اما عزیزترینم،
اگر روزی من نبودم و دلت برایم تنگ شد، کافیست به آینه نگاه کنی…
بخشی از وجودِ من،
تا ابد در چشمهایِ تو باقی میماند.
اگر روزی من نبودم و دلت برایم تنگ شد، کافیست به آینه نگاه کنی…
بخشی از وجودِ من،
تا ابد در چشمهایِ تو باقی میماند.
3
چه بدانم عزیزِ من؛
حتی اگر تو میانِمان دیواری بکشی،
من در نهایت آن دیوار را
به رنگی که دوستش داری
نقاشی خواهم کرد.
حتی اگر تو میانِمان دیواری بکشی،
من در نهایت آن دیوار را
به رنگی که دوستش داری
نقاشی خواهم کرد.
2
مادرم در آخرین نامهاش برایم نوشته بود:
«تمامت را به کسی نده، که اندکش را به تو میدهد؛
این کار را با خودت نکن عزیزکم.»
«تمامت را به کسی نده، که اندکش را به تو میدهد؛
این کار را با خودت نکن عزیزکم.»
1
اگر از من بپرسند: سلام مهمتر است یا خداحافظی؟
قطعاً خواهم گفت: خداحافظی…
من سالهاست نمیدانم کجا، به چه دلیل و چگونه رها شدم.
قطعاً خواهم گفت: خداحافظی…
من سالهاست نمیدانم کجا، به چه دلیل و چگونه رها شدم.
2
گفت: زمان التیام میبخشد؛
بله عزیزِ من، اما
آدم هیچوقت طعمِ برخی اشکها را فراموش نمیکند…
بله عزیزِ من، اما
آدم هیچوقت طعمِ برخی اشکها را فراموش نمیکند…
1
از دستِ زندگی خستهام.
هرقدر به مسخرگی میگذرانم،
میبینم نمیشود که نمیشود، که نمیشود…
هرقدر به مسخرگی میگذرانم،
میبینم نمیشود که نمیشود، که نمیشود…
1
آثارِ صادق هدایت را به این ترتیب بخوانید:
زندهبهگور، سهقطره خون، سگ ولگرد، بوف کور، علویه خانم، حاجیآقا.
زندهبهگور، سهقطره خون، سگ ولگرد، بوف کور، علویه خانم، حاجیآقا.
2
آثارِ فرانتس کافکا را به این ترتیب بخوانید:
مسخ، حکم، در مستعمرهٔ کیفری، گرسنگیهنرمند، محاکمه، قصر.
مسخ، حکم، در مستعمرهٔ کیفری، گرسنگیهنرمند، محاکمه، قصر.
2
و من دریافتهام،
وقتی کسی
تو را دوست دارد،
نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
وقتی کسی
تو را دوست دارد،
نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
1
آثارِ فئودور داستایفسکی را به این ترتیب بخوانید:
شبهای روشن، یادداشتهای زیرزمینی، جنایت و مکافات، ابله، شیاطین، برادران کارامازوف.
شبهای روشن، یادداشتهای زیرزمینی، جنایت و مکافات، ابله، شیاطین، برادران کارامازوف.
1
در نامهٔ خودکشیاش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
2