دچار | Duchar
168K subscribers
3.88K photos
39 videos
618 links
دچار باید بود؛
دچار یعنی عاشق…
تبلیغات: @DucharRates
Download Telegram
خونه.
نمی‌خواهم کسی را سرزنش کنم،
اما گاهی فکر می‌کنم جهان برای قلب‌هایی مثل من زیادی سنگین است.
و عزیزِ من،
پس از تو دیگر به هیچ عشقی اعتماد ندارم.
36
تو بمان.
9
منتظرت نیستم، چون می‌دانم دوستم نداری؛
و دل هم نکنده‌ام، چون دوستت دارم.
جایی بین زمین و هوا، معلق مانده‌ام.
37
کمی قبل‌تر از بوسه.
بعد از من،
چیزهایی را که دوستشان دارم
از یاد نبر؛
شعر را، باران را،
ماه را، موسیقی را،
خودت را، خودت را، خودت را.
29
عشق.
به آن‌ها که مبتلا نشده‌اند بگویید:
اگر تحملِ رنجی ابدی را دارید، عاشق شوید!
52
آغوش.
گاهی آدمی آن‌قدر کسی را دوست دارد
که حتی اگر به او نرسد، باز هم حاضر است تمام عمرش را
در آتشِ دلتنگی بسوزد؛
چون برایش همین دوست‌داشتن کافی‌ست.
پناه.
7
ما برای به دوش کشیدن این‌همه رنج، به‌اندازه‌ی کافی گناهکار نبودیم.
43
بوسه.
11
«و ناگهان، به یاد آنچه با تو گذرانده بودم، گریستم.»
65
آغوش.
33
اهمیت ندارد چقدر زیبا و کامل باشی؛
تا زمانی که کنارِ آدمِ اشتباهی بایستی، همیشه کم خواهی بود.
87
«و امیدوارم روزی که رنجت به پایان رسید،
تو هنوز ادامه داشته باشی.»
78
خودم را چنان در تنهاییِ وحشتناکی می‌دیدم که به فکرِ خودکشی افتادم. چیزی که جلویم را گرفت، این بود که هیچ‌کس، مطلقاً هیچ‌کس، از مرگم متأثر نخواهد شد و در مرگ، خیلی تنهاتر از زندگی خواهم بود.
از من باور کن عزیز من،
آن که سکوت را انتخاب کرده، تقریباً یک‌بار همه‌چیز را گفته.
زخمم را پذیرفته‌ام،
اما با هر اتفاق
باز به سراغش می‌روم،
برای آنچه می‌توانست باشد سوگواری می‌کنم و با خود می‌گویم:
اگر این زخم نبود،
شاید زندگی این‌گونه نمی‌شد…