصوصیسازی» به راه افتاد اما واقعیت آن است که در این جاده حرکت نکرد و از انحرافی این جاده به مسیر «تیولداری» و «سرمایهداری دولتی» لغزید و هرگز به جاده اصلی بازنگشت.
🔴دکتر موسی غنینژاد در این باره به تجارت فردا میگوید: امروزه در ادبیات اقتصادی علاوه بر دو قالب مشهور «اقتصاد سوسیالیستی» و «اقتصاد بازار آزاد» نوع دیگری از سیستم اقتصادی به نام «سرمایهداری رفاقتی» یا «سرمایهداری سیاسی» شناخته شده است. به نظر میرسد اتفاقی که در کشور ما رخ داده نیز حرکت به سمت چنین سیستمی بوده است: ما از اقتصاد دولتی خارج شدیم، اما وارد اقتصاد بازار نشدیم، بلکه وارد نوعی سرمایهداری دولتی یا رفاقتی یا سیاسی شدیم که اسم ایرانیاش را میتوان «اقتصاد تیولداری» گذاشت. یعنی در واقع از چاله به چاه افتادیم.
🔴اما چرا میگویم از چاله به چاه؟ چون زمانی که ما در چاله اقتصاد دولتی بودیم، روشن بود که اقتصاد ناکارآمد است و مسوولیت آن نیز با مقامات دولتی بود که بالاخره تا حدودی پاسخگو بودند. اما از وقتی اقتصاد غیردولتی شد و «خصولتیها» کار را به دست گرفتند، دیگر کسی پاسخگو نیست. اگر به یک وزیر کابینه گفته شود چرا وضعیت فلان صنعت اینگونه است، میگوید آنها دیگر خصوصی شدهاند و به ما ارتباطی ندارند.
☑️ @ehsanmnotes
🌀 لغزش به «اقتصاد تیولداری»
از انحرافی «جاده خصوصیسازی»
🔴ماشین اقتصاد ایران اگرچه ظاهرا در سالهای بعد از جنگ در «جاده خصوصیسازی» به راه افتاد اما واقعیت آن است که در این جاده حرکت نکرد و از انحرافی این جاده به مسیر «تیولداری» و «سرمایهداری دولتی» لغزید و هرگز به جاده اصلی بازنگشت.
🔴دکتر موسی غنینژاد در این باره به تجارت فردا میگوید: امروزه در ادبیات اقتصادی علاوه بر دو قالب مشهور «اقتصاد سوسیالیستی» و «اقتصاد بازار آزاد» نوع دیگری از سیستم اقتصادی به نام «سرمایهداری رفاقتی» یا «سرمایهداری سیاسی» شناخته شده است. به نظر میرسد اتفاقی که در کشور ما رخ داده نیز حرکت به سمت چنین سیستمی بوده است: ما از اقتصاد دولتی خارج شدیم، اما وارد اقتصاد بازار نشدیم، بلکه وارد نوعی سرمایهداری دولتی یا رفاقتی یا سیاسی شدیم که اسم ایرانیاش را میتوان «اقتصاد تیولداری» گذاشت. یعنی در واقع از چاله به چاه افتادیم.
🔴اما چرا میگویم از چاله به چاه؟ چون زمانی که ما در چاله اقتصاد دولتی بودیم، روشن بود که اقتصاد ناکارآمد است و مسوولیت آن نیز با مقامات دولتی بود که بالاخره تا حدودی پاسخگو بودند. اما از وقتی اقتصاد غیردولتی شد و «خصولتیها» کار را به دست گرفتند، دیگر کسی پاسخگو نیست. اگر به یک وزیر کابینه گفته شود چرا وضعیت فلان صنعت اینگونه است، میگوید آنها دیگر خصوصی شدهاند و به ما ارتباطی ندارند.
☑️ @ehsanmnotes
💎 " پیچیدگی های زندگی "، قرار است مجموعه نوشته هایی باشند از دل تجربیات من. اینها نه صحبت های یک روانشناس هست نه یک فیلسوف، فقط تجربیات یک انسان معمولیه :)
🌀 این قسمت : انتقاد
🌐 http://vrgl.ir/AJOUM
🌀 این قسمت : انتقاد
🌐 http://vrgl.ir/AJOUM
ویرگول
پیچیدگی های زندگی - انتقاد
پیچیدگی های زندگی،قرار است مجموعه نوشته هایی از دل تجربیات من باشند درباره پیچیدگی هایی که در روابط آدم ها وجود داره. لطفا من رو نقد کنید :…
🔹 تورم پدیده ای پولی است و با کنترل دستوری قیمت ها نمی توان آن را مهار کرد.
🔸 قوانین علم اقتصاد همانند علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیست.
🖊 بزنگاه انتخاب در اقتصاد ایران
👤دکتر موسی غنینژاد
🌐واگذاری شرکتهای دولتی به جای توسعه بخش خصوصی واقعی به پیدایش غولهای خصولتی انجامیده که به هیچ صراطی مستقیم نیستند؛ وانگهی آزادسازی با تکثیر روزافزون مقررات دولتی همزمان با فربهتر شدن سازمانهای سرکوبگر بازار مانند «سازمان حمایت» و «سازمان تعزیرات» به شوخی خنک و تلخی تبدیل شده است.
🌐بااین مقدمه میتوان گفت چالش بزرگی که اقتصاد ایران اکنون با آن روبهرو است دو وجه دارد؛ یکی درونی و دیگری بیرونی که همزمان باهم آن را در وضعیت «جنگ اقتصادی» قرار داده است. وجه درونی این چالش بزرگ از سیاستگذاریهای نادرست پولی و مالی و نیز تحدید اقتصاد آزاد نشات میگیرد که جملگی متاثر و مرتبط با اقتصاد دولتی به شکل جدید (سیستم تیولداری) است و وجه بیرونی به تشدید تحریمهای اقتصادی برمیگردد که پس از خروج ایالاتمتحده آمریکا از برجام ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
🌐در چنین شرایطی کسانی که بازگشت به اقتصاد دولتی دهه ۱۳۶۰ و سهمیهبندی کوپنی را به عنوان راهحل پیشنهاد میکنند در واقع با دادن علائم نگرانکننده به بازار به استقبال کمبود میروند حال آنکه رویکرد درست در شرایط کنونی پیشگیری از بروز کمبود است. به سخن دیگر، راهحل کارساز در اجرای سیاستهای ناظر بر رونق تولید است نه روی آوردن به سیاستهای توزیعی محدودکننده که نتیجه معکوس میدهد. رونق اقتصادی در گرو آزادسازی بازارها است نه سهمیهبندی و کوپنی کردن کالاها که معنای دیگری جز سرکوب قیمتها ندارد.
🌐متاسفانه دولت در یک سال گذشته که فشار تحریمهای خارجی بیشتر شد به جای توجه به رونق کسب و کارهای داخلی به کنترل قیمتها و سرکوب بازارها پرداخت و هدف اعلام شدهاش از این سیاست مقابله با تورم بود که البته نتیجهای هم به همراه نداشت.
🌐ظاهرا دولتیان هنوز این حقیقت علمی را نپذیرفتهاند که تورم پدیدهای پولی است و با کنترل دستوری قیمتها نمیتوان آن را مهار کرد. افزایش شدید تورم در یک سال گذشته نتیجه رها شدن سیل نقدینگی انباشته شده طی سالیان اخیر پشت سد انتظارات مثبت برجامی بود که سیاستهای خصمانه آمریکا و نیز تحرکات مخرب افراطیون داخلی آن را شکست. این سیل خواهناخواه آثار خود را روی سطح عمومی قیمتها به جا خواهد گذاشت و با قیمتگذاری دستوری نمیتوان آب رفته را به جوی بازگرداند.
🌐بهنظر میرسد در شرایط کنونی بهترین سیاست، آزادسازی اقتصاد ملی، تعلیق فعالیت همه سازمانهای سرکوبگر بازار، باز کردن راه برای فعالان اقتصادی از طریق برداشتن ممنوعیتهای صادرات و واردات، حذف کلیه نرخهای دستوری ارز و تمرکز دولت بر دیپلماسی اقتصادی سازنده و کاهش حداکثری تنشهای سیاسی است.
🌐با توجه به کاهش شدید قدرت خرید مصرفکنندگان و وضعیت شکننده اقشار کمدرآمد، دولت میتواند بخشی از درآمد ریالی ناشی از اصلاح نرخ ارز را به صورت یارانه نقدی از طریق سازمانهای ذیربط به این اقشار اختصاص دهد.
🌐مسوولان دولتی باید رویکرد خود را از جدال قیمتی با تولیدکنندگان، ممنوعیت صادرات برخی کالاها و واردات برخی دیگر از کالاها با نرخ ارز ترجیحی که همگی منجر به سیاستهای ضد تولیدی، فساد و رانت میشود تغییر دهند و با آزادسازی تجارت امکان رونق تولید را فراهم آورند. برای شکستن دور باطل تورمی دولت باید انضباط بودجهای و سیاست انقباضی پولی در پیش گیرد و از هدر رفتن منابع کمیاب ارزی با اِعمال سیاستهای حمایتی بیهوده اجتناب کند.
🌐دولتمردان ما باید یاد بگیرند که قوانین علم اقتصاد همانند قوانین علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیستند. تصور اینکه در شرایط بحران و جنگ اقتصادی نباید به قوانین علم اقتصاد اعتنا کرد همانند این است که بگوییم وقتی سیل یا زلزله میآید باید قوانین علم فیزیک را نادیده گرفت! اتفاقا وقتی شرایط بحرانی و چالشبرانگیز میشود باید بیش از همیشه به قوانین علمی تکیه کرد.
☑️ @ehsanmnotes
🔸 قوانین علم اقتصاد همانند علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیست.
🖊 بزنگاه انتخاب در اقتصاد ایران
👤دکتر موسی غنینژاد
🌐واگذاری شرکتهای دولتی به جای توسعه بخش خصوصی واقعی به پیدایش غولهای خصولتی انجامیده که به هیچ صراطی مستقیم نیستند؛ وانگهی آزادسازی با تکثیر روزافزون مقررات دولتی همزمان با فربهتر شدن سازمانهای سرکوبگر بازار مانند «سازمان حمایت» و «سازمان تعزیرات» به شوخی خنک و تلخی تبدیل شده است.
🌐بااین مقدمه میتوان گفت چالش بزرگی که اقتصاد ایران اکنون با آن روبهرو است دو وجه دارد؛ یکی درونی و دیگری بیرونی که همزمان باهم آن را در وضعیت «جنگ اقتصادی» قرار داده است. وجه درونی این چالش بزرگ از سیاستگذاریهای نادرست پولی و مالی و نیز تحدید اقتصاد آزاد نشات میگیرد که جملگی متاثر و مرتبط با اقتصاد دولتی به شکل جدید (سیستم تیولداری) است و وجه بیرونی به تشدید تحریمهای اقتصادی برمیگردد که پس از خروج ایالاتمتحده آمریکا از برجام ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
🌐در چنین شرایطی کسانی که بازگشت به اقتصاد دولتی دهه ۱۳۶۰ و سهمیهبندی کوپنی را به عنوان راهحل پیشنهاد میکنند در واقع با دادن علائم نگرانکننده به بازار به استقبال کمبود میروند حال آنکه رویکرد درست در شرایط کنونی پیشگیری از بروز کمبود است. به سخن دیگر، راهحل کارساز در اجرای سیاستهای ناظر بر رونق تولید است نه روی آوردن به سیاستهای توزیعی محدودکننده که نتیجه معکوس میدهد. رونق اقتصادی در گرو آزادسازی بازارها است نه سهمیهبندی و کوپنی کردن کالاها که معنای دیگری جز سرکوب قیمتها ندارد.
🌐متاسفانه دولت در یک سال گذشته که فشار تحریمهای خارجی بیشتر شد به جای توجه به رونق کسب و کارهای داخلی به کنترل قیمتها و سرکوب بازارها پرداخت و هدف اعلام شدهاش از این سیاست مقابله با تورم بود که البته نتیجهای هم به همراه نداشت.
🌐ظاهرا دولتیان هنوز این حقیقت علمی را نپذیرفتهاند که تورم پدیدهای پولی است و با کنترل دستوری قیمتها نمیتوان آن را مهار کرد. افزایش شدید تورم در یک سال گذشته نتیجه رها شدن سیل نقدینگی انباشته شده طی سالیان اخیر پشت سد انتظارات مثبت برجامی بود که سیاستهای خصمانه آمریکا و نیز تحرکات مخرب افراطیون داخلی آن را شکست. این سیل خواهناخواه آثار خود را روی سطح عمومی قیمتها به جا خواهد گذاشت و با قیمتگذاری دستوری نمیتوان آب رفته را به جوی بازگرداند.
🌐بهنظر میرسد در شرایط کنونی بهترین سیاست، آزادسازی اقتصاد ملی، تعلیق فعالیت همه سازمانهای سرکوبگر بازار، باز کردن راه برای فعالان اقتصادی از طریق برداشتن ممنوعیتهای صادرات و واردات، حذف کلیه نرخهای دستوری ارز و تمرکز دولت بر دیپلماسی اقتصادی سازنده و کاهش حداکثری تنشهای سیاسی است.
🌐با توجه به کاهش شدید قدرت خرید مصرفکنندگان و وضعیت شکننده اقشار کمدرآمد، دولت میتواند بخشی از درآمد ریالی ناشی از اصلاح نرخ ارز را به صورت یارانه نقدی از طریق سازمانهای ذیربط به این اقشار اختصاص دهد.
🌐مسوولان دولتی باید رویکرد خود را از جدال قیمتی با تولیدکنندگان، ممنوعیت صادرات برخی کالاها و واردات برخی دیگر از کالاها با نرخ ارز ترجیحی که همگی منجر به سیاستهای ضد تولیدی، فساد و رانت میشود تغییر دهند و با آزادسازی تجارت امکان رونق تولید را فراهم آورند. برای شکستن دور باطل تورمی دولت باید انضباط بودجهای و سیاست انقباضی پولی در پیش گیرد و از هدر رفتن منابع کمیاب ارزی با اِعمال سیاستهای حمایتی بیهوده اجتناب کند.
🌐دولتمردان ما باید یاد بگیرند که قوانین علم اقتصاد همانند قوانین علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیستند. تصور اینکه در شرایط بحران و جنگ اقتصادی نباید به قوانین علم اقتصاد اعتنا کرد همانند این است که بگوییم وقتی سیل یا زلزله میآید باید قوانین علم فیزیک را نادیده گرفت! اتفاقا وقتی شرایط بحرانی و چالشبرانگیز میشود باید بیش از همیشه به قوانین علمی تکیه کرد.
☑️ @ehsanmnotes
📝 چرا خودکفایی ضد استقلال است؟!
👤 دکتر امیر ناظمی / رییس سازمان فناوری اطلاعات ایران و پژوهشگر
🌐 http://vrgl.ir/0Ro80
👤 دکتر امیر ناظمی / رییس سازمان فناوری اطلاعات ایران و پژوهشگر
🌐 http://vrgl.ir/0Ro80
ویرگول
چرا خودکفایی ضد استقلال است؟!
ما نسل عادت کرده به جشنهای خودکفایی بودیم؛ از خودکفایی گندم تا پیکان! برای ما بدیهی بود که برای حفظ استقلال باید از شیر مرغ تا جان آدمیزاد…
🔹 سرمایهداری دولتی، نامی دیگر برای سوسیالیسم معماریشده لنینیستی است.
—-
📄 اقتصاد آزاد و سرمایهداری دولتی
✍️ محمود صدری
🔘 طرفداران اقتصاد آزاد در همه جای جهان، از جمله ایران، همواره با پرسشها و نقدهایی تکراری روبهرو هستند و پاسخها و توضیحاتشان معمولا به سد مقاومتهای چندسویه میخورد. یکسوی طیف مقاومتها، کسانی هستند که دقیقا میدانند اقتصاد آزاد راه کسب درآمد آسان و کمریسک را بر آنان میبندد و آگاهانه در مقابل آزادی اقتصادی و رقابت و شفافیت میایستند.
این مخالفان آگاه و هدفدار اقتصاد آزاد، با شعبدهای کارساز و موفق، مفاهیم «اقتصاد آزاد» و «اقتصاد بازار» و «رقابت» و «مالکیت خصوصی» را ابزار کار «سرمایهداران» نمایاندهاند و سرمایهدار را هیولایی ترسیم کردهاند که چون در پی منافع شخصی خود است، لابد منافع جمعی و خاصه منافع و معیشت تهیدستان را به خطر میاندازد. این گروه با داعیه دفاع از منافع عمومی مدام گناه همه ناکامیها را به گردن اقتصاد آزاد و اقتصاددانان طرفدار آزادی اقتصادی میاندازد و چنین القا میکند که مسبب همه ناکامیها اقتصاد آزاد است و چاره کار هم فقط مداخله همهجانبه دولت در امور اقتصادی است.
🔘 سوی دیگر طیفِ مخالفان اقتصاد آزاد، پرسشگرانی صدیق هستند که عادتهای ذهنی و واقعیتهای اجتماعی مشهود و ملموس مانع درک و دریافت مفاهیم و مضامین و نتایج اقتصاد آزاد توسط ایشان میشود. این گروه که غالبا زیر فشار زندگی کمر خم کردهاند و افسون تبلیغات گروه اول شدهاند گمان میکنند اقتصاد آزاد، فقط تامینکننده منافع توانگران است و هر جا در کار خود میمانند، دولت را به مداخله برای حل مشکلات فرا میخوانند.
ماحصل تلاش سازمانیافته مخالفان اقتصاد آزاد و همراهی مردمی که دستشان از همه جا کوتاه است و چارهای نمیشناسند مگر پناه بردن به دولت، شکلگیری روش اقتصادی پرهزینه و کمبازدهای است به نام «سرمایهداری دولتی». این روش اقتصادی، به درجات گوناگون، در اقتصادهای توسعهیافته و درحالتوسعه و توسعهنیافته جهان دیده میشود. در این روش، دولتها با قاعدهگذاریهای دلبخواهی و فارغ از الزامهای اقتصادی، مقررات دستوپاگیر خود را رخت «حکومت قانون» میپوشند، نام سوبسیدهای هزینهزا را میگذارند دستگیری از ضعفا، وامهای کمبهره به بنگاههای ناکارآمد را تسهیلات تولید مینامند و قیمتگذاریهای دستوری را حمایت از مصرفکننده میخوانند. آنگاه که همه این عوامل مخل اقتصاد دست به دست هم میدهند و موجب محدود شدن دامنه عمل بازار، بسط ید دولت، افزایش هزینههای عمومی، کاهش بهرهوری اقتصاد و در نهایت کاهش رشد اقتصادی و کاهش درآمدهای عمومی و خصوصی و شیوع فقر میشوند، اقتصاد زمینگیر میشود و ناگهان طرفداران «سرمایهداری دولتی» متاع خود را «اقتصاد آزاد» جا میزنند و شکلگیریاش را به طرفداران اقتصاد آزاد نسبت میدهند و کاسه کوزه همه ناکارآمدیها را بر سر مفاهیم بنیادی بازار و رقابت و مالکیت خصوصی و سرمایهداران آوار میکنند و دور تازهای از قیمتگذاری و یارانه و تسهیلات آغاز میشود.
🔘 جان کلام اینکه سرمایهداری دولتی، نامی دیگر برای سوسیالیسم معماریشده لنینیستی است که حتی با سوسیالیسم مورد نظر کارل مارکس هم نسبتی ندارد. این نوع سوسیالیسم که پشت عنوان سرمایهداری پنهان میشود، ابزار تامین منافع آن دسته از سرمایهداران است که در پی راه آسان پول در آوردن هستند و اسباب آسودگی خاطر دولتهایی است که «حکومت آسان» را بر «حکمرانی خوب» ترجیح میدهند. هنر بزرگ سرمایهداری دولتی این است که سرمایهگذار کوشا و خلاق و ریسکپذیر را که فعالیتش علاوه بر نفع شخصی، متضمن خیر همگانی هم هست، کنار میزند و میدان را به کسانی میدهد که از محل تفاضل انواع قیمتهای دستوری و واقعی عایدیهای سهلالحصول نصیبشان میشود و بهاصطلاح از آربیتراژهای دولتساخته ارتزاق میکنند.
🔘 چندی است که در ایران، عدهای اصرار دارند، عوارض اقتصاد دولتی و سرمایهداری دولتی را متوجه اقتصاد آزاد و حامیان آن بکنند؛ اما به گواهی آنچه در دهههای اخیر نوشته و گفته شده است، دامن طرفداران اقتصاد آزاد و رقابتی از این آلودگیها پاک است و آدرسهای غلط نخواهد توانست همیشه و همگان را فریب دهد. متون اقتصاد آزاد در کتابخانهها بهوفور یافت میشود و تجربههای متعدد کشورهایی که به این متون عمل کردهاند و نکردهاند پیش چشم همگان است.
☑️ @ehsanmnotes
—-
📄 اقتصاد آزاد و سرمایهداری دولتی
✍️ محمود صدری
🔘 طرفداران اقتصاد آزاد در همه جای جهان، از جمله ایران، همواره با پرسشها و نقدهایی تکراری روبهرو هستند و پاسخها و توضیحاتشان معمولا به سد مقاومتهای چندسویه میخورد. یکسوی طیف مقاومتها، کسانی هستند که دقیقا میدانند اقتصاد آزاد راه کسب درآمد آسان و کمریسک را بر آنان میبندد و آگاهانه در مقابل آزادی اقتصادی و رقابت و شفافیت میایستند.
این مخالفان آگاه و هدفدار اقتصاد آزاد، با شعبدهای کارساز و موفق، مفاهیم «اقتصاد آزاد» و «اقتصاد بازار» و «رقابت» و «مالکیت خصوصی» را ابزار کار «سرمایهداران» نمایاندهاند و سرمایهدار را هیولایی ترسیم کردهاند که چون در پی منافع شخصی خود است، لابد منافع جمعی و خاصه منافع و معیشت تهیدستان را به خطر میاندازد. این گروه با داعیه دفاع از منافع عمومی مدام گناه همه ناکامیها را به گردن اقتصاد آزاد و اقتصاددانان طرفدار آزادی اقتصادی میاندازد و چنین القا میکند که مسبب همه ناکامیها اقتصاد آزاد است و چاره کار هم فقط مداخله همهجانبه دولت در امور اقتصادی است.
🔘 سوی دیگر طیفِ مخالفان اقتصاد آزاد، پرسشگرانی صدیق هستند که عادتهای ذهنی و واقعیتهای اجتماعی مشهود و ملموس مانع درک و دریافت مفاهیم و مضامین و نتایج اقتصاد آزاد توسط ایشان میشود. این گروه که غالبا زیر فشار زندگی کمر خم کردهاند و افسون تبلیغات گروه اول شدهاند گمان میکنند اقتصاد آزاد، فقط تامینکننده منافع توانگران است و هر جا در کار خود میمانند، دولت را به مداخله برای حل مشکلات فرا میخوانند.
ماحصل تلاش سازمانیافته مخالفان اقتصاد آزاد و همراهی مردمی که دستشان از همه جا کوتاه است و چارهای نمیشناسند مگر پناه بردن به دولت، شکلگیری روش اقتصادی پرهزینه و کمبازدهای است به نام «سرمایهداری دولتی». این روش اقتصادی، به درجات گوناگون، در اقتصادهای توسعهیافته و درحالتوسعه و توسعهنیافته جهان دیده میشود. در این روش، دولتها با قاعدهگذاریهای دلبخواهی و فارغ از الزامهای اقتصادی، مقررات دستوپاگیر خود را رخت «حکومت قانون» میپوشند، نام سوبسیدهای هزینهزا را میگذارند دستگیری از ضعفا، وامهای کمبهره به بنگاههای ناکارآمد را تسهیلات تولید مینامند و قیمتگذاریهای دستوری را حمایت از مصرفکننده میخوانند. آنگاه که همه این عوامل مخل اقتصاد دست به دست هم میدهند و موجب محدود شدن دامنه عمل بازار، بسط ید دولت، افزایش هزینههای عمومی، کاهش بهرهوری اقتصاد و در نهایت کاهش رشد اقتصادی و کاهش درآمدهای عمومی و خصوصی و شیوع فقر میشوند، اقتصاد زمینگیر میشود و ناگهان طرفداران «سرمایهداری دولتی» متاع خود را «اقتصاد آزاد» جا میزنند و شکلگیریاش را به طرفداران اقتصاد آزاد نسبت میدهند و کاسه کوزه همه ناکارآمدیها را بر سر مفاهیم بنیادی بازار و رقابت و مالکیت خصوصی و سرمایهداران آوار میکنند و دور تازهای از قیمتگذاری و یارانه و تسهیلات آغاز میشود.
🔘 جان کلام اینکه سرمایهداری دولتی، نامی دیگر برای سوسیالیسم معماریشده لنینیستی است که حتی با سوسیالیسم مورد نظر کارل مارکس هم نسبتی ندارد. این نوع سوسیالیسم که پشت عنوان سرمایهداری پنهان میشود، ابزار تامین منافع آن دسته از سرمایهداران است که در پی راه آسان پول در آوردن هستند و اسباب آسودگی خاطر دولتهایی است که «حکومت آسان» را بر «حکمرانی خوب» ترجیح میدهند. هنر بزرگ سرمایهداری دولتی این است که سرمایهگذار کوشا و خلاق و ریسکپذیر را که فعالیتش علاوه بر نفع شخصی، متضمن خیر همگانی هم هست، کنار میزند و میدان را به کسانی میدهد که از محل تفاضل انواع قیمتهای دستوری و واقعی عایدیهای سهلالحصول نصیبشان میشود و بهاصطلاح از آربیتراژهای دولتساخته ارتزاق میکنند.
🔘 چندی است که در ایران، عدهای اصرار دارند، عوارض اقتصاد دولتی و سرمایهداری دولتی را متوجه اقتصاد آزاد و حامیان آن بکنند؛ اما به گواهی آنچه در دهههای اخیر نوشته و گفته شده است، دامن طرفداران اقتصاد آزاد و رقابتی از این آلودگیها پاک است و آدرسهای غلط نخواهد توانست همیشه و همگان را فریب دهد. متون اقتصاد آزاد در کتابخانهها بهوفور یافت میشود و تجربههای متعدد کشورهایی که به این متون عمل کردهاند و نکردهاند پیش چشم همگان است.
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from موسی غنینژاد
📝 اخلاق و آزادی
✍🏻موسی غنی نژاد
🔹برخلاف آنچه منتقدان نظام بازار آزاد میگویند انسان در چارچوب ارزشهای حاکم بر این نظام، موجودی تنها، خودخواه و ضد اجتماعی نیست؛ درست بر عکس، از آنجا که برای رسیدن به اهداف خود ناگزیر است خواستههای دیگران را برآورده کند همیشه در صدد خدمت به همنوعان خود است. اتفاقا این خدمت به همنوعان همراه با هیچ منتی بر دیگران نیست چون او برای رسیدن به اهداف خود این کار را داوطلبانه انجام میدهد.
🔹در عین حال در نظام بازار آزاد هیچ مانعی برای انجام اقدامات نوعدوستانه خارج از روابط بازار نیست و هر کس میتواند به صورت یکسویه از ثروت خود به دیگران کمک کند. از لحاظ اخلاقی این نوع خیرخواهی بسیار ارزشمند است چون کاملا داوطلبانه صورت میگیرد و هیچ اجباری در آن نیست؛ در حالیکه خیرخواهی مورد توصیه سوسیالیستها معمولا اجباری است و دولت با سلب مالکیت از ثروتمندان به توزیع مجدد ثروت میپردازد. خیرخواهی چپها خیرخواهی به هزینه دیگران است و این از لحاظ اخلاقی ارزشی ندارد. طرفه اینکه چپها رفتار اخلاقی را در انحصار فرقه خود میدانند و فراموش میکنند که چنین رفتاری تنها در شرایط آزادی انتخاب معنی دارد.
#اخلاق #آزادی #بازار_آزاد #مالکیت #یادداشت
@ghaninejad_mousa
✍🏻موسی غنی نژاد
🔹برخلاف آنچه منتقدان نظام بازار آزاد میگویند انسان در چارچوب ارزشهای حاکم بر این نظام، موجودی تنها، خودخواه و ضد اجتماعی نیست؛ درست بر عکس، از آنجا که برای رسیدن به اهداف خود ناگزیر است خواستههای دیگران را برآورده کند همیشه در صدد خدمت به همنوعان خود است. اتفاقا این خدمت به همنوعان همراه با هیچ منتی بر دیگران نیست چون او برای رسیدن به اهداف خود این کار را داوطلبانه انجام میدهد.
🔹در عین حال در نظام بازار آزاد هیچ مانعی برای انجام اقدامات نوعدوستانه خارج از روابط بازار نیست و هر کس میتواند به صورت یکسویه از ثروت خود به دیگران کمک کند. از لحاظ اخلاقی این نوع خیرخواهی بسیار ارزشمند است چون کاملا داوطلبانه صورت میگیرد و هیچ اجباری در آن نیست؛ در حالیکه خیرخواهی مورد توصیه سوسیالیستها معمولا اجباری است و دولت با سلب مالکیت از ثروتمندان به توزیع مجدد ثروت میپردازد. خیرخواهی چپها خیرخواهی به هزینه دیگران است و این از لحاظ اخلاقی ارزشی ندارد. طرفه اینکه چپها رفتار اخلاقی را در انحصار فرقه خود میدانند و فراموش میکنند که چنین رفتاری تنها در شرایط آزادی انتخاب معنی دارد.
#اخلاق #آزادی #بازار_آزاد #مالکیت #یادداشت
@ghaninejad_mousa
📝 جامعه آرمانی سوسیالیسم
✍🏻موسی غنی نژاد
🔹مارکس شعار جامعه آرمانی کمونیستها را اینگونه توصیف میکند، «از هرکس به اندازه توانش، به هرکس به اندازه نیازش.» طبق این شعار در جامعه کمونیستی انسان تا حد توان خود تلاش خواهد کرد و تنها به اندازه نیازش مطالبه خواهد کرد. این تصور آرمانی از انسان کاملا در تضاد با گرایش طبیعی انسان واقعی است که ترجیح میدهد با کمترین زحمت بیشترین سهم را ببرد، انسانی که موضوع بحث اقتصاد سیاسی کلاسیک و لیبرالیسم است.
🔹مارکس چنین انسانی را طبقاتی، بورژوایی و فاسد میداند که محصول تحول تاریخی ناشی از شکلگیری مالکیت خصوصی و از خود بیگانه شدن انسان است. او با تکیه بر رویکرد خاص «دیالکتیکی» مدعی است انسان در جریان تحول تاریخی در عین حال که به لحاظ تمدنی پیشرفت کرده اما فطرت او از اصل خود دور افتاده و دچار انحطاط شده است. تنها با انقلاب ناگزیر سوسیالیستی و پدید آمدن انسان طراز نوین است که او انسانیت از دست رفته خود را باز خواهد یافت. در این رویکرد «گنوسی»، انقلاب سوسیالیستی نقش تغییر دادن ماهیت انسان طبقاتی یا بورژوایی را بر عهده دارد.
🔹 اما اگر انسانها نخواستند طراز نوین شوند و منافع دیگران را بر منافع خود مقدم بدارند تکلیف چیست؟ پاسخ همان ساختن بهشت سوسیالیستی در روی زمین و اجبار مردم به وارد شدن به آن است. قرن بیستم فاجعه بر پا ساختن سوسیالیسم واقعا موجود در قرن بیستم را نشان داد.
🔹 تفاوت لیبرالیسم و سوسیالیسم در این است: لیبرالیسم انسان را آنگونه که هست میپذیرد و تلاش میکند برای مشکلات وی واقعبینانه و با شیوهای صلحآمیز چارهجویی کند؛ اما سوسیالیسم در صدد تغییر دادن ماهیت انسان و آفرینش نوع جدیدی است، اقدامی ناممکن که عملا نتیجهای جز نابودی میلیونها نفر ندارد.
✍🏻موسی غنی نژاد
🔹مارکس شعار جامعه آرمانی کمونیستها را اینگونه توصیف میکند، «از هرکس به اندازه توانش، به هرکس به اندازه نیازش.» طبق این شعار در جامعه کمونیستی انسان تا حد توان خود تلاش خواهد کرد و تنها به اندازه نیازش مطالبه خواهد کرد. این تصور آرمانی از انسان کاملا در تضاد با گرایش طبیعی انسان واقعی است که ترجیح میدهد با کمترین زحمت بیشترین سهم را ببرد، انسانی که موضوع بحث اقتصاد سیاسی کلاسیک و لیبرالیسم است.
🔹مارکس چنین انسانی را طبقاتی، بورژوایی و فاسد میداند که محصول تحول تاریخی ناشی از شکلگیری مالکیت خصوصی و از خود بیگانه شدن انسان است. او با تکیه بر رویکرد خاص «دیالکتیکی» مدعی است انسان در جریان تحول تاریخی در عین حال که به لحاظ تمدنی پیشرفت کرده اما فطرت او از اصل خود دور افتاده و دچار انحطاط شده است. تنها با انقلاب ناگزیر سوسیالیستی و پدید آمدن انسان طراز نوین است که او انسانیت از دست رفته خود را باز خواهد یافت. در این رویکرد «گنوسی»، انقلاب سوسیالیستی نقش تغییر دادن ماهیت انسان طبقاتی یا بورژوایی را بر عهده دارد.
🔹 اما اگر انسانها نخواستند طراز نوین شوند و منافع دیگران را بر منافع خود مقدم بدارند تکلیف چیست؟ پاسخ همان ساختن بهشت سوسیالیستی در روی زمین و اجبار مردم به وارد شدن به آن است. قرن بیستم فاجعه بر پا ساختن سوسیالیسم واقعا موجود در قرن بیستم را نشان داد.
🔹 تفاوت لیبرالیسم و سوسیالیسم در این است: لیبرالیسم انسان را آنگونه که هست میپذیرد و تلاش میکند برای مشکلات وی واقعبینانه و با شیوهای صلحآمیز چارهجویی کند؛ اما سوسیالیسم در صدد تغییر دادن ماهیت انسان و آفرینش نوع جدیدی است، اقدامی ناممکن که عملا نتیجهای جز نابودی میلیونها نفر ندارد.
Forwarded from پناهي :سيگنال هاي اقتصادي وسياسي
📕 از #ملت_عشق تا قاتل شدن #نجفی
✍احسان محمدی
⛔️ معلم عربیمان کوتاه قد و تندخو بود. علی را بلند کرد و پرسید: «دیک» چی میشه؟
علی، مرغ و خروس را قاطی کرد. چشمهای آقای معلم مثل کروکودیلی که پای آهوی نوبالغی توی گِل کنار برکه گیر کند برق زد. آرام آمد طرفش برای شکنجه مورد علاقهاش.
⛔️ خودکار میگذاشت لای انگشتهای باریک بچهها و آنقدر فشار میداد تا ولو شوند کف کلاس. اما این بار تنوع به خرج داد.
موهای شقیقه علی را از دو طرف سرش گرفت و از زمین بلندش کرد. پسرک لاغری که به زحمت سی کیلو میشد، جیغ میکشید...
◾️بعدها تنبیهبدنی دانشآموزان ممنوع شد. یکی از کسانی که این ماجرا را جدی پیگیری کرد وزیر وقت آموزش و پرورش دولت هاشمیرفسنجانی بود. اسمش؟ #محمدعلی_نجفی!
◾️محمدعلی نجفی که حالا حتماً یک گوشه نشسته و دارد فکر میکند به مسیر پرپیچ و خم زندگیاش. به اینکه چه دانش آموز درسخوانی بود.
↙️ کسب رتبه دوم امتحانات نهایی سال ششم دبیرستانهای ایران
↙️ کسب رتبه اول کنکور ورودی دانشگاه صنعتی شریف
↙️ کسب رتبه اول مسابقات ریاضی دانشجویان سراسر کشور
↙️ کسب رتبه اول در میان فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف
↙️ کسب نمره A+ در تمام دروس در دانشگاه M.I.T آمریکا
◾️به وزیر آموزش و پرورش و علوم شدن. به شهردار تهران شدن. به رئیس سازمان میراث و رئیس سازمان برنامه و بودجه شدن.
به تحسینها، مدالها، افتخارها، به روزی که فسادهای مالی شهرداری را فاش کرد، به روزی که استعفا کرد، به روزی که سرش را گذاشت روی پای #میترا_استاد و رو به دوربین گوشی او سلفی گرفت.
با لبخندی که انگار پوزخند میزد به تمام آنها که زندگی را، پست و مقام و موی سفید را جدی گرفتهاند.
◾️این خلاصه راهرفتهی مردی است که حالا در خلوتش از #شاملو زمزمه میکند: هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم!
◾️او آدم کُشته است. قابل دفاع نیست، حتی اگر محمدعلی نجفی شهردار خوشپوش تهران بوده باشی. حتی اگر توجیه کنی که «با نقشه آمده بود زندگی من را به هم بریزد. میخواست رازهایم را فاش کند».
چه رازی که فاش شدنش از این بدتر بود؟ که حالا شاید وزیر سابق را ببرد پای چوبهدار؟ امان از الاکلنگ روزگار!
◾️نمیدانم چرا از تمام کتاب «ملت عشق» این بخش عجیب توی ذهنم مانده است. وقتی خبر قتل را شنیدم رفتم سراغش.
📕 الیف شافاک مینویسد: «راستش را بخواهید برای همه، بدون استثنا، لحظهای میرسد که میتوانند یکی از بکشند، اما این را اکثر آدمها نمیدانند. نمیخواهند بپذیرند. تا وقتی حادثهای غیرمنتظره باعث میشود خون جلو چشمشان را بگیرد. چقدر هم مطمئنند که دستشان هیچوقت به خون آلوده نمیشود و جان کسی را نمیگیرند. حال آنکه همهچیز به تصادفی بند است. گاهی حرکت چشم و ابرو کافی است تا خون کسی به جوش بیاید. از کاه، کوهی بسازد و سر هیچ و پوچ دعوا و کتککاری راه بیندازد. راستش حتی در زمان و مکان اشتباه بودن کافی است برای آنکه حیوان درون آدمهای پاک و تمیز و باشرف یکدفعه آشکار شود. همه میتوانند آدم بکشند».
◾️فارغ از کار خودشونه گفتنها، اینکه حقش بود یا نه؟ باید اعدام بشود یا نه؟ چرا خونسرد چای مینوشد و بعد مثل یک بازدید اداری از کلانتری دست میدهد؟ چرا لبخند میزند و جوری مقابل دوربین در مورد فاجعه حرف میزند که انگار گزارش #افتتاح یک پل را میدهد؟ اینکه آلت قتاله دست خبرنگار تلویزیون چه میکند و آیا پخش اعتراف قانونی است یا نه؟
◾️همه اینها به کنار، بگذاریم به حساب دادگاه و محکمه و اولیای دم.
فقط یادمان نرود که هر کدام از ما میتوانیم آدم بکشیم. با گلوله، با کلمههایمان. حتی ما که موقع راه رفتن مراقب هستیم روی مورچهها پا نگذاریم.
فقط خدا کند لحظهاش نرسد. ثانیهاش نرسد و اینکه از رتج و درد دیگران شادی نکنیم، تسویه حساب سیاسی نکنیم و یادمان باشد که هرکس به زخم دیگری خندید، روزگار کنار اسمش تیک زد و یکروز، یکوقت و یکجا به او زخمی زد تا دیگران بخندند. به دردش. به رنجش.
◾️میترا استاد حالا در سردخانه خوابیده. توی همان کیسههایی که زیپش را میکشند و هُلت میدهند داخل یک کشوی کوچک. آنقدر تنگ است که نمیتوانی سلفی بگیری. این پایان قصه زنی شد که میگفت او و نجفی عاشق هم هستند و دیگران حسودی میکنند.
◾️حالا آسوده از قضاوتها خوابیده است، خبرها را نمیخواند، توئیت ها را نمیبیند، نگران به هم ریختن آشپزخانهاش نیست و البته هیچ زنی به او حسودی نمیکند.
◾️دارم با صدای بلند #شجریان گوش میدهم: جهان پیر است و بی بنیاد/ از این فرهادکُش فریاد/ که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
✍احسان محمدی
⛔️ معلم عربیمان کوتاه قد و تندخو بود. علی را بلند کرد و پرسید: «دیک» چی میشه؟
علی، مرغ و خروس را قاطی کرد. چشمهای آقای معلم مثل کروکودیلی که پای آهوی نوبالغی توی گِل کنار برکه گیر کند برق زد. آرام آمد طرفش برای شکنجه مورد علاقهاش.
⛔️ خودکار میگذاشت لای انگشتهای باریک بچهها و آنقدر فشار میداد تا ولو شوند کف کلاس. اما این بار تنوع به خرج داد.
موهای شقیقه علی را از دو طرف سرش گرفت و از زمین بلندش کرد. پسرک لاغری که به زحمت سی کیلو میشد، جیغ میکشید...
◾️بعدها تنبیهبدنی دانشآموزان ممنوع شد. یکی از کسانی که این ماجرا را جدی پیگیری کرد وزیر وقت آموزش و پرورش دولت هاشمیرفسنجانی بود. اسمش؟ #محمدعلی_نجفی!
◾️محمدعلی نجفی که حالا حتماً یک گوشه نشسته و دارد فکر میکند به مسیر پرپیچ و خم زندگیاش. به اینکه چه دانش آموز درسخوانی بود.
↙️ کسب رتبه دوم امتحانات نهایی سال ششم دبیرستانهای ایران
↙️ کسب رتبه اول کنکور ورودی دانشگاه صنعتی شریف
↙️ کسب رتبه اول مسابقات ریاضی دانشجویان سراسر کشور
↙️ کسب رتبه اول در میان فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف
↙️ کسب نمره A+ در تمام دروس در دانشگاه M.I.T آمریکا
◾️به وزیر آموزش و پرورش و علوم شدن. به شهردار تهران شدن. به رئیس سازمان میراث و رئیس سازمان برنامه و بودجه شدن.
به تحسینها، مدالها، افتخارها، به روزی که فسادهای مالی شهرداری را فاش کرد، به روزی که استعفا کرد، به روزی که سرش را گذاشت روی پای #میترا_استاد و رو به دوربین گوشی او سلفی گرفت.
با لبخندی که انگار پوزخند میزد به تمام آنها که زندگی را، پست و مقام و موی سفید را جدی گرفتهاند.
◾️این خلاصه راهرفتهی مردی است که حالا در خلوتش از #شاملو زمزمه میکند: هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم!
◾️او آدم کُشته است. قابل دفاع نیست، حتی اگر محمدعلی نجفی شهردار خوشپوش تهران بوده باشی. حتی اگر توجیه کنی که «با نقشه آمده بود زندگی من را به هم بریزد. میخواست رازهایم را فاش کند».
چه رازی که فاش شدنش از این بدتر بود؟ که حالا شاید وزیر سابق را ببرد پای چوبهدار؟ امان از الاکلنگ روزگار!
◾️نمیدانم چرا از تمام کتاب «ملت عشق» این بخش عجیب توی ذهنم مانده است. وقتی خبر قتل را شنیدم رفتم سراغش.
📕 الیف شافاک مینویسد: «راستش را بخواهید برای همه، بدون استثنا، لحظهای میرسد که میتوانند یکی از بکشند، اما این را اکثر آدمها نمیدانند. نمیخواهند بپذیرند. تا وقتی حادثهای غیرمنتظره باعث میشود خون جلو چشمشان را بگیرد. چقدر هم مطمئنند که دستشان هیچوقت به خون آلوده نمیشود و جان کسی را نمیگیرند. حال آنکه همهچیز به تصادفی بند است. گاهی حرکت چشم و ابرو کافی است تا خون کسی به جوش بیاید. از کاه، کوهی بسازد و سر هیچ و پوچ دعوا و کتککاری راه بیندازد. راستش حتی در زمان و مکان اشتباه بودن کافی است برای آنکه حیوان درون آدمهای پاک و تمیز و باشرف یکدفعه آشکار شود. همه میتوانند آدم بکشند».
◾️فارغ از کار خودشونه گفتنها، اینکه حقش بود یا نه؟ باید اعدام بشود یا نه؟ چرا خونسرد چای مینوشد و بعد مثل یک بازدید اداری از کلانتری دست میدهد؟ چرا لبخند میزند و جوری مقابل دوربین در مورد فاجعه حرف میزند که انگار گزارش #افتتاح یک پل را میدهد؟ اینکه آلت قتاله دست خبرنگار تلویزیون چه میکند و آیا پخش اعتراف قانونی است یا نه؟
◾️همه اینها به کنار، بگذاریم به حساب دادگاه و محکمه و اولیای دم.
فقط یادمان نرود که هر کدام از ما میتوانیم آدم بکشیم. با گلوله، با کلمههایمان. حتی ما که موقع راه رفتن مراقب هستیم روی مورچهها پا نگذاریم.
فقط خدا کند لحظهاش نرسد. ثانیهاش نرسد و اینکه از رتج و درد دیگران شادی نکنیم، تسویه حساب سیاسی نکنیم و یادمان باشد که هرکس به زخم دیگری خندید، روزگار کنار اسمش تیک زد و یکروز، یکوقت و یکجا به او زخمی زد تا دیگران بخندند. به دردش. به رنجش.
◾️میترا استاد حالا در سردخانه خوابیده. توی همان کیسههایی که زیپش را میکشند و هُلت میدهند داخل یک کشوی کوچک. آنقدر تنگ است که نمیتوانی سلفی بگیری. این پایان قصه زنی شد که میگفت او و نجفی عاشق هم هستند و دیگران حسودی میکنند.
◾️حالا آسوده از قضاوتها خوابیده است، خبرها را نمیخواند، توئیت ها را نمیبیند، نگران به هم ریختن آشپزخانهاش نیست و البته هیچ زنی به او حسودی نمیکند.
◾️دارم با صدای بلند #شجریان گوش میدهم: جهان پیر است و بی بنیاد/ از این فرهادکُش فریاد/ که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
پناهي :سيگنال هاي اقتصادي وسياسي
📕 از #ملت_عشق تا قاتل شدن #نجفی ✍احسان محمدی ⛔️ معلم عربیمان کوتاه قد و تندخو بود. علی را بلند کرد و پرسید: «دیک» چی میشه؟ علی، مرغ و خروس را قاطی کرد. چشمهای آقای معلم مثل کروکودیلی که پای آهوی نوبالغی توی گِل کنار برکه گیر کند برق زد. آرام آمد طرفش…
به قول دوستی، نجفی همیشه آرام و شمرده صحبت میکرد. او هیچ چیزش به هفتتیرکش ها نمیخورد.
پس بیاییم اینقدر از به تنگ آمدن دیگران لذت نبریم.
شاید، خدای ناکرده، گزینه بعدی خود ما باشیم.
پس بیاییم اینقدر از به تنگ آمدن دیگران لذت نبریم.
شاید، خدای ناکرده، گزینه بعدی خود ما باشیم.
📄 الاغ ژان بوریدان
✍️امیر ناظمی
🔘 «الاغ ژان بوریدان» یکی از موقعیتهایی است که هم ما را به عنوان افراد و هم دولتها را در موقعیتهای الاغوار قرار میدهد. همهی ما میدانیم که الاغ راه کوتاهتر را انتخاب میکند و به آن «قضیه الحمار» هم میگوییم. یعنی هیچ خری برای رسید به کپه علفی که میخواهد بخورد راه دورتر یا مثلا دو ضلع از یک مثلث را طی نمیکند.
🔘 اما «ژان بوریدان» یک حالت فرضی را در نظر میگیرد که در آن الاغی بین دو کپه مساوی علف است که هر دو یک اندازه به او فاصله دارند. احتمالا این الاغ در میان انتخاب اینکه کدام کپه را انتخاب کند تلف میشود! به این ترتیب «قضیه الاغ ژان بوریدان» قضیهی کسی است که میان دو گزینه برابر نمیداند کدام را انتخاب کند و همین انتخاب نکردناش او را به هلاکت میرساند!
🔘 به عبارت دیگر تردید در تصمیمگیری و به تعویق انداختن تصمیمها، خصوصا تصمیمهای سخت، میتواند هر خری را به هلاکت برساند! از اینجا است که موضوع اولویتگذاری اهمیت پیدا میکند. اگر بخواهیم روی همهی صنایع و همهی حوزهها سرمایهگذاری کنیم، احتمالا به هلاکت خواهیم رسید. چه یک فرد باشیم در زندگی شخصیمان، چه یک شرکت یا استارتآپ که میخواهد اپلیکیشنی داشته باشد با همهی ویژگیها و چه یک دولت که بخواهد حوزههایی را به عنوان اولویت بشناسد.
🔘 به دلیل جلوگیری از الاغوار بههلاکت رسیدن است که کشورها و دولتها تلاش میکنند تا با ابزارهایی مناسبترین حوزهها را برای جامعهی خود انتخاب نمایند.
🔸 این یادداشت از کانال ( فردای بهتر ) آقای مصطفی تاجزاده برداشته شده است.
☑️ @ehsanmnotes
✍️امیر ناظمی
🔘 «الاغ ژان بوریدان» یکی از موقعیتهایی است که هم ما را به عنوان افراد و هم دولتها را در موقعیتهای الاغوار قرار میدهد. همهی ما میدانیم که الاغ راه کوتاهتر را انتخاب میکند و به آن «قضیه الحمار» هم میگوییم. یعنی هیچ خری برای رسید به کپه علفی که میخواهد بخورد راه دورتر یا مثلا دو ضلع از یک مثلث را طی نمیکند.
🔘 اما «ژان بوریدان» یک حالت فرضی را در نظر میگیرد که در آن الاغی بین دو کپه مساوی علف است که هر دو یک اندازه به او فاصله دارند. احتمالا این الاغ در میان انتخاب اینکه کدام کپه را انتخاب کند تلف میشود! به این ترتیب «قضیه الاغ ژان بوریدان» قضیهی کسی است که میان دو گزینه برابر نمیداند کدام را انتخاب کند و همین انتخاب نکردناش او را به هلاکت میرساند!
🔘 به عبارت دیگر تردید در تصمیمگیری و به تعویق انداختن تصمیمها، خصوصا تصمیمهای سخت، میتواند هر خری را به هلاکت برساند! از اینجا است که موضوع اولویتگذاری اهمیت پیدا میکند. اگر بخواهیم روی همهی صنایع و همهی حوزهها سرمایهگذاری کنیم، احتمالا به هلاکت خواهیم رسید. چه یک فرد باشیم در زندگی شخصیمان، چه یک شرکت یا استارتآپ که میخواهد اپلیکیشنی داشته باشد با همهی ویژگیها و چه یک دولت که بخواهد حوزههایی را به عنوان اولویت بشناسد.
🔘 به دلیل جلوگیری از الاغوار بههلاکت رسیدن است که کشورها و دولتها تلاش میکنند تا با ابزارهایی مناسبترین حوزهها را برای جامعهی خود انتخاب نمایند.
🔸 این یادداشت از کانال ( فردای بهتر ) آقای مصطفی تاجزاده برداشته شده است.
☑️ @ehsanmnotes
🌀 سند جامع مشکلات قانونی و چالشهای اکوسیستم استارتآپی ایران و نقش حاکمیت، دولت و دیگر سازمانها در پیدایش و رفع آنها
🖋 تهیه و تنظیم : انجمن صنفی کارفرمایی کسبوکارهای اینترنتی
📌 با همکاری مجموعه حقوقی آپلا
🌐 دانلود سند : https://bit.ly/2K7wsAd
☑️ @ehsanmnotes
🖋 تهیه و تنظیم : انجمن صنفی کارفرمایی کسبوکارهای اینترنتی
📌 با همکاری مجموعه حقوقی آپلا
🌐 دانلود سند : https://bit.ly/2K7wsAd
☑️ @ehsanmnotes
🔆 اگر علاقهمند به فلسفه هستید، پیشنهاد میکنم نگاهی به بلاگ آقای میردامادی بیاندازید.
🌐 mirdamadi.malakut.ws/?cat=13
☑️ @ehsanmnotes
🌐 mirdamadi.malakut.ws/?cat=13
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
LibraWhitePaper-Way2Pay.pdf
☄️ لیبرا عنوان کریپتوکارنسی (رمز ارز) فیسبوک است که بعد از رویداد مانی ۲۰۲۰ شایعاتی درباره آن منتشر شده بود.
منبع : راهپرداخت
☑️ @ehsanmnotes
منبع : راهپرداخت
☑️ @ehsanmnotes