ایرلیور: خانهی مهاجران ایرانی برگزار میکند
گروه حمایتی برای ایرانیان مهاجر
ساعت و روز دقیق باتوجه به ترجیح شرکتکنندگان تعیین خواهد شد.
رایگان و در گوگلمیت
۵ جلسه
اطلاعات تکمیلی و ثبتنام: واتساپ
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
دربارهی تسهیلگر گروه
اینستاگرام ایرلیور را دنبال نمایید.
#گروه #جنگ #روانکاوانه #آنلاین
گروه حمایتی برای ایرانیان مهاجر
تسهلیگر
وجیهه قبادیراد: رواندرمانگر روانکاوانه، روانشناس بالینی
ساعت و روز دقیق باتوجه به ترجیح شرکتکنندگان تعیین خواهد شد.
رایگان و در گوگلمیت
۵ جلسه
اطلاعات تکمیلی و ثبتنام: واتساپ
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
دربارهی تسهیلگر گروه
اینستاگرام ایرلیور را دنبال نمایید.
#گروه #جنگ #روانکاوانه #آنلاین
👍2
دیدگاه نو و ایرلیور برگزار میکنند
از رنجهایی که ما ایرانیان میبریم
June 27, 2:00 PM EST
شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۶، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران
کلاب حلقه دیدگاه نو در کلاب هاوس
حضور: رایگان
نشانی جلسه را اینجا بیابید.
https://t.me/eReliever
اینستاگرام حلقهی دیدگاه نو
اینستاگرام ایرلیور
WWW.eReliever.com
از رنجهایی که ما ایرانیان میبریم
با حضور:
امیرحسین جلالی ندوشن
حسین کاجی
June 27, 2:00 PM EST
شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۶، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران
کلاب حلقه دیدگاه نو در کلاب هاوس
حضور: رایگان
نشانی جلسه را اینجا بیابید.
مجموعه نشستهای «کنجکاوی در معنای رنج ایرانیان» که در دومین ایستگاه با عنوان «از رنجی که میبریم» برگزار میشود، تلاشی است برای فهم روانیـاجتماعی تجربه ایرانیان در دیاسپورا؛ رنجی که فقط با زبان تروما یا تشخیصهای روانپزشکی توضیح داده نمیشود، بلکه در پیوند میان مهاجرت، گسست رابطهها، زبان، سوگ، سیاست، خانواده و جستوجوی معنا شکل میگیرد.https://t.me/Didgahenochannel
https://t.me/eReliever
اینستاگرام حلقهی دیدگاه نو
اینستاگرام ایرلیور
WWW.eReliever.com
❤4
Audio
▶️ نسخه صوتی کامل
از رنجهایی که ما ایرانیان میبریم
(کنجکاوی در معنای رنج ایرانیان مهاجر
نشست دوم)
June 27, 2026
شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۶
به میزبانی حلقه_دیدگاه_نو و همکاری ایرلیور
@didgahenochann
eReliever.com
از رنجهایی که ما ایرانیان میبریم
(کنجکاوی در معنای رنج ایرانیان مهاجر
نشست دوم)
با حضور:
امیرحسین جلالی ندوشن
حسین کاجی
June 27, 2026
شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۶
به میزبانی حلقه_دیدگاه_نو و همکاری ایرلیور
@didgahenochann
eReliever.com
❤3
🛋 نسخه
هویت فرهنگی؛ منبعی برای تابآوری و سازگاری در مهاجرت
#دکتر_زهرا_کفعمی. روانپزشک. ایرلیور
حفظ هویت فرهنگی و پیوند با ریشههای قومی، یکی از عوامل مهم در سازگاری روانی مهاجران در فرایند مهاجرت است. هویت فرهنگی بخشی بنیادین از هویت فردی و جمعی انسان را شکل میدهد و آیینها، رسوم و شیوههای زندگی هر قوم ــ از جشنها، غذاها و دورهمیهای خانوادگی گرفته تا موسیقی، رقص و مناسک اجتماعی ــ نقش مهمی در تجربهی تعلق و تداوم روانی افراد دارند.
📩هر فرهنگ، الگوهای خاص خود را برای تجربه و ابراز شادی، غم، همدلی و پیوند اجتماعی دارد. برای مثال، ممکن است در یک فرهنگ جشنهای ملی و جمعی جایگاه محوری داشته باشند، در حالی که در فرهنگی دیگر، مناسک مذهبی یا آیینهای خانوادگی محور اصلی زندگی اجتماعی باشند. این الگوها تنها رفتارهایی بیرونی نیستند، بلکه حامل معنا، خاطره، پیوند و احساس خانهاند.
حفظ آیینهای فرهنگی، بهویژه در سالهای نخست پس از مهاجرت، میتواند به تداوم احساس هویت، کاهش غربت و تقویت سلامت روان مهاجر کمک کند. با این حال، مهاجرت معمولاً با تغییر، بازنگری و بازسازی هویت نیز همراه است. ازاینرو طبیعی است که مهاجر برخی از رسوم و ارزشهای فرهنگی خود را حفظ کند و در عین حال، برخی دیگر را متناسب با شرایط زندگی در جامعهی جدید تغییر دهد یا کنار بگذارد. این فرایند، لزوماً نشانهی گسست از هویت پیشین نیست، بلکه میتواند بخشی از سازگاری سالم با جامعهی میزبان باشد.
چنین تعادلی میان حفظ ریشهها و گشودگی نسبت به جهان تازه، به مهاجر کمک میکند نه در گذشته متوقف بماند و نه از پیشینهی خود گسسته شود. این مسیر میتواند احساس تداوم هویت، انعطافپذیری روانشناختی، احساس تعلق و سازگاری موفقتر با زندگی در کشور جدید را تقویت کند.
اطلاع از ماموریت ایرلیور، و مشاوران آن:
ereliever.com
صفحهی شخصی نویسنده در ایرلیور
ایرلیور در اینستاگرام
#نسخه
#خانه
#مهاجرت
#هویت
هویت فرهنگی؛ منبعی برای تابآوری و سازگاری در مهاجرت
#دکتر_زهرا_کفعمی. روانپزشک. ایرلیور
حفظ هویت فرهنگی و پیوند با ریشههای قومی، یکی از عوامل مهم در سازگاری روانی مهاجران در فرایند مهاجرت است. هویت فرهنگی بخشی بنیادین از هویت فردی و جمعی انسان را شکل میدهد و آیینها، رسوم و شیوههای زندگی هر قوم ــ از جشنها، غذاها و دورهمیهای خانوادگی گرفته تا موسیقی، رقص و مناسک اجتماعی ــ نقش مهمی در تجربهی تعلق و تداوم روانی افراد دارند.
📩هر فرهنگ، الگوهای خاص خود را برای تجربه و ابراز شادی، غم، همدلی و پیوند اجتماعی دارد. برای مثال، ممکن است در یک فرهنگ جشنهای ملی و جمعی جایگاه محوری داشته باشند، در حالی که در فرهنگی دیگر، مناسک مذهبی یا آیینهای خانوادگی محور اصلی زندگی اجتماعی باشند. این الگوها تنها رفتارهایی بیرونی نیستند، بلکه حامل معنا، خاطره، پیوند و احساس خانهاند.
حفظ آیینهای فرهنگی، بهویژه در سالهای نخست پس از مهاجرت، میتواند به تداوم احساس هویت، کاهش غربت و تقویت سلامت روان مهاجر کمک کند. با این حال، مهاجرت معمولاً با تغییر، بازنگری و بازسازی هویت نیز همراه است. ازاینرو طبیعی است که مهاجر برخی از رسوم و ارزشهای فرهنگی خود را حفظ کند و در عین حال، برخی دیگر را متناسب با شرایط زندگی در جامعهی جدید تغییر دهد یا کنار بگذارد. این فرایند، لزوماً نشانهی گسست از هویت پیشین نیست، بلکه میتواند بخشی از سازگاری سالم با جامعهی میزبان باشد.
جنبههای ارزشمند فرهنگ میتوانند منبعی مهم برای حمایت عاطفی، بازیابی هیجانی و افزایش تابآوری باشند. دورهمیهای فرهنگی، برگزاری آیینها و حفظ ارتباط با هموطنان، برای بسیاری از مهاجران تجربهای شبیه بازگشت نمادین به خانه ایجاد میکند؛ تجربهای که احساس امنیت، پیوستگی و تعلق را تقویت میکند.پژوهشهای معاصر در روانشناسی مهاجرت نشان میدهند که حفظ هویت فرهنگی زمانی بیشترین اثر را بر سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد که با مشارکت فعال در جامعهی میزبان همراه باشد. در این رویکرد، مهاجر ضمن حفظ زبان، آیینها و ارزشهای فرهنگی خود، برای یادگیری زبان کشور میزبان، برقراری روابط اجتماعی و آشنایی با هنجارها و ارزشهای جامعهی جدید نیز تلاش میکند.
چنین تعادلی میان حفظ ریشهها و گشودگی نسبت به جهان تازه، به مهاجر کمک میکند نه در گذشته متوقف بماند و نه از پیشینهی خود گسسته شود. این مسیر میتواند احساس تداوم هویت، انعطافپذیری روانشناختی، احساس تعلق و سازگاری موفقتر با زندگی در کشور جدید را تقویت کند.
ایرلیور: خانهی مهاجران ایرانی
کسب اطلاعات بیشتر و مشورت در مورد انتخاب مشاور پیام به واتساپ زیر
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
اطلاع از ماموریت ایرلیور، و مشاوران آن:
ereliever.com
صفحهی شخصی نویسنده در ایرلیور
ایرلیور در اینستاگرام
#نسخه
#خانه
#مهاجرت
#هویت
👍2
🛋 تامل
ویکتور فرانکل، کارل یونگ و آلن واتس
پنج قاعده یکسان برای زندگی؛ قواعدی که تقریباً هیچکس بر اساس آنها زندگی نمیکند
منبع: ساباستک علم و جان. ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶
لحظهای عجیب وجود دارد که با افزایش سن تجربهاش میکنید. یک روز متوجه میشوید زندگیتان به این دلیل تغییر نمیکند که تصمیمهای بهتری میگیرید.بلکه به این دلیل تغییر میکند که همان تصمیمهای ناخودآگاه را بارها تکرار میکنید. همان بحثها، همان ترسها. و همان عادتها. همان داستان نادیدنی درباره اینکه چه کسی هستید. اما به خودتان قول میدهید سال آینده متفاوت خواهد بود. اما بهندرت چنین میشود.بخش ناآرامکننده ماجرا این است:
بیشتر مردم این درسها را به این دلیل نادیده نمیگیرند که دشوارند. آنها نادیدهشان میگیرند، زیرا پذیرفتنشان مستلزم آن است که به انسانی کاملاً متفاوت تبدیل شوند. اینها پنج اصلی هستند که به نظر میرسد هر سه کشف کردهاند.
قاعده اول: از جستوجوی خوشبختی دست بردارید؛ در جستوجوی معنا باشید
فرهنگ مدرن ما را متقاعد کرده است که خوشبختی هدف زندگی است. فرانکل به خلاف این باور داشت. انسانها میتوانند رنجی حیرتانگیز را تاب بیاورند، بهشرط آنکه بدانند چرا رنج میکشند. بدون معنا، حتی آسایش نیز تحملناپذیر میشود. یونگ مشاهده کرده بود که بسیاری از اختلالات روانشناختی صرفاً بیماری نیستند؛ بلکه بحران معنا هستند. واتس استدلال میکرد که تعقیب خوشبختی مانند آن است که بخواهید با دست خود سطح آب را صاف کنید. هرچه سختتر آن را دنبال کنید، بیشتر از دسترس شما میگریزد. این موضوع تناقض عجیب زندگی مدرن را توضیح میدهد.هیچگاه پیش از این، انسانها تا این اندازه از امکانات و آسایش برخوردار نبودهاند. و هیچگاه پیش از این، اینهمه انسان از احساس پوچی سخن نگفتهاند. شاید مسئله این نیست که زندگی دشوارتر شده است. شاید ما لذت را با هدف و مقصود اشتباه گرفتهایم. معنا اغلب در پوشش مسئولیت از راه میرسد.
قاعده دوم: هرآنچه از روبهروشدن با آن امتناع کنید، سرانجام بر شما مسلط میشود
بیشتر مردم گمان میکنند اجتناب از چیزی، از آنها محافظت میکند. روانکاوی خلاف این را میگوید. یونگ بهطور مشهور استدلال میکرد آنچه ناخودآگاه باقی میماند، ناپدید نمیشود؛ بلکه از پشت پرده به زندگی شما شکل میدهد. فرانکل انسانهایی را میدید که از نظر جسمانی زندانی بودند، اما در درون آزاد باقی میماندند. و انسانهای دیگری که در آزادی زندگی میکردند، اما به زندانیان ترس تبدیل شده بودند. واتس بارها هشدار داده بود که مقاومت در برابر واقعیت، رنجی فراتر از درد اولیه ایجاد میکند. احساسی که سرکوب میکنید. گفتوگویی که به تعویق میاندازید. سوگی که هرگز آن را پردازش نمیکنید. احساس ناامنیای که زیر دستاوردهای خود پنهان میکنید. هیچیک از اینها ناپدید نمیشود. فقط شکل خود را تغییر میدهد. اضطراب. فرسودگی. کمالگرایی. کنترلگری. هیولا زیر تخت نیست. درون اتاقی است که از ورود به آن خودداری کردهاید.
قاعده سوم: هویت شما انعطافپذیرتر از آن چیزی است که تصور میکنید
یکی از خطرناکترین جملهها در زبان انگلیسی این است: «من همینم که هستم.» این جمله شبیه خودپذیری به نظر میرسد. اما اغلب به معنای تسلیمشدن است. یونگ معتقد بود «خود» ثابت نیست. خود در فرایندی مادامالعمر از یکپارچگی، پیوسته گشوده و آشکار میشود. فرانکل اصرار داشت که انسانها حتی در هولناکترین شرایط، یک آزادی را همچنان در اختیار دارند: آزادی انتخاب پاسخ خود. واتس این باور را به چالش میکشید که منِ منزوی همان کسی است که حقیقتاً هستیم. هویت شما زندان نیست. یک داستان است. و داستانها را میتوان از نو نوشت. آینده با کشف خودتان ساخته نمیشود. آینده با تبدیلشدن به کسی ساخته میشود که گذشته شما نمیتوانست ظهورش را پیشبینی کند.
ورق بزنید...
#مهاجرت
#معنا
ویکتور فرانکل، کارل یونگ و آلن واتس
پنج قاعده یکسان برای زندگی؛ قواعدی که تقریباً هیچکس بر اساس آنها زندگی نمیکند
فرانکل، یونگ و واتس بازماندهای از هولوکاست، روانکاوی پیشگام و فیلسوفی ذنگرا، از جهانهایی کاملاً متفاوت برخاستند. بااینحال، هر سه به حقایق ناخوشایند و یکسانی درباره آنچه زندگی را ارزش زیستن میبخشد، رسیدند.
منبع: ساباستک علم و جان. ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶
لحظهای عجیب وجود دارد که با افزایش سن تجربهاش میکنید. یک روز متوجه میشوید زندگیتان به این دلیل تغییر نمیکند که تصمیمهای بهتری میگیرید.بلکه به این دلیل تغییر میکند که همان تصمیمهای ناخودآگاه را بارها تکرار میکنید. همان بحثها، همان ترسها. و همان عادتها. همان داستان نادیدنی درباره اینکه چه کسی هستید. اما به خودتان قول میدهید سال آینده متفاوت خواهد بود. اما بهندرت چنین میشود.بخش ناآرامکننده ماجرا این است:
نزدیک به یک قرن پیش، سه تن از تأثیرگذارترین متفکران دوران مدرن ــ ویکتور فرانکل، کارل یونگ و آلن واتس ــ از مسیرهایی کاملاً متفاوت به این معما نزدیک شدند. یکی از اردوگاههای کار اجباری نازیها جان سالم به در برد. یکی زندگی خود را صرف کاوش در ذهن ناخودآگاه کرد. و دیگری فلسفه شرقی را برای جهان غرب ترجمه و تفسیر کرد. فرهنگهای متفاوت. حرفههای متفاوت. و باورهای متفاوت. بااینحال، آنها پیوسته به نتایجی بهطرز چشمگیری مشابه میرسیدند. نه درباره موفقیت. نه درباره خوشبختی. بلکه درباره دامهای روانشناختی پنهانی که بیسروصدا یک عمر کامل را میربایند.
بیشتر مردم این درسها را به این دلیل نادیده نمیگیرند که دشوارند. آنها نادیدهشان میگیرند، زیرا پذیرفتنشان مستلزم آن است که به انسانی کاملاً متفاوت تبدیل شوند. اینها پنج اصلی هستند که به نظر میرسد هر سه کشف کردهاند.
قاعده اول: از جستوجوی خوشبختی دست بردارید؛ در جستوجوی معنا باشید
فرهنگ مدرن ما را متقاعد کرده است که خوشبختی هدف زندگی است. فرانکل به خلاف این باور داشت. انسانها میتوانند رنجی حیرتانگیز را تاب بیاورند، بهشرط آنکه بدانند چرا رنج میکشند. بدون معنا، حتی آسایش نیز تحملناپذیر میشود. یونگ مشاهده کرده بود که بسیاری از اختلالات روانشناختی صرفاً بیماری نیستند؛ بلکه بحران معنا هستند. واتس استدلال میکرد که تعقیب خوشبختی مانند آن است که بخواهید با دست خود سطح آب را صاف کنید. هرچه سختتر آن را دنبال کنید، بیشتر از دسترس شما میگریزد. این موضوع تناقض عجیب زندگی مدرن را توضیح میدهد.هیچگاه پیش از این، انسانها تا این اندازه از امکانات و آسایش برخوردار نبودهاند. و هیچگاه پیش از این، اینهمه انسان از احساس پوچی سخن نگفتهاند. شاید مسئله این نیست که زندگی دشوارتر شده است. شاید ما لذت را با هدف و مقصود اشتباه گرفتهایم. معنا اغلب در پوشش مسئولیت از راه میرسد.
قاعده دوم: هرآنچه از روبهروشدن با آن امتناع کنید، سرانجام بر شما مسلط میشود
بیشتر مردم گمان میکنند اجتناب از چیزی، از آنها محافظت میکند. روانکاوی خلاف این را میگوید. یونگ بهطور مشهور استدلال میکرد آنچه ناخودآگاه باقی میماند، ناپدید نمیشود؛ بلکه از پشت پرده به زندگی شما شکل میدهد. فرانکل انسانهایی را میدید که از نظر جسمانی زندانی بودند، اما در درون آزاد باقی میماندند. و انسانهای دیگری که در آزادی زندگی میکردند، اما به زندانیان ترس تبدیل شده بودند. واتس بارها هشدار داده بود که مقاومت در برابر واقعیت، رنجی فراتر از درد اولیه ایجاد میکند. احساسی که سرکوب میکنید. گفتوگویی که به تعویق میاندازید. سوگی که هرگز آن را پردازش نمیکنید. احساس ناامنیای که زیر دستاوردهای خود پنهان میکنید. هیچیک از اینها ناپدید نمیشود. فقط شکل خود را تغییر میدهد. اضطراب. فرسودگی. کمالگرایی. کنترلگری. هیولا زیر تخت نیست. درون اتاقی است که از ورود به آن خودداری کردهاید.
قاعده سوم: هویت شما انعطافپذیرتر از آن چیزی است که تصور میکنید
یکی از خطرناکترین جملهها در زبان انگلیسی این است: «من همینم که هستم.» این جمله شبیه خودپذیری به نظر میرسد. اما اغلب به معنای تسلیمشدن است. یونگ معتقد بود «خود» ثابت نیست. خود در فرایندی مادامالعمر از یکپارچگی، پیوسته گشوده و آشکار میشود. فرانکل اصرار داشت که انسانها حتی در هولناکترین شرایط، یک آزادی را همچنان در اختیار دارند: آزادی انتخاب پاسخ خود. واتس این باور را به چالش میکشید که منِ منزوی همان کسی است که حقیقتاً هستیم. هویت شما زندان نیست. یک داستان است. و داستانها را میتوان از نو نوشت. آینده با کشف خودتان ساخته نمیشود. آینده با تبدیلشدن به کسی ساخته میشود که گذشته شما نمیتوانست ظهورش را پیشبینی کند.
ورق بزنید...
#مهاجرت
#معنا
❤2
🛋 ادامهی تامل فرانکل، یونگ و واتس
قاعده چهارم: زندگی زمانی شروع به تغییر میکند که دست از تلاش برای کنترل همهچیز بردارید
کنترلکردن احساس امنیت میدهد. اما درعینحال فرساینده میشود. ما میکوشیم نتایج را کنترل کنیم. دیگران را. زمان را. پول را. اعتبار و شهرت را. و حتی افکار خودمان را. اما نتیجه چیست؟ تنشی دائمی. واتس استدلال میکرد تلاش برای کنترل زندگی مانند آن است که بخواهید برای همیشه نفس خود را حبس کنید. سرانجام واقعیت پیروز میشود. فرانکل میان آنچه به سرنوشت تعلق دارد و آنچه در حوزه انتخاب شخصی است، تمایز قائل میشد. یونگ معتقد بود بلوغ روانشناختی نه از تسلط بر جهان، بلکه از برقراری رابطهای متفاوت با عدمقطعیت حاصل میشود. به شکلی طنزآمیز، تابآوری دقیقاً از جایی رشد میکند که یقین به پایان میرسد. شما نمیتوانید زندگی را کنترل کنید. اما میتوانید به انسانی تبدیل شوید که برای عملکردن، دیگر به قطعیت نیاز ندارد.
قاعده پنجم: بزرگترین زندان، زندانی است که نمیتوانید آن را ببینید.
یونگ خواستار آن بود که ناخودآگاه را آگاه کنیم. فرانکل انسانها را تشویق میکرد که به زندگی پاسخ دهند، نه اینکه از زندگی پاسخ مطالبه کنند. واتس یادآوری میکرد بسیاری از مشکلاتی که احساس میکنیم وجود دارند، از آنجا ناشی میشوند که افکار خود را با خود واقعیت اشتباه گرفتهایم. بیشتر مردم دههها برای رهایی از شرایط بیرونی خود تلاش میکنند. افراد اندکی درمییابند که زندان را با خود حمل میکنند. آزادی زمانی آغاز نمیشود که محیط شما تغییر کند. آزادی زمانی آغاز میشود که ادراک شما تغییر کند.
حقیقت ناراحتکننده
مردم اغلب میپرسند راز داشتن یک زندگی معنادار چیست. شاید این پرسش اشتباه باشد. پرسش بهتر این است: هنوز از کدام توهم محافظت میکنید؟ فرانکل وعده یک زندگی بدون درد را نداد. یونگ وعده یک زندگی ساده را نداد. واتس نیز قطعاً وعده یقین و قطعیت نداد. در عوض، آنها بهسوی چیزی اشاره کردند که هم دشوارتر بود و هم رهاییبخشتر. زندگی چیزی نیست که آن را فتح کنید. زندگی چیزی است که در آن مشارکت میکنید. تراژدی این نیست که زندگی کوتاه است. تراژدی این است که بسیاری از انسانها هرگز حقیقتاً زندگی نمیکنند، زیرا بیش از اندازه مشغول دفاع از نسخهای از خود هستند که سالها پیش ساختهاند. هر روزی که روبهروشدن با این حقیقت را به تعویق میاندازید، ناخودآگاه صفحه دیگری از آینده شما را مینویسد. دیگر مسئله این نیست که آیا زندگی شما تغییر خواهد کرد یا نه. زندگی تغییر خواهد کرد. تنها پرسش این است که آیا خودتان تغییر را انتخاب میکنید، یا منتظر میمانید تا زندگی آن را بهجای شما انتخاب کند.
پایان. ۲/۲
#معنا
#زندگی
#مهاجرت
قاعده چهارم: زندگی زمانی شروع به تغییر میکند که دست از تلاش برای کنترل همهچیز بردارید
کنترلکردن احساس امنیت میدهد. اما درعینحال فرساینده میشود. ما میکوشیم نتایج را کنترل کنیم. دیگران را. زمان را. پول را. اعتبار و شهرت را. و حتی افکار خودمان را. اما نتیجه چیست؟ تنشی دائمی. واتس استدلال میکرد تلاش برای کنترل زندگی مانند آن است که بخواهید برای همیشه نفس خود را حبس کنید. سرانجام واقعیت پیروز میشود. فرانکل میان آنچه به سرنوشت تعلق دارد و آنچه در حوزه انتخاب شخصی است، تمایز قائل میشد. یونگ معتقد بود بلوغ روانشناختی نه از تسلط بر جهان، بلکه از برقراری رابطهای متفاوت با عدمقطعیت حاصل میشود. به شکلی طنزآمیز، تابآوری دقیقاً از جایی رشد میکند که یقین به پایان میرسد. شما نمیتوانید زندگی را کنترل کنید. اما میتوانید به انسانی تبدیل شوید که برای عملکردن، دیگر به قطعیت نیاز ندارد.
قاعده پنجم: بزرگترین زندان، زندانی است که نمیتوانید آن را ببینید.
خطرناکترین زندانها بهندرت دیوار دارند. آنها از پیشفرضها ساخته شدهاند. اینکه ارزش شما به دستاوردهایتان بستگی دارد. اینکه همه در حال قضاوتکردن شما هستند. اینکه موفقیت، رضایت و خشنودی را تضمین میکند. اینکه آسایش همان امنیت است. این باورها بیسروصدا به مسیرهای شغلی، روابط و تمام هویت انسان شکل میدهند.
یونگ خواستار آن بود که ناخودآگاه را آگاه کنیم. فرانکل انسانها را تشویق میکرد که به زندگی پاسخ دهند، نه اینکه از زندگی پاسخ مطالبه کنند. واتس یادآوری میکرد بسیاری از مشکلاتی که احساس میکنیم وجود دارند، از آنجا ناشی میشوند که افکار خود را با خود واقعیت اشتباه گرفتهایم. بیشتر مردم دههها برای رهایی از شرایط بیرونی خود تلاش میکنند. افراد اندکی درمییابند که زندان را با خود حمل میکنند. آزادی زمانی آغاز نمیشود که محیط شما تغییر کند. آزادی زمانی آغاز میشود که ادراک شما تغییر کند.
حقیقت ناراحتکننده
مردم اغلب میپرسند راز داشتن یک زندگی معنادار چیست. شاید این پرسش اشتباه باشد. پرسش بهتر این است: هنوز از کدام توهم محافظت میکنید؟ فرانکل وعده یک زندگی بدون درد را نداد. یونگ وعده یک زندگی ساده را نداد. واتس نیز قطعاً وعده یقین و قطعیت نداد. در عوض، آنها بهسوی چیزی اشاره کردند که هم دشوارتر بود و هم رهاییبخشتر. زندگی چیزی نیست که آن را فتح کنید. زندگی چیزی است که در آن مشارکت میکنید. تراژدی این نیست که زندگی کوتاه است. تراژدی این است که بسیاری از انسانها هرگز حقیقتاً زندگی نمیکنند، زیرا بیش از اندازه مشغول دفاع از نسخهای از خود هستند که سالها پیش ساختهاند. هر روزی که روبهروشدن با این حقیقت را به تعویق میاندازید، ناخودآگاه صفحه دیگری از آینده شما را مینویسد. دیگر مسئله این نیست که آیا زندگی شما تغییر خواهد کرد یا نه. زندگی تغییر خواهد کرد. تنها پرسش این است که آیا خودتان تغییر را انتخاب میکنید، یا منتظر میمانید تا زندگی آن را بهجای شما انتخاب کند.
پایان. ۲/۲
#معنا
#زندگی
#مهاجرت
❤2👍1👎1
🛋 اطلاعرسانی
دعوت به نشست
در اهمیت شهرنوش پارسیپور
نشر باران استکهلم قرار است جمعه هفتم آگوست، یادبودی برای نویسندهی تازه درگذشته شهرنوش پارسیپور برگزار کند.
شهرنوش پارسیپور سوم ژوئیهٔ ۲۰۲۶ درگذشت. فقدان او پایان زندگی نویسندهای است که مرزهای روایت زنانه در ادبیات فارسی را جابهجا کرده و برای این کار، بهایی واقعی ــ زندان، سانسور و تبعید ــ پرداخته است.
اهمیت پارسیپور را نباید فقط در این دانست که «درباره زنان» مینوشت. پیش از او نیز زنان در داستان فارسی حضور داشتند؛ اما اغلب موضوع عشق، رنج، فداکاری یا داوری اخلاقی مردان بودند. پارسیپور زن را از جایگاه موضوع روایت بیرون آورد و به صاحب بدن، میل، تخیل، خشم، تناقض و سرنوشت تبدیل کرد. زنان آثار او نمونههای آرمانی زن و زنانگی نیستند، اما قربانیانی کلیشه هم نبودهاند. آنان موجوداتی پیچیدهاند که میخواهند معنای زندگی خود را مستقل از نظم مردسالارانه پیدا کنند.
در «طوبا و معنای شب»، زندگی یک زن به بستری برای روایت برخورد سنت، عرفان، تجدد و تاریخ سیاسی ایران بدل میشود. این رمان از آثار شاخص ادبیات معاصر فارسی شناخته شده و مضمون مرکزی آن، کشمکش روحهای آزاد ــ غالباً زنان ــ با اخلاق سازشطلب زمانه است. در «زنان بدون مردان» که موضوع ساخت فیلمی به همین نام اثر شیرین نشاط و با بازی نویسنده قرار گرفت، نیز پارسیپور با پیونددادن واقعیت اجتماعی، تمثیل ایرانی، عرفانی و واقعگرایی رئالیسم جادوییوار همانند آثاری از گابریل گارسیا مارکز، فضایی آفرید که در آن زنان میکوشند مالک بدن و زندگی خود باشند. این کتاب پس از انتشار ممنوع شد، بهصورت زیرزمینی دستبهدست گشت و نویسندهاش بار دیگر زندانی شد.
فراتر از نوآوری مضمونی، پارسیپور نشان داد که رمان فارسی ناگزیر نیست میان واقعگرایی اجتماعی و جهان اسطوره و خیال یکی را انتخاب کند. در نوشتههای او تاریخ، رؤیا، بدن، مرگ و دگرگونیهای ناممکن در کنار یکدیگر قرار میگیرند، بیآنکه روایت به بیانیه سیاسی یا گزارش جامعهشناختی فروکاسته شود. او مسئله زن ایرانی را به ادبیات تبدیل کرد، نه به شعار؛ و همین تفاوت نویسنده بزرگ با کنشگر صرف است.
البته فروکاستن پارسیپور به عنوانهایی مانند «نویسنده فمینیست» نیز حق او را ادا نمیکند. فمینیسم یکی از پایههای آثار اوست، اما کارش وسیعتر است. وی بررسی آزادی فردی در جامعهای که خانواده، سنت، دولت و حتی زبان، پیوسته میکوشند فرد را تعریف و محدود کنند پرداخت. زندان و سانسور به آثارش اهمیت ندادهاند؛ اهمیت ادبی آثار اوست که شدت واکنش قدرت را توضیح میدهد.
قرارگرفتن ترجمه تازه «زنان بدون مردان» در فهرست بلند جایزه بینالمللی بوکر ۲۰۲۶، بیش از سه دهه پس از انتشار فارسی آن، نشان داد که آثار مهم ممکن است مدتی سرکوب یا نادیده گرفته شوند، اما لزوماً کهنه نمیشوند. پارسیپور از نخستین کسانی بود که آنچه را بعدها در شعار «زن، زندگی، آزادی» صورتبندی شد، سالها پیش در قالب شخصیتهای داستانی و با تخیل ادبی به زبان آورده بود.
بعد از پارسیپور، زن در ادبیات فارسی دیگر نمیتوانست صرفاً آن چیزی باقی بماند که دیگران دربارهاش میگویند؛ او خود آغاز به سخنگفتن کرده بود.
#ایرلیور
#خانه
#مهاجر
#ایرانی
دعوت به نشست
در اهمیت شهرنوش پارسیپور
نشر باران استکهلم قرار است جمعه هفتم آگوست، یادبودی برای نویسندهی تازه درگذشته شهرنوش پارسیپور برگزار کند.
شهرنوش پارسیپور سوم ژوئیهٔ ۲۰۲۶ درگذشت. فقدان او پایان زندگی نویسندهای است که مرزهای روایت زنانه در ادبیات فارسی را جابهجا کرده و برای این کار، بهایی واقعی ــ زندان، سانسور و تبعید ــ پرداخته است.
اهمیت پارسیپور را نباید فقط در این دانست که «درباره زنان» مینوشت. پیش از او نیز زنان در داستان فارسی حضور داشتند؛ اما اغلب موضوع عشق، رنج، فداکاری یا داوری اخلاقی مردان بودند. پارسیپور زن را از جایگاه موضوع روایت بیرون آورد و به صاحب بدن، میل، تخیل، خشم، تناقض و سرنوشت تبدیل کرد. زنان آثار او نمونههای آرمانی زن و زنانگی نیستند، اما قربانیانی کلیشه هم نبودهاند. آنان موجوداتی پیچیدهاند که میخواهند معنای زندگی خود را مستقل از نظم مردسالارانه پیدا کنند.
در «طوبا و معنای شب»، زندگی یک زن به بستری برای روایت برخورد سنت، عرفان، تجدد و تاریخ سیاسی ایران بدل میشود. این رمان از آثار شاخص ادبیات معاصر فارسی شناخته شده و مضمون مرکزی آن، کشمکش روحهای آزاد ــ غالباً زنان ــ با اخلاق سازشطلب زمانه است. در «زنان بدون مردان» که موضوع ساخت فیلمی به همین نام اثر شیرین نشاط و با بازی نویسنده قرار گرفت، نیز پارسیپور با پیونددادن واقعیت اجتماعی، تمثیل ایرانی، عرفانی و واقعگرایی رئالیسم جادوییوار همانند آثاری از گابریل گارسیا مارکز، فضایی آفرید که در آن زنان میکوشند مالک بدن و زندگی خود باشند. این کتاب پس از انتشار ممنوع شد، بهصورت زیرزمینی دستبهدست گشت و نویسندهاش بار دیگر زندانی شد.
فراتر از نوآوری مضمونی، پارسیپور نشان داد که رمان فارسی ناگزیر نیست میان واقعگرایی اجتماعی و جهان اسطوره و خیال یکی را انتخاب کند. در نوشتههای او تاریخ، رؤیا، بدن، مرگ و دگرگونیهای ناممکن در کنار یکدیگر قرار میگیرند، بیآنکه روایت به بیانیه سیاسی یا گزارش جامعهشناختی فروکاسته شود. او مسئله زن ایرانی را به ادبیات تبدیل کرد، نه به شعار؛ و همین تفاوت نویسنده بزرگ با کنشگر صرف است.
البته فروکاستن پارسیپور به عنوانهایی مانند «نویسنده فمینیست» نیز حق او را ادا نمیکند. فمینیسم یکی از پایههای آثار اوست، اما کارش وسیعتر است. وی بررسی آزادی فردی در جامعهای که خانواده، سنت، دولت و حتی زبان، پیوسته میکوشند فرد را تعریف و محدود کنند پرداخت. زندان و سانسور به آثارش اهمیت ندادهاند؛ اهمیت ادبی آثار اوست که شدت واکنش قدرت را توضیح میدهد.
قرارگرفتن ترجمه تازه «زنان بدون مردان» در فهرست بلند جایزه بینالمللی بوکر ۲۰۲۶، بیش از سه دهه پس از انتشار فارسی آن، نشان داد که آثار مهم ممکن است مدتی سرکوب یا نادیده گرفته شوند، اما لزوماً کهنه نمیشوند. پارسیپور از نخستین کسانی بود که آنچه را بعدها در شعار «زن، زندگی، آزادی» صورتبندی شد، سالها پیش در قالب شخصیتهای داستانی و با تخیل ادبی به زبان آورده بود.
بعد از پارسیپور، زن در ادبیات فارسی دیگر نمیتوانست صرفاً آن چیزی باقی بماند که دیگران دربارهاش میگویند؛ او خود آغاز به سخنگفتن کرده بود.
#ایرلیور
#خانه
#مهاجر
#ایرانی
❤3
🛋 همکاری
بنیاد کیان و ایرلیور برگزار میکنند:
تروما آگاهی: مطالعهی گروهی
جهت ثبتنام از این پیوند استفاده نمایید.
#ایرلیور
#خانه
#مهاجر
#کیان
بنیاد کیان و ایرلیور برگزار میکنند:
تروما آگاهی: مطالعهی گروهی
ویژهی درمانگران فارسیزبان
برنامه برای مخاطب عمومی مناسب نمیباشد.
جهت ثبتنام از این پیوند استفاده نمایید.
#ایرلیور
#خانه
#مهاجر
#کیان
👍1👏1
🛋 اطلاعرسانی رویداد
یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ ( دوم آگوست ۲۰۲۶) ایرلیور پنجمین رویداد رویاورزی اجتماعی را ویژهی ایرانیان مقیم خارج ایران برگزار خواهد کرد.
رویداد در فضای گوگلمیت برنامهریزی شده، و ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت ایران برگزار خواهد شد.
رویاورزی اجتماعی (Social Dreaming) روشی است برای بهاشتراکگذاری رویاها و کار کردن روی آنها در یک فضای جمعی؛ با این هدف که از دلِ « تداعی در/بر رویاها» بتوان روندها و پویاییهای اجتماعی را دید و دربارهشان فکر کرد.
در این رویداد تجربی و تجربهمحور، رویا صرفاً «متریال شخصیِ روان فرد» نیست؛ بلکه رویاها در یک میدان اجتماعی/جمعی وارد گردش میشوند و از طریق تداعیها، پیوندها و موازیسازیهای فرهنگی/اجتماعی، فکر تولید میکنند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به نشانی زیر در «واتساپ» پیام بدهید.
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
www.eReliever.com
به اینستاگرام ما بپیوندید
#رویداد
یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ ( دوم آگوست ۲۰۲۶) ایرلیور پنجمین رویداد رویاورزی اجتماعی را ویژهی ایرانیان مقیم خارج ایران برگزار خواهد کرد.
رویداد در فضای گوگلمیت برنامهریزی شده، و ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت ایران برگزار خواهد شد.
رویاورزی اجتماعی (Social Dreaming) روشی است برای بهاشتراکگذاری رویاها و کار کردن روی آنها در یک فضای جمعی؛ با این هدف که از دلِ « تداعی در/بر رویاها» بتوان روندها و پویاییهای اجتماعی را دید و دربارهشان فکر کرد.
در این رویداد تجربی و تجربهمحور، رویا صرفاً «متریال شخصیِ روان فرد» نیست؛ بلکه رویاها در یک میدان اجتماعی/جمعی وارد گردش میشوند و از طریق تداعیها، پیوندها و موازیسازیهای فرهنگی/اجتماعی، فکر تولید میکنند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به نشانی زیر در «واتساپ» پیام بدهید.
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
www.eReliever.com
به اینستاگرام ما بپیوندید
#رویداد
eReliever خانهی مهاجران ایرانی
🛋 اطلاعرسانی رویداد یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ ( دوم آگوست ۲۰۲۶) ایرلیور پنجمین رویداد رویاورزی اجتماعی را ویژهی ایرانیان مقیم خارج ایران برگزار خواهد کرد. رویداد در فضای گوگلمیت برنامهریزی شده، و ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت ایران برگزار خواهد شد. …
🛋 امکان ثبتنام برای تاریخ جدید
یکشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۵ ( نهم آگوست ۲۰۲۶) ایرلیور پنجمین رویداد رویاورزی اجتماعی را ویژهی ایرانیان مقیم خارج ایران برگزار خواهد کرد.
رویداد در فضای گوگلمیت برنامهریزی شده، و ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت ایران برگزار خواهد شد.
رویاورزی اجتماعی (Social Dreaming) روشی است برای بهاشتراکگذاری رویاها و کار کردن روی آنها در یک فضای جمعی؛ با این هدف که از دلِ « تداعی در/بر رویاها» بتوان روندها و پویاییهای اجتماعی را دید و دربارهشان فکر کرد.
در این رویداد تجربی و تجربهمحور، رویا صرفاً «متریال شخصیِ روان فرد» نیست؛ بلکه رویاها در یک میدان اجتماعی/جمعی وارد گردش میشوند و از طریق تداعیها، پیوندها و موازیسازیهای فرهنگی/اجتماعی، فکر تولید میکنند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به نشانی زیر در «واتساپ» پیام بدهید.
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
www.eReliever.com
#رویداد
یکشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۵ ( نهم آگوست ۲۰۲۶) ایرلیور پنجمین رویداد رویاورزی اجتماعی را ویژهی ایرانیان مقیم خارج ایران برگزار خواهد کرد.
رویداد در فضای گوگلمیت برنامهریزی شده، و ساعت ۲۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت ایران برگزار خواهد شد.
رویاورزی اجتماعی (Social Dreaming) روشی است برای بهاشتراکگذاری رویاها و کار کردن روی آنها در یک فضای جمعی؛ با این هدف که از دلِ « تداعی در/بر رویاها» بتوان روندها و پویاییهای اجتماعی را دید و دربارهشان فکر کرد.
در این رویداد تجربی و تجربهمحور، رویا صرفاً «متریال شخصیِ روان فرد» نیست؛ بلکه رویاها در یک میدان اجتماعی/جمعی وارد گردش میشوند و از طریق تداعیها، پیوندها و موازیسازیهای فرهنگی/اجتماعی، فکر تولید میکنند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام به نشانی زیر در «واتساپ» پیام بدهید.
https://wa.me/message/ENG3NLR7MBKLD1
www.eReliever.com
#رویداد