📕قهرمان دیو کش
🖌سپهر نواب زاده
در باورهای مردم ایران دو رکن مهم وجود دارد، که هر کس به این دو آگاه باشد، میتواند بر قلبهای آنها مدیریت کند. #مدیریت_بر_قلب_ها
اول، یک قهرمان (و فقط یک قهرمان) باید ما را با یک حرکت (و فقط یک حرکت) نجات دهد.
قصه های فولکلوریک را ببینید. دیوها بر شهر مسلط شده اند. جوانان را به زندان انداخته اند. مردم مریض و طلسم شده اند. فقر و ادبار و گرسنگی و خشکسالی حاکم گردیده. ابر سیاه روی آسمان شهر است و خورشید دیده نمیشود. دیوها ظلم میکنند و ....
ناگهان قهرمان داستان وارد میشود. به کاخ دیو اصلی میرود. از درون صندوقچه شیشه عمر دیو را بر میدارد، بالا میبرد و با تمام قدرت به زمین میکوبد. شیشه عمر دیو میشکند. دیوها دود میشوند و به هوا میروند. ابر سیاه از روی شهر میرود. بیماران ناگهان شفا می یابند. خشکسالی و قحطی تمام میشود. ظلم پایان می یابد و
و همه این اتفاقات به دست قهرمان داستان, مثلا Prince of Persia رخ میدهد و مردم فقط تماشاچی هستند.
دوم، ما ملت ثروتمندی هستیم ولی "اینا" میدزدند و میخورند و نمیگذارند که ثروت مردم به مردم برسد.
حالا اینا کی هستند؟ هر کسی می تواند به اینها تعلق داشته باشد. خلاصه هر کس که با دولت همکاری دارد.
اگر ثروت مردم را ندزدند و نخورند، مردم راحت زندگی میکنند و حتی نیاز به کار کردن هم ندارند.
یعنی ژاپنی ها و آلمانی ها باید از صبح تا شب کار کنند تا چرخ زندگی و اقتصادشان بچرخد. ولی ما ایرانی ها چون ثروت داریم، فقط کافیست که جلو دزدها را بگیریم. بقیه اش خود به خود درست میشود. کشور ما پر از نفت و گاز و طلا و الماس و اورانیوم! و غیره است.
حالا، از تلفیق این دو باور عمومی میتوان به یک نتیجه ساده رسید:
قهرمان داستان، کافیست دست دزدها را کوتاه کند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
اگر بتوانید یک داستان عامه پسند بر اساس این دو باور تهیه کنید و اعتماد مردم را به دست آورید، میتوانید منشاء هر تغییری بشوید.
مثل آن شخصی که از روز اول لیست دزدها و غارتگران بیت المال توی جیبش بود، و با همین لیست دو بار رئیس جمهور شد. در پایان هم کسی آن لیست را ندید و دوباره قهرمان جدید با لیست به روز شده و با داستانی مشابه و آراسته نمایان شد. سریال این داستانها ادامه دارد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
🖌سپهر نواب زاده
در باورهای مردم ایران دو رکن مهم وجود دارد، که هر کس به این دو آگاه باشد، میتواند بر قلبهای آنها مدیریت کند. #مدیریت_بر_قلب_ها
اول، یک قهرمان (و فقط یک قهرمان) باید ما را با یک حرکت (و فقط یک حرکت) نجات دهد.
قصه های فولکلوریک را ببینید. دیوها بر شهر مسلط شده اند. جوانان را به زندان انداخته اند. مردم مریض و طلسم شده اند. فقر و ادبار و گرسنگی و خشکسالی حاکم گردیده. ابر سیاه روی آسمان شهر است و خورشید دیده نمیشود. دیوها ظلم میکنند و ....
ناگهان قهرمان داستان وارد میشود. به کاخ دیو اصلی میرود. از درون صندوقچه شیشه عمر دیو را بر میدارد، بالا میبرد و با تمام قدرت به زمین میکوبد. شیشه عمر دیو میشکند. دیوها دود میشوند و به هوا میروند. ابر سیاه از روی شهر میرود. بیماران ناگهان شفا می یابند. خشکسالی و قحطی تمام میشود. ظلم پایان می یابد و
و همه این اتفاقات به دست قهرمان داستان, مثلا Prince of Persia رخ میدهد و مردم فقط تماشاچی هستند.
دوم، ما ملت ثروتمندی هستیم ولی "اینا" میدزدند و میخورند و نمیگذارند که ثروت مردم به مردم برسد.
حالا اینا کی هستند؟ هر کسی می تواند به اینها تعلق داشته باشد. خلاصه هر کس که با دولت همکاری دارد.
اگر ثروت مردم را ندزدند و نخورند، مردم راحت زندگی میکنند و حتی نیاز به کار کردن هم ندارند.
یعنی ژاپنی ها و آلمانی ها باید از صبح تا شب کار کنند تا چرخ زندگی و اقتصادشان بچرخد. ولی ما ایرانی ها چون ثروت داریم، فقط کافیست که جلو دزدها را بگیریم. بقیه اش خود به خود درست میشود. کشور ما پر از نفت و گاز و طلا و الماس و اورانیوم! و غیره است.
حالا، از تلفیق این دو باور عمومی میتوان به یک نتیجه ساده رسید:
قهرمان داستان، کافیست دست دزدها را کوتاه کند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
اگر بتوانید یک داستان عامه پسند بر اساس این دو باور تهیه کنید و اعتماد مردم را به دست آورید، میتوانید منشاء هر تغییری بشوید.
مثل آن شخصی که از روز اول لیست دزدها و غارتگران بیت المال توی جیبش بود، و با همین لیست دو بار رئیس جمهور شد. در پایان هم کسی آن لیست را ندید و دوباره قهرمان جدید با لیست به روز شده و با داستانی مشابه و آراسته نمایان شد. سریال این داستانها ادامه دارد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
✅ اثرات متناقض ايجاد سدها و مخازن بزرگ ذخيره آب بر تشديد خشكسالي
❇️ نتايج يك پژوهش جديد توسط يك تيم از محققان بينالمللي در حوزه خشكسالي نشان ميدهد كه بسیاری از سدها و مخازن به طور متناقض می توانند کمبود آب را که قصد کاهش آن را دارند، بدتر کنند. اين پژوهش در مجله Nature Sustainability منتشر شده است.
❇️ سدها و مخازن بزرگ یکی از رایج ترین شیوه های مقابله با کمبود خشکسالی و آب است. هدف ساده است: مخازن می توانند آب را در دوره های ترسالي ذخیره کنند، و سپس در طول دوره های خشک آنها را رهاسازي كرده و در اختيار مصرفكنندگان و متقاضيان قرار دهند. اما نتايج پژوهش اخير نشان ميدهد كه افزايش ظرفيت ذخاير آب و ايجاد مخازن هر چه بزرگتر ميتوانند در درازمدت اثرات ناخواستهاي را در پي داشته و حتي كمبود آب را تشديد كنند.
❇️نویسندگان اين پژوهش چنين استدلال ميكنند كه در هنگام برنامهريزي براي احداث مخازن جديد، دو پديده ميبايست در نظر گرفته شود؛ اول، چرخه عرضه و تقاضا و دوم اثر مخزن.
✅چرخه عرضه-تقاضا بر اين امر ناظر هست كه افزايش منابع آبي در دسترس منجر به افزايش تقاضاي آب شده و اين مسئله بهسرعت هزينههاي سرمايهگذاري اوليه صورت گرفته براي احداث مخازن ذخيره را جبران ميكند. چنين چرخههايي را مي توان به عنوان يك اثر بازگشتي مشاهده نمود. در اقتصاد محيطزيست اين نوع مسائل تحت عنوان پارادوكس ژوون ( Jevon's paradox) شناخته ميشوند. چرا كه آب بيشتري در دسترس هست، لذا مصرف آب نيز روند افزايشي خواهد داشت. از طرف ديگر كمبود آب جديد مي تواند با توسعه بيشتر مخازن جديد براي ذخيرهسازي و دسترسي به آب، باعث افزايش مصرف آب تا كمبود بعدي شوند. به همين ترتيب چرخه عرضه و تقاضاي آب به سرعت به سمت بهرهبرداري بيشتر از منابع آب و تخريب محيطزيست منجر ميشود.
❇️اثر مخزن نيز ناظر بر اين مسئله هست كه وابستگي بيش از حد به مخازن، آسیب های بالقوه ناشی از خشکسالی و کمبود آب را افزایش می دهد. چرا كه، توسعه مخازن در اغلب موارد انگيزههاي لازم براي كسب آمادگي و انجام اقدامات سازگاري را كاهش داده و لذا تاثيرات منفي كمبود آب را افزايش ميدهند. افزون بر این، دوره های طولانی تامین آب فراوان، که توسط مخازن پشتیبانی می شوند، می توانند وابستگی بیشتری به منابع آب ایجاد کنند که به نوبه خود آسیب پذیری های اجتماعی و آسیب های اقتصادی را در زمانی که کمبود آب در نهایت رخ می دهد، افزایش می دهد.
❇️ نویسندگان اين پژوهش چنين استدلال می کنند که تلاش برای افزایش عرضه آب برای مقابله با تقاضای رو به رشد آب، از پايداري لازم برخوردار نيست. از این رو، آنها معتقد به اتخاذ سياستهاي مبتني بر وابستگی کمتر به زیرساخت های بزرگ آب مانند سدها و مخازن و تلاش های بیشتری در حوزه اقدامات حفاظتي در بخش آب ميباشند.
❇️ در نهایت، نویسندگان معتقدند که افزايش دسترسي به آب براي پاسخ به تقاضاي رو به رشد آب امري فراگير در نقاط مختلف ميباشد، چرا كه خلاءهاي زيادي در حوزه شناخت و مطالعه ديناميك حاكم بر تعامل آب، جامعه و زيرساختهاي بخش آب وجود دارد.
❇️پپيشنهاد اين تيم، ايجاد يك برنامه پژوهش بينرشتهاي براي بررسي و تحليل اثرات درازمدت به ويژه پيامدهاي ناشناخته و ناخواسته ناشي از توسعه انواع مخازن و زيرساختهاي تامين آب بر مبناي توزيع مكاني عرضه و تقاضاي آب ميباشد.
پ.ن: بهنظر ميرسد كه اين پارادوكس در ايران نيز رخ داده هست و يكي از رويكردهاي كليدي حاكم بر مديريت بخش آب در چند دهه اخير بوده است.
https://phys.org/news/2018-11-unintended-consequences-reservoirs.amp
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
❇️ نتايج يك پژوهش جديد توسط يك تيم از محققان بينالمللي در حوزه خشكسالي نشان ميدهد كه بسیاری از سدها و مخازن به طور متناقض می توانند کمبود آب را که قصد کاهش آن را دارند، بدتر کنند. اين پژوهش در مجله Nature Sustainability منتشر شده است.
❇️ سدها و مخازن بزرگ یکی از رایج ترین شیوه های مقابله با کمبود خشکسالی و آب است. هدف ساده است: مخازن می توانند آب را در دوره های ترسالي ذخیره کنند، و سپس در طول دوره های خشک آنها را رهاسازي كرده و در اختيار مصرفكنندگان و متقاضيان قرار دهند. اما نتايج پژوهش اخير نشان ميدهد كه افزايش ظرفيت ذخاير آب و ايجاد مخازن هر چه بزرگتر ميتوانند در درازمدت اثرات ناخواستهاي را در پي داشته و حتي كمبود آب را تشديد كنند.
❇️نویسندگان اين پژوهش چنين استدلال ميكنند كه در هنگام برنامهريزي براي احداث مخازن جديد، دو پديده ميبايست در نظر گرفته شود؛ اول، چرخه عرضه و تقاضا و دوم اثر مخزن.
✅چرخه عرضه-تقاضا بر اين امر ناظر هست كه افزايش منابع آبي در دسترس منجر به افزايش تقاضاي آب شده و اين مسئله بهسرعت هزينههاي سرمايهگذاري اوليه صورت گرفته براي احداث مخازن ذخيره را جبران ميكند. چنين چرخههايي را مي توان به عنوان يك اثر بازگشتي مشاهده نمود. در اقتصاد محيطزيست اين نوع مسائل تحت عنوان پارادوكس ژوون ( Jevon's paradox) شناخته ميشوند. چرا كه آب بيشتري در دسترس هست، لذا مصرف آب نيز روند افزايشي خواهد داشت. از طرف ديگر كمبود آب جديد مي تواند با توسعه بيشتر مخازن جديد براي ذخيرهسازي و دسترسي به آب، باعث افزايش مصرف آب تا كمبود بعدي شوند. به همين ترتيب چرخه عرضه و تقاضاي آب به سرعت به سمت بهرهبرداري بيشتر از منابع آب و تخريب محيطزيست منجر ميشود.
❇️اثر مخزن نيز ناظر بر اين مسئله هست كه وابستگي بيش از حد به مخازن، آسیب های بالقوه ناشی از خشکسالی و کمبود آب را افزایش می دهد. چرا كه، توسعه مخازن در اغلب موارد انگيزههاي لازم براي كسب آمادگي و انجام اقدامات سازگاري را كاهش داده و لذا تاثيرات منفي كمبود آب را افزايش ميدهند. افزون بر این، دوره های طولانی تامین آب فراوان، که توسط مخازن پشتیبانی می شوند، می توانند وابستگی بیشتری به منابع آب ایجاد کنند که به نوبه خود آسیب پذیری های اجتماعی و آسیب های اقتصادی را در زمانی که کمبود آب در نهایت رخ می دهد، افزایش می دهد.
❇️ نویسندگان اين پژوهش چنين استدلال می کنند که تلاش برای افزایش عرضه آب برای مقابله با تقاضای رو به رشد آب، از پايداري لازم برخوردار نيست. از این رو، آنها معتقد به اتخاذ سياستهاي مبتني بر وابستگی کمتر به زیرساخت های بزرگ آب مانند سدها و مخازن و تلاش های بیشتری در حوزه اقدامات حفاظتي در بخش آب ميباشند.
❇️ در نهایت، نویسندگان معتقدند که افزايش دسترسي به آب براي پاسخ به تقاضاي رو به رشد آب امري فراگير در نقاط مختلف ميباشد، چرا كه خلاءهاي زيادي در حوزه شناخت و مطالعه ديناميك حاكم بر تعامل آب، جامعه و زيرساختهاي بخش آب وجود دارد.
❇️پپيشنهاد اين تيم، ايجاد يك برنامه پژوهش بينرشتهاي براي بررسي و تحليل اثرات درازمدت به ويژه پيامدهاي ناشناخته و ناخواسته ناشي از توسعه انواع مخازن و زيرساختهاي تامين آب بر مبناي توزيع مكاني عرضه و تقاضاي آب ميباشد.
پ.ن: بهنظر ميرسد كه اين پارادوكس در ايران نيز رخ داده هست و يكي از رويكردهاي كليدي حاكم بر مديريت بخش آب در چند دهه اخير بوده است.
https://phys.org/news/2018-11-unintended-consequences-reservoirs.amp
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
phys.org
The unintended consequences of dams and reservoirs
An international team of drought scientists reports that many dams and reservoirs can paradoxically worsen water shortages they're intended to alleviate. The study is published in Nature Sustainability.
شهرداری تبریز در اقدامی جالب کلی برگ توی معابر ریخته تا مردم از پاییز لذت ببرند. / حمیدحاجیپور روزنامهنویس اجتماعی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥روستایی در نیشابور که اهالی آن با تولید برق کسب درآمد میکنند!
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
مادر طبيعت.pdf
249.2 KB
شوخ طبعی ها و خشونت های مادر طبیعت
علی اصغر قانع، دکتر سید حسین سجادی فر
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
علی اصغر قانع، دکتر سید حسین سجادی فر
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
💢ما عادت میکنیم ،لطفا شما عادت نکنید
✍️مصطفی داننده
📌 ما عادت کردهایم، سالهاست؛ شاید اول کمی برایمان سخت باشد اما بعد عادت میکنیم. وقتی دلار به هزار تومان رسید، دادها به آسمان رفت و بعد عادت کردیم. دلار سه هزارتومان شد عادت کردیم. 10 هزار تومان شد عادت کردیم حتی 18 هزار تومان هم شد عادت کردیم. ما اهل عادتیم.
📌آن روزهای اول بود که به قیمتهای گران شده اعتراض داشتیم بعد فقط قیمتها را دیدیم و کارت را دادیم تا آقا و یا خانم فروشنده آن را بکشد. ما دیگر عادت کردهایم هر روز قیمتها را بخواینم و بگوییم امروز هم گران شد.
📌ببیند چقدر خوب به آلودگی هوا عادت کردهایم و یا دیگر از زلزله نمیترسیم یا خیلی عادی در جادهها به استقبال مرگ میرویم و حتی به راحتی شعار سیاستمداران را باور میکنیم.
📌برای ما مردم همه چیز عادی شده است. این عادی شدن باعث شده که عادت کنیم اما تو رو به خدا حضرات مسؤول شما عادت نکنید.
📌شما عادت نکنید مثلا اگر کارگران شرکت نیشکر هفت تپه خوزستان سه ماه است حقوق نگرفتهاند، به آنها حقوق ندهید. آنها به زندگی سخت عادت کردهاند. آنها صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند اما شما عادت نکنید که همیشه صورت آنها را سیلی خورده ببیند.
📌به فاصله طبقاتی ایجاد شده در جامعه این روزهای ایران عادت نکنید. عادت نکنید که یکی همیشه دارا باشد و یکی همیشه ندار.
📌لطفا عادت نکنید.
📌عادت نکنید به اینکه تولیدیهای بزرگ و کوچک یکی یکی تعطیل شوند. عادت نکنید کارگران آنها بیکار شوند. عادت نکنید قیمتها همیشه در حال افزایش باشد.
📌عادت نکنید خبرهای تلخ اجتماعی را بشنوید و دست روی دست بگذارید و کاری نکنید.
📌عادت نکنید که قیمت خودرو هر روز بالا برود و مردم مجبور باشند برای پراید، به اندازه یک ماشین با کیفیت هزینه کنند.
📌ما مجبور هستیم عادت کنیم. ما اگر عادت نکنیم مجبوریم با کابوس مشکلها زندگی کنیم. اگر بخواهیم هر روز به قیمت شیر و ماست فکر کنیم، دیگر نمیتوانیم زندگی کنیم. ما عادت میکنیم تا شما فکری به حال کشور کنید.
📌شما عادت نکنید که سر ماه حقوق بگیرید، با خودروهای اداری از این سو به آن سوی شهر بروید و ندانید مردم چه مشکلاتی دارند.
📌عادت کردن شما خطر بزرگی برای جامعه است. شما هم اگر به مشکلات عادت کنید دیگر نمیشود هیچ امیدی به آینده نداشت. آن زمان است که ناامیدی از در و دیوار شهر و کشور بالا میرود و هر کسی به دنبال راهی برای فرار از شرایط موجود است.
📌 لطفا عادت نکنید حضرات مسؤول!
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
✍️مصطفی داننده
📌 ما عادت کردهایم، سالهاست؛ شاید اول کمی برایمان سخت باشد اما بعد عادت میکنیم. وقتی دلار به هزار تومان رسید، دادها به آسمان رفت و بعد عادت کردیم. دلار سه هزارتومان شد عادت کردیم. 10 هزار تومان شد عادت کردیم حتی 18 هزار تومان هم شد عادت کردیم. ما اهل عادتیم.
📌آن روزهای اول بود که به قیمتهای گران شده اعتراض داشتیم بعد فقط قیمتها را دیدیم و کارت را دادیم تا آقا و یا خانم فروشنده آن را بکشد. ما دیگر عادت کردهایم هر روز قیمتها را بخواینم و بگوییم امروز هم گران شد.
📌ببیند چقدر خوب به آلودگی هوا عادت کردهایم و یا دیگر از زلزله نمیترسیم یا خیلی عادی در جادهها به استقبال مرگ میرویم و حتی به راحتی شعار سیاستمداران را باور میکنیم.
📌برای ما مردم همه چیز عادی شده است. این عادی شدن باعث شده که عادت کنیم اما تو رو به خدا حضرات مسؤول شما عادت نکنید.
📌شما عادت نکنید مثلا اگر کارگران شرکت نیشکر هفت تپه خوزستان سه ماه است حقوق نگرفتهاند، به آنها حقوق ندهید. آنها به زندگی سخت عادت کردهاند. آنها صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند اما شما عادت نکنید که همیشه صورت آنها را سیلی خورده ببیند.
📌به فاصله طبقاتی ایجاد شده در جامعه این روزهای ایران عادت نکنید. عادت نکنید که یکی همیشه دارا باشد و یکی همیشه ندار.
📌لطفا عادت نکنید.
📌عادت نکنید به اینکه تولیدیهای بزرگ و کوچک یکی یکی تعطیل شوند. عادت نکنید کارگران آنها بیکار شوند. عادت نکنید قیمتها همیشه در حال افزایش باشد.
📌عادت نکنید خبرهای تلخ اجتماعی را بشنوید و دست روی دست بگذارید و کاری نکنید.
📌عادت نکنید که قیمت خودرو هر روز بالا برود و مردم مجبور باشند برای پراید، به اندازه یک ماشین با کیفیت هزینه کنند.
📌ما مجبور هستیم عادت کنیم. ما اگر عادت نکنیم مجبوریم با کابوس مشکلها زندگی کنیم. اگر بخواهیم هر روز به قیمت شیر و ماست فکر کنیم، دیگر نمیتوانیم زندگی کنیم. ما عادت میکنیم تا شما فکری به حال کشور کنید.
📌شما عادت نکنید که سر ماه حقوق بگیرید، با خودروهای اداری از این سو به آن سوی شهر بروید و ندانید مردم چه مشکلاتی دارند.
📌عادت کردن شما خطر بزرگی برای جامعه است. شما هم اگر به مشکلات عادت کنید دیگر نمیشود هیچ امیدی به آینده نداشت. آن زمان است که ناامیدی از در و دیوار شهر و کشور بالا میرود و هر کسی به دنبال راهی برای فرار از شرایط موجود است.
📌 لطفا عادت نکنید حضرات مسؤول!
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
✅راه چاره قيمت ارز، اخراج دو ليبرال و اعدام دو مفسد
✍️دکتر محمد طبیبیان
يك روزنامه معروف (نه از لحاظ اعتبار و تيراژ) نوشت دو ليبرال از دولت رفتند و دو مفسد اقتصادى اعدام شدند قيمت دلار پايين آمد!!
اين هم يك سياست ارزى است براى خودش. اين منطق طبعاً حكم مى كند كه هر روز چند ليبرال را اخراج كنند و چند نفر را اعدام تا اين كاهش ادامه يابد. اگر سياست افزايش نرخ ارز هم لازم آمد چند ليبرال در دولت استخدام و چند مفسد اقتصادى از قبر بيرون آورده شوند.
بياد دارم در سال هاى اول دهه ١٣٧٠ كه فردى به جرم اخلال در نظام اقتصاد كشور محاكمه مى شد يك شبه اقتصاد دان كه مقامات مختلفى هم در سال هاى بعد داشت در جلسه اى گفت اگر اين فرد اعدام شود دلار پنجاه تومان ارزان خواهد شد و قيمت دلار در آن سال ها حدود دويست تومان بود. آن فرد مورد نظر وى هم اعدام شد و دو نفر اقتصاد دانان به اصطلاح ليبرال آن وقت هم از دولت رفتند و تا كنون اما دلار پيوسته روند افزايش را طى كرده است، از ٢٠٠ تومان تا مرز ١٥٠٠٠ تومان. حيرت من هم تلاش مستمر برخى براى بى ارزش كردن عقلانيت و بى پروايى در نشان دادن بى ارزشى جان انسان ها است.
اين تلاش ها كه هدف آن به جز ايجاد آشفتگى در عقلانيت جمعى و تنزل ارزش هاى انسانى نيست، مسلما جاى سياستگذارى اقتصادى عقلايى و اتخاذ شيوه هاى انسانى را نخواهد گرفت.
اگر مى خواهيد دليل عمده افزايش مداوم نرخ ارز را بدانيد به نمودار زير كه افزايش هاى سالانه حجم نقدينگى را نشان مى دهد توجه كنيد. وقتى هر سال اين مقادير جديد نقد بر روى مقادير قبلى وارد سيستم مى شود به دنبال كالا و دارايى مى افتد و قيمت آن ها را بالا مى برد به همين سادگى. چاره اى براى اين علت بيانديشيد و آدرس گمراه كننده ندهيد.
📃منبع: کانال نویسنده
https://goo.gl/jqn7hf
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
✍️دکتر محمد طبیبیان
يك روزنامه معروف (نه از لحاظ اعتبار و تيراژ) نوشت دو ليبرال از دولت رفتند و دو مفسد اقتصادى اعدام شدند قيمت دلار پايين آمد!!
اين هم يك سياست ارزى است براى خودش. اين منطق طبعاً حكم مى كند كه هر روز چند ليبرال را اخراج كنند و چند نفر را اعدام تا اين كاهش ادامه يابد. اگر سياست افزايش نرخ ارز هم لازم آمد چند ليبرال در دولت استخدام و چند مفسد اقتصادى از قبر بيرون آورده شوند.
بياد دارم در سال هاى اول دهه ١٣٧٠ كه فردى به جرم اخلال در نظام اقتصاد كشور محاكمه مى شد يك شبه اقتصاد دان كه مقامات مختلفى هم در سال هاى بعد داشت در جلسه اى گفت اگر اين فرد اعدام شود دلار پنجاه تومان ارزان خواهد شد و قيمت دلار در آن سال ها حدود دويست تومان بود. آن فرد مورد نظر وى هم اعدام شد و دو نفر اقتصاد دانان به اصطلاح ليبرال آن وقت هم از دولت رفتند و تا كنون اما دلار پيوسته روند افزايش را طى كرده است، از ٢٠٠ تومان تا مرز ١٥٠٠٠ تومان. حيرت من هم تلاش مستمر برخى براى بى ارزش كردن عقلانيت و بى پروايى در نشان دادن بى ارزشى جان انسان ها است.
اين تلاش ها كه هدف آن به جز ايجاد آشفتگى در عقلانيت جمعى و تنزل ارزش هاى انسانى نيست، مسلما جاى سياستگذارى اقتصادى عقلايى و اتخاذ شيوه هاى انسانى را نخواهد گرفت.
اگر مى خواهيد دليل عمده افزايش مداوم نرخ ارز را بدانيد به نمودار زير كه افزايش هاى سالانه حجم نقدينگى را نشان مى دهد توجه كنيد. وقتى هر سال اين مقادير جديد نقد بر روى مقادير قبلى وارد سيستم مى شود به دنبال كالا و دارايى مى افتد و قيمت آن ها را بالا مى برد به همين سادگى. چاره اى براى اين علت بيانديشيد و آدرس گمراه كننده ندهيد.
📃منبع: کانال نویسنده
https://goo.gl/jqn7hf
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
رنجنامه نیلی و طیب نیا
محسن جلال پور
صحبت مفصلی با دکتر طیب نیا داشتم و توفیق دیدار با دکتر نیلی را هم پیدا کردم.
هردو نگران وضعیت اقتصادی کشور هستند و از حاشیههایی که برایشان ایجاد شده دلخورند.
این روزها برخی رسانهها در میدان بیاخلاقی کورس گذاشتهاند و آنقدر غیراخلاقی و غیر حرفهای به سرمایههای علمی و انسانی کشور میتازند که آدم دلش میگیرد.
مطالب عجیب و غریبی به دکتر نیلی نسبت داده میشود که نه مبنای علمی دارد و نه اخلاقی و انسانی است اما حتی به رسانههای رسمی هم راه پیدا کرده است.
دکتر نیلی میگوید نقشش در سیاستگذاری اقتصادی هیچگاه فراتر از مشاور نبوده و هرجایی که مجالی پیدا کرده برای اصلاح امور تحقیق کرده و نظر داده است و دکتر طیب نیا هم نگران انتظاراتی است که پس از حضورش در شورای پول و اعتبار در جامعه شکل گرفته است.
شورای پول و اعتبار اگرچه نهادی مهم در تنظیم سیاستهای پولی است اما نه چنین وظیفهای دارد و نه میتواند برای ابرچالشهای کشور چارهاندیشی کند.
با این حال وقتی خبر عضویت دکتر طیب نیا در شورای پول و اعتبار منتشر شد، رسانهها طوری برخورد کردند که انگار به زودی همه مشکلات کشور با حضور طیب نیا در این شورا حل و فصل خواهد شد. این آغاز همان فرآیند نگرانکنندهای است که پنج سال پیش برای دکتر نیلی شکل گرفت و بار سنگینی از انتظارات روی شانههای ایشان گذاشت.
جریان استعفای دکتر نیلی از شورای پول و اعتبار و معرفی دکتر طیب نیا به جای ایشان هم بر خلاف شایعات کاملا حرفهای و اخلاقی بوده است. برخی تلاش میکنند میان استعفا و جایگزینی این دو نسبتی پیدا کنند در حالی که این فرآیند طبیعی پیش رفته و دکتر نیلی و دکتر طیب نیا هم رابطه بسیار خوبی دارند.
هفته گذشته دکتر نیلی با رئیس کل بانک مرکزی تماس میگیرد و اعلام میکند که با توجه به پذیرش استعفای ایشان توسط رئیس جمهور، دیگر در نشست شورای پول و اعتبار شرکت نخواهد کرد. آقای همتی هم از ایشان میخواهد که از این تصمیم منصرف شده و همچنان در نشستهای شورا شرکت کند. دکتر نیلی عذرخواهی میکند اما با پیشنهاد دکتر همتی برای آخرین بار به نشست شورا میرود. در آن نشست،اعضای شورا به خصوص آقای محمدرضا تابش اصرار بر ماندن دکتر نیلی میکنند و از رئیس کل بانک مرکزی میخواهند که در اولین نشست دولت، خواسته اعضای شورای پول و اعتبار را به اطلاع ایشان برساند. دکتر نیلی که تصمیم خودش را گرفته، از اعضای شورا خداحافظی میکند.
یکی دو روز بعد، رئیس کل بانک مرکزی پیام اعضای شورای پول و اعتبار را به رئیس جمهور میرساند اما آقای روحانی میگوید برداشت من این است که دکتر نیلی دیگر علاقه به حضور در دولت ندارد و نباید او را تحت فشار گذاشت. دکتر همتی هم با دکتر نیلی تماس میگیرد و میگوید حالا که نیامدن شما قطعی است، اخلاقا به من اجازه بدهید که طیب نیا را به جای شما معرفی کنم. دکتر نیلی، ایشان را گزینه خوبی برای عضویت در شورا میداند و از این تصمیم استقبال میکند. فردای آن روز دکتر طیب نیا با دكتر نيلي تماس میگیرد و به رسم اخلاق برای عضویت در شورا رخصت میطلبد.
نیلی و طیب نیا هر دو سرمایههای علمی و انسانی کشور هستند که برای عبور از این شرایط سخت نیازمند دانش و تجربه آنها هستیم. هیچ جامعه عاقلی با دانشمندانش این گونه برخورد نمیکند؛ به خود آییم.
منبع: کانال نویسنده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
محسن جلال پور
صحبت مفصلی با دکتر طیب نیا داشتم و توفیق دیدار با دکتر نیلی را هم پیدا کردم.
هردو نگران وضعیت اقتصادی کشور هستند و از حاشیههایی که برایشان ایجاد شده دلخورند.
این روزها برخی رسانهها در میدان بیاخلاقی کورس گذاشتهاند و آنقدر غیراخلاقی و غیر حرفهای به سرمایههای علمی و انسانی کشور میتازند که آدم دلش میگیرد.
مطالب عجیب و غریبی به دکتر نیلی نسبت داده میشود که نه مبنای علمی دارد و نه اخلاقی و انسانی است اما حتی به رسانههای رسمی هم راه پیدا کرده است.
دکتر نیلی میگوید نقشش در سیاستگذاری اقتصادی هیچگاه فراتر از مشاور نبوده و هرجایی که مجالی پیدا کرده برای اصلاح امور تحقیق کرده و نظر داده است و دکتر طیب نیا هم نگران انتظاراتی است که پس از حضورش در شورای پول و اعتبار در جامعه شکل گرفته است.
شورای پول و اعتبار اگرچه نهادی مهم در تنظیم سیاستهای پولی است اما نه چنین وظیفهای دارد و نه میتواند برای ابرچالشهای کشور چارهاندیشی کند.
با این حال وقتی خبر عضویت دکتر طیب نیا در شورای پول و اعتبار منتشر شد، رسانهها طوری برخورد کردند که انگار به زودی همه مشکلات کشور با حضور طیب نیا در این شورا حل و فصل خواهد شد. این آغاز همان فرآیند نگرانکنندهای است که پنج سال پیش برای دکتر نیلی شکل گرفت و بار سنگینی از انتظارات روی شانههای ایشان گذاشت.
جریان استعفای دکتر نیلی از شورای پول و اعتبار و معرفی دکتر طیب نیا به جای ایشان هم بر خلاف شایعات کاملا حرفهای و اخلاقی بوده است. برخی تلاش میکنند میان استعفا و جایگزینی این دو نسبتی پیدا کنند در حالی که این فرآیند طبیعی پیش رفته و دکتر نیلی و دکتر طیب نیا هم رابطه بسیار خوبی دارند.
هفته گذشته دکتر نیلی با رئیس کل بانک مرکزی تماس میگیرد و اعلام میکند که با توجه به پذیرش استعفای ایشان توسط رئیس جمهور، دیگر در نشست شورای پول و اعتبار شرکت نخواهد کرد. آقای همتی هم از ایشان میخواهد که از این تصمیم منصرف شده و همچنان در نشستهای شورا شرکت کند. دکتر نیلی عذرخواهی میکند اما با پیشنهاد دکتر همتی برای آخرین بار به نشست شورا میرود. در آن نشست،اعضای شورا به خصوص آقای محمدرضا تابش اصرار بر ماندن دکتر نیلی میکنند و از رئیس کل بانک مرکزی میخواهند که در اولین نشست دولت، خواسته اعضای شورای پول و اعتبار را به اطلاع ایشان برساند. دکتر نیلی که تصمیم خودش را گرفته، از اعضای شورا خداحافظی میکند.
یکی دو روز بعد، رئیس کل بانک مرکزی پیام اعضای شورای پول و اعتبار را به رئیس جمهور میرساند اما آقای روحانی میگوید برداشت من این است که دکتر نیلی دیگر علاقه به حضور در دولت ندارد و نباید او را تحت فشار گذاشت. دکتر همتی هم با دکتر نیلی تماس میگیرد و میگوید حالا که نیامدن شما قطعی است، اخلاقا به من اجازه بدهید که طیب نیا را به جای شما معرفی کنم. دکتر نیلی، ایشان را گزینه خوبی برای عضویت در شورا میداند و از این تصمیم استقبال میکند. فردای آن روز دکتر طیب نیا با دكتر نيلي تماس میگیرد و به رسم اخلاق برای عضویت در شورا رخصت میطلبد.
نیلی و طیب نیا هر دو سرمایههای علمی و انسانی کشور هستند که برای عبور از این شرایط سخت نیازمند دانش و تجربه آنها هستیم. هیچ جامعه عاقلی با دانشمندانش این گونه برخورد نمیکند؛ به خود آییم.
منبع: کانال نویسنده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
"استیگلیتز آن اقتصاددانی که سابق بر این بود دیگه نیست"
✍️دکتر جعفر خیرخواهان
✅ این تیتر مطلبی درباره استیگلیتز است که ادعا میکنه استیگلیتز هر چه مشهورتر شده از اقتصاد سرمایه داری و بازار آزاد فاصله گرفته و طرفدار مداخله دولت و برابری شده و به یک فعال سیاسی و پوپولیست تبدیل گشته بدون اینکه به شکست دولت و نقاط ضعف آن هم توجه کند.
✅ مطلب با حالت تعریفی از استیگلیتز شروع میشود اما در ادامه مخالفتش با افکار وی را پنهان نمیکند. از کتابهای درسی و مقالات تالیفی استیگلیتز نشانه میاره که مثلا وی قبلا مخالف تعیین نرخ بالای حداقل دستمزد برای کارگران و گرفتن مالیات بر ارث از ثروتمندان بوده اما حالا نظرش را تغییر داده.
Against and for inheritance taxes
Stiglitz's positions have become more populist as he has become more famous. Two months ago, promoting an anti-globalisation book, Stiglitz attacked the Republicans' plan to repeal inheritance taxes on the rich.
In a 1981 academic paper that explored why the effect of taxation policy is sometimes counter-intuitive, Stiglitz argued against inheritance taxes. "Many of the policies aimed at reducing inequality may, in the end, lead to an increase in inequality. For instance, inheritance taxes and interest income taxes may increase the inequality of wealth."
✅ مطلب مدعیه استیگلیتز با حمله به سازمانهای معتبری که همزمان در آنها کار میکرد مثل بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای خودش کسب معروفیت کرد و جمله ای از نشریه اکونومیست درباره وی نقل میکند که حائز اهمیت است "اگرچه استیگلیتز اقتصاددان درجه یک و بزرگی است که با نظریه اقتصاد اطلاعات (ناقص) و شکست بازار جایزه نوبل گرفت اما وقتی به حوزه سیاستگذاری عملی میرسیم استیگلیتز بیشتر اوقات به آن دسته از اقتصاددانان تعلق دارد که هنرشان اینست که بگویند ما چه نمی دانیم به جای اینکه بگویند چه می دانیم. به بیان دیگر آن اقتصاددانانی که مرتب می گویند چکار نکنیم بدون اینکه بگویند چکار بکنیم."/منبع:کانال نگارنده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
✍️دکتر جعفر خیرخواهان
✅ این تیتر مطلبی درباره استیگلیتز است که ادعا میکنه استیگلیتز هر چه مشهورتر شده از اقتصاد سرمایه داری و بازار آزاد فاصله گرفته و طرفدار مداخله دولت و برابری شده و به یک فعال سیاسی و پوپولیست تبدیل گشته بدون اینکه به شکست دولت و نقاط ضعف آن هم توجه کند.
✅ مطلب با حالت تعریفی از استیگلیتز شروع میشود اما در ادامه مخالفتش با افکار وی را پنهان نمیکند. از کتابهای درسی و مقالات تالیفی استیگلیتز نشانه میاره که مثلا وی قبلا مخالف تعیین نرخ بالای حداقل دستمزد برای کارگران و گرفتن مالیات بر ارث از ثروتمندان بوده اما حالا نظرش را تغییر داده.
Against and for inheritance taxes
Stiglitz's positions have become more populist as he has become more famous. Two months ago, promoting an anti-globalisation book, Stiglitz attacked the Republicans' plan to repeal inheritance taxes on the rich.
In a 1981 academic paper that explored why the effect of taxation policy is sometimes counter-intuitive, Stiglitz argued against inheritance taxes. "Many of the policies aimed at reducing inequality may, in the end, lead to an increase in inequality. For instance, inheritance taxes and interest income taxes may increase the inequality of wealth."
✅ مطلب مدعیه استیگلیتز با حمله به سازمانهای معتبری که همزمان در آنها کار میکرد مثل بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای خودش کسب معروفیت کرد و جمله ای از نشریه اکونومیست درباره وی نقل میکند که حائز اهمیت است "اگرچه استیگلیتز اقتصاددان درجه یک و بزرگی است که با نظریه اقتصاد اطلاعات (ناقص) و شکست بازار جایزه نوبل گرفت اما وقتی به حوزه سیاستگذاری عملی میرسیم استیگلیتز بیشتر اوقات به آن دسته از اقتصاددانان تعلق دارد که هنرشان اینست که بگویند ما چه نمی دانیم به جای اینکه بگویند چه می دانیم. به بیان دیگر آن اقتصاددانانی که مرتب می گویند چکار نکنیم بدون اینکه بگویند چکار بکنیم."/منبع:کانال نگارنده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
🔵 سخنان رئیس جمهور در جمع معاونین و مدیران وزارت اقتصاد و نگاه به علم اقتصاد
🔹 بزرگوار درست میفرمایند که:
«اقتصاد دانش بسیار پیچیدهای هست. اقتصاد کتاب نیست ... فرمول کتاب رو بخونند، امتحان بدهند، و نمره بگیرند، نمیشن اقتصاددان ... نه ... اقتصاد خیلی فراز و نشیب داره.»
❓ خب سوال پیش میاد که اگه اقتصاد تو کتاب نیست، پس کجاست؟
🔷 با توجه به تشبیه بین اقتصاد و فوتبال:
- اول باید ببینیم داریم از کدوم بخش علم اقتصاد صحبت میکنیم. قوانین فیفا (محدودیتهای بازار)؟ طراحی استادیوم (سیاستهای توسعهای)؟ یا داوری بازی (سیاستهای رگولاتوری)؟
- دوم، بسراغ صاحب تجربه رفتن، یعنی از تجربه استادیومهای موفق، و داورهای با تجربه درس گرفتن.
🔷 یعنی مطالعه کشورهایی که در سیاستهای توسعهای و رگولاتوری موفق بودن. مثلاً ببینیم کشورهای دیگه چه جوری نظام بانکیشون رو کنترل میکنند که نقدینگیشون سالی ۲۵٪ رشد نمیکنه.
🔷 علاوه بر تجربه دیگران، باید از تجربه گذشته خودمون هم درس بگیریم. بدین منظور، باید داده جمعآوری کنیم، و بازخوردهای اقتصادی گذشته رو تحلیل کنیم تا مثلا اشتباه فاحشی مثل سرکوب ارزی رو برای پنجمین بار تو نیم قرن گذشته تکرار نکنیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 در ادامه فرمودند: «صاحبان تجربه را هم بیاورید ... با استاد دانشگاه مشورت کنید ... با صادرکننده و واردکننده و بخش خصوصی هم مشورت کنید.»
🔷 حتما مشورت امر نکوییست. اما این نباید باعث بشه تخصصها رو با هم قاطی کنیم. تاجر و تولیدکننده بخش خصوصی، در بنگاهداری متخصصند.
🔷 قاطی کردن بنگاهداری با علم اقتصاد، مثل قاطی کردن مربیگری تیم فوتبال با داوریه. دو تخصص متفاوتند.
🔷 وقتی ایشون به وزارت اقتصاد، که وظیفه اصلیش دریافت مالیات و تعرفه گمرکیست، میگن با استاد دانشگاه و بخش خصوصی مشورت کنید، مثل اینه که به کسی که مسئول فروش بلیط استادیوم، و اجاره دادن جایگاههای ساندویچ فروشیه، بگیم با طراحان قوانین فیفا، و مربی تیم فوتبال هم مشورت کن. این هم قاطی کردن تخصصهاست.
🔹 البته میگن چون وزیر اقتصاد مدیران بانکهای دولتی رو تعیین میکنه، پس وظیفه اصلاح نظام بانکی رو داره.
🔷 منتها این حرف مثل اینه که بگیم چون مسئول فروش بلیط استادیوم، تو چند تا از تیمهای فوتبال هم سرمایهگذاری کرده، وظیفه داوری بازیشون رو هم داره! ... آخه چه ربطی داره!؟!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 میفرمایند: «باید هم از علم استفاده کنیم، هم از تجربه»
🔷 گویی تفاوتیست بین علم و تجربه! علم عصاره تجربیات و سعی و خطای بشره، که به شکل مدون مکتوب شده تا بتونیم از تکرار خطاها اجتناب کنیم.
🔷 مثلا ۸۰ سال پیش که آمریکاییها در چاله توطئه پانزی افتادند، تجربه اون رو مکتوب کردند. اگه ما از علم حاصل از اون تجربه استفاده کرده بودیم، امروز نظام بانکیمون در این چاه عمیق توطئه پانزی فرو نرفته بود.
❇️ علم، مدون شده و مکتوب شده تجربیاته!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 میفرمایند: «اون بابایی که زحمت کشیده از یک مغازه امروز رسیده به یک بنگاه بزرگ تولیدی که نرفته واحدهای اقتصاد رو بگذرونه که، تجربه کسب کرده، یاد گرفته چکار بکنه»
🔷 بله ایشون یاد گرفته که چطوری یک بنگاه بزرگ رو مدیریت کنه. چه ربطی داره به علم اقتصاد! مگه هر کس مربی فوتبال خوبی بود، لزوما داور خوبی هم میشه؟! به همین ترتیب، یک مدیر موفق، لزوما سیاستگذار اقتصادی خوبی نیست، و بر عکس. دو تخصص متفاوتند.
🔷 از دید کسی که به ظرایف فوتبال مسلط نیست، بازیکن، مربی، و داور فرق چندانی ندارند. در سطح یه بازی گلکوچیک ته کوچه هم واقعا تخصصهای متفاوتی لازم ندارند. اما در سطح فوتبال حرفهای، هر کدوم از اینها برای خودشون تخصصی هستند.
✅ در سطح اقتصاد یک مملکت هم، دانش مدیریت، علم اقتصاد، و فاینانس، سه تخصص متفاوتند، اگر چه هر سه در یک زمین بازی متجلی میشن.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 خطاب به وزیر اقتصاد میفرمایند:
«بالاترین وظیفهت بانکه».
🔷 اون نهادی که اختیار قانونی داوری در امور بانکی رو داره، و لباس داوری نظام بانکداری به قامتش دوخته شده، بانک مرکزیست. اصلاح امور بانکها رو وظیفه وزارت اقتصاد دونستن، مثل اینه که به مسوول فروش بلیط استادیوم حکم کنیم که برو وسط زمین سوت بزن.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔷 به دانشجوهای علاقمند و با انگیزه توصیه میکنم برید از بهترین دانشگاههای دنیا دکترای اقتصاد بگیرید، دکترای مدیریت بگیرید، دکترای فاینانس بگیرید، چرا که زمین بازی اقتصاد ما هم داور لازم داره، هم مربی لازم داره، هم فاینانسور لازم داره.
🔷 بلکه از همصحبتی با شما، دولتمردهای ما هم بالاخره فرق بنگاهداری و سیاستگذاری اقتصادی رو بفهمند، و از وزارت اقتصاد توقع ایفای وظایف بانکمرکزی، و از بانکمرکزی توقع ایفای وظایف سازمان برنامه و بودجه رو نداشته باشند.
(منبع : پویا ناظران، وقایع اقتصادیه)
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔹 بزرگوار درست میفرمایند که:
«اقتصاد دانش بسیار پیچیدهای هست. اقتصاد کتاب نیست ... فرمول کتاب رو بخونند، امتحان بدهند، و نمره بگیرند، نمیشن اقتصاددان ... نه ... اقتصاد خیلی فراز و نشیب داره.»
❓ خب سوال پیش میاد که اگه اقتصاد تو کتاب نیست، پس کجاست؟
🔷 با توجه به تشبیه بین اقتصاد و فوتبال:
- اول باید ببینیم داریم از کدوم بخش علم اقتصاد صحبت میکنیم. قوانین فیفا (محدودیتهای بازار)؟ طراحی استادیوم (سیاستهای توسعهای)؟ یا داوری بازی (سیاستهای رگولاتوری)؟
- دوم، بسراغ صاحب تجربه رفتن، یعنی از تجربه استادیومهای موفق، و داورهای با تجربه درس گرفتن.
🔷 یعنی مطالعه کشورهایی که در سیاستهای توسعهای و رگولاتوری موفق بودن. مثلاً ببینیم کشورهای دیگه چه جوری نظام بانکیشون رو کنترل میکنند که نقدینگیشون سالی ۲۵٪ رشد نمیکنه.
🔷 علاوه بر تجربه دیگران، باید از تجربه گذشته خودمون هم درس بگیریم. بدین منظور، باید داده جمعآوری کنیم، و بازخوردهای اقتصادی گذشته رو تحلیل کنیم تا مثلا اشتباه فاحشی مثل سرکوب ارزی رو برای پنجمین بار تو نیم قرن گذشته تکرار نکنیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 در ادامه فرمودند: «صاحبان تجربه را هم بیاورید ... با استاد دانشگاه مشورت کنید ... با صادرکننده و واردکننده و بخش خصوصی هم مشورت کنید.»
🔷 حتما مشورت امر نکوییست. اما این نباید باعث بشه تخصصها رو با هم قاطی کنیم. تاجر و تولیدکننده بخش خصوصی، در بنگاهداری متخصصند.
🔷 قاطی کردن بنگاهداری با علم اقتصاد، مثل قاطی کردن مربیگری تیم فوتبال با داوریه. دو تخصص متفاوتند.
🔷 وقتی ایشون به وزارت اقتصاد، که وظیفه اصلیش دریافت مالیات و تعرفه گمرکیست، میگن با استاد دانشگاه و بخش خصوصی مشورت کنید، مثل اینه که به کسی که مسئول فروش بلیط استادیوم، و اجاره دادن جایگاههای ساندویچ فروشیه، بگیم با طراحان قوانین فیفا، و مربی تیم فوتبال هم مشورت کن. این هم قاطی کردن تخصصهاست.
🔹 البته میگن چون وزیر اقتصاد مدیران بانکهای دولتی رو تعیین میکنه، پس وظیفه اصلاح نظام بانکی رو داره.
🔷 منتها این حرف مثل اینه که بگیم چون مسئول فروش بلیط استادیوم، تو چند تا از تیمهای فوتبال هم سرمایهگذاری کرده، وظیفه داوری بازیشون رو هم داره! ... آخه چه ربطی داره!؟!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 میفرمایند: «باید هم از علم استفاده کنیم، هم از تجربه»
🔷 گویی تفاوتیست بین علم و تجربه! علم عصاره تجربیات و سعی و خطای بشره، که به شکل مدون مکتوب شده تا بتونیم از تکرار خطاها اجتناب کنیم.
🔷 مثلا ۸۰ سال پیش که آمریکاییها در چاله توطئه پانزی افتادند، تجربه اون رو مکتوب کردند. اگه ما از علم حاصل از اون تجربه استفاده کرده بودیم، امروز نظام بانکیمون در این چاه عمیق توطئه پانزی فرو نرفته بود.
❇️ علم، مدون شده و مکتوب شده تجربیاته!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 میفرمایند: «اون بابایی که زحمت کشیده از یک مغازه امروز رسیده به یک بنگاه بزرگ تولیدی که نرفته واحدهای اقتصاد رو بگذرونه که، تجربه کسب کرده، یاد گرفته چکار بکنه»
🔷 بله ایشون یاد گرفته که چطوری یک بنگاه بزرگ رو مدیریت کنه. چه ربطی داره به علم اقتصاد! مگه هر کس مربی فوتبال خوبی بود، لزوما داور خوبی هم میشه؟! به همین ترتیب، یک مدیر موفق، لزوما سیاستگذار اقتصادی خوبی نیست، و بر عکس. دو تخصص متفاوتند.
🔷 از دید کسی که به ظرایف فوتبال مسلط نیست، بازیکن، مربی، و داور فرق چندانی ندارند. در سطح یه بازی گلکوچیک ته کوچه هم واقعا تخصصهای متفاوتی لازم ندارند. اما در سطح فوتبال حرفهای، هر کدوم از اینها برای خودشون تخصصی هستند.
✅ در سطح اقتصاد یک مملکت هم، دانش مدیریت، علم اقتصاد، و فاینانس، سه تخصص متفاوتند، اگر چه هر سه در یک زمین بازی متجلی میشن.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 خطاب به وزیر اقتصاد میفرمایند:
«بالاترین وظیفهت بانکه».
🔷 اون نهادی که اختیار قانونی داوری در امور بانکی رو داره، و لباس داوری نظام بانکداری به قامتش دوخته شده، بانک مرکزیست. اصلاح امور بانکها رو وظیفه وزارت اقتصاد دونستن، مثل اینه که به مسوول فروش بلیط استادیوم حکم کنیم که برو وسط زمین سوت بزن.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔷 به دانشجوهای علاقمند و با انگیزه توصیه میکنم برید از بهترین دانشگاههای دنیا دکترای اقتصاد بگیرید، دکترای مدیریت بگیرید، دکترای فاینانس بگیرید، چرا که زمین بازی اقتصاد ما هم داور لازم داره، هم مربی لازم داره، هم فاینانسور لازم داره.
🔷 بلکه از همصحبتی با شما، دولتمردهای ما هم بالاخره فرق بنگاهداری و سیاستگذاری اقتصادی رو بفهمند، و از وزارت اقتصاد توقع ایفای وظایف بانکمرکزی، و از بانکمرکزی توقع ایفای وظایف سازمان برنامه و بودجه رو نداشته باشند.
(منبع : پویا ناظران، وقایع اقتصادیه)
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔳⭕️چرا ما بدبختیم؟
همین الان یک آزمایش انجام دهید. به سایت گوگل بروید و تایپ کنید چرا من. همین دو کلمه را که تایپ می کنید، خود گوگل بر اساس جستجوهای قبلی به شما پیشنهاد می دهد. می دانید پیشنهادش چیست؟ می گوید چرا من بدبختم! ظاهرا این احساس بدبختی آنقدر همگانی است که تبدیل به یکی از جستجوهای پرطرفدار گوگل شده است!!
راستش را بخواهید آدم های مختلف از منظرهای متنوع و با تعاریف مختلف از بدبختی و خوشبختی، شادی و افسردگی، خوش شانسی و بدشانسی به این موضوع پرداخته اند؟
مثلا پروفسور ریچارد وایزمن؛ استاد روانشناسی دانشگاه هرتفورشایر گفته میخواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضیها را میزند و آنها هم در جای درست هستند در حالی که سایرین از آن محرومند؟! به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوششانس و عده ديگر بدشانس هستند؟
یک بار یک آزمایش جالب طراحی کردم. و از دو گروه افرادی که از قبل خود را خوش شانس و بدشانس معرفی کرده بودند روزنامهای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست. به طور مخفيانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که میگفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديدهايد، 50 دلار پاداش خواهيد گرفت.
با اینکه آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده و افرادی که احساس بدشانسی میکردند عمدتاً آن را نديدند، درحالی که اغلب افراد خوششانس متوجه آن شدند! مطالعه وی نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبیتر از افراد خوششانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصتهای غيرمنتظره را مختل میکند. در نتيجه، آنها فرصتهای غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست میدهند. افراد خوششانس در واقع آدمهای راحتتر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آنها هستند را خوب میبينند!
این تمام پاسخ به این مساله (بدبختی و خوشبختی) نیست، فقط یکی از جواب ها می تواند باشد.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
خوشبختی و بدبختی پرسشی است که در طول تاریخ ادامه یافته است و ادامه هم دارد. اما می توان تا اطلاع ثانوی به دو نکته کلیدی در این زمینه توجه کرد.
1- اولا اینکه اصلا این سوال اشتباه است. بدبختی یا خوشبختی از نظر واژه شناسی اشتباه به نظر می رسد چون مفروض گرفته که همه چیز به بخت (شانس، اقبال، یا تقدیر) مرتبط است. در طول تاریخ هزاران ساله فرهنگ و ادبیات ایرانی نیز این مساله را می توانیم از واژه ها بفهمیم. به این واژه ها دقت کنید: نیک اختری، نکوطالعی، خوش اقبالی، نیک بختی، نگون بختی، سیاه بختی و شوربختی. هر هفت واژه تلویحا این فرض را گرفته اند که ریشه شادکامی/ناکامی انسان وابسته است به بیرون. من از زمانی به بعد عمداً به جای واژه خوشبختی، از کلمه کامیابی استفاده می کنم. کلمه ای که در آن فعالیت و عاملیت مطرح است.
2- یکی از مهم ترین دروسی که در زندگی آموختم (و البته ایکاش یکی پیدا می شد و به جای آموزش آمیب و جلبک و یون و الکترون و سینوس و کسینوس این ها را به ما در مدرسه یاد می داد) این است که بین خوشی زندگی و خوبی زندگی تفاوت قائل شوم. در يك زندگي خوش، در جستجوی بيشترين لذت ممكن و کمترین رنج ممکن برای خودم هستم. خوشی زندگی وابسته است به لذت ها و رنج ها و بسیاری از امور لذت بخش یا رنج آور از حیطه اختیار و قدرت ما خارج است.
اما در خوبی زندگی داستان کاملا متفاوت است، در خوبی زندگی، لذت و رنج مهم نیست، بلکه وابسته است به آنچه باید و می توانم انجام دهم و آنچه انجام می دهم. در هر شرایطی (بدترین شرایط زندگی را در نظر بگیرید طاعون و فقر و سیل) هر کسی می تواند کارهایی انجام دهد که اخلاقاً درست است و عملا امکان پذیر است. اگر بین آنچه می توانم و باید انجام دهم و آنچه انجام دهم، تطابق وجود داشته باشد، خوبی زندگی رقم خورده است. خوشی زندگی لذت می آورد و خوبی زندگی رضایت می آورد. لذت، واكنشي است گذرا به رخدادهای دوست داشتی بیرونی. اما رضایت از عمق هستي ما بر می خیزد. «خوشي ناشی از لذت» حالي است كه زود مي آيد و زود مي رود اما «رضايت» مقامي است كه ماندنی است. مقایسه کنید لذت یک شب ماندن در گران ترین هتل دنیا با رضایت ناشی از نجات یک انسان. زندگی ماهاتما گاندی، نلسون ماندلا و مادر ترزا شاید همواره با خوشی همراه نبوده است (که سال ها با درد و رنج زیسته اند) اما این ناخوشی زندگی چیزی از خوبی زندگی شان و رضایت عمیق و ماندگارشان کم نکرد. مزیت خوبی زندگی به خوشی زندگی آنست که بخش زیادی از خوشی زندگی دست شما نیست اما خوبی زندگی به تمامی دست شماست. خوشی زندگی مهم است. اما کافی نیست. خوبی زندگی لازم است.
آرزو نمی کنم خوشبخت باشید. امیدوارم که کامیاب باشید. کامیابی ناشی از حضور توامان خوشی و خوبی زندگی.
مجتبی لشکربلوکی
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
همین الان یک آزمایش انجام دهید. به سایت گوگل بروید و تایپ کنید چرا من. همین دو کلمه را که تایپ می کنید، خود گوگل بر اساس جستجوهای قبلی به شما پیشنهاد می دهد. می دانید پیشنهادش چیست؟ می گوید چرا من بدبختم! ظاهرا این احساس بدبختی آنقدر همگانی است که تبدیل به یکی از جستجوهای پرطرفدار گوگل شده است!!
راستش را بخواهید آدم های مختلف از منظرهای متنوع و با تعاریف مختلف از بدبختی و خوشبختی، شادی و افسردگی، خوش شانسی و بدشانسی به این موضوع پرداخته اند؟
مثلا پروفسور ریچارد وایزمن؛ استاد روانشناسی دانشگاه هرتفورشایر گفته میخواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضیها را میزند و آنها هم در جای درست هستند در حالی که سایرین از آن محرومند؟! به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوششانس و عده ديگر بدشانس هستند؟
یک بار یک آزمایش جالب طراحی کردم. و از دو گروه افرادی که از قبل خود را خوش شانس و بدشانس معرفی کرده بودند روزنامهای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست. به طور مخفيانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که میگفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديدهايد، 50 دلار پاداش خواهيد گرفت.
با اینکه آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده و افرادی که احساس بدشانسی میکردند عمدتاً آن را نديدند، درحالی که اغلب افراد خوششانس متوجه آن شدند! مطالعه وی نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبیتر از افراد خوششانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصتهای غيرمنتظره را مختل میکند. در نتيجه، آنها فرصتهای غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست میدهند. افراد خوششانس در واقع آدمهای راحتتر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه در جستجوی آنها هستند را خوب میبينند!
این تمام پاسخ به این مساله (بدبختی و خوشبختی) نیست، فقط یکی از جواب ها می تواند باشد.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
خوشبختی و بدبختی پرسشی است که در طول تاریخ ادامه یافته است و ادامه هم دارد. اما می توان تا اطلاع ثانوی به دو نکته کلیدی در این زمینه توجه کرد.
1- اولا اینکه اصلا این سوال اشتباه است. بدبختی یا خوشبختی از نظر واژه شناسی اشتباه به نظر می رسد چون مفروض گرفته که همه چیز به بخت (شانس، اقبال، یا تقدیر) مرتبط است. در طول تاریخ هزاران ساله فرهنگ و ادبیات ایرانی نیز این مساله را می توانیم از واژه ها بفهمیم. به این واژه ها دقت کنید: نیک اختری، نکوطالعی، خوش اقبالی، نیک بختی، نگون بختی، سیاه بختی و شوربختی. هر هفت واژه تلویحا این فرض را گرفته اند که ریشه شادکامی/ناکامی انسان وابسته است به بیرون. من از زمانی به بعد عمداً به جای واژه خوشبختی، از کلمه کامیابی استفاده می کنم. کلمه ای که در آن فعالیت و عاملیت مطرح است.
2- یکی از مهم ترین دروسی که در زندگی آموختم (و البته ایکاش یکی پیدا می شد و به جای آموزش آمیب و جلبک و یون و الکترون و سینوس و کسینوس این ها را به ما در مدرسه یاد می داد) این است که بین خوشی زندگی و خوبی زندگی تفاوت قائل شوم. در يك زندگي خوش، در جستجوی بيشترين لذت ممكن و کمترین رنج ممکن برای خودم هستم. خوشی زندگی وابسته است به لذت ها و رنج ها و بسیاری از امور لذت بخش یا رنج آور از حیطه اختیار و قدرت ما خارج است.
اما در خوبی زندگی داستان کاملا متفاوت است، در خوبی زندگی، لذت و رنج مهم نیست، بلکه وابسته است به آنچه باید و می توانم انجام دهم و آنچه انجام می دهم. در هر شرایطی (بدترین شرایط زندگی را در نظر بگیرید طاعون و فقر و سیل) هر کسی می تواند کارهایی انجام دهد که اخلاقاً درست است و عملا امکان پذیر است. اگر بین آنچه می توانم و باید انجام دهم و آنچه انجام دهم، تطابق وجود داشته باشد، خوبی زندگی رقم خورده است. خوشی زندگی لذت می آورد و خوبی زندگی رضایت می آورد. لذت، واكنشي است گذرا به رخدادهای دوست داشتی بیرونی. اما رضایت از عمق هستي ما بر می خیزد. «خوشي ناشی از لذت» حالي است كه زود مي آيد و زود مي رود اما «رضايت» مقامي است كه ماندنی است. مقایسه کنید لذت یک شب ماندن در گران ترین هتل دنیا با رضایت ناشی از نجات یک انسان. زندگی ماهاتما گاندی، نلسون ماندلا و مادر ترزا شاید همواره با خوشی همراه نبوده است (که سال ها با درد و رنج زیسته اند) اما این ناخوشی زندگی چیزی از خوبی زندگی شان و رضایت عمیق و ماندگارشان کم نکرد. مزیت خوبی زندگی به خوشی زندگی آنست که بخش زیادی از خوشی زندگی دست شما نیست اما خوبی زندگی به تمامی دست شماست. خوشی زندگی مهم است. اما کافی نیست. خوبی زندگی لازم است.
آرزو نمی کنم خوشبخت باشید. امیدوارم که کامیاب باشید. کامیابی ناشی از حضور توامان خوشی و خوبی زندگی.
مجتبی لشکربلوکی
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
✅ استاد دانشگاه تهران برنده جایزه بینالمللی مهندسی هیدرولیک شد.
✅ به گزارش روابطعمومی دانشگاه تهران به نقل از پردیس دانشکدههای فنی دانشگاه، دکتر #محمد_کارآموز، استاد دانشکده مهندسی عمران این پردیس، موفق به دریافت جایزه بینالمللی مهندسی هیدرولیک در نواحی خشک و نیمهخشک در سال ۲۰۱۸ میلادی شد.
✅این جایزه برای کارهای استثنایی و نو (original) دکتر محمد کارآموز در هیدرولوژی، هیدرولیک، آبیاری و زهکشی، برنامهریزی و مدیریت منابع آب، نیروگاههای برقآبی، بهرهبرداری از مخازن سدها، خشکسالی و تغییر اقلیم در بیش از ۳۰ سال تدریس، تحقیق، الگوسازی، مشاوره، ظرفیتسازی و انتقال دانش از طریق چاپ کتابهای درسی، مقالات، سخنرانیها و ارائه مطالب علمی و حرفهای به ایشان اعطا شده است.
✅در متن جایزه آمده است: «در قدردانی از اقدامات و آثار ارزنده ایشان در پیشبرد مهندسی هیدرولیک در اقلیم خشک و نیمهخشک. این جایزه در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۱۸ در شهر میناپولیس ایالات متحده در زمان برگزاری کنگره بینالمللی آب و محیطزیست ASCE به دکتر کارآموز داده شده است
به بهانه اهدای جایزه به محمد کارآموز توسط انجمن مهندسان عمران آمریکا
🖌 کاوه مدنی
.
امروز، پس از ده ماه، بالاخره خبر جایزه باارزش پروفسور محمد کارآموز را در فضای مجازی ایران دیدم.
شاید بسیاری از هم نسلان من ندانند که #محمد_کارآموز از معدود افرادی است که پس از رسیدن به درجه استاد تمامی در آمریکا در دهه 70 شمسی به ایران بازگشت و به عنوان استاد دانشگاه های امیرکبیر و تهران نقش پررنگی در بسط و توسعه رشته #مدیریت_منابع_آب در ایران بازی کرد.
بسیاری از بزرگان و دست اندرکاران مدیریت منابع ایران و اساتید ایران حوزه آب در خارج کشور از شاگردان پروفسور محمد کارآموز و دیگر عزیزانی نظیر پروفسور #احمد_ابریشم_چی و پروفسور #عباس_افشار هستند که در اشاعه تفکر سیستمی و پیشرفت رشته مدیریت منابع آب در ایران نقشی پررنگ داشته اند.
خوب است قدر این نقش آفرینان و بزرگواران را بدانیم و قدردان زحمات آنان باشیم. 🙏
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
✅ به گزارش روابطعمومی دانشگاه تهران به نقل از پردیس دانشکدههای فنی دانشگاه، دکتر #محمد_کارآموز، استاد دانشکده مهندسی عمران این پردیس، موفق به دریافت جایزه بینالمللی مهندسی هیدرولیک در نواحی خشک و نیمهخشک در سال ۲۰۱۸ میلادی شد.
✅این جایزه برای کارهای استثنایی و نو (original) دکتر محمد کارآموز در هیدرولوژی، هیدرولیک، آبیاری و زهکشی، برنامهریزی و مدیریت منابع آب، نیروگاههای برقآبی، بهرهبرداری از مخازن سدها، خشکسالی و تغییر اقلیم در بیش از ۳۰ سال تدریس، تحقیق، الگوسازی، مشاوره، ظرفیتسازی و انتقال دانش از طریق چاپ کتابهای درسی، مقالات، سخنرانیها و ارائه مطالب علمی و حرفهای به ایشان اعطا شده است.
✅در متن جایزه آمده است: «در قدردانی از اقدامات و آثار ارزنده ایشان در پیشبرد مهندسی هیدرولیک در اقلیم خشک و نیمهخشک. این جایزه در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۱۸ در شهر میناپولیس ایالات متحده در زمان برگزاری کنگره بینالمللی آب و محیطزیست ASCE به دکتر کارآموز داده شده است
به بهانه اهدای جایزه به محمد کارآموز توسط انجمن مهندسان عمران آمریکا
🖌 کاوه مدنی
.
امروز، پس از ده ماه، بالاخره خبر جایزه باارزش پروفسور محمد کارآموز را در فضای مجازی ایران دیدم.
شاید بسیاری از هم نسلان من ندانند که #محمد_کارآموز از معدود افرادی است که پس از رسیدن به درجه استاد تمامی در آمریکا در دهه 70 شمسی به ایران بازگشت و به عنوان استاد دانشگاه های امیرکبیر و تهران نقش پررنگی در بسط و توسعه رشته #مدیریت_منابع_آب در ایران بازی کرد.
بسیاری از بزرگان و دست اندرکاران مدیریت منابع ایران و اساتید ایران حوزه آب در خارج کشور از شاگردان پروفسور محمد کارآموز و دیگر عزیزانی نظیر پروفسور #احمد_ابریشم_چی و پروفسور #عباس_افشار هستند که در اشاعه تفکر سیستمی و پیشرفت رشته مدیریت منابع آب در ایران نقشی پررنگ داشته اند.
خوب است قدر این نقش آفرینان و بزرگواران را بدانیم و قدردان زحمات آنان باشیم. 🙏
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
🖊فوکویاما و بازگشت به مارکس تعدیل شده
فرانسیس فوکویاما، نظریهپردازی است که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شهرهی آفاق شد. ابتدا مقالهی " پایان تاریخ و آخرین انسان" را نوشت. بعد، در سال ۱۹۹۲، آن را به کتابی با همین عنوان تبدیل کرد. استدلال وی در این مقاله و کتاب این بود که تجربهی فروپاشی بلوک شرق دالّ بر حقانیت رویکرد لیبرال دموکراسی است؛ تجربه بلندمدت زیست جامعه انسانی در چارچوب لگوهای مختلف سازماندهی اجتماعی، و مقایسه تطبیقی این تجربهها، دالّ بر این است که این الگو در تامین سه نیاز اساسی انسان موفقتر عمل کرده است: نیاز به آزادی؛ نیاز به رفاه؛ و نیاز به مورد احترام قرار گرفتن یا ارجشناسی.
روش او در اینباره، دیالکتیک هگلی است. یعنی این مبارزهی بندگان در برابر خدایگان، با هدف نیل به این نیازها، است که تحولات تاریخی معطوف به فراگیر شدن چنین الگویی را دامن زده و آن را در مسیر تکامل نهایی، پیش برده است.
حالا، بعد از گذشت بیش از ربع قرن از سیطرهی تفکر نئولیبرالی، وی، در پاسخ به پرسش خبرنگار مجله نیواستیتمن (
"نظرت درباره بازگشت چپ سوسیالیستی در آمریکا و انگلیس چیست؟") میگوید: بستگی دارد منظورت از سوسیالیسم چه باشد؟ اگر منظور [اجتماعیشدن] مالکیت ابزار تولید باشد، فکر نمیکنم سوسیالیسم موفق باشد. ...اما اگر منظورت برنامههای بازتوزیعی است که تلاش میکنند عدم تعادل وسیع میان درآمدها و ثروتها را جبران کنند، بله! فکر میکنم نه تنها میتوانند [به سیاست] برگردند بلکه باید هم برگردند. ...این دوره طولانی که با ریگان و تاچر شروع شد و طی آن مجموعهای از ایدهها درباره مزایای بازار بدون قاعدهمند [بدون دولت] اجرا شد، از جهات گوناگون آثار مخربی داشته است....به نظر میرسد در این موقعیت حرفهای مارکس درست از آب درآمده".
این را میتوان همراهی وی با توماس پیکیتی دانست که در کتاب پرآوازه "سرمایه در قرن بیست و یکم"، بهطور مستدل، نشان میدهد توزیع ثروت و درآمد در ربع قرن اخیر بدتر شده است و این وضع، موجودیت دموکراسی متعارف در اروپا و آمریکا را تهدید میکند.
واقعیت این است: در جایی که الیگارشی مالی سیطره داشته باشد، سخن گفتن از آزادی و صندوق رای بیمعناست. مارکس، در این نظر که آزادی بدون دسترسی همه افراد جامعه به حداقلهای زندگی، آزادی صاحبان سرمایه و ابزار تولید است، برحق بود و در تئوریزه کردن دیکتاتوری پرولتاریا نه. نظام تک حزبی چه با هدف هژمونی طبقه کارگر باشد و چه با هدف سیطره طبقه فرادست جامعه، سر از دیکتاتوری مخرّب در میآورد. تنها راه ساماندهی مطلوب جامعه انسانی، برقراری الگوی مبتنی بر رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال است. الگویی مبتنی بر نظام پارلمانی که در آن اقشار فرودست، با سازماندهی خود، توانایی دسترسی به اهداف سهگانه فوکویاما و کمرنگ کردن مرزبندی طبقاتی را پیدا میکنند.
💠علی دینی ترکمانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
فرانسیس فوکویاما، نظریهپردازی است که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شهرهی آفاق شد. ابتدا مقالهی " پایان تاریخ و آخرین انسان" را نوشت. بعد، در سال ۱۹۹۲، آن را به کتابی با همین عنوان تبدیل کرد. استدلال وی در این مقاله و کتاب این بود که تجربهی فروپاشی بلوک شرق دالّ بر حقانیت رویکرد لیبرال دموکراسی است؛ تجربه بلندمدت زیست جامعه انسانی در چارچوب لگوهای مختلف سازماندهی اجتماعی، و مقایسه تطبیقی این تجربهها، دالّ بر این است که این الگو در تامین سه نیاز اساسی انسان موفقتر عمل کرده است: نیاز به آزادی؛ نیاز به رفاه؛ و نیاز به مورد احترام قرار گرفتن یا ارجشناسی.
روش او در اینباره، دیالکتیک هگلی است. یعنی این مبارزهی بندگان در برابر خدایگان، با هدف نیل به این نیازها، است که تحولات تاریخی معطوف به فراگیر شدن چنین الگویی را دامن زده و آن را در مسیر تکامل نهایی، پیش برده است.
حالا، بعد از گذشت بیش از ربع قرن از سیطرهی تفکر نئولیبرالی، وی، در پاسخ به پرسش خبرنگار مجله نیواستیتمن (
"نظرت درباره بازگشت چپ سوسیالیستی در آمریکا و انگلیس چیست؟") میگوید: بستگی دارد منظورت از سوسیالیسم چه باشد؟ اگر منظور [اجتماعیشدن] مالکیت ابزار تولید باشد، فکر نمیکنم سوسیالیسم موفق باشد. ...اما اگر منظورت برنامههای بازتوزیعی است که تلاش میکنند عدم تعادل وسیع میان درآمدها و ثروتها را جبران کنند، بله! فکر میکنم نه تنها میتوانند [به سیاست] برگردند بلکه باید هم برگردند. ...این دوره طولانی که با ریگان و تاچر شروع شد و طی آن مجموعهای از ایدهها درباره مزایای بازار بدون قاعدهمند [بدون دولت] اجرا شد، از جهات گوناگون آثار مخربی داشته است....به نظر میرسد در این موقعیت حرفهای مارکس درست از آب درآمده".
این را میتوان همراهی وی با توماس پیکیتی دانست که در کتاب پرآوازه "سرمایه در قرن بیست و یکم"، بهطور مستدل، نشان میدهد توزیع ثروت و درآمد در ربع قرن اخیر بدتر شده است و این وضع، موجودیت دموکراسی متعارف در اروپا و آمریکا را تهدید میکند.
واقعیت این است: در جایی که الیگارشی مالی سیطره داشته باشد، سخن گفتن از آزادی و صندوق رای بیمعناست. مارکس، در این نظر که آزادی بدون دسترسی همه افراد جامعه به حداقلهای زندگی، آزادی صاحبان سرمایه و ابزار تولید است، برحق بود و در تئوریزه کردن دیکتاتوری پرولتاریا نه. نظام تک حزبی چه با هدف هژمونی طبقه کارگر باشد و چه با هدف سیطره طبقه فرادست جامعه، سر از دیکتاتوری مخرّب در میآورد. تنها راه ساماندهی مطلوب جامعه انسانی، برقراری الگوی مبتنی بر رویکرد سوسیال دموکراسی رادیکال است. الگویی مبتنی بر نظام پارلمانی که در آن اقشار فرودست، با سازماندهی خود، توانایی دسترسی به اهداف سهگانه فوکویاما و کمرنگ کردن مرزبندی طبقاتی را پیدا میکنند.
💠علی دینی ترکمانی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
🔵 «کی بالاخره اقتصاد این کشور درست میشه؟ امیدی به آینده هست؟»
✍️دکتر پویا ناظران
پاسخ: تا سیاستگذاری اقتصادی درست نشه، اقتصاد درست نمیشه.
پس فکر کنیم ببینیم چه جوری میشه سیاستگذاری اقتصادی رو اصلاح کرد.
وقتی که سیاستگذار منتخب مردمه، اون کاری رو میکنه که مردم دلشون میخواهد، نه اون کاری که در بلندمدت بنفعشونه. پس برای درست شدن سیاستگذاری اقتصادی، اول باید دانش اقتصادی همگانی به جایی برسه که مردم از دولت اون چیزی رو بخواهند که در بلندمدت بنفعشونه.
گوش کارشناسان اقتصادی کشور پر از این عبارت که:
«طرح شما از نظر منطق اقتصادی کاملاً درسته! من قبول دارم! خیلی هم خوبه. ولی امروز جامعه ما پذیرای چنین راهحلی نیست». بعد هم «وضعیت حساس کنونی» رو بهونه میکنن برای انفعال.
اگه نصف اون میزانی که تو دبیرستان صرف ریاضی و فیزیک شد، صرف اقتصاد میشد، مطالبات اجتماعی متفاوت میشد و این وضعمون نبود.
اما اگه الان بخواهیم از سطح دبیرستان شروع کنیم، چند تا اشکال داره:
۱) خیلی زمان میبره. اگه از سال آینده اقتصاد رو به مقطع دبیرستان اضافه کنیم، ۲۰ سال دیگه نفعش رو میبینیم.
۲) کی باید اون کتابهای درسی اقتصاد دبیرستان رو بنویسه؟! برخی از اقتصادخوندههای مشهور کشور، اشرافشون به علم اقتصاد کمتر از اقتصادنخوندههای کف بازاره.
خب همگی تلاش کنیم که مطالعه اقتصادی رو جدیتر بگیریم. مثلا هر روز تحلیلهای اقتصادی روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی خوب رو بخونیم.
این سریعتر از آموزش در مقطع دبیرستان جواب میده.
به نویسنده کتب درسی هم انحصار در عرصه تفکر اقتصادی نمیده. لازم نیست کسی اقتصاددان باشه، تا حرف منطقی رو بفهمه. پس کسانی که علاقمند باشند، بالاخره تحلیلهای خوب رو، چه در نشریات و چه در شبکههای اجتماعی، پیدا میکنند.
اشکالش اینه که کل مشتری کانالهای اقتصادی تلگرام صد هزار نفر هم نیست. تیراژ روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی با کیفیت هم بیشتر از این نیست. این کشور پنجاه میلیون رای دهنده داره. یعنی تحلیلهای اقتصادی، به گوش ۱٪ جامعه هم نمیرسه.
پس چکار کنیم تا سیاستگذاری اقتصادی تو کشور بهبود پیدا کنه؟
اقتصاد امروز حاصل چند دهه سیاستگذاری «پیرمردها»ست. پیرمردهایی که هیچوقت علم اقتصاد رو نخوندند و نفهمیدند. این جماعت غریبه با علم اقتصاد، میز سیاستگذاری و تصمیمگیری رو به تسلط خودشون درآوردند. در واقع دور میز، تعداد زیادی از این «پیرمردها» نشستهاند، و فقط گاهی یک اقتصاددان مسلط به علم اقتصاد هم حضور داره.
حالا تصور میکنید برخورد بقیه با اون یه دونه اقتصاددان چه جوریه؟ تو مایههای برخورد اهالی برره با کیانوش!
برای اصلاح سیاستگذاری اقتصادی کشور، باید تعداد اقتصاددانهای دور اون میزها رو افزایش داد. اما برای این کار، اول باید اقتصاددانهای جوان و باسواد داشت.
امروز تخمین من از تعداد اقتصاددانهای جوان و باسواد حاضر در کشور، حدود بیست تا سی نفره. تعدادشون باید ده برابر بشه تا صداشون شنیده بشه.
اگه ۱۰۰۰ نفر از دانشجوهای ایرانی بروند در آمریکا و اروپا تا اقتصاد، مدیریت، و فاینانس بخونند، بعد از فارغالتحصیلی، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون بر میگردند به کشور.
حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون هم بعد از چند سال کار کردن، به کشور بر میگردند.
به ارزیابی من از عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، همین دویست سیصد نفر کافیاند تا جهتگیری اقتصادی کشور بیافته تو ریل درست. این دویست سیصد نفر، مستقیم و غیرمستقیم، هم بر فضای مباحث اقتصادی رسانهای تاثیر میگذارند، هم بر سیاستگذاریهای اقتصادی. این عده، عامل برداشتن گامهای کوچک و مکرر، در جهت اصلاح حکمرانی اقتصادی کشور میشن؛ دقیقا چیزی که لازم داریم.
«پیرمردها» کرسی سیاستگذاری رو دو دستی چسبیدهاند، و مثل سنگر ازش حفاظت میکنند. امروز تک و توک اقتصاددانانی هستند که بالاخره دور این میز جایی پیدا کردهاند. اما تعدادشون اینقدر کمه که قدرت اثرگذاری ندارند.
سنگر سیاستگذاری اقتصادی رو باید با یک موج انسانی از این «پیرمردها» گرفت؛ موجی از صدها جوان باسواد و مسلط به علم اقتصاد.
الان حدود ۵۰ تا دانشجوی ایرانی در آمریکا دکترای اقتصاد میخونند. روزی که ۱۰۰۰ نفر از شما در دانشگاههای معتبر دنیا در حال تحصیل اقتصاد، فاینانس، مدیریت، یا حسابداری باشید، من خیالم راحت میشه که اصلاح جهت گیری اقتصادی کشور دیر و زود داره، اما دیگه سوخت و سوز نداره. در اون صورت، اگرچه سامان گرفتن اقتصاد همچنان سخته، و یه شبه هم قابل انجام نیست، اما لااقل قطعیه!
در متن گفتم «اقتصاددان»، ولی واقعا نیاز کشور به جوانان باسواد در رشتههای علوم اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی، و کلا سایر علوم انسانی، کمتر از نیاز کشور به اقتصاد، فاینانس و مدیریت نیست.
🔸منبع: کانال نگارنده وقایع اقتصادیه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
✍️دکتر پویا ناظران
پاسخ: تا سیاستگذاری اقتصادی درست نشه، اقتصاد درست نمیشه.
پس فکر کنیم ببینیم چه جوری میشه سیاستگذاری اقتصادی رو اصلاح کرد.
وقتی که سیاستگذار منتخب مردمه، اون کاری رو میکنه که مردم دلشون میخواهد، نه اون کاری که در بلندمدت بنفعشونه. پس برای درست شدن سیاستگذاری اقتصادی، اول باید دانش اقتصادی همگانی به جایی برسه که مردم از دولت اون چیزی رو بخواهند که در بلندمدت بنفعشونه.
گوش کارشناسان اقتصادی کشور پر از این عبارت که:
«طرح شما از نظر منطق اقتصادی کاملاً درسته! من قبول دارم! خیلی هم خوبه. ولی امروز جامعه ما پذیرای چنین راهحلی نیست». بعد هم «وضعیت حساس کنونی» رو بهونه میکنن برای انفعال.
اگه نصف اون میزانی که تو دبیرستان صرف ریاضی و فیزیک شد، صرف اقتصاد میشد، مطالبات اجتماعی متفاوت میشد و این وضعمون نبود.
اما اگه الان بخواهیم از سطح دبیرستان شروع کنیم، چند تا اشکال داره:
۱) خیلی زمان میبره. اگه از سال آینده اقتصاد رو به مقطع دبیرستان اضافه کنیم، ۲۰ سال دیگه نفعش رو میبینیم.
۲) کی باید اون کتابهای درسی اقتصاد دبیرستان رو بنویسه؟! برخی از اقتصادخوندههای مشهور کشور، اشرافشون به علم اقتصاد کمتر از اقتصادنخوندههای کف بازاره.
خب همگی تلاش کنیم که مطالعه اقتصادی رو جدیتر بگیریم. مثلا هر روز تحلیلهای اقتصادی روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی خوب رو بخونیم.
این سریعتر از آموزش در مقطع دبیرستان جواب میده.
به نویسنده کتب درسی هم انحصار در عرصه تفکر اقتصادی نمیده. لازم نیست کسی اقتصاددان باشه، تا حرف منطقی رو بفهمه. پس کسانی که علاقمند باشند، بالاخره تحلیلهای خوب رو، چه در نشریات و چه در شبکههای اجتماعی، پیدا میکنند.
اشکالش اینه که کل مشتری کانالهای اقتصادی تلگرام صد هزار نفر هم نیست. تیراژ روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی با کیفیت هم بیشتر از این نیست. این کشور پنجاه میلیون رای دهنده داره. یعنی تحلیلهای اقتصادی، به گوش ۱٪ جامعه هم نمیرسه.
پس چکار کنیم تا سیاستگذاری اقتصادی تو کشور بهبود پیدا کنه؟
اقتصاد امروز حاصل چند دهه سیاستگذاری «پیرمردها»ست. پیرمردهایی که هیچوقت علم اقتصاد رو نخوندند و نفهمیدند. این جماعت غریبه با علم اقتصاد، میز سیاستگذاری و تصمیمگیری رو به تسلط خودشون درآوردند. در واقع دور میز، تعداد زیادی از این «پیرمردها» نشستهاند، و فقط گاهی یک اقتصاددان مسلط به علم اقتصاد هم حضور داره.
حالا تصور میکنید برخورد بقیه با اون یه دونه اقتصاددان چه جوریه؟ تو مایههای برخورد اهالی برره با کیانوش!
برای اصلاح سیاستگذاری اقتصادی کشور، باید تعداد اقتصاددانهای دور اون میزها رو افزایش داد. اما برای این کار، اول باید اقتصاددانهای جوان و باسواد داشت.
امروز تخمین من از تعداد اقتصاددانهای جوان و باسواد حاضر در کشور، حدود بیست تا سی نفره. تعدادشون باید ده برابر بشه تا صداشون شنیده بشه.
اگه ۱۰۰۰ نفر از دانشجوهای ایرانی بروند در آمریکا و اروپا تا اقتصاد، مدیریت، و فاینانس بخونند، بعد از فارغالتحصیلی، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون بر میگردند به کشور.
حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون هم بعد از چند سال کار کردن، به کشور بر میگردند.
به ارزیابی من از عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، همین دویست سیصد نفر کافیاند تا جهتگیری اقتصادی کشور بیافته تو ریل درست. این دویست سیصد نفر، مستقیم و غیرمستقیم، هم بر فضای مباحث اقتصادی رسانهای تاثیر میگذارند، هم بر سیاستگذاریهای اقتصادی. این عده، عامل برداشتن گامهای کوچک و مکرر، در جهت اصلاح حکمرانی اقتصادی کشور میشن؛ دقیقا چیزی که لازم داریم.
«پیرمردها» کرسی سیاستگذاری رو دو دستی چسبیدهاند، و مثل سنگر ازش حفاظت میکنند. امروز تک و توک اقتصاددانانی هستند که بالاخره دور این میز جایی پیدا کردهاند. اما تعدادشون اینقدر کمه که قدرت اثرگذاری ندارند.
سنگر سیاستگذاری اقتصادی رو باید با یک موج انسانی از این «پیرمردها» گرفت؛ موجی از صدها جوان باسواد و مسلط به علم اقتصاد.
الان حدود ۵۰ تا دانشجوی ایرانی در آمریکا دکترای اقتصاد میخونند. روزی که ۱۰۰۰ نفر از شما در دانشگاههای معتبر دنیا در حال تحصیل اقتصاد، فاینانس، مدیریت، یا حسابداری باشید، من خیالم راحت میشه که اصلاح جهت گیری اقتصادی کشور دیر و زود داره، اما دیگه سوخت و سوز نداره. در اون صورت، اگرچه سامان گرفتن اقتصاد همچنان سخته، و یه شبه هم قابل انجام نیست، اما لااقل قطعیه!
در متن گفتم «اقتصاددان»، ولی واقعا نیاز کشور به جوانان باسواد در رشتههای علوم اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی، و کلا سایر علوم انسانی، کمتر از نیاز کشور به اقتصاد، فاینانس و مدیریت نیست.
🔸منبع: کانال نگارنده وقایع اقتصادیه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
هفته نامه اکونومیست تصویر جلد شماره اخیر خود را به علل کاهش نرخ خودکشی در جهان اختصاص داده است.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
ملاحظات_اقتصادی_در_تصفیه_و_دفع_آب.pdf
241.9 KB
🔵 یادداشت سیدحسین سجادیفر با عنوان :
ملاحظات اقتصادی در تصفیه و دفع آب زیرزمینی
#سجادیفر
#آب
#آب_زیرزمینی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
ملاحظات اقتصادی در تصفیه و دفع آب زیرزمینی
#سجادیفر
#آب
#آب_زیرزمینی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
طرح هایی که همه ساله هزاران میلیارد تومان بودجه دریافت می کنند اما حتی یک گزارش قابل اتکا از میزان کاراییشان منتشر نشده است.
اقتصاددانان عزیز قبل از این طرح ها و بعد از این طرح ها، رفاه و سلامت گروه هدف چه تغییری کرده است؟ آیا این تخصیص ها کارا بوده اند یا این منابع می توانند موثر تر هزینه شوند؟
متاسفانه اکثرا درگیر مصاحبه های بیهوده و جدل برای شهرت و قدرت هستند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
اقتصاددانان عزیز قبل از این طرح ها و بعد از این طرح ها، رفاه و سلامت گروه هدف چه تغییری کرده است؟ آیا این تخصیص ها کارا بوده اند یا این منابع می توانند موثر تر هزینه شوند؟
متاسفانه اکثرا درگیر مصاحبه های بیهوده و جدل برای شهرت و قدرت هستند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
دورنمای اقتصاد
طرح هایی که همه ساله هزاران میلیارد تومان بودجه دریافت می کنند اما حتی یک گزارش قابل اتکا از میزان کاراییشان منتشر نشده است. اقتصاددانان عزیز قبل از این طرح ها و بعد از این طرح ها، رفاه و سلامت گروه هدف چه تغییری کرده است؟ آیا این تخصیص ها کارا بوده اند یا…
فقر اقتصاددان؟
"روایتی تلخ برای اقتصاددانان وطنم."
✍محمدعلی مختاری
شکر خدا می دانیم که به مراد عزیزان نهادگرا، جریان "نئولیبرال"(به قول ایشان حداقل) از دولت حذف شده است.
اکنون بهترین زمان است که همه این عزیزان با آسایش خاطر به کار علمی بپردازند.
مسائل زیادی از جمله آنچه در خصوص بودجه ذکر شد، پیش روی کشور است. لطفا حداقل به یکی از اینها پاسخ دهید.
بیایید یکبار هم که شده برای اثبات اجماع و صحیح بودن نسبی ادعایتان، آن را در یک مجله معتبر جهانی به ثبت برسانید. باور کنید اگر ببینند حرف حساب می زنید، ازشما تقدیر می کنند و کاری به نحله فکری شما ندارند.
راستی چرا نام هیچ کدام از شما بزرگوران در فهرست مقالات معتبر جهانی منتشر شده نیست؟
مگر نه این است که اقتصاد ایران که یکی از بزرگترین آزمایشگاه های جهان بوده و متاسفانه هست؟
مگر مکررا با نواع و اقسام شوک های برونزا مواجه بوده و هست؟
همه سالها ده ها بسته از سوی سازمان برنامه و وزارت خانه ها ارائه می شود.
اثر کدام یک را سنجیدید؟
از کجا بفهمیم این طرح ها موثر بوده اند؟
طرح تحول سلامت چگونه بوده است؟
چه جایگزین هایی می تواند داشته باشد که کاراتر باشند؟
آیا سوالاتی از اینها مهمتر بوده است؟
مگر هزاران میلیارد پول این مردم به آنها اختصاص داده شده است؟
خشکسالی داریم بزرگواران راهش چیست؟ چرا اینگونه شد؟
چرا همه مشکل دولت را به ناحق و با بی انصافی به یک مشاور تقلیل دادید؟
وقتتان را بهتر نمی توانستید اختصاص دهید؟بهتر نبود به جای کوبیدن یکدیگر چراغی روشن کنید؟
باور کنید مصاحبه کردن با رسانه ها و حرفهای عامه پسند زدن، هنر نیست و یک بازیکن درجه چندم فوتبال هم از شما مخاطبان بیشتری دارد.
شنیدید این بار رئیس جمهور کاسبان را حرفه ای تر از اقتصاددانان دانست؟
دیر بجنبیم شاید رئیس جمهور بعدی همین شان را هم قائل نشود!!!
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
"روایتی تلخ برای اقتصاددانان وطنم."
✍محمدعلی مختاری
شکر خدا می دانیم که به مراد عزیزان نهادگرا، جریان "نئولیبرال"(به قول ایشان حداقل) از دولت حذف شده است.
اکنون بهترین زمان است که همه این عزیزان با آسایش خاطر به کار علمی بپردازند.
مسائل زیادی از جمله آنچه در خصوص بودجه ذکر شد، پیش روی کشور است. لطفا حداقل به یکی از اینها پاسخ دهید.
بیایید یکبار هم که شده برای اثبات اجماع و صحیح بودن نسبی ادعایتان، آن را در یک مجله معتبر جهانی به ثبت برسانید. باور کنید اگر ببینند حرف حساب می زنید، ازشما تقدیر می کنند و کاری به نحله فکری شما ندارند.
راستی چرا نام هیچ کدام از شما بزرگوران در فهرست مقالات معتبر جهانی منتشر شده نیست؟
مگر نه این است که اقتصاد ایران که یکی از بزرگترین آزمایشگاه های جهان بوده و متاسفانه هست؟
مگر مکررا با نواع و اقسام شوک های برونزا مواجه بوده و هست؟
همه سالها ده ها بسته از سوی سازمان برنامه و وزارت خانه ها ارائه می شود.
اثر کدام یک را سنجیدید؟
از کجا بفهمیم این طرح ها موثر بوده اند؟
طرح تحول سلامت چگونه بوده است؟
چه جایگزین هایی می تواند داشته باشد که کاراتر باشند؟
آیا سوالاتی از اینها مهمتر بوده است؟
مگر هزاران میلیارد پول این مردم به آنها اختصاص داده شده است؟
خشکسالی داریم بزرگواران راهش چیست؟ چرا اینگونه شد؟
چرا همه مشکل دولت را به ناحق و با بی انصافی به یک مشاور تقلیل دادید؟
وقتتان را بهتر نمی توانستید اختصاص دهید؟بهتر نبود به جای کوبیدن یکدیگر چراغی روشن کنید؟
باور کنید مصاحبه کردن با رسانه ها و حرفهای عامه پسند زدن، هنر نیست و یک بازیکن درجه چندم فوتبال هم از شما مخاطبان بیشتری دارد.
شنیدید این بار رئیس جمهور کاسبان را حرفه ای تر از اقتصاددانان دانست؟
دیر بجنبیم شاید رئیس جمهور بعدی همین شان را هم قائل نشود!!!
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
🔴 مهم: فرانسه و آلمان برای میزبانی کانال مالی اتحادیه اروپا پیشقدم شدند
پایگاه خبری وال استریت ژورنال خبر داد:
☝️فرانسه یا آلمان برای میزبانی کانال ویژه مالی اتحادیه اروپا برای تجارت با ایران و دور زدن تحریمهای ایالات متحده علیه ایران پیشقدم شدهاند.
⚠️ یک مقام دیپلمات اعلام کرده در صورتی که فرانسه میزبانی این کانال مالی را برعهده گیرد یک مقام آلمانی ریاست این ائتلاف مالی را برعهده خواهد گرفت و در صورت پذیرفتن این میزبانی توسط طرف آلمانی، ریاست برعهده طرف فرانسوی خواهد بود./
👈 یکی از وقایع مهم مورد نظر عراقچی به وقوع پیوست
https://www.wsj.com/articles/france-and-germany-step-in-to-circumvent-iran-sanctions-1543251650?mod=searchresults&page=1&pos=1
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
پایگاه خبری وال استریت ژورنال خبر داد:
☝️فرانسه یا آلمان برای میزبانی کانال ویژه مالی اتحادیه اروپا برای تجارت با ایران و دور زدن تحریمهای ایالات متحده علیه ایران پیشقدم شدهاند.
⚠️ یک مقام دیپلمات اعلام کرده در صورتی که فرانسه میزبانی این کانال مالی را برعهده گیرد یک مقام آلمانی ریاست این ائتلاف مالی را برعهده خواهد گرفت و در صورت پذیرفتن این میزبانی توسط طرف آلمانی، ریاست برعهده طرف فرانسوی خواهد بود./
👈 یکی از وقایع مهم مورد نظر عراقچی به وقوع پیوست
https://www.wsj.com/articles/france-and-germany-step-in-to-circumvent-iran-sanctions-1543251650?mod=searchresults&page=1&pos=1
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
The Wall Street Journal
France and Germany Step In to Circumvent Iran Sanctions
France and Germany have joined forces to rescue a European effort to create a payments channel to keep trade flowing with Iran, defying U.S. attempts to take the air out of the plan, senior diplomats said.
paper final.pdf
635.5 KB
مقاله همکاران آب و فاضلاب کشور با عنوان شناسایی توسعه یافتگی شرکت های آب و فاضلاب شهری در دومین کنگره علوم و مهندسی آب و فاضلاب که در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، به عنوان مقاله برتر انتخاب شد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
اطلاعات عمومی آب.pdf
159.6 KB
اطلاعات عمومی آب
کاربردهای اقتصادی آب های زیر زمینی
ماهنامه اقتصادی اجتماعی شب چراغ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view
کاربردهای اقتصادی آب های زیر زمینی
ماهنامه اقتصادی اجتماعی شب چراغ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی-اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
instagram.com/econ.view