کپسول اقتصادی
171 subscribers
952 photos
141 videos
19 files
1.01K links
گزیده‌ای از مهم‌ترین بخش های اخبار و تحلیل‌هاي اقتصادي، براي مديران و فعالان اقتصادی که فرصت خواندن مطالب طولاني را ندارند
Download Telegram
خلاصه مطالب مهم محمد رضا تاجيک درباره رابطه دولت و مردم
روحاني کارامدي لازم را ندارد!
--------------------------
💊مدتها بود که مي خواستم مطلبي با اين عنوان بنويسم که دولت تدبير و اميد ؛ دولت مذاکره است نقش اپوزيسون را ايفا مي کند اما هيچ(!!!) برنامه اي براي «بي برجامي» ندارد. اما گفت وگوي 7500 کاراکتري دکتر محمد رضا تاجيک رييس مركز بررسي‌هاي استراتژيك دولت اصلاحات با روزنامه اعتماد بيش از ان که تصور مي کردم به زيبايي در اين باره با تحليل گفتماني جامعه و دولت پرداخته است به علاوه مطالب ويسرتا سر هشدار است درباره جامعه اي که ابستن حوادث غير قابل پيش بيني است . که مهمترين جملات ان را خلاصه وار براي شما مي گذارم :
ب🔸ه نظر مي‌رسد كه در تيم دولت و شخص رييس‌جمهور يك ضعف اساسي وجود دارد. اين نظر شخصي من است اما اين رييس‌جمهور و اين كابينه را تيم تدبيرگر شرايط پيچيده نمي‌دانم و از همين رو رييس‌جمهور بايد طرحي نو دراندازد.
به نظر مي‌رسد كه (روحاني) كارآمدي لازم را نداشته است. آقاي روحاني برخي از مواقع از هر منتقدي منتقدانه‌تر صحبت مي‌كند.
🔸بسياري از مسوولان ما زيست چندگفتماني دارند. يعني درون چند گفتمان زيست مي‌كنند و مي‌توانند به شرايط جهان گفتماني خود يا به و دفعتا از يك پوزيسيون به اپوزيسيون يا برعكس، به يك روشنفكر، نقاد و... تبديل شوند. هم ‌مي‌خواهند در درون قدرت باشند و هم مي‌خواهند كه مسووليت قدرت و مديريت جامعه را نپذيرند.
🔸يك بنده خدايي مي‌گفت آقاي خميني در بهشت زهرا از آب و برق مجاني گفت و اينها براي مسوولان مجاني شد نه مردم.
🔸گفتار آقايان ديگر حالت تهييج‌كنندگي خود را از دست داده است و گفتارهاي آلترناتيو ديگري توليد فضا مي‌كنند. در چنين شرايطي مردم روايت پنهان و نهان جامعه را بسيار بيشتر از روايت آشكار يا رونوشت رسمي جامعه جدي تلقي مي‌كنند
🔸مردم خسته و ملول از حرف‌درماني نخبگان جامعه هستند. مردم در پس و پشت هر وعده‌اي كه داده مي‌شود روزگار سخت‌تر و ناميمون‌تري را تجربه مي‌كنند.
🔸معتقد هستم كه اين تيم( کابينه ) نه از دانش و بصيرت لازم براي چنين شرايط پيچيده‌اي برخوردار است و نه از اراده لازم. نه از مديريت و تدبير لازم برخوردار است و نه از همبستگي حرفه‌اي دروني.
🔸محمدرضا تاجيك در تصويرسازي وضعيت موجود عبارتي از اسلاوي ژيژك، فيلسوف و جامعه‌شناس اسلوونيايي بيان مي‌كند: «انسان دهه ٧٠ مجارستان انسان رضامندي بود. نه از اين رو كه امكانات ويژه‌اي وجود داشت. در مواقعي حتي سيب زميني و پياز كوپني بود. تلويزيون هر ٦ ماه يك بار پخش مي‌شد اما حكومت توانسته بود احساس جامعه را تامين كند و افراد از اين كمبودها دچار عصيان نمي‌شدند.»
🔸نيازمند درنگ تاريخي هستيم -به معني تامل و توقف نقادانه-
🔸ايران امروز به گونه‌اي از كوره در رفته است. و به انواع گوناگون مريضي دچار شده است. جامعه در حال دور شدن از جامعه بودن، است.
🔸حادثه‌اي در جامعه ما اتفاق مي‌افتد كه شايد فراتر از آن‌چيزي است كه ماركس گفته
🔸شرايط ذهني در ايران امروز ودربين انسان‌ها ايجاد شده که مانع از ديدن زيبايي‌ها مي‌شود. حتي اگر زيبايي، كارآمدي و تدبيرهاي شايسته‌اي وجود دارد، آنها را نديده و همه‌چيز را سياه و منفي مي‌بينند.
🔸عوامل اين ذهنيت :
1- به تعبير فوكو حكومت‌هاي ما ناظر بر فيزيك و جسم جامعه هستند. تمام تلاششان اين است كه براي لطمه نديدن جسم جامعه لطمه تدبير كنند. فلان كالا ناياب و گران نشود. در دسترس بودن كالاهاي جامعه را تضمين مي‌كنند. كارآمدي و مديريتي خود را در اين مي‌بينند كه بدن جامعه را به نوعي تمهيد كنند؛ غافل از اينكه به نوعي در شرايط كنوني دوران governmentها به سر آمده و دوران gavernmentality رسيده است.
2- بين آنچه قرار بود محقق شود، آنچه در شعار‌ها و بيان‌ها به صورت مستمر تكرار مي‌شود و آنچه مردم لمس مي‌كنند يك نوع مقايسه صورت مي‌گيرد. ظاهرا به جاي يك گام به جلو، دو گام به پس گذاشتند.
3- ساختار فسادي كه مردم به صورت روزمره مشاهده مي‌كنند و در خيلي از موارد نيز فساد موجود را ناشي از اين مي‌دانند كه اصحاب قدرت و اصحاب تدبير و منزل به فساد دامن مي‌زنند. اين امر نوعي نااميدي و نگاه منفي ايجاد مي‌كند.
ما بازگشت توفنده‌اي به همان رفتار و همان چيزي كه نافي و عدوي آن بوديم، داشتيم. در واقع پادگفتماني در مقابل گفتمان حاكم ايجاد كرديم... ما آمديم كه با انقلاب اين هرم را وارونه كنيم اما ظاهرا در اين زمينه چندان موفق عمل نشديم.
4- دنياي مجازي عامل بعدي است که ذهنيت‌سازي مي‌شود و هر امر كوچكي مي‌تواند به اشكال گوناگون بازنمايي شود. ما چنين فضايي را زيست مي‌كنيم و نمي‌شود به راحتي آن را تدبير كرد. بايد واقع بيني و رفتار شفاف داشته باشيم و در اين فضا سخن بگوييم تا چيزي نتواند به راحتي جايگزين آن شود.
ادامه در کامنت بعد...
🔸 طبق آماري كه داريم فضاي ذهني مردم چندين برابر مخرب‌تر و منفي‌تر از شرايط عيني آنها است.
🔸 نبايد تصور كنيم كه اگر اعتراض، يا جنبشي رخ مي‌دهد طبقه بنياد است و مثلا از سوي فرودستان جامعه به حركت در مي‌آيد. علت اين امر به نظر من همان فضاي ذهني است كه بورژوا نيز احساس ناآرامي و نارضايتي، بي‌قدرتي، معنايي، بي‌قاعدگي و محجوري سياسي مي‌كند. فرض او اين است قواعد از دست رفته‌اند.
🔸تدبيرگران منزل و اربابان قدرت و سياست بايد جور ديگر ببينند. اما به معني آن نيست كه وارد ورطه خودفريبي شوند و امر كاذب را جايگزين امر واقع كنند
🔸همه مي‌فهمند شرايط خيلي مطلوب نيست اما همه فكر مي‌كنند كه عامل ايجاد اين فضا چيز ديگري است. به دنبال عاملي غير از خودشان، مديريت و تصميمات خود هستند نه يك بيگانه در بيرون اما به دنبال يك بيگانه در درون مي‌گردند
🔸تدبيرگران منزل ما در حالي يك جا قفل شده و در همان وضعيت گذشته باقي مانده‌اند كه شرايط به سوي پيچيدگي مي‌رود. او براي اين شرايط آماده نشده و در اثر كنش حكومتي و مديريتي خود بر مشكلات مي‌افزايد و گره را كور‌تر مي‌كند.
🔸يك شكافي در جامعه در حال ايجاد شدن است كه من اسم آن را شكاف ميان تغيير و تدبير مي‌گذارم. تغييرات جامعه ما به صورت هندسي و فزاينده شكل مي‌گيرند اما تدبيرهاي جامعه ما در خوشبينانه‌ترين حالت به صورت حسابي حركت مي‌كنند تحولات يك‌باره از ١٠ به ٥٠ و از ٥٠ به ٣٠٠ مي‌رسد و اگر ما نتوانيم اين شكاف را ترميم كنيم با پديده بسيار جدي مواجه خواهيم شد.
🔸بايد روح ملي و هويت ملي را تقويت كرد و قدري از حاشيه‌هاي بازي و قدرت زمختي كه در جامعه هست كم كنيم. بايد از خروج سرمايه انساني و اقتصادي جلوگيري كنيم.
🔸نمي‌توانيم ايزوله شويم و بگوييم به قول حافظ «اگر تو نمي‌پسندي تغيير ده قضا را» بگوييم ما اين روابط سلطه جهاني را نمي‌پسنديم و از قدرتي برخورداريم كه قضا را تغيير مي‌دهيم. اين يك راه است. راه دوم اين است كه چون نمي‌توانيم قضا را تغيير دهيم. قضا را خود ترسيم مي‌كنيم و از اين نظم جهاني كنار مي‌كشيم و در درون خودمان بدون رابطه با جهان زندگي مي‌كنيم. سومين راه كه عقلايي‌تر، منطقي‌تر و واقعي‌تر به نظر مي‌رسد اين است كه بگويم بله نگاه سلطه جهاني را قبول نداريم چون عادلانه عمل نمي‌كند و... اما به هر حال بايد آمد و در درون آن قرار گرفت و از همان درون تا جايي كه ممكن است شروع به تغيير دادن كرد.
🔸شنيدم كه تيم ژاپني به ما مي‌گفت كه ما يك وقتي احساس مي‌كرديم كه ابرقدرت هستيم و مي‌توانيم قدرت جهاني و آن زمان امريكا را به زانو درآوريم. اقدام كرديم و هنوز داريم هزينه آن را مي‌پردازيم. ما اقدام كرديم و آن باور را داشتيم. تعجب ما از شما است كه بدون اقدام و با حرف همان هزينه يا هزينه‌اي به مراتب بيشتر از ما مي‌پردازيد. ما باور داشتيم و وارد جنگ شديم و هزينه هم داديم. بعيد است كه شما باور داشته باشيد مي‌توانيد وارد جنگ با امريكا شويد و هزينه بپردازيد اما با مواضع لساني خود اين هزينه را مي‌پردازيد.
🔸در حال قرار گرفتن در شرايطي هستيم كه تدبيرها قفل مي‌شود و كليد‌ها به راحتي قفل‌ها را باز نمي‌كنند. نبايد اجازه دهيم كه اين شرايط بر ما حاكم شود منظورم تصميمات عقلايي است نه هر تصميمي كه مي‌توان گرفت در غير اين صورت اين دوگانگي مردم و حاكميت جز تزريق بحران‌هاي متوالي در جامعه ما درآمد و حاصلي ندارد. اميدوارم آنچه مي‌گويم حمل بر سياهنمايي نشود
https://t.me/ecocap
سه هدف و يک تهديد در اخرين نوشته دکتر نيلي
دکتر نيلي: سياسيون فضا رابراي سياست گذاري هاي اقتصادي باز کنند وگرنه پر هزينه باز خواهد شد !
——————————————-
دکتر نيلي با سه هدف يادداشتي پر محتوا نوشته که خلاصه ان تقديم مي گردد.
از يک سو وي به طور تلويحي با نقد سياستگذاري هاي امسال در حوزه اقتصاد خود را مبرا کرد و تبعاتش را متوجه ديگران دانسته است از سوي ديگر ميزان اثرگذاري خود و ساير کارشناسان اقتصادي را در حوزه سياستگذاري به دليل تاثيرات سياسي بسيار ناچيز ترسيم کرده و از سوي ديگر از اين که سياسيون چقدر فضاي سياستگذاري را تنگ کرده اند گلايه گرده است .وي همچنين نسبت به فضاي کاملانامتوازن فضاي سياستي و فضاي سياسي هشدار داده است و گفته : « يا اين نسبت سياست وسياسي درست مي شود يا بسيار پرهزينه اصلاح خواهد شد! »
خلاصه اين يادداشت در چند جمله :
🔸سياست جاده است و اقتصاد خودرو. جاده براي عبور خودرو ساخته مي‌شود نه براي متوقف كردن آن.
🔸راه‌حل سياسي براي ما در غالب موارد، تنها به مجموعه‌اي از بله يا خيرهاي البته بسيار تعيين‌كننده محدود مي‌شود. در مقابل، 🔸راه‌حل‌هاي سياستي نيازمند طراحي‌هاي پيچيده و بررسي‌هاي كارشناسي در خور ابعاد مشكلاتند.
🔸 بديهي است در چنين شرايطي محيط سياستگذاري از واقعيت‌هايي كه در ذهن مردم شكل گرفته و انتظارات آنها را سامان داده است منتزع مي‌شود و نتيجه آن خواهد بود كه سياستگذار در زمين بازي كوچك خود، راه‌حل‌هايي حجيم اما فرعي و كم‌بازده و البته دردسرساز براي ديگران و خود را در نظر بگيرد.
🔸يك پيامد مهم رابطه يكطرفه سياست با سياستگذاري، تهي شدن عرصه سياستي از كيفيت است. عرصه سياستگذاري به‌شدت وابسته به كيفيت نيروي انساني از نظر علمي و نيز منش كارشناسي است. به‌طور طبيعي هر چه افراد از توان و كيفيت بالاتري برخوردار باشند، عرصه وسيع‌تر و متنوع‌تري را براي ارايه پيشنهاد طلب مي‌كنند. وقتي از طرف سياستمداران ميدان بازي بسيار كوچكي براي آنان تعيين مي‌شود و عرصه كار به جاي اتكاي به دانش و خلاقيت‌هاي علمي، به حوزه‌هايي كاملا مكانيكي تنزل پيدا مي‌كند، خود‌به‌خود افراد توانمند، ضرورتي براي حضور خود در حوزه‌هاي سياستگذاري نمي‌بينند و با از دست دادن انگيزه به تدريج يا به افرادي منفعل تبديل مي‌شوند يا اين عرصه را ترك مي‌كنند و لذا سياستگذاري به فعاليتي بدون هويت تبديل مي‌شود.
باافت كيفيت نهادهاي سياستگذار، خود‌به‌خود اين حوزه‌ها هم آسيب مي‌بينند.
🔸بسياري از افراد، سال‌هاي طولاني از عمرشان را صرف اين كرده‌اند كه بتوانند در محدوده كوچك فضاي سياستي، البته با تلاش براي حركت در سقف اين فضا و نيز كوشش فراوان براي بالاتر كشيدن ارتفاع آن حتي به ميزاني اندك، كمك كنند تا شايد مردم بتوانند در شرايط مناسب‌تري از نظر اشتغال، درمان، آموزش و رفاه زندگي كنند. اما واقعيت اين است كه با گذر زمان و به دلايل متعدد حجم فضاي سياستي در مقابل فضاي سياسي بيشتر رنگ باخته و كوچك‌تر شده است.
🔸با اطمينان خاطر مي‌توان گفت مشكل كشور، كمبود يا ضعف در ارايه راه‌حل‌هاي سياستي نيست، بلكه مساله اصلي، نسبت كاملا نامتوازن فضاي سياستي و فضاي سياسي است.
🔸اقتصاد و سياست سابقه تمرين تعامل هم عرض با يكديگر را ندارند، اما شكل فعال اين اصلاح به محض وجود زمينه پذيرش در بخش سياسي، مي‌تواند از حوزه‌هاي ساده‌تر و كم اهميت‌تر شروع شود.
🔸در صورت تاخير يا عدم پذيرش مباني از سوي بخش سياسي، به طور اجتناب‌ناپذير در مسير منفعل و هشدار‌دهنده و بسيار پرهزينه اصلاح نسبت اقتصاد و سياست قرار مي‌گيريم و در چنين حالتي، با تحميل واقعيت‌ها (البته با چشم‌اندازهاي متفاوت از چگونگي تحقق و هزينه‌هاي مترتب بر آن) اين اصلاح خواه ناخواه به وقوع خواهد پيوست.
🔸 از بُن وجود و در كمال خضوع از خداوند متعال مي‌خواهم كمك كند تا هزينه‌هاي اين تصحيح براي كشور، حداقل باشد. ان‌شاء‌الله
https://t.me/ecocap
💊امارهای ما و اونها ؟
پیش بینی افزایش مصرف ۵۰۰ مگا واتی تا اختلاف حداقل ۴۵ هزار میلیارد تومانی بدهی های دولت !
----------
1⃣بعد از گذشت چند سال از تاسیس دفتری برای احصا بدهی های دولت و انتقال این دفتر از وزارت اقتصادبه سازمان برنامه و بودجه نه تنها هنوز کسی نمی داند دولت چقدر بدهی دارد بلکه به گفته مسولان رده بالای سازمان برنامه و بودجه رقم براوردی انها بیش از ۴۵ هزار میلیارد تومان اب رفته .
2⃣ در آستانه مسابقه انگلستان و تونس، شبکه ملی برق انگلستان برای افزایش مصرف 500 مگاواتی آماده شده بودند و حتی پیش بینی کردند که این افزایش می‌تواند پیامد بازکردن 23 میلیون یخچال بین دو نیمه بازی برای رفع تشنگی فوتبالدوستان باشد! رکورد مصرف برق برای یک رویداد تلویزیونی در انگلستان 2800 وات است: در جریان ضربات پنالتی انگلستان-آلمان در نیمه نهایی جام ایتالیا 1990.
🔸نتیجه: میان امار های ما و تصمیمات ما با امارهای انها تدبیرها و تدارکات انها سالها فاصله است .
شاعر جامعه شناس چند دهه پیش در این باره گفته: ...هر دو جانسوزند اما این کجا و ان کجا ...
🔍ویرایش اصلاحی :
یکی از مخاطبان عزیز تذکر دادند که دفتر بدهی های دولت در وزارت اقتصاد انتقال نیافته بلکه دفتری موازی در سازمان برنامه و بودجه تاسیس شده است .
https://t.me/ecocap
Forwarded from رسانش
🔴تستِ الکل

‏شما هرجای دنیا بگویی سایت یک‌ وزارت‌خانه را هک‌کرده و ۵۰۰۰ دستگاه خودروی غیرمجاز وارد کردند، نه فقط از تو تست الکل می‌گیرند، که می‌فرستند‌ات کلاس چهارم دبستان که از اول یادبگیری، سایت چیه؟ هک چیه؟ مجوز چیه؟ وزارت‌خانه چیه؟ پنج‌هزارتا چندتا است؟ خودرو چیه؟ تو کی هستی؟ اینجا کجا است؟

حسین دهباشی...
❇️@rasanesh
Forwarded from عصر ایران
تله ای به اسم چراغ راهنمایی

حسین کفشدوز

🔹هنوز ابتکار کمین کردن ماشین های پلیس در پیچ جاده ها مرسوم است که همزمان در داخل شهر نیز چراغ های راهنمایی میادین و چهارراه ها، خود تله ای دیگر شده است برای اسکناس کشیدن از جیب مردمی که حتی وقت شکایت، هم ندارند؛ چراغ، سبز شده است - زمان 30 ثانیه فرصت برای عبور از چهارراه را نشان می دهد - راه میفتی - وسط ترافیک چهارراه، به یکباره، ثانیه شمار از 30 به 3 و چراغ زرد و قرمز تغییر می کند - با شما ده ماشین دیگر، صد هزار تومان جریمه شده اند و به خزانه دولت یک میلیون تومان اضافه شده است.

🔹 این چراغ، خود منبع درآمدی است کلان برای دولت، علی برکت اله؛ حال ساعتها در رسانه ها و مساجد، موعظه کنیم که "ای مردم کسب لقمه حرام گناه کبیره است" این جمله برای کسیکه در آن چهارراه جریمه شده است چه معنی ای خواهد داد؟
.
@MyAsriran
Forwarded from توییتر فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هکرهای سایت وزارت صنعت و معدن تو بزرگراه یادگار امام 😁😂

×roho×

@OfficialPersianTwitter
💊انهايي که عامل گراني ها را رواني و حباب عنوان مي کنند بايد بدانند که :
نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی از 63.2 درصد در سال 91 به 103.3 درصد رسیده در سال 96 رسيده يعني نقدینگی عامل گرانيه
Forwarded from باشگاه روزنامه نگاران ايران
هدی هاشمی گزارشی نوشته در روزنامه‌ی ایران؛ از مدارسی که آقازاده ها ادارشون میکنندو شهریه آنها تا 100 میلیون تومانه اما نه نامی از مدارس برده و نه اسمی از آقازاده‌ها.ذکر نام مدارس و مدیران منعی ندارد
Forwarded from موج بیداری
◀️سرمایه‌گذاران ایرانی و دست‌فروشان خیابانی
✍️میثم رادپور

✏️بساطشان مختصر است، و در معرض انواع دستبردها قرار دارند. همواره نگرانند؛ از آسمان نگرانند که نکند ببارد؛ از باد نگرانند که نکند ببرد؛ از رهگذران بیمناکند که مبادا بساطشان را به‌هم بریزند؛ حتی از مشتریان هراسانند که نکند نپرداخته بگریزند. دست‌فروشان را می‌گویم. با این‌همه دغدغه چهارچشمی خیابان‌ها را می‌پایند؛ آرام و قرار ندارند. کابوس شهرداری رهایشان نمی‌کند. چیز زیادی به میدان نمی‌آورند، تا سر بزنگاه هرچه سریعتر از میدان بدرآورند.

✏️سرمایه‌گذاران ایرانی چه شباهت‌ها که با دستفروشان خیابانی ندارند. آن‌ها نیز سرمایه‌های زیادی را پهن نمی‌کنند، تا با اولین هشدارها، زودتر جمع کنند. آن‌ها نگرانند که نکند فلان رقیب صاحب رانت عرصه‌ی بازی را بر آن‌ها تنگ کند؛ مبادا افاضات آن رجل سیاسی، یک شبه نانشان را سنگ کند؛ دلهره دارند که چگونه سود کنند و "سودجو" تلقی نشوند؛ چگونه سالم کار کنند و باج به دیگری ندهند. نگرانند که چگونه حقوق خود را از کلاهبرداران بستانند، چطور دفاتر شفاف به‌دست ممیز مالیاتی بسپارند؛ چگونه کلاه خود را بچسبند که باد نبرد؛ کجا بخوابند که زیرشان آب نرود، و چطور بساط کنند که محیط مشوش قانونگذاری، سرمایه‌هایشان را از یاد نبرد.

✏️آن‌ها نیز بیشتر از این‌که نگران ریسک‌های ذاتی کسب‌وکار خود باشند ( business risks)، نگران عدم‌اطمینان‌هایی اند، که فضای کسب‌وکار به آن‌ها تحمیل می‌کند (non-business risks). آن‌ها نیز همانند دست‌فروشان، حواسشان بیشتر درگیر هجمه‌‌های شهرداری است تا دغدغه‌های کاسبکاری. برای آن‌ها، ظرفی که در آن غذا می‌خورند، از خود غذا مهم‌تر است.

✏️افسوس که سرمایه‌گذاران تمام این نگرانی‌ها را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند. آن‌ها حساب می‌کنند و احساس آرامش نمی‌کنند. بی‌جهت نیست که در کشورمان سرمایه‌های بزرگ تجهیز نمی‌شود؛ کسب‌وکارهای عظیم تشکیل نمی‌شود. بی‌دلیل نیست که علاقه به فعالیت‌های بازرگانی بیش از کسب‌وکارهای تولیدی است. بیخود نیست که سرمایه‌گذاران جیب‌های خود را به این سرزمین نمی‌دوزند! آن‌ها میخ محکمی بر این زمین نمی‌کوبند!

✏️در فضایی که شبیه فضای کسب‌وکار دست‌فروشان است، سرمایه‌گذاران نیز به دست‌فروشان شبیه‌ترند، تا مغازه‌داران. در جایی که سرمایه‌گذاران احساس ناامنی می‌کنند، سرمایه به زحمت می‌نشیند؛ سرمایه‌گذار به‌سختی آرام می‌گیرد. در مسیری که محل گذر سیل است، خانه‌های عظیم بنا نمی‌شود، و در زمینی که در معرض هجوم آفت‌هاست، مزارع اصیل به‌پا نمی‌شود.
@darricheh
مطلب قابل تاملی است👇👇👇
Forwarded from Saeed.m.afshar
مزد ترس
✍️ رضا طهماسبی

احتمالاً بدترین نوع برخورد با یک مشکل یا مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی، به تعویق انداختن حل آن باشد.

کاری که صرفاً باعث انباشت بیشتر مشکل و بالا رفتن هزینه و وقت لازم برای حل آن می‌شود. البته این مساله جدا از اولویت‌بندی‌های صحیحی است که ممکن است یک سیاستگذار اصلاح‌گر بنا بر مقتضیات اقتصادی برای خودش ترسیم کرده باشد.

با این همه ترس از صرف هزینه و زمان، انحراف اصلاحات، به نتیجه مطلوب نرسیدن و ایجاد نارضایتی مقطعی در قشری خاص، همواره عامل نیرومندی در کشور برای سیاستگذاران اقتصادی در مجلس و دولت بوده است. به‌ گونه‌ای که امروز معضلات انباشت‌شده چنان سترگ و غامض شده‌اند که هر سیاستمداری از مواجهه با آن می‌ترسد، گرچه ضرورت این مواجهه نیز هر روز بیشتر از قبل می‌شود. مانند توموری که در مجاورت مغز روزبه‌روز در حال رشد است و اگر جراح زبردست جسارت عمل را نداشته باشد، بیمار را می‌کُشد.

سیاستگذاران اقتصادی ایران در حال حاضر با شرایطی کم‌وبیش مشابه مواجه هستند و در عین اینکه احتمالاً نمی‌دانند مداوا را باید از کجای اقتصاد بیمار ایران آغاز کنند، جسارت دست به چاقو بردن هم ندارند، از خون و خونریزی می‌ترسند، از خارج کردن عضو یا اعضای ازکارافتاده هراس دارند، از پیوند زدن عضو جدید وحشت دارند، و در نهایت سعی می‌کنند با همان وضع موجود بیمار را زنده نگه دارند و تحویل پزشک بعدی دهند، در حالی که قطعاً وضع وخیم‌تر شده و این مزد ترس از اصلاح است.

مساله به تعویق انداختن اصلاحات اقتصادی را نیز می‌توان اینچنین ترسیم کرد. سیاستگذار با حفظ وضع موجود، سعی می‌کند فرمان را دست سیاستگذار بعدی بدهد و خود اقدامی برای اصلاح ساختارها انجام ندهد، تا اگر نتیجه‌ای نگرفت مشمول بدنامی نشود. اما در این خودکشی از ترس مرگی که راه افتاده است، وضعیت اقتصاد روزبه‌روز بدتر می‌شود. ضمن اینکه علم اقتصاد و تجربه سایر کشورها، از جمله کشورهای هم‌وزن مانند ترکیه، می‌تواند با تقریب خوبی نشان دهد که نتیجه این اصلاحات چه خواهد بود و چگونه می‌توان ضریب خطای آن را کمتر و کمتر کرد.

نیازی به اختراع دوباره چرخ نیست و باید از همانی که تولید و تجربه شده، بهره برد. با این حالت دو مانع بزرگ دیگر بر سر راه سیاستگذار ایرانی وجود داشته است که همواره راه را بر اصلاح بسته است: ذی‌نفعان قدرتمند و پوپولیسم رایج.

سیاستگذار بیش از دست زدن به اصلاحات ساختاری علاقه‌مند اجرای سیاست‌های کوتاه‌مدت و اغلب زیان‌آور در بلندمدت است، که برای مقطعی نصیبی هرچند اندک متوجه شهروندان و جامعه کند و سیاستمدار از قبل آن برای خودش وجهه‌ای دست و پا کند. همچنین وضع موجود با تمام مشکلات، منتفعان و سودمندانی که دارد طی سال‌ها و دهه‌ها ریشه دوانیده و قدرتی کسب کرده‌ که مپرس. هر تغییر و اصلاحی برای آنان به معنای قطع سود بی‌دردسری است که از باج‌خواهی و خراج‌گیری در شرایط غیرشفاف و یارانه‌ای اقتصاد می‌برند.

اقتصاد ایران بدون شک نیاز به سیاستگذار اصلاح‌گری دارد که جسارت اصلاح داشته باشد، فریب پوپولیسم را نخورد و در برابر ذی‌نفعان قاطعانه بایستد، کاری که البته اگر برخوردی شفاف و روشن با شهروندان و جامعه داشته باشد، در انجامش تنها نیست. با این حال اگرچه قحط‌الرجال نیست اما کمیابی حتماً هست...
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
telegram.me/esfahaneconomy
مسوليت اين مطلب بر عهده نويسنده است . اماواقعا عجب فسادي تو کاره !!!!!
به خاطر دلار 4200 توماني👇👇👇👇👇
Forwarded from مجله اقتصاد
دلار ۴۲۰۰ تومانی آبستن بابک زنجانی‌ها

✍🏻دکتر پویا ناظران

همیشه مونده بودم چرا شرکتهای پتروشیمی به فروش ارز به قیمت ۴۲۰۰ تن می‌دن.
برام سوال بود که چرا به دولت فشار نمی‌آرند که ارزشون رو به قیمت بازار، که بین هفت تا هشت هزار تومنه، معامله کنند.

بالاخره فهمیدم و می‌خوام براتون تعریف کنم. فقط اگه سرپا یا در حال حرکتید، اول بشینید بعد بخونید!

ارز صادرکنندگان، مثلا پتروشیمی یا فولاد، در اختیار بانک مرکزی در حسابهای خارج کشور قرار می‌گیره.

وارد کننده ثبت سفارش میگیره و میره بانک مرکزی میگه دلار ۴۲۰۰ می‌خوام.

بانک مرکزی به هر صادرکننده ارز داری، پنج تا واردکننده معرفی میکنه تا برن ازش دلار بخرند‌.

واردکننده‌ها به شرکت صادرکننده، مراجعه می‌کنند. مثلا میرن دفتر‌مرکزی یه شرکت پتروشیمی و هر کدوم چونه می‌زنند که پتروشیمی دلار ۴۲۰۰ رو به اونها بفروشه.

شرکت پتروشیمی فقط می‌تونه به نرخ ۴۲۰۰ بفروشه، پس چطوری بین متقاضی‌های ارز یکی رو انتخاب میکنه؟

مدیر پتروشیمی بهشون یادآوری میکنه که قیمت ارز تو بازار مثلا ۷۵۰۰ه. طرفین شروع میکنن به چونه زدن و چون پنج تا متقاضی هست، قیمت میاد بالا.

یه واردکننده بهم گفت دیروز ۳۰ میلیون دلار ارز ۷۲۰۰ از یک پتروشیمی دولتی خریده. منتها
۳۰ × ۴۲۰۰ = ۱۲۶
۱۲۶ میلیارد تومان چک در وجه شرکت پتروشیمی کشیده.

اینجا جالب می‌شه:

بعد بابت اختلاف ۳۰۰۰ تومنی،
۳۰ × ۳۰۰۰ = ۹۰
۹۰ میلیارد تومن چک در وجه شخص مدیر پتروشیمی دولتی کشیده!

گفتم آخه مگه میشه؟!؟! حسابهای بانکی راحت قابل کنترله. مگه میشه کسی حساس نشه که این آقای مدیر پتروشیمی چجوریه که چند روز یه بار ۹۰ میلیارد تومان پول میاد تو حسابش؟

گفت مدیرهایی که محافظه‌کارند یه جور دیگه باهام حساب میکنند. میگن ۱۲۶ میلیارد تومن چکی که بابت ۳۰ میلیون دلار دادی، واقعا معادل ۱۷/۵ میلیون دلار ۷۲۰۰ بوده. پس مدیر پتروشیمی یه شماره حساب خارج از کشور بهم میده میگه وقتی ۳۰ میلیون دلار رو از بانک مرکزی تحویل گرفتی، ۱۲/۵ میلیون دلار رو به این شماره حساب واریز کن. اینجوری عملا ۱۷/۵ میلیون دلار به قیمت ۷۲۰۰ خریدم.

گفتم اگه به نرخ ۷۲۰۰ تن ندی چی میشه؟ گفت ارز رو میده به یکی دیگه از اون چهار نفر.

این خاص یه پتروشیمی دولتی خاص نیست، شامل فولاد و همه صادرکننده‌های دیگه هم میشه.

اگه دولت از خیر ارز ۴۲۰۰ می‌گذشت و نرخ ارز رو آزاد می‌کرد، این پولها وارد یه شرکت دولتی می‌شد، اما حالا گیر مدیر فاسدش می‌آد. اگه تونستید حسابهای خارج از کشورش رو ردگیری کنید.
https://t.me/joinchat/AAAAAD1xSjKB5MIUV2PMYQ
💊ارزش حقوق و دستمزد حداقل بگيران به 140 دلار تقليل پيدا کرد
———————————————-
اثر دلار توهم زده ! بر حقوق ايراني
1- اقاي نهاونديان گفته توهم گراني موجب گراني است !
2- استیو هانکه در آخرین مطلب خود مدعي شده بود نرخ تورم ایران 78 درصد است اما بر بر اساس ارزش ريال در برابر دلار امروز حدود 140 درصد نسبت به 6 ماه قبل افزايش يافته
اگر قيمت حداقل حقوق(يک ميليون 114 هزار تومان )که ميليون ها نفر با ان زندگي مي کنند را با قيمت هاي اين روزها ي دلار در بازار غير رسمي ( حدود 8 هزار تومان ) محاسبه کنيم :
حقوق يک ماه خيلي از ايران ها به140 $ تقليل يافته و حقووق يک ساعت در سال 97 به 0.63$ کاهش يافته است .
يادي کنيم از جمله خاطره انگيز اقاي روحاني : انچنان رونقي ايجاد کنيم ......🤔🤔🤔🤔
https://t.me/ecocap
ارزش يارانه هاي نقدي 5 دلار شد
دوست خوش ذوقي بعد از خواندناين کامنت به نکته جالبي اشاره کرد:
ارزش يارانه هم 5 دلار شد
سکه ۲ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان شد/طلا گرمی ۲۵۲ هزار تومان

🔹سیر نجومی قیمت ها درحالی در بازار آزاد ادامه دارد که باعث شده قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار از ۲۵۲ هزار تومان و هر قطعه سکه تمام بهار آزادی طرح جدید از ۲ میلیون و ۸۲۰ هزار تومان عبور کند. /ایسنا
Forwarded from دغدغه ایران
ماندن در 2D یا گذار به 4DA؟ مسأله این است
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
آدم‌ها وقتی در وضعیت‌های دشوار یا انتقادآمیز برای خودشان قرار می‌گیرند معمولاً چهار مرحله را طی می‌کنند. این چهار مرحله عبارتند از: انکار (Denial)، دفاع (Defense)، توصیف (Description) و تشخیص (Diagnosis). ابتدای واژگان انگلیسی هر چهار مرحله با D شروع می‌شود و مشهور به 4D هستند.
🔸 انکار، وقتی که فرد می‌گوید «اصلاً این جوری نیست، اشتباه می‌کنید. اتفاقی نخواهد افتاد.»
🔸 دفاع، زمانی است که فرد می‌پذیرد اتفاقی افتاده و انتقادی متوجه اوست، اما در صدد دفاع برمی‌آید. او معمولاً می‌گوید «بله این گونه است، اما طبیعی است که این گونه بشود ...»
🔸 توصیف، وقتی است که فرد سعی می‌کند علت وقوع را توضیح بدهد و می‌گوید «علت واقعه این است که ...»
🔸 تشخیص وقتی است که فرد می‌فهمد اتفاقی افتاده، جای دفاع هم باقی نیست، تشریح علت واقعه هم کفایت نمی‌کند بلکه باید کاری کرد. آن وقت است که می‌گوید «ما سعی می‌کنیم ... و مسأله را حل کنیم.»
مرحله پنجمی هم می‌توان تعیین کرد که همانا در پیش گرفتن اقداماتی است که مانع تکرار رخداد شود. این بدان معناست که فرد یا سازمان با شرایط تطبیق (Adaptation) پیدا می‌کند و به گونه‌ای عمل می‌نماید که دیگر شاهد رخدادهای دشوار و ناخوشایند نباشد. این چند مرحله را می‌توان به صورت 4DA هم نشان داد.
نظام‌های سیاست‌گذاری مناسب آن‌هایی هستند که به سرعت از انکار به تشخیص می‌رسند و با اجرای تشخیص‌های خود، وارد سازگاری و تطبیق می‌شوند. حرکت کند از انکار به سازگاری و تطبیق، فاجعه به بار می‌آورد.
مسأله امروز جامعه ایران این است که در همه عرصه‌های اقتصاد، سیاست داخلی، فرهنگ، سیاست خارجی، محیط زیست و روابط اجتماعی، گروه‌هایی از سیاست‌گذاران هستند که به شدت تلاش می‌کنند در مرحله انکار باقی بمانند و حداکثر وارد مرحله دفاع می‌شوند. انکارپیشه‌گان بهترین وصف برای این جماعت است. انکار واقعیات تغییرات سبک زندگی، انگاره‌های زنان برای زندگی اجتماعی، تغییرات در واقعیت‌های اقتصادی مرتبط با دلار، سکه و محصولات و خدمات، سیاست خارجی، فناوری و هر چیز دیگری، رایج‌ترین کاری است که سیاست‌گذار در ایران انجام می‌دهد.
این سیستم سیاست‌گذاری انگار در همان دو مرحله انکار و دفاع باقی می‌ماند و به صورت اختصاری به صورت 2D است و هیچ قصدی برای گذار سریع به 4DA ندارد؛ نه تشخیص و نه سازوگاری و تطبیق.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.)
https://t.me/fazeli_mohammad
✔️نومن کلاتورای ایرانی و بحران افزایش نرخ ارز🔻
🖋سهند ایرانمهر

🔸چرا قیمت دلار همچنان رو به افزایش است؟ چرا هیچ‌کس اهمیتی به فشار طاقت فرسای اقتصادی نمی‌دهد؟ چرا همه چیز با این سرعت گران شده است؟ آینده کشور به کدام سمت می‌رود؟ چه کسی مسئول است؟ و این روند رو به کدام سو دارد؟
اینها سوالاتی است که این روزها در ذهن بسیاری از مردم ما مطرح می شود نگاه من به دلایل وضعیت بحرانی فعلی ما از زاویه‌ای دیگر است.

یک- امروز دلار در ایران حالت کالایی پیدا کرده است و صرفا یک ارز نیست. با وجود محدودیت‌ها کمبود دلار در کشور وجود ندارد بلکه میل فزاینده به خرید آن سبب وضعیت کنونی بازار شده است.
دو- تورم در ماه جاری یک و نه دهم درصد نسبت به ماه گذشته رشد داشته است که به نوبه خود یک رکورد است. پیش بینی‌ها حاکی از آن است که پس از فروکش کردن تب جام جهانی موج اول تورم که به تورمی دورقمی منجر خواهد شد بروز پیدا خواهد کرد و موج دوم در اوایل آبان شدت بیشتری خواهد گرفت.
سه- از لغو برجام، سایه تحریم ها، افزایش ریسک سرمایه گذاری بخاطر فقدان ثبات در بازار و قوانین و سیاستها، تا بی‌اعتمادی مردم به نهادها و موسسات اقتصادی از جمله عواملی هستند که کم بیش در این وضعیت تاثیر داشته‌اند اما آنچه در این نوشته به عنوان عامل اصلی تشریح خواهد شد مبتنی بر ابعاد دیگری از ماجراست:

🔸نکته اول:
نوبخت سخنگوی دولت می گوید، کمبود ارز نداریم و هجوم مردم سبب افزایش نرخ تصاعدی دلار و به ظاهر احساس کمبود آن شده است . اولین سوالی که پس از این گزاره مطرح می شود این است که این ارز کجاست و در دست چه کسی است؟ سوال دوم اگر بپذیریم بدیهی‌ترین روش در چنین وضعیتی رویکردی است که هم میل بازار را به خرید بیشتر، بکاهد و هم مانع خروج بیشتر ارز شود این سوال مطرح می‌شود که چرا دولت (که سیاست های این نهاد در ایران در بیشتر موارد نشان دهنده تلاش برای تامین منافع خویش است) به‌ هر مسافر پانصد یورو ارز مسافرتی به نرخ رسمی می دهد؟
به نوشته ایرنا تنها در زمستان نود و شش (که فصل مسافرت نیست) سیصدو پنجاه هزار ایرانی به ترکیه مسافرت کرده‌اند. این سفر‌ها « بزرگترین موج مسافرت یک ملت» به ترکیه بوده است(سالانه دو نیم میلیون سفربه این کشور ثبت شده است و در مورد ترکیه معاون هتلداران این کشور برای یک سال هزینه‌کرد ایرانیان رقم دو هفت دهم میلیارد دلار را پیش بینی کرده بودند/ایرنا) براساس تازه‌ترین آمار منتشر شده از سوی مسئولان گردشگری گرجستان، حدود شصت هزار ایرانی در نوروز به این کشور سفر کرده اند. (این تعداد بیش از ده درصد کل گردشگران گرجستان است).به این رقم آمار مسافران جام جهانی را هم اضافه کنید و با احتساب هر نفر پانصد یورو ارز به نرخ دولتی (و محاسبه مابه التفاوت آن) از خود بپرسیم که دلیل این حاتم بخشی غیرمتعارف چیست؟(در مرحله های بعدی هم می توان پرسید که چه جریانی باعث شده است که در نظر مردم سفرخارجی مقرون به صرفه تر، امن تر و خوشایندتر باشد؟)
ادامه پست بعد🔻
ادامه پست قبل🔻
پاسخ این حاتم بخشی ساده است، هر مسافر به جز این پانصد یورو مبلغ بیشتری را هم باید با خود به همراه ببرد بنابراین آن سیاستی که به دادن این پانصد یورو رضایت می دهد چشم خود را برمنافع ترغیب مسافر به سفر و خرید ارز محدود در بازار که دچار حباب شده است نبسته است! برای محاسبه این سود کافی است نگاهی دوباره به آمار شگفت آور مسافرت های خارجی (یازده میلیون در سال) بیندازید و با یک حساب سرانگشتی بفهمید که سالانه حدود شش میلیارد دلار ارز به مسافر ایرانی عازم به خارج داده می شود که (خوشبیانه‌اش ناخواسته و بدبینانه‌اش عامدا) کاتالیزور او برای خرید دلار بیشتر و حباب است و اگرچه رضایت نسبی او را در پی دارد اما در نگاه کلی به زیان تک تک ایرانی هاست (توجه داشته باشید که برای شهروند کشور توسعه یافته که اقتصاد کشورش به دلیل سوء سیاست ها دچار انزوا نیست و امکان تبدیل ارز خود را در کشور مقصد دارد این مسافرت‌ها هیچ مشکلی را پیش نمی‌آورد اما اکنون درباره مسافر ایرانی صحبت می‌کنیم).
🔸نکته دوم:
سود نرخ متفاوت ارز اعطایی به مسافران و افزایش میل آنان به دریافت این ارز و تامین مابقی هزینه از بازار سیاه نصیب چه کسی می‌شود؟ برای فهم این موضوع باید به جای معطوف کردن ذهن به سمت یک نهاد، یک قوه یا جناح سیاسی، دیدگاهی کلانتر و تاریخی داشت. مصداقی ترین اصطلاح در این باب نومن کلاتورا است که امروز در جامعه سیاسی و اقتصادی ایران به خوبی مجال بروز یافته است. نومن کلاتورا اصطلاحی بجامانده از شوروی سابق است که درلغت به معنای «فهرست اسامی» است. نومن کلاتورا در آغاز از سوی استالین برای ایجاد نوعی نظام گزینشی برای انطباق فرد با معیارهای سیستم ارایه شده بود که طی آن افراد برگزیده و در قدرت مشارکت داده می‌شدند تا حلقه ای بسته و مبتنی بر سلسه مراتب را برای اداره حکومت تکمیل کنند. ما بتدریج تبدیل به مافیای قدرت و ثروت شد.
نومن کلاتورای حاکم بر شوروی متشکل از چهارده رده بود ، اعضای کمیته مرکزی حزبِ کمونیست ، رهبران ملی، فرماندهان ارتش، امنیتی ها و مدیران سازمانها. نومن کلاتورها در واقع معتمدین و مطلعین سیستم بودند. افرادی که دایره نفوذ یا اطلاعاتشان به تدریج ترکیب «سیاستمدار- تاجر» را پدید آورد. طبقه ای متنعم و بهره‌مند از همه امکانات بی‌هیچ منع قانونی که با حلقه‌هایی از سرمایه‌داران گره می‌خوردند و ترکیبی متنفذ را بوجود می‌آوردند که پیوستن افرادی خارج از این رده بدان غیرممکن بود.
بخش عمده ثروت‌های کلان اولیگارش‌های شوروی از خصوصی‌سازی اموال دولتی توسطِ خودِ سیاستمداران داخل سیستم بدست آمده بود. به این ترتیب که بخشی از دولت (بویژه بخش‌های پربازده) به قیمتی بسیار پایین تر از قیمت واقعی به این افراد واگذار می‌شد.
دراین میان بانک‌ها و بخش‌های مختلف انرژی منبع عظیمی از رانت دولتی را در اختیار داشتند. همزمان با چرخش این منابع مالی کلان، سطح گسترده ای از فساد به همراه فعالیت گروه‌های تبهکاری سبب شکل‌گیری نوعی بحران اجتماعی در این کشور شد.
در چنین وضعیتی بود که حتی امکان مسافرت به بیرون از کشور نیز می‌توانست منبع عظیمی از رانت باشد چرا که در این دوره، برقراری سه نوع نرخ مبادله میان روبل و دلار سبب ایجاد فضایی برای رانت‌های گسترده شده بود.( محمدرضا زرگریان/پژوهشگر علوم سیاسی/ نومَن کلاتورا؛ محلِ تلاقی سیاست و اقتصاد).
برای نمونه، دولت برژنف با استفاده از اعضای وزارت تجارت خارجی در بازار سهام امریکا به خرید و فروش سهام می‌پرداخت و در دهه شصت و نود از این طریق سودهایی را هم بدست آورده بود.به همین ترتیب، افرادی که امکان مسافرت به خارج از کشور را داشتند می‌توانستند از مزیت ارز مسافرتی استفاده کنند که نسبت به قیمت رایج در بازار با قیمتی پایین تر به افراد واگذار می شد. نومن‌کلاتورها در صف اول همه چیز قرار داشتند از داچاهای مجلل تا وام‌های کلان کم بهره و امکانات فراهم برای ارتقای فرزاندان‌شان. آنها را نمی شد نام برد، تحت تعقیب قضایی قرار داد ، لیستشان را از جیب بیرون کشید و فریاد کرد یا چگونگی تاثیر آنان بر رسانه، سلبریتی ها، چهره های محبوب و افارد تاثیرگذار را به خوبی نشان داد.
🔸نکته سوم:
بی هیچ تردید اقتصاد ایران نیز اکنون مواجه با پدیده نومن کلاتوراست. از یاد نبرده‌ایم که در آغاز تحریم‌های مربوط به پرونده هسته ای در زمان احمدی‌نژاد همزمان با رکود و تورم فزاینده و بغرنج شدن اوضاع معیشتی مردم، شاهد رونق ساخت و سازها، پروژه‌های عظیم تجاری، رشد قارچ گونه مجتمع چ‌های تجاری لوکس و جولان انواع مازراتی و پورشه در تهران بودیم و هر روز خبر جدیدی از افرادی -پیش از این ناشناس- که حالا از نقش مهم شان در اقتصاد و سیاست و ارتباط با نومن کلاتورها می‌شنیدیم.
ادامه در پست بعد🔻
نومن کلاتورها را نباید صرفا در یک حزب یا نهاد خاص دید آنها در مقوله منفعت اقتصاد، دوستانی صمیمی‌اند که چندان تعصبی بر سیاست ندارند اما در جهت دادن سیاست به سمتی که حالتی بی ثبات و منطق گریز پیدا کند همداستانند. نومن کلاتورهای ایرانی برای استمرار منافع خود از دین تا فرهنگ و از سیاست تا اجتماع را تحت نفوذ و تاثیر خود دارند.آنها همه جا هستند، از بازار ارز تا بازار موبایل از هیاهو بر سر ورود زنان به ورزشگاه(نفیا و گاه اثباتا) تا هر چیز دیگری که اثر مستقیم بر اقتصاد سیاسی دارد. نومن کلاتورها نه راستند نه چپ، نه دهری نه مومن، آنها تنها فکر رسیدن به حداکثر سود ولو به قیمت بحرانی ترین شرایط سیاسی و اقتصادی اند و حدِّیقف آنها تنها زمانی است که استحصال سود نیاز به ورودبه مرحله ای دیگر برای رفع خطری است که ممکن است دامنه بحران را به حوزه نفوذ آنان نیز برساند.
خاطره تحریم ها نشان داد که نومن کلاتورهای ایرانی اصولا در فضای تحریم بالنده تر و پرنشاط ترند و معمولا چنان با سیاست آمیخته‌اند و کار خود را جلو می‌برند که عملا وضعیت اقتصادی و سیاسی را دچار انسداد می کنند. میز مذاکره در ایران هیچگاه حاصل روندی طبیعی و محاسبه شده نبوده است و همواره الزامی ناگزیر بوده است که تبعات رفتار نومن کلاتورا آن را بر دیپلماسی ما تحمیل کرده است.
نومن کلاتورا تا زمانیکه منافع آنان اقتضاء کند، مخالف حل مشکلات، رفع‌شکاف‌ها، تثبیت امنیت اقتصادی و اجتماعی و حتا مذاکره و حل و فصل‌اند. تحریم و فضای بی ثبات و ناآرامی متضمن استمرار منافع آنان است اما وقتی فضا و خلاءهای بازار آشفته و سیاه بخاطر فشار یا تحریم به حد اشباع رسید آنها نیز اندکی از تقلای خود کم می‌کنند ودیگر مخالفتی با مذاکره یا ورود به شرایط جدید ندارند.
مذاکره‌ای که در شرایط نابرابر و آلوده به سوء رفتار و منافع مادی نومن کلاتورها و در پی تحمیل بحران توسط آنها، انجام شد و سختی و دشواری آن بر دوش نحیف دستگاه دیپلماسی و الیت‌ها افتاد، حالا آنها با تعریفی جدید از منافع دوباره سر می‌رسند، ابتدا مذاکره‌کنندگان را نفی می‌کنند و سپس دور تازه‌ای از منافع متضاد با منافع ملی را دنبال می‌‌کنند از این رو پیش‌بینی می‌شود که روند تصاعدی و بی ثباتی اقتصادی تا آبانماه به حد نهایت خود برسد اما بعد از این تاریخ و احتمالا بعد از ایجاد ناآرامی‌ها و مشکلاتی که احساس اشباع بازار و حد استحصال سود را در ذهن نومن کلاتورا برآورده کرد، و این حس را بوجود آورد که ادامه آن خطرناک است، کم‌کم، مخالفت‌ها با مذاکره ونظایر آن متوقف شود. دستگاه دیپلماسی که تنها در چنین شرایطی امکان بروز خلاقیت می‌یابد مجبور است برای اجتناب از وضعیت ناگوارتر، مذاکرات را پیش ببرد و و حتا مذاکره با دولتی مثل ترامپ را کلید بزند(پروسه منجر به مذاکرات هسته ای را مرور کنید).
بی‌تردید، خبر چنین مذاکره‌ای، تحت شرایط فعلی اقتصادی و اجتماعی برای عامه مردم سبب رضایت زودباورانه‌ای خواهد شد اما در طولانی مدت به زیان منافع ملی خواهد بود اما چه می‌توان کرد وقتی عنان کار به شکل غیرمستقیم در دست نومن‌کلاتورهاست و هیچ‌چیز جز منافع شخصی آنان مانع و رادع افزایش بحران و ناآرامی نیست.

#نومن_کلاتور #شوروی #اقتصاد #ارز #تورم #نرخ_دلار #دلار #یورو

@sahandiranmehr