Filmnegar
20 subscribers
29 photos
78 videos
53 files
61 links
تکنولوژی آموزشی
Download Telegram
Forwarded from FilmNegar
دکان صحافی ابوالفتح-همسر ابوالفتح به همراه پسرش در دکان هستند. همسر ابوالفتح:این خبر درسته؟ اصلان آمد خانه گفت پدر خواسته با عجله اثاث را ببندیم، که عازم تبریزیم. گرچه اصلان دروغگو نیست، ولی قول کودکان همیشه خالی از خطا نیست. گفتم شاید مطلبی رو درست نیافته. ابوالفتح: درسته. همسر ابوالفتح: با این حال بهتره زن فرمان رو از زبان شوهر بشنوه تا فرزند. ابوالفتح: شب گذشته دیر آمدم،خوابیده بودی، به اصلان پیغام دادم. همسر ابوالفتح: پسرجان تو برو بیرون وایسا، من با پدرت حرف دارم. ابوالفتح: گت(برو)! همسر ابوالفتح: گرچه به حکم وظیفه زناشویی مطیع شما هستم،اما از خدا پنهان نیست که من به این سفر رضا ندارم. ابوالفتح: فدای زبانی که حقیقت را بگه. امان از کسی که بخواد حقیقت رو جست و جو کنه. بازم راست گویی درست تره،در این سفر من همراه تو و اصلان نیستم. همسر ابوالفتح: برای چی برمی گردیم تبریز؟ ما در تبریز چیزی نداریم، غیر از گورستان تبریز که خاک کسان ماست. بعد از مرگ پدر و برادرت، مادرا از غصه مردن و دخترا هرکدام رفتن به شهری خانه شوهر. ما ترک دیار کردیم. اصلان از پنجره دکان به حرف‌های آنان گوش می دهد. ابوالفتح: این سفر بی منه، تو با اصلان می ری تبریز، دیشب نشد برات بگم، خواب بودی. همسر ابوالفتح: شما مدتیه دیر خانه می آیین، یا اصلاً نمی آیین. دیشب بسیار پریشان بودین، هیچ نخوابیدین، چه پیش آمده؟ ابوالفتح: تو بیدار بودی؟ همسر ابوالفتح: چطور می شه به دریا خوابید وقت طوفان؟ ابوالفتح: نگران نباش، مسئله ای نیست. همسر ابوالفتح: اگر صلاح نیست زنتون با خبر باشه، من کنجکاوی ندارم. ابوالفتح: مرض چند وقته شدت پیدا کرده، اصلان نازک بدنه، بیم دارم بیماری من به او سرایت کنه. چند وقت دور باشیم، حکیم دوا می کنم، پروار می شم، میام پیشتون. همسر ابوالفتح: به نظر من شما وسواس زیادی دارین، برای کمی سرفه کردن،ظرف و اتاقتون رو جدا کردین، حالا باید شهرمون جدا باشه؟ ابوالفتح: وقتی این جدایی ضامن سلامت اصلانه، باید تحمل کرد. با طبیب صحبت کردم گفته مریضخونه باشی درست تره. با زن راستگویی درسته. همسر ابوالفتح: شوهرم ناخوش و غریب و بی کس، اگه برای سلامتی اصلانه، می فرستمش شیراز، خانه خواهرم. ابوالفتح: به خاطر تو هم هست، تو هم هنوز جوانی. همسر ابوالفتح: جوان، اما خام! ابوالفتح: جوان و قشنگ. منم اگر از مریضخانه نتیجه ای نگرفتم، دکان رو می فروشم، پولش را می فرستم بابت مهریه، اگر چیزی موند، اندوخته ای باشد برای اصلان. همسر ابوالفتح: از طلاق حرف می زنین؟ ابوالفتح: بله. همسر ابوالفتح: حالا حق دارم بپرسم، همین بیماری باعث این جداییه؟ ابوافتح: نه، نه. همسر ابوالفتح:پس ان شاء الله باز با شفای شما زیر یه سقف جمع می شیم؟ ابوالفتح: من طالب شفای کاملم نه عاجل و شفای کامل در این عصر به عمر من نمی رسه. همسر ابوالفتح: پس شما رهسپار راه پدرانمون هستین. ابوالفتح: بله ، دختر عمو! همسر ابوالفتح: بی انصاف، هنوز که همسرت هستم، پس جیران صدام کن. در لحظه وداع. ابوالفتح: شب که برای تودیع میام به کاروانسرا. همسر ابوالفتح: شاید تقدیر منه که گورستان هر شهری خاک یکی از اقوام من باشه، تهرانم شد خاک این پسر عمو! ابوالفتح: بی انصاف، حالا که زنده ام و شوهرتم، ابوالفتح صدام کن.همسر ابوالفتح: شب که آمدیدبدرقه، پسر عموی مهربان، شب که آمدید، شب! هزار دستان، زنده یاد علی حاتمی-نقل از نشریه فیلم نگار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوشش عشق با کلام حافظ، آواز محمد رضا شجریان و قاب سینمایی علی حاتمی در فیلم دلشدگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انجمن شاعران مرده - 1
خلاصه داستان: با ورود مسترکیتینگ استاد ادبیات به مدرسه پیش دانشگاهی ولتون که خود سالها قبل فارغ التحصیل همین مدرسه بوده به یکباره همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد. قوانین سرد و خشک مدرسه می شکند و شور و اشتیاق جایگزین آن می شود. او با بر ملا کردن رازی ” انجمن شاعران مرده ” و مضمون دم را غنیمتی و گردش عقربه های ساعت را به یاد شاگردانش می آورد و باعث می شود تعدادی از شاگردانش از قبیل: نیل ، تاد ، چارلی نگاهشان به زندگی عوض شود. سرانجام شخصیت های منفی داستان آقای نولان مدیر مدرسه ، آقای پری و کامرون یکی از شاگردان کلاس، وقتی منافع خود را در خطر می بینند ، علیه کیتینگ فعالیت می کنند و زمینه ساز اخراج او از مدرسه می شوند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انجمن شاعران مرده - 2
کیتینگ قهرمان فیلم به شاگردانش یاد می دهد که رویا هر چقدر قشنگ باشد فقط یک رویاست. آن چه حقیقت دارد تو هستی ، پس خودت را در عالم هستی پیدا کن نه در رویای خام خود. قهرمان فیلم فداکارانه به قیمت از دست دادن هدف خودآگاهش آموزش ، نیاز ناخودآگاهش را برطرف می کند که می توان به زیبایی این برآورده شدن نیازش را در کاشت و برداشتی ستودنی تماشا کرد. در دقیقه 41 فیلم او به بالای میز می رود و از شاگردانش می خواهد که آنها هم بر روی میز بروند و از بالا با دیدی متفاوت به همه چیز نگاه کنند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انجمن شاعران مرده - 3
با شروع فیلم در همان دقایق اولیه ، هنگام برگزاری جشن ، مادر به فرزندش می گوید: “یادت باشه که شونه هاتو عقب نگه داری”. جواب این کاشت را کیتینگ در دقیقه61فیلم می دهد. می گوید: “همه ما نیاز مبرم داریم که تائیدمون کنند ، ولی شما خودتون باید به باور مهم و یگانه ای که در درونتونه ایمان داشته باشید ، حتی اگه دیگران به شما بقبولونن که اون باور ها عجیب و غیر معموله. حتی اگه همه بهتون بگن: این خیلی بده. حالا من ازتون می خوام که هر کس به شیوه خودش راه بره. به شیوه خودتون گام بردارید ، بدون تقلب یا راهنمایی. هر جوری که دلتون می خواد ، چه بهتون غرور ببخشه ، یا احمقتون جلوه بده”. کیتینگ در دقیقه13فیلم می گوید: “دم را غنیمت بشمارید به این دلیل که ما خوراک کرم ها هستیم بچه ها ، چون چه ما باور داشته باشیم یا نداشته باشیم ، تک تک ما در این اتاق روزی از نفس زدن باز می ایستیم ، جسممون سرد خواهد شد و خواهیم مرد ، زندگیتونو خارق العاده کنید”.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در فيلم " لبخند موناليزا" آنچه به وضوح ديده مي شود کشمکش ميان نقش هاي مختلفي است که زنان مي توانند به عهده بگيرند. دانشکده ي ولسلي (Wellesley College) که نمادي از سنت گرايي و ديدگاه سنتي به زن و جايگاه آن در جامعه است، هدف اصلي خود را پرورش دختراني مي داند که در آينده به خوبي از اداره ي زندگي زناشويي، توليد مثل و تربيت فرزندان بر مي آيند. در اين نگاه تمامي تلاش دختران براي رقابت بر سر پيدا کردن مردي مناسب است.
http://bestfilms.blogfa.com/post/69
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"کاترين واتسن" معلم جديد تاريخ هنر، که از جامعه ي بزرگ تر و بازتري، از ايالت کاليفرنيا، آمده است، با انديشه ي مترقي خواهانه ي خود نقش يک اصلاح گر را ايفا مي کند. شخصيتي سعي دارد شکل جديدي از زندگي و نگاه تازه اي به نقش زنان را به دانشجويانش تعليم دهد. واتسن در قالب نقاشي مدرن، که خود نمادي است از خروج از ارزش هاي سنتي جامعه و شکستن چارچوب هاي تعريف شده، به دانشجويانش مي آموزد که چگونه "جور ديگري به زندگي نگاه کنند".
http://bestfilms.blogfa.com/post/69
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بتي عزيز
من به ولزلي آمدم چون ميخواستم تفاوتي ايجاد کنم ولي عوض شدن به خاطر ديگران به خود دروغ گفتنن است. معلم من کاترين واتسون مطابق تعاريف خودش زندگي ميکرد و هرگز تن به سازش نميداد حتي به خاطر دانشگاه ولزلي. من اين آخرين سرمقاله ام را تقديم به يک زن استثنائي ميکنم که در زندگي الگوي ما بود و باعث شد همه ما دنيا را با نگاهي ديگر ببينيم زماني که شما اين مطالب را ميخوانيد او با کشتي عازم اروپاست جايي که قطعا زندگي هاي جديدي را متحول خواهد کرد و افکار نويني را جايگزين تفکرات منسوخ خواهد نمود.
شنيده ام که ميگويند او جا زده يا يک سرگردان بي هدف است ولي همه آنهايي که سرگردانند بي هدف نيستند به خصوص آنهايي که وراي سنت ها جوياي حقيقت اند. وراي تعاريف، وراي تصاوير، او هميشه در قلب ما جاي خواهد داشت. او اكنون تفكر نويني را در ذهن دختران پايه‌‌گذاري كرده است، طرحي نو به وسعت ارزش زندگي و آن، ايجاد تفكر مستقل است در جامعه‌اي كه همه از ما مي‌خواهند راه‌هاي از پيش رفته را دوباره تكرار كنيم...
نویسنده :گلناز خالقي
http://bestfilms.blogfa.com/post/69
Forwarded from جهان قدیم
پروفسور حسابی:

۲۲ سال درس دادم؛

۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.
(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)

۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!
(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)

۳-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم!
(چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)

۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.
(چون اینقدر جذاب درس میدادم که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن)

۵- هیچگاه ۹۰ دقیقه درس ندادم!
(چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد)

۶- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم!
(چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..)

۷- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم.
(چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور)

۸- هیچگاه تنبیه تکی نکردم و گروهی تنبیه کردم!
(چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سرگرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را میشکند)

۹- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود.
(چون میدانستم که کجا گیر میکند نمیپرسیدم!)


@Jahane_Ghadim1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جشن نيلوفر در خردادماه و عيد تيرگان
تيرماه روز ششم آن خرداد است و عيدى است كه جشن نيلوفر نام دارد. روز سيزدهم آن روز تير است و عيدى است تيرگان نام دارد. افراسياب چون به كشور ايران غلبه كرد و منوچهر را در طبرستان در محاصره گرفت منوچهر از افراسياب خواهش كرد كه از كشور ايران باندازه پرتاب يك تير در خود باو بدهد و آرش برپاخواست و برهنه شد و گفت اى پادشاه و اى مردم بدن مرا ببينيد كه از هر زخمى و جراحتى و علتى سالم است و من يقين دارم كه چون با اين كمان اين تير را بيندازم پاره پاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود ولى من خود را فداى شما كردم سپس برهنه شد و بقوت و نيرويى كه خداوند باو داده بود كمان را تا بناگوش خود كشيد و خود پاره پاره شد و خداوند باد را امر كرد كه تير او را از كوه رويان بردارد و به اقصاى خراسان كه ميان فرغانه و طبرستان است پرتاب كند و اين تير در موقع فرود آمدن به درخت گردوى بزرگى گرفت كه در جهان از بزرگى مانند نداشت و منوچهر و افراسياب بهمين مقدار زمين باهم صلح كردند و اين قضيه در چنين روزى بود و مردم آنرا عيد گرفتند.
آثارالباقیه- ابوریحان بیرونی
Forwarded from Mohammad Amouzegar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Tongue of the Hidden
انیمیشنی زیبا در نکوداشت غزلیات حافظ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آثار الباقیه عن القرون الخالیه مطالعه تطبیقی تقویمِ فرهنگ‌ها و تمدن‌های گوناگون، درهم‌تنیده با ریاضیات، نجوم، اطلاعات تاریخی، به همراه کاوش در سنن و مذاهب گوناگون است. بیرونی در این اثر، به گاهشماری و تقویم ملل مختلف، تاریخ ایران، بابل و روم، جشن‌های ایرانیان و دیگر اقوام و نیز کاوش در چند و چون رسوم وسنن جاری در ادیان یهودی، زردشتی، مانوی، صائبی، مزدک و نیز دیگر ادیان پرداخته است.
بیرونی در این اثر نمودار دایره‌ایِ بزرگی عرضه کرد که آن را «صفحه‌ی شطرنج» می‌نامید، و ادوار، تاریخ‌های زمانی و فاصله‌های زمانی را مطابق با هر فرهنگی نشان می‌داد. هر کسی که ریاضیات بلد بود می‌توانست صفحه‌ی شطرنج را دستکاری کند تا یک نظام به نظام دیگر تبدیل شود.
پیش از پیدایش «آثارالباقیه‌»ی بیرونی تاریخ جهانی وجود نداشت و نگارش چنین تاریخی ناشدنی بود چرا که قالب واحدی برای اندازه‌گیری زمان وجود نداشت. قالبی که بیرونی خلق کرد نخستین نظام تقویم جهانی و بنابراین ابزار اصلی ساخت یک تاریخ منسجم جهانی بود.
naghmehaye-shajariyan.pdf
4.8 MB
دانلود کتاب نغمه‌های استاد محمدرضا شجريان
توضیحات : محمدرضا شجریان متولد تاریخ ۱ مهر ۱۳۱۹ در مشهد، موسیقی‌دان، آهنگ‌ساز، خواننده و خوشنویس اهل ایران و نامزد ۲ جایزه گرمی بود. سایت انجمن آسیا وی را پرآوازه‌ترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، روزنامه ونکوورسان او را یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی جهان و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ وی را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کرده‌است. شجریان در ایران ملقب به خسرو آواز ایران بود. مهمترين محتويات و قابليتهای اين کتاب عبارتند از:
متن كامل اشعار سروده شده و نام شعرا
آهنگساز، دستگاه موسيقايی، سال اجرا، و سال انتشار هر آلبوم
فهرست‌های الفبايی به تفكيك آوازها و تصانيف براي كليه قطعات و آثار
فهرست كلی قطعات اجراشده قديمی در راديو (برنامه گلهای تازه و …)
فعال بودن bookmarkها و لينك‌ها در فايل PDF
لينك به صفحات آلبومها از صفحات فهرست آلبومها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا شجریان افسانه شد.
بايد که جمله جان شوي تا لايق جانان شوي / گر سوي مستان مي روي مستانه شو مستانه شو / چون جان تو شد در هوا ز افسانه شيرين ما / فاني شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
#محمدرضا_شجریان
Forwarded from FilmNegar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلاس معکوس نقطه پرگار همه مهارت‌هایی است که فراگیر برای زندگی در فردا بدان نیاز دارد.
00:00- مقدمه
01:13- دنیای فردا و آموزش
03:00 - بایدهای کلاس درس
04:45 - کلاس معکوس چیست؟
04:59 - کلاس معکوس، مهندسی معکوس
07:10 - گام‌های کلاس معکوس
14:58 - هنر معلمی در کلاس معکوس
17:24 - فراگیر در کلاس معکوس
تدریس در کلاس معکوس بر اصول بنیادین درگیر کردن دانش آموز با محتوای آموزشی، قرار دادن او در موقعیت‌های جدید، اعتماد به نفس و خودباوری، مهارت حل مساله، مهارت کاوشگری و پردازشگری، مهارت گردآوری و تدوین، توانایی سازگاری با گروه و کار تیمی، مهارت تولید محتوا و ارائه مطلب، پذیرش نقد و توانایی برخورد با مساله و نیز راهکارهای نو بر پایه دستورالعمل‌‌ها و رهنمودهای قدیمی است. ... پس بر ماست که دست و بال فراگیران را با تزریق محتوای بی‌ارزش، کم ارزش، مانده یا کهنه نبندیم و با بهره‌گیری از تدریس معکوس در آموزشی وارونه، مهارت او را برای پرواز در دنیاهای ناشناخته‌ی پیش رو، بیش از پیش افزون کنیم.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد سکوت را شکست، با آن نگاه آسمانی به چهره تک تک فراگیران خیره شد و فرمود:" برایتان دعا می‌کنم، آرزو می کنم که در این دنیای فانی، همیشه و هرلحظه با نگاهتان، با کلامتان و باقدم‌هایتان با مهرورزی و از سر وجدان کوک چهارم را برای ديگران، بزنید."
Forwarded from FilmNegar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"ایران از زبان گیرشمن"- ... رومن گیرشمن : ایرانیان آموزگاران بشریت بودند بی آنکه خود آموزگاری داشته باشند.
این باستان شناس فرانسوی، نزدیک به سی سال، در لرستان، سیَلْک، بیشاپور، مسجد سليمان ، نهاوند ، شوش، مسجد‌سليمان، زرامین سفلی، تَنْگِ پابِدا ، ايوان كركوا ، بَگرام، جزيره خارك ، چغازنبيل، اسدآباد و بسیاری جاهای دیگر بر پایه اصول علمی و روشمند به کاوشگری پرداخت. او با انتشار ۳۰۰ یادداشت و ۲۰ کتاب، نخستین و یکی از پرکارترین کارشناس ایران باستان است. وی در شمار بزرگترین ایران شناسانی قرار می‌گیرد که خدمات بی‌مانندی در راه شناساندن فرهنگ و تمدن ایران انجام داده‌اند. پروفسور مالوان آن را «تلويزيون عهد باستان» ناميده است. به نقل از استاد محمد معین: “… دست خواننده را می گیرد و به درون غارها، اعماق طبقات زیرزمینی، بالای تپه ها و پُشته‌ها می‌برد، فرهنگ و تمدن اقوام و ملل ایرانی و غیر ایرانی را به او نشان می دهد… وی علاوه بر جنگ‌ها از ادیان، هنرها، ادبیات و علوم، زندگانی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بحث می کند…. اطلاعات باستان شناسی همه جا با پیگیری و کاوش‌های تاریخی قرین یکدیگر نقل شده است… “
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سولونوازی حسین سرشار در فیلم، ای ایران، فیلمی به کارگردانی و نویسندگی ناصر تقوایی و موسیقی ناصر چشم آذر
#حسین_سرشار
#ای_ایران
#سولونوازی
#ناصرچشم_آذر
#ناصرتقوایی
#filmnegar
Forwarded from FilmNegar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرود حماسی ای ایران در فیلم "ای ایران" به کارگردانی و نویسندگی ناصر تقوایی و موسیقی ناصر چشم آذر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جرج لوکاس و کلاس درس
اگر جرج لوکاس آموزگار بود چگونه تدریس می کرد؟ خود او در فیلم جنگ ستارگان از زبان یودا استاد خردمند و مقتدر «جدای» به این پرسش پاسخ می دهد.
Forwarded from FilmNegar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رستم و سهراب ساخته بوریس کیمیاگرف، فیلم ساز معروف اتحاد شوروی، فیلمی سینمایی در سبک ماجرایی، درام و فانتزی است. این فیلم که محصول سال ۱۹۷۱ کشور اتحاد جماهیر شوروی است، با عناوین دیگری همچون «افسانه جاودان رستم» و «افسانه رستم» نیز شناخته می‌شود. این فیلم در سال ۱۹۹۱ بازنگری شد و با تغییراتی در دیالوگ ها که به گونه ی شعر بود دوباره در تاجیکستان اکران شد . این فیلم بر اساس داستان‌های شاهنامه فردوسی ساخته شده و تا به حال از برترین فیلم آفریده بر پایه "شاهنامه" محسوب می شود.هرچند که بخش های از فیلم با شاهنامه فردوسی همخوانی ندارد . هماهنگی برای برگردان فارسی کار لایق شیرعلی، شاعر فقید تاجیک است. دراین سکانس شاهد رودررویی گُردآفرید و سهراب هستیم.