دچار | Duchar
168K subscribers
3.87K photos
39 videos
616 links
دچار باید بود؛
دچار یعنی عاشق…
تبلیغات: @DucharRates
Download Telegram
«همه‌چیز را پذیرفته‌ام، اما همچنان غمگینم…»
4
پناه‌گاه.
2
اما عزیزترینم،
اگر روزی من نبودم و دلت برایم تنگ شد، کافی‌ست به آینه نگاه کنی…
بخشی از وجودِ من،
تا ابد در چشم‌هایِ تو باقی می‌ماند.
3
چه بدانم عزیزِ من؛
حتی اگر تو میانِ‌مان دیواری بکشی،
من در نهایت آن دیوار را
به رنگی که دوستش داری
نقاشی خواهم کرد.
2
مادرم در آخرین نامه‌اش برایم نوشته بود:
«تمامت را به کسی نده، که اندکش را به تو می‌دهد؛
این کار را با خودت نکن عزیزکم.»
1
سیگارها غذا هستند، برای روح‌های شکسته.
1
اگر از من بپرسند: سلام مهم‌تر است یا خداحافظی؟
قطعاً خواهم گفت: خداحافظی…
من سال‌هاست نمی‌دانم کجا، به چه دلیل و چگونه رها شدم.
2
من برای شنیدنِ یک جملهٔ امیدوارکننده از تو، تمامِ امیدم را گرو گذاشتم.
1
گفت: زمان التیام می‌بخشد؛
بله عزیزِ من، اما
آدم هیچ‌وقت طعمِ برخی اشک‌ها را فراموش نمی‌کند…
1
اطمینان.
1
از دستِ زندگی خسته‌ام.
هرقدر به مسخرگی می‌گذرانم،
می‌بینم نمی‌شود که نمی‌شود، که نمی‌شود…
1
آثارِ صادق هدایت را به این ترتیب بخوانید:
زنده‌به‌گور، سه‌قطره خون، سگ ولگرد، بوف کور، علویه خانم، حاجی‌آقا.
2
وصل.
1
آثارِ فرانتس کافکا را به این ترتیب بخوانید:
مسخ، حکم، در مستعمرهٔ کیفری، گرسنگی‌هنرمند، محاکمه، قصر.
2
و من دریافته‌ام،
وقتی کسی
تو را دوست دارد،
نمی‌گذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
1
کمی قبل‌تر از بوسه.
1
آثارِ فئودور داستایفسکی را به این ترتیب بخوانید:
شب‌های روشن، یادداشت‌های زیرزمینی، جنایت و مکافات، ابله، شیاطین، برادران کارامازوف.
1
«به آغوشم بیا…
حتی به شکلِ گلوله‌ای.»
2
امروز 26 June، روز جهانی بوسیدن لب‌های دوست صمیمته.
1
عشق.
1
در نامهٔ خودکشی‌اش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچ‌کس باز نکرد.»
2