با دیدن چشمای بستم سرشو نزدیک گردنم آورد و گاز محکمی از گلوم گرفت با درد نالیدم:
+سیاوش غلط کردم بسه!
بعد از اینکه کارشو انجام داد رفت و روی مبل نشست؛
-بهت گفته بودم اگر فرار کنی چیکارت میکنم؟
+ گ ... گ ...گفته بودی دا .... داغم میزاری!
سمت اشپزخونه رفت و بعد از چند دیقه اومد.
با قاشقی که از شدت حرارت سرخ بود به سمتم اومد.
به پشت برم گردوند و روی کمرم نشست و…!
بیا ادامشو بخون🤭😍:
https://t.me/+iVlCZ3O-6QJiNGI0
+سیاوش غلط کردم بسه!
بعد از اینکه کارشو انجام داد رفت و روی مبل نشست؛
-بهت گفته بودم اگر فرار کنی چیکارت میکنم؟
+ گ ... گ ...گفته بودی دا .... داغم میزاری!
سمت اشپزخونه رفت و بعد از چند دیقه اومد.
با قاشقی که از شدت حرارت سرخ بود به سمتم اومد.
به پشت برم گردوند و روی کمرم نشست و…!
بیا ادامشو بخون🤭😍:
https://t.me/+iVlCZ3O-6QJiNGI0