آثارِ فرانتس کافکا را به این ترتیب بخوانید:
مسخ، حکم، در مستعمرهٔ کیفری، گرسنگیهنرمند، محاکمه، قصر.
مسخ، حکم، در مستعمرهٔ کیفری، گرسنگیهنرمند، محاکمه، قصر.
2
و من دریافتهام،
وقتی کسی
تو را دوست دارد،
نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
وقتی کسی
تو را دوست دارد،
نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
1
آثارِ فئودور داستایفسکی را به این ترتیب بخوانید:
شبهای روشن، یادداشتهای زیرزمینی، جنایت و مکافات، ابله، شیاطین، برادران کارامازوف.
شبهای روشن، یادداشتهای زیرزمینی، جنایت و مکافات، ابله، شیاطین، برادران کارامازوف.
1
در نامهٔ خودکشیاش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
2
از تو،
چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم.
حتی امروز، فکرِ تو در ذهنم با رنج آمیخته است.
چنان رنجی به من رسیده که هرگز انتظارش را از هیچ جنبندهای نداشتم.
حتی امروز، فکرِ تو در ذهنم با رنج آمیخته است.
1
دلم برات تنگ شده؛
اما نمیام سمتت.
حتی ازت فرار هم میکنم؛
چون یه جایی از مغزم میدونه اگه بیام،
دیگه برنمیگردم.
اما نمیام سمتت.
حتی ازت فرار هم میکنم؛
چون یه جایی از مغزم میدونه اگه بیام،
دیگه برنمیگردم.
1