ولی واقعا آدمیزاد زودتر از چیزی که تصورش رو بکنید در جایگاه کسی قرار میگیره که قضاوتش کرده، به خودت میای میبینی دقیقا وسط همون باغچهای هستی که برای بقیه بیل زدی.
👍3👌1
چیا داره؟
✔️ باکسهای روزانهی بدون تاریخ (برای هر روز هفته)
✔️ امکان تعیین اولویتهای هر روز
✔️ فضا برای نوشتن یادداشتها و قرارهای مهم
✔️ قابل چاپ
✔️ طراحی مینیمال، بدون شلوغی — برای ذهنهای اهل تعادل
این پلنر رایگانه.
برای اونایی که میخوان از «بیبرنامگی» در بیان—اما نه با زور چکلیستهای بیروح.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏2🍾2💯1
چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصه ها فانی و باقی تو بخند
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند
حافظ
مشکلی گر سر راه تو ببندد تو بخند
غصه ها فانی و باقی تو بخند
گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند
حافظ
❤🔥2
لازم نیست در این لحظات چیزی بگید.
هیجانی نشید.
سعی کنید آروم باشید.
در سکوت، رفتار اطرافیان رو نظاره کنید. ببینید و بشنوید.
شناخت خوبی هم از خودتون، و هم از اطرافیان دست تون میاد.
مراقب خودتون هم باشید🧡
هیجانی نشید.
سعی کنید آروم باشید.
در سکوت، رفتار اطرافیان رو نظاره کنید. ببینید و بشنوید.
شناخت خوبی هم از خودتون، و هم از اطرافیان دست تون میاد.
مراقب خودتون هم باشید🧡
❤🔥3🙏1
این چند هفته، خیلیهامون از خودمون دور شدیم.
ذهنمون توی خبرها گیر کرد، بدنمون سنگین شد،
و یه سکوت عجیب نشست روی همهچی...
اما حالا وقتشه برگردیم.
با چند تمرین واقعی برای خودشناسی، نظم، و ساختن دوبارهی خودمون.
☀️ ما یه چالش ۶۰ روزه داریم که فعلاً توی «نقطه صفر»ش هستیم.
قراره دوباره زندگی کنیم.
راستی این چالش کااملا رایگانه😌
📌 اگه احساس میکنی این روزا نیاز به یه «برگشتن» داری،
منتظریم که به چالش بپیوندی.🧡
ورود به چالش⭐️
ذهنمون توی خبرها گیر کرد، بدنمون سنگین شد،
و یه سکوت عجیب نشست روی همهچی...
اما حالا وقتشه برگردیم.
با چند تمرین واقعی برای خودشناسی، نظم، و ساختن دوبارهی خودمون.
قراره دوباره زندگی کنیم.
راستی این چالش کااملا رایگانه
منتظریم که به چالش بپیوندی.
ورود به چالش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯3👍1
یکی از اثرهای رایج بعد از جنگ، اختلال استرس پس از سانحهست (PTSD).
طبق پژوهشهای سازمان بهداشت جهانی، مردم عادی که در معرض اخبار شدید یا فضای تنش مداوم بودن درگیر علامتی مثل بیخوابی، اضطراب مزمن، تحریکپذیری و افکار مزاحم میشن.
براساس گزارشهای سازمان جهانی بهداشت و مطالعات میدانی بعد از جنگهای افغانستان، عراق، یوگسلاوی و اوکراین، میزان اختلالاتی مثل افسردگی، اضطراب، حملات پانیک و اختلال خواب هم بعد از پایان جنگ به طرز قابلتوجهی افزایش پیدا میکنه.
در سطح جمعی چه اتفاقی میفته؟
در سطح جمعی، جامعه وارد یه وضعیت میشه که بهش میگیم collective trauma. یعنی آسیب روانی که نه فقط یه فرد یا خانواده، بلکه یه ملت یا یه نسل رو درگیر میکنه. نتیجهاش چی میشه؟
کاهش اعتماد عمومی، بیثباتی هیجانی و کاهش آستانهی تحمل در روابط بین فردی. یه جور خستگی روانی عمیق که همهگیر میشه.
تحقیقات بلندمدت در این حوزه نشون میدن که این ترومای جمعی اگه پردازش نشه، به نسل بعد منتقل میشه.
بهش میگیم transgenerational trauma.
یعنی بچههایی که خودشون جنگ ندیدن، ولی از اضطراب و بیاعتمادی والدینشون، یه روان ناپایدار رو به ارث میبرن.
یکی دیگه از تبعات جدی پساجنگ، فروپاشی حس انسجام اجتماعی یا همون social cohesion هست.
وقتی جامعه تجربهی مشترک دردناک داره، ولی فرصت ابراز، سوگواری یا بازسازی نداره، نتیجهاش میتونه بشه انزوا، گسست ارتباطات انسانی و کاهش مشارکت مدنی. این همون چیزیه که جامعه رو از درون دچار فرسایش میکنه.
اگه قراره از آسیبهای روانی جنگ و بحران جون سالم در ببریم، اول باید به رسمیت بشناسیم که داریم آسیب میبینیم.
بیقراریها، اضطرابها، بیحوصلگیها، بیخوابیها...
اینا تصادفی نیستن. اینا واکنش بدن به ناآمنی طولانیمدته
ترومای جمعی یه بذر ناسالمه که اگه امروز خاکشو پاک نکنیم، تو ذهن و بدن نسل بعد سبز میشه؛
بازسازی روان جامعه یعنی قبول کنیم زخمی هستیم،
ولی قراره با هم التیام پیدا کنیم.
این جنگ تموم نمیشه تا وقتی ما دوباره بلد بشیم زندگی کنیم. امن، آروم و بیوحشت از فردا...
باید بدون شرم از رواندرمانی حرف بزنیم.
باید آموزش سلامت روان وارد مدرسه، رسانه، خانواده و فضای مجازی بشه.
جامعهای که دردش رو نشناسه، درمان هم بلد نیست.
سکوت نه تنها آسیب رو حذف نمیکنه بلکه عمیقترش میکنه
ما نیاز به فضاهایی داریم برای پردازش احساسات جمعی.
جوامعی که تونستن از دل جنگ بلند شن، اونایی بودن که اجازه دادن مردم حرف بزنن، گریه کنن، روایت کنن و درمان بشن.
دکتر محمد اسودی
طبق پژوهشهای سازمان بهداشت جهانی، مردم عادی که در معرض اخبار شدید یا فضای تنش مداوم بودن درگیر علامتی مثل بیخوابی، اضطراب مزمن، تحریکپذیری و افکار مزاحم میشن.
براساس گزارشهای سازمان جهانی بهداشت و مطالعات میدانی بعد از جنگهای افغانستان، عراق، یوگسلاوی و اوکراین، میزان اختلالاتی مثل افسردگی، اضطراب، حملات پانیک و اختلال خواب هم بعد از پایان جنگ به طرز قابلتوجهی افزایش پیدا میکنه.
در سطح جمعی چه اتفاقی میفته؟
در سطح جمعی، جامعه وارد یه وضعیت میشه که بهش میگیم collective trauma. یعنی آسیب روانی که نه فقط یه فرد یا خانواده، بلکه یه ملت یا یه نسل رو درگیر میکنه. نتیجهاش چی میشه؟
کاهش اعتماد عمومی، بیثباتی هیجانی و کاهش آستانهی تحمل در روابط بین فردی. یه جور خستگی روانی عمیق که همهگیر میشه.
تحقیقات بلندمدت در این حوزه نشون میدن که این ترومای جمعی اگه پردازش نشه، به نسل بعد منتقل میشه.
بهش میگیم transgenerational trauma.
یعنی بچههایی که خودشون جنگ ندیدن، ولی از اضطراب و بیاعتمادی والدینشون، یه روان ناپایدار رو به ارث میبرن.
یکی دیگه از تبعات جدی پساجنگ، فروپاشی حس انسجام اجتماعی یا همون social cohesion هست.
وقتی جامعه تجربهی مشترک دردناک داره، ولی فرصت ابراز، سوگواری یا بازسازی نداره، نتیجهاش میتونه بشه انزوا، گسست ارتباطات انسانی و کاهش مشارکت مدنی. این همون چیزیه که جامعه رو از درون دچار فرسایش میکنه.
اگه قراره از آسیبهای روانی جنگ و بحران جون سالم در ببریم، اول باید به رسمیت بشناسیم که داریم آسیب میبینیم.
بیقراریها، اضطرابها، بیحوصلگیها، بیخوابیها...
اینا تصادفی نیستن. اینا واکنش بدن به ناآمنی طولانیمدته
ترومای جمعی یه بذر ناسالمه که اگه امروز خاکشو پاک نکنیم، تو ذهن و بدن نسل بعد سبز میشه؛
بازسازی روان جامعه یعنی قبول کنیم زخمی هستیم،
ولی قراره با هم التیام پیدا کنیم.
این جنگ تموم نمیشه تا وقتی ما دوباره بلد بشیم زندگی کنیم. امن، آروم و بیوحشت از فردا...
باید بدون شرم از رواندرمانی حرف بزنیم.
باید آموزش سلامت روان وارد مدرسه، رسانه، خانواده و فضای مجازی بشه.
جامعهای که دردش رو نشناسه، درمان هم بلد نیست.
سکوت نه تنها آسیب رو حذف نمیکنه بلکه عمیقترش میکنه
ما نیاز به فضاهایی داریم برای پردازش احساسات جمعی.
جوامعی که تونستن از دل جنگ بلند شن، اونایی بودن که اجازه دادن مردم حرف بزنن، گریه کنن، روایت کنن و درمان بشن.
دکتر محمد اسودی
👍2❤1
میدونی دیسیپلین چیه؟
وقتیه که خسته ای و میخوای ساعتتو خاموش کنی و بگیری بخوابی؛ اما بلند میشی و هرکاری که لازمه رو انجام میدی بعد میخوابی.
دیسیپلین وقتیه که تو کاری رو که براش حس و حال نداری و توان انجامشو نداری، ولی باید انجام بدی رو هر طور شده انجام میدی.
پس بعداً میتونی هرچیزی رو از زندگی میخوای به دست بیاری.
دیسیپلین بزرگ ترین راز برای رسیدن به هدفه. دنبال انگیزه نباش،
دیسیپلین داشته باش.
وقتیه که خسته ای و میخوای ساعتتو خاموش کنی و بگیری بخوابی؛ اما بلند میشی و هرکاری که لازمه رو انجام میدی بعد میخوابی.
دیسیپلین وقتیه که تو کاری رو که براش حس و حال نداری و توان انجامشو نداری، ولی باید انجام بدی رو هر طور شده انجام میدی.
پس بعداً میتونی هرچیزی رو از زندگی میخوای به دست بیاری.
دیسیپلین بزرگ ترین راز برای رسیدن به هدفه. دنبال انگیزه نباش،
دیسیپلین داشته باش.
👍5
«جای درست زندگی،فقط اونجایی که همه چیو ول میکنی میچسبی به کار و زندگی و ورزش»
❤2👎1
“انگار آدمهایی که سقوط را تجربه میکنند و دوباره باز میگردند؛ کیفیت بسیار بالاتری از زندگی را ارائه میدهند”
🤣1
این متن رو دیروز یک نفر برام نوشت گفتم خالی از لطف نیست شما هم بخونیدش:
در حالى كه تو مشغول بيش ازحد فكر كردن و ترديد در خودت هستى،
يه نفر ديگه داره بهت نگاه مى كنه و با خودش ميگه: «چطور همه كارها رو اين قدر خوب انجام ميده و از پس همه چى بر مياد؟»
ادامه بده🧡
در حالى كه تو مشغول بيش ازحد فكر كردن و ترديد در خودت هستى،
يه نفر ديگه داره بهت نگاه مى كنه و با خودش ميگه: «چطور همه كارها رو اين قدر خوب انجام ميده و از پس همه چى بر مياد؟»
ادامه بده🧡
💘1
« همه چیز برای کسی که میداند چگونه صبر کند، به موقع اتفاق می افتد »
🤝2❤🔥1
با رعنا فرحان همین حالا آشنا شدم؛
شعر اصیل فارسی در سبک بلوز؟ کاملا جدید و جالب و عالی!
شعر اصیل فارسی در سبک بلوز؟ کاملا جدید و جالب و عالی!
Drunk With Love
Rana Farhan
«مست عشق»
خود آرتیست میگه فکر میکرده چرا کسی مثل Etta James و Tina Turner به فارسی نمیخونه؟
و میاد شعر مولانا رو در این سبک میخونه که به نظرم حتما گوش بدید.
خود آرتیست میگه فکر میکرده چرا کسی مثل Etta James و Tina Turner به فارسی نمیخونه؟
و میاد شعر مولانا رو در این سبک میخونه که به نظرم حتما گوش بدید.
🔥1🙏1
خیلی خستهام، اما به خودم میگم: یکم دیگه تحمل کن، شاید فردا بهتر باشه. یکم دیگه تلاش کن، شاید همین تلاش آخر، راهی جدید به روت باز کنه. یه بار دیگه دل به دریا بزن، شاید همین موج، تورو به ساحل برسونه. یه بار دیگه قدم بردار، شاید همین قدم، خورشید پشت شب رو نشونت بده.
❤1🤷1
غم جزوی از ما انسانهاست. همیشه همراهمونه، گاهی باهاش کنار میایم و سعی میکنیم باهاش زندگی رو پیش ببریم، گاهی هم اذیت میکنه و خنجر رو تا ته فرو میبره توی قلبمون. اما هیچوقت کامل از ما جدا نمیشه و تا همیشه توی یه بخش عمیقی از وجودمون باقی میمونه.
زبانتان خوب میچرخد،
ظاهرتان زیباست،
ولی عمقی ندارید.
ضربه مغزیست نتیجه شیرجه زدن در حوضچهی ذهن شما.
ظاهرتان زیباست،
ولی عمقی ندارید.
ضربه مغزیست نتیجه شیرجه زدن در حوضچهی ذهن شما.
🤝2🤷♀1
فدای سرت اگه امروز جوری که میخواستی پیش نرفت، ادامهی روزت رو خراب نکن.
👌2
عاشق اون لحظههایی هستم که -نمیدونم به چه دلیل یا دلایلی- دیگه هیچی برام مهم نیست و با یک روشنبینی بیدغدغهای به همهچی نگاه میکنم. وقتی نه مرگ نه زندگی هیچکدوم دیگه ترسناک نیستن و همهچی رو از یک زاویهی جدیدی میبینی. بدون ترس. آسوده و بیخیال. انگار مسافری هستی که برای تماشا آمده باشی...
❤2🤡1
کمالگرایی ریشهای ساده و تکخطی ندارد. بیشتر شبیه ریشههای درهمتنیدهی درختی است که در لایههای مختلف زندگی ما امتداد پیدا میکند:
۱. خانواده و کودکی
گاهی در کودکی یاد گرفتیم که دوستداشتنی بودنمان وابسته به «بینقص بودن» است. والدینی که فقط وقتی تحسین میکردند که کار بیاشتباهی کرده باشیم؛ یا مقایسههای مداوم با دیگران، بذرِ این باور را کاشتهاند که «کافی نیستم، مگر اینکه کامل باشم.»
۲. روان و درون
کمالگرایی اغلب همنشینِ ترس است؛ ترس از طرد شدن، از قضاوت شدن، از ناکافی بودن. یک صدای درونی مدام تکرار میکند: «میتوانستی بهتر باشی.» و همین صداست که ما را در چرخهی بیپایانِ کنترل و اضطراب نگه میدارد.
۳. فرهنگ و جامعه
در دنیایی که موفقیت را فقط با رتبه و برتری میسنجند، جایی برای اشتباه و آزمون کمتر باقی میماند. رسانهها تصویری بینقص از زندگی و بدن و کار دیگران نشان میدهند، و ما فراموش میکنیم که این قابها انتخابشده و ویرایششدهاند.
۴. هویت و معنا
برای بعضیها، کمالگرایی تبدیل میشود به ستون هویت: «من همانم که دستاوردهایم میگویند.» در این نگاه، ارزش انسان نه به بودن، بلکه به نتیجه و عملکرد گره میخورد.
در حقیقت، کمالگرایی بیشتر از آنکه شوق رسیدن به بهترینها باشد، یک سپر دفاعیست؛ تلاشی ناخودآگاه برای امن ماندن. گویی ذهن پچپچ میکند: «اگر بینقص باشم، دیگر نمیتوانند دوستم نداشته باشند.»
۱. خانواده و کودکی
گاهی در کودکی یاد گرفتیم که دوستداشتنی بودنمان وابسته به «بینقص بودن» است. والدینی که فقط وقتی تحسین میکردند که کار بیاشتباهی کرده باشیم؛ یا مقایسههای مداوم با دیگران، بذرِ این باور را کاشتهاند که «کافی نیستم، مگر اینکه کامل باشم.»
۲. روان و درون
کمالگرایی اغلب همنشینِ ترس است؛ ترس از طرد شدن، از قضاوت شدن، از ناکافی بودن. یک صدای درونی مدام تکرار میکند: «میتوانستی بهتر باشی.» و همین صداست که ما را در چرخهی بیپایانِ کنترل و اضطراب نگه میدارد.
۳. فرهنگ و جامعه
در دنیایی که موفقیت را فقط با رتبه و برتری میسنجند، جایی برای اشتباه و آزمون کمتر باقی میماند. رسانهها تصویری بینقص از زندگی و بدن و کار دیگران نشان میدهند، و ما فراموش میکنیم که این قابها انتخابشده و ویرایششدهاند.
۴. هویت و معنا
برای بعضیها، کمالگرایی تبدیل میشود به ستون هویت: «من همانم که دستاوردهایم میگویند.» در این نگاه، ارزش انسان نه به بودن، بلکه به نتیجه و عملکرد گره میخورد.
در حقیقت، کمالگرایی بیشتر از آنکه شوق رسیدن به بهترینها باشد، یک سپر دفاعیست؛ تلاشی ناخودآگاه برای امن ماندن. گویی ذهن پچپچ میکند: «اگر بینقص باشم، دیگر نمیتوانند دوستم نداشته باشند.»
👍1🤡1
بعضی وقتا یادمون میره چه دستاوردهایی داشتیم، کلا یههویی برامون عادی میشه و انگاری اصلا نداشتیمشون.
👍1