تحلیل تست ۱ | مبحث: اقتصاد
☑️ پاسخ صحیح: گزینه د
❌ بررسی گزینه الف: افزایش قیمت کالای جانشین باعث افزایش تقاضای کالای X میشود، اما افزایش همزمان قیمت کالای مکمل باعث کاهش تقاضای کالای X میگردد. اگر اثر اول غالب شود، قیمت و مقدار تعادلی افزایش مییابد؛ اما اگر اثر دوم غالب شود، هر دو کاهش مییابند. بنابراین در این حالت نمیتوان با قطعیت اظهار نظر کرد.
❌ بررسی گزینه ب: انتقال منحنی عرضه به سمت راست باعث افزایش مقدار تعادلی و کاهش قیمت میشود. از طرفی، انتقال منحنی تقاضا به سمت چپ باعث کاهش مقدار تعادلی و کاهش قیمت میشود. پس با اطمینان میتوان گفت که قیمت کاهش مییابد، اما اینکه مقدار تعادلی افزایش یا کاهش یابد، کاملاً بستگی به این دارد که کدام اثر قویتر باشد.
❌ بررسی گزینه ج: دریافت مالیات از مصرفکنندگان کالای X باعث کاهش درآمد و قدرت خرید آنها میشود. در نتیجه این اتفاق، تقاضای کالای X کاهش یافته و به دنبال آن، قیمت و مقدار تعادلی نیز کاهش مییابد.
✅ بررسی گزینه د (پاسخ درست): کالای پست (Inferior Good) کالایی است که با درآمد ارتباط منفی دارد؛ یعنی اگر درآمد مصرفکننده کم شود، مصرف آن کالا را افزایش میدهد (مثل سفر با مترو در قیاس با تاکسی، یا لباس دستدوم).
اگر دولت از درآمد مصرفکنندگان مالیات بگیرد، پول کمتری برایشان باقی میماند و در نتیجه تقاضای خود را برای کالای پست افزایش میدهند. با افزایش تقاضا، قیمت و مقدار تعادلی کالای X قطعاً افزایش مییابد.
نکته کلیدی:
درآمد قابل تصرف (Disposable Income) برابر است با درآمدی که پس از پرداخت مالیات به دولت، برای مصرفکننده باقی میماند و شخص میتواند آن را صرف خرید کالاها و خدمات کند.
☑️ پاسخ صحیح: گزینه د
❌ بررسی گزینه الف: افزایش قیمت کالای جانشین باعث افزایش تقاضای کالای X میشود، اما افزایش همزمان قیمت کالای مکمل باعث کاهش تقاضای کالای X میگردد. اگر اثر اول غالب شود، قیمت و مقدار تعادلی افزایش مییابد؛ اما اگر اثر دوم غالب شود، هر دو کاهش مییابند. بنابراین در این حالت نمیتوان با قطعیت اظهار نظر کرد.
❌ بررسی گزینه ب: انتقال منحنی عرضه به سمت راست باعث افزایش مقدار تعادلی و کاهش قیمت میشود. از طرفی، انتقال منحنی تقاضا به سمت چپ باعث کاهش مقدار تعادلی و کاهش قیمت میشود. پس با اطمینان میتوان گفت که قیمت کاهش مییابد، اما اینکه مقدار تعادلی افزایش یا کاهش یابد، کاملاً بستگی به این دارد که کدام اثر قویتر باشد.
❌ بررسی گزینه ج: دریافت مالیات از مصرفکنندگان کالای X باعث کاهش درآمد و قدرت خرید آنها میشود. در نتیجه این اتفاق، تقاضای کالای X کاهش یافته و به دنبال آن، قیمت و مقدار تعادلی نیز کاهش مییابد.
✅ بررسی گزینه د (پاسخ درست): کالای پست (Inferior Good) کالایی است که با درآمد ارتباط منفی دارد؛ یعنی اگر درآمد مصرفکننده کم شود، مصرف آن کالا را افزایش میدهد (مثل سفر با مترو در قیاس با تاکسی، یا لباس دستدوم).
اگر دولت از درآمد مصرفکنندگان مالیات بگیرد، پول کمتری برایشان باقی میماند و در نتیجه تقاضای خود را برای کالای پست افزایش میدهند. با افزایش تقاضا، قیمت و مقدار تعادلی کالای X قطعاً افزایش مییابد.
نکته کلیدی:
درآمد قابل تصرف (Disposable Income) برابر است با درآمدی که پس از پرداخت مالیات به دولت، برای مصرفکننده باقی میماند و شخص میتواند آن را صرف خرید کالاها و خدمات کند.
🔥3
“آزمون زیر ذرهبین”
(قسمت اوّل)
دیروز داشتم برای درس آمار محتوا آماده میکردم که رسیدم به بحث امید ریاضی که داخل زندگی روزمره هم خیلی کاربردیه و دست طراح هم برای سؤال دادن ازش کاملا بازه و یک مثالی به ذهنم رسید که هم جالبه هم مفهومی امید ریاضی رو جا میاندازه.
تا حالا احیانا به این فکر کردید که چرا داخل آزمونهای چهارگزینهای هر ۳ تا سؤال نادرست ۱ سؤال درست رو از بین میبره؟ یعنی به طور مثال چرا ۴ سؤال نادرست همچین اتفاقی رو رقم نمیزنه؟
جواب اصولی این سؤال با امید ریاضی قابل بیانه.به این صورت که اگر متغیر تصادفی پاسخدهی به یک سؤال چهارگزینهای رو به صورت صفر و یک ترسیم کنید یعنی اگر جواب غلط انتخاب بشه نتیجه صفر بشه و اگر درست انتخاب بشه نتیجه یک بشه و بعد از این خود تابع احتمالاتی رسم بشه به این صورت که ۳ گزینه غلطن فلذا ۳ گزینه ۰.۲۵ احتمال دارن که غلط بشن و یک گزینه هم به همون احتمال درست میاد و اگر این احتمالات رو در همون صفر و یک مرحله قبلی ضرب کنیم تا امید ریاضی رو به دست بیاریم عددی که حاصل برابر ۰.۲۵ میشه.
حالا شاید سؤال پیش بیاد که اصلا این عدد حاصل شده معنیش چیه؟ پاسخ اینه که به طور متوسط یا میانگین اگر شما به سؤالات پاسخدهی شانسی داشته باشید در هر ۴ سؤال، ۱ سؤال درست خواهید داشت ولی به این شرط مهم که تعداد آزمایشها یا در این مثال تعداد سؤالها کم نباشن و تعداد قابل توجهی داشته باشن چون در غیر این صورت این نسبت لزوما اتفاق نمیافته. بر مبنای همین محاسبات نمره منفی به نسبت ۳ به ۱ در نظر گرفته میشه که اگر احیانا فردی آزمون رو کاملا به صورت شانسی جواب داد به طور متوسط درصد ۰ رو کسب کنه.
به همین ترتیب اگر توی آزمونی ما سؤالات پنج گزینهای داشته باشیم نسبت نمره منفی باید تغییر بکنه و تبدیل بشه به ۴ به ۱.
این یکی از کاربردهای قشنگ امید ریاضیه که داخل آزمونی که میدید مؤثره.
حالا یه سؤال راجع به استراتژی آزمون دادن!
آیا شما در آزمون تستی وقتی بین دو گزینه شک میکنید اون تست رو جواب میدید یا نه؟ وقتی مفهوم امید ریاضی رو دخیل کنیم باید توی این زمانها دقیقا چی کار بکنیم؟
@econoly
(قسمت اوّل)
دیروز داشتم برای درس آمار محتوا آماده میکردم که رسیدم به بحث امید ریاضی که داخل زندگی روزمره هم خیلی کاربردیه و دست طراح هم برای سؤال دادن ازش کاملا بازه و یک مثالی به ذهنم رسید که هم جالبه هم مفهومی امید ریاضی رو جا میاندازه.
تا حالا احیانا به این فکر کردید که چرا داخل آزمونهای چهارگزینهای هر ۳ تا سؤال نادرست ۱ سؤال درست رو از بین میبره؟ یعنی به طور مثال چرا ۴ سؤال نادرست همچین اتفاقی رو رقم نمیزنه؟
جواب اصولی این سؤال با امید ریاضی قابل بیانه.به این صورت که اگر متغیر تصادفی پاسخدهی به یک سؤال چهارگزینهای رو به صورت صفر و یک ترسیم کنید یعنی اگر جواب غلط انتخاب بشه نتیجه صفر بشه و اگر درست انتخاب بشه نتیجه یک بشه و بعد از این خود تابع احتمالاتی رسم بشه به این صورت که ۳ گزینه غلطن فلذا ۳ گزینه ۰.۲۵ احتمال دارن که غلط بشن و یک گزینه هم به همون احتمال درست میاد و اگر این احتمالات رو در همون صفر و یک مرحله قبلی ضرب کنیم تا امید ریاضی رو به دست بیاریم عددی که حاصل برابر ۰.۲۵ میشه.
حالا شاید سؤال پیش بیاد که اصلا این عدد حاصل شده معنیش چیه؟ پاسخ اینه که به طور متوسط یا میانگین اگر شما به سؤالات پاسخدهی شانسی داشته باشید در هر ۴ سؤال، ۱ سؤال درست خواهید داشت ولی به این شرط مهم که تعداد آزمایشها یا در این مثال تعداد سؤالها کم نباشن و تعداد قابل توجهی داشته باشن چون در غیر این صورت این نسبت لزوما اتفاق نمیافته. بر مبنای همین محاسبات نمره منفی به نسبت ۳ به ۱ در نظر گرفته میشه که اگر احیانا فردی آزمون رو کاملا به صورت شانسی جواب داد به طور متوسط درصد ۰ رو کسب کنه.
به همین ترتیب اگر توی آزمونی ما سؤالات پنج گزینهای داشته باشیم نسبت نمره منفی باید تغییر بکنه و تبدیل بشه به ۴ به ۱.
این یکی از کاربردهای قشنگ امید ریاضیه که داخل آزمونی که میدید مؤثره.
حالا یه سؤال راجع به استراتژی آزمون دادن!
آیا شما در آزمون تستی وقتی بین دو گزینه شک میکنید اون تست رو جواب میدید یا نه؟ وقتی مفهوم امید ریاضی رو دخیل کنیم باید توی این زمانها دقیقا چی کار بکنیم؟
@econoly
❤3👍1
Channel name was changed to «اکونولی | المپیاد اقتصاد و مدیریت»
آزمون زیر ذرهبین”
(قسمت دوّم)
اگر بین ۲ گزینه شک داشتیم تست رو بزنیم یا نه؟
شهود خیلی از آدمها مخصوصا سر آزمون بهشون میگه که نزدن انتخاب امنتریه و خب معمولا هم به این ندای درونی عمل میکنن. امّا ریاضی همیشه موافق نیست!
فرض کنید یک آزمون چهار گزینهای داریم و نمره منفی هم مثل همیشه است:
پاسخ درست: ۱+
پاسخ نادرست: ۰.۳۳-
اگر بین ۲ گزینه شک داشته باشیم، یعنی این که:
احتمال درست زدن: ۰.۵
احتمال غلط زدن: ۰.۵
حالا اگر امید ریاضی این تصمیم را حساب کنیم:
(1*0/5)+(-0/33*0/5)=0/33
همون طور که مشخصه امید ریاضی این تصمیم مثبته و در بلند مدت و تعداد تستهای بالا به طور متوسط جواب دادن شانسی در حالت شک بین ۲ گزینه سود بیشتری خواهد داشت.
اینجا نقطهایه که آزمون از صرفِ بلد بودن یا نبودن، تبدیل میشه به تصمیمگیری با ریسک ولی نه ریسک بدون منطق.
حالا یه سؤال، اگر از نظر ریاضی جواب دادن در این حالت بهتره، پس چرا اکثر آدمها در چنین موقعیتی تست رو رها میکنن و رد میشن؟
@econoly
(قسمت دوّم)
اگر بین ۲ گزینه شک داشتیم تست رو بزنیم یا نه؟
شهود خیلی از آدمها مخصوصا سر آزمون بهشون میگه که نزدن انتخاب امنتریه و خب معمولا هم به این ندای درونی عمل میکنن. امّا ریاضی همیشه موافق نیست!
فرض کنید یک آزمون چهار گزینهای داریم و نمره منفی هم مثل همیشه است:
پاسخ درست: ۱+
پاسخ نادرست: ۰.۳۳-
اگر بین ۲ گزینه شک داشته باشیم، یعنی این که:
احتمال درست زدن: ۰.۵
احتمال غلط زدن: ۰.۵
حالا اگر امید ریاضی این تصمیم را حساب کنیم:
(1*0/5)+(-0/33*0/5)=0/33
همون طور که مشخصه امید ریاضی این تصمیم مثبته و در بلند مدت و تعداد تستهای بالا به طور متوسط جواب دادن شانسی در حالت شک بین ۲ گزینه سود بیشتری خواهد داشت.
اینجا نقطهایه که آزمون از صرفِ بلد بودن یا نبودن، تبدیل میشه به تصمیمگیری با ریسک ولی نه ریسک بدون منطق.
حالا یه سؤال، اگر از نظر ریاضی جواب دادن در این حالت بهتره، پس چرا اکثر آدمها در چنین موقعیتی تست رو رها میکنن و رد میشن؟
@econoly
❤5
“آزمون زیر ذرهبین”
(قسمت سوّم)
چرا اکثر افراد ریسک را نمیپذیرند و طبق منطق ریاضی تصمیم نمیگیرند؟
در قسمت قبل دیدیم که اگر در یک تست بین دو گزینه شک کنیم، منطقی است که آن تست را بزنیم چون در بلندمدت به سود ماست.
اما در عمل، اکثر افراد این کار رو انجام نمیدن.
یکی از مفاهیم معروف اقتصاد رفتاری میتونه این رفتار رو توضیح بده.
“ذهن انسان معمولا «ضرر» را بیشتر از «سود» احساس میکند.”
ناراحتی اشتباه زدن برای ما شدیدتر از خوشحالیه درست زدنه. سر جلسه امتحان یا هر جای دیگهای در زندگی، ما به دنبال انتخابی هستیم که برامون امنتر باشه.
ما به دنبال درست زدن نیستیم؛
بلکه به دنبال اشتباه نزدن هستیم.
این رویکرد خیلی از اوقات منطقیترین استراتژی ممکن نیست.
اقتصاد رفتاری به این پدیده میگه:
زیانگریزی
(Loss aversion)
و جالبه که این پدیده فقط مربوط به آزمون نیست و داخل زندگی روزمره، سرمایهگذاری و تصمیمهای مهم دیگه تأثیرگذاره.
«در نهایت ذهن ما ضرر را بزرگتر از چیزی که هست احساس میکند.»
حالا یه سؤال، اگر انسان اینقدر از ضرر فراری و به دنبال انتخاب امن میگرده، چرا بعضی وقتها خطرناکترین تصمیمهای ممکن را میگیره؟
@econoly
(قسمت سوّم)
چرا اکثر افراد ریسک را نمیپذیرند و طبق منطق ریاضی تصمیم نمیگیرند؟
در قسمت قبل دیدیم که اگر در یک تست بین دو گزینه شک کنیم، منطقی است که آن تست را بزنیم چون در بلندمدت به سود ماست.
اما در عمل، اکثر افراد این کار رو انجام نمیدن.
یکی از مفاهیم معروف اقتصاد رفتاری میتونه این رفتار رو توضیح بده.
“ذهن انسان معمولا «ضرر» را بیشتر از «سود» احساس میکند.”
ناراحتی اشتباه زدن برای ما شدیدتر از خوشحالیه درست زدنه. سر جلسه امتحان یا هر جای دیگهای در زندگی، ما به دنبال انتخابی هستیم که برامون امنتر باشه.
ما به دنبال درست زدن نیستیم؛
بلکه به دنبال اشتباه نزدن هستیم.
این رویکرد خیلی از اوقات منطقیترین استراتژی ممکن نیست.
اقتصاد رفتاری به این پدیده میگه:
زیانگریزی
(Loss aversion)
و جالبه که این پدیده فقط مربوط به آزمون نیست و داخل زندگی روزمره، سرمایهگذاری و تصمیمهای مهم دیگه تأثیرگذاره.
«در نهایت ذهن ما ضرر را بزرگتر از چیزی که هست احساس میکند.»
حالا یه سؤال، اگر انسان اینقدر از ضرر فراری و به دنبال انتخاب امن میگرده، چرا بعضی وقتها خطرناکترین تصمیمهای ممکن را میگیره؟
@econoly
🔥7❤1
آزمون زیر ذرهبین”
(قسمت چهارم)
چرا بعضی اوقات انسانها ریسکهای بزرگی میکنند؟
واقعیت اینه که رفتار آدمها بستگی به برداشت از وضعیتشون داره.
اگر حس کنیم که در وضعیت برد قرار داریم، ریسکپذیری ما کم میشه و اینجا ضرر کردن برای ما دردناکه.
از طرف دیگه وقتی احساس کنیم که در وضعیت باخت قرار داریم، ذهن کم کم حاضر میشه که هزینههای بیشتری متحمل بشه تا همون ضرر رو جبران کنه.
عملا همه چیز روی ذهنیت ما میچرخه، ما نمیخوایم به هیچ نحوی بردمون رو از دست بدیم ولی حاضریم به هر نحوی اون رو به دست بیاریم.
این وضعیت فقط در آزمون رخ نمیده و در اقتصاد و سرمایهگذاری هم دیده میشه.
آدمها وقتی احساس باخت میکنن لزوما قرار نیست منطقیترین باشن، بعضا حتی ریسکپذیرترین بشن.
بزرگترین ریسکها از امید به آینده نمیان؛
از ترسِ باختن میان.
حالا یه سؤال، اگر تکتک تصمیمهای ما این قدر احساسیان، پس چیزی که بهش میگیم تصمیم منطقی دقیقا چیه؟
@econoly
(قسمت چهارم)
چرا بعضی اوقات انسانها ریسکهای بزرگی میکنند؟
واقعیت اینه که رفتار آدمها بستگی به برداشت از وضعیتشون داره.
اگر حس کنیم که در وضعیت برد قرار داریم، ریسکپذیری ما کم میشه و اینجا ضرر کردن برای ما دردناکه.
از طرف دیگه وقتی احساس کنیم که در وضعیت باخت قرار داریم، ذهن کم کم حاضر میشه که هزینههای بیشتری متحمل بشه تا همون ضرر رو جبران کنه.
عملا همه چیز روی ذهنیت ما میچرخه، ما نمیخوایم به هیچ نحوی بردمون رو از دست بدیم ولی حاضریم به هر نحوی اون رو به دست بیاریم.
این وضعیت فقط در آزمون رخ نمیده و در اقتصاد و سرمایهگذاری هم دیده میشه.
آدمها وقتی احساس باخت میکنن لزوما قرار نیست منطقیترین باشن، بعضا حتی ریسکپذیرترین بشن.
بزرگترین ریسکها از امید به آینده نمیان؛
از ترسِ باختن میان.
حالا یه سؤال، اگر تکتک تصمیمهای ما این قدر احساسیان، پس چیزی که بهش میگیم تصمیم منطقی دقیقا چیه؟
@econoly
❤6
آزمون زیر ذرهبین”
(قسمتِ آخر)
در این فصل راجع به رفتارهای فردی صحبت کردیم و دیدیم که آدمها، بعضی وقتا منطقیترین تصمیم رو نمیگیرن.
یه جاهایی که باید ریسک بکنن نمیکنن،
و از اون طرف یه جاهایی که دیگه نباید ریسک کنن، ریسک میکنن.
همهی این تصمیمها برمیگرده به ترس آدمها از ضرر کردن و همین یکی از بزرگترین نقطهضعفهای ماست.
اما یک سؤال مهم باقی میمونه:
اگر رفتارها صرفا مربوط به یک فرد نباشه چی؟
اگر مردم،
همزمان با هم،
با ترسهای مشابه،
با امیدهای مشابه،
و واکنشهای مشابه تصمیم بگیرند،
چه اتفاقی میافتد؟
اونجا دیگه فقط یک تصمیم رو بررسی نمیکنیم و باید با الگوها رو به رو بشیم.
شاید موفقیت بیشتر از پول، به شناخت همین الگوها وابسته باشد.
«پایان فصل اوّل»
ادامه دارد… .
(قسمتِ آخر)
در این فصل راجع به رفتارهای فردی صحبت کردیم و دیدیم که آدمها، بعضی وقتا منطقیترین تصمیم رو نمیگیرن.
یه جاهایی که باید ریسک بکنن نمیکنن،
و از اون طرف یه جاهایی که دیگه نباید ریسک کنن، ریسک میکنن.
همهی این تصمیمها برمیگرده به ترس آدمها از ضرر کردن و همین یکی از بزرگترین نقطهضعفهای ماست.
اما یک سؤال مهم باقی میمونه:
اگر رفتارها صرفا مربوط به یک فرد نباشه چی؟
اگر مردم،
همزمان با هم،
با ترسهای مشابه،
با امیدهای مشابه،
و واکنشهای مشابه تصمیم بگیرند،
چه اتفاقی میافتد؟
اونجا دیگه فقط یک تصمیم رو بررسی نمیکنیم و باید با الگوها رو به رو بشیم.
شاید موفقیت بیشتر از پول، به شناخت همین الگوها وابسته باشد.
«پایان فصل اوّل»
ادامه دارد… .
❤5
“پروژه مدال طلا”
(قسمت اوّل)
تصور کنید بالاخره مدال المپیاد اقتصاد را گرفتید و تصمیم دارید وارد بازار تدریس بشید.
فرض کنید که بازار تدریس المپیاد، یک بازار رقابت کامله.
طبیعتاً قبل از شروع، سری به کتابهای اقتصاد میزنید تا ببینید بازار رقابتی دقیقاً چطور کار میکنه.
یکی از اولین چیزهایی که میبینید اینه که در بازار رقابت کامل، همه باید یک کالای همگن ارائه کنن.
ترجمهاش برای بازار تدریس چیه؟
یعنی اگر مدرس قدیمی بازار یک جزوه مشخص درس میده، شما هم باید تقریباً همان را تدریس کنید.
اینجا یک سؤال عجیب به وجود میاد:
اگر کلاس شما دقیقاً شبیه کلاس بقیه باشه، چرا باید کسی شما را انتخاب کنه؟
در زندگی واقعی، رقابت معمولاً از تفاوتها شروع میشه.
یکی قیمت بهتری داره.
یکی مثالهای بهتری میزنه.
یکی ارتباط بهتری با دانشآموز
برقرار میکنه.
یکی رزومه بهتری داره.
شاید همینجا اولین فاصله میان «مدل» و «واقعیت» خودش رو نشون میده.
(قسمت اوّل)
تصور کنید بالاخره مدال المپیاد اقتصاد را گرفتید و تصمیم دارید وارد بازار تدریس بشید.
فرض کنید که بازار تدریس المپیاد، یک بازار رقابت کامله.
طبیعتاً قبل از شروع، سری به کتابهای اقتصاد میزنید تا ببینید بازار رقابتی دقیقاً چطور کار میکنه.
یکی از اولین چیزهایی که میبینید اینه که در بازار رقابت کامل، همه باید یک کالای همگن ارائه کنن.
ترجمهاش برای بازار تدریس چیه؟
یعنی اگر مدرس قدیمی بازار یک جزوه مشخص درس میده، شما هم باید تقریباً همان را تدریس کنید.
اینجا یک سؤال عجیب به وجود میاد:
اگر کلاس شما دقیقاً شبیه کلاس بقیه باشه، چرا باید کسی شما را انتخاب کنه؟
در زندگی واقعی، رقابت معمولاً از تفاوتها شروع میشه.
یکی قیمت بهتری داره.
یکی مثالهای بهتری میزنه.
یکی ارتباط بهتری با دانشآموز
برقرار میکنه.
یکی رزومه بهتری داره.
شاید همینجا اولین فاصله میان «مدل» و «واقعیت» خودش رو نشون میده.
🔥3❤1
اگر تصمیم بگیرید دقیقا به توصیه کتاب عمل کنید و تدریسی مشابه استاد باتجربهتر (کالای همگن) ارائه بدید، از منظر اقتصادی دقیقا توی چه تلهای میافتید؟
Final Results
3%
تقاضای کالای تو کاملا کششناپذیر میشه و میتونی قیمت رو به دلخواه بالا ببری.
10%
به راحتی میتونی وارد بازار تدریس بشی و در رقابت سهم بالایی رو برای خودت کنی.
73%
به دلیل وجود یک جانشین دقیقا مشابه، مزیتی برای رقابت نداری و باید وارد بازی شکستن قیمت بشی.
13%
هیچ کدام.
❤3
Forwarded from المپیاد مدیریت، اقتصاد و حکمرانی ایران
بخش_نامه_المپیاد_علمی_مدیریت،_اقتصاد_و_حکمرانی_V3.pdf
284.1 KB
به اطلاع راهیافتگان به آزمون مرحله دوم المپیاد مدیریت، اقتصاد و حکمرانی میرساند:
اطلاعیه شیوه ارزیابی آزمون مرحله دوم المپیاد مدیریت، اقتصاد و حکمرانی اعلام شد.
کمیته علمی المپیاد مدیریت، اقتصاد و حکمرانی ایران
اطلاعیه شیوه ارزیابی آزمون مرحله دوم المپیاد مدیریت، اقتصاد و حکمرانی اعلام شد.
کمیته علمی المپیاد مدیریت، اقتصاد و حکمرانی ایران
❤2
سلام.
با توجه به این اطلاعیهی کمیته، امشب یه وویس مفصل میذارم براتون که نتیجه این حساب و کتابها چیه و باید چی کار کنیم.
با توجه به این اطلاعیهی کمیته، امشب یه وویس مفصل میذارم براتون که نتیجه این حساب و کتابها چیه و باید چی کار کنیم.
❤5
«پروژه مدال طلا»
(قسمت دوّم)
در قسمت قبل به یک مشکل عجیب برخورد کردیم.
اگر قرار باشه دقیقاً همون جزوه و همون روش استاد قدیمی رو کپی کنیم، چرا باید کسی کلاس ما رو انتخاب کنه؟
پس تصمیم میگیری مسیر دیگهای رو امتحان کنی.
به جای کپی کردن، میخوای بفهمی دانشآموزها واقعاً چه چیزی میخوان.
اما درست همینجا به دومین فرض مهم بازار رقابت کامل میرسی:
«اطلاعات کامل»
فرض کن باشگاه دانشپژوهان به خاطر مدال طلایی که گرفتی یه جایزه باحال میده.
یک دیتابیس جادویی.
داخلش همهچیز نوشته شده:
کدوم دانشآموز در آمار ضعیفتره.
کدوم یکی در اقتصاد خرد مشکل داره.
هرکدوم حداکثر چقدر حاضرن برای کلاس هزینه کنن.
و حتی استاد رقیب هفته بعد قراره چه تستی حل کنه.
جالبتر اینکه همه اساتید دیگه هم دقیقا به همین دیتابیس دسترسی دارن.
در نگاه اول خیلی بینظیره.
دیگه لازم نیست حدس بزنی.
لازم نیست آزمون آزمایشی برگزار کنی.
لازم نیست با دانشآموزها صحبت کنی.
همهچیز رو از قبل میدونی.
اما یک سؤال مهم پیش میاد:
اگر همه پاسخها از قبل مشخص باشن، اصلاً رقابت قرار است چه چیزی رو کشف کنه؟
چرا باید روشهای جدید تدریس رو امتحان کنیم؟
چرا باید برای فهمیدن نیازهای پنهان دانشآموزها ریسک کنیم؟
در دنیای واقعی، بازار فقط محل معامله نیست.
بازار جایی است که آدمها مدام در حال کشف کردناند.
کشف اینکه مشتری چی میخواد.
کشف اینکه چه چیزی جواب میده.
و حتی کشف اینکه چه چیزی جواب نمیده.
اما در این مدل، انگار تمام این کشفها قبل از شروع بازی انجام شدن.
شاید به همین دلیل بعضی اقتصاددانها معتقدن رقابت فقط یه وضعیت نهایی نیست؛ یه فرآیند کشه.
فرآیندی که قرار نیست از روز اول همه جوابهاش معلوم باشه.
و شاید همینجا دومین فاصله بزرگ میان «مدل» و «واقعیت» آشکار میشه.
(قسمت دوّم)
در قسمت قبل به یک مشکل عجیب برخورد کردیم.
اگر قرار باشه دقیقاً همون جزوه و همون روش استاد قدیمی رو کپی کنیم، چرا باید کسی کلاس ما رو انتخاب کنه؟
پس تصمیم میگیری مسیر دیگهای رو امتحان کنی.
به جای کپی کردن، میخوای بفهمی دانشآموزها واقعاً چه چیزی میخوان.
اما درست همینجا به دومین فرض مهم بازار رقابت کامل میرسی:
«اطلاعات کامل»
فرض کن باشگاه دانشپژوهان به خاطر مدال طلایی که گرفتی یه جایزه باحال میده.
یک دیتابیس جادویی.
داخلش همهچیز نوشته شده:
کدوم دانشآموز در آمار ضعیفتره.
کدوم یکی در اقتصاد خرد مشکل داره.
هرکدوم حداکثر چقدر حاضرن برای کلاس هزینه کنن.
و حتی استاد رقیب هفته بعد قراره چه تستی حل کنه.
جالبتر اینکه همه اساتید دیگه هم دقیقا به همین دیتابیس دسترسی دارن.
در نگاه اول خیلی بینظیره.
دیگه لازم نیست حدس بزنی.
لازم نیست آزمون آزمایشی برگزار کنی.
لازم نیست با دانشآموزها صحبت کنی.
همهچیز رو از قبل میدونی.
اما یک سؤال مهم پیش میاد:
اگر همه پاسخها از قبل مشخص باشن، اصلاً رقابت قرار است چه چیزی رو کشف کنه؟
چرا باید روشهای جدید تدریس رو امتحان کنیم؟
چرا باید برای فهمیدن نیازهای پنهان دانشآموزها ریسک کنیم؟
در دنیای واقعی، بازار فقط محل معامله نیست.
بازار جایی است که آدمها مدام در حال کشف کردناند.
کشف اینکه مشتری چی میخواد.
کشف اینکه چه چیزی جواب میده.
و حتی کشف اینکه چه چیزی جواب نمیده.
اما در این مدل، انگار تمام این کشفها قبل از شروع بازی انجام شدن.
شاید به همین دلیل بعضی اقتصاددانها معتقدن رقابت فقط یه وضعیت نهایی نیست؛ یه فرآیند کشه.
فرآیندی که قرار نیست از روز اول همه جوابهاش معلوم باشه.
و شاید همینجا دومین فاصله بزرگ میان «مدل» و «واقعیت» آشکار میشه.
🔥2❤1
حالا تو به عنوان این مدرس تازهنفس، فرمهای نظرسنجی و کوئیزهای تعیین سطح رو روی میز گذاشتی تا نیاز بچهها رو کشف کنی، اما همزمان داری به این تئوری کتاب هم فکر میکنی.
با این شرایط، به این سؤال جواب بدید:
تو فرمهای نظرسنجی رو پخش کردی تا با آزمون و خطا نیاز واقعی بازار رو «کشف» کنیی. اما اگر قرار باشه فرضِ ایستای «اطلاعات کامل» در مدل رقابت کامل رو بپذیریم، این رفتار شما چه تناقض ساختاری و باگ عمیقی رو در منطق این مدل آشکار میکنه؟
۱) اثبات میکنه که وجود اطلاعات کامل، منحنی عرضهی بلندمدتِ صنعت (LRIS) را نزولی میکنه؛ زیرا مدرسان با آگاهی کامل از بازار، بلافاصله مثل یک «انحصارگر طبیعی» (Natural Monopolist) عمل کرده و صرفههای مقیاسِ بینهایت ایجاد میکنن.
۲) ثابت میکنه از آنجا که هزینهی نهاییِ (MC) جمعآوری اطلاعات همواره بالاست، اساتید در بازار رقابت کامل برای جلوگیری از زیان اقتصادی، چارهای جز تشکیل انحصار چندجانبه (Oligopoly) ندارن.
۳) نشون میده مدل نئوکلاسیک دچار «مغالطه پیششرط و نتیجه» شده؛ یعنی توزیع و کشفِ اطلاعات را که در واقع دستاورد و محصول نهاییِ فرآیند رقابته، به اشتباه به عنوان مفروضات اولیه و نقطهی شروع فرض کرده.
۴) اثبات میکنه که وجود شفافیت، شیب منحنی تقاضای بنگاه رقابتی را از حالت کاملاً افقی خارج کرده و با ایجاد قدرت بازار (Market Power)، مانع از تحقق کارایی تخصیصی (P=MC) میشه.
با این شرایط، به این سؤال جواب بدید:
تو فرمهای نظرسنجی رو پخش کردی تا با آزمون و خطا نیاز واقعی بازار رو «کشف» کنیی. اما اگر قرار باشه فرضِ ایستای «اطلاعات کامل» در مدل رقابت کامل رو بپذیریم، این رفتار شما چه تناقض ساختاری و باگ عمیقی رو در منطق این مدل آشکار میکنه؟
۱) اثبات میکنه که وجود اطلاعات کامل، منحنی عرضهی بلندمدتِ صنعت (LRIS) را نزولی میکنه؛ زیرا مدرسان با آگاهی کامل از بازار، بلافاصله مثل یک «انحصارگر طبیعی» (Natural Monopolist) عمل کرده و صرفههای مقیاسِ بینهایت ایجاد میکنن.
۲) ثابت میکنه از آنجا که هزینهی نهاییِ (MC) جمعآوری اطلاعات همواره بالاست، اساتید در بازار رقابت کامل برای جلوگیری از زیان اقتصادی، چارهای جز تشکیل انحصار چندجانبه (Oligopoly) ندارن.
۳) نشون میده مدل نئوکلاسیک دچار «مغالطه پیششرط و نتیجه» شده؛ یعنی توزیع و کشفِ اطلاعات را که در واقع دستاورد و محصول نهاییِ فرآیند رقابته، به اشتباه به عنوان مفروضات اولیه و نقطهی شروع فرض کرده.
۴) اثبات میکنه که وجود شفافیت، شیب منحنی تقاضای بنگاه رقابتی را از حالت کاملاً افقی خارج کرده و با ایجاد قدرت بازار (Market Power)، مانع از تحقق کارایی تخصیصی (P=MC) میشه.
❤4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
زمان_و_جزییات_برگزاری_ازمون_های_مرحله_دوم.pdf
167.8 KB
«زمان و جزئیات برگزاری آزمونهای مرحله دوم»
❤3
Forwarded from باشگاه دانشپژوهان جوان
جزئیات تغییرات جدید کنکور ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶ اعلام شد
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی:
🔹 در کنکور سال ۱۴۰۶ تنها سوابق شش درس پایه یازدهم در کنار سوابق تمامی دروس پایه دوازدهم مبنای سنجش و پذیرش دانشجو خواهد بود.
🔹 در آزمون سراسری ۱۴۰۵ که در اواخر مردادماه برگزار میشود، سوابق تحصیلی شش درس پایه یازدهم با تأثیر مثبت و سوابق تحصیلی تمامی دروس پایه دوازدهم با تأثیر قطعی ۶۰ درصدی در فرآیند پذیرش دانشجو اعمال خواهد شد.
🔹 پیش از این قرار بود همه دروس پایه یازدهم و دوازدهم مبنای تشکیل سابقه تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری باشد.
🆔 @ysc_ir
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی:
🔹 در کنکور سال ۱۴۰۶ تنها سوابق شش درس پایه یازدهم در کنار سوابق تمامی دروس پایه دوازدهم مبنای سنجش و پذیرش دانشجو خواهد بود.
🔹 در آزمون سراسری ۱۴۰۵ که در اواخر مردادماه برگزار میشود، سوابق تحصیلی شش درس پایه یازدهم با تأثیر مثبت و سوابق تحصیلی تمامی دروس پایه دوازدهم با تأثیر قطعی ۶۰ درصدی در فرآیند پذیرش دانشجو اعمال خواهد شد.
🔹 پیش از این قرار بود همه دروس پایه یازدهم و دوازدهم مبنای تشکیل سابقه تحصیلی داوطلبان آزمون سراسری باشد.
🆔 @ysc_ir
❤3
سلام
امیدوارم که حال همه خوب باشه.
با توجه به اطلاعیهی کمیته در مورد نحوهی ارزیابی نمرات، راجع به هر کدوم از درسها پیشنهاداتی رو همین جا قرار میدم.
چون حدس میزنم ابهام بیشتر روی حکمرانی و مدیریت باشه اول راجع به این دو تا صحبت میکنیم.
امیدوارم که حال همه خوب باشه.
با توجه به اطلاعیهی کمیته در مورد نحوهی ارزیابی نمرات، راجع به هر کدوم از درسها پیشنهاداتی رو همین جا قرار میدم.
چون حدس میزنم ابهام بیشتر روی حکمرانی و مدیریت باشه اول راجع به این دو تا صحبت میکنیم.
❤4
Audio
🎙 نقشه راه مرحله دوم: بخش حکمرانی
(به روایت فربد سجادیان)
☀️ آنچه در این اپیزود بررسی کردیم:
▫️ 00:00 | مقدمه و چالشهای موجود
▫️ 02:08 | اولویتبندی منابع
▫️ 03:32 | منبع اول: پارادوکسهای سیاستی
▫️ 05:18 | اولویت دوم و دستهبندی دانشآموزان با توجه به آمادگی
▫️ 07:08 | ترتیب مطالعه فصلهای مقدمهای بر فرآیند سیاستگذاری
▫️ 08:28 | چه چیزی رو نباید انجام داد
▫️ 09:37 | هدف نهایی از مطالعه منابع
▫️ 10:27 | جمعبندی
🔗 ارتباط با ما:
@econoly
(به روایت فربد سجادیان)
☀️ آنچه در این اپیزود بررسی کردیم:
▫️ 00:00 | مقدمه و چالشهای موجود
▫️ 02:08 | اولویتبندی منابع
▫️ 03:32 | منبع اول: پارادوکسهای سیاستی
▫️ 05:18 | اولویت دوم و دستهبندی دانشآموزان با توجه به آمادگی
▫️ 07:08 | ترتیب مطالعه فصلهای مقدمهای بر فرآیند سیاستگذاری
▫️ 08:28 | چه چیزی رو نباید انجام داد
▫️ 09:37 | هدف نهایی از مطالعه منابع
▫️ 10:27 | جمعبندی
🔗 ارتباط با ما:
@econoly
❤14
Audio
🎙 نقشه راه مرحله دوم: بخش روانشناسی
(به روایت امیرمهدی تبار)
☀️ آنچه در این اپیزود بررسی کردیم:
▫️ 00:00 | مقدمه و معرفی درسهای مهم
▫️ 00:32 | بررسی مدل سوالات درس مربیگری در آزمون سال قبل
▫️ 01:16 | تحلیل سوالات درس تفکر سریع و کند و علاقه طراح به نظریهها
▫️ 02:15 | بهترین روش برای مرور کتاب مربیگری در روزهای باقیمانده
▫️ 02:45 | نحوه مطالعه و جمعبندی کتاب تفکر سریع و کند
▫️ 04:10 | جمعبندی
🔗 ارتباط با ما:
@econoly
(به روایت امیرمهدی تبار)
☀️ آنچه در این اپیزود بررسی کردیم:
▫️ 00:00 | مقدمه و معرفی درسهای مهم
▫️ 00:32 | بررسی مدل سوالات درس مربیگری در آزمون سال قبل
▫️ 01:16 | تحلیل سوالات درس تفکر سریع و کند و علاقه طراح به نظریهها
▫️ 02:15 | بهترین روش برای مرور کتاب مربیگری در روزهای باقیمانده
▫️ 02:45 | نحوه مطالعه و جمعبندی کتاب تفکر سریع و کند
▫️ 04:10 | جمعبندی
🔗 ارتباط با ما:
@econoly
❤13