دورنمای اقتصاد
18.6K subscribers
1.07K photos
2.42K videos
731 files
8.99K links
"دورنمای اقتصاد" رسانه اقتصادی اجتماعی مستقل ایران


https://ecoviews.ir/
Download Telegram
🔵 چرا پول خیلی مهمه حتما گوش کنید

✔️ یک فایل فوق العاده

#عباس‌منش

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views

https://t.me/Economic786/8000
4🥱2👍1👎1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 راهکارهای ساده صرفه‌جویی مصرف آب

#آب
#صرفه_جویی

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
4
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
                                          که زد در چمنم
#هوشنگ_ابتهاج
12
🔵 سندرم شوالیه سفید

🔸احتکارگران وظیفه، انحصارگران مسئولیت
رفتارشناسی سازمانی


سندرم شوالیه سفید یا احتکار وظیفه درباره کارکنان یا مدیرانی یا کسانی است که در همه کارها ورود و دخالت می‌کنند و می‌پندارند بار اصلی انجام وظیفه، بیشتر از همه بر دوش آن‌ها است (چیزی مانند توهم ناجی و عقده مسیح). شاید پشت کارهایشان قصد دخالت نداشته باشند ولی دقیقا در همه کارها به ویژه کارهای مهم، چه شناخت، دانش و توانایی داشته باشند چه نداشته باشند، دخالت و ورود می‌کنند. هر کاری می‌کنند که مدیریت اجرایی کار را بدست بیاورند یا اینکه تفویض اختیارشان به اندازه‌ای شود که آزادی کامل اجرایی یا حتی انحصار مدیریتی داشته باشند.


رفتارشناسی و نوروساینس

سیستم توجهی و پاداشی مغز آن‌ها در انجام کارها با شبکه رفتاری‌های وسواس، همپوشانی دارد و وارونه حس وظیفه بالا و آنچه که می‌پندارند، ولی تمرکز بالا بر روی هدف مایه نگرش تلسکوپی و نقطه‌ای در آنها می‌شود که پارامترهای دیگر، نگرش فراگیر و تغییرات را متوجه نمی‌شوند و گاه نادیده می‌گیرند. آنها مایه آزار دیگران به ویژه در کارهای گروهی و برنامه ریزی شده می‌شوند.
#Behavioral_Sciences #NeuroSciences


رفتارشناسی سازمانی

◼️ در همکاری
کسانی با این رفتار معمولا به کار تیمی و استراتژی و برنامه ریزی ها کمتر اهمیت می‌دهند. و سپردن چند کار همزمان به آنها نه ریسک بلکه قمار است پس باید کارها به ویژه کارهای میدانی کمتر و با بیشینه پایش و نظارت، به آنها سپرده شود.

◼️ در مدیریت
سندرم احتکار وظیفه با میکرومنیمنت(توتالیتاریسم سازمانی)، می‌توانند همپوشانی داشته باشند ولی یکی نیستند.
◼️◾️ میکرومنجمنت معمولا در پوزیشن های مدیریتی و ساختارهای هرمی پدید می‌آید (سندرم چسبیدگی) ولی احتکار وظیفه در هر پوزیشن و جایگاه سازمانی می‌تواند پدید آید.
◼️◾️ میکرومنجمنت همراه با عقده دستور دادن، کنترل گری «دیگران» و انحصار قدرت است ولی احتکار وظیفه، معمولا برای انجام کار و کمال‌گرایی است و هدف کنترل دیگران نیست. (کمال‌گرایی با کمال‌خواهی اشتباه نشود)
◼️◾️ میکرومنیجمنت همراه با شخصیت نمایشی و تکخوری + فرار کردن از بار نتیجه و مسئولیت، است، ولی احتکار وظیفه ادراک و احساس انجام وظیفه و مسئولیت پذیری بیش از اندازه است، معمولا تک‌پَر هستند و معمولا اگر اشتباهی کرده باشد تقصیر را می‌پذیرد و به دنبال پیدا کردن اشتباه و جبران است و چه بسا خود را فداری هدف می‌کند. (خطرِ هدف، وسیله را توجیه می‌کند و سندرم باکستر هم همیشه در کمین این آدمها هست)
◼️◾️ احتکارگر وظیفه اگر به جایگاه مدیریت دست یازد، پیشزمینه های اجرای توتالیتاریسم سازمانی و میکرومنیجمنت و دیکتاتوری سازمانی را دارد (آنگاه است که دیگر احساس وظیفه افراطی با خودبرتربینی، سندرم هوبریس، #سوگیری دانینگ-کروگر و دیکته کردن جایگزین می‌شود و شاید از هر میکرومنیجری، توتالیتر تر شود)
◼️◾️ میکرومنیجمنت و احتکار وظیفه، هر دو ساختار سازمانی، برنامه و استراتژی، کار گروهی را با خطر جدی و ناهنجاری های بسیاری روبرو می‌کنند.

◼️ راهکار و چاره
بهترین شیوه برای جلوگیری از آنها «شیوه مدیریت سیستماتیک» است که در آن روشمندی و ارتباط شبکه ای(نتورکی) جای هر گونه ساختار هرمی، تکسالار، خطی، سنترال، تجمیع قدرت، اولیگارشی قدرت را می‌گیرد
#Behavioral_management #Behavioral_organization

‌‎در افروختن دانش، یا شمع باش یا آینه
‏شمع و آیینه شمایید، همرسانی با شما


https://t.me/ShahramSep

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
5
🔵 موفقیت چند پتانسیلی‌ها

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@econviews
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views

https://t.me/jafekri_episodes/59
2
🔵 مطالعه‌ای نشان می‌دهد میان فعالیت مغز و احساسات در افراد تنها نوعی ناهماهنگی وجود دارد

نویسنده: کارینا پترووا


🔸ترجمه : دورنمای اقتصاد


تنهایی چیزی فراتر از یک حالت هیجانی گذراست؛ این وضعیت مانند یک فیلتر پایدار عمل می‌کند که نحوه پردازش جهان اجتماعی توسط مغز انسان را تغییر می‌دهد. پژوهش جدیدی که در نشریه Biological Psychology منتشر شده است، شواهدی ارائه می‌دهد مبنی بر اینکه این وضعیت، سازوکارهای عصبی مسئول ارزیابی تهدیدها و تنظیم هیجان‌ها را دگرگون می‌کند.

این مطالعه نشان می‌دهد اعمال یک جریان الکتریکی خفیف و هدفمند به لوب پیشانی می‌تواند به افراد تنها کمک کند صحنه‌های اجتماعی منفی را کمتر آزاردهنده ادراک کنند. این یافته‌ها دیدگاه تازه‌ای درباره شکاف میان واکنش‌های فیزیولوژیک افراد تنها به محیط و برداشت آگاهانه آن‌ها از این واکنش‌ها ارائه می‌دهد.

انزوای اجتماعی به طور گسترده به‌عنوان یک عامل خطر برای طیف وسیعی از مشکلات جسمی و روانی شناخته می‌شود؛ از افزایش احتمال بیماری‌های قلبی‌عروقی گرفته تا بالا رفتن خطر ابتلا به اختلالات نورودژنراتیو. روان‌شناسان مدت‌هاست تلاش می‌کنند سازوکارهای شناختی زیربنای این پیامدهای منفی را درک کنند. یکی از چارچوب‌های مهم در این زمینه «نظریه تکاملی تنهایی» است. بر اساس این نظریه، انزوا حالتی از بیش‌هشیاری (hypervigilance) ایجاد می‌کند؛ به‌گونه‌ای که مغز فرد تنها به شکل افراطی به نشانه‌های اجتماعی حساس می‌شود تا شاید بتواند دوباره با دیگران ارتباط برقرار کند.

این پایش مداوم نشانه‌های اجتماعی می‌تواند منابع شناختی را تحلیل ببرد. وقتی مغز مشغول رصد تهدیدهاست، ممکن است ظرفیت کمتری برای مدیریت و تنظیم پاسخ‌های هیجانی داشته باشد. شیمون مونکا و همکارانش در مؤسسه روان‌شناسی آکادمی علوم لهستان مطالعه‌ای طراحی کردند تا این سازوکارهای نظری را بیازمایند. مونکا و نویسنده ارشد مقاله، لوکاش اوکروژک، پیش‌تر به یک تناقض در پژوهش‌های خود اشاره کرده بودند: افراد تنها اغلب واکنش‌های فیزیولوژیک قوی‌تری به نشانه‌های اجتماعی منفی نشان می‌دهند، اما با وجود این واکنش بدنی، گزارش می‌کنند که برانگیختگی هیجانی کمتری نسبت به افراد غیرتنها احساس می‌کنند.
این ناهماهنگی نشان می‌دهد که شاید تنهایی صرفاً توانایی تنظیم هیجان را مختل نمی‌کند، بلکه فرآیندهای خودنظارتی را که به فرد امکان می‌دهد وضعیت درونی خود را به‌درستی تفسیر کند، دچار اختلال می‌سازد. برای بررسی این موضوع، پژوهشگران بر «قشر پیش‌پیشانی پشتی-جانبی» تمرکز کردند؛ ناحیه‌ای در پشت پیشانی که مرکز کنترل کارکردهای اجرایی است و نقش اصلی در پردازش بالا به پایین (top-down processing) دارد؛ یعنی توانایی افکار سطح بالاتر برای تنظیم تکانه‌های هیجانی سطح پایین‌تر.

در این پژوهش ۱۲۰ نفر شرکت کردند. شرکت‌کنندگان بر اساس نمره آن‌ها در نسخه بازبینی‌شده مقیاس تنهایی UCLA به دو گروه تقسیم شدند: ۶۰ نفر با سطح بالای تنهایی و ۶۰ نفر با سطح پایین. هدف پژوهشگران این بود که بررسی کنند آیا دستکاری فعالیت قشر پیش‌پیشانی پشتی-جانبی می‌تواند نحوه پردازش تصاویر منفی را در این دو گروه تغییر دهد یا خیر.

برای دستکاری فعالیت مغزی از روشی به نام «تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای» (tDCS) استفاده شد. این روش غیرتهاجمی شامل قرار دادن الکترودهایی روی پوست سر برای انتقال جریان الکتریکی ضعیف به نواحی خاص مغز است. این جریان می‌تواند به طور موقت تحریک‌پذیری نورون‌ها را افزایش یا کاهش دهد. هر شرکت‌کننده در دو جلسه جداگانه حضور یافت: در یک جلسه تحریک فعال آنودال (که معمولاً فعالیت نورونی را افزایش می‌دهد) روی سمت چپ یا راست قشر پیش‌پیشانی اعمال شد، و در جلسه دیگر تحریک ساختگی (شَم) دریافت کرد.

شرایط ساختگی به‌عنوان کنترل عمل می‌کرد؛ دستگاه در ابتدا طوری تنظیم می‌شد که حس شروع تحریک را شبیه‌سازی کند، اما سپس خاموش می‌شد. این طراحی دوسوکور مانع از تأثیر انتظارات شرکت‌کنندگان بر نتایج می‌شد. هم‌زمان با دریافت تحریک، شرکت‌کنندگان روبه‌روی رایانه نشسته و کلاه مخصوص ثبت داده‌های الکتروانسفالوگرافی (EEG) بر سر داشتند.

پژوهشگران مجموعه‌ای از تصاویر را به شرکت‌کنندگان نشان دادند. برخی تصاویر دارای محتوای اجتماعی منفی (مانند صحنه‌های خشونت یا تصادف) بودند و برخی دیگر محتوای منفی غیر اجتماعی (مانند عنکبوت یا مار) داشتند. تصاویر خنثی نیز برای مقایسه ارائه شد. برای هر تصویر، شرکت‌کنندگان یا دستور «فقط نگاه کردن» دریافت می‌کردند یا «بازارزیابی شناختی». بازارزیابی شناختی راهبردی است که در آن فرد با بازتفسیر ذهنی موقعیت، شدت تأثیر هیجانی آن را کاهش می‌دهد (مثلاً یادآوری اینکه صحنه خون‌آلود صرفاً نمایی از یک فیلم است).

ادامه 🔻🔻🔻🔻
2
ادامه 🔺🔺🔺🔺

پس از هر تصویر، شرکت‌کنندگان میزان منفی بودن احساس خود و شدت برانگیختگی هیجانی را گزارش می‌کردند. هم‌زمان، EEG تغییرات پتانسیل‌های وابسته به رویداد را ثبت می‌کرد. تمرکز اصلی پژوهشگران بر «پتانسیل مثبت دیرهنگام» (Late Positive Potential) بود؛ الگویی از امواج مغزی که نشان می‌دهد مغز چه میزان توجه و منابع شناختی به یک محرک هیجانی اختصاص می‌دهد.

نتایج نشان داد هنگامی که افراد بسیار تنها تحریک فعال در سمت چپ قشر پیش‌پیشانی پشتی-جانبی دریافت کردند، تصاویر اجتماعی منفی را در مقایسه با شرایط ساختگی کمتر ناخوشایند ارزیابی کردند. این اثر در شرایط «تماشای منفعلانه» مشاهده شد. به بیان دیگر، افزایش فعالیت لوب پیشانی چپ به افراد تنها کمک کرد ارزیابی خودکار و منفی از تهدیدهای اجتماعی را کاهش دهند.

اما داده‌های فیزیولوژیک تصویر پیچیده‌تری ارائه دادند. با وجود اینکه شرکت‌کنندگان تنها گزارش کردند احساس منفی کمتری دارند، الگوهای امواج مغزی آن‌ها کاهش متناظری نشان نداد. شاخص‌های الکتریکی پردازش هیجانی در هر دو شرایط تقریباً مشابه باقی ماند. این یافته با فرضیه پیشین پژوهشگران درباره ناهماهنگی در خودآگاهی هم‌خوانی دارد: به نظر می‌رسد تنهایی توانایی تطبیق پاسخ‌های فیزیولوژیک درونی با احساسات آگاهانه را مختل می‌کند. تحریک مغزی گزارش ذهنی را تغییر داد، اما لزوماً شدت عصبی پاسخ به تهدید را تغییر نداد.

همچنین نتایج نشان داد تحریک فعال به طور کلی مدارهای عصبی درگیر در بازارزیابی شناختی را تقویت می‌کند، به‌ویژه در مواجهه با محرک‌های اجتماعی. با این حال، نکته جالب این بود که در شرایط تحریک فعال، شرکت‌کنندگان تصاویر را هنگام بازارزیابی منفی‌تر از حالت تحریک ساختگی ارزیابی کردند؛ گویی مغز سخت‌تر کار می‌کرد، اما فرد احساس می‌کرد تنظیم هیجان کمتر مؤثر بوده است.

نویسندگان این نتایج را نشانه‌ای از نقش‌های متمایز نیمکره چپ و راست قشر پیش‌پیشانی می‌دانند. مطالعات پیشین نیمکره راست را بیشتر با کنترل شناختی ارادی و نیمکره چپ را با پردازش هیجانی خودکار مرتبط دانسته‌اند. یافته‌های حاضر نشان می‌دهد قشر پیش‌پیشانی پشتی-جانبی چپ در تعدیل ارزیابی‌های عاطفی خودانگیخته نقش دارد و تحریک این ناحیه برای افراد تنها، که ممکن است سوگیری منفی در پردازش تهدیدهای اجتماعی داشته باشند، سودمند است.

این مطالعه محدودیت‌هایی نیز دارد. تحریک الکتریکی هم‌زمان با ثبت EEG می‌تواند نویز ایجاد کند و نیازمند پردازش گسترده داده‌هاست. همچنین تکلیف آزمایشی کوتاه بود و ممکن است فرآیندهای طولانی‌مدت تنظیم هیجان در زندگی واقعی را به طور کامل بازنمایی نکند. افزون بر این، شرکت‌کنندگان همگی جوان بودند و مشخص نیست آیا نتایج درباره سالمندان نیز صدق می‌کند یا خیر. همچنین سنجش مستقیمی از فراشناخت (تفکر درباره تفکر) انجام نشد.

با وجود این محدودیت‌ها، پژوهش نشان می‌دهد تنهایی صرفاً به معنای «احساس بیش از حد» یا «تنظیم کمتر» نیست، بلکه شامل نوعی ناهماهنگی پیچیده میان واکنش‌های خودکار مغز و تجربه آگاهانه فرد از جهان اجتماعی است. این یافته که تحریک هدفمند مغزی می‌تواند ارزیابی‌های ذهنی را تغییر دهد، مسیرهای بالقوه‌ای برای توسعه مداخلات عصبی در حمایت از درمان‌های مرتبط با انزوای اجتماعی می‌گشاید.

https://www.psypost.org/study-finds-a-disconnect-between-brain-activity-and-feelings-in-lonely-people/

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
اینستاگرام: 
👇👇 
https://www.instagram.com/econ.views
5🥱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 گاردین : جهان وارد ورشکستگی آبی شد

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
اینستاگرام: 
👇👇 
https://www.instagram.com/econ.views
3👎1
🏅یک فرصت تحول و رشد برای تو
برای شروع یک سال جدید

💎با بهترین های تلگرام همراه شو

👇👇👇👇
https://t.me/addlist/SvIYV06NuJI5Mjlk

🎁پیشنهاد ویژه :

👈تنهاباتو ،جایی که آهسته صداشون در میاد
@tanhabato_ir
2
🔵 دلار ما، مشکل شما!

مهراب کیارسی

کنت روگف اقتصاد مشهور امریکایی هاروارد و استاد بزرگ سابق شطرنج در کتاب اخیرش “دلار ما، مشکل شما” ناآرامی‌های کنونی در نظام مالی جهانی را در چارچوب هفتاد سال نظم پولی پس از جنگ جهانی دوم و تا حدودی در بستر چند قرن تاریخ پولی بررسی می‌کند. روگف که همراه با کارمن راینهارت نویسنده کتاب معروف سال ۲۰۰۹ “اینبار متفاوت است”هم هست—کتابی که الگوهای تکرارشونده نکول‌های دولتی، بحران‌های بانکی و تورم را در طول قرن‌ها بررسی می‌کند—جایگاه امروز دلار را در یک مسیر تاریخی بلندمدت از بی‌ثباتی‌های مالی و اعتمادبه‌نفس‌های بیش‌ازحد قرار می‌دهد. استدلال اصلی او این است که سلطه دلار نه تصادفی است و نه تضمین‌شده. این سلطه بر اعتبار نهادی، قدرت نظامی، عمق بازارهای مالی و اثرات شبکه‌ای استوار است. هرچند این پایه‌ها هنوز قوی‌اند، اما به شکل فزاینده‌ای زیر فشار تکه‌تکه‌شدن ژئوپلیتیکی و تحولات سیاسی داخلی آمریکا قرار گرفته‌اند. او فکر می کند دوره‌های ثبات ظاهری—مثل نرخ‌های بهره واقعی بسیار پایین و نوسان اندک نرخ ارز در دهه ۲۰۱۰—اغلب توهمی موقتی هستند.

روگف بحث را با تحول تاریخی نظام پولی بین‌المللی شروع می‌کند. استاندارد کلاسیک طلا که پیش از جنگ جهانی اول و تا حدی در دوره بین دو جنگ برقرار بود، ارزها را به قابلیت تبدیل به طلا متصل می‌کرد. در سال‌های ۱۹۳۳–۱۹۳۴، فرانکلین روزولت رئیس‌جمهورامریکا با بالا بردن قیمت طلا از ۲۰ دلار به ۳۵ دلار در هر اونس، ارزش دلار را کاهش داد. روگف این اقدام را نوعی نکول حاکمیتی می‌داند و یادآوری می‌کند که حتی دموکراسی‌های پیشرفته هم وقتی فشارهای داخلی شدت می‌گیرد، تعهدات پولی خود را تغییر می‌دهند. این ماجرا به رأی دیوان عالی آمریکا در سال ۱۹۳۵ انجامید که لغو بندهای طلا در قراردادهای دولتی و خصوصی را تأیید کرد و تثبیت اقتصاد را بر حقوق بستانکاران در دوران رکود بزرگ ترجیح داد—(سباستین ادواردز اقتصاددان پولی درجه اول شیلیایی که اکثریت کارها و نوشته هایش بدرد فهم اقتصاد ایران می خورد در کتاب ۲۰۱۸ خود توضیح میدهد چگونه دولت امریکا در زمان FDR یکبار ورشکسته شد و اینکه بسیاری فکر می کنند امریکا هرگز ورشکسته نشده نادرست است و بر خلاف واقعیت)

پس از جنگ جهانی دوم، نظام برتون وودز که در سال ۱۹۴۴ در نیوهمپشایر با حضور ۴۴ کشور شکل گرفت، یک لنگر طلا–دلار ایجاد کرد: دلار با نرخ ۳۵ دلار در هر اونس برای بانک‌های مرکزی خارجی قابل تبدیل به طلا بود و سایر کشورها ارزهای خود را به دلار میخکوب کردند. این چارچوب با هدف ایجاد ثبات پس از فروپاشی استاندارد طلای بین دو جنگ در دوران رکود بزرگ طراحی شد و به آن «استاندارد مبادله طلا» گفته می‌شد.

اما رابرت تریفن، اقتصاددان بلژیکی-آمریکایی، در دهه ۱۹۶۰ معضل معروف تریفن را مطرح کرد: کشوری که ارز ذخیره جهانی را منتشر می‌کند باید برای تأمین نقدینگی جهانی دچار کسری شود، اما همین کسری‌ها در نهایت اعتماد به آن ارز را تضعیف می‌کند. در اوت ۱۹۷۱، در شرایطی که تورم به دلیل هزینه‌های جنگ ویتنام و برنامه‌های داخلی بالا رفته بود، ریچارد نیکسون تبدیل‌پذیری دلار به طلا را تعلیق کرد. وزیر خزانه‌داری او، جان کانالی، به اروپایی‌ها گفت: «دلار پول ماست، اما مشکل شماست.» روگف این جمله را هم نشانه صراحت ژئوپلیتیکی و هم کوته‌بینی و گستاخی امریکایی ها می‌داند. بحران تورمی دهه ۱۹۷۰ نشان داد که کنار گذاشتن قیود خارجی بدون ایجاد انضباط کلان داخلی، بی‌ثباتی ایجاد می‌کند. نظام برتون وودز نهایتاً با توافق جامائیکا در سال ۱۹۷۶ که نرخ‌های ارز شناور را رسمی کرد، پایان یافت.

از آن زمان، لنگر نظام پولی از طلا به نهادها منتقل شد—به‌ویژه استقلال بانک مرکزی. اعتبار پولی مدرن به دور نگه داشتن بانک مرکزی از فشارهای کوتاه‌مدت سیاسی وابسته است؛ اصلی که در ادبیات «ناسازگاری زمانی» دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ صورت‌بندی شد.
روگف میان سطح نرخ ارز دلار و نقش سیستمی آن تمایز قائل می‌شود. دلار بارها دچار افزایش یا کاهش شدید ارزش واقعی شده—مثلاً پس از توافق پلازا در سال ۱۹۸۵، توافقی میان آمریکا، ژاپن، آلمان غربی، فرانسه و بریتانیا در هتل پلازای نیویورک که طی آن ین حدود ۵۰ درصد در کمتر از یک سال تقویت شد—اما جایگاه جهانی خود را از دست نداد. آنچه مهم‌تر است، نقش دلار در صدور فاکتورهای تجاری، ذخایر ارزی، قراردادهای مالی و لنگر نرخ ارز کشورهاست. روگاف در پژوهش مشترک با ایتن ایلتزکی و کارمن راینهارت نشان می‌دهد که حتی تا میانه دهه ۲۰۱۰ دلار ارز لنگر غالب در بخش بزرگی از اقتصاد جهان بوده است.

ادامه 🔻🔻🔻🔻
3
ادامه 🔺🔺🔺🔺

او تأکید می‌کند سهم آمریکا از تولید ناخالص داخلی جهان، بر اساس نرخ ارز بازار، از جنگ جهانی دوم تاکنون حدود ۲۵ درصد باقی مانده، برخلاف پیش‌بینی‌های افول. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بسیاری فکر می‌کردند شوروی پیشی خواهد گرفت. اقتصاددانانی مانند پل ساموئلسون چنین پیش‌بینی‌هایی داشتند و تاریخ‌نگارانی مانند آنگوس مدیسون برآورد می‌کردند تولید شوروی به نصف یا دو سوم آمریکا برسد، اما ناکارآمدی‌های داخلی در نهایت به فروپاشی ۱۹۹۱ انجامید.

ژاپن در دهه ۱۹۸۰ رقیب جدی‌تری به نظر می‌رسید؛ ارزش بازار سهام و املاک آن از آمریکا بیشتر شد. توافق پلازا برای کاهش مازاد تجاری ژاپن انجام شد، اما به حباب دارایی و رکود طولانی منجر شد. روگف این موارد را نمونه‌ای از خطر پیش‌بینی‌های خطی می‌داند.

یورو که در سال ۱۹۹۹ معرفی شد، جایگاه دوم را به دست آورد، اما بحران بدهی دهه ۲۰۱۰ ضعف‌های ساختاری آن—از جمله نبود یکپارچگی مالی و سازوکار ورشکستگی مشترک—را آشکار کرد. پذیرش زودهنگام یونان بحران را تشدید کرد. اروپا هنوز قدرت ارزی مهمی است، اما کامل نیست.
او اعتقاد دارد چین جدی‌ترین رقیب بلندمدت است. حدود نیمی از تجارت چین اکنون با یوان انجام می‌شود، در حالی که در ۲۰۱۰ تقریباً صفر بود. اما برای تبدیل شدن به ارز ذخیره کامل، بازار اوراق عمیق، حساب سرمایه باز و قابلیت تبدیل کامل لازم است. ساخت‌وساز گسترده مسکن در چین—حتی بیشتر از بسیاری کشورهای غربی به ازای هر نفر—ریسک‌های مشابه ژاپن دهه ۱۹۹۰ ایجاد کرده است. کمبود شفافیت داده‌ها این نگرانی را بیشتر می‌کند.

روگف تأکید زیادی بر «سلاحی‌سازی» دلار از طریق تحریم‌ها دارد. تحریم‌های گسترده علیه روسیه و ایران و مسدود کردن ذخایر روسیه پس از حمله ۲۰۲۲ به اوکراین نشان داد که آمریکا چگونه از زیرساخت مالی جهانی بهره می‌برد. اما این اقدامات انگیزه کشورها برای ایجاد سیستم‌های جایگزین را تقویت می‌کند. روسیه پس از ۲۰۲۲ به یوان و طلا روی آورد. کشورهای بریکس درباره جایگزین‌ها صحبت می‌کنند، هرچند هنوز رقیبی با نقدشوندگی و اعتماد دلار وجود ندارد.

مزیت اصلی دلار «امتیاز گزاف» است—اصطلاحی که والری ژیسکار دستن وزیر خارجه وقت و رییس جمهور بعد فرانسه در دهه ۱۹۶۰ به کار برد—به معنای توانایی آمریکا برای تأمین مالی کسری‌ها با انتشار دلار کم‌بازده که دیگران نگه می‌دارند، در حالی که خود در خارج بازده بالاتری کسب می‌کند. روگاف تخمین می‌زند این وضعیت حدود یک واحد درصد هزینه استقراض آمریکا را کاهش می‌دهد.

او می گوید در مورد بدهی، نرخ‌های بهره واقعی نزدیک صفر در دهه ۲۰۱۰ این تصور را ایجاد کرد که بدهی مشکلی ایجاد نمی‌کند. اما با افزایش نرخ‌ها، پرداخت بهره فدرال از اوایل دهه ۲۰۲۰ سه برابر شده و به دومین قلم بزرگ بودجه تبدیل شده است.

کسری‌های پایدار حدود سه درصد تولید ناخالص داخلی می‌تواند سرمایه‌گذاری را محدود و هزینه استقراض را بالا ببرد.
او اعتقاد دارد هوش مصنوعی می‌تواند رشد را تقویت کند، اما ممکن است نابرابری، بیکاری فناورانه، تمرکز انحصاری و آسیب‌های زیست‌محیطی ایجاد کند. روگاف آن را راه‌حلی می‌داند که مشکلات جدید هم ایجاد می‌کند.

ارزهای دیجیتال و استیبل‌کوین‌ها نیز چالش‌اند. اقتصاد زیرزمینی جهان حدود ۲۰ تریلیون دلار یا ۱۱ تا ۱۲ درصد تولید ناخالص داخلی جهان برآورد می‌شود. دلار در این حوزه مسلط بوده، اما اکنون بیت‌کوین و استیبل‌کوین‌ها در حال گسترش‌اند. روگاف می‌گوید باید واسطه‌های مالی اطراف این شبکه‌ها تنظیم شوند، وگرنه شفافیت مالی و وصول مالیات تضعیف می‌شود.

او احتمال شکل‌گیری نظام چندقطبی ارزی را مطرح می‌کند. نظریه اقتصادی می‌گوید اثرات شبکه‌ای به نفع یک ارز غالب است، اما بی‌اعتمادی ناشی از تحریم‌ها و اقدامات یک‌جانبه باعث تنوع‌بخشی می‌شود. نتیجه احتمالاً سقوط ناگهانی دلار نیست، بلکه فرسایش تدریجی سهم آن است.

روگف می‌گوید حتی اگر رهبری میانه‌رو و تکنوکرات بازگردد، بازسازی اعتماد دهه‌ها زمان می‌برد. او معتقد است اوج سلطه دلار احتمالاً حوالی میانه دهه ۲۰۱۰ بوده است. فرسایش آن می‌تواند هزینه استقراض آمریکا را بالا ببرد و اثربخشی تحریم‌ها را کاهش دهد. هشدار او این نیست که دلار فردا سقوط می‌کند، بلکه این است که تضعیف هم‌زمان استقلال بانک مرکزی، انضباط مالی، اعتبار نهادی، اتحادهای نظامی و رهبری فناورانه احتمال افول بلندمدت را افزایش می‌دهد.

🔸منبع : انجمن اقتصاددانان ایران

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
اینستاگرام: 
👇👇 
https://www.instagram.com/econ.views
1
🔵 #اقتصاد_آکادمیک_به_زبان_ساده
#مکاتب_اقتصادی

✔️ پول‌گرایی (مونتاریسم) – دهه ۱۹۵۰–۱۹۷۰


پول‌گرایی یا «مونتاریسم» یکی از مهم‌ترین رویکردهای اقتصادی در نیمه دوم قرن بیستم است که به‌ویژه بین دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ نقش پررنگی در سیاست‌گذاری اقتصادی داشت. این مکتب فکری بیش از هر چیز با نام میلتون فریدمن، اقتصاددان برجسته آمریکایی، گره خورده است. باور اصلی پول‌گرایان آن بود که کنترل عرضه پول مهم‌ترین ابزار برای دستیابی به ثبات اقتصادی و جلوگیری از تورم است.

برخلاف کینزی‌ها که تأکید زیادی بر سیاست‌های مالی دولت (مانند هزینه‌های عمومی و مالیات‌ها) داشتند، پول‌گرایان معتقد بودند نوسانات اقتصادی در بلندمدت بیش از هر چیز ناشی از تغییرات حجم پول در گردش است. از نگاه آنها، تورم همیشه و همه‌جا یک پدیده پولی است؛ یعنی زمانی که عرضه پول سریع‌تر از رشد تولید افزایش یابد، سطح عمومی قیمت‌ها بالا می‌رود. بنابراین اگر دولت بتواند رشد نقدینگی را منظم و قابل پیش‌بینی نگه دارد، اقتصاد به سمت ثبات حرکت خواهد کرد.

در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ این نظریه به تدریج در محافل دانشگاهی و سیاستی جایگاه یافت، اما اوج تأثیرگذاری آن در دهه ۱۹۷۰ بود؛ زمانی که بسیاری از کشورها با «رکود تورمی» (ترکیب تورم بالا و بیکاری) مواجه شدند. سیاست‌های سنتی کینزی قادر به حل این مشکل نبودند، اما پول‌گرایان توضیح دادند که ریشه بحران در رشد نامنظم نقدینگی و سیاست‌های انبساطی بیش از حد است.

بر این اساس، توصیه اصلی آنها تعیین یک قاعده پولی ثابت بود؛ مثلاً اینکه بانک مرکزی هر سال عرضه پول را با نرخی ثابت و متناسب با رشد تولید افزایش دهد. به باور فریدمن، این روش بهتر از دخالت‌های مکرر و سلیقه‌ای دولت عمل می‌کند، زیرا انتظارات اقتصادی را قابل پیش‌بینی می‌سازد.

به طور خلاصه، پول‌گرایی در این دوره بر نقش تعیین‌کننده سیاست پولی تأکید کرد و با نقد سیاست‌های فعال مالی، مسیر جدیدی برای مدیریت اقتصاد پیشنهاد داد. این دیدگاه بعدها مبنای بسیاری از اصلاحات در سیاست‌های بانک مرکزی و ظهور گرایش‌های نئوکلاسیک شد.

#انجمن_علمی_اقتصاد

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
اینستاگرام: 
👇👇 
https://www.instagram.com/econ.views
1
Forwarded from عکس نگار
🔵 رتبه‌بندی: بزرگ‌ترین شرکای تجاری چین در سال ۲۰۲۵

نویسنده: دوروتی نویفلد
گرافیک/طراحی: جویس ما

🔸ترجمه : دورنمای اقتصاد


نکات کلیدی
ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری چین بود و حجم تجارت دو کشور به ۵۶۰ میلیارد دلار رسید.
کل تجارت چین از ۶.۳ تریلیون دلار فراتر رفت و مازاد تجاری بی‌سابقه ۱.۲ تریلیون دلاری ثبت شد.

رشد تجارت در سراسر آسیای جنوب‌شرقی شتاب گرفت، در حالی که صادرات خودروهای آلمانی به چین از سال ۲۰۲۲ به‌طور چشمگیری کاهش یافته است.
موتور تجاری چین همچنان در حال گسترش است، اما جغرافیای این رشد در حال تغییر است.

در سال ۲۰۲۵، کل تجارت این کشور از ۶.۳ تریلیون دلار عبور کرد و با پیشی گرفتن صادرات از واردات نسبتاً ثابت، مازاد تجاری رکوردشکن ۱.۲ تریلیون دلاری ایجاد شد. هرچند آمریکا همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری چین باقی ماند، اما شتاب تجارت به‌طور فزاینده‌ای به سمت آسیای جنوب‌شرقی متمایل شد.

در همین حال، در اروپا نشانه‌هایی از فشار دیده می‌شود. صادرات خودروهای آلمان به چین از سال ۲۰۲۲ تاکنون ۶۶٪ کاهش یافته که نشان‌دهنده تشدید رقابت در بزرگ‌ترین بازار خودروی جهان است.

این نمودار بزرگ‌ترین شرکای تجاری چین در سال ۲۰۲۵ را بر اساس داده‌های اداره کل گمرک چین نشان می‌دهد.

آمریکا همچنان بزرگ‌ترین شریک تجاری چین
با ۵۶۰ میلیارد دلار تجارت دوجانبه، آمریکا ۸.۸٪ از کل تجارت جهانی چین در سال ۲۰۲۵ را به خود اختصاص داد. با این حال، تجارت میان دو کشور نسبت به سال قبل ۱۸.۷٪ کاهش یافت که ناشی از تشدید تنش‌های تعرفه‌ای بود.

هنگ‌کنگ در رتبه دوم قرار گرفت و پس از آن کره جنوبی، ژاپن و تایوان قرار دارند که همگی رشد ملایمی در تجارت تجربه کردند.
در همین حال، ویتنام رشد ۱۳.۷ درصدی در تجارت دوجانبه ثبت کرد که بخشی از جهش گسترده‌تر تجارت در منطقه آسه‌آن است. صادرات چین به آفریقا نیز نسبت به سال قبل ۲۵.۸٪ افزایش یافت.

ضعف صنعت خودروی اروپا برجسته است
تجارت چین و آلمان در سال ۲۰۲۵ به ۲۱۱ میلیارد دلار رسید که رشد ۴.۶ درصدی را نشان می‌دهد. با این حال، صادرات آلمان به چین در طول سال ۹.۳٪ کاهش یافت.
بخش عمده این افت مربوط به صنعت خودرو است. از سال ۲۰۲۲ تاکنون، صادرات خودروهای آلمانی به چین ۶۶٪ کاهش یافته و این امر فشار زیادی بر تولیدکنندگان وارد کرده است؛ به‌ویژه در شرایطی که برندهای داخلی چینی سهم بازار بیشتری به دست آورده‌اند.

هند با ۱۵۶ میلیارد دلار تجارت در رتبه دوازدهم قرار گرفت و همراه با اندونزی، ویتنام و تایلند رشد دورقمی را ثبت کرد.

https://www.visualcapitalist.com/chinas-largest-trading-partners-in-2025/

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
اینستاگرام: 
👇👇 
https://www.instagram.com/econ.views
🥴21
آقای دکتر ترابی_6 (1).pdf
2.8 MB
🔵 فایل‌های ارائه سمینار «مدیریت تنش آبی در تهران؛ درس‌آموخته‌ها و راهبردهای نوین»

🔸 برگزارکنندگان:  موسسه آب دانشگاه تهران و شرکت آب و فاضلاب استان

▪️تاریخ برگزاری :  16 مهرماه 1404


عنوان ارائه : آب، شهر و زیست‌بوم (دکتر اویس ترابی)

🔻نکات کلیدی ارائه :

✔️ کاهش بارگذاری بیش از ظرفیت برد سرزمینی در استان تهران

✔️ توسعه منابع آب غیرمتعارف و افزایش تغذیه آبخوان و سهم محیط زیست

✔️ احداث و توسعه واحدهای تصفیه و بازچرخانی پساب محلی برای استفاده در فضای سبز، صنعت و کشاورزی.

✔️ اجرای پروژه‌های آبخیزداری و سامانه‌های تغذیه مصنوعی آبخوان با استفاده از رواناب‌های سطحی و سیلاب.

✔️ تعامل با شهرداری و سازمان‌های ذیربط برای طراحی شهری سازگار با چرخه آب (شهر اسفنجی) و نفوذپذیری سطوح


#تنش_آبی
#آب
#شهر
#زیست_بوم

▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️

رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد 
👇👇👇👇 
@ECONVIEWS 
1👎1