قربانی خرافات
چگونه حیات وحش تحت تاثیر خرافهها قرار میگیرد؟
✍️آزاده چیذری / نویسنده نشریه
از کودکی برای همه ما قصههایی را تعریف میکردند، که بسیاری از آنها خرافه و نسبتاً بیضرر محسوب میشدند. بسیاری از ما، اغلب چیزهایی مانند «در مسیر یک گربه سیاه پرسه نزنید» یا «خارش کف دست به این معنی است که ثروت به سمت شما میآید» و مواردی از این دست را شنیدهایم.
اما بعضی باورهای خرافی دیگر بیضرر نیستند و حیات وحش را با تهدید فزایندهای روبهرو میکنند؛ از این باور که عاج و موی فیل خوششانسی میآورد، تا این باور که قربانی کردن جغدها در مراسمهای مذهبی میتواند ثروت به همراه داشته باشد- بسیاری از این مفاهیم حتی امروزه نیز وجود دارند و زندگی حیوانات وحشی بیشماری را در سراسر جهان به خطر میاندازند. این موضوع میتواند کل اکوسیستمها را تحت تاثیر قرار دهد. بهرغم وجود یک چارچوب قانونی قوی، این اقدامات ناگوار به صورت مخفیانه ادامه مییابد.
در این مقاله برخی از خرافات رایج آورده شده که بر کارکردهای SOS (درخواست کمک) حیات وحش تاثیر میگذارد.
🔻 متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
چگونه حیات وحش تحت تاثیر خرافهها قرار میگیرد؟
✍️آزاده چیذری / نویسنده نشریه
از کودکی برای همه ما قصههایی را تعریف میکردند، که بسیاری از آنها خرافه و نسبتاً بیضرر محسوب میشدند. بسیاری از ما، اغلب چیزهایی مانند «در مسیر یک گربه سیاه پرسه نزنید» یا «خارش کف دست به این معنی است که ثروت به سمت شما میآید» و مواردی از این دست را شنیدهایم.
اما بعضی باورهای خرافی دیگر بیضرر نیستند و حیات وحش را با تهدید فزایندهای روبهرو میکنند؛ از این باور که عاج و موی فیل خوششانسی میآورد، تا این باور که قربانی کردن جغدها در مراسمهای مذهبی میتواند ثروت به همراه داشته باشد- بسیاری از این مفاهیم حتی امروزه نیز وجود دارند و زندگی حیوانات وحشی بیشماری را در سراسر جهان به خطر میاندازند. این موضوع میتواند کل اکوسیستمها را تحت تاثیر قرار دهد. بهرغم وجود یک چارچوب قانونی قوی، این اقدامات ناگوار به صورت مخفیانه ادامه مییابد.
در این مقاله برخی از خرافات رایج آورده شده که بر کارکردهای SOS (درخواست کمک) حیات وحش تاثیر میگذارد.
🔻 متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
هفته نامه تجارت فردا
قربانی خرافات
آزاده چیذری / نویسنده نشریه
از کودکی برای همه ما قصههایی را تعریف میکردند، که بسیاری از آنها خرافه و نسبتاً بیضرر محسوب
👍7
تنهایی که در
درون مان داشتیم
آن قدر بزرگ شده است
که نمی دانیم
دوست داشتن را
انتظار می کشیم
یا انتظار کشیدن را
دوست می داریم ...
#جمال_ثریا
#شعر
درون مان داشتیم
آن قدر بزرگ شده است
که نمی دانیم
دوست داشتن را
انتظار می کشیم
یا انتظار کشیدن را
دوست می داریم ...
#جمال_ثریا
#شعر
👍13❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #دریای_جنوب
✔️ قسمت سوم
🔸منبع : کانال چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ قسمت سوم
🔸منبع : کانال چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍3👏1
🔵 #دریای_جنوب
✔️ توضیح قسمت سوم
📌در دو یادداشت قبل با روند کلی تدوین #بودجه آشنا شدیم و در مورد قدمت #کسریبودجه در ایران صحبت کردیم. در این یادداشت به این سوال میپردازیم که دولت در سی سال اخیر چطور کسری بودجه را تامین کردهاست؟
🔹گفتیم بودجه معمولا در همان ابتدای امر ناتراز است و برآوردهایی که از هزینه و درآمد در آن میشود، با خطاهای خواسته و ناخواسته همراه است؛ علاوه بر این، در طول سال هم اتفاقاتی میافتد (مثل سیل، زلزله، کاهش قیمت نفت،...) که دولت برای آنها پیشبینی مناسبی نکردهاست. در این شرایط دولت چه کار میکند؟
1️⃣ دولت چون زورش زیاد است، به عنوان یک چاره، پول هر کس را که بتواند، یا نمیدهد یا دیرتر میدهد، مثلا ممکن است پول پیمانکار یک طرح عمرانی را چند ماه یا چند سال بعد بدهد. یا پول خرید تضمینی گندم کشاورزان را چند ماه بعد پرداخت کند.
2️⃣ یک راه دیگر این است که در عوض پول، کارخانه و شرکتهای دولتی به طلبکارها داده شود. یک مثال بارز سازمان تامین اجتماعی است که دولت بخشی از بدهیهای خود به این سازمان را با واگذاری بعضی از شرکتهایش (عموماً بنجلها) پرداخت کرده است!
‼️ اما بعضی هزینهها شوخیبردار نیست؛ مثلا نمیشود حقوق حدود بیش از ۶ میلیون نفر کارمند مستقیم دولت را به موقع نداد؛ این کار عاقبت اصلا خوشی ندارد!
3️⃣ دولت در این موارد راههای مختلفی دارد. قبلترها یکی از راحتترین کارها این بود که دولت دستش را بکند در بانک مرکزی و مستقیما از آن برداشت بکند. تا اواخر دههی 70، یک اشاره کافی بود تا بانک مرکزی پول مورد نیاز را در حساب دولت نزد یکی از بانکها واریز کند! اما بالاخره در برنامهی سوم توسعه، استقراض دولت از بانک مرکزی ممنوع شد.
4️⃣ راه دیگر، استقراض از بانکهاست! بانکها به همهی خلقالله وام میدهند، خب دولت هم به عنوان یکی از همین خلق از بانکها وام میگیرد. البته دولت مشتری پر زوری است و راههای زیادی برای ترغیب یا ارعاب بانکها دارد؛ حتی از آنجا که تعدادی از بانکها مال خود دولت هستند، بعضی مواقع اصلا بحث تمایل بانک مطرح نیست.
⚠️ این کار چند اشکال دارد؛ اول اینکه منابع بانک برای وام دادن به مردم کم میشود. دوم اینکه دولت پول زیادی میخواهد و بانکها مجبورند فردای روزی که به دولت وام دادند بروند از بانک مرکزی قرض بگیرند تا امورات جاریشان بگذرد. سوم اینکه دولت مشتری خوش حسابی نیست و لزومی ندارد پول بانکها را پس دهد! شاید مثل داستان #دریایجنوب بعد از ۳۰۰ سال بدهد. این نحوهی تامین کسری بودجه از سال ۸۰ به بعد معمول شد و هنوز هم اتفاق میافتد.
5️⃣ روش دیگری که از نیمهی دههی 80 رایج شد فروش داراییها است. مثلا شرکتهای دولتی را به بخش خصوصی میفروشد. فارغ از مشکلاتی که در خصوصیسازی به وجود میآید (مثل فروش غیر اصولی و گسترش رانت)، این روش نمیتواند همیشه استفاده شود. بالاخره یک روزی شرکتها تمام میشود و گزینهی بعدی فرش زیر پای رئیسجمهور است.
✅ راه دیگری که سالمتر است و همهی دولتهای دنیا از آن طریق #کسریبودجه خودشان را تامین میکنند، انتشار اوراق است. اوراق دولت، برگههایی هستند که روی آنها یک مبلغ اسمی (معمولا ۱۰۰ هزار تومان) و یک تاریخ سررسید نوشته شدهاست. دولت این اوراق را در بازار به قیمت کمتر از ۱۰۰ هزار تومان میفروشد و تعهد میدهد که در تاریخ سررسید همان اوراق را به قیمت ۱۰۰ هزار تومان از مردم بازخرید کند. بنابراین وقتی دولت پول لازم دارد میتواند با انتشار اوراق قرض بگیرد؛ خریداران اوراق هم سود میبرند.
✳️ این روش چند مزیت دارد. اول اینکه همه میدانند دولت چقدر کسری داشته و چطور تامین شده؛ یعنی همه چیز شفاف است؛ دولت هم میداند چقدر بدهی دارد و کی باید تسویه کند؛ پس برنامهریزی راحتتر است. دوم اینکه دارندهی اوراق میتواند به راحتی اوراق خود را به پول تبدیل کند. سوم اینکه نرخ حاصل از اوراق عادلانه است و چوبی در آستین کسی نمیرود. در نهایت اینکه بانک مرکزی هیچ نقشی ندارد و خبری از #تورم نیست.
🔹 این کلمهی آخر خیلی مهم است. دیدیم «تورم» در همهی روشهای تامین کسری بودجه (به جز انتشار اوراق) بانک مرکزی در یک طرف ماجرا قرار دارد. بانک مرکزی مادر تورم است و تورم مادر مشکلات نیم قرن اخیر ایران. حالا که جد بزرگ مشکلات یعنی کسری بودجه را پیدا کردیم، در یادداشت بعدی به بررسی پیامدهای آن میپردازیم.
🔸منبع : کانال چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ توضیح قسمت سوم
📌در دو یادداشت قبل با روند کلی تدوین #بودجه آشنا شدیم و در مورد قدمت #کسریبودجه در ایران صحبت کردیم. در این یادداشت به این سوال میپردازیم که دولت در سی سال اخیر چطور کسری بودجه را تامین کردهاست؟
🔹گفتیم بودجه معمولا در همان ابتدای امر ناتراز است و برآوردهایی که از هزینه و درآمد در آن میشود، با خطاهای خواسته و ناخواسته همراه است؛ علاوه بر این، در طول سال هم اتفاقاتی میافتد (مثل سیل، زلزله، کاهش قیمت نفت،...) که دولت برای آنها پیشبینی مناسبی نکردهاست. در این شرایط دولت چه کار میکند؟
1️⃣ دولت چون زورش زیاد است، به عنوان یک چاره، پول هر کس را که بتواند، یا نمیدهد یا دیرتر میدهد، مثلا ممکن است پول پیمانکار یک طرح عمرانی را چند ماه یا چند سال بعد بدهد. یا پول خرید تضمینی گندم کشاورزان را چند ماه بعد پرداخت کند.
2️⃣ یک راه دیگر این است که در عوض پول، کارخانه و شرکتهای دولتی به طلبکارها داده شود. یک مثال بارز سازمان تامین اجتماعی است که دولت بخشی از بدهیهای خود به این سازمان را با واگذاری بعضی از شرکتهایش (عموماً بنجلها) پرداخت کرده است!
‼️ اما بعضی هزینهها شوخیبردار نیست؛ مثلا نمیشود حقوق حدود بیش از ۶ میلیون نفر کارمند مستقیم دولت را به موقع نداد؛ این کار عاقبت اصلا خوشی ندارد!
3️⃣ دولت در این موارد راههای مختلفی دارد. قبلترها یکی از راحتترین کارها این بود که دولت دستش را بکند در بانک مرکزی و مستقیما از آن برداشت بکند. تا اواخر دههی 70، یک اشاره کافی بود تا بانک مرکزی پول مورد نیاز را در حساب دولت نزد یکی از بانکها واریز کند! اما بالاخره در برنامهی سوم توسعه، استقراض دولت از بانک مرکزی ممنوع شد.
4️⃣ راه دیگر، استقراض از بانکهاست! بانکها به همهی خلقالله وام میدهند، خب دولت هم به عنوان یکی از همین خلق از بانکها وام میگیرد. البته دولت مشتری پر زوری است و راههای زیادی برای ترغیب یا ارعاب بانکها دارد؛ حتی از آنجا که تعدادی از بانکها مال خود دولت هستند، بعضی مواقع اصلا بحث تمایل بانک مطرح نیست.
⚠️ این کار چند اشکال دارد؛ اول اینکه منابع بانک برای وام دادن به مردم کم میشود. دوم اینکه دولت پول زیادی میخواهد و بانکها مجبورند فردای روزی که به دولت وام دادند بروند از بانک مرکزی قرض بگیرند تا امورات جاریشان بگذرد. سوم اینکه دولت مشتری خوش حسابی نیست و لزومی ندارد پول بانکها را پس دهد! شاید مثل داستان #دریایجنوب بعد از ۳۰۰ سال بدهد. این نحوهی تامین کسری بودجه از سال ۸۰ به بعد معمول شد و هنوز هم اتفاق میافتد.
5️⃣ روش دیگری که از نیمهی دههی 80 رایج شد فروش داراییها است. مثلا شرکتهای دولتی را به بخش خصوصی میفروشد. فارغ از مشکلاتی که در خصوصیسازی به وجود میآید (مثل فروش غیر اصولی و گسترش رانت)، این روش نمیتواند همیشه استفاده شود. بالاخره یک روزی شرکتها تمام میشود و گزینهی بعدی فرش زیر پای رئیسجمهور است.
✅ راه دیگری که سالمتر است و همهی دولتهای دنیا از آن طریق #کسریبودجه خودشان را تامین میکنند، انتشار اوراق است. اوراق دولت، برگههایی هستند که روی آنها یک مبلغ اسمی (معمولا ۱۰۰ هزار تومان) و یک تاریخ سررسید نوشته شدهاست. دولت این اوراق را در بازار به قیمت کمتر از ۱۰۰ هزار تومان میفروشد و تعهد میدهد که در تاریخ سررسید همان اوراق را به قیمت ۱۰۰ هزار تومان از مردم بازخرید کند. بنابراین وقتی دولت پول لازم دارد میتواند با انتشار اوراق قرض بگیرد؛ خریداران اوراق هم سود میبرند.
✳️ این روش چند مزیت دارد. اول اینکه همه میدانند دولت چقدر کسری داشته و چطور تامین شده؛ یعنی همه چیز شفاف است؛ دولت هم میداند چقدر بدهی دارد و کی باید تسویه کند؛ پس برنامهریزی راحتتر است. دوم اینکه دارندهی اوراق میتواند به راحتی اوراق خود را به پول تبدیل کند. سوم اینکه نرخ حاصل از اوراق عادلانه است و چوبی در آستین کسی نمیرود. در نهایت اینکه بانک مرکزی هیچ نقشی ندارد و خبری از #تورم نیست.
🔹 این کلمهی آخر خیلی مهم است. دیدیم «تورم» در همهی روشهای تامین کسری بودجه (به جز انتشار اوراق) بانک مرکزی در یک طرف ماجرا قرار دارد. بانک مرکزی مادر تورم است و تورم مادر مشکلات نیم قرن اخیر ایران. حالا که جد بزرگ مشکلات یعنی کسری بودجه را پیدا کردیم، در یادداشت بعدی به بررسی پیامدهای آن میپردازیم.
🔸منبع : کانال چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍9❤3
👍22❤7😢1
🔵 *کدام ویلیام درست میگفت؟*
*This William or That William?*
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۸۵۰ نابغه جوانی به نام *William Clifford* در سن پانزده سالگی وارد کالج سلطنتی انگلستان شد و بسرعت مدارج دانشگاهی فیزیک و ریاضی را با بهترین نمرات طی کرد و به استادی همان دانشگاه رسید. ده سال پس از ورود به دانشگاه، یعنی در سن بیست و پنج سالگی نظریهی ماده و گرانش را براساس انحنای زمان - فضا عنوان کرد، نظریهای که بیش از نیم قرن ناشناخته ماند و سپس مجدداً توسط آلبرت اینشتین (و به احتمال زیاد به دنبال آشنایی او با نوشتههای کلیفورد) به عنوان تئوری نسبیت ارائه شد و مرزهای فیزیک و اخترشناسی را جابجا کرد.
□در سن ۳۳ سالگی، کلیفورد نظریهای بسیار مهم و اساسی در زمینهی فلسفهی اخلاقی عنوان کرد و عنوان داشت: *"داشتن اعتقاد به هر چیزی بدون وجود شواهد کافی نه تنها غیرمنطقی، بلکه بسیار غیراخلاقی و زیانبار است".*
●او عنوان کرد که هر نوع اعتقاد باید براساس شواهد کافی و قابل اثبات باشد (responsible believing)، وگرنه اعتقاد بدون داشتن شواهد کافی و مستند (irresponsible believing) فقط موجب تقابل و دشمنی بین افراد و گروهها و آسیبهای اجتماعی فراوان خواهد شد.
○کلیفورد معتقد بود که اگرچه داشتن اعتقاد *حق* هر کسی است، ولی داشتن هر حقی با داشتن *مسئولیت* در قبال نتایج آن همراه است(برای مثال ما با گرفتن گواهینامه حق رانندگی بدست میآوریم، ولی مسئولیت آن هم برعهدهی خود ما خواهد بود).
■متأسفانه این دانشمند و نابغهی بزرگ که میرفت تا دنیای دانش و فلسفه را دگرگون کند، در سن ۳۴ سالگی، یعنی یکسال پس از عنوان کردن نظریهی فلسفیاش فوت کرد.
□چند سال بعد، یکی از استادان برجستهی فلسفه در دانشگاه هاروارد، به نام *William James*، در انتقاد از نظریهی ویلیام کلیفورد و در دفاع از اعتقادات، عنوان کرد که: *"هر کسی حق دارد به هر چیزی که دلش بخواهد اعتقاد داشته باشد و به خاطر آن به هیچکس پاسخگو نیست. هیچکس هم حق دخالت در اعتقادات دیگران را ندارد".*
●در فلسفه، تئوری ویلیام کلیفورد به
"Sufficient evidence Theory"
و تئوری ویلیام جیمز به
"Right to believe Theory"
معروف شدند.
○در سالهای بعد...
▪︎دانشمندان رشتههای STEM، شامل science, Technology, Engineering and Mathematics تئوری اول را به عنوان معیار کار خود قرار دادند. آنها بر اساس تئوری ویلیام کلیفورد، روزبروز بیشتر و سختتر هر ایده و نظری را به شدت به چالش کشیدند و فقط مطالب آزمایش و اثبات شده را به عنوان دانش قبول کردند و آموزش دادند.
▪︎برعکس بزرگان دین، اخلاقیات و سیاستمداران تئوری دوم را اساس و مبنای کار خود قرار دادند و از ارائه شواهد و مدارک برای نظرات خود سر باز زدند. آنها طبق تئوری ویلیام جیمز، عنوان کردند که داشتن هر عقیدهای حق ماست و هیچ کسی حق پرسوجو در نظرات ما را ندارد.
■و اما نتیجه...
▪︎در یک و نیم قرن گذشته، شاخههایی که تئوری ویلیام کلیفورد را اساس کار خود قرار دادند (علوم تجربی، ریاضیات و شیمی و فیزیک و کامپیوتر، مهندسیها)، نه تنها به پیشرفتهایی شگرف و عظیم دست یافتند، بلکه روزبروز اختلافات بین آنها کاسته شده و بر اشتراکات آنها افزوده شد، به طوری که برای مثال امروزه تفاوتی بین روشهای پزشکی در ژاپن و آفریقای جنوبی و آمریکای شمالی و غیره وجود ندارد و همگی به اصول ثابتی معتقدند و مدام در حال پیشرفت هستند.
▪︎برعکس، رشتههایی که تئوری ویلیام جیمز را اساس کار خود قرار دادند (رشتههای اخلاق، تئولوژی و سیاست) روزبروز به مشکلات جدیدی برخوردند، اختلاف نظرها بیشتر و عمیقتر شد.
●در پایان، یکبار دیگر به تئوری ویلیام کلیفورد توجه کنیم: *"داشتن اعتقاد به هر چیزی بدون وجود شواهد کافی نه تنها غیرمنطقی، بلکه بسیار غیراخلاقی و زیانبار است".*
○هیچ نظر و حرف و عقیدهای را بدون سند و مدرک معتبر نپذیریم، و هر چند وقت یکبار چند تا از عقاید قدیمی خودمان را بررسی کنیم.
به قول David Hume یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ: *"هر ادعایی یا باید واقعیتی عینی، همگانی و غیرقابل انکار باشد (مانند دو ضرب در دو میشود چهار) و یا باید قابل اثبات با روشهای یکسان علمی و توسط همگان باشد(مانند چرخش زمین به دور خورشید). هر ادعایی که جزو این دو مورد نبود را به درون آتش بیفکنید، چون نتیجهای جز گمراهی و زیان و تباهی ندارد!»*
■حالا یکبار دیگر پرسش ابتدای متن را یا هم مرور کنیم: *کدام ویلیام درست میگفت؟*
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
*This William or That William?*
*نشر:* گاهنامه مدیر
■در سال ۱۸۵۰ نابغه جوانی به نام *William Clifford* در سن پانزده سالگی وارد کالج سلطنتی انگلستان شد و بسرعت مدارج دانشگاهی فیزیک و ریاضی را با بهترین نمرات طی کرد و به استادی همان دانشگاه رسید. ده سال پس از ورود به دانشگاه، یعنی در سن بیست و پنج سالگی نظریهی ماده و گرانش را براساس انحنای زمان - فضا عنوان کرد، نظریهای که بیش از نیم قرن ناشناخته ماند و سپس مجدداً توسط آلبرت اینشتین (و به احتمال زیاد به دنبال آشنایی او با نوشتههای کلیفورد) به عنوان تئوری نسبیت ارائه شد و مرزهای فیزیک و اخترشناسی را جابجا کرد.
□در سن ۳۳ سالگی، کلیفورد نظریهای بسیار مهم و اساسی در زمینهی فلسفهی اخلاقی عنوان کرد و عنوان داشت: *"داشتن اعتقاد به هر چیزی بدون وجود شواهد کافی نه تنها غیرمنطقی، بلکه بسیار غیراخلاقی و زیانبار است".*
●او عنوان کرد که هر نوع اعتقاد باید براساس شواهد کافی و قابل اثبات باشد (responsible believing)، وگرنه اعتقاد بدون داشتن شواهد کافی و مستند (irresponsible believing) فقط موجب تقابل و دشمنی بین افراد و گروهها و آسیبهای اجتماعی فراوان خواهد شد.
○کلیفورد معتقد بود که اگرچه داشتن اعتقاد *حق* هر کسی است، ولی داشتن هر حقی با داشتن *مسئولیت* در قبال نتایج آن همراه است(برای مثال ما با گرفتن گواهینامه حق رانندگی بدست میآوریم، ولی مسئولیت آن هم برعهدهی خود ما خواهد بود).
■متأسفانه این دانشمند و نابغهی بزرگ که میرفت تا دنیای دانش و فلسفه را دگرگون کند، در سن ۳۴ سالگی، یعنی یکسال پس از عنوان کردن نظریهی فلسفیاش فوت کرد.
□چند سال بعد، یکی از استادان برجستهی فلسفه در دانشگاه هاروارد، به نام *William James*، در انتقاد از نظریهی ویلیام کلیفورد و در دفاع از اعتقادات، عنوان کرد که: *"هر کسی حق دارد به هر چیزی که دلش بخواهد اعتقاد داشته باشد و به خاطر آن به هیچکس پاسخگو نیست. هیچکس هم حق دخالت در اعتقادات دیگران را ندارد".*
●در فلسفه، تئوری ویلیام کلیفورد به
"Sufficient evidence Theory"
و تئوری ویلیام جیمز به
"Right to believe Theory"
معروف شدند.
○در سالهای بعد...
▪︎دانشمندان رشتههای STEM، شامل science, Technology, Engineering and Mathematics تئوری اول را به عنوان معیار کار خود قرار دادند. آنها بر اساس تئوری ویلیام کلیفورد، روزبروز بیشتر و سختتر هر ایده و نظری را به شدت به چالش کشیدند و فقط مطالب آزمایش و اثبات شده را به عنوان دانش قبول کردند و آموزش دادند.
▪︎برعکس بزرگان دین، اخلاقیات و سیاستمداران تئوری دوم را اساس و مبنای کار خود قرار دادند و از ارائه شواهد و مدارک برای نظرات خود سر باز زدند. آنها طبق تئوری ویلیام جیمز، عنوان کردند که داشتن هر عقیدهای حق ماست و هیچ کسی حق پرسوجو در نظرات ما را ندارد.
■و اما نتیجه...
▪︎در یک و نیم قرن گذشته، شاخههایی که تئوری ویلیام کلیفورد را اساس کار خود قرار دادند (علوم تجربی، ریاضیات و شیمی و فیزیک و کامپیوتر، مهندسیها)، نه تنها به پیشرفتهایی شگرف و عظیم دست یافتند، بلکه روزبروز اختلافات بین آنها کاسته شده و بر اشتراکات آنها افزوده شد، به طوری که برای مثال امروزه تفاوتی بین روشهای پزشکی در ژاپن و آفریقای جنوبی و آمریکای شمالی و غیره وجود ندارد و همگی به اصول ثابتی معتقدند و مدام در حال پیشرفت هستند.
▪︎برعکس، رشتههایی که تئوری ویلیام جیمز را اساس کار خود قرار دادند (رشتههای اخلاق، تئولوژی و سیاست) روزبروز به مشکلات جدیدی برخوردند، اختلاف نظرها بیشتر و عمیقتر شد.
●در پایان، یکبار دیگر به تئوری ویلیام کلیفورد توجه کنیم: *"داشتن اعتقاد به هر چیزی بدون وجود شواهد کافی نه تنها غیرمنطقی، بلکه بسیار غیراخلاقی و زیانبار است".*
○هیچ نظر و حرف و عقیدهای را بدون سند و مدرک معتبر نپذیریم، و هر چند وقت یکبار چند تا از عقاید قدیمی خودمان را بررسی کنیم.
به قول David Hume یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ: *"هر ادعایی یا باید واقعیتی عینی، همگانی و غیرقابل انکار باشد (مانند دو ضرب در دو میشود چهار) و یا باید قابل اثبات با روشهای یکسان علمی و توسط همگان باشد(مانند چرخش زمین به دور خورشید). هر ادعایی که جزو این دو مورد نبود را به درون آتش بیفکنید، چون نتیجهای جز گمراهی و زیان و تباهی ندارد!»*
■حالا یکبار دیگر پرسش ابتدای متن را یا هم مرور کنیم: *کدام ویلیام درست میگفت؟*
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍12❤10👎5👏4
🔵این عکس چه کسی است؟
این تصویر یک ولگرد و یا گدا نیست، بلکه تصویر یکی از نوابغ تاریخ بشریت، غول ادبیات و متفکر روسیه و جهان، "لئون تولستوی" است.*
او دارای ثروت هنگفت و زمینهای گستردهای بود که همه را به بینوایان بخشید و درویشانه زندگی کرد
او چه زیبا میگفت :
با من از دین صحبت نکنید، بلکه بگذارید دین را در کردار شما ببینم*
او میگفت:
دینداریتان را به خدا نشان دهید، نه اینکه به رخ یکدیگر بکشید.
🔸نواوران ملل
این تصویر یک ولگرد و یا گدا نیست، بلکه تصویر یکی از نوابغ تاریخ بشریت، غول ادبیات و متفکر روسیه و جهان، "لئون تولستوی" است.*
او دارای ثروت هنگفت و زمینهای گستردهای بود که همه را به بینوایان بخشید و درویشانه زندگی کرد
او چه زیبا میگفت :
با من از دین صحبت نکنید، بلکه بگذارید دین را در کردار شما ببینم*
او میگفت:
دینداریتان را به خدا نشان دهید، نه اینکه به رخ یکدیگر بکشید.
🔸نواوران ملل
❤27👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فصل سوم : #غذا_و_بازده_کشاورزی
✔️ 3.11. سیر، حباب قیمت و تجارت آزاد
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ 3.11. سیر، حباب قیمت و تجارت آزاد
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍5❤1
🔵#علم_اقتصاد_و_رابطه_آن_با_شناخت_کنش_انسانی
✔️ بخش ششم
میزس بر این رأی است که زمان و علیت از مفهوم کنش جداییناپذیرند چرا که مقصود از کنش ایجاد تغییر است و لازمه آن توسل به ابزار(علت) برای رسیدن به هدف(معلول) در طول زمان است. علت همیشه تقدم زمانی نسبت به معلول دارد. تصور مفهوم کنش بدون در نظر گرفتن دو مقوله علیت و زمان برای عقل انسان ناممکن است.
کنشگر سه مقطع زمانی را از هم تفکیک میکند: زمان پیش از کنش، زمان لازم برای کنش و زمان پس از به انجام رسیدن کنش.
متفکر اتریشی توضیح میدهد که در منطق و ریاضیات که سیستمهای فکری محضاند، زمان مطرح نیست. در این سیستمها تقدم و تأخر صرفا جنبه استعاری و مجازی دارند و درک آنها مستلزم دو مقوله مهم کنش، یعنی علیت و زمان نیست. روابط میان عناصر این سیستمها تابعی و متقابل است و رابطه علت و معلولی جایی در آنها ندارد.
برعکس در سیستم پراگزولوژیک که کنش موضوع آن را تشکیل میدهد مقوله های علیت و زمان از مؤلفههای تشکیل دهنده آن هستند و تقدم و تأخر(پیامدها) از مفاهیم اساسی استدلال پراگزولوژیک است.
از این رو در این سیستم رویدادها برگشتناپذیرند بهطوریکه روابط تابعی و متقابل در آن جایی ندارند. این ناسازگاری ریاضیات با سیستم تحلیلی پراگزولوژیک یکی از مبانی مهم انتقاد میزس از کاربرد ابزار ریاضی در تحلیلهای اقتصادی است.
علم اقتصاد ناظر بر تحلیل کنش انسانی است و روابط حاکم بر کنش دوسویه و متقابل نیست بلکه یک سویه و برگشتناپذیر در طول زمان یا به سخن دیگر روابط علت و معلولی است. کنش انجام کاری در زمان حال برای رسیدن به نتیجهای در زمان آینده است. در معادله ریاضی نه زمان مطرح است و نه علیت، در حالی که هرگونه تحلیل پراگزولوژیک و نتیجتاً اقتصادی مستلزم این دو مقوله است و نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
به طور منطقی تنها منابع محدود موضوع کنش انسانی قرار میگیرند چرا که این محدودیت ممکن است موجب نارضایتی از وضع موجود و میل به برطرف کردن آن ایجاد کند. از این رو استفاده مطلوبتر از منابع موجود یکی از مباحث اصلی علم اقتصاد است. اما آنچه اغلب از آن غفلت میشود این است که حتی اگر تصور کنیم انسان در دنیای فراوانی همه منابع و مواهب زندگی کند باز هم با کمیابی گریزناپذیری روبهرو خواهد بود که به زمان و طول عمر محدود انسان مربوط میشود.
انسان در شرایط محدودیت زمانی زندگی میکند حتی اگر فرض کنیم همه خواستههای وی بدون هیچ کار و زحمتی بلافاصله برآورده شوند او باز هم ناگزیر از انتخاب یکی آن ها در هر لحظه معین زندگی است و نمیتواند همزمان همه را انتخاب کند. اینجا محدودیت زمان جنبه انتخاب زودتر یا دیرتر به خود میگیرد اما در عین حال باید گفت با توجه به محدودیت طول عمر، مجموعه انتخابهای انسان نیز با مسئله کمیابی زمان روبهرو است. این وضعیت زندگی انسانی آشکارا گویای ارزش اقتصادی زمان به عنوان منبع ذاتا کمیاب است،
کمیابی گریزناپذیری که انسان چارهای جز کنار آمدن و سازگار کردن خود با آن ندارد. میزس در شاهکار علمی خود (کنش انسانی) همه قضایای بنیادی علم اقتصاد را از مقوله کنش استنتاج میکند. او با این کار نشان میدهد که چرا و چگونه علم اقتصاد افق معرفتی جدیدی را به روی انسان گشوده است که متفاوت از معارف شناختهشده قدیمی یعنی علوم طبیعی، ریاضیات و منطق است.
او در حقیقت بینش شهودی اقتصاددانان کلاسیک را، که معتقد بودند علم اقتصاد نوعی نظام استنتاجی مبتنی بر برخی اصول بدیهی است، به صورت علمی و با دقت و انسجام بینظیری بیان میکند.
پیش از این اشاره شد که روش اقتصاددانان کلاسیک در سده نوزدهم میلادی از دو جبهه متفاوت مورد انتقاد و انکار قرار گرفت: تاریخیگرایان و پوزیتیویستها.
کارل منگر در جریان جدال روشها به انتقادات تاریخیگرایان و شبهاتی که مطرح ساخته بودند پاسخ داد. اما با آغاز سده بیستم که پوزیتیویسم جان تازهای گرفت و به نوعی بر کلیه معارف بشری سایه افکند، جریان اصلی علم اقتصاد در دانشگاهها و آکادمیها تحت سیطره آن در آمد. میزس در ادامه سنت اتریشی منگر تلاش ورزید شکلبندی جدیدی از مجموعه معارف اقتصادی در کتاب کنش انسانی ارائه دهد.
📝 گفتارهایی در روششناسی علم اقتصاد، موسی غنی نژاد
🔸منبع : انجمن علمی اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ بخش ششم
میزس بر این رأی است که زمان و علیت از مفهوم کنش جداییناپذیرند چرا که مقصود از کنش ایجاد تغییر است و لازمه آن توسل به ابزار(علت) برای رسیدن به هدف(معلول) در طول زمان است. علت همیشه تقدم زمانی نسبت به معلول دارد. تصور مفهوم کنش بدون در نظر گرفتن دو مقوله علیت و زمان برای عقل انسان ناممکن است.
کنشگر سه مقطع زمانی را از هم تفکیک میکند: زمان پیش از کنش، زمان لازم برای کنش و زمان پس از به انجام رسیدن کنش.
متفکر اتریشی توضیح میدهد که در منطق و ریاضیات که سیستمهای فکری محضاند، زمان مطرح نیست. در این سیستمها تقدم و تأخر صرفا جنبه استعاری و مجازی دارند و درک آنها مستلزم دو مقوله مهم کنش، یعنی علیت و زمان نیست. روابط میان عناصر این سیستمها تابعی و متقابل است و رابطه علت و معلولی جایی در آنها ندارد.
برعکس در سیستم پراگزولوژیک که کنش موضوع آن را تشکیل میدهد مقوله های علیت و زمان از مؤلفههای تشکیل دهنده آن هستند و تقدم و تأخر(پیامدها) از مفاهیم اساسی استدلال پراگزولوژیک است.
از این رو در این سیستم رویدادها برگشتناپذیرند بهطوریکه روابط تابعی و متقابل در آن جایی ندارند. این ناسازگاری ریاضیات با سیستم تحلیلی پراگزولوژیک یکی از مبانی مهم انتقاد میزس از کاربرد ابزار ریاضی در تحلیلهای اقتصادی است.
علم اقتصاد ناظر بر تحلیل کنش انسانی است و روابط حاکم بر کنش دوسویه و متقابل نیست بلکه یک سویه و برگشتناپذیر در طول زمان یا به سخن دیگر روابط علت و معلولی است. کنش انجام کاری در زمان حال برای رسیدن به نتیجهای در زمان آینده است. در معادله ریاضی نه زمان مطرح است و نه علیت، در حالی که هرگونه تحلیل پراگزولوژیک و نتیجتاً اقتصادی مستلزم این دو مقوله است و نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
به طور منطقی تنها منابع محدود موضوع کنش انسانی قرار میگیرند چرا که این محدودیت ممکن است موجب نارضایتی از وضع موجود و میل به برطرف کردن آن ایجاد کند. از این رو استفاده مطلوبتر از منابع موجود یکی از مباحث اصلی علم اقتصاد است. اما آنچه اغلب از آن غفلت میشود این است که حتی اگر تصور کنیم انسان در دنیای فراوانی همه منابع و مواهب زندگی کند باز هم با کمیابی گریزناپذیری روبهرو خواهد بود که به زمان و طول عمر محدود انسان مربوط میشود.
انسان در شرایط محدودیت زمانی زندگی میکند حتی اگر فرض کنیم همه خواستههای وی بدون هیچ کار و زحمتی بلافاصله برآورده شوند او باز هم ناگزیر از انتخاب یکی آن ها در هر لحظه معین زندگی است و نمیتواند همزمان همه را انتخاب کند. اینجا محدودیت زمان جنبه انتخاب زودتر یا دیرتر به خود میگیرد اما در عین حال باید گفت با توجه به محدودیت طول عمر، مجموعه انتخابهای انسان نیز با مسئله کمیابی زمان روبهرو است. این وضعیت زندگی انسانی آشکارا گویای ارزش اقتصادی زمان به عنوان منبع ذاتا کمیاب است،
کمیابی گریزناپذیری که انسان چارهای جز کنار آمدن و سازگار کردن خود با آن ندارد. میزس در شاهکار علمی خود (کنش انسانی) همه قضایای بنیادی علم اقتصاد را از مقوله کنش استنتاج میکند. او با این کار نشان میدهد که چرا و چگونه علم اقتصاد افق معرفتی جدیدی را به روی انسان گشوده است که متفاوت از معارف شناختهشده قدیمی یعنی علوم طبیعی، ریاضیات و منطق است.
او در حقیقت بینش شهودی اقتصاددانان کلاسیک را، که معتقد بودند علم اقتصاد نوعی نظام استنتاجی مبتنی بر برخی اصول بدیهی است، به صورت علمی و با دقت و انسجام بینظیری بیان میکند.
پیش از این اشاره شد که روش اقتصاددانان کلاسیک در سده نوزدهم میلادی از دو جبهه متفاوت مورد انتقاد و انکار قرار گرفت: تاریخیگرایان و پوزیتیویستها.
کارل منگر در جریان جدال روشها به انتقادات تاریخیگرایان و شبهاتی که مطرح ساخته بودند پاسخ داد. اما با آغاز سده بیستم که پوزیتیویسم جان تازهای گرفت و به نوعی بر کلیه معارف بشری سایه افکند، جریان اصلی علم اقتصاد در دانشگاهها و آکادمیها تحت سیطره آن در آمد. میزس در ادامه سنت اتریشی منگر تلاش ورزید شکلبندی جدیدی از مجموعه معارف اقتصادی در کتاب کنش انسانی ارائه دهد.
📝 گفتارهایی در روششناسی علم اقتصاد، موسی غنی نژاد
🔸منبع : انجمن علمی اقتصاد
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 جایگاه آب در فرهنگ مایاها
✔️ کشف یک استخر پر از #آب با حداکثر عمق ۲۰ متر در زیر هرم کوکولکان در #مکزیک متعلق به مایاها!
✔️ اهرام مکزیک جز عجایب هفتگانه جهان هستند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ کشف یک استخر پر از #آب با حداکثر عمق ۲۰ متر در زیر هرم کوکولکان در #مکزیک متعلق به مایاها!
✔️ اهرام مکزیک جز عجایب هفتگانه جهان هستند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍3❤2🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #داستان_پول
✔️ قسمت پنجم
#پول
🔸 منبع : کانال چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ قسمت پنجم
#پول
🔸 منبع : کانال چرتکه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍5❤1
🔵 #داستان_پول
✔️ توضیح قسمت پنجم
✍️ در یادداشت قبل در مورد پیدایش اولین بانکهای مرکزی صحبت کردیم. دولتها برای تامین کسری بودجهی خود بانکهایی تاسیس کردند که به مرور زمان تبدیل به مهمترین بانک کشور شده و به واسطه زور دولت، نقش اصلی را در نظام پولی بر عهده گرفتند.
✍️ گفتیم در ایران این فرایند تکاملی طی نشد و اولین بانک مرکزی ایران نه تنها دولتی نبود، بلکه اساساً یک موسسه خارجی بود. بعدها بانک ملی تاسیس شد تا وظایف بانکداری مرکزی را بر عهده بگیرد؛ و در نهایت بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۳۹ به طور خاص برای این کار ایجاد شد.
🔹مهمترین اختیار (و حتی وظیفه) بانک مرکزی چاپ پول است؛ که به آن پول پرقدرت یا «پایه پولی» گفته میشود. در این یادداشت و یادداشتهای بعد میخواهیم در مورد پایه پولی صحبت کنیم و ببینیم پول چطور چاپ میشود.
💬 پایه پولی در سادهترین تعریف عبارت است از هر ریالی که از بانک مرکزی خارج میشود. شاید این تعریف گنگ به نظر برسد؛ برای روشن شدن موضوع لازم است هر یک از اجزای پایه پولی را بشناسیم. پایه پولی از چند طریق ایجاد میشود که به آنها «منابع پایه پولی» میگوییم. این منابع در شکل۱ (پست بعد) همراه با مقدار آنها در شهریور ۹۹ ذکر شدهاند.
1️⃣ خالص بدهی دولت به بانک مرکزی:
👈بانک مرکزی «بانک دولت» است؛ همانطور که مردم عادی در یک یا چند بانک حساب دارند و روی آن چک میکشند، دولت هم (طبق قانون) در بانک مرکزی حسابهایی دارد که پول اضافهی خود را آنجا میگذارد و در مواقع نیاز استفاده میکند. یعنی مثلا پولی که از طریق مالیات جمع میشود، باید به «حساب خزانه» دولت نزد بانک مرکزی واریز شود. در عوض سر ماه که دولت میخواهد حقوق کارمندان را واریز کند، از پولی که در این حساب دارد استفاده میکند.
❗️احتمالا دولت بدحسابترین موجود در هر کشور است. مثل مردم عادی که گاهی دخل و خرجشان میزان نیست و چک بیمحل میکشند، دولت هم میتواند بیشتر از موجودی حسابش چک بنویسد و خرج کند. البته این کار لزوماً بد نیست، مثل همهی مردم که سر ماه حقوق میگیرند و در طول ماه خرج میکنند، درآمدهای دولت هم در بعضی ماهها بیشتر و بعضی ماهها کمتر است. وقتهایی که پول کم میآید، میتواند عجالتاً از بانک مرکزی قرض کند و بعداً پس بدهد. به میزانی که دولت بیشتر از موجودی حسابش برداشت کند، «پول جدید چاپ شده است». به همین خاطر یکی از اجزای پایه پولی «خالص بدهی دولت به بانک مرکزی» است.
🔸دولت مالک بانک مرکزی است. یعنی ریش و قیچی دست دولت است و اگر بخواهد همینطور قرض کند کسی جلودارش نیست. دولت میتواند هرچقدر میخواهد خرج کند و از آن طرف بانک مرکزی پول چاپ کند و بدهد دست دولت. ظاهر کار که مشکلی ندارد، مردم پول میخواهند و دولت رای میخواهد، شیر فلکهی پول هم دست بانک مرکزی است!
🚫 یک بطری آب در بیابان میتواند قیمت الماس داشته باشد، اما کنار چشمه ارزشی ندارد. اگر شیر فلکهی پول را باز کنید، ارزش پول ملی با باد هوا یکی میشود. دولتهای زیادی این کار هیجانانگیز را تجربه کردهاند که البته نتیجهی خوبی نداشته؛ از آلمان در سال ۱۹۲۲ گرفته تا ونزوئلای کنونی، همه با این کار به ابرتورم دچار شدهاند. نکتهی مهم این است که با چاپ پول، ارزش پول داخل جیب مردم کم میشود؛ و دولت با این کار عملاً از جیب مردم دزدی میکند.
✅ دولتها بعد از یکی دو بار تجربهی تورم بالا بالاخره متوجه شدند با چاپ پول نمیشود مملکت را اداره کرد. به همین خاطر در اکثر کشورها طبق قانون، دولت اجازه ندارد مستقیماً از بانک مرکزی قرض بگیرد. البته تا وقتی دولت ولخرج باشد، این قانون ضمانت اجرا ندارد. بنابراین قبل از همه چیز باید اول کسری بودجه دولت مهار شود (در یادداشتهای #کسریبودجه مفصلاً صحبت کردیم).
👈 در ایران تا قبل از دهه ۸۰ هیچ قانونی که دولت را از استقراض مستقیم منع کند وجود نداشت؛ از سال ۶۸ تا ۸۱ کسری بودجه دولت کاملاً با استقراض از بانک مرکزی همراه بود؛ یعنی هر موقع بودجه کم میآمد بدون تعارف میرفتند سراغ بانک مرکزی. در سال ۸۱ قانونی تصویب شد که این کار را ممنوع کرد و از آن به بعد دیگر شاهد این اتفاق نبودهایم. اما چون کسری بودجه مهار نشده (و سال به سال بیشتر میشود)، دولت از راههای غیرمستقیم استفاده میکند. به عبارتی دیگر برای دزدی از جیب مردم از در وارد نمیشود، از پنجره میآید.
بنابر آنچه گفته شد، خالص بدهی دولت به بانک مرکزی یکی از اجزای منابع پایه پولی است که در ارتباط مستقیم دولت (و شرکتهای دولتی) با بانک مرکزی تغییر میکند. در یادداشتهای بعد در مورد سایر اجزای پایه پولی صحبت خواهیم کرد. با ما همراه باشید!
🔸منبع: کانال چرتکه
#پول
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ توضیح قسمت پنجم
✍️ در یادداشت قبل در مورد پیدایش اولین بانکهای مرکزی صحبت کردیم. دولتها برای تامین کسری بودجهی خود بانکهایی تاسیس کردند که به مرور زمان تبدیل به مهمترین بانک کشور شده و به واسطه زور دولت، نقش اصلی را در نظام پولی بر عهده گرفتند.
✍️ گفتیم در ایران این فرایند تکاملی طی نشد و اولین بانک مرکزی ایران نه تنها دولتی نبود، بلکه اساساً یک موسسه خارجی بود. بعدها بانک ملی تاسیس شد تا وظایف بانکداری مرکزی را بر عهده بگیرد؛ و در نهایت بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۳۹ به طور خاص برای این کار ایجاد شد.
🔹مهمترین اختیار (و حتی وظیفه) بانک مرکزی چاپ پول است؛ که به آن پول پرقدرت یا «پایه پولی» گفته میشود. در این یادداشت و یادداشتهای بعد میخواهیم در مورد پایه پولی صحبت کنیم و ببینیم پول چطور چاپ میشود.
💬 پایه پولی در سادهترین تعریف عبارت است از هر ریالی که از بانک مرکزی خارج میشود. شاید این تعریف گنگ به نظر برسد؛ برای روشن شدن موضوع لازم است هر یک از اجزای پایه پولی را بشناسیم. پایه پولی از چند طریق ایجاد میشود که به آنها «منابع پایه پولی» میگوییم. این منابع در شکل۱ (پست بعد) همراه با مقدار آنها در شهریور ۹۹ ذکر شدهاند.
1️⃣ خالص بدهی دولت به بانک مرکزی:
👈بانک مرکزی «بانک دولت» است؛ همانطور که مردم عادی در یک یا چند بانک حساب دارند و روی آن چک میکشند، دولت هم (طبق قانون) در بانک مرکزی حسابهایی دارد که پول اضافهی خود را آنجا میگذارد و در مواقع نیاز استفاده میکند. یعنی مثلا پولی که از طریق مالیات جمع میشود، باید به «حساب خزانه» دولت نزد بانک مرکزی واریز شود. در عوض سر ماه که دولت میخواهد حقوق کارمندان را واریز کند، از پولی که در این حساب دارد استفاده میکند.
❗️احتمالا دولت بدحسابترین موجود در هر کشور است. مثل مردم عادی که گاهی دخل و خرجشان میزان نیست و چک بیمحل میکشند، دولت هم میتواند بیشتر از موجودی حسابش چک بنویسد و خرج کند. البته این کار لزوماً بد نیست، مثل همهی مردم که سر ماه حقوق میگیرند و در طول ماه خرج میکنند، درآمدهای دولت هم در بعضی ماهها بیشتر و بعضی ماهها کمتر است. وقتهایی که پول کم میآید، میتواند عجالتاً از بانک مرکزی قرض کند و بعداً پس بدهد. به میزانی که دولت بیشتر از موجودی حسابش برداشت کند، «پول جدید چاپ شده است». به همین خاطر یکی از اجزای پایه پولی «خالص بدهی دولت به بانک مرکزی» است.
🔸دولت مالک بانک مرکزی است. یعنی ریش و قیچی دست دولت است و اگر بخواهد همینطور قرض کند کسی جلودارش نیست. دولت میتواند هرچقدر میخواهد خرج کند و از آن طرف بانک مرکزی پول چاپ کند و بدهد دست دولت. ظاهر کار که مشکلی ندارد، مردم پول میخواهند و دولت رای میخواهد، شیر فلکهی پول هم دست بانک مرکزی است!
🚫 یک بطری آب در بیابان میتواند قیمت الماس داشته باشد، اما کنار چشمه ارزشی ندارد. اگر شیر فلکهی پول را باز کنید، ارزش پول ملی با باد هوا یکی میشود. دولتهای زیادی این کار هیجانانگیز را تجربه کردهاند که البته نتیجهی خوبی نداشته؛ از آلمان در سال ۱۹۲۲ گرفته تا ونزوئلای کنونی، همه با این کار به ابرتورم دچار شدهاند. نکتهی مهم این است که با چاپ پول، ارزش پول داخل جیب مردم کم میشود؛ و دولت با این کار عملاً از جیب مردم دزدی میکند.
✅ دولتها بعد از یکی دو بار تجربهی تورم بالا بالاخره متوجه شدند با چاپ پول نمیشود مملکت را اداره کرد. به همین خاطر در اکثر کشورها طبق قانون، دولت اجازه ندارد مستقیماً از بانک مرکزی قرض بگیرد. البته تا وقتی دولت ولخرج باشد، این قانون ضمانت اجرا ندارد. بنابراین قبل از همه چیز باید اول کسری بودجه دولت مهار شود (در یادداشتهای #کسریبودجه مفصلاً صحبت کردیم).
👈 در ایران تا قبل از دهه ۸۰ هیچ قانونی که دولت را از استقراض مستقیم منع کند وجود نداشت؛ از سال ۶۸ تا ۸۱ کسری بودجه دولت کاملاً با استقراض از بانک مرکزی همراه بود؛ یعنی هر موقع بودجه کم میآمد بدون تعارف میرفتند سراغ بانک مرکزی. در سال ۸۱ قانونی تصویب شد که این کار را ممنوع کرد و از آن به بعد دیگر شاهد این اتفاق نبودهایم. اما چون کسری بودجه مهار نشده (و سال به سال بیشتر میشود)، دولت از راههای غیرمستقیم استفاده میکند. به عبارتی دیگر برای دزدی از جیب مردم از در وارد نمیشود، از پنجره میآید.
بنابر آنچه گفته شد، خالص بدهی دولت به بانک مرکزی یکی از اجزای منابع پایه پولی است که در ارتباط مستقیم دولت (و شرکتهای دولتی) با بانک مرکزی تغییر میکند. در یادداشتهای بعد در مورد سایر اجزای پایه پولی صحبت خواهیم کرد. با ما همراه باشید!
🔸منبع: کانال چرتکه
#پول
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍9
🔵 بیماری هلندی چیست؟
✏️به زبان ساده، این عارضه زمانی رخ میدهد که درآمد یک کشور بر اثر عوامل فصلی به صورت ناگهانی افزایش مییابد و متولیان اقتصاد کلان (دولت) هم با تصور دائمی بودن این درآمد آن را در جامعه تزریق میکنند.
✏️درآمد کشور زیاد شده و پول هم به جامعه منتقل میشود. اما با افزایش درآمد، تقاضا هم افزایش پیدا میکند. اگر این افزایش تقاضا به صورت ناگهانی انجام شود، عرضه جوابگوی تقاضا نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم میخورد، در نتیجه قیمتها افزایش مییابد.
✏️ بیماری هلندی از زمانی رخ میدهد که دولت به عنوان متولی اقتصاد کلان وارد کارزار میشود و سعی میکند به طور مصنوعی و از طریقی غیر از افزایش تولید، قیمتها را پایین نگه دارد. دولت متوسل به واردات کالاهای مصرفی ارزان میشود تا قیمتها را مهار کند در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران، کالای گران را تولید و به قیمت ارزان بفروشند.
✏️به محض اینکه فصل افزایش درآمد خاتمه پیدا کند و دولت پولی نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد افزایش قیمت در بخشهایی که تا آن زمان به صورت مصنوعی قیمت پایینی داشتند با سرعتی فزاینده رخ خواهد داد. از آنجا که صنایع داخلی هم در اثر همان سیاستهای گذشته فلج شدهاند قادر به پاسخگویی به تقاضاهای جدید نمیباشند و اقتصاد را در ابتدا ناکارآمد و سپس فلج میکند.
#آموزش_مفاهیم_اقتصادی
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✏️به زبان ساده، این عارضه زمانی رخ میدهد که درآمد یک کشور بر اثر عوامل فصلی به صورت ناگهانی افزایش مییابد و متولیان اقتصاد کلان (دولت) هم با تصور دائمی بودن این درآمد آن را در جامعه تزریق میکنند.
✏️درآمد کشور زیاد شده و پول هم به جامعه منتقل میشود. اما با افزایش درآمد، تقاضا هم افزایش پیدا میکند. اگر این افزایش تقاضا به صورت ناگهانی انجام شود، عرضه جوابگوی تقاضا نخواهد بود و تعادل عرضه و تقاضا بر هم میخورد، در نتیجه قیمتها افزایش مییابد.
✏️ بیماری هلندی از زمانی رخ میدهد که دولت به عنوان متولی اقتصاد کلان وارد کارزار میشود و سعی میکند به طور مصنوعی و از طریقی غیر از افزایش تولید، قیمتها را پایین نگه دارد. دولت متوسل به واردات کالاهای مصرفی ارزان میشود تا قیمتها را مهار کند در حالی که صنایع داخلی مجبورند با عوامل تولید گران، کالای گران را تولید و به قیمت ارزان بفروشند.
✏️به محض اینکه فصل افزایش درآمد خاتمه پیدا کند و دولت پولی نداشته باشد که با آن واردات ارزان را انجام دهد افزایش قیمت در بخشهایی که تا آن زمان به صورت مصنوعی قیمت پایینی داشتند با سرعتی فزاینده رخ خواهد داد. از آنجا که صنایع داخلی هم در اثر همان سیاستهای گذشته فلج شدهاند قادر به پاسخگویی به تقاضاهای جدید نمیباشند و اقتصاد را در ابتدا ناکارآمد و سپس فلج میکند.
#آموزش_مفاهیم_اقتصادی
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍13🥰1
عاشق به هواے دیدنت مے آید
با شوق به بر ڪشیدنت مے آید
آه اے گل آتشین شقایق هشدار
این دست براے چیدنت مے آید
#حسین_منزوی
#شعر
با شوق به بر ڪشیدنت مے آید
آه اے گل آتشین شقایق هشدار
این دست براے چیدنت مے آید
#حسین_منزوی
#شعر
❤11
Oded_Galor.pdf
1.3 MB
🔵 سیر و سلوک بشریت: ریشههای نابرابری در ثروت کشورها (نظریه رشد یکپارچه)
✍ نویسنده : اودد گالور
🔸ترجمه و منتشر شده در فصل نامه بنگاه
✔️ چکیده:
این مقاله سیر و سلوک بشریت را از زمان پیدایش گونۀ انسانهای خردمند در 300 هزار سال پیش بررسی و نقش حیاتی نظریه رشد یکپارچه را در حل دو راز بنیادینی بررسی میکند که به مشخصۀ این سیر و سلوک بدل شدهاند: الف) راز رشد: چرا استانداردهای زندگی در بیشتر تاریخ بشر راکد بود و چه چیزی به جهش ناگهانی آنها در 200 سال پیش انجامید؟ ب) راز نابرابری: ریشههای جهش ناگهانی و بزرگ نابرابری کشورها چیستند و چرا این شکافها طی 200سال اخیر به طرز چشمگیری عمیقتر شدهاند؟
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✍ نویسنده : اودد گالور
🔸ترجمه و منتشر شده در فصل نامه بنگاه
✔️ چکیده:
این مقاله سیر و سلوک بشریت را از زمان پیدایش گونۀ انسانهای خردمند در 300 هزار سال پیش بررسی و نقش حیاتی نظریه رشد یکپارچه را در حل دو راز بنیادینی بررسی میکند که به مشخصۀ این سیر و سلوک بدل شدهاند: الف) راز رشد: چرا استانداردهای زندگی در بیشتر تاریخ بشر راکد بود و چه چیزی به جهش ناگهانی آنها در 200 سال پیش انجامید؟ ب) راز نابرابری: ریشههای جهش ناگهانی و بزرگ نابرابری کشورها چیستند و چرا این شکافها طی 200سال اخیر به طرز چشمگیری عمیقتر شدهاند؟
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 سرمایهگذاری در سواحل؛ توسعه اقتصادی یا اتلاف پول؟
🔸هفدهمین مقاله از معرفی «مجموعه مقالات اقتصادی به زبان ساده»
✍ کلیر بالبونی
🔹مناطق ساحلی تنها ۱ درصد از کل زمین در سراسر جهان را تشکیل میدهند اما بیش از ۵ درصد از جمعیت جهان و در مجموع بیش از ۳۰۰ میلیون نفر را در بر میگیرد.
🔹به همین ترتیب، سهم بزرگی از سرمایهگذاری زیرساختی را دریافت میکنند.
🔹اما بر اساس برآوردها، در قرن آینده شاهد افزایش حداقل پنج برابری جمعیتی که سیلهای ساحلی را تجربه میکنند و نیز افزایش ده برابری تلفات ناشی از سیل در شهرهای بزرگ ساحلی خواهیم بود.
🔹با توجه به خطر قابل توجهی که تغییرات آب و هوایی ایجاد میکند، ادامه سرمایهگذاری در این مناطق ساحلی نشاندهنده تخصیص نادرست منابع است؟
📎ترجمهای از: econimate
🔸 منبع : اقتصادینو
#مقالات_اقتصادی_به_زبان_ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
🔸هفدهمین مقاله از معرفی «مجموعه مقالات اقتصادی به زبان ساده»
✍ کلیر بالبونی
🔹مناطق ساحلی تنها ۱ درصد از کل زمین در سراسر جهان را تشکیل میدهند اما بیش از ۵ درصد از جمعیت جهان و در مجموع بیش از ۳۰۰ میلیون نفر را در بر میگیرد.
🔹به همین ترتیب، سهم بزرگی از سرمایهگذاری زیرساختی را دریافت میکنند.
🔹اما بر اساس برآوردها، در قرن آینده شاهد افزایش حداقل پنج برابری جمعیتی که سیلهای ساحلی را تجربه میکنند و نیز افزایش ده برابری تلفات ناشی از سیل در شهرهای بزرگ ساحلی خواهیم بود.
🔹با توجه به خطر قابل توجهی که تغییرات آب و هوایی ایجاد میکند، ادامه سرمایهگذاری در این مناطق ساحلی نشاندهنده تخصیص نادرست منابع است؟
📎ترجمهای از: econimate
🔸 منبع : اقتصادینو
#مقالات_اقتصادی_به_زبان_ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍7
🔵 #قیمت_عادلانه_چیست؟
✍🏻 #پل_مولر ؛ استادیار اقتصاد در کالج سلطنتی منهتن
🔻بخش سوم
امروزه اقتصاددانان کمی می پرسند که آیا قیمت عادلانه است یا نه. چون پیشرفت هایی که در اندیشه اقتصادی به دست آمده است باعث شده که این قبیل استدلال ها نامربوط یا غیر قابل بررسی باشند. البته برای بیشتر مردم، دغدغه قیمت های عادلانه همچنان باقی است، بخصوص قیمت های مربوط به مسکن و خدمات درمانی که خیلی ها فکر می کنند بطور ناعادلانه ای بالا هستند، و قیمت های نیروی کار که خیلی ها فکر می کنند به شکل ناعادلانه ای پائین هستند.
این مقاله مباحثات تاریخی در مورد این که چه چیزی قیمت را عادلانه می کند و این که چرا اقتصاددان ها به طور کلی دیگر چنین سوالی نمی پرسند را بررسی می کند. مطمئناً، در طول هزاران سال در این زمینه مطالب زیادی نوشته شده است. ما در اینجا فقط بخش کوچکی از مهم ترین مطالب مربوط به نظریه قیمت عادلانه را برجسته می کنیم؛ یعنی نظریات ارسطو و آکوئیناس، مدرسیان اسپانیایی سالامانکا، جان لاک و اتین کُندیاک.
✔️ مدرسیان اسپانیایی (قرن های شانزدهم و هفدهم پس از میلاد)
مخالفت های مهم بسیاری نسبت به نظریه سنتی قیمت عادلانه توسط گروهی از اندیشمندان معروف به مدرسیان اسپانیایی مطرح شد. این حقوق دان ها با بهره مندی از حق طبیعی در دفاع از حقوق بومیان امریکا نوشتند و درکی اقتصادی از واقعیات و پیچیدگی های بازرگانی جهانی ارائه دادند.
برای مثال، دیگو دو کوواروبیاس (Diego de Covarrubias) در مورد ارزش اقتصادی می نویسد:
ارزش یک متاع به ذات اصلی آن مربوط نیست بلکه به ارزیابی انسان ها بستگی دارد حتی اگر ارزیابی آن ها احمقانه باشد. بنابرین، گندم در هندوستان گران تر از اسپانیا است چون افراد ارزش بیشتری برای آن قائل هستند، اگرچه طبیعت گندم در هردو جا یکسان است. (گریس-هاچینسون، ۱۱۵)
لوئیس ساراویا دو لاکاله (Luis Saravia de la Calle) حتی نقد نافذتری نسبت به استدلال قیمت عادلانه ای که پیشتر دیدیم ارائه می دهد:
کسانی که قیمت عادلانه را توسط کار، هزینه ها، و ریسک پذیرفته شده توسط شخصی که درگیر تجارت یا تولید آن شده، یا با هزینه حمل و نقل یا هزینه سفر… یا با چیزی که او بابت عوامل صنعت خود باید بپردازد مثل ریسک و کار، اندازه می گیرند، خطای بزرگی مرتکب می شوند، و کسانی که اجازه سود معینی معادل یک پنجم یا یک دهم را می دهند، خطایشان بزرگ تر است.
قیمت عادلانه از فراوانی یا کمیابی کالاها، تجار و پول به دست می آید… و نه از هزینه ها، نیروی کار، و ریسک. اگر ما مجبور به لحاظ کردن کار و ریسک برای رسیدن به قیمت عادلانه بودیم، هیچ بازرگانی هرگز زیان نمی کرد، حتی فراوانی یا کمیابی کالاها و پول وارد مسئله نمی شدند. قیمت ها بطور رایج بر اساس هزینه ها درست نمی شوند. چرا باید یک توپ پارچه کتان که از بریتانی از راه زمینی با هزینه زیاد آورده می شود بیشتر از یک توپ پارچه کتان که به ارزانی از طریق دریا می رسد ارزش داشته باشد؟ چرا کتابی که با دست نوشته شده است باید بیش از آنی که چاپ شده ارزش داشته باشد درحالی که دومی بهتر است اگرچه هزینه تولید کمتری دارد؟… قیمت عادلانه با محاسبه هزینه ها بدست نمی آید بلکه با ارزیابی عمومی حاصل می شود. (گریس-هاچینسون، ۱۱۰-۱۱۱، تاکید اضافه شده است).
کوواروبیاس و ساراویا، همراه با لوئیس مولینا (Luis de Molina) و مارتین ناوارو (Martin Navarro) استدلال می کنند که «ارزیابی عمومی» شرکت کنندگان در بازار قیمت عادلانه را نمایان می کند. یکی دیگر از مدرسیان اسپانیایی، دومینیگو دو سوتو (Domingo de Soto)، در کتاب “عدالت و قانون”[۳] نشان می دهد که اگر هزینه تولید ارزش را معین می کرد، دیگر تولیدکننده ها انگیزه ای برای عرضه کالاهای ارزان تر و کاراتر نداشتند چون می توانستند بر اساس هزینه هایشان بطور عادلانه قیمت های بالایی را مطالبه کنند:
هرگاه که بازرگانی متاعی را بخرد، اگر ارزش کار و ریسک خودش را به قیمت آن بیافزاید، و انتظار داشته باشد که در این قیمت افزایش یافته آن را بفروشد، اشتباه بزرگی کرده است. در حقیقت، اگر بازرگانی از روی ناآگاهی اجناسی را بالاتر از قیمت مناسب بخرد، یا اگر بدشانسی بیاورد… او نمی تواند بطور عادلانه هزینه هایی را که متحمل شده است اخاذی کند. از سوی دیگر، بازرگان دیگری که شاید کاربلدتر یا خوش شانس تر باشد؛ احتمالا بتواند به قیمت ارزان تری بخرد، یا احتمالا آنقدر خوش شانس باشد که ببیند کالاهایی که خریده است، پس از خرید او کمیاب شده اند. (گریس-هاچینسون،۱۸۴)
🔸منبع : سایت بومرنگ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✍🏻 #پل_مولر ؛ استادیار اقتصاد در کالج سلطنتی منهتن
🔻بخش سوم
امروزه اقتصاددانان کمی می پرسند که آیا قیمت عادلانه است یا نه. چون پیشرفت هایی که در اندیشه اقتصادی به دست آمده است باعث شده که این قبیل استدلال ها نامربوط یا غیر قابل بررسی باشند. البته برای بیشتر مردم، دغدغه قیمت های عادلانه همچنان باقی است، بخصوص قیمت های مربوط به مسکن و خدمات درمانی که خیلی ها فکر می کنند بطور ناعادلانه ای بالا هستند، و قیمت های نیروی کار که خیلی ها فکر می کنند به شکل ناعادلانه ای پائین هستند.
این مقاله مباحثات تاریخی در مورد این که چه چیزی قیمت را عادلانه می کند و این که چرا اقتصاددان ها به طور کلی دیگر چنین سوالی نمی پرسند را بررسی می کند. مطمئناً، در طول هزاران سال در این زمینه مطالب زیادی نوشته شده است. ما در اینجا فقط بخش کوچکی از مهم ترین مطالب مربوط به نظریه قیمت عادلانه را برجسته می کنیم؛ یعنی نظریات ارسطو و آکوئیناس، مدرسیان اسپانیایی سالامانکا، جان لاک و اتین کُندیاک.
✔️ مدرسیان اسپانیایی (قرن های شانزدهم و هفدهم پس از میلاد)
مخالفت های مهم بسیاری نسبت به نظریه سنتی قیمت عادلانه توسط گروهی از اندیشمندان معروف به مدرسیان اسپانیایی مطرح شد. این حقوق دان ها با بهره مندی از حق طبیعی در دفاع از حقوق بومیان امریکا نوشتند و درکی اقتصادی از واقعیات و پیچیدگی های بازرگانی جهانی ارائه دادند.
برای مثال، دیگو دو کوواروبیاس (Diego de Covarrubias) در مورد ارزش اقتصادی می نویسد:
ارزش یک متاع به ذات اصلی آن مربوط نیست بلکه به ارزیابی انسان ها بستگی دارد حتی اگر ارزیابی آن ها احمقانه باشد. بنابرین، گندم در هندوستان گران تر از اسپانیا است چون افراد ارزش بیشتری برای آن قائل هستند، اگرچه طبیعت گندم در هردو جا یکسان است. (گریس-هاچینسون، ۱۱۵)
لوئیس ساراویا دو لاکاله (Luis Saravia de la Calle) حتی نقد نافذتری نسبت به استدلال قیمت عادلانه ای که پیشتر دیدیم ارائه می دهد:
کسانی که قیمت عادلانه را توسط کار، هزینه ها، و ریسک پذیرفته شده توسط شخصی که درگیر تجارت یا تولید آن شده، یا با هزینه حمل و نقل یا هزینه سفر… یا با چیزی که او بابت عوامل صنعت خود باید بپردازد مثل ریسک و کار، اندازه می گیرند، خطای بزرگی مرتکب می شوند، و کسانی که اجازه سود معینی معادل یک پنجم یا یک دهم را می دهند، خطایشان بزرگ تر است.
قیمت عادلانه از فراوانی یا کمیابی کالاها، تجار و پول به دست می آید… و نه از هزینه ها، نیروی کار، و ریسک. اگر ما مجبور به لحاظ کردن کار و ریسک برای رسیدن به قیمت عادلانه بودیم، هیچ بازرگانی هرگز زیان نمی کرد، حتی فراوانی یا کمیابی کالاها و پول وارد مسئله نمی شدند. قیمت ها بطور رایج بر اساس هزینه ها درست نمی شوند. چرا باید یک توپ پارچه کتان که از بریتانی از راه زمینی با هزینه زیاد آورده می شود بیشتر از یک توپ پارچه کتان که به ارزانی از طریق دریا می رسد ارزش داشته باشد؟ چرا کتابی که با دست نوشته شده است باید بیش از آنی که چاپ شده ارزش داشته باشد درحالی که دومی بهتر است اگرچه هزینه تولید کمتری دارد؟… قیمت عادلانه با محاسبه هزینه ها بدست نمی آید بلکه با ارزیابی عمومی حاصل می شود. (گریس-هاچینسون، ۱۱۰-۱۱۱، تاکید اضافه شده است).
کوواروبیاس و ساراویا، همراه با لوئیس مولینا (Luis de Molina) و مارتین ناوارو (Martin Navarro) استدلال می کنند که «ارزیابی عمومی» شرکت کنندگان در بازار قیمت عادلانه را نمایان می کند. یکی دیگر از مدرسیان اسپانیایی، دومینیگو دو سوتو (Domingo de Soto)، در کتاب “عدالت و قانون”[۳] نشان می دهد که اگر هزینه تولید ارزش را معین می کرد، دیگر تولیدکننده ها انگیزه ای برای عرضه کالاهای ارزان تر و کاراتر نداشتند چون می توانستند بر اساس هزینه هایشان بطور عادلانه قیمت های بالایی را مطالبه کنند:
هرگاه که بازرگانی متاعی را بخرد، اگر ارزش کار و ریسک خودش را به قیمت آن بیافزاید، و انتظار داشته باشد که در این قیمت افزایش یافته آن را بفروشد، اشتباه بزرگی کرده است. در حقیقت، اگر بازرگانی از روی ناآگاهی اجناسی را بالاتر از قیمت مناسب بخرد، یا اگر بدشانسی بیاورد… او نمی تواند بطور عادلانه هزینه هایی را که متحمل شده است اخاذی کند. از سوی دیگر، بازرگان دیگری که شاید کاربلدتر یا خوش شانس تر باشد؛ احتمالا بتواند به قیمت ارزان تری بخرد، یا احتمالا آنقدر خوش شانس باشد که ببیند کالاهایی که خریده است، پس از خرید او کمیاب شده اند. (گریس-هاچینسون،۱۸۴)
🔸منبع : سایت بومرنگ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍6
باید بروم...
دلتنگ که شدی،
گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!
من، یک روز که خیلی دلتنگت بودم
دلم را همانجا
خاک کردم...
#معصومه_صابر
#شعر
دلتنگ که شدی،
گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!
من، یک روز که خیلی دلتنگت بودم
دلم را همانجا
خاک کردم...
#معصومه_صابر
#شعر
😢8❤4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 این کیسه ها طراحی شده تا جایگزین کیسه های چندبار مصرف شود.
✔️ ظاهر این کیسه شبیه به کیسه های پلاستیکی است اما از سنتز گاز طبیعی و کاربید کلسیم ساخته شده است که میتواند در ۵ دقیقه بدون بازمانده ی سمی، در آب حل شود.
✍ ترجمه: هما ابراهیمیان
زیرنویس: آریا سهراب نیا
🔸منبع: زیستا
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ ظاهر این کیسه شبیه به کیسه های پلاستیکی است اما از سنتز گاز طبیعی و کاربید کلسیم ساخته شده است که میتواند در ۵ دقیقه بدون بازمانده ی سمی، در آب حل شود.
✍ ترجمه: هما ابراهیمیان
زیرنویس: آریا سهراب نیا
🔸منبع: زیستا
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👏5👍1
خطاهای شناختی
محمدرضا سلیمی
🔵 #خطاهای_شناختی_در_تصمیمگیری
✔️ بخش نهم
🔴 نوشتۀ محمدرضا سلیمی
🟡 ناشر : دانژه (چاپ دوم - 1401)
🔸 اثر دانینگ-کروگر
🔸 میانبر ذهنی دسترسی
🔸 اثر نوستالژی
🔸 اثر دیدِرو (خطای تجملات)
🔸 سندروم شیء درخشان
@Homosapiensfa
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
✔️ بخش نهم
🔴 نوشتۀ محمدرضا سلیمی
🟡 ناشر : دانژه (چاپ دوم - 1401)
🔸 اثر دانینگ-کروگر
🔸 میانبر ذهنی دسترسی
🔸 اثر نوستالژی
🔸 اثر دیدِرو (خطای تجملات)
🔸 سندروم شیء درخشان
@Homosapiensfa
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
👍5