Between Two Points
David Gilmour
Just let them walk all over you
Laugh through the punches and the pain
Let the life-blood drain away from you
They're right, you're wrong
Laugh through the punches and the pain
Let the life-blood drain away from you
They're right, you're wrong
🔥1🤮1
هر بار سختتر از قبل پس از زمین خوردن بلند میشوم و با خودم فکر میکنم: آیا دفعهی بعد هم برخواهم خاست؟
👍1
راستش به نظرم؛
کل زندگی در مورد جسارته...
جسارت تجربه کردن، جسارت تغییر دادن همه چیز برای رسیدن به شرایط، روزها و آدمهای بهتر،
جسارت عاشق شدن، جسارت شکست خوردن،
جسارت دوباره بلند شدن، جسارت زیر میز زدن و عصیان کردن.
این جسارته که به زنده بودن معنای زندگی میده..!
کل زندگی در مورد جسارته...
جسارت تجربه کردن، جسارت تغییر دادن همه چیز برای رسیدن به شرایط، روزها و آدمهای بهتر،
جسارت عاشق شدن، جسارت شکست خوردن،
جسارت دوباره بلند شدن، جسارت زیر میز زدن و عصیان کردن.
این جسارته که به زنده بودن معنای زندگی میده..!
❤2
در آخرین نامهاش نوشت:
«اگر فکر میکنی نور وجود دارد، بلند شو و دنبالش بگرد. تنها با تصورِ نور، تاریکی از بین نمیرود.»
«اگر فکر میکنی نور وجود دارد، بلند شو و دنبالش بگرد. تنها با تصورِ نور، تاریکی از بین نمیرود.»
👍1🤝1
شاید تمام سفر انسان همین است بالا رفتن از نردبانی که نمیدانیم به کجا میرسد، اما هنوز ادامه میدهیم، چون چیزی در درونمان میگوید شاید در پایانش، نوری باشد.
❤2
تو اما هیچ وقت امیدت را از دست نده.
بعضی پرندهها از کوچ دیرتر برمیگردند.
- کنار درخت زیتون؛ سیامک تقیزاده
بعضی پرندهها از کوچ دیرتر برمیگردند.
- کنار درخت زیتون؛ سیامک تقیزاده
The Emptiness Machine
Linkin Park
گاهی تهِ همهی صداها،
فقط سکوتی میمونه که نمیخوای بشنویش.
نه از خستگی، نه از شکست
از خالی شدن.
از تبدیل شدن به ماشینی که هنوز کار میکنه،
اما دیگه «نمیفهمه چرا».
ما برای ساختن میجنگیم،
اما وسط ساختن، کمکم گم میشیم.
و شاید همینجا نقطهی بازگشت باشه
جایی که میفهمی باید دوباره انسان شی،
نه فقط کارکرد.
فقط سکوتی میمونه که نمیخوای بشنویش.
نه از خستگی، نه از شکست
از خالی شدن.
از تبدیل شدن به ماشینی که هنوز کار میکنه،
اما دیگه «نمیفهمه چرا».
ما برای ساختن میجنگیم،
اما وسط ساختن، کمکم گم میشیم.
و شاید همینجا نقطهی بازگشت باشه
جایی که میفهمی باید دوباره انسان شی،
نه فقط کارکرد.
🔥1
اگر چه من بارها خودم را نابود کردم تا در جهان بینهایت هنر کسی بشوم؛ اما روزهایی بودند که
معنی وجودم را، در این نابودیها یافتم...
معنی وجودم را، در این نابودیها یافتم...
👍1
جسم در برابر نابودی عقب مینشیند. پیش از آنکه به اندیشیدن عادت کنیم به زیستن عادت کردهایم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اگر عاشق شوم...»
آهنگ If I Fell از The Beatles مثل گفتوگویی آرام در دل شب است. جان لنون این ترانه را در روزهایی نوشت که عشق برایش چیزی میان دلهره و امید بود. از همان ابتدا با صدایی لرزان میپرسد:
"If I give my heart to you, I must be sure..."
انگار پیش از آنکه دل بدهد، بهدنبال پناهی برای زخمهای قدیمیاش میگردد.
در پسِ هارمونی نرم و صدای هماهنگ لنون و مککارتنی، احساسی از تردید و نیاز پنهان است. آهنگ نه شکوه عشق را فریاد میزند و نه از جدایی مینالد؛ تنها لحظهای کوتاه از انسانی را نشان میدهد که بین ترس از تکرار و امید به شروعی تازه گیر کرده.
میگویند جان آن را در زمانی نوشت که هنوز گذشته را فراموش نکرده بود، و شاید همین است که هر جملهاش مثل نگاهی است به کسی که هنوز باور ندارد میتواند دوباره دوست بدارد.
آهنگ If I Fell از The Beatles مثل گفتوگویی آرام در دل شب است. جان لنون این ترانه را در روزهایی نوشت که عشق برایش چیزی میان دلهره و امید بود. از همان ابتدا با صدایی لرزان میپرسد:
"If I give my heart to you, I must be sure..."
انگار پیش از آنکه دل بدهد، بهدنبال پناهی برای زخمهای قدیمیاش میگردد.
در پسِ هارمونی نرم و صدای هماهنگ لنون و مککارتنی، احساسی از تردید و نیاز پنهان است. آهنگ نه شکوه عشق را فریاد میزند و نه از جدایی مینالد؛ تنها لحظهای کوتاه از انسانی را نشان میدهد که بین ترس از تکرار و امید به شروعی تازه گیر کرده.
میگویند جان آن را در زمانی نوشت که هنوز گذشته را فراموش نکرده بود، و شاید همین است که هر جملهاش مثل نگاهی است به کسی که هنوز باور ندارد میتواند دوباره دوست بدارد.
لبخندی زد و گفت :
"من با خود خدا بستم
هرچی که شده باید میشده
هرچی هم نشده بهترش میشه."
"من با خود خدا بستم
هرچی که شده باید میشده
هرچی هم نشده بهترش میشه."
فهمیدم که بله!
آدم میتواند همزمان به پیشرفت
و حرکت به جلو
و رفتن به کوه و دیگر برنگشتن فکر کند...
آدم میتواند همزمان به پیشرفت
و حرکت به جلو
و رفتن به کوه و دیگر برنگشتن فکر کند...
صرفا جهت یاد آوری:
«جون کندی تا حالتو خوب کردی؛
خرابش نکن؛ دوباره.»
«جون کندی تا حالتو خوب کردی؛
خرابش نکن؛ دوباره.»
😢1
بله، ما دوام میآوریم و استوار هستیم؛ اما قسم میخورم که در عین استقامت، خستهترین مردم دنیاییم..
👏1
در آخرین نامه ات نوشته بودی: «آواز بخوان، با شادی آشتی کن و زندگی را ببوس.» از تو چه پنهان عزیزِ راه دور، اینروزها با آوازهای شاد، اشکهای بیشتری میریزم. چرا که همیشه شادی از ما دریغ شد. درد آدم را وادار به نوشتن می کند. .. اما آیا کسی در تاریخ منتظر ما نشسته است؟ آیا این صفحه از دردهایمان را با احساس غم میخواند یا خوشحالی؟ نمی دانم این فکر دیوانه ام می کند. سیگار را در پوست خود خاموش می کنم تا به خود بیایم..