🔘 شکل گیری اقتصاد دوگانه ( همزیستی اقتصادهای رسمی و غیر رسمی )، مهمترین عامل نظام مند در شکل گیری دروغ گویی در جامعه است.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
🔘بدلیل ماهیت برچیده شدن برخی از کسب و کارها و صنایع موجود بواسطه وقوع نوآوری، جوزف شومپیتر از تعبیر "تخریب خلاق" نیز برای توصیف نوآوری استفاده میکند.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی 🖊 (بخش دوم؛ تفاوت دانش با اطلاعات ) 📝 برای پاسخ به سؤال مطرحشده، باید به تفاوت دانش و خرد با اطلاعات و داده اشاره کرد. داده یا دیتا، ورود مطالب به ذهن است. هنگامیکه آنها را طبقهبندی و دستهبندی کنیم،…
☑️ تعریف سواد از نظر «یونسکو» و راهکارهای بهبود زندگی
🖊 (بخش سوم،پایانی؛ دانشجویان سواد دارند یا توهم سواد دارند؟ )
📝 برای مثال همه ما در باره قوانین راهنمایی و رانندگی شناخت داریم (بهعنوان یک داده وارد مغز ما شدهاند، در آزمون آییننامه استفادهشده، سپس صرفاً تبدیل به اطلاعات شدهاند و درنتیجه تابلوها و علائم را تشخیص میدهیم). از سوی دیگر، این اطلاعات با هیچ دانش دیگری ادغام نشده است.
مثلاً تخطی از این قوانین، با صحنههای دلخراش تصادفاتی که دیدهایم ادغام نشدهاند که تبدیل به دانش رانندگی صحیح و ایمن شوند. اطلاعات ریاضی، فیزیک، روانشناسی و غیره وارد ذهن ما شدهاند اما تبدیل به دانش نشدهاند پس فکر میکنیم که همان دو کتابی که درباره روانشناسی خواندهایم ما را تبدیل به روانشناس کرده است اما دانش تشخیص مشکلات خود را نداریم. این دانش و خرد، تکرار یک سری مشکلات در زندگی احتمالاً به علت رفتار نادرست خود ماست، نه اینکه تمام انسانهایی که با آنها برخورد میکنیم انسانهای بدی هستند.
راهکارهای بهبود زندگی بر اساس دانستههایمان
حال به اینجا میرسیم که چگونه باید بر اساس دانستهها تغییر ایجاد کرد؟ اولین قدم برای ایجاد تغییر؛ درک عمیق، تجزیهوتحلیل دانستههاست چه این اطلاعات ناشی از تجربه باشند یا آموزش رسمی. تجزیهوتحلیل اطلاعات به ما اجازه میدهد که موضوع را از زوایای مختلف مشاهده کنیم. سپس باید نتیجه این فرایند را در بقیه اطلاعات ادغام کرد.
وقتی من آخر ماه از نظر مالی دچار مشکل میشوم، از سوی دیگر میشنوم که مهارتی به نام سواد مالی وجود دارد یا مدیریت مالی، باید در ذهن خود این دو را به هم ربط بدهم و نتیجه بگیرم که احتمالاً مشکل من در نبود مدیریت صحیح منابع مالی است. حالا برای یادگیری و ایجاد تغییر در زندگی خود آماده هستم.
دراینبین، بسیاری از افراد هیچگاه خود را مقصر نمیدانند و در هر موضوعی شرایط، اجتماع و دیگران را مسبب شکستها و مشکلات خود میدانند. این افراد هیچگاه تغییر را تجربه نخواهند کرد زیرا شرط اول تغییر، قبول نامساعد بودن شرایط فعلی است. هرگاه قبول کردم که در رفتار و سبک زندگی من مشکلی وجود دارد، آنگاه امکان تغییر هست. تا زمانی که خود را مبرا از اشتباه بدانیم، چیزی عوض نخواهد شد؛ بهعبارتدیگر، تغییر، بدون تغییر من معنا ندارد.
از سوی دیگر، افرادی که خود را همه چیزدان میدانند، هم تغییر نخواهند کرد. لازمه تغییر قبول این اصل است که دیگران، حتی کودکان، فقرا، افراد زیردست و غیره، چیزی برای یاددهی به من دارند. وقتی خود را همه چیزدان بدانیم که البته این ویژگی ناشی از کمبود عزتنفس و عقده حقارت است، هرگز توان تغییر را نیز نخواهیم داشت.
برای تغییر باید قبول کنیم که ما هم مثل هر انسان دیگری کامل نیستیم و نیاز به مشورت و استفاده از تجارب دیگران داریم. یک موضوع دیگر هم بازسنجی عقاید، باورها و اصول خود با شرایط جدید اجتماعی است. هر چند سال یکبار باورهای خود را مورد ارزیابی قرار دهیم. با توجه به تجارب این چند سال اخیر، آیا هنوز این باورها کارآمد هستند یا خیر. در انتها به یاد داشته باشیم که تغییر، بدون تغییر من امکانپذیر نیست. اگر خواستار تغییر موضوعی در کلیت جامعه هستیم، اولازهمه آن تغییر را از خود شروع کنیم.
☑️ @ehsanmnotes
🖊 (بخش سوم،پایانی؛ دانشجویان سواد دارند یا توهم سواد دارند؟ )
📝 برای مثال همه ما در باره قوانین راهنمایی و رانندگی شناخت داریم (بهعنوان یک داده وارد مغز ما شدهاند، در آزمون آییننامه استفادهشده، سپس صرفاً تبدیل به اطلاعات شدهاند و درنتیجه تابلوها و علائم را تشخیص میدهیم). از سوی دیگر، این اطلاعات با هیچ دانش دیگری ادغام نشده است.
مثلاً تخطی از این قوانین، با صحنههای دلخراش تصادفاتی که دیدهایم ادغام نشدهاند که تبدیل به دانش رانندگی صحیح و ایمن شوند. اطلاعات ریاضی، فیزیک، روانشناسی و غیره وارد ذهن ما شدهاند اما تبدیل به دانش نشدهاند پس فکر میکنیم که همان دو کتابی که درباره روانشناسی خواندهایم ما را تبدیل به روانشناس کرده است اما دانش تشخیص مشکلات خود را نداریم. این دانش و خرد، تکرار یک سری مشکلات در زندگی احتمالاً به علت رفتار نادرست خود ماست، نه اینکه تمام انسانهایی که با آنها برخورد میکنیم انسانهای بدی هستند.
راهکارهای بهبود زندگی بر اساس دانستههایمان
حال به اینجا میرسیم که چگونه باید بر اساس دانستهها تغییر ایجاد کرد؟ اولین قدم برای ایجاد تغییر؛ درک عمیق، تجزیهوتحلیل دانستههاست چه این اطلاعات ناشی از تجربه باشند یا آموزش رسمی. تجزیهوتحلیل اطلاعات به ما اجازه میدهد که موضوع را از زوایای مختلف مشاهده کنیم. سپس باید نتیجه این فرایند را در بقیه اطلاعات ادغام کرد.
وقتی من آخر ماه از نظر مالی دچار مشکل میشوم، از سوی دیگر میشنوم که مهارتی به نام سواد مالی وجود دارد یا مدیریت مالی، باید در ذهن خود این دو را به هم ربط بدهم و نتیجه بگیرم که احتمالاً مشکل من در نبود مدیریت صحیح منابع مالی است. حالا برای یادگیری و ایجاد تغییر در زندگی خود آماده هستم.
دراینبین، بسیاری از افراد هیچگاه خود را مقصر نمیدانند و در هر موضوعی شرایط، اجتماع و دیگران را مسبب شکستها و مشکلات خود میدانند. این افراد هیچگاه تغییر را تجربه نخواهند کرد زیرا شرط اول تغییر، قبول نامساعد بودن شرایط فعلی است. هرگاه قبول کردم که در رفتار و سبک زندگی من مشکلی وجود دارد، آنگاه امکان تغییر هست. تا زمانی که خود را مبرا از اشتباه بدانیم، چیزی عوض نخواهد شد؛ بهعبارتدیگر، تغییر، بدون تغییر من معنا ندارد.
از سوی دیگر، افرادی که خود را همه چیزدان میدانند، هم تغییر نخواهند کرد. لازمه تغییر قبول این اصل است که دیگران، حتی کودکان، فقرا، افراد زیردست و غیره، چیزی برای یاددهی به من دارند. وقتی خود را همه چیزدان بدانیم که البته این ویژگی ناشی از کمبود عزتنفس و عقده حقارت است، هرگز توان تغییر را نیز نخواهیم داشت.
برای تغییر باید قبول کنیم که ما هم مثل هر انسان دیگری کامل نیستیم و نیاز به مشورت و استفاده از تجارب دیگران داریم. یک موضوع دیگر هم بازسنجی عقاید، باورها و اصول خود با شرایط جدید اجتماعی است. هر چند سال یکبار باورهای خود را مورد ارزیابی قرار دهیم. با توجه به تجارب این چند سال اخیر، آیا هنوز این باورها کارآمد هستند یا خیر. در انتها به یاد داشته باشیم که تغییر، بدون تغییر من امکانپذیر نیست. اگر خواستار تغییر موضوعی در کلیت جامعه هستیم، اولازهمه آن تغییر را از خود شروع کنیم.
☑️ @ehsanmnotes
🔘 آفت رانت در بومیسازی پلتفرمها
امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات(رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران) مطرح کرد :
▪️ اگر قرار باشد یک مدل بومی، همان مدل کسبوکار رقیب چند ده یا چند صد میلیونی را پیاده کند، در همان لحظه صفر شکستخورده محسوب میشود.
🌐 متن کامل گفتگو : https://bit.ly/2D34nog
🔻 این گفتگو مربوط به آبان 1397 می باشد، اما همچنان توجه به این تفکر ضروریست
☑️ @ehsanmnotes
امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات(رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران) مطرح کرد :
▪️ اگر قرار باشد یک مدل بومی، همان مدل کسبوکار رقیب چند ده یا چند صد میلیونی را پیاده کند، در همان لحظه صفر شکستخورده محسوب میشود.
🌐 متن کامل گفتگو : https://bit.ly/2D34nog
🔻 این گفتگو مربوط به آبان 1397 می باشد، اما همچنان توجه به این تفکر ضروریست
☑️ @ehsanmnotes
🔘 خواسته های انسان اشباع ناپذیر است و تمنای انسان تمامی ندارد. آنچه بر این میل سیری ناپذیر انسان لگام میزند، محدودیت امکانات شخصی از جمله زمان، عمر و بودجه اوست.
درواقع، چون خواست های انسانها نامحدود ولی کالاها و خدمات در جهان محدود است، ناگزیر انسان ها در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند. این تعارض در نظام های غیرمتمدنانه از راه خشونت حل میشود، اما در نظام های متمدنانه قدرت مالی افراد سهم آنها را از این امکانات محدود مشخص میکند.
بنابراین، اگر بخوایم توصیف دقیقتری از رفتار انسانها در مقام مصرف کننده داشته باشیم، باید بگوییم انسانها تلاش میکنند باتوجه به محدودیت بودجه خود، مطلوبیتشان را بیشینه ( maximize ) کنند.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
درواقع، چون خواست های انسانها نامحدود ولی کالاها و خدمات در جهان محدود است، ناگزیر انسان ها در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند. این تعارض در نظام های غیرمتمدنانه از راه خشونت حل میشود، اما در نظام های متمدنانه قدرت مالی افراد سهم آنها را از این امکانات محدود مشخص میکند.
بنابراین، اگر بخوایم توصیف دقیقتری از رفتار انسانها در مقام مصرف کننده داشته باشیم، باید بگوییم انسانها تلاش میکنند باتوجه به محدودیت بودجه خود، مطلوبیتشان را بیشینه ( maximize ) کنند.
✍️ علی سرزعیم؛
📚 کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
☑️ @ehsanmnotes
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت اول ( نظریه بازی ها چیست؟ )
📝 ما در جهان اجتماعی زندگی می کنیم. در زندگی اجتماعی، مواقع متعددی وجود دارد که رفتارهای ما بر رفتار دیگران تاثیرگذار است. در واقع، بسیاری وجود دارد که ما در هنگام تصمیم گیری، نحوه تصمیم گیری دیگران را نیز عامل موثری در تصمیم گیری خود میدانیم.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" برای مثال، یک بنگاه اقتصادی، وقتی میخواهد درمورد تولید خود، بهینه تصمیم بگیرد، ناگزیر است تصمیم بهینه بنگاه های دیگر را نیز در نظر بگیرد. این لحاظ کردن دیگری، بخاطر چشم و هم چشمی نیست، بلکه ناشی از آن است که نتیجه تصمیم من صرفا تابعی از رفتار و تصمیم من نخواهد بود و از تصمیم دیگران نیز پیروی می کند. برای همین در هزینه - فایده، به رفتار دیگران نیز توجه کنم."
🔍 خلاصه آنکه، به رفتارهایی که با لحاظ کردن رفتار دیگران صورت میگیرد، رفتار استراتژیک و بخشی از اقتصاد خرد که به مطالعه این شرایط می پردازد، نظریه بازی ها میگویند.
📌 نظریه بازی ها، اگرچه در اقتصاد خرد بررسی می شود و مثال اولی که درباره آن زده شد، مرتبط با تجارت بود، اما منحصر به اقتصاد و تجارت نیست و در زندگی هم با آن بسیار سروکار داریم. در آینده، مثال هایی خارج از اقتصاد خواهیم داشت.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت اول ( نظریه بازی ها چیست؟ )
📝 ما در جهان اجتماعی زندگی می کنیم. در زندگی اجتماعی، مواقع متعددی وجود دارد که رفتارهای ما بر رفتار دیگران تاثیرگذار است. در واقع، بسیاری وجود دارد که ما در هنگام تصمیم گیری، نحوه تصمیم گیری دیگران را نیز عامل موثری در تصمیم گیری خود میدانیم.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" برای مثال، یک بنگاه اقتصادی، وقتی میخواهد درمورد تولید خود، بهینه تصمیم بگیرد، ناگزیر است تصمیم بهینه بنگاه های دیگر را نیز در نظر بگیرد. این لحاظ کردن دیگری، بخاطر چشم و هم چشمی نیست، بلکه ناشی از آن است که نتیجه تصمیم من صرفا تابعی از رفتار و تصمیم من نخواهد بود و از تصمیم دیگران نیز پیروی می کند. برای همین در هزینه - فایده، به رفتار دیگران نیز توجه کنم."
🔍 خلاصه آنکه، به رفتارهایی که با لحاظ کردن رفتار دیگران صورت میگیرد، رفتار استراتژیک و بخشی از اقتصاد خرد که به مطالعه این شرایط می پردازد، نظریه بازی ها میگویند.
📌 نظریه بازی ها، اگرچه در اقتصاد خرد بررسی می شود و مثال اولی که درباره آن زده شد، مرتبط با تجارت بود، اما منحصر به اقتصاد و تجارت نیست و در زندگی هم با آن بسیار سروکار داریم. در آینده، مثال هایی خارج از اقتصاد خواهیم داشت.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت دوم ( عقلانیت اقتصادی، فرضی مهم در نظریه بازی ها )
📝 فرض مهمی که در نظریه بازی ها وجود دارد، عقلانیت طرفین بازی هست. یعنی هر طرف، با خود می اندیشد که طرف مقابل نیز عاقل است و طرف مقابل نیز برحسب محاسبات عقلانی گزینه ها و انتخاب هایی دارد.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" من میدانم که طرف مقابل عقلانی است و او نیز میداند که من عقلانی ام و همچنین من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و او نیز میداند که من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و ... این سلسله ادامه دارد.
🔍 خلاصه آنکه، فرض بر اینست که طرف مقابل را فردی هوشمند بدانیم به نحوی که او نه تنها محاسبات عقلانی شما را درنظر میگیرد، بلکه از اینکه محاسبات عقلانی خود و محاسبات عقلانی طرف مقابل را درنظر دارید، آگاه است.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت دوم ( عقلانیت اقتصادی، فرضی مهم در نظریه بازی ها )
📝 فرض مهمی که در نظریه بازی ها وجود دارد، عقلانیت طرفین بازی هست. یعنی هر طرف، با خود می اندیشد که طرف مقابل نیز عاقل است و طرف مقابل نیز برحسب محاسبات عقلانی گزینه ها و انتخاب هایی دارد.
📍 به بیانی پیچیده تر(!) :
" من میدانم که طرف مقابل عقلانی است و او نیز میداند که من عقلانی ام و همچنین من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و او نیز میداند که من میدانم که او میداند که من عقلانی ام و ... این سلسله ادامه دارد.
🔍 خلاصه آنکه، فرض بر اینست که طرف مقابل را فردی هوشمند بدانیم به نحوی که او نه تنها محاسبات عقلانی شما را درنظر میگیرد، بلکه از اینکه محاسبات عقلانی خود و محاسبات عقلانی طرف مقابل را درنظر دارید، آگاه است.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
Forwarded from ✍️ محسن جلالپور
به احترام شاهرخ ظهیری
برای اینکه دوستت داشته باشند کافی است مهربان،خوشپوش و بذله گو باشی اما برای اینکه همه به احترامت بایستند باید کارهای بزرگ کرده باشی.
دیروز پیرمردی مهربان و خوشپوش از میان ما رفت که هم دوستش داشتیم و هم به احترامش میایستادیم.
او شاهرخ ظهیری بود که دیروز در 89 سالگی درگذشت و فهرست غمها وغصههای فروردینی امسالمان را تکمیل کرد.
اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم باید بگویم در تمام زندگیاش به معنای واقعی عاشق بود. هم عاشق خانه و خانواده و هم عاشق کسب وکارش و جالب اینکه همه موفقیتهای کسب وکارش را هم مدیون عشقی نافرجام بود.
هرکس برای ثروتمند شدن بهانهای میخواهد و چه بهانهای شیرینتر ازعشق؟ شاهرخ ظهیری ابتدا عاشق میشود و پس از آنکه از خانواده دختر جواب رد میشنود تصمیم میگیرد تغییری در وضعیت زندگیاش ایجاد کند.
یک بار برایم تعریف کرد که چگونه عاشق شد و عشق چگونه او را به کسب وکار پیوند زد.
داستانش از این قرار است:
شاهرخ ظهیری معلمی مجرد در محله قلهک تهران است که یکی از دانش آموزانش توجه او را جلب میکند. این توجه رفته رفته به دلبستگی و گرفتاری ظهیری منجر میشود و پس از مدتی میفهمد عاشق دختر شده است. دختر هم به او ابراز علاقه میکند و هر دو سخت عاشق و دلبسته هم میشوند.
اما این عشق سوزان سرانجام سوزانتری دارد. به خواستگاریاش میرود که پدر دختر درباره شغل و حرفه اش سوال میکند. ظهیری میگوید لیسانس حقوق دارم و شغل اصلیام دبیری آموزش وپرورش است. ضمن اینکه در بازار هم کار میکنم. اما پدر دختر در نهایت سنگدلی میگوید به معلم جماعت دختر نمیدهم و ظهیری را به شکلی بد از خانه بیرون میکند.
با مخالفتهای پدر،این دو هرگز به هم نمیرسند و مدتی بعد آن دختر به اجبار پدر به ازدواج سرهنگی درمی آید اما پس از مدتی دست به خودکشی میزند.ظهیری اما خودش را نمیبازد و در حالیکه به شدت از این واقعه متأثر شده،تصمیمی مهم میگیرد.
به خودش قول میدهد که کسب وکاری دست و پا کند و ثروتمند شود.
پس از فراز و فرودهای بسیاری که میبیند سرانجام در سال 1349 شرکت مهرام را راه اندازی میکند. آن روزها درایران کمپوت و رب گوجه فرنگی و برخی محصولات کنسرو شده تولید میشد اما ظهیری تصمیمی جسورانه میگیرد و نخستین خط تولید سس را در ایران راهاندازی میکند.
آن روزها مردم نمیدانستند سس چیست بنابراین جا انداختن فرهنگ مصرف این محصول میان ایرانیان آن زمان به مراتب سخت تر از راه اندازی خط تولید سس بود. به این ترتیب ظهیری و همکارانش تلاش میکنند با ترفندهای مختلف سس را به جامعه معرفی کنند.
ظهیری در خاطراتش گفته: « روزها کارمان این بود که کامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هرکدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می کردند. مغازه دار هم که می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می کرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت کوتاهی رونق گرفت.»
به این ترتیب ظهیری موفق میشود سس را به سفره ایرانیها اضافه کند و برای این کار متحمل زحمت زیادی میشود.به همین دلیل است که در محافل رسانهای به شاهرخ ظهیری «سلطان سس» گفته میشود.
ظهیری دیگر میان ما نیست اما یادش همیشه با ما خواهد بود.
☑️محسن جلالپور
@mohsenjalalpour
برای اینکه دوستت داشته باشند کافی است مهربان،خوشپوش و بذله گو باشی اما برای اینکه همه به احترامت بایستند باید کارهای بزرگ کرده باشی.
دیروز پیرمردی مهربان و خوشپوش از میان ما رفت که هم دوستش داشتیم و هم به احترامش میایستادیم.
او شاهرخ ظهیری بود که دیروز در 89 سالگی درگذشت و فهرست غمها وغصههای فروردینی امسالمان را تکمیل کرد.
اگر بخواهم او را با یک کلمه توصیف کنم باید بگویم در تمام زندگیاش به معنای واقعی عاشق بود. هم عاشق خانه و خانواده و هم عاشق کسب وکارش و جالب اینکه همه موفقیتهای کسب وکارش را هم مدیون عشقی نافرجام بود.
هرکس برای ثروتمند شدن بهانهای میخواهد و چه بهانهای شیرینتر ازعشق؟ شاهرخ ظهیری ابتدا عاشق میشود و پس از آنکه از خانواده دختر جواب رد میشنود تصمیم میگیرد تغییری در وضعیت زندگیاش ایجاد کند.
یک بار برایم تعریف کرد که چگونه عاشق شد و عشق چگونه او را به کسب وکار پیوند زد.
داستانش از این قرار است:
شاهرخ ظهیری معلمی مجرد در محله قلهک تهران است که یکی از دانش آموزانش توجه او را جلب میکند. این توجه رفته رفته به دلبستگی و گرفتاری ظهیری منجر میشود و پس از مدتی میفهمد عاشق دختر شده است. دختر هم به او ابراز علاقه میکند و هر دو سخت عاشق و دلبسته هم میشوند.
اما این عشق سوزان سرانجام سوزانتری دارد. به خواستگاریاش میرود که پدر دختر درباره شغل و حرفه اش سوال میکند. ظهیری میگوید لیسانس حقوق دارم و شغل اصلیام دبیری آموزش وپرورش است. ضمن اینکه در بازار هم کار میکنم. اما پدر دختر در نهایت سنگدلی میگوید به معلم جماعت دختر نمیدهم و ظهیری را به شکلی بد از خانه بیرون میکند.
با مخالفتهای پدر،این دو هرگز به هم نمیرسند و مدتی بعد آن دختر به اجبار پدر به ازدواج سرهنگی درمی آید اما پس از مدتی دست به خودکشی میزند.ظهیری اما خودش را نمیبازد و در حالیکه به شدت از این واقعه متأثر شده،تصمیمی مهم میگیرد.
به خودش قول میدهد که کسب وکاری دست و پا کند و ثروتمند شود.
پس از فراز و فرودهای بسیاری که میبیند سرانجام در سال 1349 شرکت مهرام را راه اندازی میکند. آن روزها درایران کمپوت و رب گوجه فرنگی و برخی محصولات کنسرو شده تولید میشد اما ظهیری تصمیمی جسورانه میگیرد و نخستین خط تولید سس را در ایران راهاندازی میکند.
آن روزها مردم نمیدانستند سس چیست بنابراین جا انداختن فرهنگ مصرف این محصول میان ایرانیان آن زمان به مراتب سخت تر از راه اندازی خط تولید سس بود. به این ترتیب ظهیری و همکارانش تلاش میکنند با ترفندهای مختلف سس را به جامعه معرفی کنند.
ظهیری در خاطراتش گفته: « روزها کارمان این بود که کامیون های پخش محصولات مهرام را به پیچ شمیران می فرستادیم. بلافاصله افراد آموزش دیده ای را نیز به عنوان مشتری به مغازه های پیچ شمیران می فرستادیم و هرکدام انواعی از محصولات مهرام را خریداری می کردند. مغازه دار هم که می دید برای محصولات ما آن همه مشتری پیدا شده، رفته رفته میل بیشتری به خرید از ما پیدا می کرد. به این ترتیب فروش محصولات مهرام در مدت کوتاهی رونق گرفت.»
به این ترتیب ظهیری موفق میشود سس را به سفره ایرانیها اضافه کند و برای این کار متحمل زحمت زیادی میشود.به همین دلیل است که در محافل رسانهای به شاهرخ ظهیری «سلطان سس» گفته میشود.
ظهیری دیگر میان ما نیست اما یادش همیشه با ما خواهد بود.
☑️محسن جلالپور
@mohsenjalalpour
🔆 عشق، جادوییست فراتر از جادوی ولدمورت و مرگخوارانش، پس تا عشق و امیدی هست؛ چهباک از بوسهی دیوانهسازان!؟
یادداشت رضای عزیز درباره سرگذشت پاترونوس، همکار و شریک سابق، دوستِ الان. روزمو ساخت.
مرسی رضا ❤️
http://vrgl.ir/rCxkN
یادداشت رضای عزیز درباره سرگذشت پاترونوس، همکار و شریک سابق، دوستِ الان. روزمو ساخت.
مرسی رضا ❤️
http://vrgl.ir/rCxkN
ویرگول
پاترونوس؛ خانهای همیشگی، خانهای بر باد رفته!
درود، رضا شیریننژاد هستم؛ دانشجوی روانشناسی، عاشقِ ادبیات، تجزیهوتحلیل، دیجیتال مارکتینگ و قهوه، (البته بدون شیر و به همراهِ شِکرَش…
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت سوم ( عقلانیت اقتصادی، یک مثال )
📝 « در یک مصاحبه برای جذب در هیئت علمی یک دانشگاه از نگارنده سوال شد که آیا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک است یا خیر. از لحن سوال معلوم شد سوال کننده مخالف این سبک اندیشه است. بنظر شما شیوه هوشمندانه پاسخ چگونه باید میبود؟»
- فرض کنید من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. اگر فرد ساده ای باشم میگویم بله، من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. در اینصورت شاید یک نمره منفی بگیرم.
اگر قدری پیچیده فکر کنم با خود میگویم چون او احتمالا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک نیست، بهتر است جوابی دهم که او را خوشحال کند و بگویم خیر. اگر پیچیده تر تحلیل کنم با خود میگویم او میداند که من چنین حدسی میزنم که ترجیح او اقتصاد نئوکلاسیک نیست، به همین دلیل اگر جوابی منطبق بر نظر او دهم، امتیازی ندارد و حتی ممکن است نشانه وادادگی و بی صداقتی باشد. شاید حتی با این سوال میخواهد صداقت مرا بسنجد. پس باید با شجاعت بگویم بله، طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. شاید حتی سوال کننده مقالات مرا خوانده و از تمایلم به اقتصاد نئوکلاسیک آگاه است. اگر بازهم پیچیده تر فکر کنم، با خود میگویم، او میداند من چنین تحلیلی میکنم، درنتیجه این اعلام نظر من نشانه شجاعت نیست.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت سوم ( عقلانیت اقتصادی، یک مثال )
📝 « در یک مصاحبه برای جذب در هیئت علمی یک دانشگاه از نگارنده سوال شد که آیا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک است یا خیر. از لحن سوال معلوم شد سوال کننده مخالف این سبک اندیشه است. بنظر شما شیوه هوشمندانه پاسخ چگونه باید میبود؟»
- فرض کنید من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. اگر فرد ساده ای باشم میگویم بله، من طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. در اینصورت شاید یک نمره منفی بگیرم.
اگر قدری پیچیده فکر کنم با خود میگویم چون او احتمالا طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک نیست، بهتر است جوابی دهم که او را خوشحال کند و بگویم خیر. اگر پیچیده تر تحلیل کنم با خود میگویم او میداند که من چنین حدسی میزنم که ترجیح او اقتصاد نئوکلاسیک نیست، به همین دلیل اگر جوابی منطبق بر نظر او دهم، امتیازی ندارد و حتی ممکن است نشانه وادادگی و بی صداقتی باشد. شاید حتی با این سوال میخواهد صداقت مرا بسنجد. پس باید با شجاعت بگویم بله، طرفدار اقتصاد نئوکلاسیک هستم. شاید حتی سوال کننده مقالات مرا خوانده و از تمایلم به اقتصاد نئوکلاسیک آگاه است. اگر بازهم پیچیده تر فکر کنم، با خود میگویم، او میداند من چنین تحلیلی میکنم، درنتیجه این اعلام نظر من نشانه شجاعت نیست.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
☄️ نظریه بازی ها
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت چهارم ( جنگ صبر یا جنگ فرسایشی چیست؟ )
📝 در یک رابطه زن و شوهری، فرض کنید یک طرف ( مثلا شوهر ) رفتار مناسبی با همسر خود ندارد. زن بصورت طبیعی هزینه - فایده باقی ماندن در ازدواج را با جدا شدن مقایسه می کند. او احتمالا هزینه درخواست طلاق را از دست دادن مهریه، برچسب مطلقه خوردن و یک عمر تنها ماندن را با منفعت ناشی از رهایی از شر مرد بد اخلاق مقایسه می کند و آن را با گزینه باقی ماندن در ازدواج می سنجد.
نکته جالب این است که وجود مهریه که در ظاهر سازوکاری به نفع زنان است، انگیزه زنان را برای جدایی از زندگی ای که در آن رضایت ندارند کاهش می دهد و کارکردی مخالف با چیزی دارد که در ظاهر متصور می شود.
در این موارد استراتژی بهینه زن این است که چنان بدخویی در پیش گیرد که مرد خود ترجیح دهد او را طلاق دهد و مهریه را بپردازد. مرد نیز چون موجودی عقلانی است، این استراتژی زن را حدس می زند و وی نیز ترجیح می دهد چنان بدخویی در پیش گیرد که زن به ستوه آید و مهرش را ببخشد تا جانش آزاد شود.
تعادل این وضعیت آن است که هردو درنده خویی و خیره سری را در پیش می گیرند. به امید اینکه دیگری زودتر به ستوه آید. آن که طاقت کمتری داشته باشد بازنده است. این حالت را در اصطلاح نظریه بازی ها، جنگ صبر ( جنگ فرسایشی ) می گویند.
نکته جالب تر محاسبات مرد است. مرد وقتی خوش اخلاق باشد، احتمالا با همسری شاد بوربرو می شود ولی وقتی بد اخلاق باشد، با همسری غمناک یا غضبناک مواجه است. وی باید بین هزینه تداوم رفتار و تغییر رفتار دست به مقایسه بزند. اگر تغییر رفتار برای مرد بسیار سخت باشد، شادی مذکور را فدا می کند و غمناکی یا غضبناکی همسر را به جان می خرد و بنظرش پذیرفتن تغییر صرفه ندارد.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📙 برگرفته از کتاب " بینش اقتصادی برای همه "
🖇 قسمت چهارم ( جنگ صبر یا جنگ فرسایشی چیست؟ )
📝 در یک رابطه زن و شوهری، فرض کنید یک طرف ( مثلا شوهر ) رفتار مناسبی با همسر خود ندارد. زن بصورت طبیعی هزینه - فایده باقی ماندن در ازدواج را با جدا شدن مقایسه می کند. او احتمالا هزینه درخواست طلاق را از دست دادن مهریه، برچسب مطلقه خوردن و یک عمر تنها ماندن را با منفعت ناشی از رهایی از شر مرد بد اخلاق مقایسه می کند و آن را با گزینه باقی ماندن در ازدواج می سنجد.
نکته جالب این است که وجود مهریه که در ظاهر سازوکاری به نفع زنان است، انگیزه زنان را برای جدایی از زندگی ای که در آن رضایت ندارند کاهش می دهد و کارکردی مخالف با چیزی دارد که در ظاهر متصور می شود.
در این موارد استراتژی بهینه زن این است که چنان بدخویی در پیش گیرد که مرد خود ترجیح دهد او را طلاق دهد و مهریه را بپردازد. مرد نیز چون موجودی عقلانی است، این استراتژی زن را حدس می زند و وی نیز ترجیح می دهد چنان بدخویی در پیش گیرد که زن به ستوه آید و مهرش را ببخشد تا جانش آزاد شود.
تعادل این وضعیت آن است که هردو درنده خویی و خیره سری را در پیش می گیرند. به امید اینکه دیگری زودتر به ستوه آید. آن که طاقت کمتری داشته باشد بازنده است. این حالت را در اصطلاح نظریه بازی ها، جنگ صبر ( جنگ فرسایشی ) می گویند.
نکته جالب تر محاسبات مرد است. مرد وقتی خوش اخلاق باشد، احتمالا با همسری شاد بوربرو می شود ولی وقتی بد اخلاق باشد، با همسری غمناک یا غضبناک مواجه است. وی باید بین هزینه تداوم رفتار و تغییر رفتار دست به مقایسه بزند. اگر تغییر رفتار برای مرد بسیار سخت باشد، شادی مذکور را فدا می کند و غمناکی یا غضبناکی همسر را به جان می خرد و بنظرش پذیرفتن تغییر صرفه ندارد.
#نظریه_بازی_ها
☑️ @ehsanmnotes
📩 رشته توییت
📝 چرا مصدقی نیستم؟
👤 برگرفته از یادداشتی از امیرحسین خالقی
🌐 https://twitter.com/NotesOnLiberty1/status/1122540190449328128
☑️ @ehsanmnotes
📝 چرا مصدقی نیستم؟
👤 برگرفته از یادداشتی از امیرحسین خالقی
🌐 https://twitter.com/NotesOnLiberty1/status/1122540190449328128
☑️ @ehsanmnotes
Twitter
On Liberty
✍ | چرا مصدقی نیستم؟ 📃 | برگرفته از یادداشتی از دکتر خالقی #مصدق #دارسی #نفت #عشایر_بختیاری #عشایر_عرب #تیمورتاش #داور #فروغی #دانشکده_صنعت_نفت #رضاشاه
☑️ لیبرالیسم چیست و چه هدفی را دنبال میکند؟
👤 احسان موسوی / فعال تجاری و پژوهشگر
📃 لیبرالیسم بجای آنکه بدنبال هم طبقه کردن افراد جامعه باشد، طبقه را فرصت میداند. میداند که رشد فردی اعضای جامعه به معنای رشد کل جامعه است و میداند افراد برای رشد، نیازمند محرک اند. انسان ها ذاتا در رقابت عملکرد بهتری دارند. پس لیبرالیسم با ایجاد فرصت برای اعضای جامعه، کمک میکند تا آنها با رشد خودشان، جامعه بهتری بسازند. و میداند هم طبقه بودن اعضای جامعه بجای آنکه باعث خوشبختی باشد، باعث افول جامعه به سمت بی انگیزگی می شود.
لیبرالیسم با ایجاد حس مالکیت شخصی، انسان ها را نسبت به داشته هایشان دلسوزتر میکند و به آنها انگیزه میدهد که به بهترین شکلل به فعالیت تجاری بپردازند. اما یک نظام حقوقی مناسب باید جلودار ضایع شدن حقوق مردم باشد.
با کوچک کردن اندازه نهاد دولت، به دنبال جلوگیری از فساد و رانت و جلوگیری از دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد است.
آزادی، مهمترین شعار لیبرالیسم است و معتقد است، انسان آزاد است و هیچ نهادی حق ضایع کردن حق آزادی را ندارد.
و همچنین، یک نظام بروکراسی مناسب، میتواند ضامن حفظ آزادی و شفافیت عملکرد نهادهای دولتی باشد تا از سیاستگذاری هایی به ضرر جامعه جلوگیری کند.
☑️ @ehsanmnotes
👤 احسان موسوی / فعال تجاری و پژوهشگر
📃 لیبرالیسم بجای آنکه بدنبال هم طبقه کردن افراد جامعه باشد، طبقه را فرصت میداند. میداند که رشد فردی اعضای جامعه به معنای رشد کل جامعه است و میداند افراد برای رشد، نیازمند محرک اند. انسان ها ذاتا در رقابت عملکرد بهتری دارند. پس لیبرالیسم با ایجاد فرصت برای اعضای جامعه، کمک میکند تا آنها با رشد خودشان، جامعه بهتری بسازند. و میداند هم طبقه بودن اعضای جامعه بجای آنکه باعث خوشبختی باشد، باعث افول جامعه به سمت بی انگیزگی می شود.
لیبرالیسم با ایجاد حس مالکیت شخصی، انسان ها را نسبت به داشته هایشان دلسوزتر میکند و به آنها انگیزه میدهد که به بهترین شکلل به فعالیت تجاری بپردازند. اما یک نظام حقوقی مناسب باید جلودار ضایع شدن حقوق مردم باشد.
با کوچک کردن اندازه نهاد دولت، به دنبال جلوگیری از فساد و رانت و جلوگیری از دخالت دولت در زندگی خصوصی افراد است.
آزادی، مهمترین شعار لیبرالیسم است و معتقد است، انسان آزاد است و هیچ نهادی حق ضایع کردن حق آزادی را ندارد.
و همچنین، یک نظام بروکراسی مناسب، میتواند ضامن حفظ آزادی و شفافیت عملکرد نهادهای دولتی باشد تا از سیاستگذاری هایی به ضرر جامعه جلوگیری کند.
☑️ @ehsanmnotes
🔸همچنان معتقدید چپ ها در اقتصاد امروز ایران نقشی ندارند؟
🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد :
حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت عموم خلق، که بر پایه آن بخش دولتی به وجود میآید؛ مالکیت تعاونی یا مالکیت گروهی، که بر پایه آن بخش تعاونی ایجاد میگردد؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی، که بر پایه آن بخش خصوصی تشکیل میشود.
🔺 این جملات آشنا نیستند؟ اصل 44 قانون اساسی ایران را ببینید. همچنان معتقدید چپ ها در شکل گیری اقتصاد امروز ما نقش ندارند؟
☑️ @ehsanmnotes
🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد :
حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت عموم خلق، که بر پایه آن بخش دولتی به وجود میآید؛ مالکیت تعاونی یا مالکیت گروهی، که بر پایه آن بخش تعاونی ایجاد میگردد؛ مالکیت خصوصی یا مالکیت فردی، که بر پایه آن بخش خصوصی تشکیل میشود.
🔺 این جملات آشنا نیستند؟ اصل 44 قانون اساسی ایران را ببینید. همچنان معتقدید چپ ها در شکل گیری اقتصاد امروز ما نقش ندارند؟
☑️ @ehsanmnotes
Ehsan's Notes
🔸همچنان معتقدید چپ ها در اقتصاد امروز ایران نقشی ندارند؟ 🔘 نشریه دنیا-ارگان حزب توده- در مرداد ماه 1358پیشنهاد کرد : حزب توده ایران بر آن است که نظام اقتصادی ایران از نظر شکل مالکیت در مرحله کنونی میباید بر سه پایه زیر استوار گردد: مالکیت دولتی یا مالکیت…
سیدمحمد خامنه ای درباره اصل 44 قانون اساسی گفته بود : «متن آن چیزی که صبح بحث و توافق شد، نیست».
مهندس طاهریاصفهانی نیز میگوید: "متن خوانده شد و رأی آورد و این متن غیر از آن است".
آیتالله منتظری هم میگوید: «متنی که ما تنظیم کرده بودیم با این فرق دارد».
✔️ چه بر سر اصل 44 قانون اساسی آمده؟
مهندس طاهریاصفهانی نیز میگوید: "متن خوانده شد و رأی آورد و این متن غیر از آن است".
آیتالله منتظری هم میگوید: «متنی که ما تنظیم کرده بودیم با این فرق دارد».
✔️ چه بر سر اصل 44 قانون اساسی آمده؟
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
فوبیای تورم بنزینی
💠 بحث بر سر اصلاح قیمتی بنزین بار دیگر به نقل محافل تبدیل شده و دیروز نمایندگان مجلس بار دیگر در برابر اصلاحات کارساز اقتصادی در شرایط دشوار کشور مخالفت کردند.
💠 شاید علت اصلی این مخالفتها را بتوان هراس از موج تورمی و افزایش فشار ناشی از گرانی به عموم جامعه دانست. این در حالی است که بررسیهای علمی و عملی از سطوح مختلف اثرگذاری نرخ بنزین بر قیمتها خلاف این موضوع را اثبات میکند.
💠 شواهد آماری از اثر بنزین بر کرایه تاکسی بهعنوان مستقیمترین محل افزایش هزینهها تاکید میکند تغییرات قیمت بنزین انعکاسی به مراتب کوچکتر بر افزایش نرخ کرایهها دارد.
💠 در سوی دیگر، عملکرد واقعی شرکتهای تولیدکننده در صنایع اساسی نیز نشان می دهد حتی جهش قیمت بنزین اثر محدودی بر قیمت کالاها در جامعه دارد (اثری حتی کمتر از یک درصد).
💠 اگر وضعیت کنونی بازار ارز و تورم در اقتصاد کشور در نظر گرفته شود، اصلاح قیمتی بنزین میتواند با افزایش درآمد ارزی و همچنین جبران کسری بودجه سیگنالهای اقتصادی به بازار ارز ارسال کند و با کنترل انتظارات تورمی حتی احتمال نزول قیمت کالاها را در جامعه فراهم آورد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3522884
💠 بحث بر سر اصلاح قیمتی بنزین بار دیگر به نقل محافل تبدیل شده و دیروز نمایندگان مجلس بار دیگر در برابر اصلاحات کارساز اقتصادی در شرایط دشوار کشور مخالفت کردند.
💠 شاید علت اصلی این مخالفتها را بتوان هراس از موج تورمی و افزایش فشار ناشی از گرانی به عموم جامعه دانست. این در حالی است که بررسیهای علمی و عملی از سطوح مختلف اثرگذاری نرخ بنزین بر قیمتها خلاف این موضوع را اثبات میکند.
💠 شواهد آماری از اثر بنزین بر کرایه تاکسی بهعنوان مستقیمترین محل افزایش هزینهها تاکید میکند تغییرات قیمت بنزین انعکاسی به مراتب کوچکتر بر افزایش نرخ کرایهها دارد.
💠 در سوی دیگر، عملکرد واقعی شرکتهای تولیدکننده در صنایع اساسی نیز نشان می دهد حتی جهش قیمت بنزین اثر محدودی بر قیمت کالاها در جامعه دارد (اثری حتی کمتر از یک درصد).
💠 اگر وضعیت کنونی بازار ارز و تورم در اقتصاد کشور در نظر گرفته شود، اصلاح قیمتی بنزین میتواند با افزایش درآمد ارزی و همچنین جبران کسری بودجه سیگنالهای اقتصادی به بازار ارز ارسال کند و با کنترل انتظارات تورمی حتی احتمال نزول قیمت کالاها را در جامعه فراهم آورد.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3522884
روزنامه دنیای اقتصاد
فوبیای تورم بنزینی
بحث بر سر اصلاح قیمتی بنزین بار دیگر به نقل محافل تبدیل شده است و دیروز نمایندگان مجلس بار دیگر در برابر اصلاحات کارساز اقتصادی در شرایط دشوار کشور مخالفت کردند. شاید علت اصلی این مخالفتها را بتوان هراس از موج تورمی و افزایش فشار ناشی از گرانی به عموم جامعه…
🔷 با خصولتی سازی، از چاله به چاه افتادیم.
🌀 لغزش به «اقتصاد تیولداری»
از انحرافی «جاده خصوصیسازی»
🔴ماشین اقتصاد ایران اگرچه ظاهرا در سالهای بعد از جنگ در «جاده خصوصیسازی» به راه افتاد اما واقعیت آن است که در این جاده حرکت نکرد و از انحرافی این جاده به مسیر «تیولداری» و «سرمایهداری دولتی» لغزید و هرگز به جاده اصلی بازنگشت.
🔴دکتر موسی غنینژاد در این باره به تجارت فردا میگوید: امروزه در ادبیات اقتصادی علاوه بر دو قالب مشهور «اقتصاد سوسیالیستی» و «اقتصاد بازار آزاد» نوع دیگری از سیستم اقتصادی به نام «سرمایهداری رفاقتی» یا «سرمایهداری سیاسی» شناخته شده است. به نظر میرسد اتفاقی که در کشور ما رخ داده نیز حرکت به سمت چنین سیستمی بوده است: ما از اقتصاد دولتی خارج شدیم، اما وارد اقتصاد بازار نشدیم، بلکه وارد نوعی سرمایهداری دولتی یا رفاقتی یا سیاسی شدیم که اسم ایرانیاش را میتوان «اقتصاد تیولداری» گذاشت. یعنی در واقع از چاله به چاه افتادیم.
🔴اما چرا میگویم از چاله به چاه؟ چون زمانی که ما در چاله اقتصاد دولتی بودیم، روشن بود که اقتصاد ناکارآمد است و مسوولیت آن نیز با مقامات دولتی بود که بالاخره تا حدودی پاسخگو بودند. اما از وقتی اقتصاد غیردولتی شد و «خصولتیها» کار را به دست گرفتند، دیگر کسی پاسخگو نیست. اگر به یک وزیر کابینه گفته شود چرا وضعیت فلان صنعت اینگونه است، میگوید آنها دیگر خصوصی شدهاند و به ما ارتباطی ندارند.
☑️ @ehsanmnotes
🌀 لغزش به «اقتصاد تیولداری»
از انحرافی «جاده خصوصیسازی»
🔴ماشین اقتصاد ایران اگرچه ظاهرا در سالهای بعد از جنگ در «جاده خصوصیسازی» به راه افتاد اما واقعیت آن است که در این جاده حرکت نکرد و از انحرافی این جاده به مسیر «تیولداری» و «سرمایهداری دولتی» لغزید و هرگز به جاده اصلی بازنگشت.
🔴دکتر موسی غنینژاد در این باره به تجارت فردا میگوید: امروزه در ادبیات اقتصادی علاوه بر دو قالب مشهور «اقتصاد سوسیالیستی» و «اقتصاد بازار آزاد» نوع دیگری از سیستم اقتصادی به نام «سرمایهداری رفاقتی» یا «سرمایهداری سیاسی» شناخته شده است. به نظر میرسد اتفاقی که در کشور ما رخ داده نیز حرکت به سمت چنین سیستمی بوده است: ما از اقتصاد دولتی خارج شدیم، اما وارد اقتصاد بازار نشدیم، بلکه وارد نوعی سرمایهداری دولتی یا رفاقتی یا سیاسی شدیم که اسم ایرانیاش را میتوان «اقتصاد تیولداری» گذاشت. یعنی در واقع از چاله به چاه افتادیم.
🔴اما چرا میگویم از چاله به چاه؟ چون زمانی که ما در چاله اقتصاد دولتی بودیم، روشن بود که اقتصاد ناکارآمد است و مسوولیت آن نیز با مقامات دولتی بود که بالاخره تا حدودی پاسخگو بودند. اما از وقتی اقتصاد غیردولتی شد و «خصولتیها» کار را به دست گرفتند، دیگر کسی پاسخگو نیست. اگر به یک وزیر کابینه گفته شود چرا وضعیت فلان صنعت اینگونه است، میگوید آنها دیگر خصوصی شدهاند و به ما ارتباطی ندارند.
☑️ @ehsanmnotes
💎 " پیچیدگی های زندگی "، قرار است مجموعه نوشته هایی باشند از دل تجربیات من. اینها نه صحبت های یک روانشناس هست نه یک فیلسوف، فقط تجربیات یک انسان معمولیه :)
🌀 این قسمت : انتقاد
🌐 http://vrgl.ir/AJOUM
🌀 این قسمت : انتقاد
🌐 http://vrgl.ir/AJOUM
ویرگول
پیچیدگی های زندگی - انتقاد
پیچیدگی های زندگی،قرار است مجموعه نوشته هایی از دل تجربیات من باشند درباره پیچیدگی هایی که در روابط آدم ها وجود داره. لطفا من رو نقد کنید :…
🔹 تورم پدیده ای پولی است و با کنترل دستوری قیمت ها نمی توان آن را مهار کرد.
🔸 قوانین علم اقتصاد همانند علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیست.
🖊 بزنگاه انتخاب در اقتصاد ایران
👤دکتر موسی غنینژاد
🌐واگذاری شرکتهای دولتی به جای توسعه بخش خصوصی واقعی به پیدایش غولهای خصولتی انجامیده که به هیچ صراطی مستقیم نیستند؛ وانگهی آزادسازی با تکثیر روزافزون مقررات دولتی همزمان با فربهتر شدن سازمانهای سرکوبگر بازار مانند «سازمان حمایت» و «سازمان تعزیرات» به شوخی خنک و تلخی تبدیل شده است.
🌐بااین مقدمه میتوان گفت چالش بزرگی که اقتصاد ایران اکنون با آن روبهرو است دو وجه دارد؛ یکی درونی و دیگری بیرونی که همزمان باهم آن را در وضعیت «جنگ اقتصادی» قرار داده است. وجه درونی این چالش بزرگ از سیاستگذاریهای نادرست پولی و مالی و نیز تحدید اقتصاد آزاد نشات میگیرد که جملگی متاثر و مرتبط با اقتصاد دولتی به شکل جدید (سیستم تیولداری) است و وجه بیرونی به تشدید تحریمهای اقتصادی برمیگردد که پس از خروج ایالاتمتحده آمریکا از برجام ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
🌐در چنین شرایطی کسانی که بازگشت به اقتصاد دولتی دهه ۱۳۶۰ و سهمیهبندی کوپنی را به عنوان راهحل پیشنهاد میکنند در واقع با دادن علائم نگرانکننده به بازار به استقبال کمبود میروند حال آنکه رویکرد درست در شرایط کنونی پیشگیری از بروز کمبود است. به سخن دیگر، راهحل کارساز در اجرای سیاستهای ناظر بر رونق تولید است نه روی آوردن به سیاستهای توزیعی محدودکننده که نتیجه معکوس میدهد. رونق اقتصادی در گرو آزادسازی بازارها است نه سهمیهبندی و کوپنی کردن کالاها که معنای دیگری جز سرکوب قیمتها ندارد.
🌐متاسفانه دولت در یک سال گذشته که فشار تحریمهای خارجی بیشتر شد به جای توجه به رونق کسب و کارهای داخلی به کنترل قیمتها و سرکوب بازارها پرداخت و هدف اعلام شدهاش از این سیاست مقابله با تورم بود که البته نتیجهای هم به همراه نداشت.
🌐ظاهرا دولتیان هنوز این حقیقت علمی را نپذیرفتهاند که تورم پدیدهای پولی است و با کنترل دستوری قیمتها نمیتوان آن را مهار کرد. افزایش شدید تورم در یک سال گذشته نتیجه رها شدن سیل نقدینگی انباشته شده طی سالیان اخیر پشت سد انتظارات مثبت برجامی بود که سیاستهای خصمانه آمریکا و نیز تحرکات مخرب افراطیون داخلی آن را شکست. این سیل خواهناخواه آثار خود را روی سطح عمومی قیمتها به جا خواهد گذاشت و با قیمتگذاری دستوری نمیتوان آب رفته را به جوی بازگرداند.
🌐بهنظر میرسد در شرایط کنونی بهترین سیاست، آزادسازی اقتصاد ملی، تعلیق فعالیت همه سازمانهای سرکوبگر بازار، باز کردن راه برای فعالان اقتصادی از طریق برداشتن ممنوعیتهای صادرات و واردات، حذف کلیه نرخهای دستوری ارز و تمرکز دولت بر دیپلماسی اقتصادی سازنده و کاهش حداکثری تنشهای سیاسی است.
🌐با توجه به کاهش شدید قدرت خرید مصرفکنندگان و وضعیت شکننده اقشار کمدرآمد، دولت میتواند بخشی از درآمد ریالی ناشی از اصلاح نرخ ارز را به صورت یارانه نقدی از طریق سازمانهای ذیربط به این اقشار اختصاص دهد.
🌐مسوولان دولتی باید رویکرد خود را از جدال قیمتی با تولیدکنندگان، ممنوعیت صادرات برخی کالاها و واردات برخی دیگر از کالاها با نرخ ارز ترجیحی که همگی منجر به سیاستهای ضد تولیدی، فساد و رانت میشود تغییر دهند و با آزادسازی تجارت امکان رونق تولید را فراهم آورند. برای شکستن دور باطل تورمی دولت باید انضباط بودجهای و سیاست انقباضی پولی در پیش گیرد و از هدر رفتن منابع کمیاب ارزی با اِعمال سیاستهای حمایتی بیهوده اجتناب کند.
🌐دولتمردان ما باید یاد بگیرند که قوانین علم اقتصاد همانند قوانین علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیستند. تصور اینکه در شرایط بحران و جنگ اقتصادی نباید به قوانین علم اقتصاد اعتنا کرد همانند این است که بگوییم وقتی سیل یا زلزله میآید باید قوانین علم فیزیک را نادیده گرفت! اتفاقا وقتی شرایط بحرانی و چالشبرانگیز میشود باید بیش از همیشه به قوانین علمی تکیه کرد.
☑️ @ehsanmnotes
🔸 قوانین علم اقتصاد همانند علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیست.
🖊 بزنگاه انتخاب در اقتصاد ایران
👤دکتر موسی غنینژاد
🌐واگذاری شرکتهای دولتی به جای توسعه بخش خصوصی واقعی به پیدایش غولهای خصولتی انجامیده که به هیچ صراطی مستقیم نیستند؛ وانگهی آزادسازی با تکثیر روزافزون مقررات دولتی همزمان با فربهتر شدن سازمانهای سرکوبگر بازار مانند «سازمان حمایت» و «سازمان تعزیرات» به شوخی خنک و تلخی تبدیل شده است.
🌐بااین مقدمه میتوان گفت چالش بزرگی که اقتصاد ایران اکنون با آن روبهرو است دو وجه دارد؛ یکی درونی و دیگری بیرونی که همزمان باهم آن را در وضعیت «جنگ اقتصادی» قرار داده است. وجه درونی این چالش بزرگ از سیاستگذاریهای نادرست پولی و مالی و نیز تحدید اقتصاد آزاد نشات میگیرد که جملگی متاثر و مرتبط با اقتصاد دولتی به شکل جدید (سیستم تیولداری) است و وجه بیرونی به تشدید تحریمهای اقتصادی برمیگردد که پس از خروج ایالاتمتحده آمریکا از برجام ابعاد گستردهتری به خود گرفته است.
🌐در چنین شرایطی کسانی که بازگشت به اقتصاد دولتی دهه ۱۳۶۰ و سهمیهبندی کوپنی را به عنوان راهحل پیشنهاد میکنند در واقع با دادن علائم نگرانکننده به بازار به استقبال کمبود میروند حال آنکه رویکرد درست در شرایط کنونی پیشگیری از بروز کمبود است. به سخن دیگر، راهحل کارساز در اجرای سیاستهای ناظر بر رونق تولید است نه روی آوردن به سیاستهای توزیعی محدودکننده که نتیجه معکوس میدهد. رونق اقتصادی در گرو آزادسازی بازارها است نه سهمیهبندی و کوپنی کردن کالاها که معنای دیگری جز سرکوب قیمتها ندارد.
🌐متاسفانه دولت در یک سال گذشته که فشار تحریمهای خارجی بیشتر شد به جای توجه به رونق کسب و کارهای داخلی به کنترل قیمتها و سرکوب بازارها پرداخت و هدف اعلام شدهاش از این سیاست مقابله با تورم بود که البته نتیجهای هم به همراه نداشت.
🌐ظاهرا دولتیان هنوز این حقیقت علمی را نپذیرفتهاند که تورم پدیدهای پولی است و با کنترل دستوری قیمتها نمیتوان آن را مهار کرد. افزایش شدید تورم در یک سال گذشته نتیجه رها شدن سیل نقدینگی انباشته شده طی سالیان اخیر پشت سد انتظارات مثبت برجامی بود که سیاستهای خصمانه آمریکا و نیز تحرکات مخرب افراطیون داخلی آن را شکست. این سیل خواهناخواه آثار خود را روی سطح عمومی قیمتها به جا خواهد گذاشت و با قیمتگذاری دستوری نمیتوان آب رفته را به جوی بازگرداند.
🌐بهنظر میرسد در شرایط کنونی بهترین سیاست، آزادسازی اقتصاد ملی، تعلیق فعالیت همه سازمانهای سرکوبگر بازار، باز کردن راه برای فعالان اقتصادی از طریق برداشتن ممنوعیتهای صادرات و واردات، حذف کلیه نرخهای دستوری ارز و تمرکز دولت بر دیپلماسی اقتصادی سازنده و کاهش حداکثری تنشهای سیاسی است.
🌐با توجه به کاهش شدید قدرت خرید مصرفکنندگان و وضعیت شکننده اقشار کمدرآمد، دولت میتواند بخشی از درآمد ریالی ناشی از اصلاح نرخ ارز را به صورت یارانه نقدی از طریق سازمانهای ذیربط به این اقشار اختصاص دهد.
🌐مسوولان دولتی باید رویکرد خود را از جدال قیمتی با تولیدکنندگان، ممنوعیت صادرات برخی کالاها و واردات برخی دیگر از کالاها با نرخ ارز ترجیحی که همگی منجر به سیاستهای ضد تولیدی، فساد و رانت میشود تغییر دهند و با آزادسازی تجارت امکان رونق تولید را فراهم آورند. برای شکستن دور باطل تورمی دولت باید انضباط بودجهای و سیاست انقباضی پولی در پیش گیرد و از هدر رفتن منابع کمیاب ارزی با اِعمال سیاستهای حمایتی بیهوده اجتناب کند.
🌐دولتمردان ما باید یاد بگیرند که قوانین علم اقتصاد همانند قوانین علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیستند. تصور اینکه در شرایط بحران و جنگ اقتصادی نباید به قوانین علم اقتصاد اعتنا کرد همانند این است که بگوییم وقتی سیل یا زلزله میآید باید قوانین علم فیزیک را نادیده گرفت! اتفاقا وقتی شرایط بحرانی و چالشبرانگیز میشود باید بیش از همیشه به قوانین علمی تکیه کرد.
☑️ @ehsanmnotes