دچار | Duchar
172K subscribers
3.88K photos
39 videos
617 links
دچار باید بود؛
دچار یعنی عاشق…
تبلیغات؟ @DucharRates
Download Telegram
«و سیگار، پناهگاهِ جان‌های محزون است.»
گاهی آدم‌ها از روی کینه، شما را در آغوش می‌گیرند تا مطمئن شوند قلبتان هنوز برای آسیب دیدن می‌تپد…
هر کجای ایرانم که دست می‌گذارم، درد می‌کند!
دست‌ها.
برگرد…
با تنهایی‌ات کجا می‌گریزی؟
من آبادیِ توام!
من عمرم را با نگاه کردن در چشمِ مردم گذرانده‌ام؛ چشم، تنها جایِ بدن است که شاید هنوز روحی در آن باقی مانده باشد…!
دردِ یک سرزمین،
فقط خرابیِ دیوارهایش نیست؛
خستگیِ مردمانی‌ست که دیگر به هیچ‌چیز امید ندارند…
سیگارهای نکشیده.
علیرضا آریانفر.
و باز هم سیگار روشن می‌کنم…
@Duchar
عشق.
نمی‌گذرد…
نمی‌دانم، شاید هم می‌گذرد؛
اما در پسِ این گذر، از من چه باقی خواهد ماند؟
غمگینت خواهند کرد؛
بسیار غمگین.
آن‌وقت حتماً مرا به یاد خواهی آورد.
هنوزم چشمای تو.
تورج شعبان‌خانی.
اما افسوس، تورو خواستن، دیگه دیره.
@Duchar
من در فروپاشی‌هایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیرهٔ در، زار می‌زنم؛ طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست.
این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش می‌گرفتمش.
به خاطر آوردنت را دوست دارم؛
چه زیبا مرا از هم می‌پاشی.
«و غم، میانِ استخوان‌هایم آشیانه دارد…»
باغ خشکیده.
ماندانا خضرایی.
رفتی و دل دیوانه شد، با هر خوشی بیگانه شد
بی تو دگر این سوز غم، پایان ندارد…
@Duchar
بوسه‌گاه.
از دیده برفتی و هنوز، کنجِ دلی.
Forwarded from 2F3A7 (Ftima)
«اندوه تمام نمی‌شود؛
تو آن‌قدر وسیع می‌شوی که اندوه در تو گم می‌شود.»