Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍ارتباط شاهنامه فردوسی و سایه های شخصیتی
۱. شاهنامه نه فقط تاریخ اسطورهای ایران، بلکه نقشهی روان انسان ایرانی است، هر قهرمان، کهنالگویی از بخشی از روان ماست، و هر نبرد، صحنهای از رویارویی آگاه و ناخودآگاه.
۲. رستم، نیروی «خودِ پهلوانی» است؛ سایهاش غرور، خشونت و ناتوانی از پذیرش ضعف. سهراب، چهرهی جوانِ سرکوبشدهی درون اوست؛ هنگامی که رستم ناآگاهانه او را میکشد، در واقع سایهی خود را نابود میکند.
۳. ضحاک نمایندهی سایهی جمعی است، حرص، قدرتطلبی و جدایی از خرد که از ناخودآگاه جامعه سر برمیآورد، تا زمانی که فریدونِ درون، یعنی آگاهی، او را به بند کشد.
۴. شاهنامه سفری یونگی است از ناآگاهی تا خردمندی؛ از نبرد بیرونی به صلح درونی. قهرمان نهایی نه آن است که دشمن را بکشد، بلکه کسی است که سایهی خود را بشناسد، در آغوش گیرد و از دل تاریکی، روشنی بیافریند.
۱. شاهنامه نه فقط تاریخ اسطورهای ایران، بلکه نقشهی روان انسان ایرانی است، هر قهرمان، کهنالگویی از بخشی از روان ماست، و هر نبرد، صحنهای از رویارویی آگاه و ناخودآگاه.
۲. رستم، نیروی «خودِ پهلوانی» است؛ سایهاش غرور، خشونت و ناتوانی از پذیرش ضعف. سهراب، چهرهی جوانِ سرکوبشدهی درون اوست؛ هنگامی که رستم ناآگاهانه او را میکشد، در واقع سایهی خود را نابود میکند.
۳. ضحاک نمایندهی سایهی جمعی است، حرص، قدرتطلبی و جدایی از خرد که از ناخودآگاه جامعه سر برمیآورد، تا زمانی که فریدونِ درون، یعنی آگاهی، او را به بند کشد.
۴. شاهنامه سفری یونگی است از ناآگاهی تا خردمندی؛ از نبرد بیرونی به صلح درونی. قهرمان نهایی نه آن است که دشمن را بکشد، بلکه کسی است که سایهی خود را بشناسد، در آغوش گیرد و از دل تاریکی، روشنی بیافریند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍ارتباط مثتوی مولانا با سایه های شخصیتی
۱. مثنوی دفتر بیداری روان است — داستانی از انسانی که در جدال میان «نفس» و «روح»، میکوشد از خواب غفلت برخیزد. مولانا ناخودآگاه را به زبان تمثیل میگوید؛ جایی که سایهها نه دشمن، بلکه پیامآورِ راهند.
۲. هر حکایت مثنوی صحنهی رویارویی با بخشی سرکوبشده از خویش است: خشمِ پنهان در قصهی شیر و نخجیران، شهوتِ پوشیده در داستان پادشاه و کنیزک، و غرورِ دانایی در مناظرهی موسی و شبان.
۳. مولانا میآموزد که سایه را نمیتوان کُشت یا انکار کرد؛ باید آن را «به رقص آورد»، یعنی انرژیِ خامِ تاریکی را به عشق، آگاهی و خلاقیت تبدیل کرد.
۴. در نگاه یونگی، مثنوی راهِ فردیت است: بازگشتِ روح از جدایی به یگانگی. جایی که انسان درمییابد حتی تاریکترین بخش وجودش، اگر پذیرفته شود، چراغی است در مسیر نور.
۱. مثنوی دفتر بیداری روان است — داستانی از انسانی که در جدال میان «نفس» و «روح»، میکوشد از خواب غفلت برخیزد. مولانا ناخودآگاه را به زبان تمثیل میگوید؛ جایی که سایهها نه دشمن، بلکه پیامآورِ راهند.
۲. هر حکایت مثنوی صحنهی رویارویی با بخشی سرکوبشده از خویش است: خشمِ پنهان در قصهی شیر و نخجیران، شهوتِ پوشیده در داستان پادشاه و کنیزک، و غرورِ دانایی در مناظرهی موسی و شبان.
۳. مولانا میآموزد که سایه را نمیتوان کُشت یا انکار کرد؛ باید آن را «به رقص آورد»، یعنی انرژیِ خامِ تاریکی را به عشق، آگاهی و خلاقیت تبدیل کرد.
۴. در نگاه یونگی، مثنوی راهِ فردیت است: بازگشتِ روح از جدایی به یگانگی. جایی که انسان درمییابد حتی تاریکترین بخش وجودش، اگر پذیرفته شود، چراغی است در مسیر نور.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍وضو نمادی از تطهیر روان و ادغام سایهها می باشد
Audio
🔹پادکست وضو نمادی از تطهیر روان و ادغام سایهها می باشد
🎧🎧
🎧🎧
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍مراحل غسل و ارتباط آن با سفر شفای سایههای شخصیتی
Audio
🔹پادکست مراحل غسل و ارتباط آن با سفر شفای سایههای شخصیتی
🎧🎧
🎧🎧
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍ارتباط مراحل نماز با سفر شفای سایههای شخصیتی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍ارتباط مناسک حج با سفر شفای سایههای شخصیتی
Audio
🔹پادکست سفر قهرمانی یونگی - مرحله 3 - اسطوره شناسی هراکلس (هرکول)
🎧🎧
🎧🎧
Audio
🔹پادکست سفر قهرمانی یونگی - مرحله 4 - اسطوره شناسی هرمس
🎧🎧
🎧🎧