هم اکنون کامیتآپ ۷
با حضور بزرگان صنعت لوازم و التحریر
دانشکده کار آفرینی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
با حضور بزرگان صنعت لوازم و التحریر
دانشکده کار آفرینی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
کامیتآپ ۷
پرسش و پاسخ در حضور بزرگان صنعت لوازم و التحریر
دانشکده کار آفرینی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
پرسش و پاسخ در حضور بزرگان صنعت لوازم و التحریر
دانشکده کار آفرینی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
رویداد کامیتاپ ۷ با حضور کارآفرینان مطرح صنایع لوازم و التحریر در سالن آمفی تئاتر دانشکده کارآفرینی برگزار گردید
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
کامیتاپ ۷ با حضور جناب آقای دکتر عالی پور مدیر عامل پنتر ، جناب حاج عباس هدایتیان و جناب اقای عباس تویسرکانی مدیرعامل شرکت زگال شمال در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار گردید
@egcut
@egcut
Forwarded from کانال باشگاه دانش آموختگان کارآفرینی
🎯 تبلیغات در محبوب ترین موتور جستجوگر دنیا ( گوگل ) به صورت مستقیم
از امروز می توانید مستقیم خودتان در گوگل تبلیغات کنید
تخفیف ویژه ۳۰ درصد فقط تا روز پنجشنبه ( کد تخفیف kanoon)
https://evnd.co/CwsM5
از امروز می توانید مستقیم خودتان در گوگل تبلیغات کنید
تخفیف ویژه ۳۰ درصد فقط تا روز پنجشنبه ( کد تخفیف kanoon)
https://evnd.co/CwsM5
نمایشگاه فروش محصولات دانشجویان،دانش آموختگان و کارمندان در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
زمان : ۶ لغایت ۹ اسفند ماه ۱۳۹۶
ساعت:۹:۳۰ الی ۱۸
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
زمان : ۶ لغایت ۹ اسفند ماه ۱۳۹۶
ساعت:۹:۳۰ الی ۱۸
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
برگزاری موفق کارگاه مدل سازی مفهومی و متدلوژی منسجم دکتر داریوش محجوبی (پژوهشگر دانشگاه تگزاس) در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران
۷ اسفندماه ۱۳۹۶
#دانشکده_کارآفرینی
#داریوش_محجوبی
۷ اسفندماه ۱۳۹۶
#دانشکده_کارآفرینی
#داریوش_محجوبی
#اندکی_تفکر
بزرگترین كشف نسل امروز
این است كه
انسان می تواند با تغییر ذهنیت خود، زندگی خود را تغییر دهد...
@egcut
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
بزرگترین كشف نسل امروز
این است كه
انسان می تواند با تغییر ذهنیت خود، زندگی خود را تغییر دهد...
@egcut
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
فایل ارائه دکتر مهرداد عالی پور مدیر عامل شرکت پنتر در رویداد کامیتاپ ۷
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
👇👇👇👇
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
👇👇👇👇
#تفکر_مثبت
مرا پدر و مادر واقعی ام بزرگ نکردند
دانشگاه را رها کردم
اولین بار از پارکینگ خانه مان کارم را شروع کردم
در 30 سالگی از شرکتی که تاسیس کرده بودم اخراج شدم
اما می دانستم و باور داشتم روزی جهان را به زانو در خواهم آورد و این کار را کردم
همیشه با خود فکر میکردم وقتی می میرم، چه چیزی از من باقی می ماند؟
نامت را جاودانه ساز برای پس از مرگت.
👤استیو جابز
@egcut
مرا پدر و مادر واقعی ام بزرگ نکردند
دانشگاه را رها کردم
اولین بار از پارکینگ خانه مان کارم را شروع کردم
در 30 سالگی از شرکتی که تاسیس کرده بودم اخراج شدم
اما می دانستم و باور داشتم روزی جهان را به زانو در خواهم آورد و این کار را کردم
همیشه با خود فکر میکردم وقتی می میرم، چه چیزی از من باقی می ماند؟
نامت را جاودانه ساز برای پس از مرگت.
👤استیو جابز
@egcut
🔻بخشی از داستان موفقیت " کارل استوارت " صاحب بزرگترین هایپرمارکتهای دنیا...
👱پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything Under a Roof) رفت…
🕵️مدیر فروشگاه به او گفت : یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم
👤 در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟
🗣 پسر پاسخ داد که یک مشتری
😡مدیر با ناراحتی گفت : تنها یک مشتری …؟
😔 بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
🗣پسر گفت: ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار
😲مدیر فریاد کشید : ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار …..؟
مگه چی فروختی ؟
🗣🎣 پسر گفت : اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه.
👈 بعد پرسیدم کجا می روید ماهیگیری ؟ گفت : خلیج پشتی
🚣♀️ من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم
🚗 بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک
🚙من هم یک بلیزر WD4 به او پیشنهاد دادم که او هم خرید
👤 مدیر می گه اون اومده بود قلاب ماهیگیری بخره تو بهش قایق و بلیزر فروختی ؟
🗣 می گه نه اومده بود قرص سردرد بخره من بهش پیشنهاد کردم بره ماهیگیری برای سردردش خوبه
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
@egcut
👱پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything Under a Roof) رفت…
🕵️مدیر فروشگاه به او گفت : یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم
👤 در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟
🗣 پسر پاسخ داد که یک مشتری
😡مدیر با ناراحتی گفت : تنها یک مشتری …؟
😔 بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حدقل ۱۰ تا ۲۰ فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
🗣پسر گفت: ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار
😲مدیر فریاد کشید : ۱۳۴,۹۹۹٫۵۰ دلار …..؟
مگه چی فروختی ؟
🗣🎣 پسر گفت : اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری ۴ بلبرینگه.
👈 بعد پرسیدم کجا می روید ماهیگیری ؟ گفت : خلیج پشتی
🚣♀️ من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم
🚗 بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا می تواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک
🚙من هم یک بلیزر WD4 به او پیشنهاد دادم که او هم خرید
👤 مدیر می گه اون اومده بود قلاب ماهیگیری بخره تو بهش قایق و بلیزر فروختی ؟
🗣 می گه نه اومده بود قرص سردرد بخره من بهش پیشنهاد کردم بره ماهیگیری برای سردردش خوبه
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
@egcut
💥یک نکته ساده در مدیریت کاربردی
سادگی و ساده زیستی را در سازمانتان ترویج دهید :
سادگی و ساده زیستی یکی از خصلت های بارز در مدیران کارآمد است که باعث میشود آنان در قلبها نفوذ کنند و کاریزمای بالایی به آنان می بخشد.
هر چقدر پیچیده تر باشید و خود را دست بالا بگیرید، دیگران به همان نسبت از شما دورتر می شوند و این برای مدیریت مانند سم است.
براي سادگی و ساده بودن اعتماد به نفس زيادی لازم است. يكي از سخت ترين وظايف هر مدير کارآمدی اين است كه به سطحي از اعتماد به نفس برسد كه از سادگي و ساده رفتار كردن هيچ واهمه ای نداشته باشد. بنابراین تلاش کنید که اعتماد به نفس خود را بالا ببرید ، نه کلاس و استایل خود را !
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
@egcut
سادگی و ساده زیستی را در سازمانتان ترویج دهید :
سادگی و ساده زیستی یکی از خصلت های بارز در مدیران کارآمد است که باعث میشود آنان در قلبها نفوذ کنند و کاریزمای بالایی به آنان می بخشد.
هر چقدر پیچیده تر باشید و خود را دست بالا بگیرید، دیگران به همان نسبت از شما دورتر می شوند و این برای مدیریت مانند سم است.
براي سادگی و ساده بودن اعتماد به نفس زيادی لازم است. يكي از سخت ترين وظايف هر مدير کارآمدی اين است كه به سطحي از اعتماد به نفس برسد كه از سادگي و ساده رفتار كردن هيچ واهمه ای نداشته باشد. بنابراین تلاش کنید که اعتماد به نفس خود را بالا ببرید ، نه کلاس و استایل خود را !
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
@egcut
🔳⭕️پدیده شنبه بعدی لعنتی
چه تصویری از برنده جایزه نوبل اقتصاد دارید؟ احتمالاً یک آدم منضبط، با اراده و البته باهوش. چند سال قبل اکرلوف برنده جایزه نوبل اقتصاد دید که باید کار سادهای انجام دهد: پستکردن یک بسته لباس از هند به آمریکا. لباسها مال دوستش جوزف استیگلیتز بود که در سفر به هند جا گذاشته بود. اما او انجام این کار را هفته به هفته عقب انداخت. قضیه بیش از هشت ماه طول کشید! نکته شیرین داستان اینست که فقط ما پشت گوش نمی اندازیم بلکه استاد اقتصاد دانشگاه برکلی و برندۀ جایزۀ نوبل هم تنبلی می کند و کارها را به تاخیر می اندازد. البته جالب این جاست که وی بعدها مقاله ای تاثیرگذار در حوزه تعویق و امروز فردا کردن نوشت.
تنبلی و به فردا انداختن هزینه های فردی، سازمانی و ملی فراوانی دارد. بگذارید مثالی بزنم: مردم هر سال صدها میلیون دلار جریمه میدهند چون مالیاتشان را سر وقت اظهار نمیکنند. حالا به تعویق انداختن رسیدگی چک آپ سلامتی، تصمیم گیری در مورد وضعیت ریزگردها، تعیین تکلیف یارانهها و ... همه و همه نشان از این دارد که مشکل بزرگی داریم به نام از شنبه هفته بعد!
همیشه تصمیم می گیریم برای مطالعه مثنوی معنوی در آینده اما امروز را فعلا می گذارنیم به تماشای تلویزیون و گفتگوی بی فایده مجری با یک سلبریتی! در یک آزمایش علمی از افراد خواسته شد یک فیلم برای همان شب و یک فیلم برای تماشا در روز دیگر (مثلا هفته بعد) انتخاب کنند. افراد برای فیلمی که میخواستند فوراً تماشا کنند معمولاً کمدیهای مبتذل و فیلمهای پرفروش را انتخاب میکردند، اما برای تماشا در آینده بیشتر فیلمهای مهم و معناگرا را انتخاب کردند. آدم ها هنگامی که به آینده فکر میکنند توان تصمیمگیری عقلایی دارند، ولی در موقعیت حال، ملاحظات کوتاهمدت بر اهداف بلندمدتشان چیره میشوند.
توماس شلینگ، استاد نظریۀ بازی، این پدیده را با «خویشتنِ پراکنده» تحلیل می کند. در لحظههای تصمیمگیری مهم، ذهن تبدیل میشود به یک پارلمان، یا اتاق جلسه. گروه ها و فراکسیونهای مختلف مشغول بحث و جدل اند، منافع کوتاهمدت و بلندمدت همدیگر را میکوبند. جلسه ممکن است به آشوب کشیده شود. شاید خواندن یک جمله از نخستین صدراعظم تاریخ آلمان مشهور به «صدر اعظم آهنین»، بد نباشد وی گفته بود: فاوست شاکی بود که در سینهاش دو روح دارد، ولی من جماعتی از ارواح را درون خودم جای دادهام که مشغول مشاجرهاند. اگر خویشتن را کلکسیونی از خویشتنهای رقیب همدیگر بدانیم، هرکدامشان نماینده چیزی است: یکی نمایندۀ منافع کوتاهمدت (تفریح، به تعویق انداختن کار و...) است، و دیگری اهداف شریف و بلندمدت.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
سندروم «از شنبه هفته بعد» گریبان گیر همه ماست. آیا برای رهایی از این مساله راهی وجود دارد؟ پنج تکنیک زیر شاید راهگشا باشد.
محدودسازی آزادانه: شرایط را به گونه ای طراحی کنیم که برخی از گزینه های وسوسه انگیز اما کم فایده را حذف کنیم. بگذارید سه مثال بزنم: برخی از معتادان به قماربازی قراردادهایی با کازینوها امضا میکنند تا جلوی ورودشان به محوطۀ کازینو را بگیرند. در سال ۲۰۰۸، نرمافزاری نوشته شد که به افراد امکان میداد اینترنت شان را برای حداکثر هشت ساعت قطع کنند. این برنامه با نام «آزادی» اکنون هزاران کاربر دارد و مثال آخر: ویکتور هوگو عادت داشته برهنه مشغول نوشتن شود و به پیشخدمت خود میگفت لباسهایش را قایم کند تا وقتی که نتواند بیرون برود.
متعهدسازی بیرونی: مثلامی خواهید پروژهای را تمام کنيد، به دوستان تان تعهد کنید که اگر به قول تان عمل نکرديد، آنگاه همه آن ها را میهمان خواهید کرد. بگذارید از جیب تان هزینه بدهید تا دردش را به صورت ملموس حس کنید.
مشروط سازی درونی: به خودتان قول دهید که اگر پروژه تان را انجام دادید (خویشتن بلندمدت)، می توانید یک دل سیر تلویزیون نگاه کنید! (خویشتن کوتاه مدت). اینگونه منافع خویشتن کوتاه مدت تان در گرو خویشتن بلندمدت خواهد بود و با شما بیشتر همکاری خواهد کرد.
خط پایان تعریف کنید: تجربه به دفعات ثابت کرده است که اموری که زمان و خط پایان ندارند، میل به جاودانگی دارند. اما وقتی زمان می گذارید حتی اگر آن را برای سه بار رعایت نکنید بالاخره در چهارمین بار آن را عملی خواهید کرد.
قطعه قطعه سازی: هرچه یک تکلیف مبهمتر یا هرچه ایده، انتزاعیتر باشد، احتمال آنکه تمامش کنید کمتر است. چه می توان کرد؟ کار بزرگ و مبهم تان را تقسیم کنید به بسته های کوچک و اقدامات مشخص.
پنج تکنیک بالا را با هم ترکیب کنید: یک هدف مبهم را بشکنید به اقدامات مشخص کوچک (تکنیک پنج)، برای آنها زمان بندی کنید (تکنیک چهار)، برای خودتان جریمه بیرونی و پاداش درونی (تکنیک دو و سو) و شرایط را به گونه ای طراحی کنید که کارهای دیگر غیر از این کار برای تان سخت باشد (تکنیک1)
#لشکر_بلوکی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
چه تصویری از برنده جایزه نوبل اقتصاد دارید؟ احتمالاً یک آدم منضبط، با اراده و البته باهوش. چند سال قبل اکرلوف برنده جایزه نوبل اقتصاد دید که باید کار سادهای انجام دهد: پستکردن یک بسته لباس از هند به آمریکا. لباسها مال دوستش جوزف استیگلیتز بود که در سفر به هند جا گذاشته بود. اما او انجام این کار را هفته به هفته عقب انداخت. قضیه بیش از هشت ماه طول کشید! نکته شیرین داستان اینست که فقط ما پشت گوش نمی اندازیم بلکه استاد اقتصاد دانشگاه برکلی و برندۀ جایزۀ نوبل هم تنبلی می کند و کارها را به تاخیر می اندازد. البته جالب این جاست که وی بعدها مقاله ای تاثیرگذار در حوزه تعویق و امروز فردا کردن نوشت.
تنبلی و به فردا انداختن هزینه های فردی، سازمانی و ملی فراوانی دارد. بگذارید مثالی بزنم: مردم هر سال صدها میلیون دلار جریمه میدهند چون مالیاتشان را سر وقت اظهار نمیکنند. حالا به تعویق انداختن رسیدگی چک آپ سلامتی، تصمیم گیری در مورد وضعیت ریزگردها، تعیین تکلیف یارانهها و ... همه و همه نشان از این دارد که مشکل بزرگی داریم به نام از شنبه هفته بعد!
همیشه تصمیم می گیریم برای مطالعه مثنوی معنوی در آینده اما امروز را فعلا می گذارنیم به تماشای تلویزیون و گفتگوی بی فایده مجری با یک سلبریتی! در یک آزمایش علمی از افراد خواسته شد یک فیلم برای همان شب و یک فیلم برای تماشا در روز دیگر (مثلا هفته بعد) انتخاب کنند. افراد برای فیلمی که میخواستند فوراً تماشا کنند معمولاً کمدیهای مبتذل و فیلمهای پرفروش را انتخاب میکردند، اما برای تماشا در آینده بیشتر فیلمهای مهم و معناگرا را انتخاب کردند. آدم ها هنگامی که به آینده فکر میکنند توان تصمیمگیری عقلایی دارند، ولی در موقعیت حال، ملاحظات کوتاهمدت بر اهداف بلندمدتشان چیره میشوند.
توماس شلینگ، استاد نظریۀ بازی، این پدیده را با «خویشتنِ پراکنده» تحلیل می کند. در لحظههای تصمیمگیری مهم، ذهن تبدیل میشود به یک پارلمان، یا اتاق جلسه. گروه ها و فراکسیونهای مختلف مشغول بحث و جدل اند، منافع کوتاهمدت و بلندمدت همدیگر را میکوبند. جلسه ممکن است به آشوب کشیده شود. شاید خواندن یک جمله از نخستین صدراعظم تاریخ آلمان مشهور به «صدر اعظم آهنین»، بد نباشد وی گفته بود: فاوست شاکی بود که در سینهاش دو روح دارد، ولی من جماعتی از ارواح را درون خودم جای دادهام که مشغول مشاجرهاند. اگر خویشتن را کلکسیونی از خویشتنهای رقیب همدیگر بدانیم، هرکدامشان نماینده چیزی است: یکی نمایندۀ منافع کوتاهمدت (تفریح، به تعویق انداختن کار و...) است، و دیگری اهداف شریف و بلندمدت.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
سندروم «از شنبه هفته بعد» گریبان گیر همه ماست. آیا برای رهایی از این مساله راهی وجود دارد؟ پنج تکنیک زیر شاید راهگشا باشد.
محدودسازی آزادانه: شرایط را به گونه ای طراحی کنیم که برخی از گزینه های وسوسه انگیز اما کم فایده را حذف کنیم. بگذارید سه مثال بزنم: برخی از معتادان به قماربازی قراردادهایی با کازینوها امضا میکنند تا جلوی ورودشان به محوطۀ کازینو را بگیرند. در سال ۲۰۰۸، نرمافزاری نوشته شد که به افراد امکان میداد اینترنت شان را برای حداکثر هشت ساعت قطع کنند. این برنامه با نام «آزادی» اکنون هزاران کاربر دارد و مثال آخر: ویکتور هوگو عادت داشته برهنه مشغول نوشتن شود و به پیشخدمت خود میگفت لباسهایش را قایم کند تا وقتی که نتواند بیرون برود.
متعهدسازی بیرونی: مثلامی خواهید پروژهای را تمام کنيد، به دوستان تان تعهد کنید که اگر به قول تان عمل نکرديد، آنگاه همه آن ها را میهمان خواهید کرد. بگذارید از جیب تان هزینه بدهید تا دردش را به صورت ملموس حس کنید.
مشروط سازی درونی: به خودتان قول دهید که اگر پروژه تان را انجام دادید (خویشتن بلندمدت)، می توانید یک دل سیر تلویزیون نگاه کنید! (خویشتن کوتاه مدت). اینگونه منافع خویشتن کوتاه مدت تان در گرو خویشتن بلندمدت خواهد بود و با شما بیشتر همکاری خواهد کرد.
خط پایان تعریف کنید: تجربه به دفعات ثابت کرده است که اموری که زمان و خط پایان ندارند، میل به جاودانگی دارند. اما وقتی زمان می گذارید حتی اگر آن را برای سه بار رعایت نکنید بالاخره در چهارمین بار آن را عملی خواهید کرد.
قطعه قطعه سازی: هرچه یک تکلیف مبهمتر یا هرچه ایده، انتزاعیتر باشد، احتمال آنکه تمامش کنید کمتر است. چه می توان کرد؟ کار بزرگ و مبهم تان را تقسیم کنید به بسته های کوچک و اقدامات مشخص.
پنج تکنیک بالا را با هم ترکیب کنید: یک هدف مبهم را بشکنید به اقدامات مشخص کوچک (تکنیک پنج)، برای آنها زمان بندی کنید (تکنیک چهار)، برای خودتان جریمه بیرونی و پاداش درونی (تکنیک دو و سو) و شرایط را به گونه ای طراحی کنید که کارهای دیگر غیر از این کار برای تان سخت باشد (تکنیک1)
#لشکر_بلوکی
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
برگزاری موفق کارگاه گوگل ادوردز در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران و به همت کانون دانش آموختگان دانشکده کارآفرینی
جمعه ۱۱ اسفند ماه ۱۳۹۶
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
@egcut
جمعه ۱۱ اسفند ماه ۱۳۹۶
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
@egcut
⭕️6 فعلی که بهکار بردن آن در مکالمات کاری شما را ضعیف نشان میدهد‼️
1. فکرکردن
«فکر میکنم باید پروژه را پیش ببریم»/ «فکر میکنم ایدهی خیلی خوبی مطرح کردی»
تفکر یعنی بررسی موقعیتی که در آن مشارکت کردهاید و هنوز به نتیجه قطعی دست نیافتهاید.
🔆جایگزین: «مطمئنم که برنامهی تو نتایج خوبی خواهد داشت»
2. نیازداشتن
«من هرچه سریعتر به این گزارش نیاز دارم»
استفاده از واژهی «نیاز»، بیشتر نوعی وابستگی را در کلام گوینده نشان میدهد تا انتقال مفاهیمی همچون مسئولیت و اجبار تیمی.
🔆جایگزین: «لطفا این گزارش را تا روز جمعه به من تحویل بدهید»
3. خواستن
«من میخواهم که کیفیت کارت را بهبود ببخشی»
این جمله نشان میدهد که رئیس در دریافت چیزی که میخواهد ناتوان است و به خواستهاش نرسیده.
🔆جایگزین: «عملکرد شما در تهیه این گزارش باید کیفیت بهتری داشته باشد»
4. حدسزدن
«حدس میزنیم و خوشبینانهترین گمان ما این است که حاشیه سود پایان سال از سال گذشته بهتر خواهد بود»
حدس و گمان نشان از عدم قطعیت را دارد. درواقع با استفاده از این فعل، گویی بهدنبال پیشبینی هستیم؛ یک نوع پیشبینی که فاقد اطمینان است.
🔆جایگزین: «ما انتظار داریم سود امسال از سال قبل بیشتر باشد یا رقم سال گذشته را پشت سر بگذارد».
5. امیدوار بودن
«امیدوارم به فروش مورد نظر دست پیدا کنیم»/ «امیدوارم بتوانی به این وظیفه درست عمل کنی».
امیدواربودن، به جای انتقال حس قدرت و اعتمادبهنفس، بیشتر حالتی دعاگونه دارد و نشان میدهد که گوینده مدیریت و کنترل کمی بر اوضاع دارد.
🔆جایگزین: «ما بهدنبال رسیدن به فروش مورد نظر هستیم» یا «من میدانم که میتوانی به این وظیفه درست عمل کنی».
6. گمانکردن
«در جلسهی هفتهی آینده شیراز شرکت میکنی؟» گمان می کنم
استفاده از واژه گمان کردن، نوعی عدم قطعیت را ابراز میکند و تلویحا میگویید که حضور در این جلسه آنقدرها هم برایتان اهمیت ندارد.
🔆 جایگزین: «بله بله، حتما حضور خواهم داشت. خیلی دوست دارم نظر مدیران را درباره موضوع ایکس بدانم».
@egcut
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
1. فکرکردن
«فکر میکنم باید پروژه را پیش ببریم»/ «فکر میکنم ایدهی خیلی خوبی مطرح کردی»
تفکر یعنی بررسی موقعیتی که در آن مشارکت کردهاید و هنوز به نتیجه قطعی دست نیافتهاید.
🔆جایگزین: «مطمئنم که برنامهی تو نتایج خوبی خواهد داشت»
2. نیازداشتن
«من هرچه سریعتر به این گزارش نیاز دارم»
استفاده از واژهی «نیاز»، بیشتر نوعی وابستگی را در کلام گوینده نشان میدهد تا انتقال مفاهیمی همچون مسئولیت و اجبار تیمی.
🔆جایگزین: «لطفا این گزارش را تا روز جمعه به من تحویل بدهید»
3. خواستن
«من میخواهم که کیفیت کارت را بهبود ببخشی»
این جمله نشان میدهد که رئیس در دریافت چیزی که میخواهد ناتوان است و به خواستهاش نرسیده.
🔆جایگزین: «عملکرد شما در تهیه این گزارش باید کیفیت بهتری داشته باشد»
4. حدسزدن
«حدس میزنیم و خوشبینانهترین گمان ما این است که حاشیه سود پایان سال از سال گذشته بهتر خواهد بود»
حدس و گمان نشان از عدم قطعیت را دارد. درواقع با استفاده از این فعل، گویی بهدنبال پیشبینی هستیم؛ یک نوع پیشبینی که فاقد اطمینان است.
🔆جایگزین: «ما انتظار داریم سود امسال از سال قبل بیشتر باشد یا رقم سال گذشته را پشت سر بگذارد».
5. امیدوار بودن
«امیدوارم به فروش مورد نظر دست پیدا کنیم»/ «امیدوارم بتوانی به این وظیفه درست عمل کنی».
امیدواربودن، به جای انتقال حس قدرت و اعتمادبهنفس، بیشتر حالتی دعاگونه دارد و نشان میدهد که گوینده مدیریت و کنترل کمی بر اوضاع دارد.
🔆جایگزین: «ما بهدنبال رسیدن به فروش مورد نظر هستیم» یا «من میدانم که میتوانی به این وظیفه درست عمل کنی».
6. گمانکردن
«در جلسهی هفتهی آینده شیراز شرکت میکنی؟» گمان می کنم
استفاده از واژه گمان کردن، نوعی عدم قطعیت را ابراز میکند و تلویحا میگویید که حضور در این جلسه آنقدرها هم برایتان اهمیت ندارد.
🔆 جایگزین: «بله بله، حتما حضور خواهم داشت. خیلی دوست دارم نظر مدیران را درباره موضوع ایکس بدانم».
@egcut
#کانون_دانش_آموختگان_کارآفرینی
با سلام خدمت دوستان
دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران در نظر دارد همانند ترم های گذشته، دوره آموزش نرمافزارهای SPSS و LISREL را برگزار کند.
این دوره همانند سایر دوره ها برای دانشجویان دانشکده کارآفرینی رایگان و اجباری برگزار میشود.
⚡️لازم به ذکر است امکان حضور برای دانشجویان خارج از دانشکده در این دوره نیز (با هزینه اندک) وجود دارد.
زمان:
این دوره نیز در 4 جلسه 4 ساعته برگزار میگردد.
تاریخ برگزاری کلاس ها:
1396/12/16
1396/12/23
ساعت 8 الی 12
دو جلسه دیگر بعد از عید برگزار میگردد
هزینه:
برای دانشجویان دانشکده کارآفرینی رایگان و اجباری
سایر دانشجویان دانشگاه تهران 40000 (کل دوره)
سایر متقاضیان خارج از دانشگاه تهران 50000 (کل دوره)
✨لازم به ذکر است در صورت ثبت نام گروهی (بیش از 3 نفر) شرکت در کلاس با تخفیف محاسبه میگردد.
دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران در نظر دارد همانند ترم های گذشته، دوره آموزش نرمافزارهای SPSS و LISREL را برگزار کند.
این دوره همانند سایر دوره ها برای دانشجویان دانشکده کارآفرینی رایگان و اجباری برگزار میشود.
⚡️لازم به ذکر است امکان حضور برای دانشجویان خارج از دانشکده در این دوره نیز (با هزینه اندک) وجود دارد.
زمان:
این دوره نیز در 4 جلسه 4 ساعته برگزار میگردد.
تاریخ برگزاری کلاس ها:
1396/12/16
1396/12/23
ساعت 8 الی 12
دو جلسه دیگر بعد از عید برگزار میگردد
هزینه:
برای دانشجویان دانشکده کارآفرینی رایگان و اجباری
سایر دانشجویان دانشگاه تهران 40000 (کل دوره)
سایر متقاضیان خارج از دانشگاه تهران 50000 (کل دوره)
✨لازم به ذکر است در صورت ثبت نام گروهی (بیش از 3 نفر) شرکت در کلاس با تخفیف محاسبه میگردد.