دورنمای اقتصاد
18.6K subscribers
1.09K photos
2.46K videos
769 files
9.11K links
"دورنمای اقتصاد" رسانه اقتصادی اجتماعی مستقل ایران


https://ecoviews.ir/
Download Telegram
🔵 #داستان_پول

✔️ توضیح قسمت سوم

✏تصور کنید شما یک بازرگان در عهد ناصری هستید و قصد دارید از تهران به رشت رفته و برنج بیاورید. طبعا برنج را مجانی به شما نمی‌دهند و یا باید جنسی ببرید و در عوض برنج بگیرید؛ یا سکه‌های قجری را بار اسب و قاطر کرده و تا مقصد برسانید. راهزن‌ها سر گردنه منتظرند که از الطاف شما بهره‌مند شوند و اگر سکه همراه خودتان داشته باشید کمال تشکر را خواهند داشت.

🔑حال فرض کنید من کار انتقال سکه‌هایتان را تا مقصد بر عهده بگیرم. یعنی شما سکه‌ها را در تهران به من تحویل دهید، رسید بگیرید، بروید رشت، رسید بدهید و سکه‌ها را بگیرید. کار شما خیلی ساده می‌شود، اما من چطور باید سکه‌ها را جابجا کنم؟

💡اگر من در رشت هم شعبه‌ای داشته باشم و مقدار زیادی سکه در آنجا نگهداری کنم، چه نیازی وجود دارد که من سکه‌های شما را جابجا کنم؟ کافیست در رسیدی که به شما می‌دهم خطاب به شعبه‌ی رشت بنویسم فلان مقدار سکه به ایشان تحویل دهید. به این ترتیب هم شما تجارت امن‌تری دارید، هم من کارمزد می‌گیرم، هم نان راهزن‌ها آجر می‌شود!

✴بیایید فرض کنیم کمپانی من در تمام شهرهای ایران شعبه دارد و به امانت‌داری مشهور است. در این صورت رسیدهایی که شعبه‌ها به مشتریان می‌دهند، در هر نقطه از کشور قابل تبدیل به سکه است. تاجرها همیشه در رفت و آمد هستند و اگر سکه‌ای تحویل بگیرند، ناچارند آن را در شعبه‌های کمپانی به امانت بگذارند. اصلا چرا سکه‌ها را تحویل بگیرند؟ همان رسید را به فروشنده‌ها می‌دهند، آن‌ها هم به کسانی دیگر، و همینطور دست به دست می‌شود! اگر این وسط کسی سکه لازم داشت می‌رود دم یکی از شعبه‌ها و تحویل می‌گیرد. ولی اگر همه‌ی مردم رسیدها را قبول داشته باشند، دیگر کسی به سکه احتیاج ندارد و مبادلات با همان رسیدها انجام می‌شود!

📌این روایت اختراع «چک پول» بود و کمپانی من را قدیم‌ها به نام «صرافی» می‌شناختند که حالا در همه‌ی کشورها تبدیل به «نظام بانکی» شده است.

💰💰برگردیم به داستان. من می‌دانم که همه‌ی مردم رسیدهایم را قبول دارند و کسی پی سکه‌ها را نمی‌گیرد. کسی هم که خبر ندارد من چقدر سکه دارم. پس اگر بیشتر از ارزش کل سکه‌ها رسید منتشر کنم هیچ‌کس متوجه نمی‌شود! من می‌توانم با انتشار رسیدهای اضافه سود ببرم، چگونه؟ یک راه این است که به مردم قرض بدهم و سر سال با سودش پس‌بگیرم. اینطوری نه سکه‌ها تکان می‌خورند، نه مردم متوجه می‌شوند؛ در عوض کار یک نفر راه افتاده و من هم سود کرده‌ام!

💲حالا کمپانی من یک «بانک» است، یعنی موجودی که از عده‌ای سکه (سپرده) می‌گیرد و به عده‌ی وام می‌دهد. اما اگر در یک لحظه همه‌ی مردم قصد کنند سکه‌هایشان را پس بگیرند، بانک در صندوق خود به آن مقدار سکه ندارد.

⚠️این نوع بانک‌ها هم البته به تاریخ پیوسته‌اند، چون با افزایش جمعیت و پیچیده‌تر شدن روابط اقتصادی، جلب اعتماد همه‌ی مردم توسط یک موسسه خصوصی کم‌کم غیرممکن شد.

✅دولت‌ها در پاسخ به این مشکل، وارد کار شدند و این بار به جای ضرب سکه، کاغذهایی منتشر کردند که همان کار رسید سکه را انجام می‌داد. این کاغذها «اسکناس» نام گرفت و نهادی که سکه‌ها را نگهداری و اسکناس‌ها را چاپ می‌کرد، «بانک مرکزی» نامیده شد.

⏪در یادداشت بعد روایتی از شکل‌گیری نظام بانکی و بانکداری مرکزی در ایران را ذکر می‌کنیم که به درک ما از وضعیت فعلی نظام پولی و بانکی کشور کمک می‌کند.

🔸منبع: کانال چرتکه

#پول

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6
🔵 کتاب خوندن: کم‌هزینه‌ترین راه تغییر مغز

گاهنامه مدیر(دکتر مهدی صانعی)

📖 تا حالا دقت کردی وقتی یه رمان خوب می‌خونی، بعد از چند صفحه، دیگه صدای اطرافت رو کمتر می‌شنوی؟ انگار مغزت از اتاق بیرون می‌ره و می‌ره یه جای دیگه؛ توی یه شهر دیگه، یه زمان دیگه، یا حتی توی ذهن یه آدم دیگه.

❓ حالا یه سؤال: واقعاً موقع کتاب خوندن فقط داری اطلاعات می‌گیری؟ یا یه اتفاق عمیق‌تر داره توی مغزت می‌افته؟

🧠 فالک هوتیگ، پژوهشگر مؤسسه‌ی ماکس پلانک، توی کتاب جدیدش
The Perks of Being a Bookworm
می‌گه ما سال‌ها اثر واقعی کتاب خوندن رو دست‌کم گرفتیم. کتاب فقط یه وسیله برای یاد گرفتن نیست؛ یکی از قوی‌ترین ابزارهاییه که می‌تونه مغز انسان رو تغییر بده.

🔎 توی جامعه امروزی اگر از آدم‌ها بپرسی برای تقویت مغز چی کار می‌کنن، جواب‌های آشنایی می‌شنوی؛ خواب بهتر، ورزش، مدیتیشن، مکمل، قهوه، نوروفیدبک، یا حتی دستگاه‌هایی که با جریان الکتریکی ضعیف مغز رو تحریک می‌کنن.

📚 اما هوتیگ می‌گه: یکی از مؤثرترین تقویت‌کننده‌های مغز، سال‌هاست جلوی چشممون بوده و کمتر کسی درباره‌ش حرف زده؛ کتاب خوندن.

🧠 پژوهش‌ها نشون می‌دن یاد گرفتنِ خواندن، شبکه‌هایی رو که مسئول حافظه، توجه، استدلال، پردازش زبان و حتی ادراک دیداری هستن، دوباره سازمان‌دهی می‌کنه. یعنی مغز، بعد از باسواد شدن، همون مغز قبلی نیست.

🔬 جذاب‌ترین بخش ماجرا، یه کشفیه که حتی برای عصب‌شناس‌ها هم غافلگیرکننده بوده. سال‌ها یه نظریه‌ی معروف وجود داشت؛ از اون‌جایی که خواندن توی تاریخ تکامل انسان پدیده‌ی تازه‌ایه، مغز شبکه‌ی اختصاصی براش نداره. پس مجبور می‌شه بخشی از مدارهایی رو که قبلاً کار دیگه‌ای انجام می‌دادن، تصاحب کنه. یکی از این مدارها، مسئول تشخیص چهره‌هاست. یعنی بعضی دانشمندها فکر می‌کردن هرچه در خواندن ماهرتر بشیم، شاید کمی از توانایی تشخیص چهره‌هامون کم بشه؛ چون مغز داره از یه فضای محدود برای دو کار مختلف استفاده می‌کنه.

👥 اما وقتی هوتیگ و همکاراش در هند، عملکرد افراد باسواد و بی‌سواد رو با هم مقایسه کردن، نتیجه دقیقاً برعکس بود. افراد باسواد، چهره‌ها رو بهتر تشخیص می‌دادن. انگار مغز به جای اینکه یه اتاق رو از یکی بگیره و به یکی دیگه بده، به‌جاش کل خونه رو بازسازی می‌کرده.

🔄 یه باور اشتباه دیگه هم اینه که فکر می‌کنیم باسواد شدن یه خط پایانه. اما نویسنده می‌گه خواندن یه کلید روشن و خاموش نیست؛ یه طیفه. هر کتابی که می‌خونی، مغزت یه کم کارآمدتر می‌شه. بعضی فرایندها خودکارتر می‌شن، بعضی ارتباط‌های عصبی قوی‌تر و بعضی مهارت‌های فکری دقیق‌تر. برای همین، آدمی که سال‌ها با متن‌های جدی، رمان، مقاله یا کتاب‌های پیچیده سروکار داشته، فقط اطلاعات بیشتری نداره؛ دنیا رو هم جور دیگه‌ای می‌بینه.

🎯 البته همه‌ی خواندن‌ها شبیه هم نیستن، هوتیگ می‌گه مهم نیست فقط بخونی؛ مهمه اینه چی بخونی. اگر همیشه متن‌های کوتاه اینستاگرامی، ساده و سطحی بخونیم، مغز هم همون‌قدر تمرین می‌کنه. اما متن‌های عمیق، واژه‌های ناآشنا، جمله‌های پیچیده و استدلال‌های چندلایه، مغز رو وادار می‌کنن بیشتر کار کنه.

❓ قطعاً از بین شما عزیزانی که مشغول مطالعه این متن هستید این سؤال به ذهنتون خطور کرده که: پس تکلیف کتاب الکترونیکی و کتاب صوتی چی می‌شه؟

📱 پژوهش‌ها می‌گن معمولاً درک مطلب روی کاغذ کمی بهتر از صفحه‌ی نمایشگره، اما دلیلش احتمالاً خودِ کاغذ نیست. ما ناخودآگاه وقتی کتاب کاغذی دستمون می‌گیریم، جدی‌تر می‌خونیم. کمتر حواسمون پرت می‌شه و انرژی ذهنی بیشتری صرف فهمیدن متن می‌کنیم. یعنی شاید مشکل از نمایشگر نباشه؛ از عادتی باشه که با نمایشگر پیدا کردیم. کتاب صوتی هم بی‌فایده نیست. اتفاقاً می‌تونه دایره‌ی واژگان، ساختارهای زبانی و روایت‌های پیچیده رو وارد ذهنمون کنه. اما به گفته‌ی هوتیگ، همه‌ی مزایای عصبیِ خواندن، فقط وقتی فعال می‌شن که خودت کلمه‌ها رو از روی متن پردازش کنی. بنابراین گوش دادن و خواندن، شبیه هم هستن؛ ولی یکی نیستن.

📌 دفعه‌ی بعد که خواستی بین دیدن ده تا ویدئوی یک‌دقیقه‌ای و خوندن چند صفحه کتاب یکی رو انتخاب کنی، بد نباشه این سؤال رو از خودت بپرسی: من فقط دنبال وقت گذروندنم، یا دارم مغزم رو هم تمرین می‌دم؟ شاید جواب این سؤال، بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم، آینده‌ی ذهنمون رو شکل بده.

📖 گاهی همون کتابی که قبلاً خوندیم، اگر دوباره دستمون بگیریمش، چیزهای تازه‌ای بهمون نشون می‌ده. چون ما دفعه‌ی قبل همون آدم نبودیم. ذهن تغییر می‌کنه، تجربه‌هامون بیشتر می‌شن، و زاویه‌ی دیدمون عوض می‌شه. برای همین، یه کتاب می‌تونه هر بار که برمی‌گردیم سراغش، یه لایه‌ی جدید از خودش رو رو کنه.

https://neurosciencenews.com/literacy-reshapes-cognition-30955/

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤10
🔵 تورم ساختاری: مبانی، ابهامات و راهکارها(8-3)

هدف چهارم سیاست صنعتی جبران شکست‌های بازار و هماهنگی است. مشکلاتی نظیر عدم تمایل بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری‌های پرریسک اولیه، وجود نداشتن سرریزهای دانش و عدم هماهنگی در ایجاد سرمایه‌گذاری‌های مکمل و زنجیره‌های ارزش. بازار آزاد در کشورهای در حال توسعه غالباً نمی‌تواند سیگنال‌های قیمتی درستی برای سرمایه‌گذاری در فعالیت‌های نوین صنعتی ارسال کند این ناکارآمدی ناشی از دو پدیده اصلی است.

نخست شکست هماهنگی سودآوری یک سرمایه‌گذاری جدید مستلزم وجود سرمایه‌گذاری‌های هم‌زمان و مکمل در سایر بخش‌ها (مانند تامین زیرساخت‌ها، شبکه تامین‌کنندگان، خدمات فنی و نیروی کار ماهر) است. از آنجا که هیچ سرمایه‌گذار بخش خصوصی به تنهایی نمی‌تواند تمام این زنجیره را ایجاد کند و ریسک فقدان بخش‌های مکمل بالاست، هیچ کس دست به اولین سرمایه‌گذاری نمی‌زند (تله عدم سرمایه‌گذاری).

دوم عدم امکان اختصاصی‌سازی سرریز دانش  بنگاه‌های پیشگام که برای اولین‌بار وارد تولید یک محصول یا فناوری جدید می‌شوند، هزینه‌ها و ریسک‌های سنگینی برای کشف محصول پرداخت می‌کنند. اگر آنها موفق شوند، سایر بنگاه‌ها (پیروان) بدون پرداخت آن هزینه‌ها، الگوبرداری می‌کنند؛ اما اگر شکست بخورند، تمام هزینه بر دوش پیشگام می‌افتد. این عدم تقارن باعث کاهش ‌سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در R&D و فعالیت‌های نوآورانه می‌شود. اینجاست که دولت نقش دولت کارآفرین و شکل‌دهنده بازار (Mazzucato's Market-Shaping) را باید ایفا کند.

دولت نباید صرفاً منتظر بروز شکست بازار بماند تا آن را ترمیم کند، بلکه باید به عنوان سرمایه‌گذار و ریسک‌پذیر نخستین وارد عمل شده و بازارها و مأموریت‌های جدید تولیدی را شکل دهد. به عنوان نمونه دولت آمریکا پس از جنگ جهانی دوم از طریق خریدهای دولتی/نظامی  و نهادهایی مانند DARPA، ریسک‌های بالای تحقیقات پایه و کاربردی را در صنایع نوین تقبل کرد.  فناوری‌های کلیدی مانند اینترنت، GPS، صفحه لمسی و زیست‌فناوری ابتدا با بودجه و ریسک‌پذیری کاملاً دولتی توسعه یافتند و پس از تجاری‌سازی اولیه، برای بهره‌برداری و شکل‌دهی به بازارهای جدید در اختیار بخش خصوصی قرار گرفتند.

چین در برنامه پنج‌ساله یازدهم (۲۰۰۶-۲۰۱۰)، صنعت کشتی‌سازی و انرژی‌های تجدیدپذیر را به عنوان صنایع استراتژیک مأموریت‌محور هدف‌گذاری کرد. ساخت هواپیمای غیرنظامی و تجاری صنعتی بسیار پرریسک، سرمایه‌بر و نیازمند هماهنگی هزاران قطعه و زیرساخت دانش بود که بخش خصوصی برزیل توان ورود به آن را نداشت اما دولت برزیل با تاسیس مرکز تحقیقات هوافضا (CTA) و موسسه فناوری هوانوردی (ITA) ابتدا دانش فنی و نیروی انسانی را تامین کرد، سپس با سرمایه‌گذاری مستقیم عمومی، شرکت Embraer  را تاسیس کرد و ریسک اولیه را جامعه‌پذیر نمود. این شرکت امروزه یکی از بزرگ‌ترین سازندگان هواپیماهای جت در آمریکای جنوبی است.

و نهایتا رفع محدودیت تراز پرداخت‌ها هدف نهایی و آخر است. همانطور که در بخش‌های قبل هم توضیح داده شد در اقتصادهای در حال توسعه، رشد اقتصادی متکی بر واردات ماشین‌آلات، تجهیزات و نهاده‌های واسطه‌ای است. طبق قانون تیرلوال (Thirlwall's Law)  و نظریات ساختارگرایانه (مانند الگوی ساختار تولید نامتوازن دایاموند)، اگر کشش درآمدی واردات یک کشور بسیار بالاتر از کشش درآمدی صادرات آن باشد، هرگونه افزایش در رشد اقتصادی سریعاً به کسری شدید حساب جاری و کمبود ذخایر ارزی منجر می‌شود.

به عبارت ساده‌تر رابطه مبادله، نابرابر است؛ واردات و صادرات نسبت به قیمت کم‌کشش و نسبت به درآمد باکشش هستند. این یعنی کشورهای پیرامونی نمی‌توانند درآمد خارجی خود را به دلخواه افزایش دهند. چون صادرات به درآمد کشور خریدار وابسته است، تغییرات قیمت هیچ اثری بر تقاضا ندارد. اما واردات نسبت به قیمت کم‌کشش و نسبت به درآمد بسیار باکشش است (به دلیل فرایند صنعت‌زدایی). این یعنی واردات ثابت می‌ماند، مگر آنکه فعالیت اقتصادی به‌شدت تغییر کند. این وضعیت، وابستگی اقتصادی به عوامل خارجی را افزایش می‌دهد؛ به‌طوری که نرخ ارز را تبدیل به یکی از مهم‌ترین عناصر رشد اقتصادی می‌کند.

🔸منبع : کاتالاکسی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤5
Project_Pricing.pdf
1.1 MB
🔵 ارائه مقاله درس قیمت‌گذاری: دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه صنعتی امیرکبیر

🔸 عنوان ارائه : 
مزایده‌های پیشنهاد مهر و موم شده در مقابل مزایده‌های طیف صعودی

🔸 لینک اصل مقاله :
Sealed‑bid versus ascending spectrum auctions
Experimental Economics, 2023

https://doi.org/10.1007/s10683-023-09805-x

 
✍ تهیه کننده : سیّد علی کیان، محمدرضا صادق‌پور، میثم ابوطالبی، محمدرضا عبداللهیان، امیرحسین گلابدار

✔️مدرس : دکتر سیدحسین سجادی‌فر

#سجادیفر
#قیمت_گذاری

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤5
نیم‌نگاهی_به_برخی_از_موفه‌های_اقتصاد_آب.pdf
10.6 MB
🔵 #معرفی_کتاب

🔸فایل متنی فصل چهارم اقتصاد توسعه : اقتصاد آب (دوره کامل اقتصاد آب)

#اقتصاد_توسعه
#اقتصاد_آب
#فصل_چهارم
#الکس_تبرک
#سجادیفر

🔸 منبع: کلاس درس اقتصاد توسعه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
👏4❤1
🔵 تورم ساختاری: مبانی، ابهامات و راهکارها(8-4) - بخش پایانی

برای مثال، اگر کشور A یک اقتصاد درحال‌توسعه و صادرکننده عمده مواد خام باشد و کشور B یک اقتصاد توسعه‌یافته و صادرکننده کالاهای صنعتی و واردکننده مواد خام، افزایش درآمد در کشور A می‌تواند به دلیل وابستگی تولید آن به ماشین‌آلات، کالاهای سرمایه‌ای و نهاده‌های واسطه‌ای وارداتی، تقاضای واردات را به‌سرعت افزایش دهد؛ در حالی که افزایش درآمد کشورهای خریدار مواد خام لزوماً به همان نسبت تقاضا برای صادرات A را افزایش نمی‌دهد. بنابراین، اگر در کشور A کشش درآمدی واردات به‌طور پایدار از کشش درآمدی صادرات بیشتر باشد، ظرفیت ایجاد درآمد ارزی از صادرات با رشد تقاضای ارزی ناشی از توسعه داخلی همگام نخواهد بود. در چنین شرایطی، ادامه رشد می‌تواند به تدریج به کسری حساب جاری، کاهش توان تأمین مالی واردات و در صورت نبود منابع مالی خارجی کافی، فشار بر ذخایر ارزی و نرخ ارز منجر شود.

اگر کشور نتواند درآمد ارزی مورد نیاز را از طریق صادرات صنعتی تامین کند، ناچار است برای کنترل کسری تراز پرداخت‌ها، رشد اقتصادی را متوقف کرده یا دست به کاهش متوالی ارزش پول ملی بزند که این امر به تورم، رکود و چرخه‌های ناپایدار ایست-حرکت (Stop-and-Go) می‌انجامد. لذا سیاست صنعتی با دو ابزار متوازن، محدودیت ارزی را برطرف می‌سازد نخست ارتقای ساختار صادرات صنعتی جهت افزایش کشش درآمدی صادرات، دوم تعمیق ساخت داخل و بومی‌سازی نهاده‌ها جهت کاهش وابستگی به واردات واسطه‌ای

اما در طی اجرای سیاست مدیریت ارزی نقشی حیاتی دارد. به عنوان نمونه در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، رشد سریع صنعتی کره به دلیل واردات سنگین ماشین‌آلات و نفت، کشور را با کسری ارزی شدید مواجه کرده بود. دولت تخصیص ارز و اعتبارات ترجیحی بانک‌های دولتی را مستمراً به تعهدات دقیق صادراتی مشروط کرد. با اجرای طرح صنایع سنگین در دهه ۱۹۷۰، کره تولید داخلی نهاده‌های واسطه‌ای (مانند فولاد و پتروشیمی) را جایگزین واردات کرد تا نرخ خروج ارز به ازای هر واحد رشد صنعتی به شدت کاهش یابد. شایان ذکر است که طبق قانون کنترل ارز خارجی (۱۹۶۱)، تمام درآمدهای ارزی حاصل از صادرات و وام‌های خارجی باید به بانک مرکزی/بانک‌های دولتی تحویل داده می‌شد و مبادلات ارزی تحت نظارت شدید قرار گرفت. در شرایطی که ارز در کشور فوق‌العاده کمیاب بود، صرفِ داشتن مجوز خرید ارز به نرخ رسمی برای واردات ماشین‌آلات، تجهیزات و فناوری، یک امتیاز و رانت بزرگ محسوب می‌شد. دولت این مجوز تخصیص ارز را فقط به بنگاه‌هایی می‌داد که تعهدات دقیق صادراتی را پذیرفته بودند.

در نمونه‌ای دیگر صنعت خودروی آفریقای جنوبی در دهه ۱۹۹۰ مبتنی بر مونتاژ وارداتی بود و ارز زیادی از کشور خارج می‌کرد. دولت سیستم گواهی اعتبار تخفیف واردت (Import Rebate Credit Certificates) را اجرا کرد. خودروسازان تنها در صورتی مجاز به واردات قطعات یا خودرو بدون پرداخت تعرفه‌های سنگین بودند که معادل یا درصدی از آن خودرو یا قطعات ساخت داخل را صادر کرده باشند. این مکانیسم شرکت‌ها را مجبور کرد صادرات خود را از زیر ۵ درصد تولید به بالای ۵۰ درصد برسانند و ارز مورد نیاز واردات خود را تامین کنند.

در پایان، حل مسئله تورم ساختاری نهایتا نیازمند یک نظم نهادی و اراده حاکمیتی است. وجود یک نظام قضایی در رأس امور برای برخورد با فساد همراه با نظام حقوقی شفاف و غیرقابل تفسیر از ملزومات آن است. بازآرایی نظام بانکی و ایجاد نهادهای مالی توسعه‌ای (بانک (واقعا) صنعتی، صندوق ضمانت) از دیگر ملزومات است. پلورالیسم علمی، تولید دانش بومی و پژوهش تجربی مبتنی بر واقعیات درون کشور و نه اثبات خام اندیشانه تئوری‌های موجود و ارتقای علمی مبتنی بر حل مسئله‌های کشور و نه چاپ مقالات بی ارزش، پوچ و تهی از واقعیت در دانشگاه‌ها پیش نیاز حل مسائل کشور است. در نهایت بدون شکل‌گیری یک ائتلاف سیاسی و اجتماعی حامی توسعه صنعتی که چشم امید به غرب ندوخته باشد حرکت به سمت توسعه صنعتی امکان‌پذیر نخواهد بود.

🔸منبع : کاتالاکسی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #داستان_پول

✔️ قسمت چهارم

#پول

🔸 منبع : کانال چرتکه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
🔵 #داستان_پول

✔️ توضیح قسمت چهارم


🔔در یادداشت قبل روند شکل‌گیری موجودی به نام بانک را توضیح دادیم؛ گفتیم که در گذشته به دلایلی از جمله امنیت و سهولت تجارت، صرافی‌ها به وجود آمدند. در طول زمان صرافی‌ها خدمات متنوع‌تری ارائه دادند و رفته‌رفته به بانک‌های امروزی شباهت پیدا کردند.

📌یکی از مهم‌ترین خدمات بانک‌ها وام‌دهی است. جالب است بدانید به علت تحریم ربا در دین مسیحیت، اولین وام‌دهنده‌های بزرگ در واقع نزول‌خوارهای یهودی بوده‌اند. واژه‌ی «بانک» هم از نیمکت‌هایی که روی آن می‌نشستند گرفته شده است.

💰در دوره رنسانس تعریف ربا در مسیحیت کم‌کم تغییر داده شد و وام‌دهی با نرخ‌های متعارف مجاز شمرده شد. نزول‌خواری که قبلا غیرقانونی و در انحصار یهودی‌ها بود (و پول خوبی به جیب می‌زدند)، حالا به یک فعالیت قانونی و پرسود تبدیل شد و اولین بانک‌ها متولد شدند.

⚠️از آنجا که دولت‌ها اگر سفره‌ی پهن‌شده‌ای ببینند هر طور شده لقمه‌ای برمی‌دارند، در مواجهه با بانک‌ها هم بیکار ننشستند. بانک‌ها کلی پول در اختیار داشتند و می‌توانستند وام بدهند، دولت‌ها هم مثل همیشه پول‌لازم بودند. بنابراین به عنوان یک مشتری نه چندان خوش‌حساب به سراغ بانک‌ها رفتند تا وام بگیرند. همان‌طور که می‌شود حدس زد، پس از مدتی دولت‌ها آنقدر بدهی بالا آوردند و وام‌ها را پس ندادند که دیگر بانک‌ها حاضر نبودند وام بدهند.

💡راه حل دولت‌ها ساده بود: خودشان یک بانک تاسیس کردند! این بانک اعتبار دولت را داشت و مردم راحت‌تر به آن اعتماد می‌کردند؛ بنابراین به سرعت گسترش یافت و سپرده‌های زیادی جذب کرد. حتی بقیه بانک‌ها هم پول اضافه‌ی خود را در این بانک سپرده می‌گذاشتند که موقع نیاز از آن استفاده کنند. در طرف دیگر هم دولت هر وقت نیاز داشت از این بانک وام می‌گرفت. این موجود جدید را امروزه به نام «بانک مرکزی» می‌شناسیم.

💵بانک‌های مرکزی کشورها در طول زمان اهمیت زیادی پیدا کردند؛ حق انحصاری ضرب سکه که قبلا در اختیار دولت‌ها بود به بانک‌های مرکزی سپرده شد. اسکناس نیز‌ که همان رسید سکه‌ها بود توسط این بانک‌ها چاپ می‌شد و مورد قبول مردم داخل و حتی خارج کشورها بود. همان‌طور که در یادداشت قبل گفتیم، شما می‌توانستید در عوض حمل سکه (که بار سنگین و ناامنی بود) اسکناس در جیب گذاشته و سفر کنید. بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف اسکناس یکدیگر را قبول داشتند و بنابراین تجارت بین کشورها هم با اسکناس ممکن بود.

📌روایتی که گفتیم مربوط به بیش از ۴۰۰ سال قبل می‌شود، یعنی زمانی که اولین بانک‌های مرکزی در کشورهای اروپای غربی شکل گرفت. اما ببینیم روایت بانکداری در ایران چگونه است.
به دلایل مختلف روندهایی که تا حالا گفتیم در ایران اتفاق نیفتاد و صرافی‌های قدیم در حد همان صرافی سنتی باقی ماندند. اولین بانکی که در ایران تاسیس شد، یک موسسه خصوصی انگلیسی بود که طبق قرارداد منحوس رویتر (که یک بانکدار بزرگ یهودی بود!) در زمان ناصرالدین‌شاه (۱۲۷۰ شمسی) شروع به فعالیت کرد. «بانک شاهنشاهی» تا مدت‌ها عملاً نقش بانک مرکزی ایران را داشت، با این تفاوت که اصلا ایرانی نبود! اگر اسکناس‌های ریال دوره‌ی قاجار را دیده باشید، پایین آن‌ها امضای دو فرد انگیسی را می‌بینید که مدیران این بانک بوده‌اند!

✅در سال ۱۳۰۷ با تاسیس بانک ملی تمام وظایف بانکداری مرکزی به این بانک سپرده شد. یعنی از این به بعد پول ایران به دستور بانک ملی چاپ می‌شد و همه‌ی بانک‌های فعال در کشور هم زیر نظر آن قرار داشتند. البته جلب اعتماد مردم و رقابت با بانک شاهنشاهی آسان نبود و تا چند سال بعد بانک ملی آنچنان جدی گرفته نمی‌شد. ابوالحسن ابتهاج که یکی از نوابغ بزرگ ایران است، در دهه ۱۳۲۰ ریاست بانک ملی را بر عهده گرفت و سایر بانک‌ها را سر جای خود نشاند. حتی به خاطر نفوذ و اقتداری که داشت، دست بسیاری از سیاسی‌ها و خارجی‌ها را نیز از دخالت در نظام پولی و بانکی ایران کوتاه کرد.

✴️بانک ملی در آن زمان هم یک بانک «تجاری» بود و هم اختیارات بانک مرکزی را داشت. یعنی هم می‌توانست به مردم وام بدهد و هم پول چاپ کند! یک جای کار می‌لنگد، اینچنین بانکی می‌تواند هرقدر بخواهد پول چاپ کند و وام بدهد و سود کند! بنابراین یک تعارض منافع جدی وجود داشت که برای حل آن باید اختیارات بانکداری مرکزی از این بانک گرفته می‌شد. به همین علت در سال ۱۳۳۹ «بانک مرکزی ایران» تاسیس شد. ساختار جدید نظام بانکی که پس از تاسیس بانک مرکزی ایجاد شد تاکنون ادامه داشته است.

⏪در یادداشت‌های بعدی ساختار پولی ایران را با تعریف پایه پولی و اجزای آن بررسی می‌کنیم. بسیاری از سوالات فعلی کشور در مورد تورم و ارز و بورس و... را با دانستن ساختار پولی بهتر می‌توانیم پاسخ دهیم.

🔸منبع: کانال چرتکه

#پول

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
🔵 #داستان_پول

✔️ توضیح قسمت پنجم


✍️ در یادداشت قبل در مورد پیدایش اولین بانک‌های مرکزی صحبت کردیم. دولت‌ها برای تامین کسری بودجه‌ی خود بانک‌هایی تاسیس کردند که به مرور زمان تبدیل به مهمترین بانک کشور شده و به واسطه زور دولت، نقش اصلی را در نظام پولی بر عهده گرفتند.
✍️ گفتیم در ایران این فرایند تکاملی طی نشد و اولین بانک مرکزی ایران نه تنها دولتی نبود، بلکه اساساً یک موسسه خارجی بود. بعدها بانک ملی تاسیس شد تا وظایف بانکداری مرکزی را بر عهده بگیرد؛ و در نهایت بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۳۹ به طور خاص برای این کار ایجاد شد.

🔹مهمترین اختیار (و حتی وظیفه‌) بانک مرکزی چاپ پول است؛ که به آن پول پرقدرت یا «پایه پولی» گفته می‌شود. در این یادداشت و یادداشت‌های بعد می‌خواهیم در مورد پایه پولی صحبت کنیم و ببینیم پول چطور چاپ می‌شود.

💬 پایه پولی در ساده‌ترین تعریف عبارت است از هر ریالی که از بانک مرکزی خارج می‌شود. شاید این تعریف گنگ به نظر برسد؛ برای روشن شدن موضوع لازم است هر یک از اجزای پایه پولی را بشناسیم. پایه پولی از چند طریق ایجاد می‌شود که به آن‌ها «منابع پایه پولی» می‌گوییم. این منابع در شکل۱ (پست بعد) همراه با مقدار آن‌ها در شهریور ۹۹ ذکر شده‌اند.

1️⃣ خالص بدهی دولت به بانک مرکزی:
👈بانک مرکزی «بانک دولت» است؛ همان‌طور که مردم عادی در یک یا چند بانک حساب دارند و روی آن چک می‌کشند، دولت هم (طبق قانون) در بانک مرکزی حساب‌هایی دارد که پول‌ اضافه‌ی خود را آنجا می‌گذارد و در مواقع نیاز استفاده می‌کند. یعنی مثلا پولی که از طریق مالیات جمع می‌شود، باید به «حساب خزانه» دولت نزد بانک مرکزی واریز شود. در عوض سر ماه که دولت می‌خواهد حقوق کارمندان را واریز کند، از پولی که در این حساب دارد استفاده می‌کند.

❗️احتمالا دولت بدحساب‌ترین موجود در هر کشور است. مثل مردم عادی که گاهی دخل و خرجشان میزان نیست و چک بی‌محل می‌کشند، دولت هم می‌تواند بیشتر از موجودی حسابش چک بنویسد و خرج کند. البته این کار لزوماً بد نیست، مثل همه‌ی مردم که سر ماه حقوق می‌گیرند و در طول ماه خرج می‌کنند، درآمدهای دولت هم در بعضی ماه‌ها بیشتر و بعضی ماه‌ها کمتر است. وقت‌هایی که پول کم می‌آید، می‌تواند عجالتاً از بانک مرکزی قرض کند و بعداً پس بدهد. به میزانی که دولت بیشتر از موجودی حسابش برداشت کند، «پول جدید چاپ شده است». به همین خاطر یکی از اجزای پایه پولی «خالص بدهی دولت به بانک مرکزی» است.

🔸دولت مالک بانک مرکزی است. یعنی ریش و قیچی دست دولت است و اگر بخواهد همینطور قرض کند کسی جلودارش نیست. دولت می‌تواند هرچقدر می‌خواهد خرج کند و از آن طرف بانک مرکزی پول چاپ کند و بدهد دست دولت. ظاهر کار که مشکلی ندارد، مردم پول می‌خواهند و دولت رای می‌خواهد، شیر فلکه‌ی پول هم دست بانک مرکزی است!

🚫 یک بطری آب در بیابان می‌تواند قیمت الماس داشته باشد، اما کنار چشمه ارزشی ندارد. اگر شیر فلکه‌ی پول را باز کنید، ارزش پول ملی با باد هوا یکی می‌شود. دولت‌های زیادی این کار هیجان‌انگیز را تجربه کرده‌اند که البته نتیجه‌ی خوبی نداشته؛ از آلمان در سال ۱۹۲۲ گرفته تا ونزوئلای کنونی، همه با این کار به ابرتورم دچار شده‌اند. نکته‌ی مهم این است که با چاپ پول، ارزش پول داخل جیب مردم کم می‌شود؛ و دولت با این کار عملاً از جیب مردم دزدی می‌کند.

✅ دولت‌ها بعد از یکی دو بار تجربه‌ی تورم بالا بالاخره متوجه شدند با چاپ پول نمی‌شود مملکت را اداره کرد. به همین خاطر در اکثر کشورها طبق قانون، دولت اجازه ندارد مستقیماً از بانک مرکزی قرض بگیرد. البته تا وقتی دولت ولخرج باشد، این قانون ضمانت اجرا ندارد. بنابراین قبل از همه چیز باید اول کسری بودجه دولت مهار شود (در یادداشت‌های #کسری‌بودجه مفصلاً صحبت کردیم).

👈 در ایران تا قبل از دهه ۸۰ هیچ قانونی که دولت را از استقراض مستقیم منع کند وجود نداشت؛ از سال ۶۸ تا ۸۱ کسری بودجه دولت کاملاً با استقراض از بانک مرکزی همراه بود؛ یعنی هر موقع بودجه کم می‌آمد بدون تعارف می‌رفتند سراغ بانک مرکزی. در سال ۸۱ قانونی تصویب شد که این کار را ممنوع کرد و از آن به بعد دیگر شاهد این اتفاق نبوده‌ایم. اما چون کسری بودجه مهار نشده (و سال به سال بیشتر می‌شود)، دولت از راه‌های غیرمستقیم استفاده می‌کند. به عبارتی دیگر برای دزدی از جیب مردم از در وارد نمی‌شود، از پنجره می‌آید.

بنابر آنچه گفته شد، خالص بدهی دولت به بانک مرکزی یکی از اجزای منابع پایه پولی است که در ارتباط مستقیم دولت (و شرکت‌های دولتی) با بانک مرکزی تغییر می‌کند. در یادداشت‌های بعد در مورد سایر اجزای پایه پولی صحبت خواهیم کرد. با ما همراه باشید!

🔸منبع: کانال چرتکه

#پول

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #داستان_پول

✔️ قسمت پنجم

#پول

🔸 منبع : کانال چرتکه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
تحلیل_وضعیت_بخش_انرژی_کشور_عراق_موسسه_مطالعات_بین_المللی_انرژی.pdf
3.4 MB
🔵 #تحلیل_وضعیت_بخش_انرژی

🔸
#عراق

#انرژی

🔸منبع: موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤4
🔵 کدام روش سرمایه‌گذاری در طلا بهتر است؟

🔸منبع : اقتصاد  به زبان ساده


▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4👍1🙏1
اپیزود 5- هوشمند خرج کنین
Amoozinvest
‌
🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی

✔️ پادکست اکوتاک ECOTALK

🔹️اپیزود ۵: هوشمندانه خرج کنید!

🔹️با بودجه بندی درست، منابع مالیتون رو به بهترین شکل مدیریت کنین.

-- ‌توضیح روش‌های بودجه بندی Zero-based budgeting و 50/30/20


-- توضیح در خصوص  حسابداری ذهنی

-- لیبل گذاری بر روی پول

@FinancialLiteracy_farsi


▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤7
آن‌چنان دلگیر و خسته‌ام که خواب نیز از من می‌گریزد.

اما شب شما خوش
❤14😭2👍1
🔵 تحلیل هزینه‌های پنهان و مغالطه پنجره شکسته

پسربچه‌ای شرور، سنگی را به سمت شیشه مغازه یک نانوا پرت می‌کند و شیشه می‌شکند. جمعیتی از مردم دور مغازه جمع می‌شوند و طبق عادت به بحث و تأمل درباره پیامدهای اقتصادی این رویداد می‌پردازند. آن‌ها پس از کمی بررسی به این نتیجه شگفت‌انگیز می‌رسند که این اتفاق آن‌قدرها هم بد نیست!

استدلال مردم این است: نانوا حالا مجبور است مقداری پول (مثلاً ۶ فرانک) صرف تعمیر شیشه کند. این پول به جیب شیشه‌بر می‌رود و شیشه‌بر درآمد جدیدی کسب می‌کند. سپس شیشه‌بر این پول را در جامعه خرج خرید کالاهای دیگر می‌کند و شغل و درآمد برای دیگران ایجاد می‌شود. در نتیجه، مردم معتقدند شکستن پنجره باعث تحریک مخارج، ایجاد شغل و رونق کل اقتصاد شده است!

اما این تحلیل مبتنی بر یک اشتباه محاسباتی و منطقی بزرگ است. آنچه مردم فراموش کرده‌اند، «دیده نشده‌ها» است: نانوا اگر مجبور نبود پولش را صرف تعمیر پنجره کند، می‌توانست آن ۶ فرانک را صرف خرید یک جفت کفش جدید، یک دست لباس یا رفتن به مسافرت کند.
در نتیجه، تخریب شیشه مغازه نانوایی هیچ ثروت یا شغل جدیدی در مجموع اقتصاد ایجاد نکرده است؛ بلکه صرفاً منابع و مخارج را از صنعت پوشاک یا خدمات به سمت تعمیرات منحرف کرده و در این میان، یک دارایی واقعی از بین رفته است. نانوا پیش از حادثه یک شیشه و ۶ فرانک پول داشت، اما اکنون فقط یک شیشه دارد.

#مغالطه_پنجره_شکسته تنها محدود به سطح خرد نیست. در بسیاری از کتاب‌های درسی و باورهای عمومی، این ادعای نادرست مطرح می‌شود که: «جنگ جهانی دوم به دلیل مخارج بی‌سابقه دولتی و ایجاد اشتغال کامل برای بزرگسالان، باعث پایان یافتن رکود بزرگ شد.»

روبرت هیگز در مقاله پژوهشی برجسته خود تحت عنوان «؟Wartime Prosperity» (رونق زمان جنگ؟ - ارزیابی مجدد اقتصاد دهه ۱۹۴۰ آمریکا) نشان داد که چرا ادعای «رونق اقتصادی در زمان جنگ» یک توهم آماری است. وقتی کشوری وارد جنگ می‌شود، مخارج دولتی اوج می‌گیرد و در نتیجه تولید ناخالص داخلی کل (GDP) که مجموع مخارج دولتی، مصرف و سرمایه‌گذاری است، بالا می‌رود. اما برای درک رفاه واقعی باید «GDP بخش خصوصی» را بررسی کرد.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید.

◽️@utfinance◽️

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤9👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #داستان_پول

✔️ قسمت هفتم

#پول

🔸 منبع : کانال چرتکه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤4
🔵 #داستان_پول

✔️توضیح  قسمت هفتم


🔔در یادداشت قبل گفتیم مهمترین اختیار بانک مرکزی چاپ پول است؛ به این پول چاپ‌شده، پایه پولی می‌گوییم. همچنین گفتیم پایه پولی در واقع هر ریالی است که از بانک مرکزی خارج می‌شود. برای فهم دقیق‌تر این مفهوم به سراغ اجزای تشکیل‌دهنده پایه پولی رفتیم و «خالص بدهی دولت به بانک مرکزی» را توضیح دادیم.

📌در این یادداشت می‌خواهیم در مورد دومین جزء پایه پولی صحبت کنیم که در حال حاضر در ایران بزرگترین جزء پایه پولی هم هست:

خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی:
💱هر کشوری برای خودش یک واحد پول دارد که در داخل آن کشور برای مبادلات اقتصادی استفاده می‌شود. اما در مبادله‌های خارجی (مثلا واردات و صادرات یک کشور) لازم است پول‌ها به یکدیگر تبدیل شوند؛ یعنی مثلا بازرگان ایرانی به افغانستان سیمان صادر می‌کند و افغانی می‌گیرد؛ افغانی که در ایران کاربرد ندارد، پس باید به ریال تبدیل شود. یا اصلا ممکن است معامله با پول انجام نشود؛ مثلا ایران یک محموله بنزین به ونزوئلا صادر می‌کند و در ازای آن چند تن طلا تحویل می‌گیرد. شمش طلا هرچقدر ارزش داشته باشد، با آن نمی‌شود از بقالی خرید کرد؛ پس آن هم باید تبدیل شود.

❔اینجا یک مسأله مهم پیش می‌آید؛ نرخ برابری پول داخلی با طلا و بقیه ارزها. چه کسی تعیین می‌کند هر دلار آمریکا چند ریال ارزش دارد؟ یا هر گرم طلا چند ریال می‌شود؟ بازار آزاد! چطور؟

✳️وقتی صادرات یک کشور بیشتر از واردات باشد، ارز و طلای زیادی وارد کشور می‌شود و ارزش آن در مقابل ریال کاهش می‌یابد. برعکس وقتی واردات زیاد باشد، قیمت ارز و طلا بالا می‌رود.
حالا این وسط بانک مرکزی چه‌کاره است؟ کشور خودمان را در نظر بگیرید و فرض کنید همه‌ی مبادلات خارجی با دلار آمریکا انجام می‌شود. بانک مرکزی وظیفه‌ دارد ارزش پول ملی را حفظ کند؛ پس باید نرخ برابری ریال و دلار را کنترل کند، یعنی نه اجازه بدهد دلار خیلی گران شود، نه خیلی ارزان. بعضی وقت‌ها که صادرات کشور زیاد باشد، دلار اضافه را بانک مرکزی می‌خرد تا قیمتش کم نشود؛ برعکس وقتی واردات کشور زیاد باشد، بانک مرکزی دلار می‌فروشد تا قیمت آن خیلی بالا نرود.

💰به هر میزان که بانک مرکزی به طورخالص دلار بخرد، ریال جدید چاپ شده است. مثلا اول صبح ۱ میلیون دلار می‌فروشد، عصر ۲ میلیون دلار می‌خرد. پس به طور خالص ۱ میلیون دلار خریده و معادل آن پول چاپ کرده است. با این کار پایه پولی زیاد می‌شود، به همین سادگی!

⚠️کجا اشکال پیش می‌آید؟ فرض کنید یک کشوری همواره وارداتش بیشتر از صادرات باشد؛ این کشور بعد از مدتی ارز کم می‌آورد، ذخیره‌ی ارزی بانک مرکزی هم ته می‌کشد و ارز مورد نیاز برای واردات وجود ندارد. چه اتفاقی می‌افتد؟ ما ایرانی‌ها که خیلی با این پدیده آشناییم، ارز خارجی گران می‌شود و ارزش پول ملی به باد می‌رود.

🚩برعکس، فرض کنید کشوری همیشه صادراتش از واردات بیشتر باشد؛ بعد از مدتی ارز خارجی روی دست مردم و بانک مرکزی باد می‌کند. این بار پول ملی گران می‌شود و ارز خارجی کم‌ارزش. شاید باور نکنید، ولی ایران به طور تاریخی بیشترین ضربه را از این اتفاق خورده، نه جهش قیمت ارز! چطور؟

✴️دولت همیشه نفت دارد، بعضی وقت‌ها خیلی زیاد دارد! نفت صادر می‌کند و دلار می‌گیرد. اگر دلار را یک‌جا در بازار بفروشد، طبیعتا ارزان می‌شود. دولت طبق قانون موظف است دلار را به بانک مرکزی بدهد تا بانک طبق صلاحدید خودش در بازار عرضه کند.  حالا اگر دولت دلار را صرفاً پیش بانک مرکزی امانت بگذارد، اتفاق خاصی نمی‌افتد. اما اگر بانک مرکزی دلار دولت را بخرد، باید معادل آن پول چاپ کند و به دولت بدهد. پس در این مرحله پول چاپ می‌شود. در مرحله بعد اگر بانک مرکزی دلار را در بازار بفروشد (به واردکننده)، انگار پولِ چاپ‌شده را جمع می‌کند. هرچقدر از دلار که دست بانک مرکزی بماند، معادل آن پول چاپ شده و پایه پولی بالا رفته است! رشد پایه پولی هم که یعنی تورم و کاهش ارزش پول ملی.
💵حالا «خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی» یعنی چه؟ بانک مرکزی در هر لحظه یک مقداری ارز یا طلا در اختیار دارد. بخشی از دارایی‌ها نزد بانک مرکزی امانت گذاشته شده و بانک مرکزی آن‌ها را نخریده، بنابراین پولی هم بابت‌شان چاپ نشده. اگر این امانت‌ها را کم کنیم، بقیه‌اش می‌شود خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی، یعنی آن مقدار ارز یا طلایی که بانک مرکزی خریده و به ازای آن‌ها پول چاپ کرده است. در شهریور ۱۳۹۹ این مقدار حدود ۳۶۰ هزار میلیارد تومان بوده، معادل حدوداً ۸۵ میلیارد دلار.
⏪در یادداشت بعدی در مورد تاریخچه‌ی ارتباط بانک‌های مرکزی کشورها و مفهومی به نام «پشتوانه‌ی پول» صحبت خواهیم کرد.

https://vrgl.ir/PUQiW

🔸 منبع : کانال چرتکه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
❤6👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 خلاصه کتاب روان‌شناسی پول از مورگان هاوزل

#روانشناسی_پول
#ویدئوآموزش
#شماره۴۱
#خلاصه_کتاب

#مالی_رفتاری
#اقتصاد_رفتاری
#روانشناسی_معامله_گر

@MaliRaftariB_F

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤6
بالقیس!
رفته بودی سرکوچه انار بگیری
تکه‌هایت به خانه برگشت
آن‌ها بیروت را ول کردند
و غزالی را از پا در آوردند
از وقتی چشم‌های تو بسته شد
دریا استعفا داد

بالقیس !
وقتی کیفت را از لای خرابه‌های
بیروت در آوردند
فهمیدم با رنگین کمانی زندگی می‌کردم

#نزار_قبانی

"نجوای عاشقانه نزار قبانی برای کشته شدن زنش بالقیس در بمب‌گذاری بیروت"

شب خوش
❤10👍1🤔1
🔵 #معرفی_کتاب

اقتصاد آب، اقتصاد محیط زیست و اقتصاد چرخشی؛ سه حوزه مهم برای آینده پایدار

مجموعه‌ای از کتاب‌های تألیفی در حوزه‌های اقتصاد آب، اقتصاد محیط زیست و اقتصاد چرخشی و سایر حوزه‌ها را با شما به اشتراک می‌گذاریم؛ آثاری که حاصل پژوهش، تجربه و همکاری با جمعی از همکاران و پژوهشگران هستند.

این مجموعه تلاش می‌کند از دریچه اقتصاد، به برخی از مهم‌ترین چالش‌های امروز نگاه کند؛ از بحران آب و نحوه تخصیص و قیمت‌گذاری آن گرفته تا حفاظت از محیط زیست، بهره‌وری منابع و حرکت به سوی اقتصاد چرخشی.

✔️ اقتصاد آب زيرزميني (مجموعه دو جلدي)

✔️ اقتصاد آب شهری

✔️ یادگیری ماشین و هوش مصنوعی: مفاهیم، الگوریتم‌ها و کاربردها در صنعت آب و فاضلاب

✔️ راهبری صنعت آب و فاضلاب با رویکرد اقتصاد چرخشی

✔️ اقتصاد چرخشی: مفاهیم پایه، تئوری‌ها و تجربه‌ها

✔️ حقیقت درباره قیمت‌گذاری

✔️ تلنگرهای رفتاری در مدیریت تقاضای آب شهری، مطالعه موردی: شهر کیپ‌تاون آفریقای جنوبی

✔️ صنعت آب و فاضلاب اسپانیا

✔️ صنعت آب و فاضلاب منطقه‌ عرب

✔️ دوره کامل اقتصاد آب

#سجادیفر

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
❤5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 #داستان_پول

✔️ قسمت ششم

#پول

🔸 منبع : کانال چرتکه

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
❤6