Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای اصغر سمسارزاده درباره عسان
- انسان شریف/ یه ماجرایی برام پیش اومد ظرف ۴۸ ساعت حلش کرد
•𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
- انسان شریف/ یه ماجرایی برام پیش اومد ظرف ۴۸ ساعت حلش کرد
•𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
❤15👍2🔥1😭1
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
زدممم جدیی😭😭😂 دست به دست کنید برسه به یکی🦦 - @Ehsaniclassic | احسانکلاسیک
احسان گمگشده باز آید به تهران غم مخور
🤣17
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
#نگارهی_نو •چالوس | مازندران •𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
تهران چک برگشتی داره میترسه برگرده بگیرنش؟😔😂
🤣19
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
#نگارهی_نو •چالوس | مازندران •𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
عکسشو کنار مرتضی دیده
حالا کنار هرکی وایمیسته روپنجه وایمیسته قد بلندی کنه
حالا کنار هرکی وایمیسته روپنجه وایمیسته قد بلندی کنه
🤣18
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
#نگارهی_نو •چالوس | مازندران •𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
بچه ها عکس بعدی تو جادس تو آشکده
کم کم داره میادسمت تهران
کم کم داره میادسمت تهران
🤣14
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
بچه ها عکس بعدی تو جادس تو آشکده کم کم داره میادسمت تهران
به تهران میرسه نامرئی میشه؟
🤣10
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
#نگارهی_نو •چالوس | مازندران •𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
رشد موهاشو داریم تو هرعکس به وضوح میبینیم
انشاالله تولد دم اسبی.
انشاالله تولد دم اسبی.
🤣15👎2
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
رشد موهاشو داریم تو هرعکس به وضوح میبینیم انشاالله تولد دم اسبی.
موهاتو که بالا میبندی ماه جلوت کم میااارهه؟😔
🤣15👎1
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
به تهران میرسه نامرئی میشه؟
تو تهران وقتی بهش میگن عکس بندازیم، مودش:
اقا من مریضم، من حالم بده، فشارخون دارم، اورهه دارم
اقا من مریضم، من حالم بده، فشارخون دارم، اورهه دارم
🤣22❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#پست احسان علیخانی
هفده سال پیش....
هفده سال پیش، مرتضی مهرزاد را در «ماه عسل» دیدم
پسری که سالها خودش را از نگاه آدمها پنهان کرده بود…
هفده سال گذشت.
یک شب بارانی پاییزی، اتفاقی در چالوس دوباره دیدمش.
فقط یک شب مانده به اعزامش به ژاپن برای مسابقات پاراآسیایی.
این بار روبهروی من، آن پسرِ خانهنشینِ هفده سال پیش نبود؛
یکی از پرافتخارترین قهرمانان والیبال نشستهی جهان ایستاده بود،
با مدالهایی که هرکدام قصهی سالها جنگیدناند.
مرتضی محبت میکند و از «ماه عسل» و آن شب میگوید…
اما به خودش هم گفتم؛
تو مدیون هیچکس نیستی رفیق.
شاید آن شب فقط یک در باز شد،
اما این تو بودی که از آن عبور کردی،
جنگیدی، قهرمان شدی
و کاری کردی که حالا یک دنیا به احترامت بایستد.
سهم اصلی این قصه برای خودت است،
استعدادت، ارادهات
و مادری که تمام این سالها کنارت ایستاد.
چه خوب که هفده سال بعد،
در یک شب بارانی، درست قبل از رفتنت برای یک افتخار دیگر، دوباره دیدمت.
بهت افتخار میکنیم مرتضی🥇🏆❤️
اون صدای خنده های عجیب در ابتدای ویدئو ، صدای محمود است و قابل حذف نبود 😂😎
•𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
هفده سال پیش....
هفده سال پیش، مرتضی مهرزاد را در «ماه عسل» دیدم
پسری که سالها خودش را از نگاه آدمها پنهان کرده بود…
هفده سال گذشت.
یک شب بارانی پاییزی، اتفاقی در چالوس دوباره دیدمش.
فقط یک شب مانده به اعزامش به ژاپن برای مسابقات پاراآسیایی.
این بار روبهروی من، آن پسرِ خانهنشینِ هفده سال پیش نبود؛
یکی از پرافتخارترین قهرمانان والیبال نشستهی جهان ایستاده بود،
با مدالهایی که هرکدام قصهی سالها جنگیدناند.
مرتضی محبت میکند و از «ماه عسل» و آن شب میگوید…
اما به خودش هم گفتم؛
تو مدیون هیچکس نیستی رفیق.
شاید آن شب فقط یک در باز شد،
اما این تو بودی که از آن عبور کردی،
جنگیدی، قهرمان شدی
و کاری کردی که حالا یک دنیا به احترامت بایستد.
سهم اصلی این قصه برای خودت است،
استعدادت، ارادهات
و مادری که تمام این سالها کنارت ایستاد.
چه خوب که هفده سال بعد،
در یک شب بارانی، درست قبل از رفتنت برای یک افتخار دیگر، دوباره دیدمت.
بهت افتخار میکنیم مرتضی🥇🏆❤️
اون صدای خنده های عجیب در ابتدای ویدئو ، صدای محمود است و قابل حذف نبود 😂😎
•𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝐁𝐲 @EhsaniClassic
❤22
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
#پست احسان علیخانی هفده سال پیش.... هفده سال پیش، مرتضی مهرزاد را در «ماه عسل» دیدم پسری که سالها خودش را از نگاه آدمها پنهان کرده بود… هفده سال گذشت. یک شب بارانی پاییزی، اتفاقی در چالوس دوباره دیدمش. فقط یک شب مانده به اعزامش به ژاپن برای مسابقات…
دخترا میپرسید پست چرا تو پیج نمایش داده نمیشه
چونکه ترایال هست
ترایال اینجوریه که پست فقط داخل اکسپلور میاد و داخل پیج دیده نمیشه
-لینک پست
چونکه ترایال هست
ترایال اینجوریه که پست فقط داخل اکسپلور میاد و داخل پیج دیده نمیشه
-لینک پست
❤11
・𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧𝐢𝐂𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜ꪻ
#پست احسان علیخانی هفده سال پیش.... هفده سال پیش، مرتضی مهرزاد را در «ماه عسل» دیدم پسری که سالها خودش را از نگاه آدمها پنهان کرده بود… هفده سال گذشت. یک شب بارانی پاییزی، اتفاقی در چالوس دوباره دیدمش. فقط یک شب مانده به اعزامش به ژاپن برای مسابقات…
میگه نمیشه سر رو شونش گذاشت🤣🤣
🤣8🍓1