Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 دوازده ویژگی شخصيتي میلیونرها
🔸خلاصه کتاب روانشناسی پول
از مورگان هاوزل
#روانشناسی_پول
#ویدئوآموزش
#شماره۴۲
#خلاصه_کتاب
#مالی_رفتاری
#اقتصاد_رفتاری
#روانشناسی_معامله_گر
@MaliRaftariB_F
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔸خلاصه کتاب روانشناسی پول
از مورگان هاوزل
#روانشناسی_پول
#ویدئوآموزش
#شماره۴۲
#خلاصه_کتاب
#مالی_رفتاری
#اقتصاد_رفتاری
#روانشناسی_معامله_گر
@MaliRaftariB_F
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤5
Forwarded from دورنمای اقتصاد
🔵 دموکراسی و اصلاحات اقتصادی
✍ #تایلر_کوئن - اقتصاددان در دانشگاه جورج میسون
یک نگاه رایج این است که دموکراسی اصلاح اقتصادی را مشکل میکند از جمله به این دلیل که آنچه عموم مردم میخواهند از منظر اقتصادی صحیح نیست، و همچنین مثال از کشورهایی مانند چین و سنگاپور که با وجود نداشتن دموکراسی رشد اقتصادی چشمگیری داشتهاند.
اما این ایدهها گمراه کننده هستند. وقتی به دادهها نگاه میکنیم به نظر میرسد اتفاقا دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مفید است. مقاله Giuliano 2012 با بررسی دادههای 1960 تا 2004 برای 150 کشور نشان میدهد شاخص دموکراسی میتواند اصلاحات اقتصادی (اصلاحات مالی، اصلاح در بازار سرمایه، بانکداری، کشاورزی، تجارت) را پیش بینی کند ولی معکوس این رابطه برقرار نیست (با کنترل فاکتورهایی ماند کیفیت بروکراسی، آموزش، ثبات سیاسی، اثر کشورهای همسایه). هرچند نمیتوان از این همبستگی ارتباط علی استخراج کرد اما این مقاله نشان میدهد این ایده که دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مضر است در عمل دیده نمیشود.
مقاله Persson 2005 نشان میدهد مهمتر از خود دموکراسی، فرم و ساختار آن حائز اهمیت است. مثلا بیشتر فواید دموکراسی در سیستم پارلمانی (انتخاب و برکناری نخست وزیر توسط مجلس) دیده میشود در مقایسه با ریاست جمهوری (انتخاب توسط مردم برای یک دوره زمانی ثابت). همچنین دموکراسی که عمر طولانیتری دارد فاید بیشتری نشان داد. بعلاوه سیستمهای دموکراتیکی که نه براساس اکثریت آرا بوده بلکه به گروههای اقلیت هم نمایندگی اختصاص میدهند عملکرد بهتری داشتند. این مقاله نشان داد چنین سیستمهایی اصلاحات و سیاستهای اقتصادی خوب را پیش بینی میکنند.
مقاله Rodrik 1998 با بررسی حدود 80 کشور در نیمه دوم دهه 80 نشان داد، با کنترل فاکتورهایی چون میزان کارایی نیروی کار و سطح دستمزدها، همبستگی قوی بین دموکراسی (حقوق دموکراتیک، آزادی اجتماعی و سیاسی) و میزان دستمزد کارگران در بخش صنعت وجود دارد، و شاخص دموکراسی بین 80 تا 90 درصد اختلاف بین کشورها را توضیح میدهد.
تحقیق Mulligan 2003 نشان میدهد بوجود آمدن دموکراسی الزاما به تغییرات جدی در خرجکرد دولتی و مالیات نمیانجامد. یک ترجمه نتایج این تحقیق اینگونه است که قویترین تاثیر دموکراسی بر بهبود سیاستهای اقتصادی و کاهش فساد زمانی رخ میدهد که دموکراسی برای مدت طولانی برقرار باشند. نتیجه جالب دیگر این تحقیق این که تغییر از نظام غیردموکراتیک به دموکراتیک تاثیر بزرگی بر حقوق بشر دارد، به طوری که میزان مجازات اعدام و خرجکرد نظامی کاهش، آزادیهای اجتماعی افزایش یافته، و شکنجه و خدمت اجباری حذف میشوند.
البته همچنان تعیین رابطه علی بین شاخصهای کلی مانند دموکراسی و رشد اقتصادی بسیار مشکل است، اما میتوان دید که دموکراسی برای بهبود حقوق بشر بسیار مفید، و برای اصلاحات اقتصادی تا حدودی مفید است، ولی همچنان دلایل کافی برای این که دموکراسی عامل ایجاد اصلاحات اقتصادی است وجود ندارد.
🔸منبع https://bit.ly/2UxWxcs و کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
✍ #تایلر_کوئن - اقتصاددان در دانشگاه جورج میسون
یک نگاه رایج این است که دموکراسی اصلاح اقتصادی را مشکل میکند از جمله به این دلیل که آنچه عموم مردم میخواهند از منظر اقتصادی صحیح نیست، و همچنین مثال از کشورهایی مانند چین و سنگاپور که با وجود نداشتن دموکراسی رشد اقتصادی چشمگیری داشتهاند.
اما این ایدهها گمراه کننده هستند. وقتی به دادهها نگاه میکنیم به نظر میرسد اتفاقا دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مفید است. مقاله Giuliano 2012 با بررسی دادههای 1960 تا 2004 برای 150 کشور نشان میدهد شاخص دموکراسی میتواند اصلاحات اقتصادی (اصلاحات مالی، اصلاح در بازار سرمایه، بانکداری، کشاورزی، تجارت) را پیش بینی کند ولی معکوس این رابطه برقرار نیست (با کنترل فاکتورهایی ماند کیفیت بروکراسی، آموزش، ثبات سیاسی، اثر کشورهای همسایه). هرچند نمیتوان از این همبستگی ارتباط علی استخراج کرد اما این مقاله نشان میدهد این ایده که دموکراسی برای اصلاحات اقتصادی مضر است در عمل دیده نمیشود.
مقاله Persson 2005 نشان میدهد مهمتر از خود دموکراسی، فرم و ساختار آن حائز اهمیت است. مثلا بیشتر فواید دموکراسی در سیستم پارلمانی (انتخاب و برکناری نخست وزیر توسط مجلس) دیده میشود در مقایسه با ریاست جمهوری (انتخاب توسط مردم برای یک دوره زمانی ثابت). همچنین دموکراسی که عمر طولانیتری دارد فاید بیشتری نشان داد. بعلاوه سیستمهای دموکراتیکی که نه براساس اکثریت آرا بوده بلکه به گروههای اقلیت هم نمایندگی اختصاص میدهند عملکرد بهتری داشتند. این مقاله نشان داد چنین سیستمهایی اصلاحات و سیاستهای اقتصادی خوب را پیش بینی میکنند.
مقاله Rodrik 1998 با بررسی حدود 80 کشور در نیمه دوم دهه 80 نشان داد، با کنترل فاکتورهایی چون میزان کارایی نیروی کار و سطح دستمزدها، همبستگی قوی بین دموکراسی (حقوق دموکراتیک، آزادی اجتماعی و سیاسی) و میزان دستمزد کارگران در بخش صنعت وجود دارد، و شاخص دموکراسی بین 80 تا 90 درصد اختلاف بین کشورها را توضیح میدهد.
تحقیق Mulligan 2003 نشان میدهد بوجود آمدن دموکراسی الزاما به تغییرات جدی در خرجکرد دولتی و مالیات نمیانجامد. یک ترجمه نتایج این تحقیق اینگونه است که قویترین تاثیر دموکراسی بر بهبود سیاستهای اقتصادی و کاهش فساد زمانی رخ میدهد که دموکراسی برای مدت طولانی برقرار باشند. نتیجه جالب دیگر این تحقیق این که تغییر از نظام غیردموکراتیک به دموکراتیک تاثیر بزرگی بر حقوق بشر دارد، به طوری که میزان مجازات اعدام و خرجکرد نظامی کاهش، آزادیهای اجتماعی افزایش یافته، و شکنجه و خدمت اجباری حذف میشوند.
البته همچنان تعیین رابطه علی بین شاخصهای کلی مانند دموکراسی و رشد اقتصادی بسیار مشکل است، اما میتوان دید که دموکراسی برای بهبود حقوق بشر بسیار مفید، و برای اصلاحات اقتصادی تا حدودی مفید است، ولی همچنان دلایل کافی برای این که دموکراسی عامل ایجاد اصلاحات اقتصادی است وجود ندارد.
🔸منبع https://bit.ly/2UxWxcs و کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
MRU
Democracy and Reforms | MRU
Join students around the world mastering micro and macro economics and more for free.
❤6
Forwarded from دورنمای اقتصاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فصل پنجم اقتصاد توسعه :
#جغرافیا_و_توسعه - بخش دوم
🔸5.1. معکوسسازی فرآیند کسب ثروت
بعضی از کشورهایی که در گذشته ثروتمند بودند امروز فقیرند و بالعکس، با وجود اینکه جغرافیای آنها تغییری نکرده است. معکوش شدن فرآیند کسب ثروت چه درسی در مورد رشد اقتصادی به ما میدهد؟
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مقاله "معکوس سازی فرآیند کسب ثروت" (انگلیسی)
https://bit.ly/2wrJAKY
خرید کتاب "چرا کشورها شکست میخورند؟"(فارسی)
https://bit.ly/2J7dpmW
خرید کتاب "ثروت و فقر ملل" (انگلیسی)
https://amzn.to/3ad2tQx
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
ّ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
#جغرافیا_و_توسعه - بخش دوم
🔸5.1. معکوسسازی فرآیند کسب ثروت
بعضی از کشورهایی که در گذشته ثروتمند بودند امروز فقیرند و بالعکس، با وجود اینکه جغرافیای آنها تغییری نکرده است. معکوش شدن فرآیند کسب ثروت چه درسی در مورد رشد اقتصادی به ما میدهد؟
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مقاله "معکوس سازی فرآیند کسب ثروت" (انگلیسی)
https://bit.ly/2wrJAKY
خرید کتاب "چرا کشورها شکست میخورند؟"(فارسی)
https://bit.ly/2J7dpmW
خرید کتاب "ثروت و فقر ملل" (انگلیسی)
https://amzn.to/3ad2tQx
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
ّ
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤5
#ویدئو
#اقتصاد_سنجی_کاربردی
#دکتر_کشاورز
#دانشگاه_صنعتی_شریف
جلسه نهم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
https://t.me/econ_archive_videos/148
#اقتصاد_سنجی_کاربردی
#دکتر_کشاورز
#دانشگاه_صنعتی_شریف
جلسه نهم
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
https://t.me/econ_archive_videos/148
Telegram
آرشیو کلاس های دانشکده اقتصاد شریف
#ویدئو
#سنجی_کاربردی
#دکتر_کشاورز
جلسه نهم
#سنجی_کاربردی
#دکتر_کشاورز
جلسه نهم
👍2❤1
Forwarded from دورنمای اقتصاد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 فصل پنجم اقتصاد توسعه :
#جغرافیا_و_توسعه - بخش دوم
🔸 5.2. تاثیر جغرافیا بر نهادها
نهادها مهم هستند، اما نهادها از کجا میآیند؟
چرا بعضی کشورها نهادهای بهتری نسبت به سایر کشورها دارند؟
جغرافیا ممکن است بطور غیرمستقیم و از طریق نهادها هم نقش بازی کند.
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مقاله "موهبتهای کلیدی، نابرابری، و مسیرهای توسعه" (به زبان انگلیسی)
https://bit.ly/2wx1rAl
📎 https://t.me/DevelopmentEcon
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
#جغرافیا_و_توسعه - بخش دوم
🔸 5.2. تاثیر جغرافیا بر نهادها
نهادها مهم هستند، اما نهادها از کجا میآیند؟
چرا بعضی کشورها نهادهای بهتری نسبت به سایر کشورها دارند؟
جغرافیا ممکن است بطور غیرمستقیم و از طریق نهادها هم نقش بازی کند.
✔️ مطالب مرتبط به این درس
مقاله "موهبتهای کلیدی، نابرابری، و مسیرهای توسعه" (به زبان انگلیسی)
https://bit.ly/2wx1rAl
📎 https://t.me/DevelopmentEcon
🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 آبیاری زیرزمینی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤2
خودت را بهتر كن، اين تمام كارى است كه ميتوانى براى بهتر كردن جهان انجام دهى.
ويتگنشتاين
شب خوش
ويتگنشتاين
شب خوش
❤10👍1
🔵 انتشار مقاله جدید در مجله
*World Water Policy*
خوشحالم که انتشار مقاله پژوهشی جدیدمان را با شما به اشتراک میگذارم:
«دسترسی عادلانه به آب شهری: طراحی تعرفه حق انشعاب متناسب با جمعیت، با رویکرد توان پرداخت مبتنی بر رفاه اجتماعی»
نویسندگان:
- سیدحسین سجادیفر
- مسعود علویان صدر
- شهرام حیدریان سامانی
- علی مزیکی
- علیرضا پورابراهیم
💧 مهمترین دستاورد سیاستی این پژوهش چیست؟
تعرفه حق انشعاب آب و فاضلاب یکی از منابع مهم تأمین مالی زیرساختهای این بخش است. در ایران، این تعرفهها طی یک دهه گذشته بدون تغییر باقی ماندهاند؛ این در حالی است که تورم بهطور مستمر افزایش یافته است. چنین شرایطی، ضرورت بازنگری در نظام تعرفهگذاری و طراحی چارچوبی اقتصادیتر و عادلانهتر را بیش از پیش آشکار میکند.
در این پژوهش، یک روش دومرحلهای برای طراحی تعرفه حق انشعاب آب شهری ارائه میکنیم:
مرحله اول ـ محاسبه هزینه کامل اقتصادی
در این مرحله، با توسعه یک مدل یکپارچه مالی، اقتصادی و مهندسی، هزینه کامل بلندمدت ایجاد یک انشعاب جدید آب برآورد میشود. این محاسبات، مبنای تعیین تعرفه با هدف بازیابی هزینهها را فراهم میکند.
مرحله دوم ـ تخصیص تعرفهها بر اساس توان پرداخت
با بهرهگیری از اصول رفاه اجتماعی و دادههای درآمد و هزینه خانوار، ساختار تعرفهای متناسب با جمعیت را برای شش طبقه از شهرها در هر استان طراحی میکنیم. بر این اساس، شهرهای کوچکتر تعرفههای پایینتری میپردازند و تعرفه شهرهای بزرگتر بیشتر در نظر گرفته میشود؛ رویکردی که تفاوت در توان پرداخت نسبی شهرها را منعکس میکند. در عین حال، این الگوی تخصیص بهگونهای طراحی شده است که درآمد کل هدفگذاریشده از محل انشعابات جدید حفظ شود.
برای ارزیابی این چارچوب، دادههای مربوط به هر ۳۱ مرکز استان ایران را بررسی میکنیم تا رابطه میان جمعیت شهر و درآمد را بیازماییم؛ بهجای آنکه از ابتدا فرض کنیم اندازه جمعیت شهر، شاخصی کاملاً دقیق برای سنجش توان پرداخت است.
نتیجه پژوهش چیست؟
دستیابی به چارچوبی شفاف و انعطافپذیر برای سیاستگذاری که هزینه مهندسی زیرساختهای آب را با استطاعت مالی خانوارها، عدالت میان شهرها و پایداری مالی شرکتهای خدماترسان آب و فاضلاب پیوند میدهد.
امیدواریم این رویکرد بتواند به تأمین مالی عادلانهتر زیرساختهای آب کمک کند؛ بهویژه در مناطق کمآب که با فشار فزاینده برای بازیابی هزینهها مواجهاند.
🔗 متن کامل مقاله:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1002/wwp2.70115
#اقتصاد_آب #سیاستگذاری_آب #عدالت_آبی #آب_شهری #توسعه_پایدار
#معرفی_مقاله
#سجادبفر
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
*World Water Policy*
خوشحالم که انتشار مقاله پژوهشی جدیدمان را با شما به اشتراک میگذارم:
«دسترسی عادلانه به آب شهری: طراحی تعرفه حق انشعاب متناسب با جمعیت، با رویکرد توان پرداخت مبتنی بر رفاه اجتماعی»
نویسندگان:
- سیدحسین سجادیفر
- مسعود علویان صدر
- شهرام حیدریان سامانی
- علی مزیکی
- علیرضا پورابراهیم
💧 مهمترین دستاورد سیاستی این پژوهش چیست؟
تعرفه حق انشعاب آب و فاضلاب یکی از منابع مهم تأمین مالی زیرساختهای این بخش است. در ایران، این تعرفهها طی یک دهه گذشته بدون تغییر باقی ماندهاند؛ این در حالی است که تورم بهطور مستمر افزایش یافته است. چنین شرایطی، ضرورت بازنگری در نظام تعرفهگذاری و طراحی چارچوبی اقتصادیتر و عادلانهتر را بیش از پیش آشکار میکند.
در این پژوهش، یک روش دومرحلهای برای طراحی تعرفه حق انشعاب آب شهری ارائه میکنیم:
مرحله اول ـ محاسبه هزینه کامل اقتصادی
در این مرحله، با توسعه یک مدل یکپارچه مالی، اقتصادی و مهندسی، هزینه کامل بلندمدت ایجاد یک انشعاب جدید آب برآورد میشود. این محاسبات، مبنای تعیین تعرفه با هدف بازیابی هزینهها را فراهم میکند.
مرحله دوم ـ تخصیص تعرفهها بر اساس توان پرداخت
با بهرهگیری از اصول رفاه اجتماعی و دادههای درآمد و هزینه خانوار، ساختار تعرفهای متناسب با جمعیت را برای شش طبقه از شهرها در هر استان طراحی میکنیم. بر این اساس، شهرهای کوچکتر تعرفههای پایینتری میپردازند و تعرفه شهرهای بزرگتر بیشتر در نظر گرفته میشود؛ رویکردی که تفاوت در توان پرداخت نسبی شهرها را منعکس میکند. در عین حال، این الگوی تخصیص بهگونهای طراحی شده است که درآمد کل هدفگذاریشده از محل انشعابات جدید حفظ شود.
برای ارزیابی این چارچوب، دادههای مربوط به هر ۳۱ مرکز استان ایران را بررسی میکنیم تا رابطه میان جمعیت شهر و درآمد را بیازماییم؛ بهجای آنکه از ابتدا فرض کنیم اندازه جمعیت شهر، شاخصی کاملاً دقیق برای سنجش توان پرداخت است.
نتیجه پژوهش چیست؟
دستیابی به چارچوبی شفاف و انعطافپذیر برای سیاستگذاری که هزینه مهندسی زیرساختهای آب را با استطاعت مالی خانوارها، عدالت میان شهرها و پایداری مالی شرکتهای خدماترسان آب و فاضلاب پیوند میدهد.
امیدواریم این رویکرد بتواند به تأمین مالی عادلانهتر زیرساختهای آب کمک کند؛ بهویژه در مناطق کمآب که با فشار فزاینده برای بازیابی هزینهها مواجهاند.
🔗 متن کامل مقاله:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1002/wwp2.70115
#اقتصاد_آب #سیاستگذاری_آب #عدالت_آبی #آب_شهری #توسعه_پایدار
#معرفی_مقاله
#سجادبفر
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
Wiley Online Library
World Water Policy | PSO Water Management Journal | Wiley Online Library
Setting urban water connection fees is a complex policy problem: Fees must balance affordability, equity, and adequate cost recovery. This study develops a two-stage framework for setting urban water...
❤5👏3
🔵 چرا عجماوغلو بیجهت ستایش میشود؟ / تاثیرگذارترین اقتصاددان جهان، بهطرز عجیبی قانعکننده نیست!
هیات تحریریه اکونومیست
🔹دارون عجماوغلو، اقتصاددان MIT، در سال ۲۰۲۴ بههمراه سایمون جانسون و جیمز رابینسون جایزه نوبل اقتصاد را برای پژوهش درباره نقش نهادها در رفاه اقتصادی دریافت کرد.
🔹او با کتابها، مقالات علمی فراوان و نفوذ گسترده در میان اقتصاددانان و رسانهها، به یکی از چهرههای مسلط اقتصاد تبدیل شده است.
🔹بااینحال، برخی اقتصاددانان معتقدند اعتبار و نفوذ او همیشه با کیفیت و نوآوری پژوهشهایش تناسب ندارد؛ هرچند او را نابغه و پژوهشگری توانمند میدانند.
🔹مقاله سال ۲۰۰۱ او درباره تفاوت ثروت کشورها، نهادهای «استخراجگر» و «فراگیر» را عامل اصلی این تفاوت معرفی میکند.
🔹با وجود استناد گسترده به مقاله، اعتبار دادههای مربوط به مرگومیر مهاجران و برخی برآوردهای آماری آن از سوی پژوهشگران به چالش کشیده شده است. عجماوغلو این نقدها را ارزشمند میداند، اما از نتیجه کلی مقاله دفاع میکند.
🔹منتقدان همچنین معتقدند نظریه کلان او درباره نهادها گاهی بدیهی، مبهم و گرفتار توضیحهای دوری است و نمونه چین را بهسادگی نادیده میگیرد. دیدگاههای عمومی او درباره سیاست نیز چندان نوآورانه تلقی نمیشوند.
🔹در کتاب «قدرت و پیشرفت» و تحلیلهای مربوط به هوش مصنوعی، عجماوغلو بر پیامدهای منفی فناوری و تصاحب منافع توسط نخبگان تأکید دارد و رشد بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی را محدود پیشبینی میکند.
🔹منتقدان این رویکرد را بیشازحد بدبینانه میدانند. پیشنهاد او برای «هوش مصنوعی حامی کارگران» جذاب اما بدیهی توصیف شده و نفوذ گستردهاش گاه عاملی برای کمرنگشدن تفکر انتقادی دانسته میشود.
🔻 متن کامل
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
هیات تحریریه اکونومیست
🔹دارون عجماوغلو، اقتصاددان MIT، در سال ۲۰۲۴ بههمراه سایمون جانسون و جیمز رابینسون جایزه نوبل اقتصاد را برای پژوهش درباره نقش نهادها در رفاه اقتصادی دریافت کرد.
🔹او با کتابها، مقالات علمی فراوان و نفوذ گسترده در میان اقتصاددانان و رسانهها، به یکی از چهرههای مسلط اقتصاد تبدیل شده است.
🔹بااینحال، برخی اقتصاددانان معتقدند اعتبار و نفوذ او همیشه با کیفیت و نوآوری پژوهشهایش تناسب ندارد؛ هرچند او را نابغه و پژوهشگری توانمند میدانند.
🔹مقاله سال ۲۰۰۱ او درباره تفاوت ثروت کشورها، نهادهای «استخراجگر» و «فراگیر» را عامل اصلی این تفاوت معرفی میکند.
🔹با وجود استناد گسترده به مقاله، اعتبار دادههای مربوط به مرگومیر مهاجران و برخی برآوردهای آماری آن از سوی پژوهشگران به چالش کشیده شده است. عجماوغلو این نقدها را ارزشمند میداند، اما از نتیجه کلی مقاله دفاع میکند.
🔹منتقدان همچنین معتقدند نظریه کلان او درباره نهادها گاهی بدیهی، مبهم و گرفتار توضیحهای دوری است و نمونه چین را بهسادگی نادیده میگیرد. دیدگاههای عمومی او درباره سیاست نیز چندان نوآورانه تلقی نمیشوند.
🔹در کتاب «قدرت و پیشرفت» و تحلیلهای مربوط به هوش مصنوعی، عجماوغلو بر پیامدهای منفی فناوری و تصاحب منافع توسط نخبگان تأکید دارد و رشد بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی را محدود پیشبینی میکند.
🔹منتقدان این رویکرد را بیشازحد بدبینانه میدانند. پیشنهاد او برای «هوش مصنوعی حامی کارگران» جذاب اما بدیهی توصیف شده و نفوذ گستردهاش گاه عاملی برای کمرنگشدن تفکر انتقادی دانسته میشود.
🔻 متن کامل
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
روزنامه دنیای اقتصاد
چرا عجماوغلو بیجهت ستایش میشود؟
در سال ۲۰۲۴، دارون عجماوغلو از موسسه فناوری ماساچوست (MIT)، بههمراه سایمون جانسون و جیمز رابینسون، جایزه نوبل اقتصاد را برای پژوهشهایشان درباره چگونگی شکلدهی نهادها به رفاه اقتصادی دریافت کرد. آقای عجماوغلو تنها ۵۸ سال دارد، اما مدتی است که به چهره مسلط…
❤6😱2
🔵 حقیقت یا واقعیت
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
https://t.me/jafekri_episodes/71
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
https://t.me/jafekri_episodes/71
Telegram
جافکری
حقیقت یا واقعیت
❤3👍1
دورنمای اقتصاد pinned «🔵 انتشار مقاله جدید در مجله *World Water Policy* خوشحالم که انتشار مقاله پژوهشی جدیدمان را با شما به اشتراک میگذارم: «دسترسی عادلانه به آب شهری: طراحی تعرفه حق انشعاب متناسب با جمعیت، با رویکرد توان پرداخت مبتنی بر رفاه اجتماعی» نویسندگان: - سیدحسین سجادیفر…»
⭐️ لیست ابزارهای هوش مصنوعی برای یادگیری نوشتن پروپوزال و پایاننامه
🔢Elicit:
جستجو و تحلیل هوشمند مقالات علمی برای نگارش سریعتر و دقیقتر پیشینه پژوهش.
🔢SciSpace (Copilot):
درک بهتر مقالات پیچیده، استخراج دادهها و امکان چت مستقیم با فایلهای پایاننامه.
🔢Jenni AI:
نگارش آکادمیک، بسط دادن پاراگرافها و ارجاعدهی خودکار و استاندارد.
🔢 Consensus:
موتور جستجو برای یافتن پاسخهای مستند و استخراج نتیجهگیری از مقالات معتبر.
🔢Paperpal:
ویرایشگر تخصصی برای بررسی دقیق، اصلاح گرامر، لحن و ساختار علمی پروپوزال.
🔢Trinka AI:
تصحیح متون با تمرکز ویژه بر واژگان تخصصی رشتهها و استانداردهای نگارش آکادمیک.
#کاربرد_هوش_مصنوعی_در_تحقیقات
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔢Elicit:
جستجو و تحلیل هوشمند مقالات علمی برای نگارش سریعتر و دقیقتر پیشینه پژوهش.
🔢SciSpace (Copilot):
درک بهتر مقالات پیچیده، استخراج دادهها و امکان چت مستقیم با فایلهای پایاننامه.
🔢Jenni AI:
نگارش آکادمیک، بسط دادن پاراگرافها و ارجاعدهی خودکار و استاندارد.
🔢 Consensus:
موتور جستجو برای یافتن پاسخهای مستند و استخراج نتیجهگیری از مقالات معتبر.
🔢Paperpal:
ویرایشگر تخصصی برای بررسی دقیق، اصلاح گرامر، لحن و ساختار علمی پروپوزال.
🔢Trinka AI:
تصحیح متون با تمرکز ویژه بر واژگان تخصصی رشتهها و استانداردهای نگارش آکادمیک.
#کاربرد_هوش_مصنوعی_در_تحقیقات
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤3
🔵 #رشد_و_توسعه_اقتصادی
🔸سیاست جمعیتی نداریم
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
❄️ در فرایند توسعه اقتصادی بطور معمول ابتدا نرخ زاد و ولد و نرخ مرگ و میر بالا است، و در این دوره رشد جمعیت بطئی است. سپس با افزایش درآمد و سطح بهداشت نرخ مرگ و میر کاهش می یابد و رشد جمعیت افزایش مییابد. در مراحل آخر توسعه یافتگی و با کاهش هر دو نرخ مزبور، نرخ رشد جمعیت نیز تنظیم میشود. در این شرایط سیاستهای جمعیتی کشور پیشرفته بر مبنای سیاستهای رشد اقتصادی و اقلیمی و برای بلندمدت تنظیم میشود. یکی از شاخصهای مورد نظر رشد جمعیت و رشد بهرهوری همراه با رشد تکنولوژی است. اگر در کشوری مهاجرت از آن کشور رخ دهد بر مبنای سیاست جمعیتی بصورت گزینشی افرادی را انتخاب میکنند و پذیرش میکنند. کشورهای پیشرفته با طراحی در رشتههای مختلف پذیرای نخبگان هستند.
🔻 بر مبنای گفته دبیر ستاد ملی در ایران: «تمایلات ایرانیان به فرزندآوری» میزان تمایل زنان و مردان متأهل در سنین باروری(۲۰ تا ۵۰ سال): ۷۷.۷ درصد از پاسخگویان گفتهاند تمایلی به فرزندآوری ندارند. آن.ها دلیل خود را نگرانی از آینده فرزندان جدید عنوان کردهاند.
🔻 ایران کشوری در حال توسعه است و نیاز به حفظ جمعیت خود و نخبگان در مسیر توسعه دارد. از جمله دلایل کاهش نرخ باروری میتوان به مواردی چون: نداشتن درآمد کافی، مشکل مسکن، فشارهای اقتصادی، تورم، بیکاری و احساس ناامنی اقتصادی بیشترین دلایل مخالفت با فرزندآوری بوده است و این آمارها راه را به مسئولان نشان میدهد.
❄️ کاهش رشد جمعیت در ایران به دلایل متعددی وابسته است که برخی از آنها عبارتند از:
1. نرخ باروری پایین: یکی از اصلیترین دلایل کاهش رشد جمعیت، کاهش نرخ باروری است. بسیاری از خانوادهها به دلایل اقتصادی و اجتماعی تمایل به داشتن فرزندان کمتر دارند.
2. وضعیت اقتصادی: مشکلات اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی و تأمین نیازهای اولیه خانوادهها باعث شده است که بسیاری از زوجها تصمیم بگیرند تعداد فرزندان خود را کاهش دهند.
3. آموزش و آگاهی: افزایش سطح تحصیلات، به ویژه در میان زنان، منجر به تغییر نگرشها نسبت به خانواده و زاد و ولد شده است. زنان تحصیلکرده معمولاً تمایل دارند که پس از تکمیل تحصیلات و ورود به بازار کار، فرزندان کمتری داشته باشند.
4. تغییرات فرهنگی و اجتماعی: تغییر در ارزشها و نگرشها نسبت به خانواده و فرزندآوری، به ویژه در شهرهای بزرگ، باعث شده است که داشتن فرزندان بیشتر کمتر مورد توجه قرار گیرد.
5. دسترسی به خدمات بهداشت باروری: افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی و برنامههای تنظیم خانواده، به زوجها کمک کرده است تا کنترل بیشتری بر روی تعداد فرزندان خود داشته باشند.
6. مشغلههای شغلی: با افزایش مشارکت زنان در بازار کار و مشغلههای شغلی، زمان کمتری برای تربیت فرزندان وجود دارد که این امر نیز میتواند منجر به کاهش تعداد فرزندان شود.
7. تأخیر در ازدواج: افزایش سن ازدواج در میان جوانان، به ویژه در شهرهای بزرگ، باعث کاهش فرصت برای زاد و ولد شده است.
8. نگرانیهای اجتماعی و سیاسی: نگرانی از آینده اجتماعی و سیاسی کشور میتواند بر تصمیمات خانوادهها درباره فرزندآوری تأثیر بگذارد.
9. سیاستهای دولتی: برخی از سیاستهای دولتی در گذشته که به تنظیم خانواده و کنترل جمعیت اشاره داشتند، ممکن است تأثیرگذار بوده باشند.
🔸این عوامل به طور کلی نشاندهنده تغییرات عمیق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه ایران هستند که بر روند رشد جمعیت تأثیر گذاشتهاند. باید در مسیر توسعه سیاست جمعیتی خاص طراحی کرد و برمبنای نقشه راه حرکت کرد و از روزمرگی و احساسی عمل کردن پرهیز نمود.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔸سیاست جمعیتی نداریم
✍ #دکتر_محمدرضا_منجذب
❄️ در فرایند توسعه اقتصادی بطور معمول ابتدا نرخ زاد و ولد و نرخ مرگ و میر بالا است، و در این دوره رشد جمعیت بطئی است. سپس با افزایش درآمد و سطح بهداشت نرخ مرگ و میر کاهش می یابد و رشد جمعیت افزایش مییابد. در مراحل آخر توسعه یافتگی و با کاهش هر دو نرخ مزبور، نرخ رشد جمعیت نیز تنظیم میشود. در این شرایط سیاستهای جمعیتی کشور پیشرفته بر مبنای سیاستهای رشد اقتصادی و اقلیمی و برای بلندمدت تنظیم میشود. یکی از شاخصهای مورد نظر رشد جمعیت و رشد بهرهوری همراه با رشد تکنولوژی است. اگر در کشوری مهاجرت از آن کشور رخ دهد بر مبنای سیاست جمعیتی بصورت گزینشی افرادی را انتخاب میکنند و پذیرش میکنند. کشورهای پیشرفته با طراحی در رشتههای مختلف پذیرای نخبگان هستند.
🔻 بر مبنای گفته دبیر ستاد ملی در ایران: «تمایلات ایرانیان به فرزندآوری» میزان تمایل زنان و مردان متأهل در سنین باروری(۲۰ تا ۵۰ سال): ۷۷.۷ درصد از پاسخگویان گفتهاند تمایلی به فرزندآوری ندارند. آن.ها دلیل خود را نگرانی از آینده فرزندان جدید عنوان کردهاند.
🔻 ایران کشوری در حال توسعه است و نیاز به حفظ جمعیت خود و نخبگان در مسیر توسعه دارد. از جمله دلایل کاهش نرخ باروری میتوان به مواردی چون: نداشتن درآمد کافی، مشکل مسکن، فشارهای اقتصادی، تورم، بیکاری و احساس ناامنی اقتصادی بیشترین دلایل مخالفت با فرزندآوری بوده است و این آمارها راه را به مسئولان نشان میدهد.
❄️ کاهش رشد جمعیت در ایران به دلایل متعددی وابسته است که برخی از آنها عبارتند از:
1. نرخ باروری پایین: یکی از اصلیترین دلایل کاهش رشد جمعیت، کاهش نرخ باروری است. بسیاری از خانوادهها به دلایل اقتصادی و اجتماعی تمایل به داشتن فرزندان کمتر دارند.
2. وضعیت اقتصادی: مشکلات اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی و تأمین نیازهای اولیه خانوادهها باعث شده است که بسیاری از زوجها تصمیم بگیرند تعداد فرزندان خود را کاهش دهند.
3. آموزش و آگاهی: افزایش سطح تحصیلات، به ویژه در میان زنان، منجر به تغییر نگرشها نسبت به خانواده و زاد و ولد شده است. زنان تحصیلکرده معمولاً تمایل دارند که پس از تکمیل تحصیلات و ورود به بازار کار، فرزندان کمتری داشته باشند.
4. تغییرات فرهنگی و اجتماعی: تغییر در ارزشها و نگرشها نسبت به خانواده و فرزندآوری، به ویژه در شهرهای بزرگ، باعث شده است که داشتن فرزندان بیشتر کمتر مورد توجه قرار گیرد.
5. دسترسی به خدمات بهداشت باروری: افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی و برنامههای تنظیم خانواده، به زوجها کمک کرده است تا کنترل بیشتری بر روی تعداد فرزندان خود داشته باشند.
6. مشغلههای شغلی: با افزایش مشارکت زنان در بازار کار و مشغلههای شغلی، زمان کمتری برای تربیت فرزندان وجود دارد که این امر نیز میتواند منجر به کاهش تعداد فرزندان شود.
7. تأخیر در ازدواج: افزایش سن ازدواج در میان جوانان، به ویژه در شهرهای بزرگ، باعث کاهش فرصت برای زاد و ولد شده است.
8. نگرانیهای اجتماعی و سیاسی: نگرانی از آینده اجتماعی و سیاسی کشور میتواند بر تصمیمات خانوادهها درباره فرزندآوری تأثیر بگذارد.
9. سیاستهای دولتی: برخی از سیاستهای دولتی در گذشته که به تنظیم خانواده و کنترل جمعیت اشاره داشتند، ممکن است تأثیرگذار بوده باشند.
🔸این عوامل به طور کلی نشاندهنده تغییرات عمیق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه ایران هستند که بر روند رشد جمعیت تأثیر گذاشتهاند. باید در مسیر توسعه سیاست جمعیتی خاص طراحی کرد و برمبنای نقشه راه حرکت کرد و از روزمرگی و احساسی عمل کردن پرهیز نمود.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤3👍2
1932906850435997440_133990838084160.pdf
1.5 MB
🔵 یک گام مهم برای توسعه #اقتصاد_چرخشی در ایران
استاندارد بینالمللی
ISO 59004:2024 — Circular economy: Vocabulary, principles and guidance for implementation
با تلاش و همکاری تیمی از متخصصان و علاقهمندان به اقتصاد چرخشی در ایران، به زبان فارسی ترجمه شد و رسماً از سوی سازمان ملی استاندارد ایران منتشر گردیده است.
این دستاورد، گامی در جهت تسهیل دسترسی متخصصان، مدیران و سازمانهای ایرانی به مفاهیم، اصول و راهنماییهای بینالمللی اقتصاد چرخشی است.
در شرایطی که مدیریت پایدار پسماند، بهرهوری منابع و استقرار الگوهای تولید و مصرف پایدار از اولویتهای مهم کشور به شمار میروند، این استاندارد میتواند چارچوبی ارزشمند برای سازمانهای صنعتی و خدماتی فراهم آورد تا فرصتهای اقتصاد چرخشی را شناسایی کرده و در فعالیتها و فرایندهای خود به کار گیرند.
تشکر ویژه از دوست فرزانه آقای دکتر فردین اسکافی – رییس کمیته متناظر ملی ۳۲۳ اقتصاد چرخشی که مثل همیشه منشأ خیر هستند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
استاندارد بینالمللی
ISO 59004:2024 — Circular economy: Vocabulary, principles and guidance for implementation
با تلاش و همکاری تیمی از متخصصان و علاقهمندان به اقتصاد چرخشی در ایران، به زبان فارسی ترجمه شد و رسماً از سوی سازمان ملی استاندارد ایران منتشر گردیده است.
این دستاورد، گامی در جهت تسهیل دسترسی متخصصان، مدیران و سازمانهای ایرانی به مفاهیم، اصول و راهنماییهای بینالمللی اقتصاد چرخشی است.
در شرایطی که مدیریت پایدار پسماند، بهرهوری منابع و استقرار الگوهای تولید و مصرف پایدار از اولویتهای مهم کشور به شمار میروند، این استاندارد میتواند چارچوبی ارزشمند برای سازمانهای صنعتی و خدماتی فراهم آورد تا فرصتهای اقتصاد چرخشی را شناسایی کرده و در فعالیتها و فرایندهای خود به کار گیرند.
تشکر ویژه از دوست فرزانه آقای دکتر فردین اسکافی – رییس کمیته متناظر ملی ۳۲۳ اقتصاد چرخشی که مثل همیشه منشأ خیر هستند.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤5
Forwarded from دورنمای اقتصاد
🔵 جان آدمها چه قدر میاَرزد؟
فرض کنید روزی مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه زیر شوید:
الف. یک نفر را بُکشید.
ب. اگر آن یک نفر را نکشید، ده میلیون نفر کشته خواهند شد.
🔸فرض بر این است که شما مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه هستید و وقوع این رویداد حتمی است.
در این وضعیت، طبق تئوری "مطلوبیت مورد انتظار"، گزینه معقول گزینه (الف) خواهد بود. این تئوری می گوید؛ حفظ جان ۱۰ میلیون نفر، بسیار مطلوب تر از حفظ جان یک نفر است. بنابر این، ارزش جان یک نفر نمی تواند بینهایت باشد.
🔻مقاله کامل را در اینستنت ویو مطالعه کنید
https://vrgl.ir/SNMkG
🔸 منبع : کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
فرض کنید روزی مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه زیر شوید:
الف. یک نفر را بُکشید.
ب. اگر آن یک نفر را نکشید، ده میلیون نفر کشته خواهند شد.
🔸فرض بر این است که شما مجبور به انتخاب یکی از دو گزینه هستید و وقوع این رویداد حتمی است.
در این وضعیت، طبق تئوری "مطلوبیت مورد انتظار"، گزینه معقول گزینه (الف) خواهد بود. این تئوری می گوید؛ حفظ جان ۱۰ میلیون نفر، بسیار مطلوب تر از حفظ جان یک نفر است. بنابر این، ارزش جان یک نفر نمی تواند بینهایت باشد.
🔻مقاله کامل را در اینستنت ویو مطالعه کنید
https://vrgl.ir/SNMkG
🔸 منبع : کانال کنجکاوی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
ویرگول
جان آدم ها چه قدر می اَرزد؟
این پرسش چالشِ دشواری را پیش روی کمپانی فورد قرار داد فورد در طراحی ماشین "پینتو" از مخزن های گازی استفاده می کرد که در صورت بروز تصادف…
❤3
🔵 هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟
«اگر خطر نمیکردم، مردم میمردند. برخی از مردم پیش از این... زمینگیر شده بودند. حتّی گاوها ضعیفتر از آن بودند که توانایی شخمزدن داشته باشند.» (یان هونگچانگِ کشاورز)
داستان رفاه مردم چین و رهایی آنان از فقر و گرسنگی روایت دیگری از شکست نظام مالکیّت اشتراکی و کارآمدی نظام مالکیت خصوصی است؛ در افتادن نظام سوسیالیستی در پای نظام بازار. چین کمونیستی با بهراهانداختن موج آزادی اقتصادی، صدها میلیون انسان را از فقر و گرسنگی رهانید و به کشوری مرفّه تبدیل شد. رفاه کنونی نه در اثر سیاستهای برنامهریزی مرکزی، بلکه در پی انقلابی در نظام کشاورزی آن کشور بهوجود آمد؛ انقلابی خارج از سلطهی دولت مرکزی و در تقابل با سیاستهای آن.
انقلاب با چند کشاورز رنجور در دهکدهی ژیائوگانگ (Xiaogang) در استان آنهویی (Anhui) آغاز شد.
سیاست یک گام بزرگ به جلو (یا جهش بزرگ) نام برنامهای بود که مائو تسهتونگ آن را بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۰ به اجرا درآورد. در پی آن قحطی عظیمی بین سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ چین را فراگرفت و بین ۲۰ تا ۴۵ میلیون نفر را به کام مرگ کشانید. مردم روستای ژیائوگانگ از قحطی بزرگ کمر راست نکرده بودند؛ فاجعهی غیرقابل تصوّری که پیامد سیاستهای فاجعهبار جهش بزرگ مائو بود.
با آغاز جهش بزرگ، پس از آنکه حکومت ملّی سیاست اشتراکیسازی کشاورزی را به تصویب رساند، که براساس آن کشاورزان در مناطق خاصّی به کار گماشته میشدند، محصول در انبارهای مرکزی دور از روستا ذخیره میشد، دولت بخشی از محصول را بهعنوان مالیات غصب میکرد و سرانجام باقیماندهی محصول را بازتوزیع میکرد، اهالی ژیائوگانگ به یک کمون مردمی تعلق یافتند. در آغاز، اشتراکیسازی کشتزارها گامی مهم در مسیر آرمانشهر کمونیستی نگریسته میشد، ولی در ژیائوگانگ چنین آرمانشهری بعید بهنظر میرسید.
اشتراکیسازی ارتباط کشاورزان را با زمینهای سابقشان را از هم گسست، و هرگونه انگیزه برای مراقبت از آن را از بین برد. بسیاری از کشاورزان با توجّه به اینکه دولت وعدهی دستمزد برابر به همه بدون توجّه به سختکوشیشان را داده بود، با امید به اینکه دیگران کمکاریشان را جبران میکنند، تنبلی کرده و از زیر کار در میرفتند. ولی دیگران این کمکاری را جبران نکردند. نتیجه یک چرخهی معیوب بود: کشاورزان با سرعت پایین کار میکردند، بازده محصولات کاهش یافت، دولت جیرهی غذایی را کاهش داد، و بنابراین کشاورزان کندتر از پیش کار میکردند...
🖇 متن کامل:هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟
#اقتصاد #مالکیت_خصوصی #آزادی
#چین #فقر #سوسیالیسم #ژیائوگانگ
#انقلاب_کشاورزی #آزادی_اقتصادی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
«اگر خطر نمیکردم، مردم میمردند. برخی از مردم پیش از این... زمینگیر شده بودند. حتّی گاوها ضعیفتر از آن بودند که توانایی شخمزدن داشته باشند.» (یان هونگچانگِ کشاورز)
داستان رفاه مردم چین و رهایی آنان از فقر و گرسنگی روایت دیگری از شکست نظام مالکیّت اشتراکی و کارآمدی نظام مالکیت خصوصی است؛ در افتادن نظام سوسیالیستی در پای نظام بازار. چین کمونیستی با بهراهانداختن موج آزادی اقتصادی، صدها میلیون انسان را از فقر و گرسنگی رهانید و به کشوری مرفّه تبدیل شد. رفاه کنونی نه در اثر سیاستهای برنامهریزی مرکزی، بلکه در پی انقلابی در نظام کشاورزی آن کشور بهوجود آمد؛ انقلابی خارج از سلطهی دولت مرکزی و در تقابل با سیاستهای آن.
انقلاب با چند کشاورز رنجور در دهکدهی ژیائوگانگ (Xiaogang) در استان آنهویی (Anhui) آغاز شد.
سیاست یک گام بزرگ به جلو (یا جهش بزرگ) نام برنامهای بود که مائو تسهتونگ آن را بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۰ به اجرا درآورد. در پی آن قحطی عظیمی بین سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ چین را فراگرفت و بین ۲۰ تا ۴۵ میلیون نفر را به کام مرگ کشانید. مردم روستای ژیائوگانگ از قحطی بزرگ کمر راست نکرده بودند؛ فاجعهی غیرقابل تصوّری که پیامد سیاستهای فاجعهبار جهش بزرگ مائو بود.
با آغاز جهش بزرگ، پس از آنکه حکومت ملّی سیاست اشتراکیسازی کشاورزی را به تصویب رساند، که براساس آن کشاورزان در مناطق خاصّی به کار گماشته میشدند، محصول در انبارهای مرکزی دور از روستا ذخیره میشد، دولت بخشی از محصول را بهعنوان مالیات غصب میکرد و سرانجام باقیماندهی محصول را بازتوزیع میکرد، اهالی ژیائوگانگ به یک کمون مردمی تعلق یافتند. در آغاز، اشتراکیسازی کشتزارها گامی مهم در مسیر آرمانشهر کمونیستی نگریسته میشد، ولی در ژیائوگانگ چنین آرمانشهری بعید بهنظر میرسید.
اشتراکیسازی ارتباط کشاورزان را با زمینهای سابقشان را از هم گسست، و هرگونه انگیزه برای مراقبت از آن را از بین برد. بسیاری از کشاورزان با توجّه به اینکه دولت وعدهی دستمزد برابر به همه بدون توجّه به سختکوشیشان را داده بود، با امید به اینکه دیگران کمکاریشان را جبران میکنند، تنبلی کرده و از زیر کار در میرفتند. ولی دیگران این کمکاری را جبران نکردند. نتیجه یک چرخهی معیوب بود: کشاورزان با سرعت پایین کار میکردند، بازده محصولات کاهش یافت، دولت جیرهی غذایی را کاهش داد، و بنابراین کشاورزان کندتر از پیش کار میکردند...
🖇 متن کامل:هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟
#اقتصاد #مالکیت_خصوصی #آزادی
#چین #فقر #سوسیالیسم #ژیائوگانگ
#انقلاب_کشاورزی #آزادی_اقتصادی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
Telegraph
هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟
هجده کشاورز سرنوشتساز: چگونه چین از فقر سوسیالیستی رها شد؟ «اگر خطر نمیکردم، مردم میمردند. برخی از مردم پیش از این... زمینگیر شده بودند. حتّی گاوها ضعیفتر از آن بودند که توانایی شخمزدن داشته باشند.» (یان هونگچانگِ کشاورز) داستان رفاه مردم چین و رهایی…
❤6🤡2
🔵 مفهوم شکنندهای به نام علم(1-1)
یادداشتی که در ادامه خواهد آمد موضوعی است که بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد جنبه فلسفی دارد، اما طرح این موضوع از این جهت مهم است که ریشه اصلی بسیاری از خطاهای فکری است. متأسفانه این خطاها در اقتصاد و به ویژه در بین کسانی که اصرار دارند اقتصاد رشتهای به غایت دقیق و علمی است، بسیار رایج است. مقالهای که محور اصلی این یادداشت است را حدودا یک سال پیش دیدم و مطالعه کردم البته فهم مقاله کار سادهای نیست اما درک آن، البته اگر درست درک شده باشد، نشان میدهد آنچه ما انسانها به عنوان علم میشناسیم، حتی علوم محضی مانند فیزیک و ریاضیات چه میزان شکننده است چه برسد به حوزهای مانند اقتصاد که قبلا هم در مورد مناقشات پیرامون آن اینجا مطرح شده است. البته منظور از شکنندگی علم در اینجا فروپاشی یا بیاعتباری علم نیست؛ مسئله، شکنندگی بنیانهای فلسفی است که گاه برای توجیه قطعیت و استقلال گزارههای علمی تصور میکنیم.
مقالهای که تلاش خواهم کرد تا حد فهم خود آن را در ادامه توضیح دهم مقالهای است با عنوان
«Two Dogmas of Empiricism»
اثر ویلارد ون اورمان کواین که در سال 1951 منتشر شده و حقیقتا باید آن را به عنوان یکی از متون بسیار مهم فلسفه علم و فلسفه تحلیلی قرن بیستم دانست.
کواین مقاله را با یک ادعای بسیار تند شروع میکند، تجربهگرایی مدرن بر دو عقیده تعصبآمیز (دگما) یا باور بنیادی بنا شده است که هر دو فاقد بنیان موجهاند. تعصب اول تمایز بین گزارههای تحلیلی (Analytic) و گزارههای ترکیبی (Synthetic) و تعصب دوم تقلیلگرایی (Reductionism).
اما این دو موضوع به چه معناست؟ در مورد تعصب اول کواین توضیح میدهد که گزارههای تحلیلی گزارههایی هستند که به واسطه معنای کلمات ما آنها را درست میدانیم. مثلا "هیچ مجردی متأهل نیست" برای فهمیدن اینکه این گزاره درست است، لازم نیست جهان را مشاهده کنیم. کافی است معنای «مجرد» و «متأهل» را بدانیم.
اما گزارههای ترکیبی گزارههایی هستند که صدق یا کذب آنها به واقعیتهای جهان بستگی دارد. مثلا "برف سفید است" برای فهمیدن این موضوع باید به جهان نگاه کنیم. این تمایز در سنت فلسفی از هیوم و لایبنیتس آمده و کانت نیز آن را به شکل بسیار مهمی مطرح کرده بود.
اما تقلیلگرایی به چه معناست؟ این دیدگاه میگوید، هر گزاره معنادار را میتوان در نهایت به گزارههایی درباره تجربه مستقیم حسی فروکاست.
اما چرا کواین این دو را تعصب و در ادامه غلط میپندارد؟ این بخش شاید مهمترین و ثقیلتر بخش مقاله کواین باشد که نیازمند تعمق است.
درباره تعصب اول یعنی تمایز بین گزارههای تحلیلی (Analytic) و گزارههای ترکیبی (Synthetic) کواین نمیگوید که این دو تمایز بهسادگی غلطاند بلکه میگوید مشکل بنیادیتر است؛ کواین میگوید " ما هنوز نتوانستهایم معیار دقیقی ارائه کنیم که بگوید یک گزاره دقیقاً چرا تحلیلی است" یعنی اگر این سوال را مطرح کنیم که " دقیقاً چه چیزی باعث میشود گزاره «هیچ مجردی متأهل نیست» تحلیلی باشد؟" پاسخ معمول چیست؟ احتمالا پاسخ این است که چون «مجرد» یعنی «فرد غیرمتأهل».
در این صورت سوال این است که " چگونه میدانیم «مجرد» و «فرد غیرمتأهل» دقیقاً مترادفاند؟" اگر بگوییم که چون تعریف «مجرد» همین است، باز این سوال مطرح است که " چرا این تعریف درست است؟" و اگر در پاسخ بگوییم " چون این دو عبارت هممعنا هستند" دوباره به نقطه اول برگشتهایم. این همان چیزی است که کواین در بخشهای ابتدایی مقاله دنبال میکند.
کواین یک سوال مهم دیگر را نیز طرح میکند " اصلاً «معنا» چیست؟" گفتیم گزاره تحلیلی گزارهای است که به دلیل «معنا» درست است، اما خود معنا یعنی چه؟ آیا معنا یک شیء ذهنی است؟ آیا یک ایده در ذهن انسان است؟ چه زمانی دو عبارت دقیقاً یک معنا دارند؟ مثلا از کجا میفهمیم « مجرد » و « عزب » یک معنا دارد؟ بنابراین نمیتوانیم مسئله چه چیزی تحلیلی است؟ را با قرار دادن یک موجود مبهم به نام «معنا» حل کنیم.
اماخواننده ممکن که با خود بگوید این چه سوالاتی است؟ شما به هر فرهنگ لغتی مراجعه کنید به راحتی به معنای این کلمات دست پیدا میکنید. کافی است یک فرهنگ لغت را باز کنید میبیند که در کنار مجرد یکی از تعاریف این است "فردی است که ازدواج نکرده" پس مسئله حل شد.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
یادداشتی که در ادامه خواهد آمد موضوعی است که بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد جنبه فلسفی دارد، اما طرح این موضوع از این جهت مهم است که ریشه اصلی بسیاری از خطاهای فکری است. متأسفانه این خطاها در اقتصاد و به ویژه در بین کسانی که اصرار دارند اقتصاد رشتهای به غایت دقیق و علمی است، بسیار رایج است. مقالهای که محور اصلی این یادداشت است را حدودا یک سال پیش دیدم و مطالعه کردم البته فهم مقاله کار سادهای نیست اما درک آن، البته اگر درست درک شده باشد، نشان میدهد آنچه ما انسانها به عنوان علم میشناسیم، حتی علوم محضی مانند فیزیک و ریاضیات چه میزان شکننده است چه برسد به حوزهای مانند اقتصاد که قبلا هم در مورد مناقشات پیرامون آن اینجا مطرح شده است. البته منظور از شکنندگی علم در اینجا فروپاشی یا بیاعتباری علم نیست؛ مسئله، شکنندگی بنیانهای فلسفی است که گاه برای توجیه قطعیت و استقلال گزارههای علمی تصور میکنیم.
مقالهای که تلاش خواهم کرد تا حد فهم خود آن را در ادامه توضیح دهم مقالهای است با عنوان
«Two Dogmas of Empiricism»
اثر ویلارد ون اورمان کواین که در سال 1951 منتشر شده و حقیقتا باید آن را به عنوان یکی از متون بسیار مهم فلسفه علم و فلسفه تحلیلی قرن بیستم دانست.
کواین مقاله را با یک ادعای بسیار تند شروع میکند، تجربهگرایی مدرن بر دو عقیده تعصبآمیز (دگما) یا باور بنیادی بنا شده است که هر دو فاقد بنیان موجهاند. تعصب اول تمایز بین گزارههای تحلیلی (Analytic) و گزارههای ترکیبی (Synthetic) و تعصب دوم تقلیلگرایی (Reductionism).
اما این دو موضوع به چه معناست؟ در مورد تعصب اول کواین توضیح میدهد که گزارههای تحلیلی گزارههایی هستند که به واسطه معنای کلمات ما آنها را درست میدانیم. مثلا "هیچ مجردی متأهل نیست" برای فهمیدن اینکه این گزاره درست است، لازم نیست جهان را مشاهده کنیم. کافی است معنای «مجرد» و «متأهل» را بدانیم.
اما گزارههای ترکیبی گزارههایی هستند که صدق یا کذب آنها به واقعیتهای جهان بستگی دارد. مثلا "برف سفید است" برای فهمیدن این موضوع باید به جهان نگاه کنیم. این تمایز در سنت فلسفی از هیوم و لایبنیتس آمده و کانت نیز آن را به شکل بسیار مهمی مطرح کرده بود.
اما تقلیلگرایی به چه معناست؟ این دیدگاه میگوید، هر گزاره معنادار را میتوان در نهایت به گزارههایی درباره تجربه مستقیم حسی فروکاست.
اما چرا کواین این دو را تعصب و در ادامه غلط میپندارد؟ این بخش شاید مهمترین و ثقیلتر بخش مقاله کواین باشد که نیازمند تعمق است.
درباره تعصب اول یعنی تمایز بین گزارههای تحلیلی (Analytic) و گزارههای ترکیبی (Synthetic) کواین نمیگوید که این دو تمایز بهسادگی غلطاند بلکه میگوید مشکل بنیادیتر است؛ کواین میگوید " ما هنوز نتوانستهایم معیار دقیقی ارائه کنیم که بگوید یک گزاره دقیقاً چرا تحلیلی است" یعنی اگر این سوال را مطرح کنیم که " دقیقاً چه چیزی باعث میشود گزاره «هیچ مجردی متأهل نیست» تحلیلی باشد؟" پاسخ معمول چیست؟ احتمالا پاسخ این است که چون «مجرد» یعنی «فرد غیرمتأهل».
در این صورت سوال این است که " چگونه میدانیم «مجرد» و «فرد غیرمتأهل» دقیقاً مترادفاند؟" اگر بگوییم که چون تعریف «مجرد» همین است، باز این سوال مطرح است که " چرا این تعریف درست است؟" و اگر در پاسخ بگوییم " چون این دو عبارت هممعنا هستند" دوباره به نقطه اول برگشتهایم. این همان چیزی است که کواین در بخشهای ابتدایی مقاله دنبال میکند.
کواین یک سوال مهم دیگر را نیز طرح میکند " اصلاً «معنا» چیست؟" گفتیم گزاره تحلیلی گزارهای است که به دلیل «معنا» درست است، اما خود معنا یعنی چه؟ آیا معنا یک شیء ذهنی است؟ آیا یک ایده در ذهن انسان است؟ چه زمانی دو عبارت دقیقاً یک معنا دارند؟ مثلا از کجا میفهمیم « مجرد » و « عزب » یک معنا دارد؟ بنابراین نمیتوانیم مسئله چه چیزی تحلیلی است؟ را با قرار دادن یک موجود مبهم به نام «معنا» حل کنیم.
اماخواننده ممکن که با خود بگوید این چه سوالاتی است؟ شما به هر فرهنگ لغتی مراجعه کنید به راحتی به معنای این کلمات دست پیدا میکنید. کافی است یک فرهنگ لغت را باز کنید میبیند که در کنار مجرد یکی از تعاریف این است "فردی است که ازدواج نکرده" پس مسئله حل شد.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6
Forwarded from عکس نگار
🔵 «اثر مالکیت»؛ چرا داراییهای خود را بیش از ارزش واقعیشان دوست داریم؟
🔸فرض کنید یک سهم، یک شیء تزئینی یا حتی یک ایده کسبوکار دارید که خودتان آن را راهاندازی کردهاید. بازار یا کارشناسان به شما ثابت میکنند که ارزش واقعی این دارایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر میکنید، یا مشتری آماده است آن را به قیمت منصفانه روز بخرد. اما شما مقاومت میکنید و قیمتهای نجومی پیشنهاد میدهید؛ چون در درون خود حس میکنید دارایی شما ارزشمندتر از این حرفهاست.
🔸در اقتصاد رفتاری، به این پدیده روانشناختی «اثر مالکیت» (Endowment Effect) میگویند. این خطای شناختی باعث میشود که انسانها به محض اینکه مالک چیزی میشوند، ارزش آن را بسیار بیشتر از چیزی که واقعاً هست ارزیابی کنند. دلیلش ساده است: مغز ما از «از دست دادن» بیشتر از «به دست آوردن» درد میکشد، و وقتی چیزی متعلق به ماست، واگذاری آن به دیگران ناخودآگاه شبیه به یک شکست و درد عاطفی به نظر میرسد.
🔸 این تله در دنیای بیزنس و سرمایهگذاری هزینههای سنگینی به همراه دارد. سرمایهگذاری که به یک سهم خاص «علاقهمند» شده، کورکورانه از آن دفاع میکند و حتی وقتی بنیاد شرکت ضعیف میشود، حاضر نیست آن را بفروشد چون با آن خاطره دارد! مدیرانی که عاشق محصول یا ایده شکستخورده خود هستند، سالها روی توسعه پروژهای وقت میگذارند که بازار اصلاً آن را نمیخواهد.
🔸اقتصاددانان بزرگ یادآوری میکنند که بازار هیچ احساس و عاطفهای ندارد. ثروتآفرینی واقعی زمانی آغاز میشود که شما بتوانید بین «خودِ واقعیتان» و «داراییهایتان» دیوار بکشید. یک تریدر و مدیر حرفهای عاشق سود و کارآمدی است، نه عاشق سهم، کالا یا پروژه خودش؛ هرگاه دارایی بازدهی خود را از دست داد، باید بدون یک قطره اشک آن را رها کرد.
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
🔸فرض کنید یک سهم، یک شیء تزئینی یا حتی یک ایده کسبوکار دارید که خودتان آن را راهاندازی کردهاید. بازار یا کارشناسان به شما ثابت میکنند که ارزش واقعی این دارایی بسیار کمتر از چیزی است که فکر میکنید، یا مشتری آماده است آن را به قیمت منصفانه روز بخرد. اما شما مقاومت میکنید و قیمتهای نجومی پیشنهاد میدهید؛ چون در درون خود حس میکنید دارایی شما ارزشمندتر از این حرفهاست.
🔸در اقتصاد رفتاری، به این پدیده روانشناختی «اثر مالکیت» (Endowment Effect) میگویند. این خطای شناختی باعث میشود که انسانها به محض اینکه مالک چیزی میشوند، ارزش آن را بسیار بیشتر از چیزی که واقعاً هست ارزیابی کنند. دلیلش ساده است: مغز ما از «از دست دادن» بیشتر از «به دست آوردن» درد میکشد، و وقتی چیزی متعلق به ماست، واگذاری آن به دیگران ناخودآگاه شبیه به یک شکست و درد عاطفی به نظر میرسد.
🔸 این تله در دنیای بیزنس و سرمایهگذاری هزینههای سنگینی به همراه دارد. سرمایهگذاری که به یک سهم خاص «علاقهمند» شده، کورکورانه از آن دفاع میکند و حتی وقتی بنیاد شرکت ضعیف میشود، حاضر نیست آن را بفروشد چون با آن خاطره دارد! مدیرانی که عاشق محصول یا ایده شکستخورده خود هستند، سالها روی توسعه پروژهای وقت میگذارند که بازار اصلاً آن را نمیخواهد.
🔸اقتصاددانان بزرگ یادآوری میکنند که بازار هیچ احساس و عاطفهای ندارد. ثروتآفرینی واقعی زمانی آغاز میشود که شما بتوانید بین «خودِ واقعیتان» و «داراییهایتان» دیوار بکشید. یک تریدر و مدیر حرفهای عاشق سود و کارآمدی است، نه عاشق سهم، کالا یا پروژه خودش؛ هرگاه دارایی بازدهی خود را از دست داد، باید بدون یک قطره اشک آن را رها کرد.
🔸منبع : اقتصاد به زبان ساده
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4